فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۴۸۱ تا ۱٬۵۰۰ مورد از کل ۶٬۶۳۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
طلاق در زمره یکی از مهم ترین آسیب های اجتماعی جامعه است که طی سه دهه گذشته توانسته پیامدهای مسأله برانگیز گوناگونی بر فرد، خانواده و جامعه بر جای گذارد. در پسِ پرسش اصلی پ ژوهش، پرسش از سیاست ها و راهبردهای کلان کشور جهت کاهش میزان طلاق و افزایش ازدواج بوده است. مسأله اصلی پژوهش این بوده که آیا راه حل های اقتصادگرا و نهادگرا، توانسته اند به شکل مؤثری در کاهش مسأله طلاق در کشور مؤثر واقع شوند؟ بر این مبنا، پژوهش حاضر در چارچوب فرا تحلیل پژوهش های جدید کشور در سطح ملی، به جمع بندی عوامل مؤثر بر آسیب طلاق بر اساس برآیند یافته های پژوهش های یک دهه اخیر ایران پرداخته است. بر این اساس، متناسب با ماهیت فرا تحلیل، پس از پالایش پژوهش های شناسایی شده طی سال های 1390 تا 1397، 36 مطالعه، واجد شرایط اولیه برای فرا تحلیل بودند. یافته های آماری پژوهش های منتخب به کمک نرم افزار CMA2 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته های پژوهش فرا تحلیل نشان می دهد تفاوت فرهنگی و مذهبی با گرایش به طلاق رابطه مستقیم دارد. اندازه اثر متوسط در این فرضیه 321/0 بوده است. همچنین میزان تحصیلات نیز با اندازه اثر متوسط 317/0، تأثیر مستقیمی بر گرایش به طلاق نشان داده است. در مقابل، دینداری با اندازه اثر متوسط 220/0- و وجود (تعداد) فرزندان با اندازه اثر متوسط 352/0- تأثیر معکوسی بر گرایش به طلاق نشان داده اند. این در حالی است که مشکلات یا متغیرهای اقتصادی، هیچ رابطه معنادارِ بلاواسطه ای با گرایش به طلاق نشان نداده است. در طبقات بالای جامعه، وضعیت اقتصادی بهتر، گرایش به طلاق را بالاتر برده است. بنابراین می توان گفت در طبقات بالا و متوسط، مسأله اصلی، اقتصاد و معیشت نیست، بلکه عوامل فرهنگی مرتبط با تحولات در ارزش ها و نگرش های جامعه، از جمله در حوزه ازدواج، اولویت دهی به خانواده و داشتنِ تصور منفی از طلاق است.
ابعاد تجربه میانسالی در زنان
منبع:
زن و فرهنگ سال دوازدهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۴۷
39 - 52
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی ابعاد تجربه میانسالی در زنان بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان میانسال مناطق یک، دو و سه شهر تهران بودند که از بین آن ها، با اجرای مصاحبه نیمه ساختاریافته، 12 نفر به شیوه نمونه گیری هدفمند تا به اشباع رسیدن اطلاعات، انتخاب شدند. طرح پژوهش از نوع کیفی و تجزیه و تحلیل آن با روش تحلیل مضمون انجام شد. محتوای مصاحبه ها از طریق روش بروان و کلارک و با استفاده از نرم افزار اطلس، کدگذاری، طبقه بندی و تحلیل شد و در نهایت منجر به استخراج مضمون ها گردید. یافته ها نشان داد که مضامین اصلی شامل شش مضمون «تغییرات جسمانی»، «تغییر در روابط»، «توجه به جنبه های درونی»، «معنویت»، «دغدغه مالی» و «فرایند حل تعارض ها» می باشد. با توجه به آسیب پذیری زنان میان سال و احتمال ابتلای این گروه سنی به اختلالات روانی، به نظر می-رسد پرداختن به موضوع ابعاد مهم زندگی زنان میان سال، نیاز است در اولویت فعالیت های نظام بهداشتی درمانی کشور قرار گیرد.
مقایسه اثربخشی زوج درمانی ساختاری و زوج درمانی به شیوه تصمیم گیری مجدد بر بهزیستی روانشناختی زوجین نابارور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال دوازدهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱ (پیاپی ۴۵)
41 - 56
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی زوج درمانی ساختاری و زوج درمانی به شیوه ی تصمیم گیری مجدد بر بهزیستی روانشناختی زوجین نابارور شهرستان سنندج بود. روش و مواد: برای اجرای این هدف از روش تحقیق نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون و پس آزمون با استفاده از دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل استفاده شد . جامعه آماری این پژوهش زوجین نابارور مراجعه کننده به مرکز ناباروری بیمارستان بعثت شهر سنندج در سال ۱۳۹۷ بود که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در سه گروه ۱۲ نفری جایگزین شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه بهزیستی روانشناختی استفاده گردید. داده ها با استفاده از آزمون های آماری تحلیل کوواریانس چند متغیری و نرم افزارspss-22 تجزیه و تحلیل گردید. یافته ها: نتایج نشان داد که زوج درمانی ساختاری و زوج درمانی به شیوه تصمیم گیری مجدد نسبت به گروه کنترل اثر معناداری بر بهزیستی روانشناختی زوجین نابارور دارد ( (p≤0/01. نتیجه گیری: نتایج حاکی از اهمیت توجه به مداخلات زوج درمانی ساختاری و زوج درمانی به شیوه تصمیم گیری مجدد بر بهزیستی روانشناختی زوجین بود. واژه های کلیدی: خانواده درمانی ساختاری، تصمیم گیری مجدد، بهزیستی روانشناختی ، زوجین نابارور.
سرمایه عاطفی به مثابه قدرت؛ زنان چگونه از قدرت عاطفی خود، سلاح مقاومت می سازند؟(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اغلب پژوهش های انجام شده پیشین در ایران، زنانِ فاقد سرمایه اقتصادی و فرهنگی را به مثابه زنانِ فاقد قدرت و توان مقاومت در مقابل سلطه مردانه در خانواده قلمداد کرده اند و کمتر به دیگر سرمایه های زنانه همچون «سرمایه عاطفی» توجه داشته اند. اما این پژوهش با هدف پاسخ به این پرسش شکل گرفته که زنان چگونه از «سرمایه عاطفی» خود در میدان خانواده به مثابه یک ابزار مقاومت در مقابل قدرت مردانه در خانه بهره می گیرند؟ لذا، این مطالعه، سازوکار مقاومت عاطفی زنان در خانواده را مورد واکاوی قرار داده است. در این راستا، با 36 زن متأهل در شهر تهران مصاحبه شد. روش انجام پژوهش، کیفی؛ شیوه نمونه گیری، هدفمند؛ و روش تجزیه و تحلیل داده ها، تحلیل مضمون بوده است. یافته ها نشان داد برای زنان نسل جوان، سرمایه عاطفی نه تنها عامل انقیاد نیست. بلکه ابزاری برای مقاومت و فتح حوزه های دیگر خانه است. در این راستا، آنها از راهبردهایی چون «باج گیری عاطفی»، «قربانی سازی»، «شرمنده سازی» و «ائتلاف با فرزندان» به مقاومت در میدان عاطفی خانواده می پردازند تا بتوانند قدرت مردانه در خانه را مهار و توازن قدرت در خانواده را برقرار کنند. این نتایج گویای آن است که منابع مقاومت زنان در خانواده، متکثر و چند لایه اند و فراتر از منابع اقتصادی و فرهنگی است که تاکنون به آن پرداخته شده است .
تعیین مؤلفه های ارتباطی زنان چندنقشی دارای سلامت روان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف کشف مؤلفه های ارتباطی زنانی چندنقشی دارای سلامت روان به روش کیفی از نوع تحلیل محتوای قراردادی انجام شد. جامعه آماری شامل زنان متأهل و شاغل ساکن تبریز بود که افراد نمونه به تعداد 22 نفر، باروش نمونه گیری هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری در مصاحبه و با داشتن سه معیار تأهل، اشتغال با سابقه حداقل سه سال، داشتن حداقل یک فرزند و کسب نمره بالای متوسط از پرسش نامه سلامت روان انتخاب شدند. داده های پژوهش بااستفاده از مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته گردآوری گردید. تحلیل داده ها به روش کدگذاری انجام و سه مؤلفه ارتباطی اصلی با یازده مقوله شناسایی شد که عبارتند از: درون مایه سلامت اجتماعی با سه زیرمقوله (ارتباط با همسر، ارتباط با فرزندان، ارتباط با نهادها)؛ درون مایه سلامت شغلی با پنج زیرمقوله (نگرش شغلی، مسئولیت های شغلی، خلاقیت و نوآوری در کار، سرزندگی شغلی و روابط شغلی) و درون مایه سلامت معنوی با سه زیرمقوله (ارتباط با خدا، ارتباط با جهان هستی و ارتباط معنوی با افراد). مؤلفه های ارتباطی مستخرج از این پژوهش می تواند برای تهیه بسته ها و برنامه های آموزشی -درمانی زنان چندنقشی مفید باشد.
تحلیل فقهی - حقوقی قاعده لاضرر در رفع ضرر ناشی از تمکین و نشوز زوجه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی زنان سال بیست و سوم بهار ۱۴۰۰ شماره ۹۱
71 - 87
حوزههای تخصصی:
خداوند در مقام تشریع اولیه، احکام ضرری وضع نکرده است، اما اگر یکی از همین احکام، در مقام اجرا برای فردی متضمن ضرر شود، قاعده لا ضرر، آن را مرتفع می سازد. پژوهش حاضر با روش توصیفی – تحلیلی در پی پاسخ به این سؤال است که قاعده لا ضرر در رفع ضررهای ناشی از مبادرت ورزیدن زوجه به تمکین خاص و رفع ضررهای ناشی از نشوز زوجه نسبت به زوج، از چه جایگاه و اقتضائاتی برخوردار است؟ یافته های پژوهش حاکی است علی رغم اینکه مطابق احکام فقهی و حقوقی تمکین خاص از وظایف زوجه است، اما قاعده لا ضرر به عنوان یکی از قواعد حاکم بر احکام اولیه می تواند احکام ضرری یا احکام متعلق به موضوعات متضمن ضرر را در فروضی که ورود چنین ضرری متصور است، مرتفع سازد. لذا قاعده لا ضرر به عنوان مهم ترین قاعده فقهی در رفع ضرر ناشی از تمکین خاص زوجه و همچنین رفع ضرر ناشی از ناشزه شدن زوجه برای زوج از جایگاه مهمی برخوردار است. اصل (40) قانون اساسی و ماده (1108) قانون مدنی نیز مؤید همین مدعاست. لذا اگرچه یکی از تکالیف زوجه آن است که از زوج تمکین کند، لیکن اگر ایفای این تکلیف متضمن ورود ضرر به زوجه باشد، بر اساس قاعده لا ضرر و همچنین وفق اصل (40) قانون اساسی و ماده (1108) قانون مدنی - که درواقع یکی از جلوه های قاعده لا ضرر محسوب می شوند- زوجه می تواند از تمکین خودداری نماید. همچنین اگر زوجه ناشزه شود، زوج حق ندارد با ضرب وجرح، به او ضرر برساند.
ارزیابی اخلاقی ادلّه مخالفان شأن مادری با محوریت مسائل روحی روانی زنان(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مطالعات اسلامی زنان و خانواده سال ۸ پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۱۵
113 - 140
حوزههای تخصصی:
احساسات روحی و عاطفی زنان، از جمله ضرورت های وجودی آنان است که خداوند در نهاد آنها به ودیعت گذاشته است. حس زیبایی دوستی، از مصادیق چنین احساساتی است که برخی آن را با مادری و فرزندآوری در تنافی می دانند و معتقدند مادرشدن، احساسات و عواطف زنان به ویژه میل به زیبایی دوستی آنان را متأثر می سازد. این دیدگاه در مقابل دیدگاهی است که مادری را به عنوان یکی از نقش های اساسی برای زنان ضروری می داند و استدلال های پزشکی، روان شناختی و جامعه شناختی بر آن اقامه می کند. این مقاله با تمرکز به روش توصیفی تحلیلی و مبتنی بر استدلال های اخلاقی، از ارزش مادری و شأن آن در مقابل دیدگاهی که مادرشدن را در تنافی با مسائل زیبایی شناختی می داند، دفاع می کند. این استدلال ها در دو محور سلبی و ایجابی سامان خواهد یافت. در محور سلبی، به نقد و ارزیابی دیدگاه مخالفان شأن مادری خواهیم پرداخت و در دیدگاه ایجابی، به نفع نقش مادری بر اساس تأثیرات روحی و باطنی بر سلامتی زنان – با تأکید بر آموزه های اسلامی - ادله ای را اقامه خواهیم کرد. نتیجه آنکه براساس دریافت نویسندگان می توان از شأن و ارزش مادری در مقابل دیدگاهی که مادرشدن را در تنافی با احساسات و عواطف زیبایی شناختی زنان می داند و از تجرد و عدم تن دادن به فرزند آوری و فرزندپروری حمایت می کند، دفاع و این دو مقوله را با هم جمع کرد.
بازتعریف هویت زنان همسر از دست داده: مطالعه ای در محله های افسریه و عباس آباد تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۱۹ بهار ۱۴۰۰ شماره ۱
141 - 166
حوزههای تخصصی:
پرسش آغازین این پژوهش عبارت است از «زنان متأهلی که همسر خود را از دست می دهند، چگونه هویت خود را بازتعریف می کنند؟» این پژوهش بر پایه رهیافت نظریه داده بنیاد انجام شد. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساخت یافته سیر زندگی و مشاهده است. نظریات گیدنز، کاستلز، جنکینز و گیلیگان در بازتعریف هویت بررسی شد. حجم نمونه 21 نفر از زنان «همسر از دست داده» است که با نمونه گیری هدفمند و نظری در دو محله افسریه (منطقه 15تهران) و عباس آباد (منطقه 6 تهران) انجام شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که زنان پس از قرارگرفتن در موقعیت زن همسر از دست داده و سپری کردن دوران سوگواری، در موقعیت زن «همسر از دست داده» قرار می گیرند. با توجه به داده ها، سه مقوله هویتی اصلی در باره این زنان شناسایی شد که عبارت اند از: 1. زنان همسر از دست داده شاد، 2. زنان همسر از دست داده غمگین و 3. زنان همسر از دست داده سرگردان. زنان شاد به زیر مقوله های 1. زنان همسر از دست داده شاد حمایت طلب، 2. زنان همسر از دست داده شاد مستقل و 3. زنان همسر از دست داده شاد مقاوم دسته بندی می شوند. بازتعریف هویت زنان همسر از دست داده در پنج الگوی پارادایمی 1. زن فناشده، 2. زن حمایت طلب، 3. زن تنها، 4. زن مقاوم و 5. زن مستقل قرار می گیرند. تعمق در روند شکل بندی هویت جنسیتی زنان همسر از دست داده، نشان می دهد که بازتعریف هویت آنان تحت تأثیر منابع اقتصادی فرهنگی و اجتماعی، روابط خانوادگی، سن و وجه مادری «زنان همسر از دست داده» است. هیچ یک از پنج الگوی پارادایمی در دو محله مسلط نبود.
مقایسه الگوهای ارتباطی، خودکارآمدی و جرئت ورزی در دختران نوجوان با رفتار خودزنی و رفتار عادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مقایسه الگوهای ارتباطی، خودکارآمدی و جرئت ورزی در دختران نوجوان با رفتار خودزنی و عادی صورت گرفت. این پژوهش از نوع علّی- مقایسه ای بود که به صورت گذشته نگر انجام شد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانش آموزان دختر متوسطه دوره اول شهرانزلی در سال تحصیلی 98-1397 و همچنین نوجوانان ارجاع داده شده به اورژانس بیمارستان شهر انزلی می شود. حجم نمونه مورد مطالعه 60 نفر (30 دانش آموز با رفتار خودزنی، 30 دانش آموز بدون رفتار خودزنی) بودند که به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل مقیاس خودکارآمدی شرر و مادوکس، پرسشنامه جرئت ورزی گمبریل و ریچی و مهارت های ارتباطی بارتون بود. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از روش تحلیل واریانس چندمتغیره (MANOVA) استفاده شد. نتایج نشان داد که میانگین نمرات الگوهای ارتباطی و همه مؤلفه های آن (الگوی شنود، الگوی بازخورد و الگوی کلامی)، خودکارآمدی و جرئت ورزی در دختران نوجوان با رفتار خودزنی کمتر از دختران با رفتار عادی است. نتایج به دست آمده حاکی از پایین بودن سطح متغیرهای مورد مطالعه در دختران نوجوان با رفتار خودزنی بود که نیازمند برنامه های آموزشی به منظور افزایش و بهبود سطح این متغیرها در این گروه از نوجوانان است.
تأثیر جایگاه زن و ساختار خانواده بر سبک های تصمیم گیری خرید خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : ساختار خانواده عاملی تأثیرگذار در فرآیندهای تصمیم گیری محسوب می شود و زنان به واسطه نقش آفرینی قابل توجهی که در خانواده و شکل گیری ساختار خانواده دارند، از اهمیت ویژه ای در تصمیم گیری ها، به ویژه در هنگام خرید، برخوردارند. بنابراین هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر نقش زن و ساختار خانواده بر سبک های تصمیم گیری خرید خانواده در نظر گرفته شد. روش : روش پژوهش به لحاظ هدف کاربردی است. برای دستیابی به اهداف پژوهش علاوه بر مطالعات کتابخانه ای، مطالعات میدانی صورت گرفت و جامعه آماری پژوهش از بین 8 کلانشهر ایران با جمعیتی بالغ بر یک میلیون نفر، چهار کلانشهر تهران، شیراز، اصفهان و مشهد تعیین و با استناد به جدول کرجسی و مورگان 400 زوج به روش تصادفی ساده انتخاب شدند. جهت گردآوری داده های میدانی ابزار پرسشنامه پژوهش با تکیه بر مبانی نظری و مصاحبه با خبرگان و اجرای سه پیش آزمون در نهایت با 68 سؤال 5 گزینه ای طیف لیکرت طراحی گردید و برای آزمون فرضیه های پژوهش از روش های آماری تحلیل عاملی اکتشافی، تحلیل عاملی تأییدی و تحلیل واریانس چند متغیره بهره گرفته شد. یافته ها : یافته های پژوهش نشان داد که زوج های ایرانی در هنگام خرید دارای هفت سبک جویای برند، جویای کیفیت، سردرگمی بخاطر ازدیاد اطلاعات، آگاهی از ارزش پول، جویای سبک و پرستیژ، تفریح گرایانه- لذت جویانه و خریداران بی برنامه هستند که طبق یافته های تحلیل واریانس چندمتغیره تفاوت معناداری بین سبک های تصمیم گیری خرید خانواده هایی با ساختار دموکرات و خانواده هایی با ساختار مردسالار وجود دارد و 2 سبکی که با ساختار خانواده رابطه ای ندارند؛ سبک جویای برند و سردرگمی در ازدیاد اطلاعات است. براساس نتایج بدست آمده، شناسایی ساختار خانواده و جایگاه زنان می تواند به جامعه شناسان در تحلیل درست رفتار خرید خانوار کمک کرده و شناسایی سبک های تصمیم گیری خرید می تواند به بازاریابان در بخش بندی درست بازار و تدوین استراتژی مناسب برای آنان کمک نماید.
نقد و بررسی انگاره ماهیت معاوضی نکاح موقت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در مشروعیت عقد نکاح موقت از نظر فقه شیعه تردیدی وجود ندارد و به تبع آن قانون مدنی جمهوری اسلامی ایران نیز آن را پذیرفته و چندین ماده به تبیین ارکان و احکام آن اختصاص داده است. ماهیت شناسی این عقد از منظر فقهی و حقوقی بحثی مهم و چالشی است؛ برخی صاحب نظران معتقدند که نکاح موقت شباهت کاملی به باب اجاره دارد و مهر در مقابل استمتاع است و با عقد نکاح دائم تفاوت ماهوی دارد. در مقابل، برخی دیگر ماهیت عقد موقت را همانند دائم دانسته و تفاوت آنها را فقط در برخی از آثار و احکام آن بیان کرده اند. ازاین رو، پژوهش حاضر با هدف نقد ادله دیدگاه اول و تقویت دیدگاه دوم مبنی بر عدم تفاوت ماهیت عقد نکاح موقت با دائم براساس ادله و شواهد انجام شد. بدین منظور کلیه منابع مکتوب مربوطه به روش اسنادی- کتابخانه ای بررسی و تحلیل شد. نتایج نشان داد که عقد نکاح موقت در نظام حقوقی اسلام همانند عقد نکاح دائم یک نهاد حقوقی مقدس و دارای تکالیف و حقوق متقابل خاص خود برای زوجین است.
حق مرخصی زایمان به مثابه یک حق بشری (رویکرد تطبیقی با تأکید بر کشورهای اسلامی): غنای اسلام
حوزههای تخصصی:
از مسائل مهم، رعایت حقوق زنان و مادران است. یکی از این حقوق، حق بر مرخصی زایمان برای مادران شاغل می باشد که در نظام بین-المللی حقوق بشر، قوانین و مقررات محدودی به آن اختصاص پیدا کرده است. راقمان سطور پیش رو بر آن شده اند تا با مطالعه تطبیقی، به حق بر مرخصی زایمان برای مادران بپردازند. نتایج حاصل از تحقیق نشان از آن دارد که اگرچه جامعه بین المللی، دولت ها و نهادهای حقوق بشری همواره بر حقوق زنان تأکید دارند و آن را صرف نظر از هیچ گونه تبعیضی برای زنان، مؤثر می خوانند، این نوع حق چه به عنوان حق کودک و چه به عنوان حق مادر آن چنان که بایدوشاید در نظام بین المللی حقوق بشر قدرت الزام آوری ندارد. این در حالی است که دین مبین اسلام به ابعاد مختلف حق مادر پرداخته است و در نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران، به تبعیت از اسلام، به حق بر مرخصی زایمان برای مادران پرداخته شده است.
انواع آسیب های ناشی از خیانت زناشویی در زوجین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خیانت زناشویی به آسیبهای متعددی در افراد منجر، و موجب از دست رفتن روابط زناشویی می شود. این پژوهش با هدف شناسایی انواع آسیبهای ناشی از خیانت زناشویی انجام شد. پژوهش از نوع کیفی است و از مرور سامانمند و مصاحبه اکتشافی استفاده شد تا انواع آسیبهای ناشی از خیانت زناشویی استخراج شود. در بخش مرور سامانمند 31 مقاله از بین مجموع 65 مقاله جستجو، و طی فرایندی انتخاب شد و مورد بررسی قرار گرفت. هم چنین برای مصاحبه اکتشافی 20 زوج درگیر خیانت زناشویی به روش هدفمند انتخاب شدند و مورد مصاحبه قرار گرفتند. هم چنین نظرات 14 نفر از متخصصان حوزه خانواده برای بررسی اعتبار فهرست آسیبهای ناشی از خیانت زناشویی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که خیانت زناشویی در تمامی ابعاد فردی (جسمی و روانی)، خانوادگی، اجتماعی و معنوی آسیب ایجاد می کند. در بعد فردی، اختلال در خواب، اختلال در تغذیه، اضطراب، افسردگی، خدشه دارشدن اعتماد، در بعد خانوادگی کاهش روابط عاطفی، تنش در خانواده، از بین رفتن صمیمیت خانوادگی، اختلال در وظایف والدینی، در بعد اجتماعی از بین رفتن آبرو، مشکلات شغلی و مشکلات مالی و در بعد معنوی عذاب وجدان و احساس گناه، مهمترین آسیبهای ناشی از خیانت زناشویی بود. مبتنی بر نتایج می توان گفت که خیانت زناشویی نه یک مشکل فردی بلکه آسیب همه جانبه ای دارد و برای پیشگیری و درمان آن هم به مداخلات جندجانبه نیاز است.
بررسی کانون های صوفیانه زنان در سده های سوم تا هشتم هجری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۳ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴
627 - 643
حوزههای تخصصی:
سده های چهارم تا هشتم هجری دورانی که تصوف و مراکز وابسته به آن در تمام سرزمین های جهان اسلام گسترش یافته بود، بستر مناسبی برای رشد و کنشگری زنان در این زمینه فراهم آمد. در این دوران، تجربه زیسته زنان در طریق سیر و سلوک عرفانی، نقش کلیشه ای آنان را که تنها در قالب مادر، همسر، فرزندآور و موجودی وابسته به مرد، بازنمایی شده بود؛ دگرگون ساخت. در این سده ها، زنان صوفی مجلس درس داشتند و سالک می پروردند، و برخلاف انتظار خانقاه داری می کردند و برداشت مردانه پنداشتن این طریق را به چالش می کشیدند. تمرکزاصلی این مقاله بر شناخت مکان های عبادت و زهد ورزی و خانقاه ها و کانون های زنانِ اهل تصوف، به روش توصیفی-تحلیلی، است. براساس داده های موجود زنان پیش از شکل گیری خانقاه ها، بیشتر در خانه ها سیر و سلوک می کردند و در دوره شکل گیری طریقت ها، در مجالس و برخی خانقاه های اهل تصوف، آموزش می دیدند و از سده پنجم به بعد شهرهای مکّه و قدس به سبب فضای زیارتی و مجاور شدن زائران و صوفیان، کانونِ گونه ای خانقاه زنان بود که جنبه نگهداری و دستگیری از زنان نیازمند را نیز داشت. به نظر می رسد این خانقاه ها زمینه ساز کانون های دیگری به نام رباط در شرق سرزمین های اسلامی مانند دمشق، قاهره و حلب و حتی آناتولی بوده باشد. در طریقت هایِ تسامح مدار مانند مولویه و بکتاشیه نیز زنان افزون بر حضور در مجالس آموزشیِ اهلِ تصوف، خانقاه داری می کردند. به این ترتیب زنان با مدیریت خانقاه ها و آموزش تعالیم صوفیانه و عرفانی به مرتبه ای از استقلال و رهبری جمعی و مرشدیت دست یافتند.
تبیین جامعه شناختی علل امساک و انصراف ایران از پذیرش مفاد کنوانسیون زنان (CEDAW)(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مطالعات اسلامی زنان و خانواده سال ۸ بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱۴
111 - 132
حوزههای تخصصی:
در دنیای نوین، جنبش های گوناگونی به نام زنان و برای زنان، در گوشه و کنار جهان فعالند که اندیشمندان و نهادهای بین المللی را در راستای حمایت و بازسازی موقعیت زنان در زندگی اجتماعی برانگیخته است. برون داد و محصول این حرکت ها، اسناد و تعهدات بین المللی در باب زنان است که الزاماتی را فراروی دولت ها و ملت ها قرار داده است. از مهم ترین این اسناد «کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان» است که ارزیابی و بازاندیشی آن، اهمیتی بنیادی و راهبردی داشته و رسالتی را بر دوش افراد و نهادها قرار می دهد. بر این اساس، توجه به منع و تحریم، راهگشا نبوده و لازم است که در این موضوع، راهکارها و الگوهای جایگزین ارائه شود. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی، به تبیین جامعه شناختی علل امساک و انصراف جمهوری اسلامی ایران از پذیرش مفاد کنوانسیون زنان پرداخته است. بر اساس نتایج تحقیق، نظر به این که قوانین و مقررات هر کشور، تجلی و مصداق مبانی و اصول حاکم بر آن جامعه بوده و مبانی فکری حاکم بر کشورهای غربی و سازمان های بین الملل، مبتنی بر اعلامیه حقوق بشر و تشابه و یکنواختی کامل در حقوق زن و مرد است، مقدمه و مواد کنوانسیون زنان نیز مبتنی بر این طرز تفکر است و با مبانی فکری و اصول حاکم بر کشورهای اسلامی، تفاوتی چشمگیر دارد. همچنین شاخصه های توسعه زنان در عرصه های مختلف تحصیلی، آموزشی، اقتصادی و اجتماعی نشان از این دارد که جمهوری اسلامی ایران به الگویی بومی و بدون نیاز به شاخصه های توسعه غربی برای پیشرفت زنان در عرصه های مختلف دست پیدا کرده است.
واکاوی حق ورزشی زنان در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران
حوزههای تخصصی:
توجه و ارزش گذاری نسبت به کرامت انسانی یکی از مؤلفه های مهم اسلام است. طبق این اصل، در حرمت گذاری بین مخلوقات تفاوتی نیست و هر دو جنس زن و مرد، از حقوق خاص خود برخوردار هستند. با توجه به این مهم، زنان نیز طبق آیات قرآن و نیز بر اساس سنت و روایات، در جامعه اسلامی مورد توجه بوده و از ارزش های والای انسانی برخوردار می باشند. یکی از حقوق مهم زنان، حقوق ورزشی است که در این مقاله سعی شده بدان پرداخته شود. روش کار در این مقاله به این ترتیب است که ابتدا به بررسی شرایط و حقوق زن در اسلام می پردازیم و بعد تحولی که اسلام در این شرایط و حقوق به وجود آورد، مطالعه می شود و سپس موانع و مشکلات حضور زنان در فعالیت های اجتماعی از جمله امور ورزشی و حق آنان در قانون اساسی ایران بررسی می شود. در نهایت به بررسی این موضوع بعد از انقلاب و در دهه اخیر می پردازیم. سؤالی که در این مقاله به دنبال پاسخ به آن هستیم این است که آیا اسلامی بودن ایران و پیروزی انقلاب اسلامی تأثیری بر حقوق زنان از جمله حق ورزشی آنان داشته است؟ پاسخی که داده می شود در این قالب است که دستاوردهایی که زنان در عرصه های مختلف اجتماعی از جمله ورزش داشته اند، روند رو به رشدی داشته و این روند کماکان ادامه نیز دارد و در برنامه ریزی های مختلف نهادها به حقوق زنان در این عرصه بیش از پیش توجه می شود.
زنان دانشگاهی و تعارض کار- زندگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۱۹ تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲
243 - 267
حوزههای تخصصی:
انباشتگی نقش و وظایف متعدد شغلی و خانوادگی در دانشگاه برای بانوان دانشگاهی تعارض هایی به همراه دارد. برای پاسخ به دو سؤال مهم درباره اینکه: شغل بانوان هیئت علمی در دانشگاه چه ویژگی هایی دارد؟ و بانوان دانشگاهی چه تعارض هایی را در تناسب میان کار و خانواده تجربه می کنند؟ از رویکرد کیفی، انجام دادن مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته با 26 نفر از بانوان دانشگاهی در رشته های مختلف دانشگاهی و تحلیل تماتیک متون مصاحبه ها با کمک نرم افزار Max Q.D.A ورژن 2018 استفاده شد. در این مطالعه، از چارچوب و معیارهای یک شغل خوب برای بانوان و نظریات تعارض کار زندگی استفاده شده است. یافته ها حاکی از استخراج 2 مقوله اصلی، 6 مقوله فرعی، 25 مفهوم و بیش از 282 عبارت است که در این تحلیل ها فقط از 161 عبارت به طور مستقیم استفاده شد. ماهیت شغل اعضای هیئت علمی مزایایی مانند انعطاف زمان، دستمزد و حضور اجتماعی به همراه دارد، اما مشکلاتی مانند وظیفه محوری، استمرار وظایف شغلی موجب می شود بانوان دانشگاهی همواره دغدغه شبانه روزی داشته باشند و حتی به رغم حضور در خانه، با احساساتی مانند تنش، فشار زمانی، عذاب وجدان مادری، فراموشی نقش و غیره مواجه باشند. درواقع، بانوان دانشگاهی دچار تعارض هایی در مناسبات کار و زندگی خود می شوند که هم در حوزه نقش مادری، نقش همسری، ارتباط با والدین و خویشان و هم اولویت های شخصی شان ادامه دارد.
تحلیل وضعیت جمعیتی، اجتماعی و اقتصادی خانوارهای زن سرپرست در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال دوازدهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳ (پیاپی ۴۷)
1 - 18
حوزههای تخصصی:
هدف : مقاله پیش رو بر آن است تا با رویکردی توصیفی تحلیلی و با استفاده از داده های خام و دو درصد سرشماری سال 1395، وضعیت جمعیتی، اجتماعی و اقتصادی خانوارهای زن سرپرست در ایران را مورد بررسی قرار دهد. روش : این پژوهش ازلحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ روش بررسی، توصیفی _ تحلیلی است که در آن به تجزیه و تحلیل داده ها به صورت مقطعی پرداخته شده است. منابع داده ها شامل داده های خام دو درصد سرشماری سال 1395 است که توسط مرکز آمار ایران گردآوری شده. آزمون های مجذور خی دو در مورد ارتباط متغیرها با جنسیت سرپرست خانوار انجام شد. درنهایت، داده ها با استفاده از مدل رگرسیونی لوجیت تحلیل شدند. یافته ها : نتایج نشان داد که نسبت زنان سرپرست خانوار در کشور طی دو دهه اخیر افزایش 3/4 درصدی داشته است. استان های سیستان بلوچستان و کردستان به ترتیب بیشترین و کمترین درصد زنان سرپرست خانوار را دارند. این افزایش برای خانوارهای تک نفره زن سرپرست نیز بوده است. بیشترین درصد این خانوار در استان خراسان جنوبی و کمترین آن در استان کهگیلویه و بویراحمد بوده اند. بیش از 27 درصد خانوارهای زن سرپرست، هیچ فرد باسوادی در خانوار خود نداشته اند. همچنین86 درصد زنان سرپرست بیکار و 14 درصد آن ها شاغل بودند که در مقایسه با مردان سرپرست خانوار، شکاف گسترده ای بین این دودسته از خانوارها وجود دارد.
ترک نفقه (زوج) در حقوق جمهوری تاجیکستان با رویکرد رویه قضایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه اسلامی زنان و خانواده سال نهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۲۲
101 - 120
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی ترک نفقه در حقوق جمهوری تاجیکستان از منظر رویه قضایی و پاسخ به این سؤال که در حقوق تاجیکستان زوج بر چه مبنایی می تواند مستحق گرفتن نفقه باشد، به شیوه توصیفی- تحلیلی انجام شد. با بررسی های انجام شده در منابع مربوطه اعم از قوانین و اسناد قضائی و داده های مکتوب، مشخص شد که در کشور تاجیکستان نفقه در مفهوم مایحتاج ضروری علی الاطلاق و از آثار و حقوق مالی ناشی از عقد ازدواج و نیز روابط خویشاوندان اعضای خانواده است که مبنای حمایتی و توانبخشی دارد. در مورد روابط زوجین، مقدار و چگونگی پرداخت نفقه طبق قرارداد یا حکم دادگاه، برعهده همسر است که اعم از زوج یا زوجه می باشد؛ هرچند زوجه در مقابل زوج، بدون عذر موجه تمکین نداشته باشد. در صورت ورشکستگی، قانون تاجیکستان پرداخت نفقه را مقدم بر سایر مطالبات می داند و ضمانت اجرای ترک نفقه، الزام مدنی به پرداخت نفقه است که تأخیر آن موجب خسارت تأخیر و فریب در پرداخت نفقه، جرم بوده و موجب مجازات حبس می شود. بااین حال، در مواردی که رفتار دریافت کننده نفقه به روابط خانوادگی لطمه بزند، برخلاف تمکن طرف مقابل، وی مستحق نفقه نیست.
مطالعه تطبیقی سازش در دعاوی خانوادگی در کنوانسیون سنگاپور 2019، حقوق ایران و فقه امامیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سازش یا میانجی گری مزایای متعددی نسبت به سایر طرق حل و فصل اختلافات دارد. سازمان ملل متحد با تنظیم کنوانسیون سنگاپور در مورد سازشنامه های حاصل از میانجی گری، به دنبال افزایش اعتبار و ارتقای جایگاه این روش حل اختلاف بوده است. در پاراگراف «ب» از بند 2 ماده 1 کنوانسیون مذکور، سازشنامه های خانوادگی از قلمرو اعمال این معاهده خارج شده اند و به همین دلیل در صورت تنظیم سازشنامه بین المللی در امور خانوادگی، سازشنامه مذکور نمی تواند از حمایت کنوانسیون سنگاپور برخوردار شود. در مقاله حاضر، با بررسی تطبیقی در مقررات کنوانسیون سنگاپور به عنوان مهم ترین سند بین المللی در خصوص میانجی گری و رویکرد فقه امامیه به عنوان منبع اصلی قواعد حقوق خانواده در ایران، وضعیت کنونی حقوقی ایران در خصوص میانجی گری در دعاوی خانوادگی مورد ارزیابی قرار گرفت. این مقاله با روشی تحلیلی – توصیفی و رویکرد تطبیقی، موضوعات مذکور را بررسی نموده و به این نتیجه نائل آمده است که عدم حمایت کنوانسیون سنگاپور و حقوق ایران از سازشنامه های خانوادگی بین المللی قابل دفاع است، زیرا امور خانوادگی در کشورهای مختلف، موضوع مقررات متعدد و متفاوتی می باشد و الزام به اعطای اعتبار به سازشنامه بین المللی در امور خانوادگی توسط کشورها با دشواری پذیرفته می شود، اما با توجه به مزایای متعدد توسعه سازش در دعاوی خانوادگی و وجود تأکیدات فقهی، حقوق ایران حمایت قابل توجهی از سازشنامه های داخلی در امور خانوادگی نمی کند و به مقنن ایرانی پیشنهاد می شود که با وضع مقررات جامعی در این خصوص و حمایت اجرایی از سازشنامه، تحول ضروری و مهمی را جهت حل اختلاف دعاوی خانوادگی ایجاد نماید.