فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۶۱ تا ۸۸۰ مورد از کل ۷٬۸۴۵ مورد.
حوزههای تخصصی:
علامه محمد اقبال لاهوری (۱۸۷۳-۱۹۳۸م) یکی از مصلحین و پایه گذاران پاکستان و از شاعران برجسته متعهد در تاریخ معاصر است که درباره ی حسین بن علی(رض) و نهضت او اشعار و ابیاتی تأثیرگذار داشته است. وی با اهتمام به اوضاع مسلمانان شبه قاره هند و با الهام از آموزه های قیام حسین(رض)، آنان را از بردگی سیاسی و فرهنگی بیگانگان آگاه ساخته و توانست زیباترین تعابیر و مضامین را در تبیین قیام آن حضرت ابلاغ و گزارش نماید که در نوع خود از دیدگاه ادبی و عرفانی و تاریخی کم نظیر است. این مقاله به طور کلی، حضرت حسین بن علی(رض) را از دیدگاه مولانا اقبال لاهوری مورد بررسی و کنکاش قرار می دهد. ندای اقبال برای همه انسان های آزاده همچنان زنده، مستدام و طنین انداز است. وی نسل معاصر را مخاطب آموزه های خود نمود تا رسالت تعلیم آزادگی و جوانمردی و مبارزه و تلاش برای انواع از بین بردن بردگی های فکری، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی همه انسان ها و به ویژه مسلمانان را به انجام رساند. این پژوهش براساس دیوان فارسی اقبال لاهوری سامان یافته و دیوان اشعار اردوی وی را شامل نمی شود.
بررسی عملکرد نهاد وکالت در دوران اختفا و زندان حسین بن روح نوبختی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی تاریخ اسلام و سیره تاریخ و سیره شناسی تاریخ و سیره اهل بیت(ع)
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی تاریخ اسلام و سیره تاریخ و سیره شناسی تاریخ سیاسی مسلمین
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی حدیث و علوم حدیث حدیث معارف حدیثی تاریخ و سیره پیامبران و امامان در روایات
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام امام شناسی مهدویت
مناسبات امام جواد (ع) با شیعیان ساکن منطقه جبال ایران(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
فرایند و چگونگی مناسبات اهل بیت(ع) با ایرانیان، یکی از مهم ترین مباحث تاریخ ایران در دوره اسلامی به شمار می رود. امام جواد(ع) در عمر کوتاه خود، با وجود محدودیت های بسیار، به روش های مختلف با شیعیان ساکن در ایران به ویژه در منطقه جبال (جبل) مانند قم، همدان و ری ارتباط داشت. این نوشتار پس از مروری بر مفاهیم اصلی استفاده شده در مقاله و اشاره به شرایط زیست اجتماعی امام جواد(ع)، کوشیده است با استناد به انواع گزارش های تاریخی، شکل های تعامل امام جواد(ع) با شیعیان ساکن در قم، همدان، ری، قزوین، آوه، کاشان، اصفهان و دینور را، که در قالب تماس ها، مکاتبات، روابط مالی و تعیین وکیل بروز یافته است، بررسی کند. یافته های این پژوهش نشان دهنده گسترش مناسبات امام جواد7 با ایرانیان در مقایسه با امامان پیش از ایشان است.
بررسی علل افول تمدن اسلامی از دیدگاه شکیپ ارسلان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چکیده درباره افول تمدن اسلامی تاکنون مقالات و کتب متعددی به رشته تحریر درآمده است و نویسندگان سعی کرده اند بر اساس مبانی فکری و انگاره های ذهنی خویش علل این افول را بررسی کنند.یکی از برجسته ترین این متفکران شکیب ارسلان(1286-1366)بود که بر خلاف جریان های بنیادگرا و غربگرا،گرایش نوگرایی اسلامی داشت و سعی کرد در آثارش به خصوص کتاب«لماذا تأخر المسلمون و لماذا تقدم غیرهم» به این سئوال تاریخی مهم جواب دهد که چرا مسلمانان در عرصه تمدن از غیر مسلمان عقب ماندند.او پس از سفرهای فراوان به کشورهای مختلفی مثل آمریکا،شوروی سابق و اسپانیا راز عقب ماندگی را در دو عامل داخلی و خارجی جستجو کرد که مهمترین عوامل داخلی از نگاه وی جهل،علم ناقص،فساد اخلافی ،ترس و نومیدی و استبداد بود.ارسلان از تأثیرات و نفوذ کشورهای غربی در قالب های سیاسی،اقتصادی و تبشیری و نیز همجواری کشورهای اسلامی با کشورهای استعمارگر به عنوان عوامل خارجی در انحطاط تمدن اسلامی یاد کرده است در این مقاله به روش توصیف همراه با تحلیل و با تکیه بر آثار شکیب ارسلان درصدد پاسخ به علل افول تمدن اسلامی از دیدگاه این دانشمند هستیم. واژگان کلیدی:شکیب ارسلان،انحطاط تمدن اسلامی،استبداد،فساد اخلاقی#,
تفاوت قشربندی اجتماعی در مناطق شمالی و جنوبی جزیرة العرب و منطقه حجاز در آستانه ظهور اسلام(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
قشربندی اجتماعی در جزیرة العرب قبل از اسلام، متأثر از نظام قبیله ای و سنت های حاکم بر آن، سلسله مراتبی پلکانی داشت. این قشربندی در مناطق شمالی و جنوبی، با توجه به توسعه سازمان اجتماعی و همچنین رشد سیاسی و اقتصادی این مناطق، تفاوت هایی با قشربندی منطقه حجاز یافت. این مقاله می کوشد با رویکردی توصیفی تبیینی و با بهره گیری از منابع مربوط به دوره جاهلیت، تاریخ های عمومی، تاریخ های محلی، کتب رجالی و جغرافیایی این تفاوت را بررسی کند. بر اساس این پژوهش، توسعه نظام قبیله ای و سیاسی مناطق شمالی و جنوبی و رشد اقتصادی آن ها، بر نحوه توزیع ثروت، قدرت و منزلت مؤثر بوده و سبب شده است که اقشار اجتماعی این مناطق در لایه های بالایی و میانی، متفاوت از قشربندی اجتماعی در منطقه حجاز باشد.
ظرفیت های فرهنگ سیاسی تشیع در آفرینش تمدن نوین اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
فرهنگ های پیشرو با ارائة عناصر تمدن ساز، انگیزه بخش و غایت آفرین، نقشی اساسی در خلق تمدن های بشری بر عهده دارند. فرهنگ پیشرو تشیع به عنوان عامل بسترساز در پیروزی انقلاب اسلامی، در مرحلة تمدن سازی نیز از قابلیت های بسیاری برخوردار است. این پژوهش با رویکرد «تحلیلی- توصیفی» و مبتنی بر روش «مطالعات اسنادی»، در پی دستیابی به پاسخ این سؤال بنیادین است که فرهنگ سیاسی تشیع از چه ظرفیت هایی در پی ریزی تمدن نوین اسلامی برخوردار است؟ بدین روی، درصدد است تا جایگاه و نقش عملی این مؤلفه ها در ظهور دولت های قدرتمند شیعی در قرون اولیه اسلامی را از لحاظ علمی بررسی کند. براین اساس، می توان گفت: بعد سیاسی فرهنگ تشیع با ارائة عناصر تمدن سازی همچون توان بسیج بالا، رهبری عالمانه، عقلانیت، و شریعت محوری، در کنار پویایی بخشی به لایه های گوناگون در سایة انگیزه های بی پایانی همچون عدالت طلبی و تحقق جامعة آرمانی در قالب فرهنگ انتظار، و همچنین طراحی الگوی نوین تمدن اسلامی، می تواند نقش بسزایی در فرایند تمدن سازی جامعة اسلامی ایفا کند.
امام حسین(ع) و عاشورا درقصیده ""آمنت بالحسین "" محمّد مهدی جواهری
حوزههای تخصصی:
حماسه ی جاویدان امام حسین (ع)، در ادبیات بازتابی گسترده داشته و از دیر باز قالب های ادبی گوناگون عرصه ی نمایش اندیشه و عواطف ادبا و نویسندگان بسیاری بوده است. محمّد مهدی جواهری، سراینده نام آشنای عراق، با الگوگیری از این حادثه، زبان و اندیشه خویش را در راستای اعتلای ارزش های میهنی و انقلابی قرار داده است. او در دو قصیده به نام های «آمنتُ بالحسین» و «عاشورا»، به ستایش امام حسین (ع) و توصیف معارف حسینی پرداخته است. در نگاه او عاشورا را باید در متن تاریخ شناخت و آن را از تحریفات به دور داشت، از این رو با رویکردی تند، افرادی را که عاشورا را در خدمت منافع خود گرفته اند، مورد نکوهش قرار می دهد. در این مقاله ضمن بررسی محتوا و موضوعات قصیده «آمنتُ بالحسین» جواهری، به ویژگی های ادبی و زبانی آن اشاره می گردد.
امیرمؤمنان على علیه السلام و نرمش قهرمانانه مبانى، زمینه ها، ویژگى ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«نرمش قهرمانانه» از تعابیرى است که تحت تأثیر کاربست مقام معظم رهبرى، بسامد فراوانى در ادبیات سیاسى معاصر پیدا کرده است. این مقاله کوشیده است تا به این پرسش محورى پاسخ دهد که آیا مى توان با بررسى متون دینى و ریشه یابى این اصطلاح در سخن و سیره امیرمؤمنان علیه السلام، آن را تعبیرى بر پایه مبانى اسلامى قلمداد نمود و براى آن خاستگاه دینى قایل شد؟ یافته هاى این پژوهش که به روش اکتشافى و با تحلیل سیره سیاسى امیرمؤمنان علیه السلام در تعامل با مخالفان به ویژه در دوران پنج ساله حکومت به دست آمده است نشان مى دهد که امیرمؤمنان علیه السلام به مفاد این تعبیر باور داشته و از آن در موقعیت هاى مختلف بهره برده است. چنان که پایدارى در اصول و مداراى در عمل دو ویژگى مهم نرمش قهرمانانه است که بر پایه دو مبناى عزت مدارى و ارزش مدارى استوار گردیده و در بستر امورى همچون عدم همراهى مردم، عدم حمایت نخبگان و دودستگى شکل گرفته است.
ارزیابی انگارة آیت الله کمره ای در معنای« شذاذ الاحزاب» (فرازی از خطبة امام حسین(ع) در روز عاشورا)
حوزههای تخصصی:
یکی از کتبی که پیرامون حادثه کربلا نگاشته شده است، کتاب نفس المهموم اثر گرانقدرِ شیخ عباس قمی است. اتقان و اعتبار این کتاب باعث شد تا بزرگانِ ناموری به ترجمة آن همت گمارند. یکی از این افراد، مرحوم آیت الله محمد باقر کمره ای است. ایشان در این ترجمه سعی کرده است تا ترجمة دقیقی از وقایع را فرا روی خواننده قرار دهد. به همین مناسبت، بعضی از اصطلاحات را واکاوی کرده است. یکی از آن واژگان، واژه «احزاب» است. ایشان احزاب را محافلی علمی می داند که در زمان صدر اسلام در مساجد تشکیل می شده است. او مدعی می شود جدایی از این احزاب، باعث شده است تا مردم کوفه در مقابل امام حسین علیه السلام قرار بگیرند. در این مقاله با استخراج پیشینة خطبه به بیان گونه های دیگر این ترکیب در کتب دیگر پرداخته شده و با بررسی واژگانی در کتب لغت، استعمالات این کلمه در سخن دیگران و بررسی محتوایی و نقل دیگر ترجمه ها، نتیجه ای غیر از آن چه ایشان ادعا کرده، ارائه گردیده است.
راهبردهای امام سجاد(ع) در گسترش فرهنگ اهل بیت(ع) و تشیع
منبع:
سیره پژوهی اهل بیت سال اول بهار و تابستان ۱۳۹۵ شماره ۲
45 - 67
حوزههای تخصصی:
دوران نسبتاً طولانی پیشوایی امام سجاد(ع) را می توان از حساس ترین ادوار برای عصر امامت وشیعیان دانست. شهادت پیروان معتقد و راستین در واقعه ی عظیم عاشورا و انگشت شمار بودنآنان در آغاز امامت آن حضرت و جسارت د شمنان اهل بیت در سرکوبی قیام های شیعی،امام را وادا شت تا به جای فعالیتهای سیا سی آ شکار که منجر به شهادت شیعیان و شایدخود امام می شد، فعالیت های فرهنگی را در بسترهای گوناگون به انجام رساند و با ارایه یفرهنگ و تعالیم ا صیل ا سلامی، ضمن کادر سازی در دوره امویان برای انتقال آموزه های اهلبیت ، زمینه گسترش تشیع در دراز مدت و توان دستیابی شیعیان به تشکیل حکومتشیعی را فراهم نماید. این مقاله در پاسخ به این پرسش سامان یافته که نقش امام سجاد(ع) درگسترش تشیع و فرهنگ اهل بیت چه بوده است؟ روش ها و اقدامات اتخاذ شده از سوی آنحضرت برای حفظ شیعیان و گسترش کمی آنان کدام ا ست؟ دستاورد بنیادی مقاله آن ا ستکه امام بیشتر تلاش خود را در راستای ظرفیت سازی برای گسترش فرهنگ اهل بیت (ع) و تشیع به کار برد و با وجود خفقان شدید، زمینه های بنیان گذاری مراکز علمی توسط صادقین(ع) را که نقشی سترگ در گسترش تشیع داشت فراهم آورد.
منطق حاکم بر احتجاجات حضرت زینب(س) پیرامون قیام امام حسین(ع)
حوزههای تخصصی:
حضرت زینب (س) یکی از مهمترین شخصیت های تاثیرگذار در ماندگاری قیام امام حسین (ع) می باشند. ایشان علاوه بر پرستاری و همراهی کاروان اسیران، در کوفه و شام خطبه ها و سخنرانی هایی ایراد فرمودند. این سخنرانی ها حامل احتجاجاتی با عوامل حکومتی و مردم کوفه و شام بوده که از نیرومندترین عوامل جاودانه ساختن قیام عاشورا ، رسوا کننده دستگاه بنی امیه ، اثبات حقانیت و مظلومیت امام حسین (ع) می باشد. بر این احتجاجات حضرت زینب (س) از حیث شکل و محتوا منطق خاصی حاکم بوده که توانسته چنین آثار سترگی بر جامعه آن روز بگذارد. لذا این نوشتار با روش توصیفی-تحلیلی و شیوه کتابخانه ای با تکیه بر احتجاجات زینب کبری(س) در جریان قیام امام حسین (ع) با هدف دستیابی به منطق حاکم بر احتجاجات ایشان سامان یافته است .
معرفت شناسی تاریخی: در تنوع و تغییر ارزش های معرفت شناختی علوم
حوزههای تخصصی:
معرفت شناسی تاریخی بر این اساس مبتنی است که نظام شناخت علمی نه تنها برآیند مشاهدات، بلکه همچنین برآمده از ملزومات معرفت شناختی نیز می باشد که می توانند روند تاریخی تحقیقات را دگرگون کنند. در نتیجه، ساختار نظام شناختی وابسته به گزینش های معرفت شناختی می باشد که خود این گزینش ها برآمده از نقطه نظرات تاریخی خاصی می باشند. در اینجا سعی بر این است که این مساله با عطف توجه به تأثیر دو سویه شاخص های معرفت شناختی توضیح داده شود. اول اینکه چنین شاخص هایی پدیدآورنده مناسبات معنایی بوده و از این طریق در هدایت تحقیقات به مسیرهایی خاص سهیم اند. دوم اینکه این شاخص ها همچنین در تأئید شیوه های خاص کسب معرفت و رجحان آن ها بر شیوه هایی دیگر تأثیر بسزائی دارند. برخی بن مایه های معرفت شناختی با توجه به کنش و واکنش های متقابل با طبیعت (ذات وقایع) قابل درک هستند اما برخی دیگر در پیوند با شیوه نگرش معرفت شناختی ما می باشند. اعتبار معرفت شناختی نظام علمی به میزان زیادی ناشی از قواعد کلی نظام علمی است که بیانگر نحوه پرداختن به مدعیات و مسائل علمی می باشد.
تأملی در پیش گامی ابراهیم بن هاشم در نشر حدیث کوفیان در قم(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
کوفه در قرن دوم و سوم، یکی از مهم ترین مراکز علمی شیعه بود که توانست در حوزه های گوناگون علوم، به ویژه علوم حدیث، مرجعیت یابد. روایت، نقل و کتابت حدیث و نیز آموزش و تعلیم و تعلم احادیث اهل بیت علیهم السلام در کوفه سبب شد میراث باارزشی از احادیث ثبت و ضبط شود و از کوفه به مراکز و نقاط دیگر شیعی انتشار یابد. اهمیت انتقال احادیث کوفیان به نقاط دیگر و تأثیر آن بر گسترش و پیشرفت تشیع سبب شده است در منابع حدیثی و تراجم نگاری، از برخی محدثان به عنوان نخستین کسانی یاد شود که حدیث کوفیان را منتقل کرده اند. برای نمونه، اصحاب امامیه «ابراهیم بن هاشم» را نخستین کسی دانسته اند که احادیث کوفیان را در قم منتشر کرد. اما با بررسی دقیق منابع، به نظر می رسد نمی توان وی را نخستین انتشاردهندة احادیث کوفیان در قم دانست و پیش از او افراد دیگری این احادیث را به قم منتقل و آن را انتشار داده بودند. این نوشته با بررسی شواهد تاریخی و حدیثی، تأملی بر این نقل مشهور اصحاب امامیه دربارة ابراهیم بن هاشم دارد.
توابین؛ هویت قومی یا هویت ارزشی
منبع:
سیره پژوهی اهل بیت سال دوم پاییز و زمستان ۱۳۹۵ شماره ۳
53 - 66
حوزههای تخصصی:
نگارنده این مقاله در پاسخ به این سوال که «آیا توابین دارای تبار یمنی بوده اند؟» کوشیده است با غور در حوادث صدر اسلام، کنش فعالان سیاسی و میزان وابستگی عملکرد آنها را با تعلقات قومی مورد واکاوی قرار دهد. این مهم با ارائه ی نمونه هایی از روزگار پیامبر(ص)، جنگهای عصر امیرالمؤمنین علی(ع) و حاکمان پس از وی تا آستانه ی نهضت توابین صورت گرفته است. سپس به شناسایی تبار رهبران توابین و نیز افراد تحت رهبری آنها پرداخته است تا معلوم شود که آیا می توان به تبار واحدی از ایشان دست یافت؟ یا اینکه غلبه ی تباری را بر دیگر تبارها که مشخص مواضع سیاسی وابستگان به آن تبارها است مورد شناسایی قرار داد. حاصل جستجو بر اساس یک مطالعه ی تحلیلی _ استدلالی آن است که نه شرکت کنندگان در قیام توابین از قبیله ی واحدی بوده اند و نه ربطی تلازمی میان قومیت و نوع موضع گیری سیاسی ایشان وجود داشته است. آنچه که محرک توابین در قیام بوده، نه گرایش قومی بلکه سائقه و احساس وظیفه ی دینی بوده است.
بن مایه های تمدن علوم عقلی در اندیشه های کلامی صدوق و مفید
منبع:
سیره پژوهی اهل بیت سال دوم پاییز و زمستان ۱۳۹۵ شماره ۳
109 - 130
حوزههای تخصصی:
جریان تمدن در علوم از تطور اندیشه های دانشمندان ظهور می یابد. بدیهی است دانش ها گاه در بدایت امر از بساطت و سادگی برخوردارند ولی در گذر زمان رشد، عمق و توسعه یافته و به کمال خود می رسند. یکی از این علوم، دانش کلام است که در قرائت دانشمندان اسلامی حاوی مطالب بلندی بوده و در فرایند زمان، زمینه های رشد و توسعه ی آن فراهم شده و توانسته است تأثیر چشم گیری در علوم عقلی بگذارد. پژوهش پیش رو با روش توصیفی تحلیلی نشان می دهد که چگونه علمای کلام شیعی در علوم عقلی نقش آفرینی نموده و متقابلاً در مبانی خویش از آن علوم بهره جسته اند. دانش کلام به عنوان یک علم، از زمان شیخ مفید آغازیدن گرفت. اگرچه پیش از مفید گزاره های کلامی مطرح بوده، و برخی از عالمان دینی همچون نوبختیان، صدوق و دیگران همّت به گردآوری دسته ای از گزاره های آن نموده و با بیان توضیحی و گاه تبیینی، جریان به وجود آمدن این علم را هموار ساخته اند ولی مفید به آن شاکله و بنیاد جدیدی داد. به همین سبب می توان او را خاستگاه ظهور کلام به عنوان یک علم شناسایی کرد چنان که از همین رهگذر، دسته ای از قواعد و احکام علوم عقلی فلسفی به وجود آمده است. پژوهش حاضر بر آن است تا اندیشه های صدوق به عنوان عالِم نصّ گرا و مفید به عنوان عالِم عقل گرا را مورد مداقّه قرار دهد. ازاین منظر که از یک سو، مبتنی بر آموزه های اهل بیت (علیهم السلام) بوده و از سوی دیگر به سامان دهی دانش متفاوت کلام انجامیده است و قواعد فلسفی همانند اصالت در وجود، قاعده ی امکان و وجوب، برهان صدیقین، برهان حدوث، برهان فصل و وصل، برهان تمانع و غیر این ها در آن اشراب گردیده که بعدها در تطور علوم عقلی از استحکام و رشد و توسعه ی فزاینده ای برخوردار شده است
بررسی تطبیقی مرکب های خوشنویسی مورد استفاده درمیان ایرانیان، عثمانی ها، چینی ها، هندیان، و اعراب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بشر زمانی که خواست آنچه را می اندیشد نقش کند، قدم به دنیای نگارش گذاشت. انسان، از دیرباز، برای انتقال مفاهیم و نوشتن از مرکب استفاده می کرد. از این رو، در تهیه اجزای مرکب ها و چگونگی ترکیب آنها با هم، دقت و تلاش ویژه ای داشته است. اما، متأسفانه پژوهش های صورت گرفته در این زمینه هنوز به درستی راهگشای کشف فنون ساخت مرکب های پیشین نیست و مشاهده شده که بسیاری از آثار قدیمی دچار آسیب شده اند. پس، پژوهش در این زمینه امری لازم وضروری است.
هدف: شناخت و طبقه بندی مرکب های خوشنویسی ملت های ایران، عثمانی، چین، هند، و اعراب؛ و شناسایی مواد به کارگرفته شده در مرکب های ملل مذکور اهداف این پژوهش است. پرسش های پژوهش نیز عبارت اند از: آیا اجزای اصلی به کار گرفته شده در ساخت مرکب ها در ملل مختلف تقریباً یکسان بوده یا نه؟ و آیا شباهتی میان ترکیبات به کارگرفته درمرکب های ملل مذکور وجود داشته است؟
روش و رویکرد پژوهش: روش یافته اندوزی، کتابخانه ای و اینترنتی؛ و روش پردازش داده ها، توصیفی است.
یافته های پژوهش: نتایج نشان داد که در ترکیب اصلی مرکب های همة تمدن ها دو عنصر حضور دارد، یکی مادة رنگی(گیاهی، معدنی)، و دیگری بست(صمغ، سریشم ماهی، و مانند آن) است که باعث می شود رنگدانه به حالت معلق باقی بماند و پس از نوشتن، بر روی تکیه گاه بچسبد. در هر تمدنی، با توجه به مواد بومی آن منطقه و برای اهداف متفاوت، افزودنی هایی به این اجزا اضافه می کردند.
بازخوانی شخصیت عبدالله ابن سلام و جایگاه وی در زمان حیات پیامبر و دوره خلفا بر اساس روایت ها و گزارش های تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بازخوانی گزارش های تاریخی حاکی از آن است که ابن سلام در سال نخست هجری مسلمان شد؛ اما در غزوات و رویدادهای شاخص عصر پیامبر(ص)، نقش درخور توجهی ایفا نکرد. در حالی که پس از رحلت پیامبر(ص)، با نزدیکی به دستگاه حکومت، به عنصری مؤثر تبدیل شد. چنان که در دوران ممنوعیت گسترش حدیث، جواز نقل روایت یافت و آشکارا از عملکرد خلفا، به ویژه در شورش علیه عثمان، دفاع می کرد. در مقابل، خلفا و بنی امیه نیز با انگیزه جایگزینی مراجع دینی ساختگی به جای اهل بیت پیامبر(ص)، به ویژه حضرت علی(ع)، با ادعای نزول فقرات متعدد وحی در وصف ایمان ابن سلام و جعل روایات مدح بی نظیر در شأن او، برای ارتقای جایگاه دینی سیاسی او در جامعه تلاش کردند. هدف بنی امیه آن بود که از حمایت دینی وی، در راستای جلب افکار عمومی استفاده کنند و پایه های مشروعیت خویش را تحکیم بخشند. این سیاست باعث شد که تاکنون نیز، این امر بر بسیاری از محدثان و مفسران اهل سنت و تشیع مشتبه باشد و آنان ضمن نقل روایات وی، آیات بسیاری را در شأن او بپندارند.
تحلیل سیره معصومان در مواجهه با اهانت کنندگان نادان و مغرض(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسأله اهانت به اولیاء الهی و تکرار چندین باره این امر یکی از مسائل مبتلا به کنونی جوامع اسلامی است. متن حاضر تلاش می کند تا با بررسی احادیث و روایات تاریخی، روش معصومان(ع) در مقابله با اهانت ها را بیان کند. از جمله مواردی که در احادیث و روایات تاریخی فراوان مشاهده می شود، آن است که اولیاء دین بین اهانت کنندگان نادان از یک سو و اهانت کنندگان مغرض از سوی دیگر تمییز قائل می شده اند و با این دو دسته به یک شیوه رفتار نمی کرده اند. بررسی احادیث معصومان(ع) و روایات تاریخی نشان می دهد که هماره در برخورد با نادان، گذشت و حلم و برخورد کریمانه را برمی گزیدند و خود را قولا و فعلا به این افراد جاهل اما بی غرض معرفی می کرده اند و در مورد افراد مغرض اگر شرایط مهیا بود، حکم الهی را در مورد آنها اجرا می نمودند؛ اما اگر شرایط فراهم نبود با سکوت و صبر از کنار آن می گذشتند و اجرای حکم الهی و برخورد با اهانت کننده را در صورت لزوم به شرایط آتی موکول می کردند
تحول سنت ثار در تاریخ اجتماعی عصر جاهلیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سنت ثار در نظام ارزشی قبیله در عصر جاهلی اگرچه از ارکان فرهنگی این جامعه بود اما کارکردهای نا مطلوب اجتماعی آن به مرور زمان ، وجدان بیدار جمعی از خردمندان یا شاعران آن عصر را جریحه دار کرد.شناخت چیستی و کارکرد این سنت در نظام قبیله مساله ایست که کمتر به آن پرداخته شده است. در همین راستا تلاش گردیده تا از نظریه اجتماعی دورکیم به عنوان یک کلید مفهومی جهت درک تداوم و تحول سنت ثار بهره گرفته شود.می توان گفت که واکنش خردمندان به تداوم این سنت ،به طور بلند مدت زمینه های روانی یک تحول تدریجی و بالقوه برای تغییر نگرش به آن در فرایند تکامل جامعه قبیله ای فراهم کرد.اقبال و توجه به حکمیت یعنی القای مجازات ترمیمی دیه به جای ثار(مجازات تنبیهی) یکی ازپیش زمینه های این تحول بود.