با توجه به این که مدیریت سود واقعی آثار مخرب بیشتری نسبت به مدیریت سود از طریق اقلام تعهدیدارد، مطالعه حاضر به بررسی تأثیر مدیریت سود واقعی بر عملکرد آتی شرکت ها و پایداری مالکیت نهادی به عنوان راهکاری جهت کنترل مدیریت سود واقعی در بورس اوراق بهادار تهران می پردازد. در این پژوهش ابتدا مدیریت سود واقعی بر اساس مدل رویچادهری (2006) اندازه گیری می شود. سپس متغیر پایداری مالکیت نهادی بر اساس مدل الیاسیانی و همکاران (2010) برای 90 شرکتمحاسبه می شود. به منظور بررسی فرضیه های پژوهش از رگرسیون داده های ترکیبی و نرم افزارهای EViews9.5 استفاده شده است. نتایج پژوهش در فرضیه اول نشان داد که مدیریت سود واقعی تأثیر مخربی بر عملکرد دوره آتی شرکت ها داشته است؛ و همچنین متغیرهای مدل ورشکستگیz، شرکت های زیان ده و نسبت اهرم مالی تأثیر معناداری بر عملکرد آتی شرکت ها دارند. نتایج یافته ها در فرضیه دوم پژوهش نشان از آن دارد که پایداری مالکیت نهادی می تواند راهکار مناسبی برای کنترل اعمال مدیریت سود واقعی شرکت ها باشد. همچنین متغیرهای توان عملیاتی، نرخ رشد فروش، اندازه شرکت و نرخ بازده کل دارایی ها تأثیر معناداری بر مدیریت سود واقعی شرکت ها دارد.
Regarding that the real earnings management has more detrimental effects than the accrual-based earnings management, the present research will be studied the effect of the real earnings management on the future performance of the companies and the sustainability of the institutional ownership as a strategy to control the real earnings management in Tehran Stock Exchange. In this study, the real earnings management is first measured according to Roychowdhury 's model (2006). Then, the variable of the institutional ownership sustainability is calculated by the Elyasyani et.al (2010) for 90 companies in a period of 2008-2015. In order to evaluate the research hypotheses, the combined data regression and the EViews9.5 are used. The results of the first hypothesis show that the real earnings management has a detrimental effect on the future performance of the companies. Moreover, the variables of the bankruptcy model z, loss companies and the financial leverage ratio have a significant effect on the future performance of the companies. The results of the second hypothesis show that the sustainability of institutional ownership can be a suitable strategy to control the real earnings management of companies. Also, the variables of operational capability, the growth rate of sale, the size of company and the total asset return rate all have a significant effect on the real earnings management.
امروز گردشگری از اهمیت بالایی در اقتصاد جهانی برخوردار بوده و از منابع مهم درآمدهای ارزی کشورها و برون رفت از مشکلات اقتصادی در صحنه های بین المللی، ملی، منطقه ای، ناحیه ای و محلی است. کلان شهر مشهد، به دلیل وجود بارگاه مقدس امام رضا (ع) و دارا بودن جاذبه های متنوع دیگر، پتانسیل و ظرفیت قابل توجهی در جذب گردشگران دارد. ازآنجایی که برنامه ریزی و ارزیابی صنعت گردشگری، مهم ترین بخش از فعالیت های گردش گری اس ت و بسیاری از محققین معتقدند میزان اثرات مثبت گردشگری بر جوامع به طول اقامت گردشگران وابسته است؛ بنابراین هدف اصلی پژوهش حاضر سطح بندی عوامل مقصدمحور مؤثر بر جذب و ماندگاری گردشگر در شهر مشهد و ارائه الگوی ساختاری تفسیری و خوشه بندی این عوامل به منظور کمک به متولیان صنعت گردشگری در این کلان شهر در جهت برنامه ریزی مطلوب تر است. به منظور دستیابی به این هدف از رویکرد کیفی بهره گرفته شده است. بدین ترتیب که نظرات خبرگان در ارتباط با سطح بندی عواملی که می توانند بر جذب و ماندگاری گردشگران در شهر مشهد مؤثر باشند، طی مصاحبه های نیمه ساختار یافته و همچنین توزیع پرسشنامه جمع آوری شده و پس از تجزیه وتحلیل داده های حاصل و دستیابی به اشباع نظری، الگوی تعاملات عوامل حاصل با روش مدل سازی ساختاری تفسیری و خوشه بندی آن ها نیز با روش MICMAC انجام پذیرفت. نتایج نشان می دهد که عوامل «قانونی و دولتی» و «مدیریتی» به عنوان عوامل محرک تأثیر فراوانی بر عوامل «رفاهی»، «زیرساختی»، «اقتصادی»، «فرهنگی اجتماعی» و «بازاریابی» به عنوان عوامل پیوندی دارند.
دستیابی به تولید چابک در هر صنعت تولیدی، در ابتدا نیازمند سنجش وضعیت چابکی در آن صنعت است. هدف این مقاله، شناسایی و تبیین عوامل اصلی سنجش چابکی در صنعت خودروسازی به عنوان مهم ترین صنعت غیرنفتی کشور است. این پژوهش، از لحاظ هدف، یک تحقیق کاربردی و از نظر روش، یک تحقیق آمیخته (کیفی و کمی) می باشد. جامعه آماری تحقیق را در بخش کیفی، خبرگان دانشگاه و صنعت خودروسازی کشور و در بخش کمی، کارشناسان صنعت مذکور تشکیل می دهد و روش گردآوری اطلاعات از طریق پرسشنامه بوده است. در بخش کیفی، ابتدا با جستجوی مقالات پژوهشیِ مرتبط با موضوع به روش فرا ترکیب، 89 منبع انتخاب شده و 27 معیار سنجش چابکی شناسایی گردید. سپس این معیارها با نظرسنجی از 16 نفر از خبرگان صنعت خودروسازی کشور به روش دلفی فازی، مورد تأیید قرار گرفته و به صنعت مذکور تعمیم داده شد. در ادامه، معیارها با استفاده از روش نگاشت شناختی و به کمک 5 نفر از خبرگان صنعت و دانشگاه در 4 خوشه کلی محرک های چابکی، توانمندساز های چابکی، راهبرد های چابکی و قابلیت های چابکی دسته بندی شدند. در بخش کمی، با توزیع پرسشنامه و نظرسنجی از 286 نفر از کارشناسان صنعت خودروسازی، عوامل استخراج شده در بخش کیفی به روش تحلیل عاملی تأییدی صحه گذاری گردیدند. این عوامل و معیارها می توانند ابزار مناسبی برای مدیران صنایع تولیدی جهت ارزیابی، سنجش و تحلیل فاصله چابکی سازمان های خود باشند. توانمندساز های چابکی، راهبرد های چابکی و قابلیت های چابکی، سطح چابکی فعلی سازمان را اندازه گیری نموده و محرک های چابکی، سطح چابکی مورد نیاز سازمان را می سنجد.
تقسیم سود به عنوان عاملی مهم و اثرگذار در ارزش سهام و در نتیجه ارزش بازار شرکت شناخته می شود. می توان گفت، سود تقسیمی (نقدی) همواره برای سرمایه گذاران و سهام داران از اهمیت بالایی برخوردار بوده است. از این رو در این پژوهش، به بررسی اثر سیاست تقسیم سود بر ارزش شرکت با در نظرگرفتن اصول بنیادین شرکت و همچنین، تأثیر اندازه شرکت بر این ارتباط پرداخته و در انتها، مقدار صرف سود تقسیمی در این دوره ارائه شده است. به منظور دستیابی به هدف پژوهش، 93 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در طول دوره زمانی 8 ساله (1391-1398) 744 سال-شرکت با بکارگیری روش رگرسیون داده های پانل صورت گرفته است. رابطه بین سود تقسیمی پرداختی شرکت و ارزش شرکت مثبت و معنی دار بیان شده است. در نتیجه، صرف سود تقسیمی در این بازه، نیز مثبت است. صرف سود تقسیمی سهام برای شرکت باتوجه به مدل رگرسیون داده های پانل و صرف سود تقسیمی برای دارایی های شرکت بدست آمده است. بنابر نتایج، قیمت سهم با سود نقدی نسبت به سهم هایی با سود انباشته بیشتر است. صرف سود تقسیمی مثبت نشان دهنده ترجیح سرمایه گذاران برای سهام دارای سود تقسیمی است.
هدف اصلی این مقاله، ارزیابی میزان خطای سودهای پیش بینی شده ای است که درگزارش های توجیهی افزایش سرمایه بکار می رود. به منظور انجام این ارزیابی و دستیابی به هدف، اطلاعات مربوط به دارایی ها، بدهی ها، فروش و نسبت های مالی شامل اهرم مالی و نرخ بازده داخلی به عنوان معیارهای ارزیابی عملکرد و همچنین خطای مطلق سودهای پیش بینی شده مندرج درگزارش های توجیهی افزایش سرمایه طی دوره های پیش بینی در بازه زمانی 1386 تا 1388 به عنوان متغیر وابسته مورد آزمون قرارگرفت. نتایج بدست آمده ازآزمون فرضیه های پژوهش نشان می دهد که بین خطای مطلق پیش بینی سود شرکت ها جهت توجیه افزایش سرمایه با متوسط مجموع دارایی ها / فروش، نرخ بازده داخلی، نوع صنعت (تولیدی یاخدماتی) و نوع گزارش توجیهی افزایش سرمایه ( تامین مالی جهت سرمایه درگردش یا تامین مالی جهت طرح های توسعه ای) رابطه معنی دار مشاهده گردید و بین خطای مطلق سودهای پیش بینی شده با نسبت اهرم مالی شرکت ها، سابقه حضور شرکت ها دربورس و اندازه شرکت ها هیچگونه رابطه معنی داری مشاهده نگردید.
یکی از مسائلی که امروزه سازمان ها را تهدید می کند، بحث فلات زدگی شغلی و اثرات آن بر روی عملکرد کارکنان و سازمان است که می تواند پایداری توسعه فعالیت های سازمان و توسعه توانمندی های کارکنان را تحت تأثیر قرار دهد. اهمیت این موضوع در آن است که پیش بینی و تشریح این فرآیند، عملاً امکان هدایت رفتار کارکنان به سوی روندی مطلوب و نظام مند را ممکن می سازد. هدف از این پژوهش، شناسایی و اولویت بندی عوامل موثر بر فلات زدگی شغلی در شرکت توزیع برق هست، عوامل با استفاده از مرور ادبیات و پیشینه پژوهش شناسایی و استخراج گردید. برای اولویت بندی و بررسی روابط بین عوامل از تکنیک دیمتل خاکستری استفاده شده است. نتایج نشان داده است که عدم تناسب فرد با شغل و متوقف ماندن بیش از حد در شغل از اهمیت (قدرت) بالایی برخوردارند. همچنین مقایسه عوامل از نظر شدت تأثیرپذیری و تأثیرگذاری نشان داده است که تنوع شغلی پایین و ساختار سازمانی ناکارآمد از نظر تأثیرگذار قطعی (علت) و مقایسه خود با افراد دیگر در پست های بالاتر و احساس نامنصفانه بودن ارتقا از نظر تأثیرپذیر قطعی (معلول) بالاترین اولویت را دارند. به کارگیری نتایج این پژوهش و بررسی عوامل موثر بر فلات زدگی شغلی باعث تعدیل فلات زدگی در سازمان ها می شود و از این طریق زمینه لازم برای توسعه توانمندی های کارکنان، افزایش رضایت و انگیزه آن ها در کار فراهم می شود. سازمان ها برای مقابله با این پدیده از استراتژی چرخش شغلی، غنی سازی شغلی و توسعه شغلی استفاده می کنند. با انجام این تحقیق می توان وضعیت موجود فلات زدگی کارکنان را شناخت و برنامه ریزی لازم برای رفع یا کاهش این ویژگی را طراحی و اجرا نمود. همچنین با بهره گیری از نتایج این تحقیق عوامل زمینه ای موثر بر فلات زدگی شغلی شناسایی می گردد و می توان ضمن شناسایی متغیرهای مؤثر اقدامات لازم را جهت کاهش و تعدیل تأثیر آن ها به کاربرد.
هدف: کنترل موجودی و برنامه ریزی سفارش ها، یکی از مباحث مهم در تدوین سیاست های اقتصادی واحد های صنعتی است که نیازمند توجه به شرایط حاکم بر سازمان و بازار است. در این زمینه، تعیین تعادل بهینه بین مقدار موجودی، هزینه های سفارش دهی و هزینه های نگهداری، نقش بارزی در جلوگیری از اتلاف سرمایه و مواجه شدن با کمبود موجودی دارد. هدف این مقاله، کنترل موجودی در سیستم های چند کالایی در شرایط تقاضای احتمالی و محدودیت انبار است.
روش: برای دستیابی به این هدف، دوره های افق برنامه ریزی توسط بازه های زمانی کوچک در مدل عمومی سفارش های دوره ای جایگزین شد و با بهره مندی از الگوریتم ازدحام ذرات به حل مسئله اقدام گردید.
یافته ها: نتیجه این اقدام، اتصال مقدار موجودی در دو زمان 1- t و t است. مزیت آن، پویایی مدل عمومی سفارش ها به ویژه در شرایط عدم اطمینان فضای کسب وکار، به دلیل تغییرات شدید و نزدیک به هم شرایط بازار است که در کمک به مدیران هنگام تعیین مقدار اقتصادی در زمان های مختلف با توجه به محدودیت فرمول های قطعی، اهمیت دارد. به منظور اعتبار سنجی، مدل یاد شده برای چهار محصول شرکت نوین قطعه، پیاده سازی شد.
نتیجه گیری: از آنجا که در سازمان های تولیدی، به دلیل وجود مواد اولیه، قطعات و موجودی های در جریان، نقش کنترل موجودی مشهودتر است، می توان با استفاده از روش پیشنهاد شده در پژوهش حاضر، جریانی را ایجاد کرد که با در نظر گرفتن زمان، مکان، تعداد، کیفیت و هزینه، ضمانت کننده اقلام و موجودی سازمان باشد.
هدف پژوهش تعیین تاثیر شبکه های اجتماعی بر یادگیری دانشجویان با نقش تعدیلگر هوش اجتماعی دانشجویان بود. روش پژوهش از منظر هدف کاربردی و از منظر گردآوری داده ها از نوع توصیفی و از گروه پیمایشی، همبستگی می باشد. جامعه آماری کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد محمود آباد برابر با 682 نفر می باشند، نمونه آماری مطابق جدول کرجسی و مورگان (1970) 245 نفر، که از طریق روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از روش کتابخانه ای و میدانی استفاده شده است. و از پرسشنامه های استاندارد هوش اجتماعی (سیلورا، مارتین یوسن و داهل، 2001)، پرسشنامه سبک های یادگیری (کلب، 1991) و پرسشنامه اعتیاد به اینترنت (یانگ، 1996) استفاده شد. نتایج نشان داد، هوش اجتماعی نقش تعدیل کننده ای در رابطه شبکه های اجتماعی بر یادگیری دانشجویان دارد، هوش اجتماعی شامل پردازش اطلاعات اجتماعی، آگاهی اجتماعی و مهارت های اجتماعی است و پردازش اطلاعات توسط دانشجویان باعث تصمیمات بهینه در همان زمان و بهره وری بالاتری خواهد شد. و داشتن آگاهی های اجتماعی دانشجویان می تواند عاملی در دریافت درست مطالب گردد. و مهارت های اجتماعی از جمله مهارت ارائه راه حل، مهارت ارتباط فردی، می تواند بر دانشجویان موثر باشد و دانشجویانی که هوش اجتماعی بالایی برخوردار باشند، در فعالیت ها هم موفق عمل می کنند و از نظر یادگیری هم در سطح بالایی قرار دارند.
در مطالعه حاضر به شناسایی فعالیت های تفرجی در منطقه حفاظت شده حرا پرداخته شد، و سپس به بررسی این فعالیت ها مطابق فهرستی از شاخص های مکانی اقدام گردید. توزیع مکانی فعالیت های تفرجی در منطقه نشان داد که با توجه به ماهیت خشکی و ساحلی-دریایی بودن فعالیت ها و همچنین شرایط توپوگرافی و اقلیمی منطقه، اکثر این فعالیت ها در نواحی دریاکنار و آب های کرانه ای قابل اجرا است. مطابق نتایج، 12 فعالیت تفرجی از بین 43 فعالیت شناسایی شده، توسط گردشگران مورد انتخاب قرار گرفت که در بین این فعالیت ها بیشترین امتیاز به "بازدید از جنگل با بالن " ، و در مقابل کمترین امتیاز به "حمام آفتاب در کرانه" اختصاص یافته است. همچنین از بین 14 شاخص مکانی، "شدت بارش" و "زمان مناسب برای گردشگری" در اکثر فعالیت های تفرجی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است، در حالی که سایر شاخص ها از جمله "حداکثر ارتفاع از سطح دریا" بر تعداد محدودی از فعالیت ها اثرگذار می باشند.
موشک بالستیک به سببب ویژگیهای خواصی که در طراحی آنها لحاظ باعث ایجاد توانمندی قابل ملاحظه ای در قدرت نظامی کشورهای دارنده این موشکها گردیده و به عنوان فاکتوری مهم در معادلات قدرت نظامی مطرح میباشد. تشریح سیستم هدایت مسیر پرواز، نوع سر جنگی و برد این موشکها به علاوه انواع مختلف سکوهای پرتاپ ثابت و متحرک این موشکها در این مقاله شناخت مناسبی به خوانندگان و علاقمندان به موشکهای بالستیک ارائه میدهد.
یکی از چالش های موجود در طراحی سیستم های صنعتی، انتخاب بهینه تجهیزات از میان گزینه های موجود در بازار با قیمت و مشخصات فنی متفاوت است؛ زیرا استفاده از تجهیزات باکیفیت، هزینه فاز احداث را افزایش می دهد؛ ولی احتمال خرابی و به تبع آن، هزینه های کاهش ظرفیت و توقف سیستم در فاز بهره برداری را کاهش می دهد. این پژوهش، مدلی را برای انتخاب بهینه تأمین کننده تجهیزات سیستم چندحالته تغذیه آب (FWS) بویلر بازیاب حرارتی (HRSG) در شرکت مهندسی و ساخت بویلر و تجهیزات مپنا، برپایه محاسبه دسترسی پذیری و با هدف کمینه کردن کل هزینه های سیستم در دو فاز احداث و بهره برداری ارائه می دهد. به این منظور، نخست، بلوک دیاگرام قابلیت اطمینان سیستم ترسیم شده است؛ سپس احتمال قرارگرفتن سیستم در وضعیت های مختلف به کمک زنجیره مارکوف به صورت پارامتری، مدل سازی و نتایج آن در قالب مجموعه ای از محدودیت ها در یک مدل بزرگ برنامه ریزی ریاضی، تعبیه و به کمک نرم افزار GAMS حل شده است. پس از انتخاب تأمین کنندگان، تحلیل حساسیت پاسخ بهینه به تغییر پارامترهای اصلی انجام شده است.
در این پژوهش تأثیر بلوغ شرکت بر رابطه بین مسئولیت اجتماعی و آشفتگی مالی 124شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1395-1390 مورد بررسی قرار گرفت. داده های لازم از نرم افزار ره آورد نوین3 و گزارش هیئت مدیره استخراج و توسط نرم افزار اکسل تلخیص وطبقه بندی شده و در نهایت از طریق نرم افزار Eviews در سطح اطمینان 95/0 فرضیه ها مورد آزمون قرار گرفته است. نتایج به دست آمده از آزمون فرضیه های پژوهش نشان داد که مسئولیت پذیری اجتماعی موجب بهبود سلامت مالی و کاهش آشفتگی مالی می شود. علاوه بر این شواهد نشان داد بلوغ شرکت بر رابطه بین مسئولیت اجتماعی و آشفتگی مالی تأثیر ندارد.
هدف پژوهش حاضر تحلیل رابطه بین تورش های خوش بینی و بدبینی مدیران در پیش بینی سود و انحراف در گزارشگری مالی با تمرکز بر مدیریت سودهای گزارش شده می باشد. مسأله اصلی مورد بررسی این است که کدام یک از رویکردهای پیام رسانی و رفتار فرصت طلبانه با توجه به نوع رابطه بین تورش های پیش بینی سود و انحراف در گزارشگری مالی طبق شرایط حاکم بر شرکت های بورسی در ایران حاکم است. در این راستا، تورش های پیش بینی سود مدیران طبق الگوی چنگ و فیرث (۲۰۰۰) و انگیزه مدیران برای انحراف در گزارشگری مالی با بکارگیری رویه های اختیاری حسابداری جهت مدیریت سود طبق مدل دیچو و همکاران (۱۹۹۵) ارزیابی شدند. طبق روش حذف سیستماتیک، تعداد ۱۹۸ شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در دوره زمانی ۷ ساله (۱۳۹۰-۱۳۹۶) به عنوان جامعه آماری غربال گردیدند. شواهد حاصل از برازش مدل های رگرسیون چندمتغیره پژوهش بر مبنای داده های ترکیبی نشان دادند بین تورش در پیش بینی سود و انحراف در گزارشگری مالی به واسطه بکارگیری رویه مدیریت سود از طریق اقلام تعهدی، رابطه معنا دار مثبتی وجود دارد. این امر حاکی از تضاد منافع و وقوع رفتار فرصت طلبانه غیراخلاقی ناشی از ذهن گرایی بالای مدیران است. همچنین نوع تورش خوش بینانه و بد بینانه در پیش بینی سود، رابطه معنی داری با مدیریت سود از طریق اقلام تعهدی دارند. به این ترتیب که انگیزه مدیران جهت ایجاد انحراف در گزارش سود در شرایط وقوع تورش خوش بینی، بیشتر از تورش بدبینی است. به علاوه، نتایج آزمون مقایسه میانگین ها نشان داد اختلاف معنی داری بین میانگین مدیریت سود از طریق اقلام تعهدی در وضعیت های خوش بینی و بدبینی در پیش بینی سود توسط مدیران وجود دارد.
خبرگی سازمانی، بر پایه توسعه و مزیت آفرینی در کیفیت، حل مسئله و سودمندی، صحت و تطابق با فرایندها و اثربخشی تصمیمات رهبران و مدیران سازمان ها قرار دارد. مسئله گستردگی و پیچیدگی فرآیندهای اتخاذ تصمیم های راهبردی، با بهره گیری از سامانه های سیستمی و هوشمند خبره تخصصی حل می شود. این مقاله به تبیین کیفیت سیستم خبره تصمیمات راهبردی در سازمان مورد مطالعه می پردازد. جامعه آماری پژوهش را 987 نفر و نمونه آماری را 85 نفر از کارکنان در سطوح ستاد و صف در تعامل با ماهیت محتوایی سیستم خبره شکل می دهد. این پژوهش دارای چهار فرضیه مبتنی بر کیفیت تصمیمات راهبردی، حل مسئله و سودمندی، صحت و تطابق با فرایندها و اثربخشی تصمیمات است که در چارچوب ویژگی های سیستم خبره تصمیمات راهبردی آزمون و بررسی می شود.مباحث نظری مقاله با بررسی سیستم خبره و تصمیمات راهبردی استمرار می یابد. پس از ارائه داده ها و تحلیل رفتار آزمودنی ها و تبیین نتایج آزمون فرضیه ها، راهبردهای اشاعه سیستم خبره در سازمان ارائه می شود.
با توجه به ماهیت پرهزینه و مخاطره آمیز پروژه ها و محدودیت منابع در شرکت های دارویی، تصمیم گیری صحیح مدیران برای انتخاب پروژه ها به منظور تشکیل سبد نهایی و اجرای آنها ضروری است. سرمایه گذاری عظیم شرکت ها در دارو، اهمیت این صنعت را بیش از پیش نمایان می کند. شرکت های دارویی با توسعه، معرفی و ساخت داروهای موجود و جدید، در حفظ رقابت پذیری خود می کوشند که این امر مستلزم یک فرآیند مدیریت کارآمد مجموعه داروهاست. به همین جهت، طراحی و انتخاب مجموعه ای بهینه از پروژه های وارد شده به شرکت و با نگاهی کلان تر، طراحی ساختار بهینه مدیریت پورتفولیو پروژه در صنعت داروسازی حیاتی است. در این پژوهش برای طراحی ساختار بهینه مدیریت پورتفولیو پروژه در صنعت داروسازی، شرکت داروسازی دکتر عبیدی برای مطالعه موردی در نظر گرفته شد. ابتدا پژوهش بررسی شد، سپس با استفاده از مرور پیشینه و 4 نظریه نهادی، ذی نفعان، وابستگی منابع و معنابخشی و شاخص های مناسب شناسایی شد. در انتها، وزن هریک از معیارها با استفاده از روش [i]FAHP تعیین و با کمک روش تاپسیس فازی[ii](FTOPSIS)، بهترین نوع ساختار برای صنعت داروسازی منتخب با توجه به اجزای سبد انتخاب شد.
[i] Fuzzy Analytic Hierarchy Process
[ii] Fuzzy Topsis
هدف تحقیق شناسایی عوامل موثر بر اجتناب از رفتارهای ضد بهره وری در سازمان های دفاعی می باشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، آمیخته-اکتشافی است. نمونه آماری تحقیق در بخش کیفی، 12 نفر از خبرگان دانشگاهی و اجرایی سازمان های دفاعی بودند که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. در بخش کمّی نیز تعداد 230 نفر از کارکنان یکی از سازمان های دفاعی کشور به روش تصادفی ساده انتخاب و در تحقیق مشارکت داده شدند. ابزار گرداوری داده ها در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمّی پرسشنامه می باشد. برای تحلیل داده های کیفی از روش داده بنیاد و برای تحلیل داده های کمّی از مدل یابی معادلات ساختاری (نرم افزار PLS ) استفاده شده است. تحلیل داده ها حاکی از شناسایی 68 شاخص در قالب 13 مولفه و 4 بعد(عوامل سازمانی، عوامل مدیریتی، عوامل فردی و عوامل فرهنگی-اجتماعی) برای عوامل موثر بر اجتناب از رفتارهای بهره وری در سازمان های دفاعی می باشد. شاخص های برازش مدل نیز بر کیفیت و برازش مناسب مدل تحقیق دلالت دارد. تمرکز بر شاخص های شناسایی شده در این تحقیق از سوی مدیران و فرماندهان و کارکنان این سازمان ها در تمامی سطوح می تواند آنها را در اجتناب از رفتارهای بهره وری یاری نماید.
تشخیص اجتماع یک موضوع مهم در تحلیل شبکه های اجتماعی می باشد و برای درک ساختار شبکه های پیچیده ضروری است. در تشخیص اجتماع هدف، شناسایی گروه هایی است که گره های گروه به طور متراکم با هم در ارتباط هستند. در این تحقیق، ضمن ارائه معماری جامع و یکپارچه ای از روش های تشخیص اجتماع با یادگیری عمیق، از تکنیک های یادگیری عمیق برای کنترل داده های گراف با ابعاد بالا استفاده شده است. روش های کلاسیک تشخیص اجتماع برای شبکه های با ابعاد پایین مناسب هستند. از این رو، کاهش ابعاد شبکه های پیچیده موضوع مهمی در تشخیص اجتماع به شمار می آید. در این تحقیق، ابتدا ماتریس شباهت جدیدی از توپولوژی شبکه برای آشکار کردن اتصالات مستقیم و غیر مستقیم بین گره ها ایجاد می شود. سپس یک خودمرزگذار پشته براساس یادگیری بدون نظارت برای کاهش ابعاد طراحی شده است. پس ازآن الگوریتم های مختلف خوشه بندی تست و برای تشحیص اجتماعات به کار برده می شوند. ارزیابی مدل پیشنهادی تحقیق، با انجام آزمایش های متعدد بر روی معیار استاندارد و شش مجموعه داده واقعی کاراته، دلفین ها، فوتبال، کتاب های سیاسی،کرا و شهروند مورد بررسی قرار می گیرد. نتایج ارزیابی روش پیشنهادی، در مجموعه داده فوتبال در مقایسه با دوازده الگوریتم مطرح به کار رفته در تحقیقات گذشته دقت بالاتری در شناسایی اجتماعات دارد و در سایر مجموعه داده ها در مقایسه با سیزده الگوریتم بهبود قابل توجهی را نشان می دهد.
رایانش ابری از جدیدترین پارادایم های برون سپاری فناوری اطلاعات به شمار می رود که توانسته است در چند سال اخیر با توجه به ماهیت انعطاف پذیرش، سازمان ها را در مقابل تغییرات مداوم فناوری اطلاعات محافظت کند. مدیران سازمان ها با شناخت دقیق نیازها و اولویت بندی آنها می توانند برون سپاری موفق تری را در بستر رایانش ابری تجربه کنند. در این راستا، کنسرسیوم طرح اندازه گیری خدمات ابری، شاخص های استانداردی را به نام شاخص اندازه گیری خدمات برای مقایسه خدمات ابری فراهم آورده است که می تواند کمک بسزایی در شناسایی نیازهای سازمان برای روی آوردن به رایانش ابری پیشنهاد کند. این مقاله برای اولویت بندی نیازهای سازمان ها، روش دیمتل فازی را پیشنهاد می کند. در این روش، نظر خبرگان فناوری اطلاعات درباره برون سپاری بخش فناوری اطلاعات در بستر رایانش ابری، پس از جمع آوری، اولویت بندی می شود. مطالعه موردی این پژوهش، دانشگاه های استان سمنان است. نتایج به دست آمده از پیاده سازی این مدل، نشان می دهد مهم ترین معیارهای برون سپاری در بستر رایانش ابری، به ترتیب پذیرش، کارایی و تجربه قرارداد است. همچنین این مدل نشان می دهد مدیریت امنیت، مالکیت و تجربه قرارداد، از معیارهای تأثیرگذارند.
مطالعات نشان داده است که برندها نیز مانند انسان ها دارای شخصیت هستند که باعث تمایز آنها در ذهن مصرف کنندگان می شود. محققان تا به امروز، دو جریان شخصیت برند و خودتجانسی را بررسی کرده اند که در این تحقیق تأثیر همزمان هر دو متغیر بر وفاداری بررسی شده است. روش تحقیق، توصیفی همبستگی بوده و جامعه آماری پژوهش، مشتریان برند گوشی های ایرانی و چینی در شهر رشت در نظر گرفته شده است. نمونه گیری به روش نظام دار صورت پذیرفت و حجم نمونه 382 نفر از مشتریان هر برند تعیین شد. ابزار سنجش و اندازه گیری، پرسشنامه استاندارد داس (2014) است. برای بررسی روایی پرسشنامه از نظر متخصصان و صاحب نظران، برای برآورد ضریب پایایی از ضریب آلفای کرونباخ و برای آزمون فرضیه ها از آزمون مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار لیزرل استفاده شده است. نتایج آزمون فرضیه های تحقیق نشان می دهد شخصیت برند و تجانس، بر وفاداری مشتریان تأثیر مثبت و معناداری دارد. تأثیر شخصیت برند بر وفاداری مشتریان به برند برای برند چینی بیشتر از برند ایرانی است؛ اما تأثیر تجانس بر وفاداری مشتریان در برند ایرانی بالاتر است.