فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۸۱ تا ۴۰۰ مورد از کل ۱٬۸۸۵ مورد.
حوزههای تخصصی:
شناخت دیدگاه های مؤلفان متون کهن تاریخی ابزاری است برای دریافت رویکرد تاریخی آنان که می تواند نمایانگر ماهیت علم تاریخ و بینش مؤلف باشد.البدء و التاریخ تألیف مطهربن طاهر مقدسی(355 هـ /966م) یکی از مهم ترین متون تاریخ نگاری است که با رویکردی خاص به تاریخ تألیف شده است. در کوشش برای دریافت تأثیر بیتش معرفت شناسانه ی مقدسی بر تاریخ نگری و تاریخ نگاری او، فرض بر این است که بینش معرفت شناسانه ی مؤلف درباره ی مبانی علم تاریخ سبب اتخاذ رویکرد انتقادی، تلاش برای دریافت حقیقت و جامع نگری در بررسی وقایع گذشته شده است. در واقع، شیوه ی تاریخ نگاری مقدسی ترکیب به هم پیوسته ای از علوم و اخبار است که نشان دهنده ی جامع نگری در کار است.وی با پیوند سایر علوم به تاریخ جنبه ی نوآورانه ی آن را وسعت و عمق بخشیده است.مؤلف مهم ترین رسالت تاریخ را آگاهی بخشی و رسیدن به حقیقت، و نیز تبیین تاریخی را در نگاه انتقادی به وقایع دانسته است.وی کوشیده است با نزدیک شدن به بی طرفی، استفاده از ابزار عقل در ارزیابی نقل ها و احتیاط عالمانه، حقیقت جویی را در رویکرد به تاریخ به کار بندد.
روح القدس، انتقادی ترین روزنامه دوره مشروطه در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این مقاله، درصدد نشان دادن دیدگاه های انتقادی روح القدس نسبت به مستبدان و عوامل وابسته به استبداد در مملکت ایران در دورهء مشروطه می باشد.
روش: این مقاله با استفاده از منابع اصلی تاریخ شامل و بر پایه بهره گیری از مطبوعات تنظیم و از روش تحلیل محتوا استفاده شده است
روح القدس، یکی از مهم ترین روزنامه های دورهء مشـروطه است که توسط شیخ احمد تربتی (سلطانالعلمای خراسانی) از 25 جـمـادی الثانی 1325/ 12 مـرداد 1286/ 5 اوت 1907در تهران منتشرشد و انتشار آن تا کـودتـای مـحمـدعـلیشـاه قاجـار ادامه یافت.
فرضیه: میزان و نحوهء انعکاس مطالب انتقادی نسبت به مطالب غیرانتقادی در محتوای سرمقاله ها و مقاله های روزنامهء روح القدس بیشتر باشد.میزان و نحوهء انعکاس نقد نظام سیاسی در محتوای سرمقالهها و مقاله های روزنامهء روح القدس نسبت به سایر موارد بیشتر باشد.میزان و نحوهء انعکاس جهت انتقادی سرمقاله ها و مقاله های روزنامهء روح القدس بیشتر شامل وزراء باشد.
یافته ها: عمدهمحورهای انتقادی روزنامه، پیرامون سه موضوع اساسی شخص محمدعلیشاه- وزراء و بهخصوص میرزاعلیاصغر خاناتابک- درباریان و عوامل وابسته به استبداد بوده است
جایگاه منشآت نصرالله بن عبدالمؤمن منشی سمرقندی در پژوهش های تاریخی دوره تیموری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
منشآت ومکاتیب، از جمله منابع مهم و موثق هر دوره تاریخی محسوب می شوند و در لابه لای فرمان ها و نامه های مندرج در آنها می توان به نکات مهم سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، اقشار و طبقات، مناصب و مشاغل و به طور کلی، ساختار اداری یک حکومت یا دوره مشخص تاریخی پی برد. مجموعه منشآت نصرالله بن عبدالمؤمن منشی سمرقندی نیز یکی از منشآت دوره تیموری است که بین سال های 814 تا 845 هجری قمری تألیف و تدوین شده است.
هدف: هدف مقاله ذکر اهمیت مجموعه منشآت نصرالله بن عبدالمؤمن منشی سمرقندی در شناخت اوضاع سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و دینی دوره تیموری است.
روش/ رویکرد پژوهش: روش مورد استفاده در این تحقیق توصیفی تحلیلی و بر اساس منابع کتابخانه ای می باشد.
یافته ها و نتایج: منشآت منشی سمرقندی به عنوان یکی از منشآت دوره تیموری، اطلاعات مفیدی در زمینه اوضاع سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، و دینی این دوره ارائه داده و همچنین درباره تشکیلات دیوانی، نهاد قضایی و مذهبی آن دوره، در اختیار پژوهشگران و محققان تاریخ قرار می دهد.
بازشناسی ردّیه های اندیشه گران جهان اسلام بر ادّعاهای ارنست رنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ارنست رنان، دانشمند و خاورشناس فرانسوی، با ایراد یکی از بحث برانگیزترین خطابه های خود با عنوان «اسلام و علم» در دانشگاه سوربن (23 مارس 1883م)، و سپس انتشار آن در ژورنال د دبا (Journal des Debats)آغازگر یک رشته مباحثات فکری و مجادلات قلمی در جهان اسلام و غرب شد. خطابه ی رنان، در مدت کوتاهی به زبان های آلمانی، انگلیسی، و بعد عربی، ترکی، اردو و فارسی ترجمه شد. اندیشه گران جهان اسلام، از سید جمال الدین اسدآبادی که در پاریس اقامت داشت، تا اندیشه گران دیگری نظیر نامق کمال، رشید رضا، عبدالرزاق، عطاءالله بایزید اوف، محمد حمیدالله، جلال نوری و دیگران، در پاریس، مصر، عثمانی، قازان، هند و پاکستان اقدام به نوشتن ردّیه های متعددی بر ادّعاهای ارنست رنان کردند. خود این ردّیه ها بعدها به یکی از موضوعات مهم پژوهشی پیرامون شخصیت فکری سید جمال الدین اسدآبادی تبدیل شد. با این حال، در ایران، این مسئله، هنوز ناشناخته است. در هیچ منبع فارسی، بجز ردیه ی سید جمال، نمی توان سراغی از ردّیه های دیگر گرفت. در حالی که بیشتر ردّیه های مذکور، از دوره ی عثمانی، به زبان ترکی ترجمه و یا تألیف شده است. در این مقاله، برای نخستین بار مهم ترین ردّیه های متفکران جهان اسلام، مورد بررسی و بازشناسی قرار گرفته است. مقاله، عمدتاً با استفاده از منابع ترکی عثمانی و ترکی استانبولی، به رشتة تحریر درآمده است.
سرشت تبیین تاریخی در اندیشه ی ابن خلدون
حوزههای تخصصی:
ابن خلدون در مقدمه ی خود گونه ای از اندیشه ی تاریخی را مطرح کرده است که با تاریخ نگاری رایج عصر خود و حتی پس از آن، تفاوت های آشکاری دارد.در این شیوه به جای تأکید بر وقایع و فقط نقل اخبار، بر یافتن سرشت وقایع تاریخی، علت وقوع آن و تأثیرات آن بر حوادث دیگر تأکید می شود.این رویکرد به تاریخ که می توان تاریخ علمی، سنجیده و اندیشیده و به بیان دیگر منطق تاریخ خواند، روشی دارد که مقدمه ی ابن خلدون در بیان گام ها و چند و چون آن صراحتی ندارد.هرچند محتوای مقدمه ی ابن خلدون، تأسیس علمی تحت عنوان علم عمران است که بتوان به کمک آن تاریخ نقلی را به سطح تاریخ برهانی و عقلی ارتقاء داد، اما ابن خلدون جدای از فقراتی که به نقل اخبار گذشته اختصاص می دهد، هیچ گاه به صراحت از روش چگونگی توضیح و تبیین تاریخی سخن نمی گوید.بدین ترتیب علم عمران متکفل شناخت سرشت اجتماعات بشری و طبایع انسانی می شود که خود به فهم تاریخی ما کمک می کند.اما مسئله ی دشوار این است که پس از آگاهی از سرشت و طبایع جوامع انسانی چگونه به نقد اخبار تاریخی و تبیین واقعیت های تاریخ بپردازیم؟به بیان دیگر علم عمران ابن خلدون، چه رویکردی برای تبیین خبر تاریخی، چه از دیدگاه منفی و نقادی و چه از دیدگاه مثبت و ایجابی دارد؟در این مقاله کوشیده ایم از خلال مقدمه، به منطق تبیین و علیت تاریخی در اندیشه ی ابن خلدون پی ببریم.نتیجه ی بررسی مقدمه نشان می دهد که منطق علم عمران، نوعی حکمت در معنای عام است که واجد ضرورت مادی و طبیعی است، نه ضرورت عقلی و نظری.هدف علم عمران نیز برهانی کردن تاریخ است، ولی ماده ی این برهانی سازی تنها عقل نیست، بلکه هم علوم عقلی(مانند فلسفه ی طبیعی) و هم علوم نقلی(نظیر فقه و نصوص دینی) در این برهانی سازی به کمک مؤلف مقدمه می آیند.
اثرات هجوم مغول در سیر جغرافیانویسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تا نیمه اول قرن دوم هجری، اغلب جغرافیانویسان را لغت شناسانی تشکیل می دادند که به ذکر انوار و فضایل تاریخی و جغرافیایی می پرداختند. گسترش قلمرو اسلامی و آشنایی با ملل دیگر روند ""جغرافیای فضیلت شمار"" را به سمت ""جغرافیای توصیفی"" تا هجوم مغول سوق داد. در تألیفاتی که به جغرافیای توصیفی می پرداختند، موضوعاتی همچون مسالک، راه هایی که به خانه خدا ختم می گردید، تعیین جهت قبله، جغرافیای طبیعی و آب و هوا توجه گردید. تر.س از مغول، جغرافیای توصیفی و طبیعی را به سمت ""جغرافیای تاریخی و انسانی"" سوق داد. بیشتر نویسندگان این کتب ماجراجویانی بودند، که تلاش داشتند، در نژاد، مردم شناسی، آداب و رسوم و مذهب مغولی دقت و اکتشاف کنند تا پاسخی برای اذهان آشفته مردم و بخصوص اروپاییان پیدا کنند. به همین جهت مهم ترین منابع جغرافیایی این دوره را سفرنامه های غربی تشکیل می دهد. وضعیت خانقاه ها، صوفیان و درویشان و وضع اقتصادی مردم در این تألیفات جایگاهی ویژه می یابد و بدین لحاظ روند جغرافیانویسی مسلمانان از جغرافیای فضیلت شمار به سمت جغرافیای طبیعی (توصیفی) و سپس جغرافیای تاریخی- انسانی حرکت نمود.
رستم الحکما، تاریخ نگار یا توهم نگار
حوزههای تخصصی:
بازتاب زندگی اجتماعی زنان عصر صفوی در سفینه فطرت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از حکایات و داستان ها غالباً به عنوان منبعی تاریخی یاد نمی شود و کمتر جایگاهی در مطالعات تاریخی دارند. یکی از معدود حکایت نامه های باقیمانده از عصر صفوی، کتاب «سفینه فطرت» است. این اثر منحصر بفرد که بخشی داستان، بخشی مطایبه و لطیفه و بخشی هزل است، نه تنها به بازگویی برخی داستان ها و حکایات پیشین پرداخته است، بلکه حکایت هایی را از عصر خود و منسوب به شخصیت های آن دوره روایت کرده است. در این اثر زن نقش فعالی در جامعه دارد. در کوچه و بازار گردش می کند و مایحتاج خود را به ذوق و سلیقه خویش انتخاب می کند، همراه همسر و حتی تنها به سفر می رود و نهایتاً زنی خانه نشین و به دور از مسائل جامعه خویش نیست. عبارات بکار رفته و واژه هایی که برای نامیدن زنان بیان شده و نیز فضاسازی داستان همه حکایت از نوعی تسامح و حتی شاید کنار گذاشتن چارچوب های اجتماعی متداول عصر نویسنده است. در این جا این سوال مطرح است که نگاه فطرت به نقش زن و جایگاه او در جامعه چگونه بوده است؟ فرضیه ارائه شده آن است که: فضای فکری نویسنده که نیمی از عمر خویش را در هندوستان گذرانده است بر بینش او تاثیر قابل توجهی داشته و نوعی تسامح در گفتارش به وجود آورده است. تسامحی که در نوشتار دیگر نویسندگان دیگر به چشم نمی خورد.
معرفی و نقد کتاب: ایران از نگاه گوبینو
حوزههای تخصصی: