فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۵۶۱ تا ۱٬۵۸۰ مورد از کل ۶٬۶۳۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه ویژگی های شخصیتی و جنسیت با تعقل به روش توصیفی از نوع همبستگی انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زنان و مردان بالای 18 سال شهر قم بود که تعداد 190 نفر از ایشان براساس قانون تاباچنیک و فیدل به روش نمونه گیری گلوله برفی برای ورود به پژوهش انتخاب شدند. اطلاعات با استفاده از پرسش نامه های عقلانیت میردریکوندی و شخصیت نئو جمع آوری و داده ها با روش های ضریب همبستگی و رگرسیون گام به گام و آزمون T مستقل تحلیل شد. نتایج نشان داد که برخی ویژگی های شخصیتی مثل با وجدان بودن، برون گرایی، توافق پذیری و تجربه پذیری با تعقل رابطه مثبت و معنادار داشته و رابطه ویژگی روان رنجوری با آن منفی و معنادار بود. همچنین برخی ویژگی های شخصیتی با جنسیت رابطه داشت؛ از جمله روان رنجوری در زنان بیشتر از مردان و برون گرایی و با وجدان بودن در مردان بیشتر از زنان بود. در ویژگی تجربه پذیری و توافق پذیری، تفاوتی بین گروه مردان و زنان مشاهده نشد. همچنین، نتایج نشان دهنده رابطه معنادار جنسیت با نمره کل تعقل بود که میزان تعقل در مردان بیش از زنان بود. بین مؤلفه های تعقل، ارتباط فرد با خدا و ارتباط فرد با دین و مذهب، تفاوتی بین مردان و زنان مشاهده نشد. پیش بینی تعقل آزمودنی ها بر اساس عوامل ویژگی های شخصیت و جنسیت، فقط در مورد با وجدان بودن، روان رنجوری، توافق پذیری و برون گرایی معنادار بود. این متغیرها در مجموع 2/67% از تعقل آزمودنی ها را پیش بینی نمود.
سنت واسطه گری ازدواج؛ از مسأله شناسی تا توانمندسازی آموزشی (موردمطالعه: واسطه گری ازدواج در شهر مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
واسطه گری ازدواج ازجمله فرآیندهای سنتی در تشکیل خانواده است که احیاء و تقویت آن از طریق توانمندسازی آموزشی واسطه گران، نقشی مؤثر در تسهیل ازدواج و پیشگیری از آسیب طلاق دارد. از آنجا که پیش نیاز توانمندسازی مؤثر، فهم دقیق مسائل و نیازهای واسطه گری است، پژوهش حاضر با بهره گیری از یک روش ترکیبی، مسأله شناسی و نیازسنجی واسطه گری در شهر مشهد و نسبت یابی آن را با توانمندسازی آموزشی از دید متخصصان خانواده دنبال نموده است تا درنهایت بتواند مبتنی بر اطلاعات به دست آمده، یک صورت بندی اولیه از الگوی توانمندسازی آموزشی واسطه گران ازدواج پیشنهاد دهد. اجرای گروه کانونی و به دنبال آن طراحی پرسشنامه محقق ساخته و انجام پیمایش در میان 600 نفر از 996 تن از واسطه گران ازدواج، ما را به این نتیجه رساند که مسائل و نیازهایی از قبیل «آگاهی های عقیدتی و تعهدپذیری واسطین، توانایی در ارزیابی آمادگی ازدواج دختر و پسر ازلحاظ بلوغ اجتماعی و عاطفی، ارتباط مؤثر، مسأله راستی آزمایی و...» بیشترین فراوانی را داشته اند. همچنین مصاحبه با متخصصان به منظور تدقیق نیازهای آموزشی و نسبت یابی با توانمندسازی آموزشی، اولویت هایی از قبیل مهارت «کشف آمادگی و بلوغ فرد برای ازدواج، کفویت شناسی، الگوهای تعارف (آشنایی دادن) طرفین در واسطه گری، مهارت برقراری ارتباط موثر و فن بیان و...» را برجسته نمود. درنهایت بر اساس جمع بندی این اطلاعات «الگوی توانمند سازی واسطین در شهر مشهد در سه سطح مقدماتی، نیمه تخصصی و تخصصی» از سوی پژوهشگران ارائه شد.
تحلیل کیفی ساختار استدلال موافقان و مخالفان حق نمایندگی زنان در انتخابات ریاست جمهوری در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۱۹ بهار ۱۴۰۰ شماره ۱
65 - 94
حوزههای تخصصی:
موضوع حق نمایندگی زنان در انتخابات ریاست جمهوری ایران طی سال های اخیر سهمی از گفتمان های سیاسی و نیز پژوهش های علمی را در حوزه مشارکت سیاسی زنان به خود اختصاص داده است؛ تا آنجا که به ادعایی بحث برانگیز تبدیل شده است. مقاله حاضر با تمرکز بر اظهار نظرهای برخی « قانون گذاران، ناظران انتخاباتی، فقها، زنان دارای سابقه مدیریت و نمایندگی سیاسی و کاندیدا های زن در انتخابات ریاست جمهوری» در بازه زمانی 1358 1398 و فرض ادعای آن ها به عنوان کنش گفتار استدلالی کوشیده است از منظر مدل استدلالی تولمین نشان دهد چگونه موافقان و مخالفان ساختار استدلالی خود را شکل داده اند. یافته های حاصل از تحلیل محتوای کیفی 50 متن استدلالی بیانگر این است که همه استدلال گران در ساختار استدلالیِ خود اجزای اصلی: ادعا، داده و ضمانت از مدل تولمینی را به کار گرفته اند، اما فقط در دو متن اجزای ششگانه تولمین به کار گرفته شده که درنتیجه، استدلال های کاملی محسوب نمی شوند. استنباط پژوهش گران این است حضور ضمانت های زمینه مند در ساختار استدلالی موافقان دلالت بر این دارد که آن ها در تلاش اند از این طریق ادعای طرف مقابل را به چالش بکشند و مقبولیت استدلال خود را افزایش دهند.
بررسی اثربخشی درمان بافت نگر انصاف محور مبتنی بر نظریه بوزورمنی-نایج بر افزایش کیفیت و کاهش تعارضات زناشویی در زوجین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال دوازدهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲ (پیاپی ۴۶)
135 - 147
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی رویکرد درمانی بافت نگر انصاف محور (مبتنی بر نظریه بوزورمنی-نایج) بر افزایش کیفیت زناشویی و کاهش دلزدگی زناشویی در زوجین دارای تعارضات زناشویی بود.روش : روش این پژوهش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیشآزمون پسآزمون، با گروه کنترل و پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری شامل همه زوج هایی بود که در سال 1398- 1397 به دفتر مشاوره و خدمات روان شناختی خصوصی زیر نظر سازمان نظام روانشناسی و مشاوره در شهر ارومیه مراجعه داشتند پرسشنامه های مورد استفاده شامل مقیاس کیفیت زناشویی فرم تجدیدنظر شده باسبی و همکاران (RDAS) و پرسشنامه تعارضات زناشویی تجدیدنظر شده ثنایی و همکاران (MCQ-R) بود. پس از همتاسازی، آزمودنی ها در دو گروه (آزمایش و کنترل) هر گروه 8 زوج گماشته شدند. سپس برای گروه آزمایشی 10جلسه روان درمانی با رویکرد بافت نگر انصاف محور صورت گرفت و پیگیری پس از 3 ماه انجام گرفت. برای تحلیل داده ها و فرضیه ها از روش آزمون آماری «تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر» و نرم افزار SPSS استفاده گردید.یافته ها: نتایج نشان داد، اثربخشی رویکرد درمانی بافت نگر انصاف محور بر افزایش «کیفیت زناشویی» و کاهش «تعارضات زناشویی» با گروه کنترل در سطح (001/0p<) تفاوت معنادار وجود دارد و اثربخشی درمان با گذشت زمان پایدار است. بنابراین می توان گفت در درازمدت حس عدالت و انصاف در رابطه منجر به بهبودی پایدار کارکردهای خانواده می گردد.
بازدارنده های شخصی و نهادی به مثابه زیربنای سقف شیشه ای در ارتقای زنان در سازمان ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال دوازدهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲ (پیاپی ۴۶)
190 - 205
حوزههای تخصصی:
حضور زنان در ساختارهای سازمانی بیش از پیش شده است ولی به نسبت در پست های میدیریتی کمتر دیده می شوند. هدف این پژوهش شناخت بازدارنده های مکمل سقف شیشه ای در ارتقای زنان به پست های مدیریتی است. روش پژوهش بر مبنای پارادایم تفسیری، رویکرد استقرایی و روش کیفی می باشد. داده های پژوهش نیز با ابزار مصاحبه به دست آمد و با استفاده از نرم افزار Maxqda10 تحلیل آن صورت پذیرفت. همچنین تحلیل داده ها به کمک تکنیک تحلیل مضمون انجام شد. جامعه آماری پژوهش کارمندان و مدیران شهرداری تهران و نمونه آن 19 نفر شامل 14 زن و 5 مرد می باشد. یافته ها نشان داد که موانع مشارکت و ارتقای زنان به جز عوامل و فرایندهای سازمانی، بازدارنده های شخصی و بازدارنده های نهادی نیز هستند. بازدارنده های سازمانی شامل موانع در فضای رسمی و فضای غیررسمی می شود. بازدارنده های شخصی شامل عوامل خانوادگی، نگرشی و مهارتی زنان و بازدارنده های نهادی شامل عملکرد دولت و نقش فرهنگ عمومی جامعه می باشد.
تحلیل بزه دیدگی زنان در رمان «سنگ صبور» بر مبنای جامعه شناسی جنایی
منبع:
زن و فرهنگ سال دوازدهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۵۰
17 - 28
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، تحلیل بزه دیدگی زنان در رُمان سنگ صبور صادق چوبک بر مبنای جامعه شناسی جنایی می باشد. جامعه شامل این اثر بوده و نمونه موردی پژوهش زنان بزه دیده در این داستان است. طرح پژوهش از نوع تحلیل گفتمان کیفی بوده و گردآوری اطلاعات از طریق فیش برداری صورت گرفته است. برای تحلیل داده ها نیز از روش تحلیل محتوا استفاده گردید. نتایج نشان داد که، یکی از بحران های کنونی اجتماع بشری، رشد روزافزون خشونت و بز ه دیدگی زنان است. بدرفتاری با زنان در همه کشورهای جهان مسأله عمومی تلقی شده و دارای پیامدهای بغرنجی است. این موضوع در ادبیات داستانی ایران به ویژه آثار صادق چوبک نمود فراوانی داشته به گونه ای که شاکله اصلی داستان های وی را زنان آسیب پذیر تشکیل دادند. او با نگاهی واقع گرا به مسائل پیرامونی خود، به خصوص در رمان سنگ صبور سعی در نشان دادن مهم ترین آسیب های اجتماعی دوران خود داشته است. صادق چوبک زنان را بیش از دیگران در برابر خشونت، در معرض خطر دانسته است. او در بعد خشونت توجه خود را بیشتر بر خشونت روحی در عرصه خصوصی و خشونت غیرزناشویی و بهره کشی اقتصادی در عرصه عمومی قرار داده است. این امر را او از یک سو، ناشی از شرایط اجتماعی مردسالار آن دوران و از سویی دیگر معلول مشکلات اقتصادی رایج آن عصر چون فقر و نداشتن شغل مناسب می داند. از این رو با نگاه به آموزه های جامعه شناسی جنایی می توان این رُمان را بر مبنای نظریه فعالیت روزمره و سبک زندگی پیوند زده و آن را تحلیل جرم شناسانه و جامعه شناسانه نمود.
تجربه زیسته زنان سرپرست خانوار در مناسبات اجتماعی، در شهر یاسوج(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات زن و خانواده دوره نهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳ (پیاپی ۲۲)
78 - 101
حوزههای تخصصی:
در میان زنان که تقریبا نیمی از سرمایه انسانی هر کشور هستند؛ گروهی از آنان تحت عنوان" زنان سرپرست خانوار"می باشند که اخیرا آمارشان نیز رو به افزایش بوده است. به این دلیل که در مقایسه با سایر زنان مسئولیت بیشتری برعهده دارند و به مراتب آسیب پذیرترند؛ نیاز به شناخت بیشتری دارند. در این راستا پژوهش حاضر با روش پدیدارشناسی و بر اساس الگوی روشی ماکس ونمنن به دنبال واکاوی تجربه زیسته زنان سرپرست خانوار در مناسبات اجتماعی آنان می باشد. به این منظور 11 زن سرپرست، با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و مورد مصاحبه عمیق قرار گرفتند. نتایج پژوهش در چهار بُعد روابط، فضا، زمان و بدن زیسته آنان گزارش شده است. در بُعد روابط زیسته،" تلاش برای فاصله گیری" و "بازاندیشی رابطه ها" دو محوری اصلی است که روابط این زنان را پوشش می دهد. بعبارتی، این زنان به دلایلی مانند بی اعتمادی از اطرافیان فاصله می گیرند و در یک فضای جدید ارتباطی، روابط متفاوتی را تجربه می کنند. "اهمیت بدن در کسب شرافت زن" و"بدن محملی برای رفع حاجات" دو سویه متضادی هستند که این زنان در برخورد متعارض با بدن خود برگزیده اند. ناامنی فضای زیسته در کنار دیگر شرایط زندگی این زنان، زمان را برایشان بیشتر از دیگر انسان ها، مبهم، مشروط و نامتعین کرده است. بنابراین تجربه زیسته زنان سرپرست خانوار در ایران باهمراه داشتن یک تناقض ساختاری و ذاتی در درون خود، "مناسبات متعارض و روابط ناپایداری"را برایشان رقم زده است. به طوری که بی اعتمادی، بی ثباتی و مسموم بودن فضا و رابطه ها، نگرانی مشترک همه زنان سرپرست خانوار مورد مطالعه می باشد.
واکاوی نقش زنان در نظام آموزشی هرمزگان در دوره پهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال دوازدهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴ (پیاپی ۴۸)
131 - 148
حوزههای تخصصی:
هدف :هدف پژوهش حاضر بررسی نقش زنان در نظام آموزشی جنوب ایران به خصوص استان هرمزگان در عصر پهلوی می باشد و با در نظر گرفتن فرهنگ مردم و نوع برخورد و دیدگاه آنها نسبت به زنان، به نقش آنان در تحولات نظام آموزشی در این عصر می پردازد. روش : این مقاله به روش توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر منابع اسنادی- کتابخانه ای، به واکاوی نقش زنان در نظام آموزشی هرمزگان دردوران پهلوی پرداخته و در پی پاسخ به این پرسش است که جامعه زنان به طور کلی و بالاخص زنان هرمزگان در نظام آموزشی دوره رضاشاه چه جایگاهی داشتند؟ یافته ها : تحقیق پیش رو نشان می دهد از سال 1319 به بعد در بخش ها و روستاهای هرمزگان آموزش و پرورش، شروع به فعالیت کرد و آنچه در این میان بسیار به چشم می آید یکی آن است که نقش خیرین (زنان و مردان ) و هیئت امناء ها در تاسیس و گسترش مدارس مقاطع مختلف، در این دوره در استان هرمزگان گاه پر رنگ تر از نقش دولت بوده است و دوم آنکه در میان آموزشگاه های متفاوت، نام آموزشگاه های دخترانه نیز به نسبت مناسبی به چشم می خورد. اولین دبستان دخترانه در بندرعباس در سال ۱۳۱۱ ه . ش به مدیریت و آموزگاری خانم طلعت باستی، تأسیس گردید و نقش بانوان هرمزگان در ترویج فرهنگ و تعلیم و تربیت دانش آموخته های بومی نقشی ماندگار است.
زنان قصه های دیار آذربایجان و نام هایشان
منبع:
زن و فرهنگ سال دوازدهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۴۸
99 - 112
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی زنان قصه های دیار آذربایجان و نام هایشان بود. جامعه مورد بررسی زنان قصه های دیار آذربایجان می باشد. نمونه پژوهش زنان35 قصه ی آذربایجان بود که مورد بررسی قرار گرفتند. طرح پژوهش توصیفی- تحلیلی بود. به روش کتابخانه ای و با استفاده از شیوه ی تحلیل محتوا ، موقعیت اجتماعی و کنش زنان آذربایجان در تاریخ و قصه های آذربایجان، مرور گردید. اسم های زنان داستان های حماسی-غنایی و داستان های غنایی دیار آذربایجان تحلیل شد و عوامل موثر بر نام گذاری آنان کاویده شد و به روش توصیفی و تحلیلی بررسی شدند. یافته-ها حاکی از آن ا ست که معنای اغلب نام های زنان داستان ها، با فرهنگ، کنش، شخصیت و توصیف آنان پیوند دارد. نام-های ترکیبی در میان زنان فرودست، بیشتر نمود دارد. اغلب اسامی ترکیبی زنان، غیراز تعریف طبقه و توصیف جسمی، در خدمت معرفی فرهنگ، هویت و شخصیت این زنان بود. از نظر آوایی نیز میان اسامی مرتبط با برخی زنان و مردان تناسباتی وجود داشت.
ارایه مدل رابطه علی سرمایه روان شناختی با اضطراب اجتماعی و نقش واسطه ای سبک های مقابله ای در دوره شیوع بیماری کووید-19 در دانشجویان دختر
منبع:
زن و فرهنگ سال دوازدهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۴۷
109 - 120
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر ارایه مدل علی سرمایه روان شناختی با اضطراب اجتماعی و نقش واسطه ای سبک های مقابله ای در دوره شیوع بیماری کووید- 19 در دانشجویان دختر می-باشد. جامعه آماری شامل دانشجویان دختر مقطع کارشناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد نیشابور بود، که از این میان 280 نفر به شیوه در دسترس به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. طرح پژوهش همبستگی و از نوع معادلات ساختاری بود. گردآوری داده های پژوهش با استفاده از پرسشنامه های اضطراب اجتماعی کانور (2000)، مقیاس سرمایه روان شناختی لوتانز و همکاران (2007) و پرسشنامه سبک های مقابله پارک (2007) و به شیوه آنلاین صورت گرفت. برای تحلیل داده ها از روش های آماری همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر استفاده شد. نتایج نشان داد، متغیر سرمایه روان شناختی بر اضطراب اجتماعی اثر مستقیم و غیر مستقیم داشت؛ یعنی علاوه بر اثر مستقیم، به واسطه سبک مقابله ای کارآمد (مثبت) و ناکارآمد (منفی) بر اضطراب اجتماعی به صورت غیر مستقیم اثرگذار بوده و در ضمن مدل ارائه شده برازنده داده ها بود.
مؤلفه های والدگری دوره نوجوانی؛ مبتنی بر منابع اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه اسلامی زنان و خانواده سال نهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲۳
117 - 144
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی مؤلفه های والدگری دوره نوجوانی بر اساس منابع اسلامی به روش ترکیبی انجام شد. در بخش کیفی پژوهش نخست، با استفاده از روش داده بنیاد و براساس واحد تحلیل معنایی، منابع اسلامی بررسی شد و از میان بیش از 500 گزاره اسلامی، باتوجه به اصل اشباع 166 گزاره انتخاب گردید که با تحلیل گزاره ها، 194 کد باز، 88 کد محوری و 18 کدانتخابی به دست آمد. در بخش کمّی پژوهش، میزان مطابقت کدهای محوری با کدهای باز و گزاره ها، همچنین میزان مطابقت کدهای انتخابی با کدهای محوری و گزاره ها توسط متخصیص تأیید شد. مطابق نتایج پژوهش، مؤلفه های والدگری اسلامی اکتشاف شده عبارتنداز: پذیرش و اعمال مسئولیت والد در برابر فرزند، مراقبت و هدایت گری، تدریجی بودن والدگری، درک توان نوجوان، توجه و تأمین سلامت جسمی و نیازهای مالی، کمک به کامل شدن هویت (در ابعاد دینی، اخلاقی، اجتماعی، شغلی و جنسی، رابطه عاطفی، عدالت، واگذاری مسئولیت ها به نوجوان)، تقویت و تنبیه گری، تکریم و احترام، الگودهی و بیان مستدل.
رابطه بین فرسودگی تحصیلی و درگیری تحصیلی با نقش میانجی تاب آوری تحصیلی در دانش آموزان دختر
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تبیین رابطه فرسودگی تحصیلی و درگیری تحصیلی با نقش میانجی تاب آوری تحصیلی بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و از نوع مطالعات کاربردی است. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر متوسطه دوم شهر بهشهر به تعداد 2110 نفر بود. نمونه آماری به تعداد 325 نفر و با استفاده از جدول کرجسی-مورگان و به شیوه نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسش نامه فرسودگی تحصیلی برسو، سالانووا و اسچیوفلی (2007)، درگیری تحصیلی ریو (2013) و تاب آوری تحصیلی ساموئلز (2004) استفاده شد. به منظور تحلیل داده های حاصله، از مدل یابی معادلات ساختاری با کمک روش حداقل مربعات جزئی با استفاده از نرم افزار آماریPLS استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد بین فرسودگی تحصیلی و تاب آوری تحصیلی با درگیری تحصیلی رابطه معناداری وجود دارد و مقدار 1/78 درصد از درگیری تحصیلی و 3/51 درصد از تاب آوری تحصیلی توسط فرسودگی تحصیلی تبیین می شود و متغیر تاب آوری تحصیلی اثر میانجی بر رابطه بین فرسودگی تحصیلی و درگیری تحصیلی را دارد. هم چنین شاخص های برازندگی مدل حاکی از آن است که مدل ارائه شده از برازش مناسبی برخوردار است.
بررسی رابطه ی الگوهای ارتباطی خانواده با معنای زندگی در دانش آموزان متوسطه اول شهر شیراز
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه ی بین ابعاد الگوهای ارتباطی خانواده(گفت و شنود و همنوایی)با معنای زندگی(حضور معنا و جستجوی معنا)انجام گرفت.نمونه آماری شامل 120 دانش آموز مقطع متوسطه اول شهر شیراز(60 دختر و 60 پسر)بود که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند.به منظور گردآوری داده ها،از پرسشنامه الگوهای ارتباطی خانواده(فیتزپاتریک و ریچی،1990)و پرسشنامه معنای زندگی (استگر،2010)استفاده شد.پایایی ابزارها به روش آلفای کرونباخ محاسبه شد.با استفاده از آزمون همبستگی و تحلیل رگرسیون،قدرت هریک از ابعاد الگوهای ارتباطی خانواده در پیش بینی معنای زندگی مورد بررسی قرار گرفت.با توجه به نتایج این پژوهش،ابعاد الگوهای ارتباطی خانواده توانایی پیش بینی متغیر جستجوی معنا را داشتند و قوی ترین پیش بینی مربوط به بعد گفت وشنود بود( 05/0 >p ).اما حضور معنا توسط ابعاد الگوهای ارتباطی خانواده قابل پیش بینی نبود.از آنجا که نحوه ی درست ارتباط اعضای یک خانواده نقش مهمی در ایجاد جستجوی معنا در فرزندان دارد،می توان با تقویت آن،معنا در زندگی را افزایش داد.
پیش بینی نگرش به خیانت براساس سرمایه روان شناختی و بهزیستی معنوی در زنان
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر پیش بینی نگرش به خیانت زناشویی زنان شهر شیراز بر اساس سرمایه روانشناختی و بهزیستی معنوی بود. روش شناسی: جامعه آماری پژوهش حاضر زنان شهر شیراز بودند که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس تعداد 250 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند و برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه های نگرش به خیانت زناشویی، سرمایه روانشناختی و بهزیستی معنوی استفاده شد که اطلاعات به دست آمده با استفاده از نرم افزار SPSS 23 مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها: نتایج تحلیل رگرسیون همزمان بیانگر این است که سرمایه روانشناختی (04/0p< ،80/0- =)، سه مولفه ی خودکارآمدی (01/0p< ،45/0- =)، امیدواری (02/0p< ،35/0- =) و تاب آوری (05/0p< ،36- =) و همچنین بهزیستی معنوی (01/0p< ،18/0- =) دو مولفه ی سلامت مذهبی (01/0p< ،19/0- =) و سلامت وجودی (001/0p< ،22/0 =) پیش بینی کننده نگرش به خیانت زناشویی بودند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش براساس مبانی نظری و پژوهشی مورد بحث و بررسی قرار گرفت. براساس یافته های پژوهش با افزایش سرمایه روانشناختی و بهزیستی معنوی در زنان نگرش به خیانت زناشویی منفی می شود و از نتایج این پژوهش می توان در مراکز مشاوره خانواده، درمان خیانت و مشاوره پیش از ازدواج استفاده کرد.
مبانی فقهی حقوقی الزام زوجین به درمان اختلال جنسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه اسلامی زنان و خانواده سال نهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲۳
133 - 155
حوزههای تخصصی:
اختلال جنسی با خروج روابط جنسی زوجین از مدار طبیعی خود سبب ایجاد آثار سوء بر حقوق متقابل زوجین از جمله حقوق جنسی آنها می شود. اولین قدم در برخورد با اختلال جنسی اقدام به درمان است، اما ممکن است بیمار به دلایل مختلفی از اقدام به درمان استنکاف نماید. پژوهش حاضر با هدف بررسی مبانی فقهی و حقوقی الزام زوجین مبتلا به اختلالات جنسی، در کتب فقهی و حقوقی به روش اسنادی- کتابخانه ای انجام شد. نتایج نشان داد که الزام به درمان بیمار توسط همسر در آراء فقها، حقوقدانان و مقنن به طور صریح بیان نشده است، اما با استفاده از ظرفیت های فقهی و قانونی مثل مقدمه واجب، اصل وجوب نهی از منکر و مواد 1103، 1104 و 1119 قانون مدنی جمهوری اسلامی ایران، می توان چنین الزامی را شرعی و قانونی دانست. براین اساس، باتوجه به نقش الزام به درمان در تأمین حقوق زوجین و نقش حاکم در اجرای نهی از منکر، مناسب است قانونگذار ضمن شناسایی مصادیق دقیق اختلالات جنسی در قوانین، به «الزام به درمان» آن به نحومستقل، چهره قانونی بخشد.
تزاحم اشتغال و فرزند پروری مادران شاغل و ارائه الگوی متناسب در فقه و حقوق(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
یکی از شاخص های جوامع در حال توسعه، میزان مشارکت و نقشی است که زنان در آن کشور برخوردار هستند. با افزایش سطح تحصیلات بانوان، تقاضای ورود به عرصه کار و فعالیت از سوی آنان، روندی صعودی داشته است. اشتغال زنان در کنار مسئولیت مادری، چالش هایی را پیش روی زنان قرار می دهد. دغدغه زنان برای فرزندپروری مطلوب و چگونگی انطباق شرایط آن با فضای کار، نیازمند تحلیل روشمند است تا با بررسی ابعاد هویت زنان و اشتغال، در مواجهه با تبعات و مشکلات ناشی از تزاحم نقش ها، تدابیر منطقی، مناسب و منطبق بر مولفه های شرعی و عرفی قابل اجرا اتخاذ گردد. پرسش اساسی تحقیق این است که با توجه به حق مشارکت اجتماعی زنان در عرصه اشتغال و اقتصاد خانواده و از سویی ایفای نقش مادری، چگونه این دو مقوله قابل جمع است؟ آیا سیاست ها و قوانین موجود، از ایفای هر دو نقش پشتیبانی می کند؟ پژوهش میان رشته ای حاضر، با تبیین هویت و نقش مادری و اشتغال زنان در فقه و حقوق و بیان دیدگاه های موجود و نیز ارائه راهکار حل تزاحم، با روش توصیفی- تحلیلی از گزاره های مرتبط و به صورت اسنادی نگاشته شده است و با بهره گیری از منابع معتبر دینی، الگوی متناسب برای زنان شاغل مادر را ارائه می کند. نتایج نشان می دهد که توجه به حق بر سلامت زنان در بعد شغلی و بازنویسی قانون کار و قوانین حمایتی از اشتغال زنان در جامعه، دو وظیفه مهم کارآمد خواهند بود و بدیهی است مدیریت این دو وظیفه بر عهده مادران است و دولت و نهادهای حقوقی در نظام اسلامی، وظیفه حمایتی دارند.
تأثیر مؤلفه های هویت ملی مربیان زن پیش دبستانی بر میزان یادگیری مهارت های زبان آموزی نوآموزان استان سمنان
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر مؤلفه های هویت ملی مربیان پیش دبستانی بر میزان یادگیری مهارت های زبان آموزی نوآموزان استان سمنان انجام شده است. روش پژوهش توصیفی-پیمایشی است و جامعه آماری این پژوهش شامل مربیان (خانم)پیش دبستانی در سال تحصیلی 1400-1399به تعداد 91نفر می باشدکه به شیوه نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند . ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته مهارت زبان آموزی با 9خرده مقیاس و هویت ملی با 4 خرده مقیاس است.جهت روایی صوری و محتوایی آن از نظر صاحب نظران و متخصصان حوزه کودک و تعلیم و تربیت و پایایی پرسشنامه از آلفای کرونباخ استفاده شد. داده های گرده آوری شده به کمک آمار توصیفی(فراوانی، میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی(همبستگی اسپیرمن و آزمون کای دو)مورد بررسی قرار گرفتند. ارتباط آماری قوی بین "تاثیر آشنایی و احترام گذاردن به آداب و رسوم و مناسبت های دینی و ملی مربیان" با ”شکل گیری کسب توانش نسبی زبانی و ارتباطی نوآموزان (مهارت های زبان آموزی نو آموزان )"مشاهده شد (p valeu<0.05) به عبارت دیگر با افزایش آشنایی و احترام گذاردن به آداب و رسوم و مناسبت های دینی و ملی مربیان مولفه شکل گیری کسب توانش نسبی زبانی و ارتباطی نوآموزان افزایش پیدا میکند؛همچنین بین تحصیلات مربیان و هویت ملی آنها و مهارت زبان آموزی نوآموزان ارتباط معناداری وجود ندارد .(p valeu>0.05)
بررسی دیدگاه اسلام در مورد عملکرد اقتصادی زنان و نقش آنان در توسعه اقتصادی
حوزههای تخصصی:
اسلام با تبیین جایگاه حقیقی زن، حقوق مالی و اقتصادی فراوانی را برای زنان در نظر گرفته است. لیکن برای ایشان مسئولیت های مالی در تأمین معاش خانواده قرار نداده است. لذا، زنان نه تنها از استقلال مالی برخوردار هستند بلکه تمام حقوق مالی متعلق به زن در نظام حقوقی اسلام (مانند ارث، مهریه، نفقه، درآمد ناشی از کار و ...) متعلق به او است و هیچ کس حق تعرض، مطالبه و تصرف آن را ندارد. علاوه بر این زنان در تشکیل سرمایه انسانی و توسعه اقتصادی جامعه مؤثر هستند. باتوجه به نقش هایی که زنان در توسعه اقتصادی جامعه دارند، در این مقاله به بررسی دیدگاه اسلام در مورد حقوق اقتصادی زنان پرداخته و سپس نقش هایی که زنان در توسعه اقتصادی جامعه اسلامی دارند، مورد ارزیابی قرار می گیرد و پیشنهاداتی در جهت ارتقای توانمندی زنان ارائه می شود. روش بررسی موضوع در این مقاله توصیفی-تحلیلی است.
واکاوی نقش زنان در تحقق سبک زندگی اسلامی
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائل مهم در بیانیه گام دوم، نهادینه شدن سبک زندگی اسلامی در جامعه است. برای تحقق این امر تمام افراد جامعه اسلامی سهیم هستند و در این میان تأثیر حضور و فعالیت های زنان، جایگاه ویژه ای دارد. در اسلام زنان از مقام و موقعیت والایی برخوردار هستند و در تاریخ اسلام، وقایع بزرگی را به سر انجام رسانده اند. پژوهش حاضر با روش تحلیلی-توصیفی و با رویکرد فقهی، نقش زن در تحقق سبک زندگی اسلامی را بررسی می کند. هدف از نوشتار حاضر، بیان نحوه نقش آفرینی زن در ایجاد روش زندگی اسلامی است و نشان می دهد که یک زن با انجام وظایف خود به عنوان همسر و مسئولیت های مادری در تربیت و پرورش فرزندان مطابق آنچه خواست خداوند متعال است، می تواند در ایجاد چنین سبکی گام بردارد. در اجتماع نیز زن با حضور همراه با مراعات قیود و شرایط بیان شده در اسلام یعنی، پوشش و رفتار مناسب و به دور از تبرج و خودآرایی، قدم مهم دیگری است که در راه نیل به هدفش برمی دارد.
جستاری فقهی در مفاد قاعده الامتناع بالاختیار لا ینافی الاختیار
حوزههای تخصصی:
هرگاه در مکلف، عملی که ناشی از سوء اختیار وی باشد، صادر شود و به موجب آن عمل، وی ناچار به سرپیچی و امتناع در اوامر و نواهی شارع گردد با عنایت به قاعده عقلی الامتناع بالاختیار لاینافی الاختیار، فعل صادرشده، ارادی و نامشروع بوده و آثار حقوقی و کیفری متناسب با آن مترتب خواهد گشت. باتوجه به اهمیت قاعده مذکور و کاربرد گسترده آن در فقه اسلامی، بررسی مفاد آن ضرورت دارد. ازاین رو، نوشتار حاضر با عنوان جستاری فقهی در مفاد قاعده الامتناع بالاختیار لاینافی الاختیار با هدف تبیین مفاد قاعده مذکور با روش تحلیلی-توصیفی صورت گرفته است. نگارنده پس در جمع آوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای و تحلیل آن، نتایجی به دست آورد که عبارت است در: الف) پذیرش قاعده عقلی الامتناع بالاختیار در علم کلام سبب مسئول شناخته شدن مکلف در این مسئله است؛ ب) این مبنا زمینه ساز ورود قاعده به مباحث علم اصول مانند تعلق یا عدم تعلق خطاب و عقاب به مکلف در فرض مذکور، اجتماع امر و نهی و تقویت واجب شد؛ ج) تبیین مفاد قاعده در علم کلام و اصول، بیان گر ظرفیت این قاعده کلی عقلی برای جریان در ابواب مختلف فقهی است.