یکی از اساسی ترین فعالیت های وزارت آموزش و پرورش و انجمن اولیاء و مربیان، افزایش مشارکت اولیاء در امور مدارس است. تحقیق حاضر به بررسی میزان مشارکت اولیاء در فرایند تحصیلی دانش آموزان و ارائه راه کارهای عملی برای افزایش آن می پردازد تا از این طریق، علل کاهش مشارکت اولیاء در امور تحصیلی فرزندان شان مشخص گردد. جامعه آماری این تحقیق، کلیه مدیران و والدین شهرستان ملکان می باشد. به منظور انجام این پژوهش از کل والدین دانش آموزان، تعداد 360 نفر و از کل مدیران، تعداد 173 نفر براساس روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب گردید. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسش نامه محقق ساخته ای است که به مشارکت در امور مدارس می پردازد. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از روش های "تی استیودنت" ، "کای دو" و "ضریب پیرسون" استفاده شده است. نتایج حاصله از این پژوهش نشان داد که؛ بین مشخصات دموگرافیک والدین (به جز عامل جنسیت) و عدم آگاهی اولیاء از مزایای مشارکت، عدم آگاهی اولیاء از حقوق خویش در قبال فرزندان و مدرسه، نگرش سنتی مدیران نسبت به اداره مدرسه، عملکرد مسئولین حوزه ستادی و مدرسه و میزان مشارکت آنان در امور تحصیلی فرزندان شان رابطه وجود دارد. با توجه به نتایج به دست آمده، وزارت آموزش و پرورش و انجمن اولیاء و مربیان باید با پربارتر کردن کلاس های آموزش خانواده از طریق استفاده از نیروهای متخصص و آموزش دیده، عملی کردن نظرات اولیاء در مدارس، برخورد دوستانه و محترمانه با والدین و توجه به نیازهای مخاطبان، ارتباط خود را با والدین بیشتر نماید.
هدف پژوهش: این مقاله با هدف شناسایی و مدلسازی عوامل بلوغ تئوری انتقادی در حسابداری و نقش فناوری های نوین به ویژه هوش مصنوعی (AI) و تئوری ذینفعان را در ارتقای این بلوغ و کیفیت تحلیل می کند. استفاده از AI، با ایجاد شفافیت و بهبود تحلیل داده ها، می تواند ابزاری مؤثر در تحقق اهداف تئوری انتقادی باشد.
مقدمه: امروزه، جهان در آستانه انقلاب صنعتی پنج قرار دارد. این پارادایم جدید، بر پایه ترکیب فناوری های پیشرفته مانند هوش مصنوعی، اینترنت اشیا، رباتیک، واقعیت مجازی و افزوده و فناوری های زیستی استوار است. با تکامل سریع پارادایم صنعت چهار و ظهور چشم انداز صنعت پنج، نیاز مبرمی به بررسی و تجزیه و تحلیل عوامل تسهیل کننده یا بازدارنده فرآیندهای انتقال فناوری مؤثر وجود دارد. انتقال فناوری به معنای انتقال منظم دانش، از افراد یا سازمان هایی که آن را ایجاد کرده اند به دیگران است تا از آن برای تولید محصولات یا ارائه خدمات جدید استفاده کنند. پژوهش حاضر، با هدف واکاوی ابعاد و مؤلفه های کلیدی مؤثر بر انتقال فناوری در بستر صنعت پنج، با تمرکز بر رویکرد کارآفرینی فناورانه صورت گرفته است. این امر از آن جهت اهمیت دارد که کارآفرینی فناورانه نقش محوری در پیشبرد نوآوری و تبدیل دستاوردهای علمی به محصولات و خدمات تجاری سازی شده دارد.روش شناسی: در این مطالعه، از رویکرد کیفی فراترکیب سندلوسکی و بارسو استفاده شده است. فرآیند با بررسی نظام مند 457 مقاله اولیه آغاز و درنهایت، 28 مقاله مرتبط با هدف پژوهش انتخاب گردیده است. معیارهای ورود شامل مقالات منتشر شده در حوزه کارآفرینی فناورانه و صنعت پنج در فاصله زمانی سال های 2017 تا 2024 بوده است. برای ارزیابی پایایی یافته ها از ضریب کاپا (72/0) استفاده شده است که نشان از پایایی قابل قبول دارد. برای اعتبارسنجی الگوی پیشنهادی و افزایش مقبولیت، از روش های بازنگری توسط خبرگان این حوزه بهره گرفته شده است. همچنین، نتایج به دست آمده از سوی خبرگان تأیید و بازبینی شده است.یافته ها: براساس یافته های حاصل از فراترکیب، 55 مؤلفه در قالب پنج بُعد اصلی به عنوان عوامل تأثیرگذار بر انتقال فناوری در چارچوب صنعت پنج با رویکرد کارآفرینی فناورانه شناسایی شده است. این ابعاد عبارتند از: 1) اکوسیستم های نوآوری فناورانه، شامل: زیرساخت های فناوری، سرمایه انسانی متخصص و جریان آزاد دانش؛ 2) مدل های کسب وکار چابک و انعطاف پذیر متناسب با تحولات سریع فناوری؛ 3) شراکت های همکارانه میان بازیگران مختلف اکوسیستم نوآوری؛ 4) دیجیتالی سازی فرآیندها و تصمیم گیری مبتنی بر داده ها؛ و 5) چارچوب های قانونی، سیاست گذاری و حمایتی مناسب.نتیجه گیری/ دستاوردها: یافته های این پژوهش، اهمیت به کارگیری استراتژی ها و رویکردهای کارآفرینانه را در جهت تسهیل و شکل دهی فرآیندهای انتقال فناوری در چشم انداز صنعت پنج برجسته کرد. نتایج حاکی از آن بود که موفقیت در انتقال فناوری در این عرصه، مستلزم توجه همه جانبه به عوامل زیرساختی، تجاری، قانونی، و تعاملی در قالب یک اکوسیستم یکپارچه نوآوری است. این پژوهش با شناسایی و روشن کردن عوامل کلیدی که در ابتکارات انتقال فناوری موفق در حوزه صنعت پنج نقش دارند، بینش ها و راهنمایی های عملی را برای سیاست گذاران، کارآفرینان فناور و سایر بازیگران درگیر در این فرآیندها فراهم می کند. این یافته ها می تواند به تقویت فرآیندهای انتقال فناوری و هدایت جهت گیری های نوآورانه در عصر پیش رو صنعت پنج کمک شایانی کند.
هدف این پژوهش، مقایسه میزان فشار مراقبتی، سازگاری روانشناختی و کیفیت زندگی مادران کودکان فلج مغزی با مادران عادی بود. روش پژوهش، علی- مقایسه ای بود. جامعه پژوهش شامل دو گروه از افراد بود؛ گروه اول مادران کودکان فلج مغزی در مراکز توانبخشی نوید عصر و امید عصر در تهران بود و گروه دوم نیز مادران کودکان عادی در مدرسه ایمان در شهر تهران بودند که از هر گروه 50 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. به منظور گردآوری داده های پژوهش از پرسشنامه فشار مراقبتی نواک و گست 1989؛ پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت، 1996 و پرسشنامه سازگاری روانشناختی آندر ری، 1989 استفاده شد. به منظور تحلیل داده های پژوهش نیز از آزمون تی مستقل و تحلیل واریانس چندمتغیری استفاده شد. یافته های این پژوهش نشان داد که بین فشار مراقبتی، سازگاری روانشناختی و کیفیت زندگی مادران کودکان فلج مغزی متغییر بالاتری نسبت به مادران کودکان عادی وجود دارد. کلمات کلیدی: فلج مغزی، کیفیت زندگی، سازگاری روانشناختی، فشار مراقبتی
یکپارچه سازی زنجیره تأمین یکی از راه کارهای مهم در حل مسائل و چالش های مدیریت زنجیره تامین است که اخیراً در حوزه زنجیره تامین بشردوستانه مطرح شده است. از این رو، پژوهش حاضر با هدف سنجش تأثیر عوامل یکپارچگی زنجیره تامین بشردوستانه بر نتایج عملکردی انجام گرفته؛ همچنین نقش تعدیلگری کمبود و مازاد منابع را بر رابطه مذکور بررسی نموده است. این تحقیق از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ روش تحقیق توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش سازمان های زیرمجموعه هلال احمر استان اصفهان می باشد. داده ها با ابزار پرسشنامه استاندارد جمع آوری گردیده که پایایی آن برابر با 96/0 بوده است. پژوهش حاضر با استفاده از توزیع پرسشنامه در بین 43 نفر از مدیران سازمان های زیرمجموعه هلال احمر استان اصفهان انجام شده و تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از روش مدل سازی معادلات ساختاری با نرم افزار Smart PLS.3 صورت گرفته است. یافته ها نشان داده اند که به اشتراک گذاری منابع، استانداردسازی عملیات، هماهنگ سازی زنجیره تأمین، کار گروهی و رهبری عملیات بر ابعاد سه گانه نتایج عملکرد تأثیر مثبت و معناداری دارد. هم چنین کمبود و مازاد منابع روابط اشتراک گذاری منابع، هماهنگ سازی زنجیره تأمین، رهبری عملیات با نتایج عملکرد را تعدیل می کند، ولی رابطه بین استانداردسازی عملیات و کار گروهی با نتایج عملکرد را تعدیل نمی کند.
زمینه و هدف : افشای فساد یکی از سازوکارهای مهم و تأثیرگذار در زمینه پیشگیری و مبارزه با فساد است که به صورت فردی، گروهی یا سازمانی انجام می شود. سازمانهای مردم نهاد یکی از نهادهای فعال در زمینه افشای فساد هستند که بتدریج فعالیت آنها رو به گسترش است. هدف پژوهش بررسی شباهتها و تفاوتهای نقش و چالشهای سازمانهای مردم نهاد در افشای فساد در ایران و سوئد است. روش : برای رسیدن به این هدف، دو سازمان از ایران و دو سازمان از سوئد مورد بررسی قرار گرفته، و پژوهش با استفاده از روش مقایسه ای انجام شده است. یافته ها : یافته های پژوهش تفاوت و شباهت نقش چهار سازمان مورد مطالعه را در ایران و سوئد در چهار نقش 1) افشای فساد 2) سیاستگذاری و قانونگذاری 3)آموزشی و فرهنگی و 4) مشاوره و همکاری نشان می دهد. علاوه بر این چالشهای سازمانهای مردم نهاد دو کشور را در سه دسته 1) چالشهای سیاسی- اداری2) حقوقی- قضایی و 3) فرهنگی- اجتماعی دسته بندی و با یکدیگر مقایسه کرده است. خلأ قانونی، نبود نگاه مثبت به افشای فساد توسط دولتمردان و تعدد مراکز تأثیرگذار بر تصمیمات و فعالیت سازمانهای مردم نهاد از جمله چالشهای این سازمانها در ایران است. نتیجه گیری : سازمانهای مردم نهاد سوئد در مقایسه با ایران نقشهای بیشتری در مبارزه با فساد ایفا کرده اند و با چالشهای حقوقی- قضایی کمتری رو به رو هستند.
هدف این پژوهش تبیین نقش رفتارهای سیاسی بر رفتار شهروند سازمانی با میانجی گری اشتیاق شغلی و رضایت شغلی از طریق مدل سازی معادلات ساختاری است. پژوهش به روش توصیفی - همبستگی با رویکرد مدل یابی معادلات ساختاری اجرا شد. جامعه آماری پژوهش کارکنان شرکت های تکتا و سیماچوب وابسته به سازمان صدا و سیما به تعداد 430 نفر در شهر تهران است که حجم نمونه به تعداد 203 نفر با استفاده از جدول کرجسی و مورگان تعیین شد. گردآوری داده ها با استفاده از پرسشنامه های استاندارد انجام شد. تحلیل داده ها به کمک مدل یابی معادلات ساختاری (تحلیل مسیر تأییدی) و آزمون همبستگی پیرسون با استفاده از نرم افزارهای آماری SPSS و AMOS انجام شد. یافته ها نشان داد؛ رفتار سیاسی بر رفتار شهروندی سازمانی و اشتیاق شغلی تأثیر معنادار و منفی دارد، رضایت شغلی و اشتیاق شغلی بر رفتار شهروندی سازمانی تأثیر معنادر و مثبت دارند. رفتار سیاسی و اشتیاق شغلی بر رضایت شغلی تأثیر معناداری ندارند. تأثیر رفتار سیاسی بر رفتار شهروندی سازمانی از طریق اشتیاق شغلی و رضایت شغلی معنادار است. همچنین شاخص های اندازه گیری و برازش مدل نیز حکایت از مطلوب بودن مدل داشتند. به طور کلی با بهره گیری از اشتیاق شغلی و رضایت شغلی کارکنان می توان اثر منفی رفتارهای سیاسی را بر رفتار شهروندی سازمانی تعدیل نمود.
رشد و توسعه اقتصادی را جوامع به دلیل دستیابی به منافع کوتاه مدت و دراز مدت دنبال می کنند. این تحقیق سعی دارد نقش فدراسیون ورزش های همگانی در توسعه ی اقتصاد ورزشی با تأکید بر حضور منابع انسانی متخصص را بررسی نماید. روش تحقیق بر مبنای جستجوی داده ها، از نوع آمیخته است. در بخش اول با استفاده از نظریه نظریه داده بنیاد استراوس و کوربین، مصاحبه های عمیق از متخصصان به عمل آمده است. بخش میانی با رویکرد آینده پژوهی (تکنیک دلفی) از طریق پرسشنامه در مقیاس لیکرت با پانل خبرگان متشکل از 10خبره انجام شد و در بخش کمی رتبه بندی شاخص ها با آزمون فریدمن انجام پذیرفت. مصاحبه ها در بخش کیفی کدگذاری شد که شامل 48 کد باز، 24 کد محوری و 12کد انتخابی از 5 مقوله (شرایط علی، عوامل زمینه ای، عوامل مداخله گر، راهبردهای مؤثر و پیامدها) شامل نقش نهادی و حقوقی، نقش ساختاری، عوال فرهنگی، عوامل رفتاری، نقش رسانه، عوامل سخت افزاری، گروه ذینفعان، نقش مدیریتی، منابع انسانی متخصص، برنامه ریزی، توسعه اقتصادی و توسعه ملی شناخته شده است. بخش میانی از طریق تکنیک دلفی و به منظور هماهنگی شاخصه های شناسایی شده از آزمون ضریب کندال در نرم افزار spss22 استفاده شد و پس از شناسایی 5 شاخص، در بخش کمّی تحقیق با آزمون فریدمن شاخصه ها رتبه بندی شد و (نقش مدیریتی، توسعه اقتصادی، نقش نهادی و حقوقی، نقش ساختاری و عوامل سخت افزاری) به ترتیب رتبه های اول تا آخر را به خود اختصاص دادند. پیشرفت هر سازمانی نیازمند نیروی انسانی متخصص و دلسوز از جمله داشتن مدیران متخصص و آگاه است که بیش از پیش با کار خود پیوند داشته باشند تا از این طریق عملکرد و بهره وری سازمانی افزایش یابد. بر این اساس پیشنهاد می شود فدراسیون های ورزشی به ویژه فدراسیون ورزش های همگانی با مدیریت راهبردی صحیح و با اولویت قرار دادن منابع انسانی متخصص خود و برگزاری دوره های منظم دانش افزایی در زمینه ارتباطات مؤثر، ورزش و اقتصاد، عملکرد خود را در زمینه توسعه اقتصاد ورزشی ارتقاء بخشند.
زمینه و هدف: یکی از جنبه های مهم توسعه شهری، توجه به کیفیت و کمیت آسیب پذیری شهر در برابر آسیب های ناشی از حملات نظامی است و در یک شهر خوب و ایمن به کارگیری اصول پدافند غیرعامل، نقش مهمی را ایفا می کند. روش:تحقیق حاضر به لحاظ روش، توصیفی – تحلیلی و به لحاظ هدف، کاربردی است. مطالعات کتابخانه ای و اسنادی و همچنین برداشت های میدانی، روش های گردآوری اطلاعات این تحقیق بوده و ابزار گردآوری اطلاعات شامل مشاهده، فیش برداری و پرسشنامه بوده است. جامعه آماری تحقیق کارشناسان و متخصصان در زمینه مسائل شهری، بوده که نمونه-گیری از میان آنها به شیوه خوشه ای انجام شده و 30 نفر از میان آنها به عنوان حجم نمونه در نظر گرفته شده است. برای تحلیل داده ها از تکنیک سوات استفاده شده است. یافته ها: نیاز است برای منطقه چهار که شهرک امید در آن واقع شده است، طرح جامع پدافند غیرعامل تهیه گردد و اصول پدافند غیرعامل در طرح ها و برنامه های شهری لحاظ شده و همچنین در راستای مدیریت کارآمدتر، برای مناطق آسیب پذیر، نقشه تهیه شود.نتیجه گیری: با تحلیل انجام شده، مشخص شده است مجموع امتیاز نهایی این عوامل نقاط قوت در شهرک امید برابر با 463/3 بوده که از میانگین مورد نظر (5/2) بیشتر است که در شرایط مناسبی قرار دارد. همچنین از نظر نقاط ضعف نیز مشخص شده است که مجموع امتیاز نهایی برابر با 618/2 بوده و نشان از آن دارد که شهرک امید در کنار نقاط قوت، با ضعف های متعددی در حیطه برنامه ریزی شهر ایمن روبرو است.
هدف: از آنجا که گزارش حسابرسی حاوی نظر حسابرسان در م ورد اعتب ار صورت های مالی است، سرمایه گذاران معمولاً ترجیح می دهند که گزارش حسابرسی با تأخیر کمتری ارائه شود. از یک طرف، ساختار پیچیده شرکت در یک گروه تجاری و تهیه صورت های مالی تلفیقی گروه بر تأخیر گزارش حسابرسی موثر است. از طرف دیگر نوع اظهارنظر و کیفیت حسابرسی در تأخیر گزارش حسابرسی نقش دارند. در این راستا، پژوهش حاضر درصدد بررسی این موضوع است که در صورت وجود پیچیدگی گزارشگری مالی به دلیل تهیه صورت های مالی تلفیقی، نوع اظهارنظر و کیفیت حسابرسی تا چه اندازه می تواند نقش تعدیل کننده بر رابطه بین پیچیدگی گزارشگری مالی و تأخیر ارائه گزارش حسابرسی داشته باشد.
روش شناسی: برای انجام پژوهش، داده های حاصل از 140 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1390 الی 1400 گردآوری و در قالب چهار فرضیه، با بکارگیری مدل های رگرسیونی چند متغیره مورد بررسی قرار گرفته است.
یافته ها: نتایج پژوهش نشان می دهد اظهارنظر حسابرسی، دوره تصدی مؤسسه حسابرسی، اندازه موسسه حسابرسی و حق الزحمه حسابرسی رابطه پیچیدگی گزارشگری مالی با تأخیر در گزارش حسابرسی را تعدیل می کند.
دانش افزایی: یافته های بدست آمده به طور کلی نشان دهنده تأثیر نوع اظهارنظر و کیفیت حسابرسی در تاخیر گزارش حسابرسی در صورت وجود پیچیدگی گزارشگری مالی می باشد. این پژوهش به درک بیشتر بازار سرمایه ایران درخصوص عوامل موثر بر به تاخیر گزارش حسابرسی کمک می نماید.
The principles and concepts of the quantum theory have been extensively developed and have become a paradigm in various disciplines, including management and leadership sciences. This is particularly evident in management leadership of educational organizations within universities. Universities must restructure their management leadership methods to effectively address issues and align with the successful higher education systems of other countries. The present study aimed to design a model of quantum curriculum leadership at Farahangian University. The research design was mixed-methods, with an exploratory approach in the qualitative section and a descriptive-correlational approach in the quantitative section. The qualitative section included professors of educational sciences and administrators as experts, while the quantitative section included all professors of educational sciences from Farhangian University. The sample size in the qualitative section was 17 interviewees (faculty members) selected through purposive sampling based on saturation principle, and in the quantitative section, it was 283 individuals selected through cluster random sampling. Data collection tools in the qualitative section consisted of semi-structured interviews, and in the quantitative section, a researcher-made questionnaire with 135 items derived from theoretical foundations, research background, and experts’ interviews. In the qualitative section, validity was assessed through expert judgment, and reliability was assessed through test-retest and internal consistency. In the quantitative section, content validity, structural validity, and reliability were assessed using Cronbach's alpha and composite reliability, indicating the validity and reliability of the instruments. Data analysis in the qualitative section involved grounded theory analysis, while in the quantitative section, descriptive and inferential statistics (Kolmogorov-Smirnov test, Index values and Path analysis) were used. The results of the Kolmogorov-Smirnov test indicated that these assumptions were confirmed (p> 0.05). The findings of the study also showed that the presented model is a good fit. The findings revealed that quantum curriculum leadership consists of two factors including dimensions and components; causal conditions including planning in the higher education system and evaluation of quantum curriculum; and consequences including learning and professional development. The strategies include managerial, applied education, and executive organization, while the context includes environmental, economic, and scientific factors. The obstacles include technology, concentrated education, and structured organization.
This study is a structural equation modeling study. It has investigated the effect of literary tourism during the Covid-19 virus pandemic on tourists' behavioral goals through the attitude of mental norms. The present study is a one-section survey. The statistical population of this study includes all tourists who visited the cultural and spiritual sites of Shiraz, like Hafez and Saadi tombs. Literary tourism is a concept that praises the culture and heritage of a destination. The concept is to go to locations worldwide highlighted in some non/fictional novels. They can fascinate new tourists, increase the number of domestic travelers, and promote tourism destinations. Because the sample size is unknown through Cochran's formula with a 95% confidence level, 384 people were selected by the available sampling method. They answered the questionnaire about the effect of literary tourism during the Covid-19 virus pandemic on tourists' behavioral goals. The collected data were analyzed by using Amos software and SPSS. Confirmatory factor analysis, the reliability and validity of the contract measurement model, Cronbach's alpha results (above 0.7), and composite reliability (greater than 0.7) for the reliability and mean of the extracted variance (greater than 0.5) were confirmed. The structural equation model was used to test research hypotheses and the relationships between research variables (spiritual factors, behavioral purpose). The results showed that spiritual variables, in general, have a positive effect on the behavioral goal of tourists through the attitude of tourists' mental norms. This attitude was also recognized as a significant mediator between spiritual perception and behavioral goals. The findings of this study indicate that literary tourism has a positive, significant effect on increasing re-visit tourism destinations through attitude, mental norms, and perceived behavioral control.
این پژوهش با هدف واکاوی شوک های مسیر شغلی حاصل از همه گیری کووید 19، استراتژی های فردی مدیریت مسیر شغلی و تصمیمات اتخاذشده صورت گرفته است. جامعه مورد بررسی ورزشکاران حرفه ای بودند که ورزش برای آن ها نه یک سرگرمی و تفریح، بلکه یک شغل و حرفه محسوب می شود. جهت انتخاب اعضای نمونه برای انجام مصاحبه های عمیق، از روش نمونه گیری هدف مند و تکنیک گلوله برفی استفاده، در مجموع 14 مصاحبه انجام و جهت تجزیه و تحلیل داده ها، از روش جیوئیا استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها حکایت از 57 کد اولیه، 16 مضمون و سه بُعدِ شوک های مسیر شغلی، استراتژی های مدیریت فردی مسیر شغلی و تصمیم های استراتژیک مسیر شغلی داشت. یافته ها نشان می دهد که همه گیری کووید 19 منجر به ایجاد هفت دسته شوک مسیر شغلی مشتمل بر ازدست رفتن فرصت توسعه حرفه ای، ایجاد محدودیت در منابع فیزیکی، ایجاد محدودیت در منابع مالی، تنش روانی، تنش فیزیکی، عدم قطعیت شغلی و محدودشدن فرصت اندوختن تجربه برای ورزشکاران حرفه ای شده است. ورزشکاران حرفه ای در قبال شوک های ایجادشده، هفت دسته استراتژی فردی مشتمل بر اجتناب، پذیرش، فرافکنی، بازنگری مثبت، کسب حمایت اجتماعی، توجه به امور متداول روزانه و حل مسئله را اتخاذ کرده اند. برآیند شوک های حاصله و استراتژی های فردی اتخاذشده، منجر به اتخاذ دو دسته تصمیم ترک مسیر شغلی ورزشی و تداوم مسیر شغلی ورزشی شده است.
نخستین گام در راستای تحلیل و ارزیابی ریسک های زنجیره تأمین شناسایی این ریسک ها است. روش های تحلیل مرسوم بر اساس فیلترهای دستی یا روش های خودکار داده محور ارائه شده است. روش های فیلتر دستی به دلیل محدودیت های نمونه گیری دارای مشکلات اعتبارسنجی هستند و از طرف دیگر روش های تحلیل خودکار مبتنی بر داده، در تحلیل داده های ریسک که پیچیده و مبهم هستند، عملکرد ضعیفی دارند. برای پرکرده خلل پژوهشی، در این پژوهش، چارچوبی تعاملی بین تحلیل گر و ماشین برای تحلیل حجم وسیعی از داده های ریسک در حوزه زنجیره تأمین مواد غذایی با استفاده از تکنیک مدل سازی موضوع، تعبیه سازی کلمات، تحلیل همبستگی اصطلاح و نقشه دانشی ارائه شده است. هدف از سیستم نظارت بر داده های ریسک زنجیره تأمین، کمک به مدیران در شرکت های مواد غذایی برای نظارت و شناسایی خطر بحران ها و ارائه اطلاعات پشتیبانی تصمیم برای ایجاد یک زنجیره تأمین مواد غذایی پایدار است. نتایج تحلیل موضوعی فراداده ها، نقشه دانشی در پنج حوزه «برداشت»، «کشاورزی»، «خرده فروشی مواد غذایی»، «خدمات غذایی»، «توزیع» و «مصرف» را نشان داد که در هیئت خبرگان تأیید شد. نتایج نشان می دهد مدل تحلیل مخاطرات در استخراج واحدهای دانشی مرتبط با حوزه مدیریت بحران زنجیره تأمین مواد غذایی مفید است.
زمینه و هدف: امروزه منابع انسانی، برای سازمان نوعی دارایی حیاتی به شمار می رود و احساس هویت سرمایه های انسانی، ارزش افزوده زیادی را برای سازمان ایجاد می کند. بر این اساس، در پژوهش پیش رو، به ارائه الگوی مدیریت هویت یابی کارکنان در سازمان های عمومی با رویکرد آمیخته پرداخته شده است. روش: این پژوهش از نظر هدف، اکتشافی و از لحاظ نوع استفاده، کاربردی محسوب می شود. روش اجرای پژوهش، آمیخته اکتشافی است؛ به گونه ای که در بخش کیفی، از روش پژوهش داده بنیاد و در بخش کمّی، از روش پژوهش توصیفی پیمایشی استفاده شده است. داده های لازم برای بخش کیفی، از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با 20 نفر از خبرگان منابع انسانی جمع آوری شده است و این افراد با استفاده از روش نمونه گیری غیراحتمالی گلوله برفی انتخاب شده اند. داده های بخش کمّی نیز، به کمک روش نمونه گیری خوشه ای از میان کارکنان شهرداری کرمانشاه به دست آمده است. یافته ها: بر اساس تحلیل داده ها، مقوله علّی شامل عوامل سازمانی، مدیریتی و فردی؛ مقوله محوری شامل عضویت، تشابه، وفاداری و سازگاری؛ مقوله مداخله گر شامل عوامل اقتصادی، عوامل سیاسی، وجه سازمان و ارتباطات خارجی؛ مقوله زمینه ای شامل حمایت سازمانی، گروه های کاری، فرهنگ سازمانی، استراتژی سازمان و ویژگی های سازمان؛ راهبردها شامل توسعه عزت نفس سازمانی، توسعه صمیمت سازمانی، توسعه نشاط سازمانی و افزایش مشروعیت و پیامدها شامل عوامل اجتماعی، عملکردی، رفتاری و نگرشی بودند. بر اساس تحلیل داده های کمّی برازش الگوی پژوهش تأیید شد. نتیجه گیری: اجرای بهینه راهبردهای هویت یابی کارکنان، به ارتقای نگهداشت کارکنان در سازمان کمک می کند. مدیران می توانند با ارتقای هویت یابی، میزان جذب کارکنان جدید را بهبود دهند.
موضوع و هدف مقاله: هدف این تحقیق آن است تا ویژگی خودشیفتگی در میان شرکای حسابرسی بخش دولتی و خصوصی حرفه حسابرسی در ایران را بررسی نماید.روش پژوهش: پژوهش حاضر با توجه به ماهیت آن، از نوع پژوهش کاربردی می باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل مدیران و شرکای حسابرسی شاغل در سازمان حسابرسی و موسسات جامعه حسابداران رسمی ایران می باشد. که تعداد آن ها در این پژوهش 379 نفر بوده است. آزمون فرضیه ها، بر اساس روش مقایسه میانگین دو نمونه مستقل با استفاده از آزمون t انجام شده است.یافته های پژوهش: میانگین خودشیفتگی حسابرسان بخش دولتی بیشتر از بخش خصوصی است و خودشیفتگی حسابرسان مرد و زن بخش دولتی به ترتیب بیشتر از حسابرسان مرد و زن بخش خصوصی است.اما، سطح خودشیفتگی زنان و مردان حسابرس شاغل در بخش دولتی با هم برابر است و مردان در بخش خصوصی خودشیفتگی بیشتری در مقایسه با زنان دارند.نتیجه گیری، اصالت و افزودن آن به دانش: نتایج این پژوهش، می تواند اطلاعات سودمندی را در اختیار سیاست گذاران حرفه حسابرسی قرار دهد و شناخت قانونگذاران حرفه حسابرسی را از تاثیر محیط بر شخصیت و قضاوت حسابرسان آگاه نماید، در نتیجه این آگاهی می تواند موجب تدوین دستورالعمل های جدید به منظور نظارت بر عملکرد حسابرسان گردد.طبقه بندی موضوعی: M42
کارایی عملیاتی و شایستگی سرمایه گذاری را می توان در ارزش افزوده بازار منعکس کرد. از این رو، ارزش افزوده بازار معیار مناسبی برای کارایی و اثربخشی شرکت است. درجه اهرم عملیاتی بر عملکرد شرکت و همچنین ارزش شرکت تأثیر می گذارد. ارزش افزوده بازار بهتر از سایر معیارهای سنتی است که برای اندازه گیری عملکرد شرکت در بسیاری از جنبه ها استفاده می شود. ارزش افزوده بازار با کاهش هزینه نمایندگی، تصمیم گیری را افزایش می دهد، که منجر به تصمیم گیری سریعتر توسط مدیریت می شود. از این رو با توجه به مطالب فوق این تحقیق به دنبال بررسی این موضوع است که آیا درجه اهرم عملیاتی بر ارزش افزوده بازار شرکت ها تأثیر دارد؟ جامعه آماری تحقیق 120 شرکت120 شرکت؛ شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. همچنین قلمرو زمانی شامل 7 سال متوالی از سال 1394 تا 1400 است با توجه به نتایج آزمون فرضیه متغیر درجه اهرم عملیاتی رابطه معناداری و مستقیمی با ارزش افزوده بازار شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران دارد یعنی به عبارتی، با افزایش درجه اهرم عملیاتی شرکت ها، ارزش افزوده آن شرکت نیز افزایش پیدا می کند.
هدف: با توجه به ضعف پژوهش های داخلی و پراکندگی و فقدان تحلیل نظام مند از پژوهش های جهانی انتشار یافته در حیطه استراتژی خروج از کسب وکار، هدف اصلی این پژوهش، ترکیب یافته های تحقیقات طی سه دهه گذشته و ارائه تصویر کلان و فراهم آوردن بینشی ارزشمند از جهت گیری و روند پژوهش ها در این حوزه، به منظور کمک به بهبود جریان پژوهشی در آینده است تا شکاف موجود در تحقیقات این حوزه پوشش داده شود.
روش: از تلفیق دو روش مرور نظام مند و روش کتاب سنجی، به کمک نرم افزار برنامه نویسی «آر» برای شناسایی و تحلیل روند مطالعات استراتژی خروج از کسب وکار استفاده شده است.
یافته ها: بررسی شبکه هم رخدادی واژه های کلیدی نشان می دهد که سه شبکه با محوریت موضوعاتی همچون عملکرد، فروش دارایی و بقا شکل گرفته اند و به ترتیب بزرگ ترین شبکه هم رخدادی هستند. این واژگان بیشترین رشد انباشتی را در ۳۰ سال اخیر داشته اند که گویای اهمیت موضوعی آن ها، در پژوهش های استراتژی خروج است. برای مثال، واژه «عملکرد» با مفاهیمی همچون اکتساب، حکمرانی، تنوع گرایی و تصمیم گیری، بیشترین هم رخدادی (هم کاربردی) را داشته است. با توجه به یافته های حاصل از تحلیل هم استنادی منابع، نشریه های مدیریتی بیشترین ارجاعات را به یکدیگر داشته اند و دو خوشه بعدی، به ترتیب نشریه های مربوط به حوزه مدیریت مالی و اقتصاد است. چهار روند اصلی محرک های خروج، تصمیم گیری خروج، نحوه خروج و پیامدهای خروج، در تحقیقات استراتژی خروج شناسایی شدند. همچنین تحقیقات در این حوزه، بر اساس چندین دیدگاه نظری مانند نظریه نمایندگی، حاکمیت شرکتی، نظریه دیدگاه مبتنی بر منابع و قابلیت پویا تبیین شده است.
نتیجه گیری: تحقیقات مربوط به واگذاری ها، همچنان تحت سلطه مطالعات محرک ها و پیامدهای خروج است. محققان استراتژی، دو عامل محرک و پیامدهای خروج را به طور عمده، بر اساس نظریه نمایندگی، اقتصاد هزینه مبادله، دیدگاه مبتنی بر منابع و نظریه تکاملی بررسی و تبیین می کنند. تحقیقات موجود در خصوص حیطه مالی نیز، بیشتر روی اثر خروج بر عملکرد شرکت تابعه و سوابق مالی شرکت مادر (پس از خروج) متمرکزند و دیدگاه تئوری مورد توجه محققان در این حیطه، نظریه نمایندگی است. در حیطه اقتصاد نیز محققان با بررسی عوامل اقتصادی خُرد و کلان مانند تمرکز، رشد و اندازه و سودآوری صنعت، صرفه جویی به مقیاس، شدت سرمایه و هزینه ریخته شده، به تبیین موانع ورود و خروج از صنعت و همچنین، محرک های خروج از کسب وکار می پردازند. بر اساس یافته های این پژوهش، موضوعات ذیل، برای شکل دهی به جریان تحقیقات آتی پیشنهاد می شود: نقش تنوع گرایی به عنوان محرک خروج؛ نقش حاکمیت شرکتی در کاهش عملکرد و خروج از کسب وکار؛ عوامل مؤثر در تصمیم گیری خروج در زمان بهینه و غیربهینه؛ بررسی نقش امکان به کارگیری مجدد منابع سازمان در کسب وکار جدید، به عنوان تسهیلگر خروج و کاهش دهنده پیامدهای منفی خروج؛ بررسی نقش قابلیت های سازمانی در شناخت و رصد به موقع سیگنال های محرک خروج؛ بررسی پیامدهای خارجی و داخلی ناشی از خروج از کسب وکار و چگونگی پاسخ به آن ها.