یکی از مقولاتی که طی سالیان اخیر ذهن پژوهشگران علم مدیریت، بالاخص حوزه مدیریت فناوری را بخود مشغول ساخته، رویکرد دارائیمحور و بهتبع آن راهبرد سرمایههای فکری در اتخاذ فناوری میباشد. از جمله اهداف این تحقیق شناسایی و تبیین نقاط قوت و ضعف هریک از روشهای کسب فناوری و تعیین ارتباط آن با ابعاد سرمایههای فکری بودهاست. نتایج حاصل از مطالعه آماری صورت گرفته نشان از تفاوت معنادار مابین راهبرد فعلی و مطلوب اکتساب فناوری و همچنین عدم توجه کافی به سرمایههای انسانی و ارتباطی و توجه ضعیف به سرمایه ساختاری در مؤسسات مورد مطالعه بودهاست. در پایان با استفاده از یکی از روشهای تصمیمگیری چندمعیاره، اقدام به رتبهبندی راهبرد اکتساب فناوری با توجه به ابعاد سرمایههای فکری از منظر پاسخگویان شدهاست. به نظر میرسد وجود نگرشی جامع بر سرمایههای سازمانی اعم از سرمایههای مشهود یا فیزیکی و سرمایههای نامشهود( سرمایه فکری، سرمایه اجتماعی،...) چهارچوب مناسبتری در جهت تعیین راهبرد اکتساب فناوری را مهیا سازد.
گزارشگری مالی به عنوان یکی از مهمترین ساختارهای اطلاعاتی در بازارهای اوراق بهادار تلقی شده و کیفیت ارقام ارائه شده خصوصا کیفیت سود نقش مه می در تا می ن نیازهای سهامداران بالفعل و بالقوه واحد تجاری ایفاء می کند. لذا انتظار می رود اطلاعات حسابداری و به طور خاص کیفیت سود بر حداقل نرخ بازده مورد توقع سرمایه گذاران (هزینه سرمایه ) موثر بوده و نهایتا با بازده مازاد سهامداران همبسته باشد. از این رو این تحقیق درصدد است تا به طور تجربی ارتباط بین اطلاعات حسابداری و بازده مازاد سهام را برای نمونه ای با 123 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، با رویکرد رگرسیون مبتنی برتحلیل ترکیبی برای سال های 1385 تا 1389 مورد بررسی قرار دهد. یافته ها نشان می دهد بین اطلاعات حسابداری و هزینه سرمایه رابطه معناداری وجود داشته و خصوصا کیفیت سود به عنوان عنصر مهم گزارشگری مالی داری رابطه ای منفی و معنادار با هزینه سرمایه است. همچنین یافته ها نشان می دهد که هزینه سرمایه با بازده مازاد سهامداران رابطه معکوس دارد. این یافته ها تاکید مجدد بر فایده مندی ارقام حسابداری مخصوصا کیفیت سود بر هزینه سرمایه و بازده مازاد هر سهم است.
امروزه مدیریت استعدادها به موضوعی بسیار مهم و کلیدی در حوزه منابع انسانی تبدیل شده است. سازمانها دریافتهاند که جذب و نگهداشت بهترین افراد میتواند مزیت رقابتی اصلی محسوب شده و نقش مؤثری در ارتقای عملکرد داشته باشد. هدف از این پژوهش تدوین شاخصهای شناسائی استعدادها در مشاغل استراتژیک است. پژوهش به روش کیفی، مبتنی بر تحلیل تم، با استفاده از ابزار مصاحبه و در شرکت ساپکو انجام شده است. نمونه گیری به روش نمونه گیری نظری و با استفاده از تکنیک گلوله برفی انجام شده که بر مبنای آن تعداد 17 مصاحبه با کارشناسان و مدیران حوزه ساخت و تامین قطعه در شرکت ساپکو صورت گرفته است. نتایج تحلیل دادهها منجر به شناسایی دو دسته شاخصهای تخصصی و عمومی مرتبط با استعدادها در حوزه مذکور گشته که با طراحی ابزار مناسب جهت سنجش و اندازهگیری آنها میتوان به نحو مناسبی استعدادها را شناسایی و تفکیک نمود.
از مهم ترین مباحث جامعه اسلامی امروز، موضوع تعارض است. تعارض پدیده ای است که کم و بیش در اغلب جوامع وجود دارد. صرف نظر از عوامل تعارض، آنچه اهمیت دارد دیدگاه انسان ها نسبت به این موضوع است که آیا تعارض امری مطلوب است یا نامطلوب؟ اگر نامطلوب است چاره ای جز رفع و دفع آن نیست و اگر مطلوب است، چه مقدار از آن مطلوبیت دارد که ایجاد، یا تقویت گردد که این خود نیاز به مدیریت تعارض را آشکار می کند. مقاله، به بررسی عوامل زمینه ساز و سبک مدیریت تعارض در سیره عملی حضرت علی (ع)، در رویارویی با فتنه ها و کارشکنی ها، یا به طور کلی تعارض های اجتماعی منفی پرداخته است. تعارض های اجتماعی منفی که ماهیتی مخرب و فرساینده دارند معمولاً در قالب مسائلی بروز می کنند که نظم و وحدت جامعه را به خطر می اندازند.
روش تحقیق حاضر توصیفی تحلیلی است. از دیدگاه نهج البلاغه، عوامل مختلفی زمینه ساز بروز این گونه تعارض های هستند که می توانند ناشی از عوامل فردی، میان گروهی، اجتماعی، مدیریتی، یا تلفیقی از آنها باشند. سبک مدیریت تعارض حضرت علی(ع) در مقابله با تعارض های اجتماعی دارای سه شیوه کلی است که شامل مدیریت ذهنی تعارض، مدیریت نرم تعارض و مدیریت سخت تعارض است. هر کدام از این سه تعارض در جایگاه خود و در مقابله با تعارض های یادشده دارای نقشی بسیار مؤثر، قابل اهمیت و ارزشمند هستند.
حسادت سازمانی"" هیولای مخربی است که سازمانتان را از درون می بلعد. مدیران برای کاهش ""حسادت سازمانی"" وظایف خطیری بر عهده دارند که از زمان جذب و استخدام آغاز می شود و گستره ی وسیعی از فعالیتها، نحوه ی ترفیع، پاداش و تسهیلات را دربرمی گیرد.
قدرت مدیران در آنجاست که بتوانند ""حسادت"" را به ""رقابت"" تبدیل کنند. نخست آنکه ارزیابی دقیقی از خود داشته باشند؛ چراکه اطرافیان بویژه آنها که هر روز با او سروکار دارند،"" رگ خواب"" مدیران را در دست دارند. در چنین وضعیتی، مقیاسهای کارآیی، عملکرد، درآمدسازی، و برندسازی کارکنان می تواند تا حدودی مانع ""جلوه نمایی کوتوله ها"" و ""بله قربان گوها"" شود.
پرسشنامه ی ""حسادت سازمانی"" که پیوست این مقاله است تا حدودی راهنمای مؤثری است. با این همه، به گفته ی دانایان بویژه روانشناسان بالینی، ""حسادت"" بیماری مهلکی است که درمان آن ""سخت"" و داروی آن نایاب است.
هوشمندی مدیران آزموده آن است که ""حسادت"" را به عنوان یک بیماری مهلک شخصی، به یک ""اقدام جمعی علیه رقبا"" به کار اندازند. به این ترتیب بخشی از ویژگیهای شخصی به عزم جمعی کارکنان سازمان برای پیشرفتهای آتی شرکت بویژه برای پیشی گرفتن از رقبا تغییر مسیر خواهد داد. هم بخشی از این ""خوی انسانی"" ارضا شده، و هم برکات آن در درآمدزایی و سودآفرینی شرکت تأمین شده است.
مدیریت دانش روشی سیستماتیک برای تشخیص ، سازماندهی و به اشتراک گذاشتن دانش در سازمان است که می تواند در نهایت به تولید دانش بیشتر در سازمان منجر گردد . امروزه مدیران ارشد سازمانها دریافته اند که سرمایه های دانشی در سازمان از اهمیت فوق العاده ای برخوردار بوده و می بایست توان زیادی را برای مدیریت سرمایه های دانشی و دانش نهفته در فرایندهای سازمان خود صرف کنند . از طرفی ، گاه فرایندهای سازمان از کارایی کافی برخوردار نبوده و مدیران را به اندیشه هایی چون مهندسی مجدد ، فرایندها جهت اصلاح مکانیسمها و فرایندهای سازمان خود وامی دارند ...
در بخش قبل جایگاه زبان نمایه در نظام ذخیره و بازیابی اطلاعات به اجمال بیان گردید و پس از توصیف اصطلاحنامه بعنوان نوعی از زبان نمایه و ابزاری مناسب برای این نظام، هدف و ویژگیهای مهم آن برشمرده شد. از آنجا که کتابخانه های تخصصی و مراکز اسناد کشور – که تعدادشان هم مرتباً روبه افزایش است – برای ذخیره و بازیابی بخش مهمی از مجموعه خود به اصطلاحنامه های تخصصی نیاز دارند، در این بخش کوشش شده است تا با معرفی جامعتر این ابزار، راه برای استفاده موثر از اصطلاحنامه های موجود – که همه به زبانهای خارجی و اکثراً انگلیسی هستند – و در نهایت ساختن اصطلاحنامه های تخصصی به زبان فارسی هموار گردد.
کیفیت سود موضوعی است که به خصوص بعد از رسوایی های مالی اخیر مورد توجه بسیاری قرار گرفته است. علاوه بر این مساله افزایش سرمایه از محل مطالبات سهامداران در بورس تهران از مسایل مطرح در بازار سرمایه ایران است. تحقیق حاضر ابتدا کیفیت سود شرکت های پذیرفته شده در بورس تهران را در فاصله زمانی 1378 تا 1383 مورد بررسی قرار می دهد و سپس به آزمون رابطه بین کیفیت سود و افزایش سرمایه از محل مطالبات سهامداران می پردازد. در این تحقیق کیفیت سود را به عنوان تفاوت بین جریان های نقد عملیاتی و سود عملیاتی در بلند مدت، تعریف کرده ایم. نتایج حاصله اگر چه نشانگر پایین بودن کیفیت سود در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است، لیکن هیچ رابطه ای را بین کیفیت سود و افزایش سرمایه از محل مطالبات سهامداران نشان نمی دهد
هدف این پژوهش بررسی رابطة عدالت سازمانی و تنبلی اجتماعی در بین کارکنان بانک ملت استان مازندران است. جامعة آماری این تحقیق را همة 1100 نفر کارکنان شاغل در شعب این بانک در استان مازندران تشکیل می دهد. بر اساس جدول کرجسی و مورگان (1970)، حداقل حجم نمونه برای اجرای این پژوهش 285 نفر است. روش نمونه گیری پژوهش حاضر تصادفی سیستماتیک و ابزار تحقیق پرسشنامه است. از 366 پرسشنامة توزیع شده، 292 پرسشنامة مناسب تحلیل به دست آمد. این بررسی به روش توصیفی از نوع همبستگی، و تحلیل داده ها به روش مدل معادلات ساختاری انجام گرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد عدالت سازمانی با تنبلی اجتماعی کارکنان رابطة منفی و معنادار دارد،. همچنین، از بین مؤلفه های عدالت سازمانی، عدالت مراوده ای مهم ترین عامل در عدم بروز تنبلی اجتماعی کارکنان بانک ملت استان مازندران است
مهندسی ارزش (VALUE ENGINEERING = VE) و گسترش عملکرد کیفیت (QUALITY FUNCTION DEPLOYMENT = QFD) دو ابزار مهم برای طراحی محصول هستند . مهندسی ارزش به افزایش ارزش محصول از دید مشتری توسط بهینه سازی هزینه های طراحی پرداخته و گسترش عملکرد کیفیت به برقراری ارتباط بین نیازهای مشتری و خواسته های مهندسی می پردازد . به طور کلی گسترش عملکرد کیفیت تضمین می کند که «محصول مناسب» طراحی شده است و مهندسی ارزش تضمین می کند که «طراحی محصول مناسب» به بهترین نحو صورت پذیرفته است ...
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه میان تدابیر سیاسی و سبک های حل مساله افراد انجام شده است. به این منظور 220 نفر از کارمندان دانشگاه شهید بهشتی به صورت تصادفی از میان 1000کارمند دانشگاه انتخاب گردید. برای سنجش متغیرها از پرسشنامه استاندارد سنجش سبک حل مساله هلریگل، اسلوکوم و وودمن و پرسشنامه رفتارسیاسی ای.جی.دوبرین استفاده شد. طی نتایج به دست آمده، ارتباط مثبتی میان قضاوت عاطفی با چاپلوسی، استفاده سیاسی از اطلاعات، ایجاد الزام اخلاقی، معاشرت با افراد ذی نفوذ و ایجاد پایگاه حمایتی وجود دارد. همچنین ارتباط معکوسی میان قضاوت منطقی با چاپلوسی، استفاده سیاسی از اطلاعات، ایجاد الزام اخلاقی، معاشرت با افراد ذی نفوذ و ایجاد پایگاه حمایتی وجود دارد. میان ادراک شهودی با استفاده سیاسی از اطلاعات، و ایجاد الزام اخلاقی، ارتباط و همسویی وجود دارد. ادراک حسی نیز با چاپلوسی، استفاده سیاسی از اطلاعات و ایجاد الزام اخلاقی رابطه معکوس داشت