فساد یک نیروی یکپارچه ومتمرکز نیست که بتوان آن را به وسیلهی راه حلی تک بعدی کنترل نمود، بلکه مستلزم استفاده از رهیافتی کلینگر چند بعدی است. اگر فرآیند مبارزه با فساد را شامل مراحل تشخیص بیماری و سپس پیشگیری ودرمان آن بدانیم، علاوه بر اهمیت انجام مطالعه های آسیب شناسانه، ضرورت تدوین سیاست ها و استراتژیهای منطبق بر شرایط داخلی و بومی کاملاً آشکار خواهد بود. کشورها با تدوین استراتژی، تلاش دارند با نگاهی کل نگر، همه سونگر و نظام مند و رویکردی آینده گرا شرایط و موقعیت کنونی و آتی را تحلیل و با تکیه بر توانمندیها به مهم ترین و اساسیترین مسایل راهبردی در این رابطه پاسخ مؤثر و مناسب بدهند. در جهت اجرایی نمودن چنین رهیافتی، در این مقاله با بررسی استراتژیهای بین المللی مبارزه با فساد، 26 شاخص در قالب 4 بخش اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و اداری برای تبیین استراتژی مبارزه با فساد جمهوری اسلامی ایران شناسایی شد. پس از اخذ دیدگاه های صاحبنظران، تمامی شاخص ها مورد تأیید قرار گرفت و شاخص های حوزهی اداری دارای بیشترین اهمیت شناخته شدند.
فضاهای ورزشی، یکی از مهمترین مراکز خدماتی در سطح شهر محسوب می گردند، که سطح درخور توجهی از فضاهای شهری را به خود اختصاص داده است، بنابراین، توجه به این نکته که فضاهای ورزشی باید به نحو شایسته-ای در سطح شهر مکان یابی گردند، ضروری به نظر می رسد. در این پژوهش، به بررسی وضع موجود فضاهای ورزشی شهر زنجان با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی(GIS) و مدل تحلیل سلسله مراتبی(AHP) جهت مکان یابی بهینه فضاهای ورزشی شهر زنجان پرداخته شده است. پس از مطالعه وضع موجود فضاهای ورزشی، مشخص گردید که توزیع فعلی فضاهای ورزشی در سطح سلسله مراتب شهری مناسب نبوده است، به طوری که تفاضل سطح و سرانه بین وضع موجود و استاندارد فضای ورزشی به ترتیب محله، ناحیه، منطقه و شهر برابر با 0.85، 0.33، 0.33،0.58 متر مربع است. از مجموع 19 فضاهای ورزشی شهر زنجان، 9 فضای ورزشی در مقیاس محله، 6 فضای ورزشی در مقیاس ناحیه، 3 فضای ورزشی در مقیاس منطقه، 1 فضای ورزشی در مقیاس شهر، خدمات رسانی می کنند. برای تحلیل سازگاری کاربری ها و ارزیابی نحوه قرار گیری کاربری های همجوار با کاربری ورزشی از ماتریس سازگاری استفاده شد و مشخص گردید، که 35 درصد از کاربری های همجوار با کاربری ورزشی کاملاً سازگار و 65 درصد کاربری های همجوار با کاربری ورزشی نسبتاً ناسازگار هستند. به طور کلی، توزیع فضاهای ورزشی در سطح شهر زنجان مناسب نبوده است، بنابراین، در سناریوی مکان یابی بهینه فضای ورزشی نتایج زیر حاصل گردید: زمین های کاملاً نامناسب برای مکان یابی فضاهای ورزشی شهر 0.13 هکتار(1درصد)، زمین های نسبتاً نامناسب 1.56 هکتار(7 درصد)، زمین های بی تفاوت یا متوسط 11.04 هکتار(44درصد)، زمین های نسبتاً مناسب 9.4 هکتار(43 درصد) و زمین های کاملاً مناسب 1.4 هکتار(6درصد) از اراضی شهر زنجان را به خود اختصاص داده است.
مقوله احداث شهرهای جدید،"" عمده ترین سیاستی است که اینک برخی از دستگاه های اجرایی مملکت به منظور دستیابی به هدف هایی، همچون: مهار رشد شهرهای بزرگ، مقابله با مسایل رشد شهرنشینی در آینده و از بین بردن آثار فزاینده تمرکز امور، آن را در رأس تصمیم گیری های خود قرار داده اند. از طرفی، طی دهه 85 - 1375 وزارت کشور به طور میانگین هر نه روز، یک نقطه شهری جدید تصویب نموده که در دوره 10 ساله فوق در مجموع 400 نقطه شهری به تعداد شهرهای ایران افزوده شده، حال آنکه سیاست دولت در این شهرها، تنها به ایجاد یک شهرداری و دادن حداقل امکانات مورد نیاز محدود شده است؛ اما هدف از ایجاد شهرهای جدید در ایران را می توان در قالب دو هدف؛ یعنی تمرکز زدایی از شهرهای بزرگ و تمرکزگزینی جمعیت در مناطق توسعه نیافته دانست. بررسی عملکرد شهرهای جدید ایران نشان از آن دارد که شهرهای جدید ایران هنوز نتوانسته است آن جمعیت پیش بینی شده خود را جذب نماید. چه عواملی باعث شده که با وجود سرمایه گذاری های بسیاری که غیر قابل برگشت نیز هست، شهرهای جدید ایران در جذب جمعیت موفق نباشد؟ بی هویتی شهرهای جدید، عدم تطابق با فرهنگ ساکنان، خوابگاهی بودن، مکانیابی نامناسب و ... تنها چند عاملی هستند که در پاسخ به سؤال فوق می توان از آنها نام برد. شهرهای جدید ایران اگرچه یک راه حل میانه و سیاستی واقع گرایانه و مصلحت اندیشانه در شرایط زمانی حال است و اگرچه نسبت به راه حل های اضطراری و کوتاه مدت از جامعیت بیشتری برخوردار است، اما تنها نسخه شفابخش مشکلات شهری ایران نیست. این تفکر فقط می تواند به صورت عملکردی برای ایجاد فرصت ها و مجالها برای تهیه برنامه های اساسی و دراز مدت در شهرنشینی کشور باشد که در راس آن تدوین سیاست ملی شهرنشینی و راهبرد در توسعه فضایی کشور و بالا بردن قابلیت شهرهای کوچک و متوسط است که راه حل اساسی در تامین اهدافی است که تاکنون شهرهای جدید در برآورده کردن آنها عاجز مانده اند.
این مقاله به بررسی نظام توزیع جمعیت در کانون های شهری استان فارس در دوره زمانی 1385-1335 می پردازد. روند رو به رشد شهرنشینی همگام با افزایش تعداد شهرها و به خصوص افزایش شهرهای زیر 25000 نفر جمعیت، از مهمترین خصوصیات نظام توزیع جمعیت شهری استان فارس است. گرایش به شهرنشینی در استان فارس در طول یک دوره پنجاه ساله از روند حاکم بر تحولات جمعیتی کل کشور تبعیت می کند، به طوری که در سال 1335 تنها 35/32 درصد از جمعیت استان در مناطق شهری سکونت داشته اند که این نسبت درآخرین سرشماری سال 1385 به 17/61 رسیده است. در زمینه افزایش تعداد نقاط شهری نیز تعداد شهرهای استان از 13 شهر در سال 1335 به 73 شهر در سال 1385 رسیده است. در این میان، شهر شیراز به علت موقعیت سیاسی - تاریخی و داشتن امکانات اقتصادی، همواره جاذب جمعیت بوده و در طول پنج دهه اخیر به عنوان شهر نخست استان عمل نموده است. سهم 3/46 درصدی از جمعیت شهری استان، به همراه فاصله 87/9 برابری با شهر دوم استان(مرودشت) در سال 1385، بیانگر نامتعادل بودن توزیع فضایی جمعیت شهری استان فارس است
تحلیل پوششی داده ها (DEA) یک روش برای مشخص کردن مرز کارایی از مجموعه امکان تولید می باشد. در مقابل تحلیل پوششی داده ها مدل دیگری وجود دارد که معکوس تحلیل پوششی داده ها (IDEA) نامیده می شود و برای مشخص کردن مرز ناکارایی از شبه مجموعه امکان تولید می باشد.در این مقاله یک معیار کارایی جدیدی با استفاده از مرز کارایی و ناکارایی و وزن به دست آمده از فرآیند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) پیشنهاد می کنیم.
علما و دانشمندان، کارآفرینی را نیروی محرکه اصلی رشد و توسعه اقتصادی کشور معرفی کرده، و آن را فرآیند نوآوری و بهره گیری از فرصت ها با تلاش و پشتکار بسیار دانسته اند. سه دلیل مهم توجه به موضوع کارآفرینی، تولید ثروت، توسعه تکنولوژی و اشتغال مولد است. کارآفرینی به عنوان سنبل و نماد تلاش و موفقیت در امور تجاری بوده و کارآفرینان، پیشگام موفقیت های تجاری در جامعه، توانا در بهره گیری از فرصت ها، و پیشتاز در ابتکار و خلاقیت هستند. کارآفرینان از نظر رهبری، مدیریت، نوآوری، کارایی، اثربخشی، بهره وری، خلق و استفاده از فرصت ها، ایجاد شغل، رقابت و تشکیل شرکت های جدید، سهم مهمی در رشد اقتصادی دارند. بنابر اعتقادی در جوامع لازم است انقلاب کارآفرینی رخ دهد، به گونه ای که این انقلاب در قرن حاضر، اهمیتی بیش از انقلاب صنعتی دارد.هدف مقاله حاضر، شناسایی موانع محیطی، داخلی و برآیندی موثر بر کارآفرینی سازمانی در بندر نوشهر می باشد. موانع محیطی شامل فقدان رقابت، نداشتن اختیار سیاست گذاری و تعیین ماموریت توسط مدیران، وجود گروه های ذینفع متعدد و پاسخگو بودن به عموم مردم، عدم وجود مراکز آموزش (بندری-دریایی) مکانیزه، و عدم وجود اساس نامه و توافق نامه در بین شرکت های کشتیرانی برای جذب کشتی های خارجی جهت ارزآوری و کارآفرینی، موانع داخلی شامل تصمیمات نامناسب مدیران عالی در انتصاب و بکارگیری مدیران زیردست، عدم تفویض اختیار کافی، پیچیدگی و تعدد اهداف و عدم وجود رقابت شرکت های ثانوی در تخلیه و بارگیری کالاها، موانع برآیندی شامل موانع فرهنگی-اجتماعی، تعریف سنتی از موفقیت، امکان ادامه فعالیت سازمان با وجود کارآمد نبودن و تغییرات مکرر مدیریت در دوره های زمانی کوتاه، می باشد. جامعه آماری تحقیق، مدیران و کارشناسان بندر می باشند. با توجه به تعداد محدود اعضا جامعه آماری، از نمونه گیری استفاده نشد بلکه همه اعضا جامعه آماری مورد سرشماری قرار گرفتند. نوع تحقیق کاربردی و از روش توصیفی استفاده گردید. روش جمع آوری داده ها کتابخانه ای و میدانی بوده و ابزارهای جمع آوری داده ها و اطلاعات، مصاحبه (به طور خاص جهت طراحی ابزار اندازه گیری) و پرسش نامه بوده است. آزمون های مورد استفاده، آزمون نسبت برای رد یا تایید فرضیات و آزمون فریدمن برای رتبه بندی سوالات با استفاده از نرم افزار spss بوده است. نتیجه تحقیق به این صورت بوده که از چهارده فرضیه فرعی، ده فرضیه مورد تایید قرار گرفته است. در پایان مقاله نیز در قالب جمع بندی، بحث، نتیجه گیری، پیشنهاداتی چند در رابطه با کاربردهای نتایج مذکور در دنیای واقعی و نیز ادامه و پیگیری تحقیقات مشابه در آینده ارایه شده است.
این پژوهش با هدف طراحی روش شناسی مناسب برای تغییر مدل کسب و کار در سازمان متاثر از به کارگیری فناوری های نوین اطلاعاتی و ارتباطی مانند فناوری موبایل انجام شده است. در این راستا پس از مطالعه و بررسی ادبیات موضوعی مرتبط با مدل کسب و کار، تغییر فناوری اطلاعات و تاثیر آن بر سازمان ها و مطالعه های انجام شده در خصوص تغییر مدل کسب و کار و به کارگیری فناوری موبایل در سازمان، چارچوب نظری پژوهش طرح ریزی شده است. سپس روش شناسی پیشنهادی برای تغییر مدل کسب و کار، در مراحل آتی از طریق نظرسنجی از خبرگان و هم چنین با استفاده از رویکرد سیستم های پویا، شبیه سازی مدل کسب و کار و تدوین سناریوهای متعدد برای ارزیابی اهمیت و ضرورت انجام مراحل روش شناسی پیشنهادی مورد ارزیابی قرار گرفت. نتیجه ی این مطالعه، طراحی روش شناسی تغییر در قالب پنج مرحله و سی وهفت فعالیت، همراه با خروجی های مورد انتظار از هر فعالیت است.
از نظر تئوریک، فناوری اطلاعات و ارتباطلات(فاوا) به عنوان بخشی از معماری سازمانی مفهوم جدیدی است که در چارچوب تحولات حاصل در طرق هدایت نظام مدیریت سازمان ها مطرح شده است که با نگاهی ویژه به این مقوله در حوزه منابع انسانی و طرح رویکردهای جدید مانند معماری منابع انسانی قابل بررسی است. با توجه به این که عوامل مؤثر بر ارایه چارچوب معماری منابع انسانی(اعم از بازدارنده و پیش برنده) در محیط ها و بسترهای گوناگون متفاوت بوده یا حداقل درجه اثرگذاری و اهمیت آن ها متغیر است، در این پژوهش تلاش بر ارایه چارچوبی برای سنجش فناوری اطلاعات و ارتباطلات در قالب مدل های آمادگی الکترونیک در معماری منابع انسانی با رویکرد استراتژیک در صنعت نفت کشور مورد توجه قرار گرفت. پس از بررسی ادبیات نظری مربوط به این موضوع، مهم ترین عوامل مؤثر بر حوزه فاوا در قالب 7 بعد شناسایی شد. سپس در چارچوب یک پژوهش پیمایشی، در شرکت ملی نفت ایران 182 پرسشنامه جمع آوری شد. نتایج نشان می دهد که کارشناسان و خبرگان صنعت نفت وضعیت موجود را پیش برنده و مناسب ارزیابی نکرده اند. در پایان پیشنهادهایی برای بهبود وضع موجود ارایه شده است.
بررسی روند تحولات تجارت جهانی محصولات مبتنی بر فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطی طی ? دهه اخیر، نشان می دهد، کشورهای درحال توسعه به طور جدی به دنبال کسب موقعیت رقابتی مناسب در عرصه صنعت نرم افزار هستند. نظر به اهمیت مسئله رقابت برای مدیران ارشد بنگاه های ایرانی فعال در صنعت نرم افزار و ضرورت داشتن درک صحیح برای کسب موفقیت در عرصه رقابت، طی فعالیتی پژوهشی تلاش شده است بر مبنای رویکرد کیفی، یک مدل مفهومی برای تبیین توان رقابتی بنگاه های فعال در صنعت نرم افزار توسعه داده شود. در این مقاله، که بخشی از نتایج پژوهش مذکور را ارایه می نماید، پس از بیان موضوع پژوهش در بخش مقدمه، ابتدا مفهوم رقابت و مزیت رقابتی از نظر تئوری های نوین بنگاه و مزیت رقابتی تبیین شده است. سپس روش پژوهش مورد استفاده برای مدل سازی توان رقابتی تشریح شده است. در ادامه مقاله فرایند اجرایی بهکار گرفته شده برای مدل سازی توان رقابتی در سطح بنگاه به طور مختصر مورد بحث قرار گرفته است. نتایج فرایند مدل سازی طی سه بخش اصلی شامل توافق در خصوص فهرست مفاهیم مرتبط با توان رقابتی بنگاه، استخراج و تحلیل نقشه علی خبرگان، و استخراج و مدل سازی نقشه ادغامی صنعت نرم افزار در بخش پایانی مقاله ارایه شده است. خروجی نهایی این پژوهش مدل مفهومی توان رقابتی بنگاه در صنعت نرم افزار است.