فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۲۱ تا ۹۴۰ مورد از کل ۳۳٬۳۰۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
Human language and power of speech are not the only means of his communication with others, but a high percentage of his messages are transmitted to others willingly or unwillingly with other parts of the body and through his physical movements and behaviors, which is called body language. The messages sent by body language are much more expressive and expressive than the messages that are transmitted through speech. Imam Khamenei (Madazla-ul-Ali) has proven during his leadership and in various scenes recorded by him that he is very skilled and capable in using body language. On the other hand, one of the foundations of personality psychology is that people's movements and behavior are subject to their personality. Therefore, this research seeks to introduce the scientific and Quranic personality of the Supreme Leader, using library sources and descriptive and analytical methods to analyze the origins and Quranic foundations of Imam Khamenei's different body language in meeting with the people and leaders of some countries to pay The findings of this research indicate that the origin of his humble and kind body language in front of the people, especially the families of the martyrs, as well as his authoritative and seemingly arrogant body language, in meeting with some heads of government, are both humanizing and sublime commands of the Holy Quran. Is.
اجماع نوظهور نفتی درکشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس؛ تبیین گذار از رانت تخصیصی به رانت مولد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مبسوطمقدمه و اهداف: توسعه اقتصادی شگفت آورکشورهای شورای همکاری خلیج فارس در دهه های اخیر موجب پیدایش هسته ای نوین از سرمایه داری در زیرسیستم خلیج فارس و منطقه خاورمیانه شده است. پادشاهی های خلیج فارس امروزه با استفاده بهینه از اقتصاد رانتیر و درآمدهای حاصل از منابع عظیم هیدروکربنی، اجماعی نوظهور از توسعه مبتنی بر استفاده اولیه از منابع هیدروکربنی را شکل داده و به سمت توسعه اقتصادی متنوع حال حرکت اند. این تحولات تغییرهای شگرفی را در ادبیات دولت رانتیر ایجاد کرد؛ به گونه ای که نفت و دولت رانتیر که پیش ازاین به عنوان موانع توسعه پایدار شناخته می شدند به یکی از ارکان اصلی حرکت به سمت توسعه در این جوامع تبدیل شده اند؛ به بیانی دیگر، کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس در حال حرکت از رانت تخصیصی به سوی رانت مولد در مسیر توسعه هستند. هدف این مقاله تبیین دلایل موثر بر این تغییر است. روش ها: پژوهش حاضر با استفاده از روش تحلیلی-تبیینی مبتنی بر تحلیل مولفه های خرد و کلان و چهارچوب مفهومی دولت توسعه گرا ضمن استفاده از منابع کتابخانه ای و اینترنتی تلاش می کند تا با اشراف بر کم و کاستی های نظریه دولت توسعه گرا ناظر بر عدم توجه به متغیرهای بین المللی و اثرگذاری آنان بر فرایند توسعه داخلی اثرگذاری هر دو دسته از مولفه ها را بر این تغییر واکاوی کند. یافته ها: یافته های این پژوهش نشان می دهند که وقوع مجموعه ای از مؤلفه های سیاسی و اقتصادی نظیر تغییر در نسل رهبران، تولد دولت های توسعه گرا، متوازن سازی سیاست خارجی، بهره گیری از قدرت هوشمند و اتصال به اقتصاد جهانی، زمینه شکل گیری این الگوی نوین توسعه را فراهم کرده و به شکل گیری حرکت جدیدی در میان اعضای شورا از رانت تخصیصی به مولد منتج شده است.نتیجه گیری: در واقعیت امر برای دهه ها، منابع هیدروکربنی خلیج فارس، دروازه ورود و حضور کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در اقتصاد جهانی به عنوان تأمین کنندگان انرژی بوده است بااین حال وقوع تحولاتی نظیر بهار عربی و شورش هایی در جهان عرب که مشروعیت و بقا خاندان های سلطنتی خلیج فارس را به خطر انداختند از یک سو از سوی دیگر ناپایداری منابع نفتی، کشف نفت شیل و بی ثباتی در قیمت نفت، این کشورها را متوجه ضرورت و اهمیت ایجاد نظام اقتصادی متنوع کرد. در کنار این موضوعات، وقوع تحولاتی در دو سطح داخلی و خارجی، این کشورها را به سمت وسوی نوعی اجماع بر سر نحوه حکمرانی داخلی و سیاست خارجی سوق داد. نسل جدید رهبران با نگرش های عمدتاً اقتصادمحور به قدرت رسیدند و در جست وجوی مسیرهای متنوع سازی اقتصاد رانتیر کشورهای خود، دست به ابتکاراتی نظیر برنامه های چشم انداز توسعه در تمامی کشورهای شورای همکاری خلیج فارس زدند. این دولت های رانتیر نیز تحت تأثیر اندیشه های نوین رهبران خود عملاً با بهره گیری از عناصری چون اقتدارگرایی و با پیروی از مدل سرمایه داری اقتدارگرا، تبدیل به دولت هایی مولد و پرورش گر در عرصه اقتصادی شدند که امروزه مجری اصلی چشم اندازهای توسعه با ابزارهایی چون برندینگ دولتی و سرمایه گذاری های اقتصادی هستند. هم زمان به پشتوانه اندیشه های نوین رهبران جدید مبنی بر اهمیت روابط اقتصادی مؤثر با جهان و پیگیری منافع و فرصت های سیاسی -اقتصادی به طور هم زمان با شرق و غرب، دست به متوازن سازی سیاست خارجی زدند و ضمن استفاده از مؤلفه های هوشمند قدرت، روابط را به شکلی دوسویه با شرکایی نظیر چین، هند در شرق و آمریکا و اروپا در غرب دنبال کرده اند.
کاربست تحلیل علّی لایه ای در تبیین رویکرد نگاه به شرق در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نگاه به شرق از جمله رویکردهای مطرح در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران دست کم طی دو دهه گذشته است. این رویکرد متعاقب تشدید تحریم های بین المللی علیه تهران و اعمال محدودیت های اقتصادی و سیاسی بر سر راه تعاملات بین المللی ایران بیش از پیش در عرصه نظری و سیاستگذاری مورد توجه قرار گرفته است. با توجه به ناکامی این سیاست در دستیابی به اهداف مورد انتظار طی سال های گذشته و نیز با نگاهی دقیق تر به جایگاه آن در سیاست خارجی ایران، می توان سویه هایی از ایدئولوژی، گفتمان و سازه های فرهنگ راهبردی را در کنار عوامل و متغیرهای سیستمی پیش گفته در اقبال به این رویکرد مشاهده کرد. بر این مبنا هدف مقاله پیش رو ارزیابی این سیاست با استفاده از رهیافت تحلیل علّی لایه ای در چهار سطح عینیت، سیستم، گفتمان و جهان بینی و نهایتاً اسطوره ها و استعاره های سیاسی و هویتی ایرانی با هدف فهم دقیق بنیان های سیاست نگاه به شرق است. بررسی ها نشان دهنده فاصله میان نقطه ایده آل جمهوری اسلامی ایران از پیگیری سیاست نگاه به شرق با وضعیت موجود است. از نقطه نظر آینده نگری راهبردی، این امر ریشه در پایین ترین سطوح یعنی «لایه های جهان بینی و استعاره ها و اسطوره ها» دارد. به این معنا که وجود منابعی برای تمایز و عدم اشتراک در این لایه ها در کنار فقدان دستیابی به فهم مشترک پیرامون مسائل، چالش ها و فرصت ها و به ویژه ضعف در بسترسازی هویتی و فرهنگی مشترک موجب شده تا نگاه به شرق بیش از آن که یک راهبرد مستقل در ساحت سیاست خارجی ایران باشد، از واکنش نسبت به فشارهای سیستمی و همچنین تلاش در جهت پیشبرد دستورکارهای مشخص در زمینه روابط خارجی فراتر نرود.
الزامات سیاست گذاری علم، فناوری و نوآوری در جمهوری اسلامی ایران با استفاده از روش فرا ترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی بسیج سال ۲۷ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱۰۲
5 - 52
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی چیستی الزامات سیاست گذاری علم،فناوری و نوآوری در جمهوری اسلامی ایران به روش فراترکیب انجام شده است. در این فراترکیب کیفی، جامعه پژوهش شامل تمامی مقاله های مرتبط در راستای اهدف پژوهش بوده است.ابزار گردآوری اطلاعات این پژوهش کیفی به صورت کتابخانه ای و با بررسی مقالات علمی پژوهشی از طریق جست وجو در منابع مربوطه، با انتخاب مناسب کلیدواژه و رصد پایگاه های اطلاعاتی است.در این فراترکیب کیفی، جامعه پژوهش شامل تمامی مقاله های مرتبط در راستای اهدف پژوهش بوده است. در مجموع 59 مقاله براساس کلیدواژه های مناسب یافت و براساس ملاک ورود عنوان، 11 مقاله حذف و براساس ملاک خروج بررسی چکیده و محتوا 24 مقاله حذف و در نهایت 24 مقاله انتخاب شد.در نتیجه یافته های حاصل از پژوهش به استخراج 198 کد اولیه درکدگذاری باز، ۵۹ مولفه فرعی درکدگذاری محوری و در نهایت در کدگذاری انتخابی توسط،پژوهش گر 8 مولفه اصلی(1- توجه به بازیگران،ذینفعان و نهادهای واسط 2- توجه به بخش خصوصی 3- توجه به دانشگاه ها و تعاملات بین المللی با انتقال دانش و تجربیات 4- وجود پایگاه و منبع اطلاعاتی جامع و واحد 5- وجود یک مرکز و نهاد واحد در خط مشی گذاری،دراجرا، ودر نظارت و ارزیابی 6-وجود یک مدل منسجم جهت یکپارچگی بین سیاست گذاران،مجریان و قوانین و اسناد بالادستی 7- تکمیل و ایجاد زیر ساخت مناسب با شناسایی وضعیت موجود،تبیین اشکالات موجود و ارائه راهکار 8- وجود یک ساز وکار مناسب در ارزیابی) به عنوان الزامات سیاست گذاری علم،فناوری و نوآوری شناسایی گردید.
فراتحلیل عوامل مؤثر بر بی تفاوتی سیاسی ایرانیان؛ پژوهش های بازه زمانی 1380-1401(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بی تفاوتی سیاسی به دل زدگی سیاسی، بی میلی سیلی، بی کنشی سیاسی و عدم تمایل فرد به مشارکت سیاسی اطلاق می شود. هدف پژوهش، مطالعه عوامل مؤثر بر بی تفاوتی سیاسی دربازه زمانی 1401-1380 است. روش پژوهش از نوع فراتحلیل کمی است که محقق با استفاده از مرور ادبیات و تحقیقات صورت گرفته در بازه زمانی 1380 الی 1401، بی تفاوتی سیاسی با حجم نمونه 11 تحقیق را شناسایی و آنها را برحسب روش، حجم نمونه، ضرایب همبستگی و سطح معنی داری، جامعه آماری و سال دسته بندی و سازمان دهی کرده است. یافته های تحقیق نشان داد بین عوامل سیاسی (بی اعتمادی سیاسی؛ بیگانگی س یاسی؛ عدم برخورداری از حقوق شهروندی؛ ف رهنگ سیاسی پایین)، عوامل اجتماعی (قانون گریزی اجتماعی؛ احساس بی عدالت اجتماعی؛ آنومی اجتماعی؛ فقدان شفافیت اجتماعی؛ کیفیت پایین زندگی)، عوامل فرهنگی (مصرف رسانه های جمعی، میزان دینداری؛ آنومی فرهنگی، فردگرایی)، عوامل اقتصادی (محرومیت نسبی، بیکاری، طبقه اجتماعی- اقتصادی) و عوامل جمعیتی (تحصیلات، میزان درآمد و سن) با بی تفاوتی سیاسی رابطه معنی داری دارند. نتایج نشان می دهد بی تفاوتی سیاسی متاثر از عوامل متعدد اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی است که ضرورت دارد برای جلوگیری از بروز این پدیده، زمینه های مشارکت سیاسی شهروندان در امور جامعه از طریق ارتقای پایگاه اجتماعی- اقتصادی افراد، تقویت عزت نفس، احساس کارایی، افزایش اع تماد سیاسی و اجتماعی، تقویت مولفه های دینداری، برقراری ع دالت اج تماعی و افزایش رضایت از زن دگی فراهم شود.
عربستان سعودی و معمایِ ایران: سناریوی محتمل در افق 2030(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های راهبردی سیاست سال ۱۲ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۰ (پیاپی ۸۰)
259 - 300
حوزههای تخصصی:
عربستان سعودی به عنوان کشوری تأثیرگذار در معادلات نظم منطقه ای غرب آسیا، جمهوری اسلامی ایران را به عنوان اصلی ترین رقیب منطقه ای خود تعریف کرده است. هدف این پژوهش کاربردی، ترسیم و تدوین سناریوهای آینده سیاست خارجی عربستان سعودی در قبال ایران بر پایه روش GBN است. جامعه آماری پژوهش شامل دو دسته اسنادی و نخبگی و جامعه نخبگی نیز به دو دسته افراد دانشگاهی و اجرایی تقسیم شدند. حجم جامعه نمونه بر پایه جدول مورگان محاسبه شده است. روش نمونه گیری نیز هدفمند و از نوع انباشتی و روش گردآوری اطلاعات به دو طریق کتابخانه ای و میدانی می باشد. ابزار گردآوری نیز مصاحبه، فیش برداری و پرسشنامه است. یافته پژوهش، شناسایی چهار سناریوی «A»، «B»، «C» و «D» می باشد. در ارزیابی کلی سناریوها می توان چنین نتیجه گرفت که سناریوی A بر پایه شواهد به نظر می رسد محتمل تر باشد. البته در صورتی که پیشران های آشوب ساز مانند نقش منفی امریکا و رژیم صهیونیستی غالب نشود.
مقایسه جایگاه ملت و حدود حاکمیت در قانون اساسی مشروطه عثمانی، مشروطه ژاپن و مشروطه ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۵۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
336 - 313
حوزههای تخصصی:
مشروطه ایران در اوایل سده بیستم میلادی، تحولی اساسی در منطق قدرت و زمامداری سیاسی ایجاد کرد. در این پژوهش، بر این مسئله درنگ می کنیم که جدا از خوانش مشروطه ایران از نظرگاه سیاسی، تاریخی، فرهنگی و حقوقی، می توان آن را با سایر خیزش های قانون خواهی و مشروطه طلبی در جهان شرق نیز مقایسه کرد. چنین سبک و سیاقی، این امکان را میسر می سازد تا درباره مشروطه ایران و به ویژه قانون اساسی آن، ژرف تر بیندیشیم. گذار ایران به مشروطه خواهی در دورانی اتفاق افتاد که در جهان شرق، پیش از ایران، دولت های عثمانی و ژاپن نیز مشروطه را تجربه کرده بودند. بدین سان، ضمن التفات به تشابهات تاریخی گذار سه دولت مهم در جهان شرق به نظام سیاسی مشروطه، بر این پرسش متمرکز می شویم که «مشروطه ایران، به ویژه قانون اساسی مشروطه ایران چه تمایزی با قانون اساسی مشروطه عثمانی و مشروطه ژاپن داشت؟». چنان تأملی، چنین فرضی را پیش روی این گفتار قرار داده است که «قانون اساسی مشروطه ایران (1906) در قیاس با مشروطه عثمانی (1876) و مشروطه ژاپن (1889)، نسبت به نقش و جایگاه ملت در قانون اساسی نگرش متفاوتی داشت و بر خلاف دو مشروطه دیگر، نخستین قانون اساسی جهان شرق بود که از سنت حکمرانی اقتدارگرا گذر کرد». در این گفتار، چنان ادعایی را با روش تحلیل محتوای کیفی و بهره گیری از رهیافت جامعه شناسی تاریخی وارسی می کنیم و درباره چرایی برتری مشروطه ایران نیز ملاحظاتی مطرح می شود. آگاهی از چنین مسائل تاریخی، بر ژرفای بینش سیاسی ما ایرانیان درباره اهمیت مشروطه و مسئله زمامداری خواهد افزود.
ارزیابی رویکرد بریتانیای جهانی در دوره پسابرگزیت بر اساس مکتب انگلیسی روابط بین الملل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۵۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
361 - 337
حوزههای تخصصی:
هرچند برگزیت به عنوان اقدامی در راستای تمرکز بیشتر بر مرزهای ملی و حاکمیت بریتانیا در نظر گرفته می شود، از سوی دیگر برگزیت رویکردهای جهانی و بین المللی بریتانیا را نیز تحت تأثیر خود قرار داده است. از نگاه طرفداران برگزیت، خروج بریتانیا عاملی برای انزوای منطقه ای یا جهانی بریتانیا نیست، بلکه بر عکس اقدامی در جهت نقش آفرینی بیشتر و آزادانه تر بریتانیا در عرصه سیاست جهانی است. بررسی تأثیرات برگزیت بر سیاست خارجی بریتانیا بسیار ضروری است. پرسش اصلی این پژوهش آن است که در دوران پسابرگزیت رویکرد «بریتانیای جهانی» در سیاست خارجی بریتانیا چه تأثیراتی به همراه داشته است و آیا این رویکرد را می توان با نظریه مکتب انگلیسی تطبیق داد؟ اساساً پژوهش حاضر ماهیتی نظری و تئوریک دارد، با این حال از روش تحلیلی-توصیفی برای ساماندهی استفاده شده و به طور خاص برای تحلیل سخنرانی های مقامات بریتانیایی و اسناد دولتی از روش تحلیل مضمون بهره گرفته شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد بریتانیا در دوره پسابرگزیت به دنبال ترویج کثرت گرایی از طریق تعامل با دامنه گسترده ای از شرکای خود (از جمله متحدان سنتی و قدرت های نوظهور) در سراسر جهان است. بریتانیا از اتحادیه اروپا (به عنوان یک نهاد ثانویه با عملکرد اقتصادی و اجتماعی) خارج شده است، اما همچنان در موضوع امنیت دسته جمعی، نگاهی بنیادین به اتحادیه اروپا دارد. بریتانیا در چارچوب رویکرد «بریتانیای جهانی» قصد دارد در دوران پسابرگزیت در سطح بین المللی و جهانی همچنان به عنوان یک قدرت بزرگ و پیرو هژمون، به نقش آفرینی بیشتر بپردازد.
Exploration of Iran's Foreign Policy in the Balkans Region: A Case Study of Bosnia and Herzegovina(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The Balkans, in a specific sense, refers to the collection of countries in Southeast Europe that gained independence following the collapse of the former Yugoslavia, most of which are on the path to membership in the European Union. The Balkans, with its great ethnic diversity, is the intersection of three religions: Islam, Catholic Christianity, and Orthodox Christianity, and regarding its historical background, it is considered a crisis-prone area next to the European Union. Iran has long-standing deep cultural ties with the countries of this region, and the Persian language has historically held significant appeal among the intellectuals of this area. However, undoubtedly, Iran's presence and role in the Bosnian crisis during the 1990s is considered the most significant involvement of Iran in this part of Europe. The present study aims to explore the foreign policy of the Islamic Republic of Iran in the Balkans region, emphasizing Iran's role in Bosnia. The results indicated that the foreign policy of the Islamic Republic of Iran in the Balkans is consistent with the constructivist approach in international relations, and this region possesses considerable potential in cultural, political, and economic fields for the development of relations.
فراترکیب مطالعات پیاده روی اربعین در جهت شناسایی الگوی عوامل مؤثر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حادثه روز عاشورا ضمن اینکه حادثه ای بزرگ و تأثیرگذار در تاریخ است، فرایندی اثرگذار و حادثه ساز نیز است به همین دلیل فرموده شده است که کُلُّ یَومٍ عاشورا و کُلُّ أرضٍ کَربَلا. یکی از این حوادث، پیاده روی اربعین است که جز شعائر دینی – مذهبی (شیعی) بوده ولی اثری بزرگ تر از چارچوب یک دین یا مذهب ایجاد کرده است. اربعین به دلیل عمق زیاد حادثه عاشورا و اجتماع حاصل از راهپیمایی در آن روز می تواند دارای عوامل، ابعاد و کارکردهای مختلفی باشد که فهم آن می تواند در بسط و ترویج فرهنگ اربعین، استفاده از کارکردهای آن در مسائل فرهنگی، دینی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و... مؤثر باشد. لذا در این مقاله به کشف الگوی عوامل مؤثر بر پیاده روی اربعین با استفاده از روش فراترکیب پرداخته شده است. برای این منظور مقالات علمی به زبان فارسی با جستجوی واژه ی اربعین در عنوان، چکیده و کلیدواژه پرداخته که از 322 مقاله یافته شده 86 مقاله مرتبط و موردبررسی دقیق قرار گفت. نتایج نشان داد که بیشتر مطالعات در حوزه فرهنگی – اجتماعی و دینی بوده و قدرت نرم و ظرفیت تمدن سازی اربعین وجه غالب مطالعات است؛ لذا نیاز است در حوزه ی رسانه برای ترویج جهانی اربعین و تمدن سازی مطالعه و کارهای عملی انجام شود.
بحران فلسطین و مسئله حق تعیین سرنوشت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بحران پژوهی جهان اسلام دوره ۱۱ بهار ۱۴۰۳ شماره ۳۲
187 - 207
حوزههای تخصصی:
حق بر تعیین سرنوشت یکی از اصول اساسی حقوق بین الملل است که بر مبنای آن مردم ساکن در یک سرزمین حق تعیین سرنوشت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی خود را دارند. دولت اسرائیل از زمان شکل گیری همواره حق فلسطین ها را برای تعیین سرنوشت خود را نادیده گرفته است و آن را منجصر به یهودیان می داند. پرسش این است که حق تعیین سرنوشت شامل کدام دسته از مردم فلسطین می گردد؟ این تحقیق با بهره گیری از روش توصیفی و تحلیلی و با مطالعه منابع موجود در زمینه تعیین حق سرنوشت به بررسی حق ملت فلسطین به تعیین سرنوشت بر مبنای اصول حقوق بین الملل می پردازد. نتایج تحقیق نشان می دهد که با توجه به معاهده ورسای و لوزان در رابطه با تعیین تابعیت مردمی که قبلا ًدرون قلمرو امپراتوری عثمانی سکونت داشته اند، قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل متحد در شناسایی جنبش آزادی بخش فلسطین به عنوان نماینده قانونی مردم فلسطین و قطعنامه استعمارزدایی در حال حاضر حق بر تعیین سرنوشت برای مردم فلسطین که در زمان قیمومت بریتانیا در این کشور سکونت داشته، از جمله آورگان و فلسطین های شهروند اسرائیل وجود دارد.
ریشه ها و پیامدهای جدایی طلبی در ایالات متحده آمریکا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آفاق امنیت سال ۱۷ بهار ۱۴۰۳ شماره ۶۲
137 - 168
حوزههای تخصصی:
ایالات متحده آمریکا از زمان تأسیس تا کنون با مشکل جدائی طلبی دست و پنجه نرم می کند. به عنوان نمونه، جنگ داخلی آمریکا (1861 تا 1865) پیامد جدایی طلبی 11 ایالت جنوبی آمریکا به شمار می رود که با شکست ایالت های جنوبی توسط ایالت های شمالی به نتیجه نرسید. با شکست ایالت های جنوبی در جنگ داخلی، گرایش های جدائی طلبانه به پایان نرسیدند و کماکان تمایلات شدید به جدایی وجود دارد و جنبش های جدائی طلبانه متعددی فعالیت می کنند. با توجه به اهمیت جدائی طلبی در آمریکا و تأثیرات ملی و بین المللی این پدیده، مقاله حاضر هدف پژوهشی خود را بررسی ریشه ها و پیامدهای جدائی طلبی در آمریکا تعیین کرده است. برای تحقق این هدف، داده هایی که با استفاده از منابع کتابخانه ای گردآوری شده اند با استفاده از روش توصیفی تحلیلی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته اند. یافته های مقاله نشان می دهد نابرابری، تبعیض، آزار، احساس محرومیت و استثمار منابع بزرگترین محرک جنبش های جدائی طلبانه آمریکا به شمار می روند. نظرسنجی های متعددی که در راستای گرایش های جدائی طلبانه در ایالات متحده انجام شده است نشان می دهد بخش مهمی از مردم این کشور به ویژه اقلیت ها و مردمان ساکن در ایالت های جنوبی خواهان جدایی ایالت های شان از اتحادیه هستند. اگر چه روندها و شرایط موجود نشان می دهد جدائی یک ایالت از اتحادیه دور از دسترس است اما در صورت جدائی ایالت های مهمی مانند کالیفرنیا یا تگزاس یا تجزیه ایالات متحده به چندین کشور، چالش ها و مسائل مهمی مانند چگونگی تعیین سرنوشت پایگاه ها، تجهیزات و سلاح های نظامی استراتژیک مانند سلاح های هسته ای، پایان ابرقدرتی آمریکا و تغییر بنیادین نظم و نظام بین الملل پدید خواهد آمد.
Iran's Approach to the Conflict between Armenia and Azerbaijan, based on the Model of Political Realism(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
In recent years, stability in the security environment of Central Asia and the Caucasus has consistent-ly faced increasing complexities and challenges. Nationalistic tendencies in this region, presence of crises, emergence of internal challenges, weaknesses in nation-building, and the entry of foreign powers have added complexity to the region's security environment. Considering the competition of regional and trans-regional powers and their pursuit of interests in the South Caucasus region, the events in Karabakh in 2020 will not be the last one in this region. This region is always prone to events and crises. Iran must play a role in resolving conflicts in the South Caucasus region by main-taining a neutral yet more active policy than in the past. By establishing an independent mechanism, Iran can pursue its national interests in this region by leveraging existing opportunities. This qualita-tive research article uses an explanatory method to evaluate Iran's foreign policy in the face of region-al crises (such as the Karabakh war) based on the realism model of Morgenthau. It examines Iran's foreign policy approach to recent conflicts in the region and analyzes the role of influential regional and international factors, as well as geopolitical and geostrategic factors, shaping Iran's foreign poli-cy.
تحلیل مضامین سیاسی- اجتماعی فیلم «عنکبوت»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هر اثر سینمایی، برسازنده ساختاری معنایی است که مبتنی بر قواعد و هنجارهایی در پیوندی وثیق با زمینه ای اجتماعی، جهان خاص خود را خلق و روایت می کند و می توان با استفاده از تکنیک های متنوع تحلیل کیفی، با واسازی عناصر آن، ساختار معنایی جهان برساخته اش را آشکار، فهم و تفسیر کرد. در خصوص آثار سینمایی که بر اساس داستان هایی واقعی ساخته شده اند، ویژگی ناظر بر بازنمائی عناصر برسازنده زیست اجتماعی جامعه ای که داستان در بستر آن شکل گرفته است بیش از سایر انواع روایت قابل مشاهده و پیگیری است. در این پژوهش تلاش شده است مبتنی بر تکنیک تحلیل مضمون، روایت فیلم «عنکبوت» از پدیده سعید حنایی، قاتل زنجیره ایِ کارگران جنسی شهر مشهد در سال های 1379-1380 - معروف به قاتل عنکبوتی- موضوع واسازی قرار گیرد تا آشکار شود روایت این فیلم چه تصویری را بر این واقعیت بار کرده است ، بازتاب دهنده چه ارزش هایی است و چه نسبتی با ارزش ها و هنجارهای گفتمان های رسمی و مسلط در سپهر اجتماعی ایران امروز برقرار می کند. با استفاده از چارچوبی مفهومی، متشکل از مفاهیم بازنمائی، ساختار معنایی، نشانه شناسی و سلسله مراتب جنسیت و با کاربست روش تحلیل مضمونی، نتایج این پژوهش نشان می دهد روایت فیلم «عنکبوت» از سعید حنایی، وی را نه یک روان پریش بلکه کارگزار ساختارهایی معناییِ مسلط تعریف می کند که کنش فعالانه وی مبتنی بر قواعد و هنجارهای ساختاری که به آن باورمند است پارادوکس های تجلیِ ساختارهای سنتی در کالبد دولت های ابزاریِ مدرن را آشکار می نماید.
Analyzing the Drivers Behind the Declining Importance of Oil in Future Iran–Saudi Relations(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Review of Foreign Affairs, Volume ۱۵, Issue ۳۹- Serial Number ۱, Winter and Spring ۲۰۲۴
229 - 250
حوزههای تخصصی:
Iran and Saudi Arabia have long competed as two regional powers, striving to expand their influence and safeguard their interests over the past five decades. While this rivalry has largely been non-military and indirect, it has manifested through political, ideological, informational, and economic avenues. The pivotal variable of oil has significantly shaped the competition between these nations. In recent years, a transition towards alternative energy sources has emerged, driven by factors such as dwindling oil reserves, economic inefficiencies, oil price volatility linked to global politics, potential fluctuations in demand, supply security concerns, sustainable economic practices, and environmental issues like global warming and climate change. Both Iran and Saudi Arabia have endeavored to diversify their energy portfolios, moving beyond oil dependency through initiatives like nuclear programs and exploration of other sources. Consequently, the influence of oil on their bilateral relations has evolved, losing some of its historical significance. This study aims to explore the factors that have diminished the importance of oil in shaping the dynamic between Iran and Saudi Arabia. Through the lens of the rentier state theory and scenario-writing method, the research reveals that technological advancements, the involvement of regional and extra-regional actors in West Asia, the impact of non-governmental entities, the shift towards alternative energy sources in the region, and the economic diversification efforts of both nations have collectively reduced the once-central role of oil in their relationship.
Between Religious Principlism and Pragmatism: Islamic Iran`s Approach to Communist China(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Review of Foreign Affairs, Volume ۱۵, Issue ۴۰- Serial Number ۲, Summer and Autumn ۲۰۲۴
311 - 332
حوزههای تخصصی:
Along with geopolitical reasons lurking beneath the surface of Tehran-Beijing connections, such an odd partnership between an Islamist government and a communist one brings religious-ideological elements to the fore. Iran’s relationship with China is compatible with its dominant ideological-religious doctrine. The paper introduces a new understanding of the Sino-Persian Connections from a religious-ideological prism. ‘How and under what mechanisms has Iran made its Chinese policy compatible with its religious-ideological codes? This is the pivotal question that guides the analytical narrative of the paper. The paper argues that Shia Jurisprudence has specific religious foundations that justify Iran’s policy towards China. It highlights both ‘Principlism’ and ‘Jurisprudence Pragmatism’ through which Iran expands its relations with China. Principlism asserts that the expansion of ties with China does not conflict with the religious principle of rejecting domination by non-Muslim foreigners. That is why Iranian elites do not perceive the expansion of China's influence as a form of new imperialist expansionism that could lead to the domination of a non-Muslim country over a Muslim one. Jurisprudence Pragmatism posits that the rule of expediency in Shia jurisprudence mitigates the conflict between China's policies towards its Muslim population and Iran's proclaimed support for Muslims worldwide. This pragmatism provides a religious justification for maintaining relations with Beijing.
واکاوی و تحلیل نقش سیاست قومی در ساختار سیاسی افغانستان (دوره ی معاصر)
منبع:
پژوهشنامه روابط جهانی دوره اول بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
201 - 240
حوزههای تخصصی:
ساختار سیاسی در افغانستان بر محوریت سیاست قومی شکل گرفته است و حاکمیت این کشور از بدو تأسیس تاکنون بر پایه تک قومی(پشتون) استوار بوده و از مشارکت گروه های عمده قومی در ساختار سیاسی کشور به شدت اجتناب کرده است. هدف اصلی در این پژوهش تحلیل و ارزیابی سیاست تک قومی در ساختار سیاسی بوده درحالی که این کشور دارای تنوع قومی است. پرسش اصلی در این مقاله، عبارت است از: نقش سیاست قومی در ساختار سیاسی افغانستان، در دوره معاصر چگونه بوده است؟ در پاسخ، به این پرسش، این فرضیه مطرح می گردد که ساختار سیاسی بر مبنای سیاست قومی در افغانستان، بر محوریت قوم حاکم بوده است و دولت های مختلف از ویژگی ها و رویکردهای همسان و ناهمسان برخوردار بوده و علاوه بر آن، کوتاهی های دولت های حاکم، گاهی با مقاومت جامعه سنتی و قبیله ای افغانستان مواجه شدند. سیاست قومی دارای الگوها و مدل های سه گانه است که حاکمان افغانی در برخی دوره های حاکمیت خود از مدل همانندسازی قومی و در برخی از دوره های دیگر از مدل تکثرگرایی قومی، بهره گرفته است و درنهایت برخی از حاکمان از الگو و مدل وحدت در کثرت استفاده کردند. روش تحقیق در پژوهش حاضر، روش توسعه ای و کاربردی است. یافته های این تحقیق نشان می دهد که افغانستان، یکی از کشورهای است که دارای تنوع قومی است. دولت های مختلف، مبتنی بر نوع نگاه به مؤلفه تنوع قومی و با توجه به ویژگی های این ساختار موزاییکی اقوام، اقدام به سیاست قومی کرده است. بااین وجود، حاکمان افغانستان تاکنون نتوانستند از رهیافت و مدل سیاست قومی بر طوری مناسب بهره مند شوند. ازاین رو، این کشور تا هنوز نیز، دستخوش تضادها و حتی تقابل قومی است و همچنان از ناامنی و بی ثباتی آن رنج می برند.
بین الملل در راه؛ صورت بندی نوین از مقاومت در روابط بین الملل (مطالعه موردی جنبش اقلیم مردم)
منبع:
پژوهشنامه روابط جهانی دوره اول تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
81 - 120
حوزههای تخصصی:
جهان با شتاب بسیاری در حال تحول و دگرگونی است. این تغییرات در سطوح و وجوه مختلف بروز و ظهور یافته است. در پسا جنگ سرد و آغاز قرن بیست ویکم، امکان بیشتری برای نقش آفرینی جریان های مقاومت و کنشگری برای کنشگران غیردولتی روابط بین الملل ایجادشده است. بنابراین، نیاز به تولید ادبیات و تألیف آثار جدید پیرامون این محورها بیش ازپیش احساس شده است؛ اما همچنان در بیشتر تألیفات علمی و دانشگاهی خلأ محسوسی در ارتباط با موضوعاتی چون «مقاومت» در ابعاد نوینش مشاهده می شود. در این راستا، این پژوهش بر آن است تا نشان دهد که آیا می توان در تاریخ اکنون روابط بین الملل، صورت بندی نوینی از مقاومت در روابط بین الملل ارائه کرد؟ این صورت بندی از مقاومت، دارای چه ویژگی هایی است و خواهد بود؟ استدلال پژوهش بر این است که در اکنون و آینده ای که در راه است، مقاومت در قالب پیوندی جمعی و بین المللی با امکان نوعی در اشتراک بودن بدون مشترک بودن میان کنشگران آن فراهم می شود؛ نوعی «بین الملل در راه». در این راستا، سامان جمعی مدنظر است که به معنای «یک شکل شدن» یا «همگون شدن» نیست، بلکه به معنای هدف و عمل مشترک است، بدون حذف خصوصیات متفاوت گروه ها و افراد. این پژوهش با توجه به رهیافتِ ژاک دریدا به بررسی و تحلیل مقاومت در روابط بین الملل می پردازد. روش مورداستفاده در این پژوهش، مطالعه موردی کیفی است. در این راستا، «جنبش اقلیم مردم» بررسی خواهد شد.
The Role of Evangelical Christians in the Survival and Regional Hegemony of the Zionist Regime(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
Since the 16th century, evangelical Christians have always made extensive efforts to attract Jews and Christians and tried to induce the thinking of managing the events of the end of time and making the appearance of Christ come into being. They have done major works such as author-ing books, writing many articles, holding congresses, and influencing them; Because they be-lieve that one of the steps of the reappearance of Christ is the return of all Jews to Palestine and the support of the Israeli government so that currently the most essential concern of evangelical Christians is; The issue is the territory, power, and survival of the Zionist regime. Therefore, the question arises, what role do evangelical Christians play in Israel's survival and regional hegem-ony? The hypothesis of the article states that the evangelist current is a cultural, political, and discourse current that relies on Talmudic and Torah teachings and the support of Western coun-tries, especially the United States of America, as well as influence in the mass media today, has been able to survive and regional hegemony. become a Zionist regime, and this article, based on the descriptive-explanatory method and using the discourse analysis theory of Laclau and Mouffe, tried to examine how evangelical Christian’s influence and support the survival of the Zionist regime.
آینده پژوهی نظام مشاوره شغلی ایران در افق 1410(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به لزوم پیش آگاهی از محیط فعالیت مشاوره شغلی و اقتضایات در حال شکل گیری، مسئله اصلی آینده پژوهی نظام مشاوره شغلی در ایران است . هدف اصلی شناسایی انواع آینده های نظام مشاوره شغلی است. رویکرد تحقیق آینده پژوهی و روش پژوهش، آمیخته بوده است .روشهای گردآوری اطلاعات "پویش محیطی" از طریق مرور اسناد و تکنیک دلفی و مراجعه به نظرات کارشناسان بود. روش نمونه گیری، هدفمند و ابزارهای پژوهش، مصاحبه های نیمه ساختار یافته و پرسشنامه های بسته بود. روش های تجزیه و تحلیل تحلیل ماتریس متقاطع با استفاده از نرم افزارهای میک میک و سناریو ویزارد بود. یافته های اصلی نشان داد مشاوره شغلی تحت تأثیر سه پیشران کلیدی "ساماندهی مؤسسات کاریابی "، "داشتن افق و برنامه ریزی بلندمدت" و "نیاز اقشار مختلف جامعه به مشاوره شغلی" است . در نهایت نرم افزار سناریو ویزارد ، دو سناریو را پیشنهاد داد که یکی خوش بینانه با نام " پرواز بر افق " و دیگری بدبینانه با نام" ماندن در وضعیت خاکستری " بودند. نتیجه کلی آنکه ، احتمال تحقق سناریوی نامطلوب بیشتر است که برای پیشگیری از آن، مجموعه ای از سیاست ها بایستی دنبال گردد . از جمله آنکه باید به سمت ساماندهی نهادهای متولی با محوریت سازمان نظام روانشناسی و مشاوره حرکت کرد