فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۶۰۱ تا ۱٬۶۲۰ مورد از کل ۶٬۶۳۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
شناسایی چالش ها و موانعی که در مقابل توانمندسازی اجتماعی زنان، در تناسب با خلقت و هدف آفرینش زنان، از منظر قرآن کریم و روایات وجود دارد؛ هدف این نوشتار است. مساله اساسی اهمیت توانمندسازی زنان در برنامه های توسعه و اجرای این طرح ها در شهرها و روستاهای ایران اسلامی بر طبق مبانی غربی و فارغ از مبانی اسلامی است. در حالی که می توان راهکارهایی در جهت توانمندسازی اجتماعی زنان متناسب با ایجاد تمدن نوین اسلامی از منابع اسلامی ارائه نمود. صاحب نظران مسلمان در حکم تکلیفی فعالیت اجتماعی زنان، اختلاف دارند، که بعد از بررسی مبانی قرآنی و روایی، ضرورت مشارکت اجتماعی زنان و لزوم توانمندسازی اجتماعی زنان صحیح تر به نظر می رسد. تحقیق به روش تحلیل محتوای کیفی، به مشکلات زنان در ابعاد فردی، خانوادگی و اجتماعی زن برای مشارکت اجتماعی در منابع اسلامی پرداخته است. این مشکلات اعم از ضعف اعتقادی و شخصیتی یا عدم تبیین حقوق و تکالیف خانوادگی و یا اختلاط در جامعه، مورد شناسایی در متون اسلامی قرار گرفته اند. قرآن کریم و روایات راهکارهای توانمندسازی اجتماعی زنان را در قالب تبیین تکلیف و عبادت الهی، ارائه ی الگوهای مطلوب زنانه در مشارکت اجتماعی، تعیین شرایط حضور زنان، برجسته سازی اولویتها و ... بیان نموده اند.
تجربه زیسته مادران از تربیت جنسی کودکان پیش از دبستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی تجربه زیسته مادران از تربیت جنسی کودکان پیش از دبستان خود بود. این پژوهش به روش کیفی و با استفاده از رویکرد پدیدارشناسی انجام شد که در آن یازده مادر صاحب یک تا سه فرزند حداقل سه تا شش ساله مورد مصاحبه عمیق و اکتشافی قرار گرفتند. داده ها جمع آوری، ثبت و شناسه گذاری، و سپس در قالب مضمونهای اصلی و فرعی طبقه بندی شد و به روش کلایزی تحلیل شد. تحلیل 205 شناسه اولیه، به شناسایی دو مضمون اصلی بسترهای حفظ معصومیت و بسترهای پیشگیری از سوء استفاده جنسی و هشت مضمون فرعی (مراقبتهای مادران مبتنی بر خود، مراقبتهای مبتنی بر کودک، نظارت بر تماس با محتواهای جنسی، پاسخ به سؤالات جنسی کودک، توجه به نیازهای کودک، احترام و توجه به خواسته های کودک، توجه به ارتباط کودک با دیگران و تقویت مهارتهای خودمراقبتی) منجر شد. ساختار نهایی تجربه شرکت کنندگان حاکی از چندبعدی بودن تربیت جنسی در سالهای پیش از دبستان با استفاده از روشهای مراقبتی و نظارتی، توجه، پاسخگویی و آموزشی بوده است.
جایگاه زن در تمدن ساسانی براساس شواهد تاریخی و باستان شناختی
منبع:
زن و فرهنگ سال یازدهم بهار ۱۳۹۹ شماره ۴۳
19-31
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی جایگاه زن در تمدن ساسانی از منظر شواهدِ تاریخی و باستان شناختی می باشد. جامعه پژوهش شامل نقوش زنان در آثار فرهنگی برجای مانده از دوران ساسانی است. نمونه پژوهش شامل نقش زن در مواد فرهنگی برجای مانده از عصر ساسانی براساس شواهد باستان شناختی است. طرح پژوهش توصیفی-تحلیلی بود. گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای و از طریق فیش-برداری انجام شد و پس از آن به بررسی شواهد برجای مانده باستان شناختی از جایگاه زن در ایرانِ فرهنگی ساسانی پرداخته شد و اطلاعات به صورت کیفی مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد نقش زن در هنرهای وابسته به معماری نظیر نقاشی، گچ بری، پارچه بافی، موزاییک وغیره مشهود است و به لحاظِ جایگاه سیاسی، زنان از قدرت خوبی در جامعه برخوردار بودند و منابع تاریخی و شواهد باستان شناسی نظیر سکه ها آن را تأیید می نماید؛ از طرفی دیگر یافت شدن تصویر زنان در میان اکثر مواد فرهنگی باستان شناسی نشان از آن دارد که احترام به زن و گستردگی فعالیت های سیاسی، اقتصادی وغیره هنر، دیگر خاص دربار و در دستِ اعضای سلطنتی نیست، بلکه با بهبود یافتن قوانین اجتماعی، زنان از جایگاه و آزادی عمل بهتری در کنار با جامعه طبقاتی مردسالار داشتند.
اثربخشی قصه خوانی داستان های اساطیری همراه با ایفای نقش بر قضاوت اخلاقی و خوداثربخشی دانش آموزان دختر
منبع:
زن و فرهنگ سال یازدهم بهار ۱۳۹۹ شماره ۴۳
49-60
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین میزان اثربخشی قصه خوانی داستان های اساطیری همراه با ایفای نقش بر قضاوت اخلاقی و خوداثربخشی در دانش آموزان دختر مقطع سوم دبستان بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر مقطع سوم دبستان شهر اهواز در سال تحصیلی 99-1398 بود. 18 دانش آموز دختر با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه کنترل و آزمایش قرار گرفتند. طرح پژوهش از نوع نیمه آزمایشی به صورت پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه قضاوت اخلاقی دورﮔﺎﻧﺪاﺳیﻨﻬﺎ و میراوارما (1998) و پرسشنامه خوداثرمندی ک ودکان و ن وجوانان موریس (2001) استفاده شد. مداخله آموزشی برای گروه آزمایش به مدت 10 جلسه 60 دقیقه ای اجرا شد. برای تحلیل داده ها از روش کوواریانس چند متغیری و کوواریانس تک متغیری استفاده شد. نتایج نشان داد که قصه خوانی داستان های اساطیری همراه با ایفای نقش بر قضاوت اخلاقی و خوداثربخشی در دانش آموزان دختر مقطع سوم دبستان اثربخش است.
باورهای نادرست در مورد ازدواج و نقد آنها با تاکید بر منابع اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه موضوع ازدواج با چالش های فراوانی مواجه است که استحکام خانواده را تهدید می کند. بخشی از این چالش ها ناشی از افکار و اعتقاداتی است که در بین داوطلبان ازدواج و اطرافیان تأثیرگذار آنها وجود دارد. پژوهش حاضر به روش توصیفی- تحلیلی و با هدف شناسایی این باورهای نادرست و بررسی آن با رویکرد اسلامی و نتایج تحقیقات تجربی انجام شد. بدین منظور منابع مربوطه اعم از قرآن کریم، روایات و یافته های تحقیقات روان شناختی در سال های اخیر مورد بررسی قرار گرفت. با بررسی های انجام شده، پژوهشی که موضوع مطالعه حاضر در آن بررسی شده باشد، یافت نشد. یافته های پژوهش حاضر نشان داد که از مهمترین افکار ناصحیحی که ازدواج را به خطر می اندازند هفده باور مخدوش در گستره اهداف و کارکردهای ازدواج، آمادگی برای ازدواج، معیارهای همسرگزینی و تطبیق معیارها بر فرد است و اصلی ترین عامل برای اصلاح باورهای نادرست برخورداری از بینش اسلامی درباره ازدواج می باشد.
از مادر که حرف می زنیم، از چه کسی حرف می زنیم؟ (خودمردم نگاری برساخت اجتماعی "مادری" در شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش خودمردمنگارانه، به دنبال کشف مسیری بودم که جامعه هویتم را به عنوان مادر شکل داده و به عبارتی مادر بودن را به من "آموخت". من در این مسیر به این باور رسیدم که حقیقتی طبیعی و غریزی از مادر بودن وجود ندارد، بلکه، بسترهای اجتماعی و فرهنگی، و نیز حوزه های دانش و شناخت موجود، حقیقت مادر بودن را شکل می دهد. همچنین این روایت فردی که موقعیت مندیِ من در کنار دیگران را در یک بستر اجتماعی به چالش می طلبید، با ورود به میدانی متفاوت، در تعامل و برخورد با تجربه ی مادری"طیبه"، که یک زنِ غربت و از اهالی محله محروم "لبِ خط" بود قرار دادم. در این راستا کوشیدم تا داستان مان که دو روایت کوچک محلی بود را به واسطه ی پیچیدگی هایش به بدنه اصلی جامعه پیوند دهم. روایت زندگی هر کدام از ما سرشار است از ملاحظاتی در رابطه با تلاقی جنسیت، قومیت، طبقه اجتماعی، زبان و دیگر نظام های سلطه، که مزیت ها، نابرابری ها، و میزان نزدیکی مان به قدرت را مشخص می کند. تجربه زیسته ی من متاثر از این حقیقت است که به عنوان یک زن فارس، متاهل، شیعه، و متعلق به طبقه متوسط، تجربه ها و باورهایم از مادری ملهم از همان مادری جریان اصلی است که سال ها پیرامون خود دیده و آموخته ام، همانطور که "طیبه" در تمام عمرش در معرض جریان حاشیه ای مادری قرار داشته، آنها را در خود درونی کرده و تجربه اش از غربت بودن، فرودست بودن و فقر را در مادری خود بازتولید می نماید.
خوانش گفتمانی از مناقشات امر جنسی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۲ بهار ۱۳۹۹ شماره ۱
51 - 70
حوزههای تخصصی:
عرصه سیاست گذاریِ امر جنسی در ایران محل مناقشه نظری دو رویکرد عمده است. مقاله حاضر درصدد ارائه یک صورت بندی گفتمانی از مناقشات نظری این دو رویکرد در جامعه ایرانی است. در این پژوهش، از روش تحلیل گفتمانی فرکلاف و لاکلا و موف به صورت ترکیبی بهره گرفته شده است. نتایج پژوهش حاکی از آن بود که رویکرد اول با ابتنا بر مبانی دینی، ایده تربیت جنسی با محوریت اخلاق جنسی را پیگیری می کند و مفاهیمی چون هویت جنسی، ازدواج آسان و بهنگام، حجاب و خویشتن داری و... را در زیست جنسی جامعه ایرانی برساخت و امر جنسی را در شبکه ای از عناصر زیستی و فرهنگی مطالعه می کند که در آن گاهی مواجهه با امر جنسی نه تنها زدودن ابهام، بلکه حتی افزودن بر آن نیز هست. رویکرد دوم نیز با ابتنا بر ادبیات لیبرالیستیِ جامعه بین المللی بر ضرورت آموزش جنسی با محوریت دانش و آگاهی جنسی تأکید دارد و دال ها و مفاهیمی چون تمایز همجنس گرایی و هم جنس بازی، احترام به حقوق اقلیت های جنسی، تمایز جنس و جنسیت، نفی ازدواج کودکان و... را برساخت می کند. مهم ترین استراتژی این گفتمان در مواجهه با امر جنسی، صراحت و ابهام زدایی از امر جنسی است. عرصه عمومیِ متأخرِ مناقشاتِ این دو رویکرد، سند 2030 سازمان ملل بود.
نقش مشارکت زنان در توسعه توانایی های سازمان های مردم نهاد (سمن ها)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات زن و خانواده دوره هشتم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲ (پیاپی ۱۷)
115 - 136
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی نقش زنان در توسعه توانایی های سازمان های مردم نهاد (سمن) در پیشگیری از آسیب های اجتماعی می پردازد. مهمترین هدف این تحقیق شناسایی عوامل تاثیرگذاری است که نقش زنان را در توسعه ی توانایی های سمن ها افزون می کند. که طی بررسی های صورت گرفته پس از غربالگری فاکتورهای اولیه توسط تکنیک دلفی، 5 فاکتور؛ کمک های مادی، نشست های مستمر و هدفمند زنان، خدمات مشاوره اى، کاربرد آموزش در تشکل های زنان و ارتقا فرهنگ و انجام حرکات نمادین به عنوان عوامل مهمتری که پاسخ دهندگان زن می توانند درباره ی آنها اظهار نظر نمایند، شناسایی شدند. جامعه آماری این پژوهش 180 نفر از بانوان فعال عضو سازمان های مردم نهاد شهر تهران بود که بیشتر در زمینه آسیب های اجتماعی فعالیت داشتند. از این بین تعداد 123 نفر نمونه توسط فرمول کوکران تعیین شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه بوده که برای پایایی آن از روش کرونباخ، و برای روایی از CVR استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها نیز توسط آزمون t تک نمونه صورت پذیرفت. نتایج پژوهش نشان داد که هر 5 فاکتور اشاره شده نقش بسزایی در توسعه توانایی های سمن ها دارند.
ضرورت تشکیل پرونده شخصیت در دارسی اطفال و نوجوانان بزهکار از دیدگاه زنان کارشناس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال یازدهم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴ (پیاپی ۴۴)
117 - 138
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی لزوم تشکیل پرونده شخصیت در مورد اطفال و نوجوانان بزهکار در اجرای اصل فردی سازی کیفر با درنظر گرفتن شناخت ابعاد مختلف این پرونده(از لحاظ زیستی،روانی و اجتماعی) در نظام حقوقی و قضایی ایران و آمریکا با تأکید بر ایالت کالیفرنیا است.روش مورد استفاده،روش توصیفی- همبستگی می باشد.جامعه آماری یکصد نفر از قضات و وکلای دادگستری،جامعه شناسان و مددکاران اجتماعی،روانشناسان و روانپزشکان و همچنین دانشجویان کارشناسی ارشد و دکتری رشته حقوق می باشندابزارگردآوری داده ها،پرسشنامه پژوهشگر ساخته است.داده ها با استفاده از نرم افزار spssدر دوبخش توصیفی و تحلیلی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.نتایج حاصل از این تحقیق،حاکی از آن است که شناسایی شخصیت اطفال بزهکار تأثیر بسزایی در فردی کردن مجازات،شناخت علل جرم زا و جامعه پذیری مجرم پس از تحمل مجازات دارد.لذا تشکیل پرونده شخصیت در کنار پرونده کیفری امری ضروری و اجتناب ناپذیر در سیاست جنایی کشور ها است. کلمات کلیدی: پرونده شخصیت، سیاست جنایی، حقوق ایران و آمریکا، نظام دادرسی اطفال و نوجوانان بزهکار.
مطالعه کیفی احساس امنیت زنان در محیط خانواده مورد مطالعه: زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره در شهرستان کرج(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف درک و تفسیر زنان از احساس امنیت اجتماعی در محیط خانواده انجام گرفته است. برای رسیدن به هدف تحقیق از روش های تحقیق کیفی(نظریه زمینه ای) استفاده شده که با توجه به جامعه آماری تحقیق، با ۱۵ نفر از زنان شهرستان کرج با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند در این مورد مصاحبه هایی انجام شد و داده ها کدگذاری و مورد تجزیه وتحلیل قرارگرفته اند. در این زمینه ابتدا با هریک از پاسخگویان مصاحبه شد و بعد از استخراج و تحلیل داده ها به پاسخگوی دیگری مراجعه می شد تا اینکه پژوهش با پانزده نفر به اشباع رسید. یافته ها در قالب مدل زمینه ای متشکل از 8 مقوله تشریح شدند. در این پژوهش نشان داده شد که احساس امنیت به صورت یک طیف مطرح است. در یکسر این طیف احساس امنیت را می توان برشمرد که متأثر از ساختار بیرونی محیط خانواده(به عنوان مثال جامعه) است و در سر دیگر آن طیف احساس امنیت در محیط خانواده است که چنانچه این احساس وجود نداشته باشد پیامدهای فراوانی برای جامعه می تواند به بار آورد. نتایج نشان داد که صداقت، رضایت از زندگی، اعتمادبه نفس و صمیمیت می توانند بر احساس امنیت در خانواده موثر هستند. همچنین پیامدهای عدم احساس امنیت در محیط خانه می تواند موجب بی بندباری، اعتیاد، گرایش به بیرون از خانه و بداخلاقی شود.
رابطه ذهن آگاهی و رفتار جامعه پسند دانشجویان: نقش واسطه ای راهبردهای شناختی تنظیم هیجان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال یازدهم بهار ۱۳۹۹ شماره ۱ (پیاپی ۴۱)
219 - 240
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، بررسی نقش واسطه ای راهبردهای شناختی تنظیم هیجان در رابطه بین ذهن آگاهی و رفتار جامعه پسند بود. روش پژوهش همبستگی و جامعه آماری پژوهش همه دانشجویان زن کارشناسی دانشگاه شیراز بودند که در سال 97-1396 در این دانشگاه مشغول به تحصیل بودند. شرکت کنندگان 237 نفر بودند که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند و ابزار پژوهش شامل مقیاس چندبعدی رفتار جامعه پسند، مقیاس ذهن آگاهی نوجوانان و بزرگسالان و پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری تحلیل شدند. نتایج نشان داد که ذهن آگاهی به طور مستقیم و مثبت پیش بینی کننده معنی دار رفتار جامعه پسند، راهبردهای انطباقی و غیر انطباقی تنظیم شناختی هیجان است. همچنین راهبردهای انطباقی تنظیم شناختی هیجان توانستند در رابطه میان ذهن آگاهی و رفتار جامعه پسند نقش واسطه گری معنی داری داشته باشند اما راهبردهای غیر انطباقی شناختی تنظیم هیجان واسطه معنی دار رابطه بین ذهن آگاهی و رفتار جامعه پسند نبودند. بر اساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که افزایش ذهن آگاهی منجر به استفاده بیشتر از راهبردهای انطباقی تنظیم شناختی هیجان شده و از این طریق موجبات افزایش رفتار جامعه پسند دانشجویان زن را فراهم می آورد.
کشف حجاب در ایالت استرآباد (واکنش ها و پیامدها)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از چالش برانگیزترین اصلاحات فرهنگی در دوره پهلوی اول، در زمینه نوگرایی جامعه، تغییر در پوشش ملی-سنتی و برداشتن چادر از سر بانوان متدین و سنتی ایران بود.چالشی که در یک سوی آن، پشتوانه های تاریخی و سنت های کهن مردم ایران قرار داشت و درسوی دیگر، ظواهر فرهنگ و مدنیت غرب، به عنوان الگوی پیشرفت، مطرح بود .دستور منع اجباری چادر و تغییر لباس بانوان، نقطه اوج دخالت دولت در فرهنگ عمومی جامعه و ضربه زدن به هویت ملّی بود، که می بایست به عنوان یک امرحکومتی، به دنبال اهداف ناسیونالیسم و حاکمیت مدرنیسم رضاشاه، در تاریخ ۱۷ دی ۱۳۱۴ ش،بدون در نظر گرفتن شرایط اقلیمی،اجتماعی و اقتصادی،به صورت یکسان در تمامی مناطق ایران، به اجرا در می آمد.
الگوی کشف فرصت های کارآفرینی در ایجاد کسب وکارهای خرد با نقش محوری زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال یازدهم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴ (پیاپی ۴۴)
177 - 198
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش تدوین الگوی استراتژیک کشف فرصت های کارآفرینی در ایجاد کسب وکارهای خرد با نقش محوری زنان است. این پژوهش به روش آمیخته اکتشافی انجام گرفته است. جامعه آماری پژوهش، شامل کارآفرینان زن معرفی شده توسط استانداری استان گیلان در سال 1398 می باشد. در این پژوهش از روش نمونه گیری هدفمند و با هدف دست یافتن به حد اشباع نظری داده ها استفاده شد. بطوریکه، با 20 نفر مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام گردید، و عوامل مؤثر بر کشف فرصت های کارآفرینی در ایجاد کسب وکارهای خرد از طریق نظریه داده بنیاد و با استفاده از MAXQDA10، مورد کاوش قرار گرفت. سپس در بخش کمی، پرسشنامه 58 گویه ای مستخرج از چهارچوب نهایی پژوهش (مرور ادبیات و مدل کیفی) تدوین و در اختیار 140 نفر از فعالان حوزه کارآفرینی استان گیلان قرار گرفت. داده های حاصل از پرسشنامه از طریق آزمون تحلیل عاملی اکتشافی و با استفاده از نرم افزار لیزرل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. به منظور تعیین اعتبار پژوهش از دو روش بازبینی مشارکت کنندگان و مرور خبرگان غیر شرکت کننده در پژوهش (اعضای هیأت علمی دانشگاه) استفاده شد، و برای تعیین روایی، سازه پرسشنامه به روش تحلیل عاملی اکتشافی بررسی گردید. نتایج پژوهش نشان داد که عوامل اقتصادی و عوامل مدیریتی بیش ترین تأثیر را در ایجاد کسب وکارهای خرد توسط زنان دارد.
تجربه ی طلاق از منظر زوجین مطلقه در شهر تهران (در پنج سال اول زندگی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی زنان سال بیست و دوم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۸۹
143 - 162
حوزههای تخصصی:
افزایش طلاق و وقوع بیشترین آمار طلاق در ۵ سال اول زندگی پدیده ای قابل تأمل در سال های اخیر است. این پژوهش با هدف بررسی زمینه ها و پیامدهای طلاق در پنج سال اول زندگی زناشویی با روش کیفی و تحلیل تماتیک از طریق مصاحبه ی نیمه ساختاریافته و نمونه گیری هدفمند انجام شده است. افراد مطلقه ساکن در شهر تهران که در 5 سال اول زندگی اقدام به طلاق نموده اند، جامعه ی مورد مطالعه این پژوهش است. یافته های پژوهش نشان داد زمینه ها و بسترهای اقدام به طلاق در 5 سال اول زندگی از منظر پاسخ-گویان مواردی نظیر نقصان های فردی شامل مسئولیت گریزی، بدبینی، پنهان کاری و فریب، عزت نفس پایین، پرخاشگری؛نقصان های تعاملی زوجین نظیر فقدان صمیمیت زناشویی، توقعات بالا، عدم تعهد در قبال همسر، نارضایتی جنسی، قهر و متارکه مکرر، تداوم سبک زندگی مجردی، جابه جایی نقش ها، عدم انعطاف پذیری، بی اعتمادی متقابل، مستقل نبودن از خانواده اصلی و در نهایت نقص ارتباطی با خانواده مبدأ و الگوگیری نامناسب است. همچنین نتایج پژوهش حاضر نشان داد، کاهش عزت نفس،نگرش منفی به جنس مخالف وزندگی متاهلی و ازدواج،تمایل به روابط کوتاه مدت،بدبینی متقابل در خانواده، افزایش تنش بین اعضاء، تضعیف جایگاه بین اقوام و آشنایان،افزایش مزاحمت ها، کاهش مسئولیت اجتماعی و اقدام به زندگی مستقل از پیامدهای طلاق در سال های اول زندگی است.
ارائه مدل روابط اخلاقی همسران مبتنی بر متون اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر با هدف ارائه مدل روابط مثبت اخلاقی همسران مبتنی بر متون اسلامی صورت گرفت تا آموزه های اخلاق اسلامی در خانواده به شکلی سازمان یافته تنظیم شود. در این پژوهش، با استفاده از روش تحلیل محتوای متون اسلامی و بهره گیری از اجتهاد دانش اسلامی، مدل اخلاقی همسران به دست آمد. برای سنجش روایی محتوایی این مدل، اصول و خرده مولفه های اخلاقی به دست آمده در قالب پرسشنامه ای با طیف لیکرت چهار گزینه ای، به کارشناسانی که دانش آموختگان علوم اسلامی و روان شناسی بودند، ارائه شد. سپس داده های کمی با استفاده از شاخص روایی محتوایی (CVI) تحلیل گردید. پس از استنباط مبانی هستی شناختی، انسان شناختی و معرفت شناختی خلاق اسلامی همسران، اصول اخلاقی زوجین در دو سطح، شناسایی و طبقه بندی شد. اول، اصول اخلاقی همسران متمرکز بر خویشتن شامل: عدالت، خودشناسی و خودسازی، عفت و خویشتن داری، صبر و تاب آوری و محاسبه و مراقبه؛ و دوم، اصول اخلاقی حاکم بر روابط همسران شامل: مودت، احسان، حسن خلق، تدبیر منزل و تأمین نیازهای همسران. یافته های به دست آمده روایی محتوایی اصول اخلاقی همسران متمرکز بر خویشتن، حاکی از 9. 0> 81% برای اصول اخلاقی عدالت، خودشناسی و خودسازی و عفت؛ و همچنین با اعتبار 1> 100% برای اصول اخلاقی صبر، محاسبه و مراقبه بود. همچنین روایی محتوایی 1> 100% برای اصول اخلاقی متمرکز بر همسر از سوی کارشناسان بود. علاوه بر این، خرده مولفه های اخلاقی همسران در هر دو سطح یادشده، به صورت متفاوت حاکی از روایی 9. 0> 81% و 1> 100% است.
آسیب شناسی ارتباطات بین سازمانی متولیان حجاب و عفاف (پلیس، شورای عالی انقلاب فرهنگی و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی زنان سال بیست و دوم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۹۰
65 - 95
حوزههای تخصصی:
مسئله اصلی تحقیق حاضر نیز آسیب شناسی ارتباطات بین این سازمان ها در زمینه حفظ و ترویج فرهنگ حجاف و عفاف می باشد. تحقیق حاضر با روش توصیفی و تحلیلی از نوع کیفی انجام پذیرفته است. جامعه ی آماری تحقیق شامل افراد دخیل در مصوبه 427 شورای عالی انقلاب فرهنگی می باشد که شامل پلیس، اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی و کارکنان و اعضای مرتبط به موضوع در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می باشد که جمعاً برابر 158 نفر می باشند. حجم نمونه به روش هدف مند برابر 30 نفر در حد اشباع نظری در نظر گرفته شد. روش جمع آوری اطلاعات میدانی و ابزار آن مصاحبه نیمه ساختار یافته بوده است. برای تجزیه و تحلیل مصاحبه از روش تحلیل گراوندد تئوری به کمک نرم افزار مکس کیودا استفاده شده است. نتایج تحلیل مصاحبه ها نشان داد تعاملات بین سازمانی در حوزه حجاب و عفاف تحت تاثیر عوامل متعددی قرار دارد. انتخاب مدیران متولی و دخالت دادن منافع شخصی مدیران، برداشت و نوع نگاه کارمندان به حجاب و عفاف، دیدگاه های متضاد و متفاوت سازمان های متولی و سرگشتگی و ابهام در درک صحیح مصوبه 427 و عدم مشورت گیری از نهاد نظارتی مسئول برای ارزیابی فعالیت هر یک از سازمان های متولی از جمله مهم ترین آسیب-های مربوط به ارتباطات بین سازمانی در این زمینه می باشد.
پژوهشی کیفی در شناسایی چالشهای بهزیستی زناشویی (از خلاء مهارت های زندگی و خلاء کیفیت زندگی تا چالش های بهزیستی زناشویی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال یازدهم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲ (پیاپی ۴۲)
39 - 64
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی چالش های بهزیستی زناشویی در جهت رسیدن به نظریه ای درباره عوامل مؤثر بر بهزیستی زناشویی، با روش کیفی از نوع روش نظریه زمینه ای (گراندد تئوری) انجام شد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی زوجین شهر شیراز در سال 1397 بود که افراد نمونه به تعداد 22 نفر، به روش نمونه گیری هدفمند (تا رسیدن به اشباع نظری در مصاحبه) انتخاب شدند. داده های پژوهش با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته جمع آوری و به روش کدبندی هفت مرحله ای کلایزی تحلیل شد. پس از تحلیل داده ها نه مقوله اصلی شامل خلاء مهارت های ارتباطی، خلاء مهارت های بین فردی و همدلی، خلاء مهارت های تفکر انتقادی و تفکر خلاق، خلاء مهارت های مقابله ای و بهزیستی عمومی، خلاء مهارت های تصمیم گیری و حل مسئله، خلاء مهارت های خودآگاهی، مشکلات مرتبط با الگوهای عملکردی و کیفیت روابط، مشکلات سلامت جسمی، روانی و خلاء بهزیستی ذهنی و معنوی زوجین و مشکلات مالی و شغلی زوجین و دو مقوله هسته شامل خلاء مهارت های زندگی فردی و زوجی و خلاء کیفیت زندگی فردی، زوجی و خانواده ها در شناسایی چالش های بهزیستی زناشویی استخراج شد. مطابق نتایج به دست آمده، خلأ مهارت های زندگی فردی و زوجی و خلاء کیفیت زندگی فردی و زوجی که نشان دهنده عدم مهارت های ارتباطی، بی تفاوتی ها، عدم شناخت و عدم وجود همدلی در بین زوجین است منجر به نوعی ناکارآمدی، نارضایتی و بی کیفیتی زندگی زوجین شده است. بنابراین، خلأ مهارتهای زندگی و خلاء کیفیت زندگی فردی و زوجی از چالش های مهم بهزیستی زناشویی شناسایی شد.
مقایسه اثربخشی رویکرد متمرکز بر هیجان و طرحواره درمانی به شیوه گروهی بر سبک های دلبستگی زنان دچار دلزدگی زناشویی
منبع:
زن و فرهنگ سال دوازدهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۴۵
61 - 73
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی رویکرد متمرکز بر هیجان و طرحواره درمانی به شیوه گروهی بر سبک های دلبستگی(ایمن، اجتنابی و دوسوگرا) زنان دچار دلزدگی زناشویی منطقه 3 شهر تهران بود. از جامعه مذکور 45 نفر زن با روش هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل قرار گرفتند. طرح پژوهش آزمایشی از نوع پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل بود. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه سبک های دلبستگی هازن و شیور (1987) استفاده شد. مداخله آموزشی هر دو روش به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای اجرا شد . تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کواریانس چند متغیره ،تحلیل کواریانس یک متغیره و آزمون تعقیبی بنفرونی انجام شد. نتایج نشان داد که هر دو رویکرد متمرکز بر هیجان و طرحواره درمانی بر سبک های دلبستگی ایمن، اجتنابی و دوسوگرا تاثیر دارد . نتیجه مقایسه دو رویکرد نیز نشان داد که رویکرد متمرکز برهیجان بر سبک های دلبستگی زنان دچار دلزدگی زناشویی موثرتر از طرحواره درمانی است .
کاربرد انصاف در فقه خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی زنان سال بیست و دوم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۸۸
121 - 142
حوزههای تخصصی:
انصاف یک اصل و فضیلت اخلاقی- نفسانی است که برگرفته از وجدان و عقل آدمی می باشد و در نگاه کارکردی خصلتی حق طلبانه است که در جهت ادای حقوق حرکت می کند. به خاطر همین خصلت، اجرای انصاف و عدالت از اهداف مهم هر نظام حقوقی است، به گونه ای که برای ماندگاری و استحکام یک جامعه سالم، حق مدار و عدالت محور، احقاق حقوق افراد به دور از هرگونه ظلم و بدون رعایت انصاف ممکن نیست. رویکرد فقها نسبت به عنوان انصاف متفاوت است؛ برخی اشاره ای به این موضوع در کلمات خود نداشتند؛ برخی دیگر به طور ضمنی به آن پرداخته و گاهی با عناوین دیگری مثل عدالت، قاعده انصاف و... خلط شده است. از این رو تبیین مصادیقی در زمینه خانواده از منظر فقها، برای شناخت بهتر و دقیق تر ماهیت انصاف و تفکیک آن با عناوین دیگر ضروری است. در این پژوهش مصادیق و کاربرد انصاف در فقه خانواده در ابواب مختلف فقهی بررسی کرده و دریافتیم که اجرای قوانین بر مبنای عدالت در برخی موارد خشک و غیرمنعطف است. در حالی که با توجه به اوضاع، شرایط و احوال مختلف، برای احقاق حقوق افراد و دستیابی به اهداف والای الهی و انسانی به عنصر انعطاف پذیری چون "انصاف" نیاز است. در نتیجه پس از شناخت جایگاه انصاف به تعریف دقیق تری از ماهیت و حقیقت انصاف و تفاوت آن با مفاهیمی چون عدالت دست یافتیم.
تدوین الگوی ارتقای رضایت زناشویی و بررسی اثربخشی آن در کاهش گرایش به طلاق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تدوین الگوی ارتقای رضایت زناشویی و بررسی اثربخشی آن در گرایش به طلاق اجرا شده است. روش تحقیق، آمیخته (از نوع طرح اکتشافی متوالی) است. مرحله اول پژوهش به روش کیفی از نوع نظریه داده بنیاد صورت گرفته است. در این مرحله، پژوهشگر به شناسایی مؤلفه های سازنده رضایت زناشویی و گرایش به طلاق و طراحی برنامه مداخله ای به منظور ارتقای رضایت زناشویی پرداخته است. به همین منظور با ده زوج که در آزمون رضایت زناشویی نمره زیاد (زوجین خشنود) کسب کرده بودند و ده زوج که نمره کم در آزمون رضایت زناشویی و نمره زیاد در آزمون گرایش به طلاق (زوجین ناخشنود با گرایش به طلاق) کسب کرده بودند، مصاحبه شد. در این مرحله روش نمونه گیری هدفمند بود. برای جمع آوری داده ها از روش مصاحبه نیمه ساختاریافته و تعاملی بهره گرفته شده است. به منظور تجزیه و تحلیل داده های مصاحبه ها از روش شناسه گذاری محوری استفاده شده است. براساس یافته های مصاحبه ها، الگوی ارتقای رضایت زناشویی تدوین شد و مورد تأیید ده تن از استادان قرار گرفت؛ به علاوه برای بررسی روایی نظری الگوی از روش تطبیق الگو استفاده شد. الگوی ارتقای رضایت زناشویی در قالب 12 جلسه آموزشی و برای تحقق پنج هدف برگرفته از مرحله کیفی، تدوین شد. در مرحله دوم از طرح نیمه آزمایشی گروه کنترل نامعادل استفاده شد. در این مرحله، 20 زوج شهر مشهد، که طی فراخوانی جذب شده بودند و نمره کم (بیش از یک انحراف معیار کمتر از میانگین) در آزمون رضایت زناشویی و نمره زیاد (بیش از یک انحراف معیار بیشتر از میانگین) در آزمون گرایش به طلاق کسب کرده بودند به روش در دسترس انتخاب شدند و در گروه آزمایش و گواه جای گرفتند. به منظور بررسی گرایش به طلاق از پرسشنامه " گرایش به طلاق" روزولت، جانسون و مارو (1986) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده های بخش کمی از تحلیل کووواریانس تک متغیره و چندمتغیره استفاده شد. یافته ها نشان داد که اجرای الگوی ارتقای رضایت زناشویی بر کاهش گرایش به طلاق مؤثر است؛ ضمن اینکه یافته ها نشان داد، آموزش الگوی ارتقای رضایت زناشویی بر دو بعد آزمون گرایش به طلاق، گرایش برای خروج از رابطه و مسامحه (تغافل و کوتاهی) مؤثر بوده است. با توجه به یافته های پژوهش می توان برای افزایش رضایت زناشویی و کاهش گرایش به طلاق در زوجین از بسته آموزشی ارتقای رضایت زناشویی استفاده کرد.