در نظام جامع مدیریت منابع انسانی برنامه ریزی به موقع جهت پرورش نیروی انسانی یا مدیرپروری از ارکان مهم و بسیار حیاتی محسوب می شود. در این زمینه یکی از مشکلات جدی بانک های دولتی کم توجهی به برنامه ریزی نیروی انسانی بخصوص مدیرپروری است. لذا مسأله اصلی تحقیق حاضر، تعیین عوامل سازنده و ارائه مدل سازمان جانشین پرور در بانک رفاه است. روش تحقیق آمیخته کیفی و کمی است. جامعه آماری شامل کلیه مدیران ارشد و میانی بانک به تعداد 600 نفر می باشد که در فرآیند نمونه گیری با استفاده از جدول مورگان نمونه ای برابر با 234 نفر به شیوه تصادفی طبقه ای انتخاب گردید. برای سنجش متغیرها از پرسشنامه ای شامل 90 سؤال استفاده شده است. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و Smart PLS2 و روش مدل سازی معادلات ساختاری انجام گرفت. بر اساس تحلیل مسیر انجام شده؛ قوی ترین رابطه علی بین مؤلفه های سه گانه مدل، تأثیر مستقیم و معنادار عوامل رفتاری در استقرار نظام جامع جانشین پروری در موردمطالعه است. همچنین مؤلفه فرهنگ بیش ترین تأثیر مستقیم علی را بر عوامل ساختاری داشته است. در زیرمدل عوامل رفتاری، مؤلفه آموزش و یادگیری نسبت به عواملِ دیگر بالاترین امتیاز را داشته و به بهترین شکل، عوامل رفتاری را تبیین می نماید.
ارزیابی و گونه شناسی فرهنگ سازمانی برای فرماندهان، مشاوران آموزشی و متولیان تربیت سرمایه انسانی، از اهمیت خاصی برخوردار است. لذا هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی فرهنگ سازمانی یک واحد نظامی با رویکرد نهادی است. تحقیق، توصیفی از نوع کمی است. جامعه آماری کل واحد نظامی است. نمونه تحقیق تعداد 265 نفر بوده اند که به روش خوشه ای انتخاب شده اند. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه معتبر دارای روایی و پایایی می باشد. قابلیت اعتماد ابزار سنجش، از روش آلفای کرونباخ93/0 به دست آمد. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای24 SPSS وxel 365 E در پنج بعد: جهادی(3.50)، بعد محیط محور(3.08)، انسان محور(3.10)، آرمان محور(3.25)، قانون محور(3.18 ) نشان داد که واحد نظامی از وضعیت متوسطی برخوردار است. همچنین یافته های تحقیق نشانگر آن است که. بالاترین میانگین، بعد جهادی با 3.50 که لازم است این بعد با روحیه جهاد و مدیریت جهادی تقویت و حفظ شود و اما پایین ترین بعد محیط محور با 3.08 است که با آموزش و تغییر نگرش تقویت شود.
اثربخشی، یکی از مباحث مهم و مورد توجه تمامی مدیران سازمان های بخش دولتی می باشد و عدم توافق همگانی در مورد ویژگی های سازمان های اثربخش، تمایز آنها از نظر اهداف و مأموریت های خاص و فرهنگهای مختلف آنهاست. این تحقیق قصد دارد مدیریت منابع انسانی را بر مبنای فرهنگ سازمانی مشارکتی در جهت بهبود اثربخشی عملکرد سازمانی متناسب سازی نماید. این تحقیق بر مبنای هدف بنیادی – کاربردی می باشد و در آن برای گرداوری داده ها از روش های کمی و کیفی استفاده می شود و از ابزارهای پرسشنامه و مصاحبه در گردآوری داده ها استفاده می گردد. جامعه آماری موردنظر خبرگان دانشگاهی با تخصص مدیریت منابع انسانی و خبرگان سیاستگذار در زمینه مدیریت منابع انسانی در نظام اداری کشور می باشند و تعداد نمونه آماری در مرحله اول جهت تکمیل پرسشنامه 40 نفر از خبرگان دانشگاهی و در مرحله دوم 10 نفر از کارشناسان خبره در سازمان اداری و استخدامی کشور توسط اساتید راهنما تعیین کفایت گردیده است. برای تجزیه و تحلیل داده های کمی حاصل از پرسشنامه از الگوریتم اجرای تکنیک دلفی فازی و در تجزیه و تحلیل داده های کیفی حاصل از مصاحبه نیز از تکنیک تحلیل مضمون استفاده شده است. در پایان می توان نتیجه گرفت که علیرغم مواد قانونی موجود در بخش دولتی در خصوص اجرای استراتژی متعهدانه در فرهنگ سازمانی مشارکتی در شاخص های توانمندسازی، کار تیمی و توسعه قابلیتها می بایست بستر قانونی مناسبتری تدوین و تصویب گردد تا بتوان در این نوع فرهنگ به اثر بخشی مدیریت منابع انسانی و در نهایت اثر بخشی سازمانی دست پیدا کرد.
در گفتگوهای عادی اجتماعی در محافل عمومی، عباراتی نظیر «همه دارند بار خود را میبندند، فساد کشور را فراگرفته، اگر نخوری، میخورند.» یا عبارت بسیار منفی «همه دزدند» یا «در این کشور هر کی سی خودش است» به گوش شما خورده باشد. «سی» در بعضی گویشهای کشور به معنی «برای» است. آیا واقعاً این عبارات در مورد همه افراد جامعه و کارگزاران حکومت صادق است؟ در این شماره در مورد این موضوع سخن خواهم گفت.
آنچه از روز ازل برای بشر از اولویت نخست برخوردار بوده و باعث تداوم نسل بشر شده، حفظ حیات بوده و بشر درگذر سالیان مهارت کنترل و مهار بسیاری از عوامل مرگ زا را کسب نموده است. آنچه را که نیاز به تعقل و تدبیر داشته انسان به بهترین نحو ممکن در آن غوطه نموده و بهترین راهکار را برای ادامه حیات سالم و مرفه استخراج نموده و بکار گرفته است اما بلایای طبیعی ظاهراً همواره به صورت معضلی حل نشدنی ذهن آدمی را به خود مشغول کرده است. از ویژگی های مهم بلایای طبیعی یکی قابل پیش بینی نبودن و سرعت فوق العاده وقوع آن است. در رویارویی با بلایای طبیعی سخن از ماه ها روزها و حتی ساعت ها نیست سخن از ثانیه ها و دقیقه ها است. تدبیر آتش سوزی نه در آن ثانیه ها که در روزها و سالهای متمادی قبل از آن امکان پذیر است. حوادث را امروز و در سکون و آرامش زمین را درمی یابیم نه در فردای تلاطم و خشم زمین. مانور پاسخی است به این نیازها و راه حلی برای مسئله. مانور مجموعه ای است از راهکارهای مناسب که از قبل از وقوع فاجعه به منظور بالابردن سطح آگاهی و آموزش مهارت های عملی با تعمیم به کل جامعه طراحی شده است. در حقیقت مانور شبیه سازی شرایط بحرانی است و مجموعه تمرین هایی است که برای ارزیابی و پایش برنامه های تدوین شده جهت مقابله با حوادث بکار می رود و در مجموع هدف از انجام تمرین های فوق ارتقای سطح آمادگی در جامعه است. نباید با انجام یک مانور کلیه ابعاد یک برنامه را ارزیابی کرد لذا باید هدف دقیق یک مانور و ابعادی از برنامه که باید در یک مانور ارزیابی گردند دقیقاً تعریف شوند. مانور می آموزد آنجا که وحشت و ترس قدرت تصمیم گیری و امکانات بالقوه موجود جهت ارائه خدمات جامع بالفعل به تمام آسیب دیدگان جامعه بهره جست.
تصمیم گیری سرمایه گذاران در بازارهای مالی از عوامل فراوانی متأثر است که بسیاری از آنها در رویکردهای عقلانی تصمیم گیری توجیه شدنی نیست. عواملی مانند نظام ارزشی، اعتقادات و پیشفرض های فرهنگی موجب بروز سوگیری در فرایند تصمیم گیری می شود که رفتار و تصمیم های سرمایه گذاران را تحت تأثیر قرار می دهد. کانون توجه این پژوهش، شناخت عوامل رفتاری و ارائۀ الگوی تصمیم گیری سرمایه گذاران با تأکید بر مؤلفه های فرهنگی است. فرضیه های مبنایی پژوهش، از مرور نظریه و پژوهش های مرتبط، استخراج و برای پیشبرد مراحل پژوهش، طرح پژوهش ترکیبی در بخش های کیفی و کمّی پژوهش، انتخاب و عملیاتی می شود. در مرحلۀ کیفی ضمن اتخاذ استراتژی پدیدارنگاری، مصاحبه های نیمه ساختاریافتۀ عمیق با خبرگان تصمیم گیری رفتاری انجام شد. داده های حاصل از مصاحبه ها با استفاده از روش تحلیل محتوا تحلیل و براساس آن، پرسشنامۀ پژوهش طراحی شد. در این قسمت با بهره گیری از استراتژی پیمایش، تعداد 500 پرسشنامه به صورت نمونه گیری در دسترس، توزیع و 316 پرسشنامه تکمیل و جمع آوری شد. داده های حاصل از پرسشنامه با نرم افزارهای SPSS و Amos Graphics و با استفاده از روش معادلات ساختاری تحلیل شد. نتایج پژوهش نشان می دهد در مقولۀ فرهنگ، مؤلفه های نظام ارزشی، کانون کنترل، تحمل ابهام، عادت به سرمایه گذاری و افق زمانی در کنار مقوله های شخصیت، سوگیری شناختی و سوگیری عاطفی، تصمیم های سرمایه گذاران را شکل می دهد و موجب بروز رفتارهای توده وار در تصمیم گیری می شود. همچنین با وجود تأیید تأثیر مقولۀ زمان در سایر پژوهش ها، تحلیل داده ها نشان داد الگوی رفتاری تصمیم گیری سرمایه گذاران بورس اوراق بهادار خراسان رضوی متأثر از عامل زمان نیست.
تشدید ریسک اعتباری و افزایش حجم مطالبات معوق نظام بانکی در سال های اخیر باعث ایجاد بحران بالقوه در نظام بانکداری بدون ربای جمهوری اسلامی ایران شده است. لازم است پیش از بروز و بالفعل شدن بحران های اجتماعی و اقتصادی در سطح کشور برای آن چاره اندیشی لازم صورت گیرد. برای تحقق این هدف در این پژوهش ابتدا جهت شناخت بهتر موضوع، مجموعه عوامل اثرگذار بر تشدید ریسک اعتباری با بررسی نسبتاً جامع منابع علمی داخلی و خارجی برشماری شده و سپس براساس نظرات خبرگان با استفاده از روش دلفی عوامل مشابه ادغام شده و به 15 عامل اصلی (8 عامل با ماهیّت کلان یا برون زا و 7 عامل با ماهیّت خرد یا درون زا) به عنوان اهم عوامل اثرگذار بر موضوع تقسیم شدند. سپس با استفاده از روش دیمتل فازی براساس نظرات مدیران عامل بانک های کشور ارتباطات درونی و درجه اهمیّت این عوامل تبیین گردید. از نظر خبرگان مورداستفاده در تحقیق که مدیران عامل بانک های کشور هستند، عوامل افزایش رفتار ریسک پذیرانه مدیریت بانک ها، مشکلات ناشی از مورد مصرف تسهیلات، رکود اقتصادی، مشکلات ساختاری بانک ها و ضعف در نظارت و پیگیری مطالبات دارای بیشترین تأثیر و درجه اهمیّت در تشدید ریسک اعتباری و افزایش مطالبات معوق نظام بانکی کشور هستند. همچنین براساس نظر خبرگان مشکلات ساختاری بانک ها، افزایش نرخ ارز، عدم استقلال بانک ها، ضعف کارشناسی اعطای تسهیلات، تشدید ریسک های سیاسی و افزایش نرخ تورم و مشکلات قانونی به عنوان عوامل اثرگذار بر سایر عوامل مؤثر بر تشدید ریسک اعتباری هستند و سایر عوامل جزء گروه عوامل تأثیرپذیر می باشند.
هدف از انجام پژوهش حاضر، ارائه مدل مدیریت کارراهه شغلی به عنوان راهبردی جهت توسعه منابع انسانی در سازمان شهرداری تهران می باشد. پژوهش از حیث ماهیت، استقرایی و از حیث روش، کیفی می باشد. جامعه آماری پژوهش، خبرگان سازمان شهرداری تهران می باشند که به روش نمونه گیری هدفمند با استفاده از تکنیک گلوله برفی، تعداد 11 نفر با در نظرگرفتن اشباع نظری انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. رویکرد مورد استفاده در پژوهش حاضر، تکنیک داده بنیاد می باشد که پس از انجام مراحل سه گانه کدگذاری باز، محوری و انتخابی مدل اولیه ارائه گردید و در ادامه با استفاده از تکنیک دلفی و کسب نظر از خبرگان، مدل نهایی پژوهش ارائه داده شد که مبتنی بر 6 بعد عوامل علی، مقوله محوری، راهبرد، عوامل بسترساز، عوامل مداخله گر و پیامدها بود. بعد عوامل علی در قالب عوامل فردی و سازمانی تدوین شد. عوامل بسترساز شامل؛ قابلیت های سخت افزاری و نرم افزاری بودند. موانع محیطی، رفتاری و ساختاری جزو عوامل مداخله گر در مدل شناسایی شدند و استراتژی های توسعه ای و استراتژی های فعلی نیز جزو دسته بندی راهبردهای مدل بودند. همچنین پیامدهای اجرایی مدل در سه بعد پیامدهای کارکنان، سازمان و شهروندان دسته بندی شدند.
هدف اصلی این پژوهش بررسی کارآیی درونی نظام آموزشی مقطع ابتدایی استان قم در سال تحصیلی 94-93 می باشد. کارآیی اصطلاحی است که برای توصیف ارتباط میان داده ها و ستاده ها بکار می رود . داده ها یا دروندادها عبارتند از انواع مواد ، انرژی و اطلاعات به شکل تجهیزات و تسهیلات فیزیکی ، منابع مالی ، نیروی انسانی ، منابع مادی ، دانش و اطلاعات می باشد . ولی در آموزش و پرورش برای تسهیل کار معمولاً داده را با دانش آموز سال و ستاده یا برونداد در تحلیل کارآیی درون به صورت کمی محض نظیر تعداد فارغ التحصیلان اندازه گیری می شود. جامعه آماری این تحقیق کلیه دانش آموزان مقطع ابتدایی استان در سال تحصیلی 94-93 می باشد. ضمناً به لحاظ بررسی کل جامعه آماری ، نمونه گیری صورت نپذیرفته است. برای محاسبه کارآیی درونی ابتدا نرخهای ارتقاء، تکرار پایه، ترک تحصیل، ماندگاری، تکمیل (فارغ التحصیلی)، میانگین طول سال های تحصیل برای هر فارغ التحصیل، نسبت درون داد به برون داد واقعی، نرخ اتلاف، درصد اتلاف ناشی از ترک تحصیل و درصد اتلاف ناشی از تکرار پایه مقطع ابتدایی استان قم در سال تحصیلی 94-93 محاسبه شد و در نهایت کارایی درونی نظام آموزشی ابتدایی استان محاسبه شد. بر اساس نتایج بدست آمده از شاخص های کارایی درونی، ضریب کارایی درونی مقطع ابتدایی استان قم در سال تحصیلی 94-93، 8/98 % بدست آمد.
در قرن اخیر ، از اواخر دهه 60 میلادی ، پژوهشهای دانشگاهی بسیاری درباره هویت سازمان و نقش نوآوری در شناساندن هویت سازمان به مشتریان انجام شده است . این پژوهشها این سوال را در ذهن ایجاد کرده است که آیا نوآوری فرایندی تک بعدی است یا یک فرایند چند بعدی است ؟ برآیند پژوهشها حاکی از این مطلب است که ، نوآوری فرایندی چند بعدی است که تمام مقاطع سازمان را در بر می گیرد . هر سازمان برای ادامه حیات موفق خویش مجبور به زندگی همراه با نوآوری است . نوآوریهای بانکی از سال 1985 تا 1991 رشدی فزاینده داشته است و امروزه با کمک تکنولوژی این رشد ، از غنای بیشتری برخوردار شده است .
امروزه مدیران در بخشهای دولتی و خصوصی، داشتن آگاهی در مورد قوانین و مسائل سبز را امری مهم و ضروری برای بقای سازمانهای خود میدانند. اگر چه امروزه محققان، هر یک از موضوعات مدیریت زنجیره تأمین سبز و مدیریت منابع انسانی سبز را به صورت جداگانه ترویج دادهاند، اما تاخیر زیادی در یکپارچهسازی این دو موضوع وجود داشته است. لذا در این پژوهش سعی در ارائه یک چارچوب یکپارچه و منسجم برای ارزیابی و بهبود فی ما بین مدیریت منابع انسانی سبز و مدیریت زنجیره تأمین سبز (GHRM-GSCM) با استفاده از رویکرد فازی شده است. بدین منظور ابتدا با استفاده از بررسی جامع ادبیات پژوهش، مصاحبه و نظر خبرگان در صنعت کانه آرایی آریا، نسبت به شناسایی اولیهی شاخصهای ارزیابی در مدیریت منابع انسانی سبز و مدیریت زنجیرهی تأمین سبز اقدام به عمل آمد. در مرحلهی بعد با استفاده از تکنیک DEMATEL فازی و ANP فازی روابط علی_معلولی، وزن هر یک از معیارها و زیرمعیارها مشخص شدند. نتایج این ارزیابی نشان میدهد که عوامل رهبری، انعطافپذیری و زیستمحیطی به ترتیب اهمیت، به عنوان عوامل تاثیرگذار شناسایی شدهاند و بهینهسازی این عوامل توسط صنعت کانه آرایی آریا میتواند منجر به بهینه شدن سایر عوامل (عوامل تاثیرپذیر) گردد.
هدف از تحقیق حاضر شناسایی پیامدهای کوید 19 بر گردشگری ورزشی و ارائه راه کار بود. این تحقیق با شیوه کیفی و با رویکرد تحلیل تماتیک انجام شد که از لحاظ هدف کاربردی و با ماهیت اکتشافی بود. جامعه آماری متشکل از کلیه صاحب نظران رشته مدیریت ورزشی، جامعه شناسی و گردشگری بودند. نمونه گیری به صورت هدفمند انجام شد که با 14 مصاحبه، اشباع نظری صورت گرفت. در ارتباط با پیامدهای کوید 19 بر گردشگری ورزشی، تعداد 40 مقوله فرعی بدست آمد که در 9 مقوله اصلی قرار گرفته شد. در نهایت نیز از مقوله های بدست آمده به چهار مفهوم پیامدهای شغلی، پیامدهای رویدادی، پیامدهای توسعه پایدار و پیامدهای پساکرونا بدست آمد. در ارتباط با راه کارهای پیشنهادی، تعداد 51 مقوله فرعی بدست آمده است که در 11 مقوله اصلی قرار گرفتند. در نهایت نیز از مقوله های بدست آمده به پنج مفهوم راهکارهای اقتصادی، بهداشتی، زیرساختی، مدیریتی و راهکارهای پساکرونا بدست آمد. به صورت نظری، نتایج حاضر می تواند به غنای علمی حوزه گردشگری ورزشی و مدیریت ورزشی کمک شایانی بکند و به عنوان زیربنایی برای مطالعات آتی این حوزه قرار گیرد. به صورت عملی نیز کلیه سازمان ها و مدیران ذی ربط می توانند با چالش های حاضر و چالش های پیش رو آشنا شوند و از راه کارهای ارائه شده، جهت مقابله و اصلاح وضعیت موجود و آتی بهره گیرند.