تعاملات تجاری فی مابین کشورها در قرن حاضر با سرعت غیرقابل پیش بینی در جریان است که در بسیاری از مواقع تنظیم مقررات حقوقی حاکم بر آنها با کندی انجام میشود. با توجه به اینکه منابع حقوقی کشورمان برگرفته از منابع فقهی و تا حدودی موضوعات روز حقوقی جهان امروز می باشد جملگی باعث شده که در درون این منابع جست وجوی موضوعاتی را هدف قرار دهیم که با به روزرسانی و تبیین آنها بتوانیم به نیازهای جامعه اسلامی کشورمان در لزوم جذب نقدینگی و رشد روزافزون تعاملات تجاری پاسخ درخور شانی را ارائه دهیم. بنابراین یکی از مهمترین این موضوعات معرفی و تبیین عقد استصناع می باشد، عقدی که معنای درخواست ساخت یا سفارش ساخت شی یا چیزی را بیان می کند. این مقاله با روش کتابخانه ای، درصدد پاسخگویی به این پرسش است که آیا عقد استصناع در مقایسه تطبیقی با کنوانسیون بیع بین المللی کالا (وین ۱۹۸۰)، روشی جدید برای تسهیل مبادلات بین المللی ایران با دیگر کشورها لحاظ می شود یا خیر؟یافته ها نشان دادند با توجه به اینکه عقد استصناع یکی از فروعات عقد بیع می باشد این عقد می تواند با توجه به نظر برخی از فقها و حقوقدانان که آن را بر ماده ده قانون مدنی مرتبت میدانند می توان این عقد را زمینه ساز تعامل بیشتر فی مابین و متقابل علی الخصوص در زمینه پرداخت ثمن و تسلیم معوض را فراهم آورد.
پژوهش حاضر یک پژوهش کاربردی از نوع توصیفی پیمایشی است که به بررسی تأثیر شیوه های الکترونیکی بازاریابی دهان به دهان بر قصد استفاده از بانکداری همراه با توجه به نقش اعتماد و درگیری مشتری در بین مشتریان بانک ملت در شهر تهران پرداخته است، با توجه به نامحدود بودن جامعه آماری تعداد بر اساس جدول کرجشی مورگان 384 نفر از طریق نمونه گیری در دسترس برای پاسخ گویی به پرسشنامه به عنوان ابزار جمع آوری اطلاعات انتخاب شدند و اطلاعات گردآوری شده پس از تعیین روایی و پایایی پرسشنامه و اطمینان از استاندارد بودن آن از طریق معادلات ساختاری و نرم افزار اسمارت پی ال اس تجزیه وتحلیل شدند، نتایج پژوهش نشان داد که کیفیت استدلال، ظرفیت، ثبات و اعتبار منبع بر اعتماد به بانکداری و قصد استفاده از بانکداری همراه تأثیر مثبت و معنی دار دارند، ولی حجم بازاریابی فقط بر قصد استفاده از بانکداری همراه تأثیرگذار بوده است. همچنین درگیری مشتری ارتباط بین شیوه های الکترونیکی دهان به دهان و اعتماد به بانکداری را تعدیل می کند.با توجه به نتایج پژوهش می توان گفت بانک ملت و سایر بانک ها می توانند شیوه های الکترونیکی بازاریابی دهان به دهان برای توسعه و گسترش فعالیت های خود استفاده کنند.
این پژوهش باهدف طراحی مدل علی عوامل سازمانی مدیریت سرمایه انسانی با رویکرد کارآفرینانه در شرکت ملی پخش فرآورده های نفتی انجام شد. پژوهش حاضر از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ نحوه گردآوری اطلاعات جزء پژوهش های آمیخته (کیفی - کمی) از نوع اکتشافی بود. جامعه آماری در بخش کیفی شامل خبرگان دانشگاهی و سازمانی شامل کارشناسان مطلع به امر مدیریت سرمایه انسانی با رویکرد کارآفرینانه و در بخش کمّی شامل تمامی کارکنان شرکت ملی پخش فرآورده های نفتی منطقه قزوین بود. حجم نمونه در بخش کیفی با اشباع نظری (۲۰ نفر) و در بخش کمّی بر اساس فرمول کوکران ۳۳۵ نفر برآورد شد. ابزار گردآوری داده ها، در بخش کیفی، مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمّی، پرسش نامه محقق ساخته بود. روایی پرسش نامه از نظر محتوایی توسط چند نفر از خبرگان، روایی ﻫﻤﮕﺮا از طریق محاسبه میانگین واریانس اﺳﺘﺨﺮاج ﺷﺪه و روایی واﮔﺮا از طریق محاسبه جذر AVE به تأیید رسید. پایایی پرسش نامه از طریق آلفای کرونباخ 86/0 به دست آمد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون های آلفای کرونباخ، میانگین واریانس اﺳﺘﺨﺮاج ﺷﺪه، کولموگروف اسمیرنف، تحلیل عاملی تأییدی و همبستگی پیرسون استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد از بین 11 عامل سازمانی استخراج شده که 7 مؤلفه به عنوان عوامل اثرگذار مشخص شدند؛ عدالت سازمانی (903/0)، آموزش (870/0)، مزیت رقابتی (857/0)، قابلیت سازمانی (772/0)، حمایت مدیریت ارشد (747/0)، رفتار شهروندی سازمانی (611/0) و فرهنگ سازمانی (524/0) به ترتیب اولویت قرار گرفتند و از بین 4 مؤلفه پیامدهای سازمانی، بهبود بهره وری (738/0)، نوآوری (607/0)، عملکرد (540/0) و چابکی سازمانی (506/0) به ترتیب در اولویت هستند.
هدف اصلی این پژوهش، تدوین مدل ارزش گذاری برند به عنوان شاخص کلیدی در مدیریت استراتژیک هوشمند بازاریابی و کسب وکار است. در دنیای امروز که رقابت بازار به شدت افزایش یافته و اهمیت برندینگ به عنوان یکی از عوامل مهم موفقیت سازمان ها برجسته تر شده است، شرکت ها نیازمند استفاده از رویکردهای هوشمند و استراتژیک برای ارزش گذاری برند خود به منظور افزایش شناخت، اعتماد مشتریان و ارتقای موقعیت رقابتی هستند. این پژوهش با تمرکز بر ارزش گذاری برند، به بررسی چگونگی بهره گیری از فناوری های نوین و تحلیل داده ها برای بهبود استراتژی های بازاریابی و افزایش ارزش برند شرکت ها پرداخته است. این تحقیق از نوع کیفی و مبتنی بر تحلیل مضمون است و از طریق مصاحبه های هدفمند با مدیران ارشد، کارشناسان حوزه بازاریابی و خبرگان دانشگاهی انجام شده است. یافته ها نشان می دهد که ارزش گذاری برند هوشمند، ضمن تقویت همگرایی در فرایند تصمیم گیری و استفاده مؤثر از داده های مرتبط با برند، می تواند به ارتقای رفتار مشارکتی مدیران و تعریف ساختارهای انگیزشی منجر شود. در نتیجه، شرکت ها قادر خواهند بود همگام با ارتقای رضایت ذینفعان، ارزش برند و عملکرد اقتصادی خود را بهبود بخشند.
هدف اصلی این پژوهش، طراحی مدلی جامع برای عدالت سازمانی و رضایت شغلی با در نظر گرفتن نقش کلیدی مدیریت استراتژیک هوشمند در شکل دهی رفتارهای شهروندی سازمانی است. مطالعه موردی این تحقیق در اداره راهداری استان لرستان انجام شده است. در نهادهای خدماتی مانند راهداری، پویایی عوامل انسانی و بهره گیری از رفتارهای شهروندی سازمانی، متأثر از میزان برقراری عدالت سازمانی و سطح رضایت شغلی کارکنان است. مدیریت استراتژیک هوشمند نیز با برنامه ریزی دقیق و هدایت هدفمند کارکنان، می تواند زمینه ساز تقویت این رفتارها در سطح سازمان شود. پژوهش حاضر از نوع کیفی و با بهره گیری از روش تحلیل مضمون انجام شده است. در این راستا، از میان مدیران و کارکنان اداره راهداری استان لرستان و همچنین خبرگان دانشگاهی در حوزه مدیریت منابع انسانی، 15 نفر با روش نمونه گیری هدفمند برای مصاحبه های نیمه ساختاریافته انتخاب شدند. تحلیل مصاحبه ها با استفاده از کدگذاری و استخراج مضامین صورت گرفت. یافته ها حاکی از آن است که رعایت عدالت سازمانی، با تأثیر مثبت بر انگیزه های درونی افراد و تقویت روحیه تعهد، نقش بسزایی در ارتقای رضایت شغلی و شکل گیری رفتارهای شهروندی سازمانی دارد. همچنین، مدیریت استراتژیک هوشمند می تواند با ایجاد ساختارها و مکانیزم های حمایتی، فرایندهای سازمانی را در راستای تقویت روحیه مشارکت و اثربخشی کارکنان هدایت کند. بر اساس نتایج، این پژوهش می تواند به عنوان الگوی مناسبی برای سازمان های خدماتی مشابه که نیازمند ارتقای شاخص های عملکردی از طریق تقویت رفتارهای شهروندی سازمانی هستند، مطرح شود.
پژوهش حاضر به منظور شناسایی شایستگی مدیران دانشی و پژوهشی انجام شده است. برای انجام پژوهش حاضر از رویکرد کیفی از نوع پدیدارشناسی تفسیری استفاده گردید. ازنظر هدف از نوع پژوهش های کاربردی می باشد چراکه نتایج آن مستقیماً در سازمان ها اداری قابل کاربرد است، .مشارکت کنندگان، مدیران و صاحب نظران این حوزه می باشند. به روش نمونه گیری متوالی و هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری دعوت به مصاحبه شدند. ملاک و معیار انتخاب آنان، داشتن تجربه های ژرف مدیریت در بخش های مختلف اداری بود. درنهایت برای این منظور، از مصاحبه های انجام گرفته با صاحب نظران و متخصصین حوزه مدیریت پژوهشی و مدیران مجرب دانشی و پژوهشی در سازمان های اداری، با استفاده از روش تحلیل مضمون، نتایج پژوهش ارائه شد. بدین منظور پژوهشگران با پیروی دقیق از مراحل کار و کسب اطلاعات دقیق موازی، انتقال (اعتبار بیرونی) پژوهش را نیز تا حد امکان تأمین کردند. به جهت افزایش پایایی ابزار پژوهش از اعتباریابی یا بازبینی توسط مصاحبه شوندگان استفاده شد، پس از مصاحبه، داده ها در فرآیند کدگذاری به شکل استقرایی و بر اساس تحلیل مضمونی با استفاده از نرم افزار NVivo 10 دسته بندی و مورد تحلیل قرار گرفتند.پنج مضمون فراگیر قابل احصاء بود که مشتمل بر مفاهیم؛ شایستگی های شناختی، شایستگی های ارزشی، شایستگی های دانشی، شایستگی های اخلاقی، شایستگی های مدیریتی و نهایتاً شایستگی های ارتباطی بود.
آموزش مجازی به تمام شکل های یاددهی یادگیری اطلاق می شود که به شیوه الکترونیکی اجرا و پشتیبانی می شود و بر محور ارزش هایی نظیر فرد محور بودن، یادگیری مستقل، خود راهبر و فعال مبتنی است.. هدف از این پژوهش، بررسی چالش های موجود بخش تدریس و ارزشیابی در بستر فضای مجازی است. به منظور جمع آوری یافته های این پژوهش از روش کتابخانه ای که در زمره تحقیقات بنیادیست بهره بردیم. بررسی های انجام گرفته درباره چالش های پیش رو در آموزش مجازی نشان داد که در این بستر هم برای دانش آموزان و هم برای معلمان و اولیا می توان چالش هایی را مشاهده کرد و آن هم این است که کودکان بیش از اندازه به وسایل بصری و هوشمند وابسته می شوند در نتیجه باعث شد که انگیزه فراگیران کاهش پیدا کند و تأمین اینترنت مورد نیاز برای برخی از خانواده ها سرسام آور شود. استفاده از این فضا موجب شد که معلمان وقت کافی برای تدریس در کلاس-های خود نگذارند و به طور بی رویه از مطالب دیگران استفاده کنند و همچنین سنجش واقعی در این فضا کاری بس دشوار و آن چنان مورد قبول نباشد. در ارتباط با چالش های ارزشیابی نیز می توان به ارزشیابی کتبی، پرسش و پاسخ های کلاسی، ارائه های کلاسی و کار پوشه الکترونیکی اشاره کرد که در متن همه را به تفصیل بیان نمودیم.
هدف: اکنون دوره دیجیتال است و در دوره ای زندگی می کنیم که هر روز با تعاملات اجتماعی در رسانه های اجتماعی سروکار داریم؛ زیرا این رسانه ها امکان برقراری ارتباط سریع و کارآمد را برای ما فراهم می کنند؛ به همین دلیل کسب وکارهای کوچک، متوسط و بزرگ نیز رسانه های اجتماعی را کانالی ارزشمند و ضروری برای بازاریابی می دانند. بازاریابی رسانه های اجتماعی، بخشی از فرایند بازاریابی دیجیتال است که با استفاده از تولید محتوا در شبکه های اجتماعی، برای دستیابی به اهداف بازاریابی و برندسازی کسب وکارها تلاش می کند. هدف از اجرای این پژوهش، بررسی تأثیر خودافشایی، نگرانی های حریم خصوصی و میزان خشنودی، بر آسودگی خاطر در بازاریابی رسانه های اجتماعی است.
روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی است و در زمره پژوهش های توصیفی، از نوع هم بستگی قرار می گیرد. این پژوهش از نظر فلسفه، قیاسی است که بر مبنای پارادایم اثبات گرایی اجرا شده است. از نظر شاخص زمانی نیز مقطعی محسوب می شود. جامعه آماری این پژوهش، کلیه مشتریان دیجی کالا در شهر کرج در نظر گرفته شده است. به منظور محاسبه حداقل نمونه لازم برای پژوهش، از فرمول کوکران با فرض نامحدودبودن جامعه آماری استفاده شد که تعداد آن 384 نفر به دست آمد. با توجه به محدودیت های جمع آوری داده، پرسش نامه به صورت الکترونیکی طراحی شد و پس از توزیع از طریق ایمیل و شبکه های اجتماعی، داده های مورد نیاز از جامعه دریافت شد. شبکه های اجتماعی استفاده شده در این پژوهش اینستاگرام، واتساپ و تلگرام بود. از مخاطبانی که خرید و استفاده از دیجی کالا را تجربه کرده بودند، درخواست شد که در پاسخ گویی به پرسش نامه همکاری کنند. روش گردآوری اطلاعات، میدانی و ابزار گردآوری اطلاعات پرسش نامه بود. برای سنجش متغیرهای پژوهش، از پرسش نامه جاکوبسان و همکاران (2020) استفاده شد. برای پاسخ به پرسش های پرسش نامه، از مقیاس 5 سطحی لیکرت استفاده شد که در آن 1 به معنای کاملاً مخالف تا 5 به معنای کاملاً موافق بود. برای سنجش روایی، از نظر خبرگان و برای اندازه گیری پایایی، از فرمول آلفای کرونباخ استفاده شد که پایایی تمامی متغیرها بیشتر از 7/0 به دست آمد. آزمون فرضیه ها (مدل ساختاری) با استفاده از روش معادلات در نرم افزار پی ال اس انجام شد.
یافته ها: یافته های توصیفی نشان داد که بیشتر افراد در گروه سنی ۳۶ تا ۵۰ سال (۵۹ درصد) بودند و گروه های سنی ۲۰ تا ۳۶ سال (۲۱ درصد) و ۵۰ سال به بالا (۲۰ درصد) در رتبه های بعدی قرار گرفتند. سطح تحصیلی بیشتر افراد در مقطع کارشناسی ارشد (۵۴ درصد) بود و به ترتیب مقطع کارشناسی (۲۹درصد) و دیپلم و فوق دیپلم (۱۷ درصد)، در رده های بعدی قرار گرفتند. یافته های بخش استنباطی حاکی از آن است که نگرانی های حریم خصوصی بر متغیرهای خودافشایی، خشنودی و آسودگی خاطر در بازاریابی، تأثیر مثبت می گذارد؛ متغیر خودافشایی بر آسودگی خاطر در بازاریابی تأثیر مثبتی دارد و همچنین، خشنودی بر آسودگی خاطر در بازاریابی اثر مثبتی می گذارد.
نتیجه گیری: توصیه می شود که از رسانه های اجتماعی، به عنوان ابزاری برای اطلاع رسانی عمومی استفاده شود و امکان بیان احساسات شخصی در شبکه های اجتماعی فراهم شود.
امروزه در دنیای پر رقابت کسب و کارهای پلتفرمی از دغدغه های مهم صاحبان پلتفرم، درگیر سازی یا مشارکت و همکاری گروهی بازیگران پلتفرم است. از این رو با توجه به اهمیت موضوع پژوهش حاضر به طراحی الگو درگیرسازی بازیگران طرف عرضه در اکوسیستم پلتفرم پرداخته شده است. پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ راهبرد تحلیل تم یا مضمون است. نمونه گیری در این پژوهش در دسترس و تجزیه وتحلیل و گردآوری داده ها به روش کیفی و از راه مصاحبه گردآوری شده است. در پژوهش حاضر از 15 نفر از بازیگران طرف عرضه پلتفرم خدمات تاکسی، یعنی رانندگان که به عنوان خدمت دهنده فعالیت دارند و تمایل استفاده از یک پلتفرم تاکسی اینترنتی نسبت به تاکسی های اینترنتی دیگر در آنها بیشتر بوده است، مصاحبه عمیق انجام شده است. پس از پیاده سازی مصاحبه ها و بررسی دوباره آنها کدگذاری انجام شد که در مجموع 89 کدخام از مصاحبه ها استخراج شد و در نهایت به دلیل شباهت ها از لحاظ معنایی و مفهومی، کدها به 13 مضمون پایه و 6 مضمون سازمان دهنده تبدیل شده است. مضامین سازمان یافته شامل رهبری پلتفرم، حاکمیت و باز بودن پلتفرم، تمایل به چند خانگی خدمت دهندگان، تسهیلات پلتفرم برای خدمت دهندگان، زیرساخت فناوری پلتفرم و عوامل فرهنگی است.
سازمان های دولتی باید به مردم، نمایندگان آنان و سایر نهادهای نظارتی در برابر اقدامات و عملکرد خود پاسخگو باشند. با این وجود، آن گونه که شایسته است به این مهم توجه شایانی نشده است. در این پژوهش آمیخته، هدف، شناسایی و اولویت بندی موانع پاسخگویی عمومی سازمان های دولتی است. در بخش کیفیِ پژوهش، با استفاده از مصاحبه های غیرساختاریافته و عمیق با 24 نفر از مدیران دولتی، کارشناسان سازمان های دولتی و استادان رشته مدیریت دولتی و تحلیل داده های حاصل از مصاحبه ها با تحلیل مضمون، موانع اصلی پاسخگویی عمومی سازمان های دولتی و زیرشاخه های آنها شناسایی شدند. سپس در بخش کمی، از طریق پرسشنامه هایی که دربرگیرنده موانع، شناسایی شده بودند با روش تحلیل سلسله مراتبی اولویت بندی گردیدند. نتایج نشان می دهد که سه دسته موانع ساختاری، محیطی و محتوایی (رفتاری)، پاسخگویی را دچار خدشه می کنند. براساس یافته های پژوهش، موانع پاسخگویی عمومی سازمان های دولتی ایران به ترتیب اولویت عبارت اند از: موانع قانونی، نبود سیستم کارآمد پاسخگویی، فساد اداری، عدم حاکمیت شایسته سالاری، نبود سیستم ارزشیابی عملکرد مناسب، نبود فرهنگ سازمانی مناسب، ناکارآمدی مدیران، نبود سیستم اطلاعات کارآمد، موانع فرهنگی و عدم ثبات در سازمان های دولتی.
امروزه در سازمان های دولتی و غیردولتی، وجود برنامه راهبردی فناوری اطلاعات (برفا) می تواند به تحقق اسناد کلان بالادستی همچون چشم انداز، مأموریت، اهداف و راهبردهای کلان کمک کند. مشکل اساسی چه در بعد نظری و چه در بعد عملیاتی این است که تحلیل مؤلفه های برفا برای تحقق اسناد کلان بالادستی کمتر مورد توجه قرار گرفته است؛ مسئله اصلی این پژوهش، عدم شناسایی این مؤلفه ها برای هر یک از اسناد کلان بالادستی است. بنابراین، هدف از این پژوهش در مرحله اول، شناسایی مؤلفه های هر یک از این اسناد بالادستی و سپس شناسایی مؤلفه های برنامه راهبردی فناوری اطلاعات برای تحقق آن اسناد است. این مهم با مورد مطالعه دانشگاه امام صادق علیه السلام انجام شده است. روش شناسی این پژوهش براساس مطالعه موردی آمیخته است که در دو مرحله کیفی-کیفی و براساس نوع شناسی مورس انجام شده است؛ در مرحله اول کیفی، با تحلیل مستندات، مؤلفه های اسناد کلان بالادستی شناسایی شده، و در مرحله دوم با استفاده از ابزار چندروشی همچون مصاحبه، مشاهده مشارکتی، گروه کانونی و مطالعه اسناد به شناسایی مؤلفه های راهبردی فناوری اطلاعات در تحقق اسناد کلان دانشگاه پرداخته شده است. این پژوهش با شناسایی 111 اقدام از برفا به منظور تحقق اسناد کلان بالادستی دانشگاه امام صادق علیه السلام نشان دهنده این موضوع است که برفا می تواند در مقابله با تهدیدات روزافزون همچون ویروس کرونا به خوبی نقش خود را ایفا نموده و موضوعات گوناگون همچون جذب و نگهداری نیروی انسانی، رشد فزاینده علمی، ارتقای برنامه های آموزشی و پژوهشی و غیره در دانشگاه را بهبود دهد.
هدف این پژوهش، شناسایی و اولویت بندی شاخص های کلیدی چیدمان بصری فروشگاه آنلاین است.
روش پژوهش: این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر نوع روش، تحقیق توصیفی پیمایشی است. این پژوهش بر اساس رویکرد کمّی و کیفی است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه مدیران بازاریابی شرکت هایی که فروش اینترنتی دارند و همچنین اساتید دانشگاه در سطح استان اردبیل می باشد، که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند، نمونه ای به تعداد 24 نفر انتخاب شد. در بخش کیفی، از مصاحبه برای شناسایی شاخص های چیدمان بصری فروشگاه آنلاین استفاده شده است. پس از تدوین مصاحبه و گردآوری اطلاعات آن، روایی و پایایی مصاحبه با استفاده از شاخص روایی محتوای نسبی CVR و شاخص پایایی کاپای کوهن آزمون شد. در بخش کمّی نیز ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه است. بدین شکل که شاخص های شناسایی شده در مصاحبه، در قالب پرسشنامه برای استفاده در روش دلفی فازی در اختیار اعضای نمونه قرار گرفت. برای سنجش روایی و پایایی پرسشنامه پژوهش، از روش روایی محتوا و پایایی بر اساس میزان ناسازگاری استفاده شده که مقدار آن برابر با 039/. بوده است. در خصوص شیوه تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی پژوهش، از نرم افزار Atlas.ti و در بخش کمّی از روش دلفی فازی استفاده شده است.
یافته ها: با توجه به یافته های پژوهش مهم ترین شاخص های چیدمان بصری فروشگاهی آنلاین عبارت اند از: اندازه تصاویر، تعداد تصاویر، نوع قلم، اندازه قلم، رنگ قلم، نمایش تصاویر به صورت ثابت یا در حال حرکت، رنگ تصویر پس زمینه، رنگ تصاویر محصولات و اطراف محصولات، دسته بندی محصولات، اندازه کناره های سایت، محتوای کناره های سایت، نحوه چیدمان تصاویر، نورپردازی صفحه سایت، فعال بودن تصاویر، تبلیغات منو، کلیکی، غیرقابل کلیک، خودکار و...، پس زمینه قابل تغییر، تصاویر تخت یا سه بعدی، استفاده از تصویر انسان یا انیمیشن، نمایش تصاویر به صورت افقی یا عمودی، صدا، موسیقی و فیلم، طراحی گرافیکی سایت و محتوای سایت.
نتایج: نتایج پژوهش مشتمل بر شناسایی و اولویت بندی مهم ترین شاخص های کلیدی چیدمان بصری فروشگاه آنلاین است. که در نهایت 22 عامل تعیین کننده در خصوص چیدمان بصری فروشگاه آنلاین شناسایی شد.
هدف این پژوهش، بررسی رابطه ابعاد بازاریابی سبز داخلی با کیفیت خدمات در صنعت بانکداری است. روش تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ روش اجرا، توصیفی- علی است. جامعه پژوهش را کلیه کارکنان شعب بانک صادرات استان گیلان تشکیل داده اند. با استفاده از فرمول کوکران تعداد 179 نفر از کارکنان شعب بانک به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. پرسشنامه مورد استفاده برگرفته از مطالعه آکروش و همکاران (2013) بود. به منظور تحلیل مدل پژوهش از روش معادلات ساختاری، با استفاده از نرم افزار LISREL8.53 و در بخش آمار توصیفی از نرم افزار SPSS18 استفاده شد. یافته ها نشان دادند دو جزء بازاریابی سبز داخلی شامل استخدام کارکنان و ارتباطات داخلی، به علت عدم توجه به معیارهای حرفه ای در جذب و استخدام کارکنان و همچنین عدم توانایی مدیران برای ارتقای ارتباطات شخص به شخص میان افراد و گروه ها، هیچ رابطه ای با کیفیت خدمات در شعب بانک صادرات استان گیلان نداشته است. ولی سایر عوامل شامل آموزش، انگیزش، امنیت شغلی و نگهداری کارکنان با کیفیت خدمات رابطه دارند. به طور کلی مدیرانی که نگران نظارت و بهبود رضایت مشتری خارجی هستند، باید شایستگی کارکنان را توسعه دهند تا به عنوان بازاریاب «پاره وقت» برای سازمان عمل کنند. لذا آگاهی مدیران از انگیزه ها و چرایی رفتار کارکنان و ایجاد شرایط مطلوب در جهت پاسخگویی به این انگیزه ها می تواند کارکنان را در راستای اهداف سازمان برانگیزاند و همچنین این به مدیران بینش ظریفی در مورد مزیت رقابتی مبتنی بر محیط زیست ارائه می دهد.
زمینه و هدف: پیشگیری و کشف جرایم توام با رعایت حقوق شهروندان یکی از وظایف اصلی و ذاتی فراجا محسوب می شود. پلیس های تخصصی( صفی) در حین پیشگیری و مراحل کشف جرایم علی رغم داشتن اختیارات قانونی ممکن است خواسته یا ناخواسته مرتکب تعدی و تعرض(ضرب وجرح،توهین وفحاشی) به حقوق شهروندان شوند.لذا پژوهش حاضر با هدف شناخت عوامل موثر در پیشگیری از تعدی و تعرض کارکنان صفی فراجا علیه شهروندان وارائه راهکارهای مناسب صورت گرفته است.روش: از نظر هدف کاربردی واز روش کیفی و ابزار گرد آوری داده ها ضمن بررسی اسناد و پروندهای موجود (1395-1400) از طریق مصاحبه با کارکنان مجرب و متخصص در حوزه رسیدگی به جرایم و تخلفات کارکنان به تعداد 15 نفر به صورت تلفیقی صورت گرفته است .یافته ها: یافته ها نشان دادند همزمان با افزایش جرایم مهم در جامعه، وبالا رفتن سطح توقع جامعه از فرماندهان و مدیران ارشد اجرایی فراجا و متعاقب آن از کارکنان از یک سو،وضعف در تجهیزات و زیرساخت ها ونیز ضعف اصول بازجویی فنی و علمی توسط پلیس های (صفی)، خواسته یا ناخواسته آنان را به سمت تعدی و تعرض به حقوق شهروندان سوق می دهد.نتیجه گیری: با توجه به وظایف ذاتی پلیس و افزایش وقوع جرم عوامل موثردر پیشگیری ازتعدی و تعرض علیه شهروندان شامل :عوامل فرامحیطی (برون سازمانی)،محیطی(درون سازمانی)،وعوامل انسانی می باشد که اصلاح هرکدام متناسب با شرح وظایف آنان و تقویت و اطلاع رسانی در زمینه سامانه های نظارتی بر عملکرد کارکنان مانند سامانه 197به منظور نظارت و کنترل بر عملکرد یگانهای تابعه،استفاده از تجهیزات الکترونیکی و اپتیکی مناسب به منظور کشف رفتار مجرمانه و ثبت مستندات بصورت واقعی، استفاده بهینه از دوربین های البسه متناسب با ماموریت های سازمانی می تواند باعث کاهش میزان جرایم گردد.
ایجاد و کسب مشتریان رضایت مند، هدف اصلی هر کسب و کاری می باشد؛ زیرا رابطه واضح و قوی بین کیفیت محصولات (خدمات)، رضایت مندی مشتری و سودآوری وجود دارد. در تحقیق حاضر به بررسی تاثیر تاکتیک های آمیخته بازاریابی بر تصویر برند با نقش میانجی تجربه لذت بخش در گردشگری غذایی با مطالعه بر روی مشتریان رستوران مجموعه فرهنگی – تاریخی سعد آباد پرداخته شده است. تحقیق حاضر از نظر هدف، کاربردی و از منظر روش، توصیفی- پیمایشی بود. تعداد نمونه، 384 نفر از کلیه مشتریان رستوران مجموعه فرهنگی – تاریخی سعد آباد که به صورت تصادفی ساده و بر اساس فرمول کوکران انتخاب شد که با استفاده از آزمون کلومروف اسمیرینوف، تحلیل عاملی و معادلات ساختاری لیزرل و آزمون سوبل به بررسی تاثیر بین فرضیه ها پرداخته شد. نتایج تحقیقات نشان می دهد که با توجه به جدول ضرایب غیراستاندارد می توان گفت که تمامی فرضیات در سطح 99% اطمینان مورد تایید قرار می گیرند.
این پژوهش به بررسی شیوه های توافقات تجاری در مورد انتقال فناوری، روش های مرسوم به شکل های گوناگون و بر مبنای معیارهای متفاوت، پرداخته است. اهم این شیوه ها، قراردادهایی است که موضوع مستقیم آنها فرآیند انتقال شناخت و مهارت و صلاحیت می باشد، همچنین است قراردادهایی که موضوع مستقیم آنها امور دیگری است ولی از آن جهت که بار فناوری دارند، منجر به انتقال فناوری می شوند. هدف از انجام این مطالعه، بررسی قراردادهای تکنولوژی محور در راستای تامین نیازها و اهداف جامعه اقتصادی و صنعتی و به ویژه حقوقدانان و مشاوران و کارشناسان حقوقی و به ویژه پاسخ به سوالات در زمینه شیوه های قراردادی انتقال فناوری و جذب فناوری های نوین می باشد. شیوه گردآوری اطلاعات لازم در خصوص موضوعات پژوهش حاضر به صورت کتابخانه ای به شیوه توصیفی و از طریق مطالعه ی کتاب ها، مقالات و پایان نامه ها و دیگرآثار مکتوب بوده است.
هدف اصلی این پژوهش، ارزیابی مزایای بازی وارسازی در سایت تاریخی تخت جمشید است. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی - تحلیلی و مبتنی بر مطالعات اسنادی و پرسش نامه محقق ساخت صورت گرفته است. جامعه فعالان گردشگری به عنوان جامعه هدف در نظر گرفته شده و ۳۵۴ نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شده اند. برای پردازش داده های به دست آمده از آزمون های AVE، فورنل لارکر، ضرایب بارهای عاملی، آلفای کرونباخ، پایایی ترکیبی و مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که بازی وارسازی با هر ۴ بعد مورد بررسی در این پژوهش"آموزش، برندسازی، وفاداری، اشتغال و درآمدزایی" رابطه مثبت و معناداری دارد. بازی وارسازی در تخت جمشید نه تنها تجربه ای تفریحی و آموزشی ارائه می دهد، بلکه به گردشگرها اجازه می دهد تا بافرهنگ و تاریخ کشوری که در آن بازدید می کنند، به شیوه ای تازه و فعالانه در ارتباط باشند. با ارتقای تجربه گردشگرها از طریق بازی وارسازی، تخت جمشید به عنوان یک مقصد گردشگری متفاوت و جذاب شناخته خواهد شد.
هدف از تحقیق حاضر، ارزیابی مؤلفه های تاب آوری در سازمان های پایدار بود. روش این تحقیق توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش شامل مدیران، معاونان، کارکنان و اعضای سازمان های دولتی مختلف کرمانشاه بودند؛ کسانی که با موضوع تاب آوری سازمانی آشنایی داشتند و دارای مدرک کارشناسی به بالاتر بودند. جهت انتخاب نمونه آماری تحقیق از روش نمونه گیری تصادفی استفاده شده است. بر این اساس، تعداد 396 نفر که دارای معیار ورود می باشند، انتخاب شدند. مدیران، معاونان و کارکنان در هنگام مراجعه در صورت احراز شرایط ورود به مطالعه پرسشنامه های پژوهش بین آنها توزیع شد. جهت اندازه گیری متغیرها از پرسشنامه استاندارد کونور و دیویدسون (2003) و مک مانوس (2009) استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده های تحقیق از الگوی معادلات ساختاری و نرم افزار پی ال اس استفاده شده است. یافته های این تحقیق نشان می دهد که تاب آوری در سطح قابل قبولی قادر به پیش بینی مؤلفه های ارزش ها (0/80)، برنامه ریزی (0/83)، سازمان دهی (0/71)، هماهنگی (0/77)، یادگیری (0/66)، چابکی (0/67) و کنترل هزینه (0/70) است. همچنین، ارزیابی مؤلفه های تاب آوری نشان داد که مقدار آماره تی مؤلفه برنامه ریزی نسبت به سایر متغیرها در سازمان های پایدار در سطح بالاتری قرار دارد و از وضعیت مطلوب تری برخوردار است. در سازمان های مورد بررسی، از بین مؤلفه های تاب آوری، مؤلفه چابکی و یادگیری از وضعیت مطلوبی برخوردار نبودند.
پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل توسعه صنعت گردشگری با تاکید بر نقش مدیریت رسانه با رویکرد آمیخته انجام شده است. در این پژوهش از رویکرد آمیخته (کیفی-کمی) استفاده شده است. نمونه آماری در بخش کیفی شامل 15 نفر از استادان و متخصصان و صاحب نظران ارتباطات، رسانه و گردشگری و در بخش کمی پژوهش، شامل 200 نفر از مدیران و کارشناسان ارشد گردشگری در مازندران بوده است. در نخستین گام پژوهش، به کدگذاری مصاحبه های تخصصی پژوهش با استفاده از تحلیل کیفی مضمون با نرم افزار MAXQDA v10.R150410 پرداخته شده است. در گام بعدی نتایج حاصل از تحلیل عاملی تاییدی با نرم افزار Smart PLS ارائه گردیده است. سپس مقوله های موجود با روش ساختاری-تفسیری با نرم افزار MicMac سطح بندی شده و الگوی اولیه پژوهش طراحی شده است. بر اساس نتایج به دست آمده در این تحقیق تبلیغات، کیفیت خدمات، سیاست گذاری، مشارکت افراد بومی، فرهنگ گردشگری، بهره برداری مناسب از محیط زیست، درآمدزایی در مقصد گردشگری و تسهیلات زیربنائی به عنوان مولفه های اصلی شناسایی شدند که بر صنعت گردشگری تأثیر دارند. نتایج حاصل از بخش کمی تحقیق نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش و اعتبار مناسبی جهت تأثیر رسانه های جمعی بر توسعه صنعت گردشگری برخوردار است.