در این مقاله، مسأله مسیریابی وسایل نقلیه با حمل برگشتی همراه با یک سری محدودیت های عملیاتی بررسی می شود. مشتریان به دو گروه مشتریان خط رفت که تحویل کالا به آن ها صورت می گیرد و مشتریان خط برگشت که کالا از آن ها دریافت می شود، تقسیم می شوند. همچنین، اولویت خدمت رسانی با مشتریان خط رفت است. نکته حائز اهمیت در این تحقیق آنکه، امکان تقسیم تقاضا برای مشتریانی که تقاضای آن ها از بزرگترین وسیله نقلیه موجود بیشتر است و همچنین، محدودیت عملیاتی جدید عدم دسترسی به بعضی از وسایل نقلیه برای تعدادی از مشتریان، به صورت توأمان در نظر گرفته می شود. دپوی مرکزی شامل ناوگانی از وسایل نقلیه با ظرفیت های مختلف و به تعداد نامحدود بوده و تقاضای مشتریان به صورت پویا است و در هر دوره قابل تغییر است. این مسأله از نوع چند جمله ای نامعین سخت (NP-hard) است و با توجه به ساختار خاص آن و بررسی ادبیات موضوع، یک الگوریتم کلونی مورچه چندگانه جدید[i] (NM-ACO) برای حل آن پیشنهاد می شود. در این مقاله، پس از آشنایی با کلیات و بیشینه تحقیق، مدل ریاضی جدیدی برای مسأله مورد نظر ارایه می شود و در ادامه الگوریتم کلونی مورچه چندگانه پیشنهادی که شامل دو فاز تخصیص و مسیریابی است، تشریح می گردد. در پایان، به تحلیل نتایج عددی حاصل از این الگوریتم برای مسایل آزمون طراحی شده پرداخته می شود.
بهدلیل رقابت سنگین بین خودروسازان و تهدیداتی که توسط رقبای خارجی برای آنها وجود دارد، آنها سعی میکنند با همکاری یا ادغام، موجب کاهش رقابت داخلی شده و در هزینههای شرکتهای خود صرفهجویی نمایند. برآورد حجم بازار خودرو در کشور متاثر از دو عامل تقاضا و عرضه میباشد. تقاضا تابعی از نیاز جدید به خودرو و میزان خروج خودروهای فرسوده است و عرضه نیز تابعی است از ظرفیت تولید و بازارهای صادراتی. عوامل کلیدی موثر برتقاضا، درآمد سرانه و میانگین سنی جمعیت میباشند و پیشبینی تقاضا حاکی از نزدیک شدن بازار خودروی ایران به مرحله تعادل میباشد. در این مقاله بهمنظور ارایه راهکار برای موفقیت مدیران و اثربخشی تلاشهایی که در جهت بقا و ارتقا این صنعت صورت میگیرد، مفهوم راهبرد ادغام، همکاری استراتژیک و واگذاری مطرح شده و با مطالعه بازار پیچیده خودرو در دنیا و چالشهای آنها برای بقا و رشد، وضعیت صنعت خودروسازی کشورمان مورد توجه قرار میگردد. سپس با مصاحبه با متخصصان و نخبگان و استفاده از روش تصمیمگیری چند معیاره (AHP) راهبردهای این صنعت تحلیل میگردد. در این مقوله مزایای ادغام چون کاهش هزینهها، دسترسی به دانش، فنآوری، تامین کنندگان و بازارهای مشترک و نیز توان مالی بالاتر در برابر معایبی چون انحصار و دولتی شدن بیشتر بررسی میشود و در این بین اثر کاهش تعرفه واردات و حذف سوبسید بنزین و استانداردهای زیستی نیز در نظر گرفته میشود. راهبرد پیشنهادی همکاری در تولید با خودروسازان خارجی است
امروزه «مشتری گرایی» در سازمان ها به یک استراتژی تبدیل شده است، بنابراین داشتن اطلاعات در مورد مشتری اهمیت زیادی دارد. از جمله اطلاعات مهم، سودآوری مشتری است که حسابداری مدیریت با ابزارهای سنجش سودآوری مشتری، آن را اندازه گیری می کند. فلسفه طراحی نظام سنجش سودآوری مشتریان، مهم دانستن سود متفاوتی است که هر ریال درآمد حاصل از ارتباط با مشتری های مختلف، ایجاد می نماید. سیستم یاد شده در شرکت های خدماتی، به ویژه بانک ها نیز کاربرد دارد. هدف این پژوهش، بررسی وضعیت موجود سنجش سودآوری مشتری در بانک های خصوصی ایران و نگرش مدیران این گونه بانک ها، نسبت به سنجش سودآوری مشتری است. یافته های پژوهش نشان می دهد که در بانک های خصوصی ایران، سیستم سنجش سودآوری مشتری توسعه نیافته است ولی، مدیران این قبیل بانک ها نسبت به برقراری و توسعه این سیستم، دیدگاه مثبتی دارند و معتقدند که اطلاعات مربوط به سودآوری مشتری در تصمیم های آنها درباره اعطای وام به مشتریان، تعیین بهای تسهیلات اعطایی، برقراری یا حذف رابطه با مشتریان، قیمت گذاری خدمات ارایه شده به مشتری و استراتژی های بازاریابی تاثیر دارد.
این مقاله بازنگری مدل تلفیق شده Chan & QI با مدل مرجع فرآیند کسب و کار (SCOR) است. این مدل تلفیقی با ساختار سلسله مراتبی، دارای سه سطح و هفت معیار برای عملکرد زنجیرهی تأمین هستند که دو مورد ازاین معیارها کمی (هزینه و استفاده از منبع) و پنج موردآن ها کیفی هستند (کیفیت، انعطاف پذیری، مشهود بودن، اعتبار و نو آوری). به منظور بهبود کارایی مدل گفته شده در ارزیابی عملکرد زنجیرهی تأمین، از ترکیب این مدل با منطق فازی استفاده شده است. به عبارت دیگر هدف این مقاله پیشنهاد یک روش ارزیابی نوآورانه است تا با بهکارگیری منطق فازی، داده های عملکردی حاصل از معیارهای مختلف را به یک شاخص مرکب معنادار برای یک زنجیرهی تأمین، تبدیل کند. در نهایت مدل گفته شده در یک مورد واقعی تست شد و نتایج بیانگر اعتبار مدل پیشنهادی است.
با توجه به اینکه سازمان یک پدیده پویا و متغییر اجتماعی، لذا طرح طبقه بندی مشاغل نیز پدیده ثابتى نیست. سیستم های مدارک پزشکی کاغذی روز به روز بیشتر به سیستم های پرونده کامپیوتری بیمار تبدیل می شوند، بنابراین، به دلیل اینکه محتوی شغل با پیشرفت تکنولوژی تغییر می کند بهتر است شرح شغل ها نیز، هرازگاهی به ویژه در زمان ارزشیابی سالیانه مورد بررسی قرار گیرد. همچنین مدیر بخش مدارک پزشکی نیز بایستی در حدامکان تغییرات آینده را هم پیش بینی کند. هدف این مطالعه مقایسه شرح شغل کارکنان مدارک پزشکی در کشورهای منتخب و ارائه الگو بود.
روش بررسی: این پژوهش از نوع کاربردى و بصورت توصیفی- مقایسه اى بوده است. بدین صورت که پژوهشگر ساختار شرح شغل هاى موجود در انجمن هاى مدیریت اطلاعات بهداشتى را بطور کامل و توسط چک لیست مقایسه کرد. سپس بر اساس مقایسه انجام شده الگوى اولیه را طراحى و به نظرخواهى متخصصان مدارک پزشکى گذاشته شد. نهایتاً الگوى پیشنهادى نهایى ارائه گردید.
یافته ها: شرح شغل هاى نگاشته شده توسط انجمن مدیریت اطلاعات بهداشتى آمریکا، داراى ساختار عنوان شغل، ناظر مستقیم، هدف اصلى شغل، مسئولیت ها و شرایط احراز شغل مى باشد. در صورتیکه در ساختار شرح شغل هاى انجمن مدیریت اطلاعات بهداشتى استرالیا، کد وطبقه شغلى، نام واحد و مسئول ناظر و همچنین ثبت شرایط ضرورى و مطلوب و شرایط احراز و حتى ساعت کار و استراحت ثبت شده است. این انجمن به ثبت شاخص هاى عملکردى در قالب فرم شرح شغل معتقد است. در حالیکه در انجمن مدیریت اطلاعات بهداشتى کانادا، فرم شرح شغل در قالب فرم ارزشیابى کارکنان با قید زمان بندى مسئولیت ها و مجزا از فرم شرایط احراز آورده شده است. نتیجه گیری: پژوهشگر طى دو مرحله دلفى کردن الگوى نهایى به این نتیجه نایل آمد که فرم شرح شغل بایستى داراى پنج محور عنوان شغل، هدف شغل، مسئولیت هاى شغل، شاخص هاى عملکردى و شرایط احراز شغل باشد. از نظر صاحب نظران میزان اهمیت این عناصر به ترتیب 88 ، 82 ، 88 ، 87 و 91 درصد مى باشد. "
این مقاله برگرفته از پژوهشی با موضوع ”استراتژی جذب کارکنان عملیاتی نظامی، به منظور مقابله با تهدیدات“ است که به صورت کاربردی و روش موردی زمینه ای انجام شده است.
تجربه هشت سال جنگ تحمیلی و خنثی سازی بسیاری از درگیری های داخلی اوایل پیروزی انقلاب اسلامی، به وسیله نیروهای مسلح نشان داد که درصدی هرچند اندک از کارکنان عملیاتی در رویارویی با دشمن متوجه شدند که برای این شغل ساخته نشده، خود یا سازمان را دچار مشکلاتی کردند. از این رو سعی شد تناسب شخصیت شاغل و شغل به عنوان یکی از عوامل مهم جذب و استخدام مد نظر قرار گرفته و شخصیت های متناسب با مشاغل پر خطر که کاملاً از احتمال بالای شهادت، نقص عضو، شکنجه و اسارت آگاهند تا حد امکان قبل از استخدام مشخص شوند، تا ضمن گزینش نیروی متناسب، افزایش کارایی از این منظر نیز به بالاترین سطح برسد. از آن جا که در نمونه تحقیق علاوه بر نیروهای عملیاتی نظامی، نیروهای آتش نشانی و امدادی هم وجود داشتند، می توان از نتیجه آن در سایر مشاغل پرخطر غیر نظامی نیز بهره برداری کرد.
باوجوداین تناسب شخصیت با شغل (در کلیه مشاغل) دارای وزن قابل ملاحظه ای در کارایی کارکنان است که این موضوع در نهایت سطح اثربخشی سازمان ها را ارتقا می بخشد. درطول تحقیق مذکور بیش از هشتاد عامل مؤثر در کارایی نیروی انسانی مشخص شد که تأثیر ”تناسب تیپ شخصیت با شغل“ یکی از آنها بود. درطول بررسی این عامل از شانزده تیپ معرفی شده به وسیله ”کاترین و ایزابل بریگز“ سـه تیپ شخصیت ISTP ,ISTJ ,ESTP به عنوان متناسب ترین تیپ، شناخته شدند.
در بازارهای به شدت رقابتی امروز، مدیران شرکت ها در جستجوی روش های جدیدی برای آگاه ساختن مردم از محصولات خود و بهبود نام تجاریخود هستند. آنها جهت رسیدن به این مقصود از روش های بازاریابی متنوعی برای جذب بیشتر مشتریان استفاده می کنند. یکی از مؤثرترین این روش ها که بر پایه ارتباطات میان افراد شکل گرفته است، بازاریابی دهان به دهان الکترونیکی است. در سال های اخیر با افزایش کاربران اینترنت در ایران فرصت مناسبی برای شرکت ها به وجود آمده است تا با بهره گیری از این روش نوین در کنار روش های سنتی بازاریابی، علاوه بر افزایش سهم خود از بازار، شناخت مشتریان از محصولات خود را افزایش داده و نام تجاری شرکت را بهبود بخشند. بنابراین لازم است فضاهای مجازی که ارتباطات دهان به دهان بر بستر آنها انجام می شود، بیشتر مورد توجه و حتی در صورت لزوم مورد نظارت شرکت ها قرار گیرند.
در این تحقیق که بر پایه روش تحقیق کیفی با عنوان شبکه نگاری و با بهره گیری از نرم افزار تحلیل داده مکس کیودا انجام شد، سعی شده است تا به صورت تجربی به کنکاش یکی از این فضاهای مجازی اینترنتی پرداخته شود. به این منظور عنوانهایی از یک انجمن ایرانی با موضوع لوازم خانگی مورد بررسی قرار گرفت. در نتیجه این تحقیق، پس از شناسایی عوامل تشکیل دهنده فضای مجازی با محوریت گفتگو درباره نام تجاری، وجود ارتباطاتی بین این عوامل در این انجمن مشخص شد.
هدف از تحقیق حاضر، بررسی تأثیر مدیریت واقعی سود بر رفتار سرمایه گذاری شرکت ها می باشد. پژوهش های پیشین، حاکی از آن است که مدیریت سود منجر به افزایش سرمایه گذاری ناکارای (بیش سرمایه گذاری یا کم سرمایه گذاری) شرکت ها می شود. به منظور بررسی این موضوع در ایران، تعداد 63 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، طی سال های 1378 تا 1388، مورد بررسی قرار گرفتند. برای سنجش مدیریت واقعی سود از سه متغیر جریان غیرعادی وجوه نقد ناشی از فعالیت های عملیاتی، هزینه های غیرعادی اختیاری، و هزینه های غیرعادی تولید استفاده شده است. نتایج حاصل از این مطالعه، نشان داد که بین جریان غیرعادی وجوه نقد ناشی از فعالیت های عملیاتی، و هزینه های غیرعادی اختیاری با سرمایه گذاری ناکارا، رابطه معنادار وجود دارد. در نتیجه می توان گفت، بین مدیریت واقعی سود و سرمایه گذاری ناکارای شرکت ها ارتباط وجود دارد و با اعمال بیشتر مدیریت واقعی سود، میزان سرمایه گذاری های ناکارای شرکت ها افزایش می یابد. همچنین، یافته های تحقیق، نشان داد که از بین سه معیار مدیریت واقعی سود، هزینه های غیرعادی اختیاری با سرمایه گذاری ناکارای دوره مالی بعد نیز رابطه معنادار دارد.
بسیاری از اقتصاددانان، توسعه مالی را دلیل اصلی رشد اقتصادی می دانند. شاهد آنان نیز انقلاب صنعتی در انگلستان است که پس از انقلاب مالی صورت گرفت. یکی از جنبه های صنعتی شدن و توسعة اقتصادی، توسعة سیستم های مالی به صورت مجموعه ای از نهادها و سازمان های تخصصی بوده که با انتقال وجوه سروکار داشته و واسطه گری جریان های پس اندازی و سرمایه گذاری را برعهده گرفته اند. در عین این که تمامی کشورها دارای یک چنین سیستم تخصصی می باشند، لیکن بررسی مقایسه ای این سیستم ها حاکی از وجود تنوع ساختاری قابل ملاحظه ای در بین آنها می باشد. مهمترین جنبة این تنوع، در بانک پایه یا بازار پایه بودن این سیستم ها می باشد. این تحقیق به ساختار نظام مالی و چگونگی تأثیرگذاری درجة توسعه یافتگی نظام مالی بر رشد اقتصادی کشورهای توسعه یافته و درحال توسعه می پردازد. براساس نتایج حاصل از تحقیق، ساختار نظام مالی در کشورهای توسعه یافته به صورت بازار پایه و در کشورهای درحال توسعه منطبق با رویکرد خدمات مالی مورد تأیید قرار گرفت.
مروری بر سیر تکاملی حسابداری مدیریت گویای این «واقعیت» است که علی رغم تغییرات تکنولوژی و تحولات اقتصادی دهه گذشته، این شاخه از دانش حسابداری اگر چه فراز و نشیب هایی را پشت سر گذاشته است، لیکن روش های مورد استفاده در آن از پیشرفت های چشمگیری برخوردار نبوده است. آیا در دهه جدید قرن 21 نیز حسابداری مدیریت کماکان بدون دگرگونی و تحول قابل ذکری باقی خواهد ماند؟ یا اینکه در دهه جدید که در آغاز آن هستیم حسابداری مدیریت خود را با شرایط جدید تکنولوژیکی و محیطی منطبق و سازگار خواهد نمود؟ حسابداری مدیریت به کجا می رود و چه عواملی با تحول آن مرتبط می باشند؟ پاسخ به پرسش های فوق انگیزه و هدف این مقاله است. بررسی مستندات تاریخی، نتایج پژوه های محققان بنام این رشته و همچنین تحقیقات انجمن های حرفه ای حاکی از این است که با توجه به نیازهای متعدد و متنوع در مدیریت منابع، در سطوح خرد و کلان، حسابداری مدیریت ناگزیر به رشد و توسعه لازم می باشد تا بتواند جوابگو باشد. به منظور پاسخگویی به نیازهای موجود، حسابداری مدیریت می یابد به موضوعات عوامل انسانی و رفتاری و نقش این عوامل در مدیریت بیش از پیش توجه کند. دیگر پیش شرط جوابگویی به نیازهای موجود، ارتقاء صلاحیت حرفه ای و اخلاقی حسابداران مدیریتی است. امید بر این است که با لحاظ کردن تغییر و تحولات تکنولوژیکی و اقتصادی، پژوهش های حسابداری مدیریت با تآکید بر محور نقش عوامل انسانی و رفتاری و همچنین توجه به ارتقاء کمی و کیفی نیروهای متخصص، حسابداری مدیریت بتواند جایگاه واقعی خود را در شکل دهی به آینده احراز نماید.
مقدمه: در دنیای امروز، ادامه ی حیات و فعالیت سازمان را توانایی رقابت واتخاذ مناسب ترین سیاست در مقابل تغییرات محیطی تعیین می کند. یکی از مؤثرترین روش های مورد استفاده ی سازمان ها در این خصوص، استفاده از ارزیابی عملکرد برای تعیین نقاط ضعف سازمان جهت رفع آن ها و نقاط قوت آن جهت بهبود میباشد. ارزیابی و مدیریت عملکرد علاوه بر کمک به سازمان برای افزایش توانایی رقابت، در تعیین و پیاده سازی استراتژیها نیز نقش برجسته ای را ایفا میکند. این پژوهش به دنبال ارایه ی یک مدل مناسب برای ارزیابی عملکرد سازمان های خدماتی بوده است.
روش بررسی: این مطالعه از نوع توصیفی- کاربردی و مورد کاوی بود. جامعه ی مورد بررسی، ادارات بیمه ی خدمات درمانی شهرستان های استان اصفهان بودند که در فاصله ی زمانی سال های 1388 تا نیمه ی اول سال 1389 مورد بررسی قرار گرفتند. برای جمع آوری اطلاعات از اجماع و پرسش نامه استفاده شد. روایی پرسش نامه با نظر موافق خبرگان سازمان مورد تأیید قرار گرفت و ضریب پایایی آن 71/0 = a به دست آمد. در مرحله ی اول، با مطالعه و بررسی کتب و مقالات مرتبط، ویژگی های شاخص ها لیست شد و سپس با بهره گیری از نظرات 4 نفر از استادان دانشگاه و تحلیل نتایج آن با استفاده از تکنیک TOPSIS، ویژگی های کلیدی انتخاب شاخص ها تعیین گردید. در مرحله ی دوم، در قالب یک پرسش نامه ی ارزیابی و با استفاده از تکنیک TOPSIS، شاخص های کلیدی عملکرد تعیین شد. در مرحله ی سوم با استفاده از پرسش نامه ای که به منظور تعیین میزان اهمیت شاخص ها تهیه شده بود، نظرات خبرگان سازمان جمع آوری و با استفاده از تکنیک AHP وزن شاخص ها تعیین گردید.در نهایت، با استفاده از اطلاعات به دست آمده از مراحل قبل، مقادیر شاخص ها در ادارات اندازه گیری و با بهره گیری از روش تاکسونومی عددی (Numerical taxonomy)، رتبه بندی آن ها صورت گرفت.
یافته ها: در این پژوهش، شاخص های کلیدی عملکرد به صورت کنترل هزینه های درمان،کنترل درآمد و رضایت مشتری تعیین شد و سپس بر اساس این شاخص ها و سایر شاخص های تعیین شده، عملکرد ادارات اندازه گیری و مورد مقایسه قرارگرفت. مقایسه ی ادارات بیمه ی خدمات درمانی شهرستان ها نشان داد که تفاوت قابل توجه جهت حذف گزینه وجود ندارد. نتایج رتبه بندی ادارات بیمه ی خدمات درمانی شهرستان های استان اصفهان، به صورت جدول ارایه شده است.
نتیجه گیری: برای بهبود عملکرد شهرستان ها، تحلیل و بهینه سازی هزینه های درمان، میزان جذب درآمد و رضایت بیمه شدگان اهمیتی ویژه دارد و شهرستان هایی که در این زمینه ها فعال بوده اند، عملکرد بهتری داشته اند. بدیهی است عوامل کلیدی موفقیت اداره ی کل بیمه ی خدمات درمانی را نیز در همین عوامل میتوان خلاصه نمود.
رشد و توسعه فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطی باعث تحول بخش مرجع و ظهور خدمت جدیدی به نام میز مرجع دیجیتالی شده که جایگاه خاصی در کتابخانهها پیدا کرده است. در خدمات مرجع دیجیتالی، نیازهای کاربران از طریق محملهای ارتباطی بین کاربر و کتابدار متخصص (محملهایی از قبیل فرم مفصل پست الکترونیکی، فرم وبی، گفتگوی اینترنتی، ارتباط ویدیویی، و ...) به کتابخانه ارسال میشود و کتابدار متخصص به سؤالات پاسخ میدهد. در مقاله حاضر ابتدا اهمیت و جایگاه میز مرجع دیجیتالی در کتابخانههای تخصصی بررسی میشود و سپس با تأکید بر ارائه خدمات مرجع از طریق پست الکترونیکی و فرم وبی، رهنمودهایی برای طراحی نرمافزار مرجع دیجیتالی ارائه میگردد.
مدیریت زنجیره تأمین، عامل کلیدی برای ایجاد و تداوم مزیت رقابتی محصولات تولیدشده کشاورزان در بازار میباشد؛ و بهعنوان یکی از مبانی زیرساختی پیادهسازی کسبوکار در دنیا مطرح شده است. مدیریت زنجیره تأمین، وظیفه یکپارچهسازی واحدهای سازمانی در طول زنجیره تأمین و هماهنگسازی جریانهای مواد، اطلاعات و مالی را بهمنظور برآوردن تقاضای مشتری نهایی باهدف بهبود رقابتپذیری زنجیره تأمین را دارا میباشد. زنجیره ارزش دارای طیف وسیعی از فعالیتهای گوناگون مانند طراحی، تولید و بازاریابی میباشد. تنظیمات جدید زنجیره ارزش میتواند از طریق ایجاد مشارکت جدید بین کشاورزان، فرآوردهکنندگان و خردهفروشان ایجاد شود. زنجیره ارزش نشاندهنده بازاری متمرکز بر همکاری است که در آن افراد و شرکتهای مختلف باهم برای تولید و بازار محصولات و خدمات به شیوهای مؤثر و کارآمد کار میکنند. درواقع زنجیره ارزش را میتوان مانند یک شرکت بزرگ توسعهیافته تصور کرد. این مقاله که به روش مروری و با استفاده از منابع کتابخانهای و اینترنتی تهیهشده تلاش دارد با بررسی مفاهیم و عملکرد مدیریت زنجیره تأمین محصولات کشاورزی، راهبردهای لازم را بررسی و راهکارهایی ارائه نماید.
کسب مزیت رقابتی، از مباحث چالشبرانگیز در دنیای رقابتی امروز است و محققان بسیاری این موضوع را مطالعه و بررسی کردهاند. نتیجه این تحقیقها، بنیان سازمانهای بازار راهبر را شکل داده است. سازمانهای بازار راهبر، مشتری و بازار را مبنای کسب و کار خود قرار دادهاند. صاحبنظران، شاخصترین قابلیت متمایز این نوع سازمانها را، قابلیت یادگیری بازار در نظر گرفتهاند. از طرف دیگر، در منابع نظریة مبتنی بر منابع، که فلسفة آن تأکید بر منابع و قابلیتهای سازمان در جهت خلق مزیت رقابتی است، تحقیق و توسعه به عنوان قابلیت نوآورانه در نظر گرفته شده است. سازمانهایی که بر قابلیت تحقیق و توسعه تأکید میورزند، توانایی بالایی در خلق محصولات جدید دارند، بنابراین با توجه به اهمیت ایجاد محصولات جدید و نوآورانه در دنیای رقابتی امروز و ارتباط تنگاتنگ آن با قابلیت یادگیری بازار به عنوان قابلیت متمایز سازمانهای بازار راهبر، در این مقاله، فرایند خلق محصولات جدید و نوآورانه بر مبنای قابلیت یادگیری بازار، تشریح شده و با تبیین اجزای این فرایند، اثر آن در خلق محصولات نوآورانه بررسی شده است.
نتایج پژوهش های گوناگون نشان داده است، سازمان های جهان تراز در مواجه با چالش های قرن بیست و یکم عملکرد بهتری داشته و احتمال بقای آن ها بیشتر است. از این رو سازمان های ایرانی نیز باید این ویژگی را در خود پرورش دهند. بسیاری از صاحبنظران معتقدند برای رسیدن به جهان ترازی، مهم ترین مسئله بازاریابی بوده و هر سازمانی ناگزیر است خود را در رابطه با بازاریابی جهان ترازمورد ارزیابی قرارداده و جایگاه خود را مشخص کند. بر این اساس پژوهش حاضر سعی در ارایه پاسخ به این سؤال دارد که الگوی مناسب بازاریابی جهان تراز برای سازمان های ایرانی چیست؟ پژوهش حاضر از نظر ماهیت کاربردی بوده و با هدف تبیینی (تبیین الگوی بازاریابی جهان تراز مناسب سازمان های ایرانی و تعیین روابط همبستگی میان عناصر الگو) انجام شده است. بدین منظور ابتدا اقدام به مطالعهی تطبیقی مبانی نظری جهان ترازی و شناسایی زمینه های محیطی در کشورهای دارنده و فاقد سازمان جهان تراز شده است.
در مرحله دوم با استفاده از پژوهش کیفی، به صورت میدانی، پیمایشی در زمینه اجزای الگوی اولیه بر روی 52 نفر از خبرگان جامعهی ایران صورت گرفت و از طریق مصاحبه، روش دلفی و آزمون های آماری t استیودنت، U من ویتنی و فای کرامر الگوی نهایی بازاریابی جهان تراز مناسب سازمان های ایرانی تبیین شده است.