تحقق توسعه پایدار در هر محیط با نگاهی نظام مند، هماهنگ و چندبعدی به پارامترهای اقتصادی، اجتماعی و بوم شناختی امکان پذیر است. توسعه پایدار روستایی در ایران در چهار بخش تجهیز و مدیریت منابع، اجتماعی، اقتصادی، و کالبدی با چالش های جدی روبه روست. از آنجا برنامه ریزی های کنونی بدون توجه به مزیت های نسبی هر منطقه و به صورت بخشی و از بالا به پایین، همسان نگر و مخرب صورت می گیرد، این نوشتار کوشیده است با تحلیل وضعیت کنونی جامعه روستایی ایران و تجارب سایر کشورها، به منظور رفع کاستی ها و کمبودها، به معرفی راهکاری اثربخش برای توسعه پایدار روستایی بپردازد. در این مقاله، با استفاده از روش تحلیل سیستمی در تحقیق و با طرح فرآیندی نوین در برنامه ریزی روستایی در ایران، توصیه می شود که برنامه ریزی های توسعه پایدار روستایی بر اساس نتایج ارزیابی های مختلف زیست محیطی هر منطقه صورت گیرد تا امکان رفع کاستی های یاد شده فراهم آید.
تغییر ماهیت سازمان های وظیفه محور به پروژه محور تحت تأثیر دگرگونی های مداوم در محصولات و فرایندها از یک سو و تفاوت ماهیت پروژها و شیوه ی مدیریت بر آن ها در سازمان های خصوصی و دولتی از سوی دیگر، مدیریت منابع انسانی را در پروژه ها تحت تأثیر قرار داده است. این مقاله، با استفاده از نظرات کارشناسان[1]، ویژگی های مدیریت منابع انسانی در پروژه ها در فرایندهای انتخاب، تخصیص، انجام فعالیت ها در حین پروژه، رهاسازی از پروژه و رهایی از سازمان را در دو بخش دولتی و خصوصی در ایران مورد بررسی قرار داده و ویژگی های شناسایی شده، با استفاده از آزمون فرض آماری دوطرفه مورد مقایسه قرار گرفته است. نتایج، نشان می دهد که ویژگی های شناسایی شده دارای تفاوت هایی در هر یک از این بخش ها هستند. برخی از این تفاوت ها عبارتند از: توانایی استفاده از مدیران و کارکنان شایسته، انتصاب و تخصیص بر اساس روابط، وجود نیروهای مازاد، ارزیابی عملکرد بر مبنای رویه های رسمی و آموزش وسیع تر در پروژه های بخش دولتی. فشار کاری بیش تر و ارتباط مستقیم میزان دستمزد با انجام فعالیت ها در پروژه های بخش خصوصی، بی توجهی به جانشین پروری، نگرانی کارکنان پروژه های بخش خصوصی از وضعیت آینده و درنهایت، بی توجهی به موضوع نهادینه کردن دانش در سازمان و رابطه ی طولانی مدت بین سازمان و کارکنان در پروژه های بخش دولتی.
تقلب و رسوایی های مالی در سال های اخیر و این منجر به سقوط شرکت های بزرگ و کاهش یافتن اعتماد مردم به بنگاه های اقتصادی و حرفه (مخصوصاً حسابرسی) گردید. لذا حرفه و قانون گذاران به مقابله با این نقایص با وضع قوانین و مقررات، برخواستند. پس از بررسی های انجام شده توسط انجمن های حرفه ای مانند انجمن حسابداران خبره امریکا (AICPA) و انجمن حسابداری امریکا (AAA) به این نتیجه رسیدند، تقلب امری است که همیشه می تواند وجود داشته باشد و هنگامی بروز آن کاهش می یابد که همه ارکان سازمان، علی الخصوص مدیریت در جهت مبارزه با این امر ضد اخلاقی حرکت نمایند.
مدیریت با تعیین اهداف، سیاست ها و در پیش گرفتن رویه های مناسب و انتصاب افراد لایق و صالح و ... توان این را دارد که موثرترین و مهم ترین رکن در تشخیص، پیشگیری و کشف تقلب باشد. حسابرسان، نیز دارای نقش کنترلی می باشند و می توانند جهت کمک به مدیریت در برنامه ریزی برای پیشگیری از تقلب نقش بسزائی داشته باشند. درعین حال مدیریت عامل کلیدی جلوگیری از تقلب تلقی می شود.
در این مقاله، رابطه بین کیفیت اقلام تعهدی و عدم تقارن اطلاعاتی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران مورد بررسی قرار گرفته است. هدف از این تحقیق، تعیین این موضوع است که، آیا کیفیت اقلام تعهدی، اثر مهم و معنی داری بر عدم تقارن اطلاعاتی شرکت ها دارد. از این رو تعداد، 346 مورد اعلان سود برآوردی شرکت ها در طول سال های 1387-1381 مورد بررسی قرار گرفتند. کیفیت اقلام تعهدی به عنوان متغیر مستقل و اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام به عنوان متغیر وابسته محاسبه گردید. به منظور آزمون فرضیه ها از روش های ضریب همبستگی پیرسون و آزمون t زوجی بهره گرفته شد. نتایج نشان می دهد کیفیت اقلام تعهدی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، تأثیر معنی داری بر میزان عدم تقارن اطلاعاتی ندارد.
این نوشتار، خلاصه ای از پژوهشی است که در آن با عنایت به مقوله «خمس» و تعریف و تبیین آن به مثابه «یکی از تکالیف مالی، که حکم آن از ضرورت های دینی است»، «ارباح خمس» به عنوان یکی از منابع مالی اسلامی تأمین اجتماعی بررسی می شود. ارباح مکاسب (درآمدهای ناشی از هر نوع کسب، مثل حقوق، دستمزد و اجاره)، شرایط تعلق و معافیت ها، و نیز مصارف خمس، در ادامه این مطلب تشریح می شوند.مقاله با تأکید بر این نکته که حدود 20 نظر فقهی در خصوص مصرف خمس در زمان غیبت در میان فقهای شیعه وجود دارد، یکی از مصارف مهم خمس را – به ویژه با توجه به آیه 41 سوره انفال – «رفع نیاز نیازمندان جامعه اسلامی» معرفی می کند که امروزه به عنوان تأمین اجتماعی شناخته می شود.در ادامه به روش های متفاوت تخمین مالیات و آثار درآمدی آن برای برآورد پایه خمس – و خمس در ایران- اشاره شده است. در همین راستا، روش مدل های کلان اقتصادی، مدل های سری زمانی، و مدل های شبیه سازی خرد تبیین شده اند. با توجه به اطلاعات موجود در اقتصاد ایران، روش آخر (شبیه سازی خرد) برای محاسبه خمس در ایران استفاده می شود. پایه و مقدار خمس کل کشور، چگونگی توزیع خمس، ضریب جینی و توزیع درآمد و هزینه و برآورد پایه خمس – در سطح ملی و در سطح خانوارها- به تفصیل و در جداول متعدد تشریح شده اند.
سالهاست که الگوهای مدیریت وارداتی غرب بی چون و چرا در کشورهای در حال توسعه به کار بسته میشود بی آنکه اثر بخشی مورد انتظار را داشته باشد . سؤالی که در این میان مطرح است آن است که چرا علیرغم سودمند بودن این الگوها در کشورهای مادر ، جهانشمولی و انتقال پذیری آنها به دیگر کشورها با تردید و ناکامی مواجه شده است . هدف این مقاله بررسی ابعاد مختلف این پرسش و دست یافتن به پاسخ مناسب به آن است . در این راستا محدودیتها و موانعی که خود را به عنوان مهمترین چالشهای انتقال و اقتباس از الگوهای مدیریت وارداتی مطرح میکنند با رویکردی محیطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و ...
هدف اصلی این پژوهش که با تکنیک ارزیابی سریع روستایی ( RRA) انجام شده، ارزیابی تعاونی تولید کشاورزی با استفاده از تحلیل SWOT (1) در شهرستان کبودرآهنگ استان همدان است. نتایج تحلیل نشان می دهد افزایش سطح آگاهی فنی و تخصصی، افزایش دسترسی به نهاده ها، تسهیل ارتباط روستاییان با مراکز دولتی، و توسعه مکانیزاسیون نقاط قوت تعاونی های تولید کشاورزی است. در مقابل، محدودیت سرمایه، بی توجهی به اصول تعاون و روزمرگی مهم ترین نقاط ضعف تعاونی هاست. فرصت های تعاونی ها شامل حمایت دولت از بخش تعاون و حمایت نهادهای سنتی و بومی، و همچـنین شـخصیت های اجتماعی و سـیاسی کشور از این نظام است. آنچه تعاونی ها را تهدید می کند، فقدان برنامه جامع و بلند مدت، نامشخص بودن جایگاه حقوقی، و وجود برخی اختلافات با مؤسسات دولتی و نبود مرجعی برای حل اختلافات است. با توجه به نتایج تحلیل پیشنهاد شده است این واحدهای بهره برداری چهار راهبرد را بر اساس ماتریس SWOT/TOWS پی گیری کنند. اساس این راهبرد ها بهره گیری از فرصت ها برای تقویت نقاط قوت و کاهش تهدید های خارجی است.
صفحات دو قطبی در پیل سوختی در وزن و حجم و در نتیجه، هزینه های اقتصادی پیل بیشترین نقش را ایفا می کنند. در ابتدا بخاطر نیاز مبرم ساختار پیل سوختی به رسانائی این صفحات، از فلزات و یا گرافیت، استفاده می شد. با توجه به پدیده های خوردگی و هزینه های بالا و همچنین رشد صنعت پلاستیک استفاده از کامپوزیت ها در ساخت صفحات متداول گشت.
در این مقاله ساخت صفحات دوقطبی توسط کامپوزیت های ترموپلاست مورد بررسی قرار گرفته است. بر اساس مطالعات انجام شده، در بین پلیمرهای قابل استفاده در ساختمان صفحات، پلی اتیلن (با توجه به تولید آن در داخل کشور) به عنوان ماتریس پلیمر انتخاب و به دلیل نیازمندی صفحات به رسانائی از گرافیت و دوده بعنوان پرکننده استفاده شده است. در مرحله نهائی نیز این ترکیب با توجه به خواص مطلوب صفحات دو قطبی در پیل، که مهمترین آنها هدایت الکتریکی بالایs/cm 50 (در جهت عمودی) و استحکام فشاری بالایMgPa 25 که شناخته شده است، ساخته شده و سپس بهینه سازی گردیده است. برای صفحات ساخته شده، تست های لازم انجام شده و هدایت حرارتی و خواص مکانیکی آن اندازه گیری شده است.
در این پژوهش تلاش شده است با استفاده از روش تحقیق موضوعی در قرآن کریم و با تأکید بر تفسیر المیزان، ابتدا به تبیین سنت رزق و ابعاد آن پرداخته شود. سه بعد برای الگوی مفهومی در نظر گرفته شد که رزق، رازق و مرزوق مقوله های اصلی را تشکیل می دهد. در مقوله اول موضوعاتی نظیر مصداقهای رزق، توصیفات رزق، دوگانهای رزق، قبض و بسط رزق و حکمت و عوامل آن تبیین شد. در مقوله دوم خداوند متعال به عنوان رازق حقیقی معرفی شد. در مقوله سوم موضوعات مختلفی نظیر رفتار مرزوقین در مقابل قبض و بسط رزق، آسیبهای رفتاری در بهره مندی از نعمت و وظایف مرزوقین در مقابل بهره مندی از رزق تبیین شد. در ادامه دو کارکرد سازمانی نهادینه شدن سنت رزق بیان شد. کارکرد نخست بر توجه به سنتهای الهی در برنامه ریزیهای سازمانی در سطوح مختلف تأکید دارد. کارکرد دوم بازخوانی اصل رقابت به عنوان مبنایی ترین مفهوم در نظریه های مدیریت راهبردی مبتنی بر تفکر بازار است که برای تحلیل آن یک مسیر چهار سطحی پیشنهاد شد. سطوح این مسیر به ترتیب عبارت است از غایت شناسی، سنت شناسی، رابطه شناسی و روش شناسی. این نوشتار تا حدودی ناظر به سطح سنت شناسی است و البته در خصوص سطح رابطه شناسی اشاراتی برای تحلیل رابطه بین فردی انسانها در جامعه عرضه شد.
در این مقاله، لجستیک(پشتیبانی) یک زنجیره تأمین شامل واحدهای تولید، انبار، توزیع و خرده فروشی با روش کنترل کننده پیش بین مبتنی بر مدل به صورت متمرکز و سپس به روش پیش بینی غیرمتمرکز تحت تغییرات تقاضا، بهینه سازی و با پیش بینی متمرکز در عملکرد مقایسه شده است. کنترل پیش بینی مبتنی بر مدل به عنوان یک ابزار کنترلی پیشرفته شامل دو بخش شناسایی مدل و بهینه سازی تابع هزینه در هر زمان نمونه برداری است. ساختار برخط کنترل پیش بینی، بهینه سازی مؤثر را در جهت حفظ موجودی ایمنی با کمترین هزینه عملیاتی ممکن می سازد. در نتیجه معیار رضایت مندی مشتری به خوبی برآورده می شود. مدل مورد استفاده در این مقاله، یک مدل تفاضلی یک طرفه از سمت تولید کننده به سمت خرده فروشی و دارای تأخیرهای انتقال است. با توجه به اینکه متغیرهای حالت سیستم همیشه در دسترس نیستند و سیستم دارای نامعینی است، از یک فیلتر کالمن نیز به عنوان تخمین زننده حالت استفاده شده است. در نهایت، کارایی روشهای به کارگرفته شده به کمک شبیه سازیها تحلیل می شود. در این شبیه سازیها، نگاه روبه جلو در ساختار برخط نیز بررسی می شود.
بیمه از فعالیتهای اقتصادی کلیدی هر کشوری است که در اقتصاد نقش بسزایی دارد. درصورتیکه فعالان اقتصادی از جبران خسارتهای احتمالی خود اطمینان داشته باشند، فضای کسبو کار و رقابت نیز وضعیت مساعدی را تجربه خواهد کرد. تقویت صنعت بیمه، زمینهساز رونق سایر فعالیتهای اقتصادی است. اما باتوجه به این نقش اساسی، صنعت بیمه از جایگاه مطلوب خود فاصله زیادی دارد و در حوزه مسائل بازاریابی و تبلیغات بیمه فعالیتهای محدودی صورت گرفته است. در اصل میتوان بیان کرد که شرکتهای بیمه به مسائل بازاریابی و تبلیغات توجه زیادی نمیکنند. در این مقاله سعی شده است تا نقش تبلیغات در توسعه صنعت بیمه بررسی شود و از حوزه بازاریابی و آمیخته بازاریابی به صنعت بیمه نگاه شده است. نتایج این پژوهش گویای آن است که در زمینه تبلیغات بیمه فعالیتهای گستردهای صورت نگرفته و اگر هم در این رابطه تبلیغاتی صورت گرفته بهصورت کلی بوده است و دیگر اینکه باید به هر سه جنبه اصلی تبلیغات یعنی آگاهیدهنده، ترغیبکننده و یادآوریکننده در صنعت بیمه توجه نمود.
بخش عمده ی جنگ های آینده از انسان محوری به سمت تجهیزات محوری و به ویژه تجهیزات هوایی مهم و حیاتی پیش خواهد رفت. جنگ در آینده در هر منطقه از جهان که واقع شود بدون تردید از لحاظ انگیزه ی شروع، ماهیت، شدت و دامنه ی آن و نیز از لحاظ مدت و به کارگیری فناوری های تسلیحاتی و تجهیزات جنگی با جنگ های گذشته متفاوت خواهد بود؛ در نتیجه تجهیزات، روش جنگیدن و راه و رسم به کاربردن نیروهای مسلح برای رسیدن به اهداف مورد نظر نیز نسبت به گذشته تغییر خواهد کرد؛ یکی از این تجهیزات، هواپیماهای بدون سرنشین است که توانستند قابلیت های بالقوه خود را به فعل تبدیل نمایند و توانمندی های خود را به رخ هم قطاران سرنشین دار خود بکشند. هواپیماهای باسرنشین با وجود امکانات وتوانایی های خود، در مأموریت های پرخطر همیشه بانگرانی هایی از قبیل سقوط، انهدام پرنده و در نتیجه صدمات نیروی انسانی و تجهیزاتی مواجه هستند. از طرفی جثه بزرگ، کشف شدن پرنده ها با رادار و از بین رفتن اصل غافلگیری، محققان و پژوهشگران نظامی و صنایع دفاعی دنیا را بر آن داشته که از ابزار و تجهیزات پیشرفته و راهبردی جدیدی استفاده و این مشکل را برطرف نمایند. هواپیماهای بدون سرنشین در مقایسه با هواپیماهای جنگنده سرنشین دار، دارای ابعاد کوچک تر و خاصیت پنهان کاری (رادارگریزی) بیشتر بوده و قادر به انجام مأموریت های متنوعی هستند. به کارگیری پهپادها در جنگ های آینده زمینه ساز اقتدار هر چه بیشتر نیروهای درگیر خواهد بود. پهپادها در حال و آینده برترین سلاح و سامانه ای خواهند بود که در خدمت نیروهای مسلح جهان بخصوص نیروهای مسلح کشور ایران قرار می گیرد؛ همچنین یکی از سناریوهای برخی از کشورهای دنیا در جنگ های آینده، جمع آوری اطلاعات با استفاده از پهپادها است، زیرا با به کارگیری آسان و کمترین هزینه و تلفات جانی، می توانند اطلاعات با ارزشی را در حداقل زمان ممکن از مناطق عملیاتی به دست آورند.
زمینه و هدف: مجموعه ای از عوامل و مولفه ها، منطقه کردستان را در طی سال های بعد از انقلاب به یک منطقه بحرانی تبدیل نموده است. این پژوهش به بررسی و سنجش بحران های قومی در کردستان ایران بعد از انقلاب اسلامی می پردازد و همچنین نقش هر یک از این عوامل بحران ساز را در شکل دهی به ایجاد بحران بررسی می کند.
روش: این پژوهش به لحاظ ماهیت و روش در زمره تحقیقات علی (پس رویدادی) است. جامعه آماری، کارشناسان مسائل قومی کردستان ساکن در تهران بودند. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه (محقق ساخته) در طیف مقیاس لیکرت طراحی شد که پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ مورد تایید قرار گرفت.
یافته ها: در مجموع، عوامل و مولفه های متعددی در ایجاد بحران های قومی در این منطقه نقش داشته اند. مهم ترین عوامل بروز بحران قومی در کردستان به ترتیب عبارت بودند از: نقش نخبگان، دخالت نیروهای خارجی و شرایط خاص دوران گذار. به لحاظ مولفه های چهارگانه به ترتیب عبارتند از: مولفه های سیاسی امنیتی، اجتماعی و فرهنگی، جغرافیایی طبیعی و نهایتاً مولفه های اقتصادی.
نتیجه گیری: با شناخت عوامل و مولفه های بحران ساز، یک استراتژی کلان، در سه بخش (کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت) را می طلبد تا بتوان اثرات بحران را کاهش داد. توجه به عوامل اجتماعی ـ فرهنگی و اشتراکات قوم کرد با مرکزیت کشور و ایجاد زمینه برای توسعه منطقه و تلاش در جهت ایجاد فقرزدایی در کنار راهکارهای سیاسی و امنیتی کارگشا خواهد بود.
زمینه وهدف: این پژوهش پیمایشی کوشیده است تا تأثیر عوامل اجتماعی سیاسی مؤثر بر احساس امنیت را در بین شهروندان شهر ایلام در قالب نظریه هایی در سطوح خرد و کلان مورد بررسی قرار دهد. سپس فرضیات مورد نظر از این نظریه ها استخراج گردیده است. به منظور مطالعة تأثیر عوامل اجتماعی- سیاسی بر احساس امنیت، غیر از عوامل زمینه ای از متغیر های پایگاه اجتماعی، اعتماد اجتماعی، بزه دیدگی مستقیم و... استفاده شده است.
روش: این تحقیق بر اساس فرمول کوکران از یک نمونة 384 نفری از بین شهروندان 16 سال به بالای شهر ایلام در تابستان 1388 به روش تکمیل پرسشنامه حاصل شده و تحت آزمون های مختلف قرار گرفت.
یافته ها: بر اساس یافته های به دست آمده بین سن و احساس امنیت، همبستگی معنادار و معکوسی وجود دارد. همچنین بین میزان احساس امنیت بین زنان و مردان تفاوت معناداری وجود دارد. این فضیه که آیا بین تحصیلات، اعتماد اجتماعی، بزه دیدگی مستقیم با احساس امنیت رابطه وجود دارد؟ تأیید شده است و این فرضیه که آیا بین رعایت حقوق شهروندی از سوی دولت و احساس امنیت رابطه وجود دارد؟ تأیید نشده است.
نتیجه گیری: نتیجه گیری نشان داد که متغیرهایی همچون اعتماد اجتماعی، بزه دیدگی مستقیم، رعایت حقوق شهروندی و دینداری با برخی از ابعاد احساس امنیت (اجتماعی، سیاسی و اقتصادی) رابطه داشته اند و به عبارتی این فرضیات تأیید شده اند.
هدف این مقاله ارایه تحلیلی از وضعیت توزیع درآمد و رفاه اجتماعی در ایران و تغییرات آن در طول برنامه اول توسعه (73-1368) است.نتایج نشان می دهد شکل توزیع درآمد در ایران چوله به راست است و بین سطوح درآمد مناطق شهری و روستایی فاصله زیادی وجود دارد. درجه نابرابری درآمدی در ایران نسبتا بالا بوده و در طول برنامه اول توسعه نیز تغییری ننموده است. البته در طول این دوره نابرابری در مناطق شهری کاهش و در مناطق روستایی افزایش یافته است، به گونه ای که این افزایش و کاهش همدیگر را در ارائه تصویری از نابرابری کل خنثی کرده اند.همچنین در طول این دوره میزان رفاه اجتماعی در مناطق روستایی کاهش و در مناطق شهری بیشتر از مناطق روستایی است.