فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۰۱ تا ۴۲۰ مورد از کل ۳٬۰۳۷ مورد.
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۲ شماره ۶۱
121 - 140
حوزههای تخصصی:
هدف: بین المللی شدن آموزش عالی فواید مثبت زیادی برای آموزش عالی دارد، اما چالش های جدی مرتبط با این پدیده چندوجهی و رو به رشد نیز قابل توجه است و بررسی عمیق تر در این حوزه ضروری است تا سیاست های بین المللی شدن،دانشگاه ها را از اهداف علمی و اصلی خود منحرف ننماید.روش پژوهش: در این پژوهش از روش بررسی و تحلیل اسنادی استفاده شده است.یافته ها: بر این اساس اهداف و رویه های بین المللی سازی آموزش عالی تبیین و به بررسی فرصت ها و تهدیدهای آن پرداخته شده است.نتیجه گیری: تحقق اثربخش و کارای پدیده بین المللی شدن آموزش عالی و منتفع شدن نظام های دانشگاهی از آن مستلزم برنامه ریزی و تدوین نقشه راه و نیز طراحی سازوکارهای ارزیابی مستمر می باشد.
بررسی عوامل موثر بر کیفیت آموزش در دانشگاه فرهنگیان: پژوهشی پدیدارشناسانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۲ شماره ۶۱
99 - 120
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی عوامل مؤثر بر کیفیت آموزشی در دانشگاه فرهنگیان بوده است.روش پژوهش: روش پژوهش حاضر پدیدارشناسی و میدان پژوهش شامل دانشجویان، اساتید، کارشناسان و مدیران دانشگاه فرهنگیان بود. شیوه گردآوری اطلاعات استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. مشارکت کنندگان پژوهش با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و با استفاده از قاعده رایج "اشباع نظری" در روش های کیفی انتخاب شدند. بدین ترتیب حجم مشارکت کنندگان پژوهش، شامل 21 نفر از اعضای میدان پژوهش بود. برای تجزیه وتحلیل اطلاعات از الگوی چندمرحله ای کولایزی استفاده شد. جهت بررسی روایی داده های حاصل از مصاحبه ها نیز از دو معیار اعتبارپذیری و تأییدپذیری استفاده شد.یافته ها: یافته های پژوهش شامل 150 مفهوم فرعی، 19 مقوله اصلی و 7 مقوله محوری حاصل شدند. مقوله های اصلی شامل گزینش مناسب استاد و دانشجو، صلاحیت حرفه ای اساتید، زیرساخت های فیزیکی، محتوای آموزشی مناسب تربیت معلم، صلاحیت حرفه ای دانشجو معلمان، توانمندسازی اساتید و انگیزه بخشی به اساتید و دانشجویان بود.نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش فوق می توان به این نتیجه دست یافت که ارتقای کیفیت آموزش در دانشگاه فرهنگیان ماهیتی چندوجهی داشته و سرمایه گذاری هم زمان در این وجوه زمینه ساز ایجاد کیفیت آموزش است. کیفیت آموزش در گرو آن است که دوقطبی هایی نظری یا عملی، محتوا محوری یا فعالیت محوری، تخصص یا تعهد و سلامت بدنی یا روانی باید در راستای تقویت کیفیت آموزش به گونه ای هماهنگ عمل نمایند.
رویکردی نو بر روش شناسی پژوهش مدل سازی(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
«مدل» یکی از مفاهیم اساسی فلسفه علم و معرفت شناسی معاصر است. با نگاه انسانی، مدلْ یک «دستگاه اندیشه» و مدل سازی «طراحی دستگاهی برای اندیشیدن» است. مدل ها در توصیف و پیش بینی یک پدیده بسیار مفیدند. یک مدل، یعنی نمایش نمادین محیط یا جهان واقعی به منظور پیشگویی پیامدها، گزینه های قابل اجرا و انتخاب بهترین گزینه. درواقع، مدل نمایش ساده ای از یک ساختار (سیستم) پیچیده است. ساختار ها به سبب تعامل درونی اجزای آنها با یکدیگر و تعامل بیرونی آنها با محیط، پیوسته رفتارهای مختلف و گاه پیچیده ای دارند. هدف مدل افزایش فهم ما درباره پدیده ها و روند ها ی پیچیده در جهان خارج است. درواقع، مدل ابزاری است برای تحلیل و آنالیز واقعیت ها که با کمک آنها می توان به درکی از واقعیت، نه کل واقعیت، بلکه بخش مفید و قابل فهم آن دست یافت.
تعاریف گوناگون روش شناسی در علوم انسانی و نسبت آنها با روش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روش شناسی از اصطلاحات پرکاربرد در حوزه فلسفه علوم و علوم انسانی است. با وجود مفهوم به ظاهر روشن آن، تلقی های مختلفی از روش شناسی شکل گرفته و تعاریف متنوع و بعضاً مبهمی از آن مطرح شده است. این نوشتار در صدد ابهام زدایی از تعاریف، دسته بندی و مقایسه آن ها و سرانجام مشخص کردن نسبت این تعاریف از روش شناسی با روش است. در انجام تحقیق و برای گردآوری داده، از روش کتابخانه ای و مراجعه به متون روش شناسانه و برای تحلیل، از روش تحلیل زبان شناسی و مقایسه، استفاده گردید. براساس یافته های تحقیق، دو تلقی کلی از روش شناسی مطرح است. نگاه غالب و مطرح در گفت وگوهای رسمی علمی، از منظر فلسفه علم یا پارادایم است و نگاه دوم، از منظر درون علمی است. مطابق نگاه اول، از مبانی و پیش فرض های علمی به ویژه پیش فرض های معرفت شناختی بحث می شود و آثار آن یا در کلیت و هویت علم یا در روش تحقیق علم ظاهر می شود. اما بر اساس نگاه دوم، بحث از مبانی علم، کنار گذاشته می شود و هدف از روش شناسی در این منظر، شناخت نظریه یا روش یک متفکر، فرایند تحقیق، روش های کاربردی تحقیق یا روش های به کاررفته در یک تحقیق خاص می باشد و در کل می توان از وجود نه تعریف از روش شناسی سخن گفت. تعاریف روش شناسی، معمولاً تأثیر جدی بر روش های کاربردی دارند اما خیلی اوقات، این تأثیر غیرمستقیم است.
بررسی ترجیحات اظهار شده شهروندان تهرانی در خصوص «مرکز شهر بدون خودروی سواری شخصی»: یک آزمایش انتخاب گسسته(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مجلس و راهبرد سال ۳۰ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱۱۴
41 - 83
حوزههای تخصصی:
یکی از راه حل های ممکن برای چالش های ناشی از استفاده خودروهای سواری شخصی به خصوص ترافیک، ازدحام، آلودگی هوای تهران، اجتناب از هزینه های هنگفت اقتصادی و کاهش میزان مرگ و میر سالیانه، به کارگیری رویکرد «مرکز شهر بدون خودروی سواری شخصی» است. هدف این مطالعه سنجش ترجیحات اظهار شده شهروندان تهرانی برای شناسایی مؤلفه های اثرگذار غیربازاری و ارزشگذاری اقتصادی این مؤلفه ها با استفاده از رویکرد آزمایش انتخاب گسسته و مدل های لاجیت شرطی است. یافته های مطالعه حاضر نشان می دهد که مؤلفه «فضای سبز و تفریحی اضافی» در مقایسه با سایر مؤلفه ها از اهمیت بیشتری برخوردار است. مؤلفه های «امکانات پارکینگ در مرز محدوده» و «فراوانی حمل و نقل عمومی» در داخل محدوده مرکز شهر بدون خودرو در اولویت های بعدی قرار دارند و ناهمسانی در ترجیحات شهروندان تهرانی نیز به همین دو مؤلفه برمی گردد. گفتنی است منبع این ناهمسانی نیز متغیر های جمعیت شناختی «درآمد» و «سن» افراد است. در تحلیل و تفسیر مقادیر برآوردی «تمایل به پرداخت» باید گفت شهروندان تهرانی برای مؤلفه های ایجاد مسیر دوچرخه سواری و کاهش متوسط مسافت پیاده روی تا نزدیک ترین ایستگاه، اهمیت نسبی کمتری قائل هستند. در مقابل به مؤلفه های «ایجاد فضای سبز و تفریحی اضافی در داخل محدوده»، «ایجاد امکانات پارکینگ در مرز محدوده» و «فراوانی بیشتر حمل و نقل عمومی در داخل محدوده» اهمیت بیشتری می دهند؛ به گونه ای که تمایل به پرداخت آنها به ترتیب 44،375 ، 30،000 و 28،125 ریال است که تقریباً یک و نیم تا دو برابر کرایه های فعلی است. بنابراین توصیه می شود در سیاستگذاری ترافیکی برای شهر تهران، دو مؤلفه «ایجاد فضای سبز و تفریحی اضافی در داخل محدوده» و «ایجاد امکانات پارکینگ در مرز محدوده مرکز شهر بدون خودرو» در اولویت بیشتری نسبت به سایر مؤلفه ها قرار گیرند.
مطالعۀ رابطۀ بین اخلاق کار اسلامی و عملکرد شغلی: فراتحلیل پژوهشهای بازۀ زمانی 1393 تا 1401(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ در دانشگاه اسلامی سال ۱۳ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۴۶)
117 - 144
حوزههای تخصصی:
هدف: اخلاق کار اسلامی به مجموعه ای از بایدها و نبایدهای ارزشی و دینی اطلاق می شود که کنش سازمانی و عملکرد شغلی را تحت تأثیر قرار می دهد. اخلاق کار اسلامی، الگوی غیر رسمی(سرمایه اجتماعی مذاهبی) و قوانین سازمانی(رسمی) را در مسیر حل مشکلات و نیازهای سازمانی یاری می رساند و با ایجاد عدالت سازمانی، تعهد، رفتار مسئولانه و وظیفه مدارانه، عملکرد شغلی را بهبود می بخشد. روش: روش تحقیق از نوع فراتحلیل است. از جامعه آماری، 51 عنوان پژوهش و 25 سند به عنوان حجم نمونه در بازه زمانی 1393 تا 1401انتخاب شد. یافته ها: بین اخلاق کار اسلامی و عملکرد شغلی رابطه معناداری وجود دارد که مقدار اثر کلی آن برابر با 27 درصد است. در این میان، مؤلفه های اخلاق اسلامی شامل تعهد ایمانی(0.346)، پشتکار شغلی(0.300)، رفتار مسئولانه سازمانی(0.271)، نگاه اخلاقی به کار(0.340)، امانتداری سازمانی(0.140) و عدالت سازمانی(0.371)، با عملکرد شغلی رابطه معناداری داشته است. نتیجه گیری: سازمانها و نهادهای امروزی برای ارتقای عملکرد شغلی، نوآوری و توسعه سازمانی، نیازمند متعالی سازی آن از طریق رویکردهای اخلاق کار اسلامی اند تا ساختار سازمانی را از امر بروکراسی اداری، عقلانیت شدید و روزمرگی شغلی خارج کرده، با ایجاد سرمایه اجتماعی مبتنی بر الگوهای اسلامی، فضای اجتماعی سازمانی را در مسیر تحول شغلی قرار دهند.
مناسبات نظام آموزش عالی و جنسیت: تجربه زیسته در دانشگاه تک جنسیتی الزهرا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چند دهه است که کشورهای جهان به اهمیت توسعه برای رسیدن به تعالی انسان ها، رفع نابرابری و ایجاد عدالت اجتماعی پی برده اند و رسیدن به اهداف توسعه را محور سیاست گذاری های کلان خود قرار داده اند. کشور برای رسیدن به توسعه پایدار نیاز به مشارکت همه اعضای جامعه دارد. از آن جا که زنان نیمی از جمعیت جامعه را تشکیل می دهند، و با توجه به اینکه آموزش عالی وظیفه تربیت نیروی انسانی را بر عهده دارد، و به دلیل ترویج آموزش زنان توجه به دانشگاه تک جنسیتی حائز اهمیت است. رویکرد مقاله حاضر کیفی است و در سپهر فلسفی تفسیرگرایی با روش تحلیل محتوا به بررسی تجربه زیسته دانشجویان دانشگاه الزهرا از تحصیل در یک دانشگاه تک جنسیتی پرداخته است. مشارکت کنندگان پژوهش دانشجویان زن دانشگاه الزهرا در دوره کارشناسی بودند که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. یافته ها در چهار بعد مطرح شده است: بعد فردی (اعتماد به نفس، آزادی بیان، احترام، محیط امن و راحت، کنترل استرس، حس خوب، حمایت، انعطاف پذیری، احساس لطیف زنانه، درک متقابل، تمرکز بر درس و پیشرفت درسی، روحیه پرسشگری، حسادت و چشم و هم چشمی، عدم علاقه به دانشگاه، محیط شبیه به مدرسه و پوشش)، بعد اجتماعی (هماهنگی، ارتباط اجتماعی و اشتراک افکار، عدم ارتباط اجتماعی با جنس مخالف)، بعد فرهنگی (عدم اجازه تحصیل، انتخاب دانشگاه به دلیل ارزش ها و تطبیق پذیری)، بعد شناختی (یادگیری مباحث به صورت نظری و غیرکاربردی، تلاش برای کسب نمره و عدم ارتباط با بازار کار) دسته بندی شده است.
مطالعه تطبیقی و متاتئوریکِ نظریه اعتبارگرای روابط بین الملل با نظریه اعتباریات فلسفه اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظریه اعتباریات در فلسفه اسلامی و اعتبارگرایی در علوم اجتماعی و روابط بین الملل، هر دو در صورت بندی جدید از نظریات متأخر و تقریباً هم عصری به شمار می آیند که با خاستگاه ها و سرشت و سرنوشت متفاوت، دارای دلالت ها و کارویژه های متمایزی در عرصه معرفتی و اجتماعی هستند. در این مطالعه، ضمن تقریری از هر دو نظریه، برای نخستین بار دشواری های معرفت شناختی و هستی شناختی ناشی از مانعه الجمعیِ «واقع گرایی و اعتبارگرایی» در روایت های ارتدوکسی نظریه های روابط بین الملل را به عنوان یکی از مهم ترین مسائل فلسفی و غیراعتباری و بین رشته ای، مَدخلی برای تأمل در بازساخت فلسفی نظریه اعتبارگرایی در روابط بین الملل قرار داده و در ذیل تفصیل و تقسیم ادراکات و اعتباریات پیشینی و پسینیِ نظریه اعتباریات، استدلال می شود که در یک نگاه تعاملی، امکان همخوانی آن دو به نحوی وجود دارد که مدلول آن، «نسبی گرایی» و «تعین اجتماعی معرفت» و یا «انکار هرگونه تقرّر و تعینی در جهان خارج» نباشد. مآلاً با فاصله گیری از هر دو موضعِ «واقع گرایی خام» و «اعتبارگرایی محض»، معنای حاصل شده را در نظریه ادراکات اعتباری، موردتوجه قرار می دهد که در عین «نفی مابازای خارجی اعتباریات»، ضد واقع گرا («سازه» انگار) نشده و شناخت گرایی هم معنای واقعی خود را از دست ندهد. نتایج حاصل از این مطالعه از آن حیث دارای اهمیت ارزیابی می شود که به موازات تضعیف رئالیسم فلسفی و سیاسی طی دهه های اخیر و نیز آشفتگی معرفت شناختی ناشی از «دو قطب دیدگاه های معرفت شناختی قیاس ناپذیر در رشته روابط بین الملل یعنی اکثریت پوزیتیویستی از یک سو و اقلیت چشمگیری از پساپوزیتیویست ها از سوی دیگر»، نظریه پردازان متأخرِ روابط بین الملل را به نظریات اعتباری رهنمون شده که «نظریه اجتماعی سیاست بین الملل»، معرِّف رهیافتِ متعارف و اجتماعی آن است و طی آن در تلاش برای تقلیل اهمیت معرفت شناختی اعتبارگرایی، چاره کار توسل به پوزیتیویسم و ترجیح ابعاد هستی شناسی اعتبارگرایی معرفی شده است.
طبی سازی آسیب های اجتماعی: مطالعه موردیِ نظریه جُرم سزار لومبروزو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روش شناسی علوم انسانی سال ۲۹ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۱۱۶
21 - 37
حوزههای تخصصی:
به فرایند تبدیل وضعیت های انسانی به مشکلات قابل درمان، طبی سازی گفته می شود. در این فرآیند، از علوم زیست-پزشکی برای تبیین آسیب های اجتماعی و ارائه راه های مرتفع کردن و پیشگیری کمک گرفته می شود. سزار لومبروزو پزشک و جرم شناس ایتالیایی قرن نوزدهم با تحقیقات خود پیرامون ویژگی های جسمانی بزهکاران و تمایزات آنان با دیگر افراد جامعه، یکی از پیشگامان طبی سازی جرم و بزهکاری بود و مکتب جرم شناسی پوزیتیویستی و دانش انسان شناسی جنایی را پایه گذاری کرد. در این مقاله می کوشیم فرآیند طبی سازی جرم را از منظر روش شناسی کار وی بررسی کنیم. ازاین رو، در گام نخست، نشان می دهیم پیش فرض بنیادین پژوهش های وی مبتنی بر نظریه تکامل لامارک و داروین است. او معتقد بود ویژگی های بزهکاران به منشأ آتاویستی دلالت می کند که شرایط جسمی- روانی نیاکان دور خود را بازتولید می کند. درواقع، جرم علامتی است از غرایز ابتدایی که در مجرم نهفته است و جنایتکاران نمودی از بازگشت به یک نوع اولیه یا مادون بشری از انسان ها هستند. شیوه کار وی در این مرحله استفاده از جمجمه شناسی و انسان سنجی بود. در گام دوم، نشان می دهیم روش کار وی در بررسی جرم و بزهکاری، الگوی تفکر پزشکی مدرن درباره آسیب تنی و درمان آن است. لومبروزو می کوشید براساس مفهوم نرمال و غیرنرمال در پژوهش های آسیب شناسی، معیارهایی برای تمییز انسان بزهکار از انسان های نرمال ارائه دهد.
آیا فرمول شیمیایی آب به صورت HO «غلط» بود؟(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ علم دوره ۲۱ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۳۴)
77 - 93
حوزههای تخصصی:
در یک بازه زمانی حدود چهل ساله، منتهی به سال 1826 میلادی فرمول شیمیایی آب به صورت HO یعنی ترکیبی از یک اتم هیدروژن و یک اتم اکسیژن پذیرفته شده بود. برای ذکر مثال ها و طرح بحث در این مقاله به رساله شیمی اثر دکتر خلیل أعلم الدوله، ارجاع داده شده است که در مدرسه نوبنیاد دارالفنون در ایران تدریس می شد و به تبعیت از باور علمی آن زمان، فرمول شیمیایی آب در آن به صورت HO معرفی شده است. پیش از دارالفنون، فرمولی برای آب مطرح نبود بلکه آب از منظر حکمت طبیعی، یکی از عناصر چهارگانه به شمار می رفت. امروزه فرمول شیمیایی آب H2O دانسته می شود. گرچه از نگاه حال محور به علم، می توان عجالتاً بر فرمول آب در رساله مذکور، مهر «غلط» زد اما در مقاله حاضر، تلاش شده است تا از منظر فلسفه شیمی، نشان داده شود که چنین حکمی چه پیامدهایی در پی خواهد داشت. این که فرمول آب در یک مقطع تاریخی به صورت HO پذیرفته شده بود، یک تجربه تاریخی علم است که تأمل بیشتر در معنای غلط یا درست بودن یک گزاره علمی را برمی انگیزد، همچنان که اطمینان به نظریه و اعتماد تام به شواهد تجربی را به چالش می کشد؛ چرا که این گزاره غلط ذیل نظریه ای قرار داشت که اتفاقاً تا امروز پابرجاست و نیز مدت معناداری با شواهد تجربی ناسازگاری نشان نداده بود. در پایان، رویکرد مقاله برای تفسیر این رویداد تاریخی چنین است: در نظریه ای که آب را HO می دانست، علاوه بر گزاره مذکور، دست کم یک فرض غلط دیگر وجود داشت که این دو همدیگر را پوشانده و از محک آزمون و تجربه رهانیده بودند.
کل گروی نصی در ساختار معرفت های دینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«کل گروی معرفت شناختی» یکی از خوانش های «انسجام گروی در توجیه» است. انسجام گروی و کل گروی در فضای شکاکیت، نسبیت گرایی و ایدئالیسم متولد شده اند و به تصریح پدیدآورندگان آنها، مستلزم یا ملازم با همین امور نیز هستند. بااین وجود، یکی از محققان مسلمان و متعهد، با غفلت از مبانی و لوازم «کل گروی»، در ضمن چندین اثر ازجمله در دو مقالهٔ «شبکهٔ معرفت دینی» و «معماری علم دینی» به ترویج یکی از خوانش های آن در فضای معرفت ها و علوم دینی پرداخته و نام آن را «کل گروی نصی» گذاشته است. بر اساس «کل گروی نصی»، اعتبار همهٔ معرفت ها و علوم دینی، تابع و وابسته و معلَّق به تغییر و تحول های شبکه ای از دانش های بشری و دینی است که برخی از آنها غیریقینی اند. ازاین رو، «کل گروی نصی» منجر به انکار اعتبار و ارزشِ یقینی و مطلق و ثابتِ همهٔ معرفت ها و علوم دینی، و درنهایت، محال شمردن دسترسی بشر عادی به خود دین می گردد. روشن است که اگر هیچ معرفت دینیِ یقینی و مطلق و ثابتی وجود نداشته باشد، اصل موجودیت دین حق و الهی نیز یقینی نخواهد بود. بنابراین برای دفاع از حریم دین و اثبات اعتبار و حقانیت معارف و علوم دینی لازم است «کل گروی نصی» نقادی و ابطال شود. ازاین رو، نگارنده در این مقاله، با روش تحلیلی توصیفی، نظریهٔ «کل گروی نصی» را، با تکیه و تأکید بر آنچه در مقالهٔ «شبکهٔ معرفت دینی» مطرح شده، بررسی و بطلان آن را آشکار کرده است.
بررسی انتقادی تأثیر الحاد تکاملی جدید بر مبانی علوم انسانی با محوریت آرای علامه مصباح یزدی (ره)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظریه تکامل را چارلز داروین ابتدا در دانش زیست شناسی مطرح کرد، اما گذشت زمان نشان داد این نظریه محدود به حوزه زیست شناسی نماند و امروزه در شاخه های مختلف علوم انسانی مورد توجه قرار گرفته است. در این میان، تفسیر الحادی از این نظریه را، که امروزه در بستر الحاد تکاملی جدید روی داده است، می توان از جمله موانع جدی به منظور اسلامی سازی علوم انسانی تلقی کرد. از سوی دیگر علامه مصباح یزدی را می توان از پیشگامان پروژه اسلامی کردن علوم اسلامی قلمداد کرد. مسئله مقاله حاضر این است که تأثیر الحاد تکاملی جدید بر مبانی علوم انسانی با محوریت آرای استاد مصباح یزدی نقد و ارزیابی شود. گردآوری داده ها به روش کتابخانه ای-اسنادی و صورت گرفته و برای داوری از روش تحلیلی (عقلی) سود جسته ایم. یافته پژوهش نشان می دهد دعاوی ملحدان جدید از حیث اشکالات معرفت شناختی، الهیاتی و دین شناختی به شدت آسیب پذیر است.
کاربست های مشروع زبان در تفسیر قانون مدرن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توجه به تأثیرات زبان در قانون ذیل مراحل تقنین، اجرا و تفسیر یک متن قضایی می تواند یکی از عوامل رشد هر نظام حقوقی تلقی شود؛ امر مهمی که در نظام حقوقی ما به غفلت و اجمال برگزار شده است. این تحقیق با استفاده از روش توصیفی و کتابخانه ای به کشف کاربردهای زبان در قانون پرداخته است. فرضیه اثبات شده نشان می دهد رابطه معناداری میان زبان شناسی قانون مدرن در توجه به متن، قصد و زمینه اجتماعی فهم قانون وجود دارد که می تواند به صورت استدلال ورزی غایت نگر به قراین منضبط، ارزش های اخلاقی نظام مند، پیامدگرایی و ابهام مشروع در تفسیر دست مایه قوانین آیین دادرسی یا قوانین آیین نامه داخلی پارلمان صورت بگیرد تا ارتقای حاکمیت عینی و عملی قانون را محقق کند.
تجسم الگوها، جوامع و فرصت ها برای سرمایه گذاری مشترک در صنعت فیلم از دریچه تحلیل شبکه های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
صنعت جهانی فیلم در سال های اخیر شاهد افزایش همکاری و سرمایه گذاری بین المللی بوده است. بااین حال، تجزیه وتحلیل جامع از سرمایه گذاری های مشترک در این حوزه وجود ندارد. این مقاله از تجزیه وتحلیل شبکه های اجتماعی برای بررسی فرصت های همکاری و سرمایه گذاری های مشترک در صنعت فیلم استفاده می کند. در این پژوهش، شبکه ای متشکل از 150 کشور بر اساس مضامین خلاقانه مشترک در تولیدات فیلم آنها ایجاد شد که بیش از 7800 پیوند را در بر می گرفت. به کارگیری معیارهای مرکزیت، کشورهای کلیدی مانند ایالات متحده، چین و انگلیس را به عنوان قطب های تأثیرگذار با پتانسیل قوی برای هدایت رشد صنعت از طریق مشارکت شناسایی کرد.تجزیه وتحلیل بیشتر از طریق تشخیص جامعه، خوشه های موضوعی متمایز را که توسط تلاش های خلاقانه مشترک متحد شده بودند، آشکار کرد. برای مثال، جامعه «جستجویان هیجان جهانی» فیلم های اکشن می سازد، درحالی که گروه «سینمای فرهنگی - اجتماعی» به مسائل فرهنگی اجتماعی جهانی می پردازد. هر جامعه چشم اندازهای منحصربه فردی را برای همکاری بین المللی و تولید مشترک ارائه می دهد. این تجزیه وتحلیل بینش های مهمی را در مورد ساختار و پویایی شبکه جهانی فیلم ارائه می دهد درحالی که راه های بالقوه بالا برای سرمایه گذاری و همکاری آینده را روشن می کند. این تحقیق بر اهمیت استفاده از تکنیک های تحلیل شبکه های اجتماعی برای بهینه سازی تصمیم گیری ها در مورد سرمایه گذاری های مشترک و پیش بینی نتایج تأکید کرده و به عنوان مدلی برای بررسی داده محور مشارکت در صنایع خلاق عمل می کند.
رابطه فرهنگ انتظار با نشاط (مطالعه موردی دانشجومعلمان دختر دانشگاه فرهنگیان اهواز در سال تحصیلی1401-1400)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ در دانشگاه اسلامی سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۴۹)
165 - 200
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از این پژوهش، شناسایی رابطه فرهنگ انتظار با نشاط دانشجومعلمان بود. روش: در این پژوهش که به لحاظ هدف، کاربردی و به روش کمّی انجام شد؛ ارتباط و همبستگی فرهنگ انتظار و نشاط بررسی شد. جامعه آماری پژوهش، همه دانشجومعلمان دختر دانشگاه فرهنگیان اهواز در سال تحصیلی 1401-1400 به تعداد 1730 نفر بود. برای سنجش نشاط از پرسشنامه استاندارد نشاط با پنج زیرمؤلفه رضایت از زندگی، آراستگی ظاهری، تعامل اجتماعی، کارایی فردی و کمک به دیگران با آلفای کرانباخ 75/0 و برای سنجش فرهنگ انتظار از پرسشنامه استاندارد فرهنگ انتظار با دو زیرمؤلفه احساسات مهدوی و شناخت و آگاهی نسبت به امام زمان(عج) با آلفای کرانباخ 85/0 استفاده شد. پس از انتخاب اعضای نمونه به روش خوشه ای تصادفی، که تعداشان 313 نفر بود؛ اقدام به ارسال لینک پرسشنامه پژوهش و جمع آوری داده ها و در نهایت، تجزیه و تحلیل داده ها به وسیله نرم افزار آماری اس.پی.اس.اس 26 شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان از همبستگی بسیار زیاد با سطح معناداری 001/0 بین مؤلفه های فرهنگ انتظار و نشاط در دانشجومعلمان داشت و این همبستگی در خصوص مؤلفه شناخت و آگاهی نسبت به امام زمان(عج) به شکل قابل توجهی بیشتر بود. این نتایج نشان می دهد که فرهنگ انتظار مهدوی، یک متغیّر پیش بین قوی برای نشاط در بین دانشجومعلمان است. نتیجه گیری: به متولیان امر تعلیم و تربیت توصیه می شود که دانشجویان را با فرهنگ مهدویت به عنوان یکی از عظیم ترین ظرفیتهای معارف اسلامی که ذاتاً حرکت آفرین و نشاط بخش است و می تواند منشأ تحول در جامعه باشد، آشنا ساخته؛ زمینه تعالی جامعه اسلامی را فراهم آورند.
مروری بر آثار قاسم علی قائنی ریاضی دان و منجم سده یازدهم هجری و بررسی محتوای رساله های اسطرلاب او(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از قاسم علی قائنی دانشمند سده یازدهم هجری آثاری در زمینه نجوم، ریاضیات، هیئت، علم مناظر و علوم اعتقادی بر جای مانده است. او از ساخت ابزار رصدی آگاهی کامل داشته و بیشتر اوقات خود را به آن می پرداخته است. شماری از رساله های او در فهرست ها و منابع زیر نام اسطرلاب ثبت شده اند، درحالی که محتوای کاملاً متفاوتی دارند. در این مقاله نخست آثاری از او که در فهرست ها آمده اند و آثار نویافته ای که در پژوهش در باره آثارش به دست آمده اند معرفی می شود، سپس محتوای رساله های متفاوتی که با نام اسطرلاب در فهرست ها ضبط شده اند به منظور نمایش تفاوت ها تحلیل و عرضه می شود. عنوان این رساله ها عبارت است از: در امتحان اسطرلاب، ربع مجیب، در مسائل ربع مقنطرات، رساله صاحبقرانی در علم اسطرلاب، اسطرلاب، مطلع الهیلاج، اسطرلاب زورقی، مطلع الحکم و جامع الانوار من الکواکب و الابصار
کتابخانه و هویت بخشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ملی سال ۲۴ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۹۳)
157 - 178
حوزههای تخصصی:
فرهنگ، هویت و شناسنامه ی هر ملتی است که ریشه در تاریخ، باورها و آداب ورسوم آن دارد. کتابخانه با حفظ و ارائه آثار منابع ارزشمند علمی، فرهنگی، اجتماعی در طول ادوار تاریخ به عنوان تجلی گاه هویت فرهنگ اجتماعی ملی عمل نموده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش کتابخانه در توسعه فرهنگی، انتقال مؤلفه های هویت بخش و تحکیم هویت و فرهنگ اجتماعی و ملی انجام شد. در پژوهش حاضر از روش نظام مند استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش تعداد 39 سند پژوهش علمی در زمینه نقش کتابخانه در ایجاد فرهنگ و هویت ملی بود که در ارتباط با موضوع پژوهش در پایگاه های علمی؛ علم نت، مگیران، نورمگز، پایگاه استنادی جهان اسلام و امرالد منتشر شده بودند. نتایج حاکی از این بود که کتابخانه بخشی از تاریخ معنوی و تمدنی بشر بوده و ردپای آن در گذر زمان از عهد باستان تا عصر حاضر کماکان قابل رؤیت است. توسعه ی فرهنگی مرهون رشد آگاهی ها، قابلیت ها و امکانات برآورده شده از نیازهای مادی و معنوی کتابخانه است که با حفظ آثار مکتوب و سرمایه فرهنگی همانند حلقه های زنجیر نه تنها هویت نسل ها را به هم پیوند داده و مانع از گسست هویتی آنان شده بلکه بازتابشگر ضربان قلب هویت فرهنگ اجتماعی و ملی جامعه شده است.
سنتزپژوهی چیستی معرفت نفس، و وجه طریقیت آن بر معرفت رب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: با توجه به برداشتهای متعدد از حدیث «مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ»؛ هدف از انجام این پژوهش، بررسی منظور از معرفت نفس و وجه تلازم آن با معرفت رب بود. روش: فراترکیب یا متاسنتز(سنتز مطالعات کیفی) کمک می کند با احاطه به همه نظرات، به نظریه جدیدی درباره منظور از معرفت نفس و وجه طریقیت آن بر معرفت رب رسید. ۱۲ رساله دکتری و پایان نامه کارشناسی ارشد و مقالات علمی به عنوان جامعه آماری انتخاب شد. یافته ها: بررسی ها نشان داد همه برداشتها از معنای معرفت نفس و وجه تلازم آن با معرفت رب به این مطلب برمی گردد که معرفت نفس، نقطه آغازین همه معارف دیگر است. نتیجه گیری: منظور از معرفت نفس، شناخت ویژگی ها، مبدء و معاد، ارزش وجودی و هدف آفرینش خود است و منظور از تلازم معرفت نفس با معرفت رب، این است که اگر انسان قبل از سیر در آیات آفاقی خداوند، به مبدء و معاد و ذات و صفات و افعال و هویت و استعدادها و ویژگی ها و ابعاد وجودی و هدف آفرینش و موقعیت خود در هستی نیک بنگرد و نیک بشناسد، همین سرمنشأ همه شناختهای دیگر از جمله شناخت خدا خواهد بود.
مطالعه ی کارکردهای رادیو در مناسک سازی امور خیریه و پویشگری دینی - اجتماعی
حوزههای تخصصی:
شناخت چگونگی کارکرد رسانه ها در حوزه های اجتماعی ازجمله دین یکی از موضوعات مهم در تاریخ رسانه بوده است و رادیو یکی از رسانه هایی است که از آغاز فعالیتش با توجه به سهولت دسترسی مخاطبان عام و خاص به آن، برای انتشار پیام های دینی به کار رفته است. بخشی از محتوای دینی ارائه شده در رادیو به شکل وعظ و دعا و آموزش مبانی دینی و بخش دیگر با هدف انسجام بخشیدن به گروه های پراکنده مخاطبان و بهره گیری از ظرفیت اجتماعی آنها در قالب فعالیت های عام المنفعه و خیریه دینی به ویژه مناسک سازی تولید شده است. مسئله تحقیق حاضر این است که دریابد چگونه از ظرفیت های آموزشی، اطلاع رسانی و اقناعی رادیو برای ترویج امور خیریه و مناسک سازی استفاده می شود. این مقاله می کوشد به دو سؤال پاسخ دهد: در رادیو چه ساختاری برای اینگونه پیام ها و ترویج آن اتخاذ می شود؟ رادیو چگونه می تواند با تقویت پویش های دینی اجتماعی، فعالیت های خیریه را به نوعی مناسک تبدیل و به دوام آن کمک کند؟ در این مقاله با روش کیفی با رویکردی توصیفی تحلیلی نمونه هایی مطالعه می شوند که از دو رادیو فرهنگ و تهران انتخاب شده اند. یافته های تحقیق نشان می دهند عواملی مانند تداوم و تمرکز بر اینگونه پیام ها که موجب شکل گیری پویش های اجتماعی خیریه در جامعه می شوند، نادیده گرفته شده اند و فرهنگ سازی با برنامه های پراکنده بدون استفاده از ظرفیت های جدید رسانه ای موجب نهادینه شدن پیام و درنتیجه، مشارکت مستمر و تبدیل امر خیر به مناسک نخواهد شد.
واکاوی مدل پارادایمی حجاب مطلوب از دیدگاه دانشجویان دختر مبتنی بر نظریه زمینه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ در دانشگاه اسلامی سال ۱۳ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲ (پیاپی ۴۷)
117 - 146
حوزههای تخصصی:
هدف: بهره مندی از حجاب مطلوب، یکی از مهم ترین دستورات اسلامی و راه های رسیدن به آرامش فردی و اجتماعی است. رعایت حجاب به عنوان یک دستور دینی، در رشد و توسعه فرد و بقای جامعه نقش شایانی دارد. توجه به این آگاهی که چه نوع حجابی مطلوب است، می تواند در برنامه ریزی و تصمیمات مختلف افراد تأثیرات زیادی داشته باشد. دانشجویان به عنوان یکی از اقشار فرهیخته جامعه می توانند در تصمیم گیری ها و سیاستگذاری ها، نظریات سازنده ای ارائه کنند. به همین دلیل، هدف پژوهش حاضر، واکاوی ویژگی های حجاب مطلوب از دیدگاه دانشجویان دختر بود. روش: پژوهش حاضر بر اساس رویکرد کیفی و نظریه زمینه ای انجام شده است. داده های مورد نیاز با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته و عمیق از دانشجویان دانشگاههای دولتی اصفهان، قم، آزاد اسلامی اراک و کرمانشاه، گردآوری و طی سه فرایند کدگذاری باز، محوری و گزینشی، جمع آوری، مفهوم پردازی و تجزیه تحلیل شده اند. یافته ها: پس از جمع آوری اطلاعات و طبقه بندی مصاحبه ها، یافته های پژوهش شامل 182 مفهوم اولیه، 85 مقوله فرعی و 18 مقوله اصلی و مقوله هسته نیز «حجاب مطلوب» برساخت شد و مدل پارادایمی شکل گرفته، شرایط و علل، عوامل و ضرورتهای لازم را بازنمایی کرد. نتیجه گیری: با توجه به یافته ها و نتایج پژوهش، لازم است برای داشتن حجاب مطلوب، تمام مؤلفه های اثرگذار با اتخاذ تدابیر و راهبردهای لازم، پیامدهای شایسته این امر را فراهم سازند.