نگرانی فزآینده ای در بین استفاده کنندگان از صورت های مالی در خصوص تقلبات در شرکت ها وجود دارد. فروپاشی غیرمنتظره شرکت های بزرگی همچون انرون و وُردکام در آمریکا باعث شده که ذینفعان شرکت ها توجه بیشتری به اعمال غیراخلاقی در سیستم های حسابداری و اقتصادی بنمایند. پدیده مدیریت سود یکی از مسائل بحث برانگیز حرفه حسابداری در دهه های اخیر است. این بحث مطرح می گردد که مدیریت سود، استفاده کنندگان از صورت های مالی را گمراه می کند. این امر بخاطر این است که زمانی که مدیران سود حسابداری را دستکاری می نمایند آنگاه صورت های مالی به شکل صحیحی ثروت اقتصادی شرکت را نشان نمی دهند و این نهایتاً منجر به سلب اعتماد ذینفعان یا سهامداران شرکت می گردد. هدف این مقاله در ابتدا بررسی مسأله اخلاقی مدیریت سود و ارزیابی پیشرفت تحقیق در مقابله با این مسأله از این جهت که آیا چارچوب ساختار اسلامی براساس عقاید اسلامی می تواند برخی بینش ها در الگوی رفتاری و فعالیتهای اقتصادی ارائه دهد که بتواند برای کاهش یا حذف پدیده مدیریت سود بکار گرفته شود، می باشد. به عبارت دیگر، مقاله یک چارچوب مفهومی از عقاید اسلامی و مسأله مدیریت سود مطرح می نماید که راهنمایی برای نیّات مدیران و همچنین رفتارهای آنان به سوی حالات بهتر باشد (که از قرآن و سنت استخراج شده است).
در سال های اخیر پژوهشگران سازمانی به دلیل پیامدهای منفی که رفتارهای غیرمولد فردی در محیط کار داشته اند علاقه زیادی به مطالعه و ارائه راه کارهایی جهت اصلاح این گونه رفتارها از خود نشان داده اند. به تازگی محققان با رویکرد جدیدی به نام مربیگری به دنبال اصلاح این گونه رفتارها در محیط کار می باشند، اگرچه در حوزه مربیگری سازمانی مباحث تئوریکی مطرح شده است، ولی تحقیقات میدانی کمی به بررسی نقش مربیگری سازمانی در اصلاح رفتارهای غیرمولد فردی در محیط کار پرداخته اند. از این رو هدف از این مطالعه بررسی تأثیر مربیگری سازمانی بر رفتارهای غیرمولد فردی در محیط کار با نقش میانجی جو سازمانی مثبت است. جامعه آماری این پژوهش مشتمل بر کارکنان شرکت های پتروشیمی منطقه ویژه اقتصادی ماهشهر است. نمونه پژوهش از بین کارکنان سازمان های یادشده به روش تصادفی ساده 253 نفر در نظر گرفته شد. پس از بررسی داده ها، تجزیه و تحلیل آن ها نتایج بدین صورت حاصل شد که مربیگری سازمانی تأثیر مثبت و معناداری بر جو سازمانی مثبت دارد. همچنین جو سازمانی مثبت بر رفتارهای غیرمولد فردی در محیط کار (قلدری در محیط کار و از خود بیگانگی شغلی) تأثیر منفی و معناداری دارد. نتایج نشان داد که جو سازمانی مثبت در رابطه بین مربیگری سازمانی و رفتارهای غیرمولد فردی در محیط کار (قلدری در محیط کار و از خود بیگانگی شغلی) نقش میانجی کامل ایفا می کند.
"مدیر یک شرکت موفق می گفت: ما بر این اعتقادیم که کارکنان، بیش از ما درباره شرکت می دانند پس باید به نظرات آنها احترام گذاشت.
این مدیر به طور غیرمستقیم به نظامی اشاره می کرد که اجرای آن در سازمان می تواند از چند جهت منفعت زا باشد. درواقع تیری است که چند نشان را می زند. هم به بهبود کارایی های سازمان منجر می شود و هم برای کارکنان ایجاد انگیزه و رغبت برای کار موثرتر می کند. «ارزیابی و توسعه نظام پیشنهادات؛ مدل CIPP»کاری است از «زهرا رضوی امیری» و «زهرا سعیدی» که این مقوله را موشکافی کرده است."
پیش بینی جریان های نقدی عملیاتی بر اساس الف : سری جریان های نقدی عملیاتی گزارش شده و یا ب: سایر سری های زمانی به عنوان جایگزین جریان های نقدی عملیاتی انجام می شود. سری های جایگزین، به طور معمول، الگوریتم های ساده ای از اجزای صورتهای مالی هستند. تحقیقات نشان میدهد، ویژگی ها و توان پیش بینی سری های زمانی گزارش شده و جایگزین های آن متفاوت است؛ لذا روایی خارجی تحقیقاتی که بر اساس جایگزین ها انجام می شود، با مشکل همراه است. تحقیق حاضر آثار تفاوت ویژگی های سری زمانی جریان های نقدی عملیاتی میان دوره ای گزارش شده و جایگزین آن را از نظر توان پیش بینی تبیین می کند. بررسی ساختار شایع سری های زمانی جریان های نقدی عملیاتی میان دوره ای گزارش شده و جایگزین 45 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران برای 18 دوره نشان می دهد: اگرچه بین مقادیر توابع خود همبستگی نمونه (SAC) و خود همبستگی جزئی نمونه (SPAC) و توان پیش بینی سری های زمانی گزارش شده و جایگزین آن تفاوت هایی دیده می شود، اما مدل توصیف کننده رفتار توابع خود همبستگی سری ها یکسان است و توان پیش بینی سری های زمانی از نظر آماری تفاوت معنی داری ندارد.
زمینه و هدف: انسان ها دارای سطوح متعددی از نیازها هستند که هر کدام از این سطوح، نیازمند واکنش یا سبک خاص خود می باشند، از همین رو ضروری است که مدیریت، قبل از هر چیز، نیاز های کارکنان و اهمیت و اولویت این نیازها را از دیدگاه آن ها شناسایی نماید، تا بتواند با ارضای به موقع در بازدهی آن ها مؤثر باشد. در اهمیت این پژوهش همین بس که با شناخت سطح و اولویت نیاز اعضای هیئت علمی دانشگاه علوم انتظامی، مدیران دانشگاه می توانند در سیاست ها و خط مشی های مدیریتی برای اثربخش کردن فعالیت و نقش اعضای هیئت علمی از آن بهره گیری نمایند. بر این اساس پژوهش حاضر، با هدف تعیین شناخت سطوح نیاز های اعضای هیئت علمی دانشگاه علوم انتظامی بر مبنای تئوری سلسله مراتب نیاز های مازلو، انجام شده است.
روش: این پژوهش از نظر نوع، کاربردی و از نظر روش، توصیفی از نوع همبستگی است. برای جمع آوری داده ها از از پرسشنامه 60 سؤالی استفاده شده که توسط 165 نفر از اعضای هیئت علمی تکمیل شده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها در این تحقیق از نرم افزار spss استفاده شده است.
نتیجه گیری: نتایج به دست آمده حاکی از آن است که نیاز های اعضای هیئت علمی دانشگاه علوم انتظامی با تئوری سلسله مراتب مازلو مطابقت نداشته؛ زیرا اعضاء نیازهایشان را به ترتیب: 1-خودشکوفایی 2-اجتماعی 3-احترام 4-فیزیولوژیکی و 5-ایمنی اعلام داشته اند. بین نیاز های پنجگانه اعضای هیئت علمی دانشگاه علوم انتظامی با سن و جنسیت آن ها رابطه معناداری وجود دارد. همچنین بین نیاز های پنجگانه اعضای هیئت علمی دانشگاه علوم انتظامی با میزان تحصیلات، سال های خدمتی و نوع عضویت آن ها رابطه معناداری وجود دارد و فرضیه ها تأیید شده است. از طرفی بین نیاز های اولیه و ثانویه اعضای هیئت علمی دانشگاه علوم انتظامی رابطه وجود دارد.
امروزه ایجاد همسویی و تناسب میان راهبردهای مدیریت منابع انسانی با راهبردهای تجاری سازمان، موضوعی است که به عنوان یکی از مهم ترین مؤلفه های مؤثر در بهبود عملکرد سازمان ها مطرح است. پژوهش حاضر، با هدف بررسی تأثیر راهبردهای تجاری و منابع انسانی و همسویی آنها بر شاخص های عملکردی کلیدی مالی و رضایت کارکنان انجام گردید و در آن شش فرضیه ی اصلی مورد بررسی قرار گرفت. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه ی پژوهش، توصیفی پیمایشی به شمار می رود. برای سنجش متغیرهای مورد نظر، از دو پرسش نامهباطیف پنج گزینه ایلیکرت که در مجموع شامل 75 سؤالبود،استفادهشد. جامعه ی آماری پژوهش حاضر، شرکت های تابعه ی سازمان ملی صنایع مس ایران بود و پرسش نامه های پژوهش میان 118 نفر از مدیران و معاونان و367 تن از کارکنان این شرکت ها توزیع گردید. نتایج پژوهش، تأثیر مثبت انواع راهبردهای منابع انسانی و تجاری را بر شاخص های عملکردی کلیدی مالی و رضایت کارکنان و عدم تأثیر همسویی این راهبردها را بر متغیرهای مورد نظر نشان داد.
این پژوهش به بررسی تاثیر تجربه حسابرس بر حق الزحمه حسابرسی و کیفیت حسابرسی در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می پردازد. جامعه آماری پژوهش، شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد و با استفاده از روش نمونه گیری حذف سیستماتیک، 95 شرکت به عنوان نمونه پژوهش انتخاب، و دوره زمانی آن بین سال های 1388 تا 1393 است. از روش داده های تابلویی و رگرسیون حداقل مربعات معمولی با به کارگیری نرم افزار EVIEWS جهت آزمون فرضیه ها استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که تجربه حسابرس بر حق الزحمه حسابرسی تاثیر مثبت و معنادار دارد. یعنی حسابرس هرچقدر با تجربه تر باشد حق الزحمه بیشتری دریافت می کند و تجربه حسابرس بر کیفیت حسابرسی تاثیر ندارد.
در عصر اطلاعات، توسعه تکنولوژی اطلاعات این امکان را برای مدیران فراهم ساخته که بتوانند با اطمینان بیشتری به بررسی های محیطی اقدام نمایند. اما نقش سیستم های اطلاعاتی در فرآیند برنامه ریزی استراتژیک و تدوین و اجرای استراتژی ها از وضوح کافی برخوردار نیست. این مقاله به تحلیل تاثیر اثربخشی سیستم های اطلاعات بازاریابی بر کارآمدی فرآیند برنامه ریزی استراتژیک بازاریابی و عناصر آن در بانک های ایران می پردازد. در مدل مفهومی این تحقیق، هدف گذاری، تحلیل وضعیت، تنظیم اهداف و استراتژی ها و تخصیص منابع به عنوان عناصر اساسی فرآیند برنامه ریزی استراتژیک بازاریابی و زمان، محتوی و شکل اطلاعات به عنوان ابعاد خروجی سیستم های اطلاعات بازاریابی مطرح اند. مطالعه موردی این پژوهش جهت ارایه نتایج بصورت کمی، شامل بانک های کشور (به غیراز بانک مرکزی) است. نتایج حاصل از نظرات مدیران ارشد یا کارشناسان خبره واحد طرح و برنامه بانک ها که طی پرسشنامه ای که صرفاً به همین منظور طراحی و اجرا شده بود، نشان می دهد که محتوای خروجی سیستم های اطلاعات بازاریابی تاثیر زیادی بر کارآمدی فرآیند برنامه ریزی استراتژیک بازاریابی دارد. نتایج تحلیل های روندگرای خطی حاکی از آن است که متغیرهای محتوای اطلاعات و شکل آن، به ترتیب، دارای بیشترین و کمترین میزان توضیح دهندگی تغییرات عناصر فرآیند برنامه ریزی استراتژیک هستند. از بین عناصر فرآیند برنامه ریزی استراتژیک نیز، تحلیل وضعیت و تخصیص منابع دارای بیشترین، و هدف گذاری و سپس تنظیم اهداف و تدوین استراتژی ها دارای کمترین تاثیرپذیری از خروجی سیستم های اطلاعات بازاریابی هستند.