ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰۱ تا ۱۲۰ مورد از کل ۳۸٬۳۴۲ مورد.
۱۰۱.

شناسایی شایستگی های مورد نیاز برای بالندگی رهبری در دانش آموزان مقطع متوسطه: یک پژوهش کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۷۸
مقدمه و هدف:  پرورش رهبران شایسته در نظام های آموزشی، به ویژه در دوره نوجوانی که فرایندهای شناختی، اجتماعی و عاطفی در حال شکل گیری اند، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. شایستگی های رهبری نه تنها به موفقیت فردی دانش آموزان کمک می کنند، بلکه توانایی آنان را در همکاری، ارتباط مؤثر و اثرگذاری مثبت بر هم سالان افزایش می دهند. با وجود اهمیت این موضوع، برنامه های آموزشی موجود غالباً فاقد چارچوب های منسجم برای پرورش این شایستگی ها در دانش آموزان متوسطه هستند. هدف پژوهش حاضر، شناسایی شایستگی های ضروری برای بالندگی رهبری در این گروه سنی و ارائه بینش های علمی برای طراحی برنامه های آموزشی و تربیتی است. روش پژوهش :این مطالعه با رویکرد کیفی و روش فراترکیب انجام شد. جامعه پژوهش شامل منابع علمی معتبر داخلی و خارجی منتشر شده بین سال های 2010 تا 2025 بود. پس از غربالگری نظام مند و اعمال معیارهای ورود و خروج، 36 مطالعه انتخاب و با ابزار CASP از نظر کیفیت ارزیابی شدند. داده ها با استفاده از نرم افزار MAXQDA در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند و یافته ها با مشارکت کارشناسان آموزشی پالایش و تأیید گردید. یافته ها: شایستگی های رهبری در قالب دو مضمون اصلی«منش رهبری» و«میل به دانش و مهارت افزایی» دسته بندی شدند. در مجموع، شش شایستگی کلیدی شامل ارزش ها و اخلاقیات، ویژگی های شخصیتی، رفتار کارآمد، مدیریت کارآمد، توسعه فردی و کسب مهارت های سازمانی استخراج شد. این شایستگی ها نشان دهنده تعامل میان ویژگی های فردی، محیط مدرسه و جامعه در فرآیند بالندگی رهبری هستند. بحث و نتیجه گیری: بالندگی رهبری، فرآیندی چندبُعدی، تدریجی و زمینه مند است که نیازمند رویکردهای یکپارچه آموزشی و تربیتی می باشد. یافته ها بر ضرورت طراحی برنامه های آموزشی ساختارمند، تربیت معلمان توانمند و ایجاد فرهنگ مدرسه ای حمایت کننده تأکید دارند. نتایج این پژوهش می تواند مبنایی برای 
۱۰۲.

ادراک اضطراب بلوغ و مواجهه با آن مبتنی بر تجارب زیسته نوجوانان؛ یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۷۵
هدف: دوره ی بلوغ با چالش های مختلفی همراه است. با وجود اهمیت این دوره و تأثیرات جسمانی، روانی و اجتماعی آن، اضطراب بلوغ به عنوان نوع خاصی از اضطراب که دانش آموزان در آستانه ورود به نوجوانی آن را تجربه کرده و راهبردهای متفاوتی را در مواجهه با آن اتخاذ می کنند، کمتر مورد مطالعه قرار گرفته است. این مطالعه با هدف بررسی ادراک اضطراب بلوغ و مواجهه با آن در دانش آموزان نوجوان انجام شده است. روش: این پژوهش به روش کیفی و از نوع تحلیل مضمون انجام شده و داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 16 نفر دانش آموز نوجوان که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده بودند، جمع آوری شد. یافته ها: داده های دست آمده از مصاحبه ها در 9 مقوله اصلی قرار گرفت. این مقولات در سه دسته کلی؛ زمینه سازهای اضطراب بلوغ، راهبردهای مواجه ی سازنده با اضطراب بلوغ و نقش همسالان در تثبیت یا گذار از دوره بلوغ سازمان دهی شد. در نهایت مقوله هسته ای «راهبردهای مقابله ای سازنده بر اساس عوامل زمینه ساز و نقش همسالان» به دست آمد. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان می دهد که افزایش آگاهی و آموزش درباره تغییرات دوران بلوغ، روابط همدلانه و تسهیل گرانه، و ایجاد محیط های حمایتی می تواند نقش مهمی در کاهش اضطراب بلوغ و گذرموفق نوجوانان از این مرحله رشدی داشته باشد.
۱۰۳.

مؤلفه های اختلال شخصیت وسواس جبری: یک مطالعه فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۷۲
زمینه: اگرچه اختلال شخصیت وسواس جبری از شایعترین اختلالات شخصیت در جمعیّت عمومی است، اما به نسبت شیوع آن، مطالعات کمی درباره سنجش و درمان آن وجود دارد. یکی از موانع پژوهش ها، ابهامات و تناقضاتی است که درباره مولفه ها و شاخصه های اصلی این اختلال وجود دارد. از این رو هدف پژوهش حاضر، تعیین مولفه ها و شاخصه های اختلال شخصیت وسواس جبری بر اساس فراترکیب و یکپارچه سازی کیفی مطالعات گذشته است. روش: با توجّه به هدف پژوهش، مقالات علمی مرتبط با روش فراترکیب، جمع آوری و تحلیل شدند. جامعه آماری این پژوهش شامل مقالات علمی مرتبط با اختلال شخصیت وسواس جبری در زبان فارسی و انگلیسی بود. در جهت افزایش اعتبار نتایج، تنها تحقیقاتی انتخاب شدند که در پایگاه داده های جهاد دانشگاهی، نورمگز، پرتال جامع علوم انسانی، ایران داک، گوگل اسکالر و سایکنت و پابمد در بازه زمانی (1385-1403) نمایه شده بود. این پژوهش ها جمع آوری و نشانگان شخصیت وسواسی با روش تحلیل محتوای کیفی استقرائی از آنها استخراج و دسته بندی شدند. سپس مولفه ها و شاخصه های اصلی تعیین شدند و برای ارزیابی روایی محتوایی به 7 کارشناس ارائه و تأیید شدند. یافته ها: نتایج فراترکیب نشان داد که اختلال شخصیت وسواسی شامل 4 مولفه اصلی سخت گیری و دقت افراطی، کمال گرایی افراطی، نظم و سازماندهی افراطی و عاطفه درون سو است، که هر یک شامل 6 شاخصه هستند. نتیجه گیری: کارشناسان اختلال شخصیت وسواس جبری بایستی در ارزیابی ها و مداخلات درمانی کاهش این 4 مولفه را هدف قرار دهند.
۱۰۴.

مقایسه ناگویی هیجانی و نظریه ذهن در دانش آموزان با اختلال یادگیری خاص و عادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۱۲
پژوهش حاضر با هدف مقایسه ناگویی هیجانی و نظریه ذهن در دانش آموزان با اختلال یادگیری خاص و دانش آموزان عادی انجام شد. نوع پژوهش توصیفی و روش آن علی–مقایسه ای بود. جامعه پژوهش را دانش آموزان ۱۰ تا ۱۲ ساله دارای اختلال یادگیری خاص و دانش آموزان عادی مدارس ابتدایی منطقه ۴ شهر تهران در سال تحصیلی ۱۴۰۴–۱۴۰۳ تشکیل دادند که از بین آن ها به صورت در دسترس ۳۰ نفر از دانش آموزان دارای اختلال یادگیری خاص و به صورت خوشه ای چندمرحله ای ۳۰ نفر از دانش آموزان عادی به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه ناگویی هیجانی کودکان (CAS؛ نسائی مقدم و همکاران، ۱۳۹۹) و پرسشنامه نظریه ذهن (ToMI؛ هوتچینز و همکاران، ۲۰۱۲) بود. روش تحلیل داده ها تحلیل واریانس چند متغیری (مانوا) بود. یافته های پژوهش نشان داد که بین میزان ناگویی هیجانی و نظریه ذهن در دانش آموزان دارای اختلال یادگیری خاص و عادی تفاوت معناداری وجود دارد (001/0p<). میانگین نمرات گروه دانش آموزان با اختلال یادگیری خاص در ناگویی هیجانی و خرده مقیاس های آن بالاتر از گروه دانش آموزان عادی بود (001/0p<). همچنین میانگین نمرات گروه دانش آموزان با اختلال یادگیری خاص در نظریه ذهن و ابعاد آن پایین تر از گروه دانش آموزان عادی بود (001/0p<). این نتایج بر اهمیت توجه به جنبه های هیجانی–شناختی در ارزشیابی و مداخلات مرتبط با نیازهای اجتماعی–هیجانی کودکان دارای اختلال یادگیری خاص تأکید دارد.
۱۰۵.

بررسی چالش ها و تسهیل گرهای رشد هویت حرفه ای مشاوران تازه کار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۳ تعداد دانلود : ۲۴۰
هدف از این پژوهش بررسی چالش ها و تسهیلگرهای رشد هویت حرفه ای مشاوران تازه کار بود و به این منظور از روش کیفی از نوع تحلیل مضمون استفاده شد. گردآوری داده ها با مصاحبه های نیمه ساختاریافته انجام شده توسط پژوهشگر به دست آمد. نمونه گیری به صورت هدفمند ملاکی و با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی بوده و شرکت کنندگان واجد ملاک های ورود به پژوهش بودند. نتایج تحقیق در قالب 72 مضمون فرعی و 14 مضمون اصلی مشخص شد که نومشاوران با چالش هایی از قبیل چالش های مؤسسات مرتبط با حرفه، چالش های عملکردی ناشی از ناپختگی شغلی، چالش های روانشناختی در شروع کار و چالش وابسته کردن خودارزیابی به تأیید دیگران روبه رو بودند و در این گذار عواملی چون رهنمود اساتید، تسهیلگرهای دانشگاهی، بایسته های کنش یار آغازین، تعامل با همتایان حرفه ای، مولفه های فردی رشددهنده، مؤلفه های اکتسابی رشددهنده در حرفه ای شدن، بهبود فزاینده دانش و مهارت، تجربه گری شغلی، لزوم پایستگی تخصصی برای حرفه ای بودن و کاربست حرفه مشاوره در زندگی برای رشد هویت حرفه ای این نومشاوران کمک کننده بود.
۱۰۶.

اثربخشی درمان مبتنی بر مرگ اندیشی بر سبک زندگی و اضطرب مرگ در زندانیان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۷ تعداد دانلود : ۲۶۲
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی مداخله مبتنی بر مرگ اندیشی بر سبک زندگی و اضطراب مرگ در زندانیان صورت گرفت. روش پژوهش شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون باگروه کنترل بود. جامعه آماری موردمطالعه دراین پژوهش، مردان زندانی در واحد3 مشاوره زندان مرکزی شهر مشهد (825 نفر) بودند. از میان آن ها 24نفر که ملاک های ورود را دارا بودند، به صورت دردسترس به عنوان نمونه پژوهش انتخاب و به صورت تصادفی(12نفر درگروه آزمایش و 12نفر درگروه کنترل) گمارده شدند و در پایان مداخله، داده های 24 نفر مورد تجزیه وتحلیل قرارگرفت. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه سبک زندگی لعلی و همکاران (1390) و پرسشنامه اضطراب مرگ تمپلر (1996)، به عنوان ابزار پژوهش استفاده گردید. هردو گروه آزمایش و کنترل پرسشنامه های مذکور را به عنوان پیش آزمون، تکمیل و سپس گروه آزمایش به مدت 16جلسه تحت درمان الگوی مداخله ای ارائه شده قرارگرفتند. اما گروه کنترل درطول دوره پژوهش، الگوی مداخله ای را دریافت نکرد. سپس هردو گروه پرسشنامه های پژوهش را به عنوان پس آزمون تکمیل و درنهایت، داده های پژوهش بااستفاده از تحلیل کوواریانس تک متغیره و تحلیل واریانس چندمتغیره مورد تجزیه وتحلیل قرارگرفت. نتایج نشان داد، مداخله درمانی مبتنی بر مرگ اندیشی موجب بهبود سبک زندگی وهمچنین کاهش میزان سطح اضطراب مرگ زندانیان گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل از مرحله پیش آزمون به مرحله پس آزمون تا مرحله پیگیری شده است؛ بنابراین، باتوجه به یافته های به دست آمده می توان نتیجه گرفت، مرگ اندیشی منجر به بهبود سبک زندگی و همچنین کاهش میزان سطح اضطراب مرگ در زندانیان می شود.
۱۰۷.

مقایسه اثربخشی بازی درمانی شناختی رفتاری و توانبخشی شناختی بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان نارساخوان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۵۳
هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی بازی درمانی شناختی-رفتاری و توانبخشی شناختی بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان نارساخوان بود. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری یک ماهه بود. جامعه آماری این پژوهش دانش آموزان 8 تا 12 سال مبتلا به نارساخوانی بود که در سال تحصیلی 1404-1403 به مراکز کودکان با ناتوانی های یادگیری شهر بابل مراجعه کرده بودند. که 54 دانش آموزان به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه (هر گروه 18 نفر) جایگذاری شدند. شرکت کنندگان گروه بازی درمانی شناختی-رفتاری به صورت فردی در 10 جلسه 30 دقیقه ای و شرکت کنندگان گروه توانبخشی شناختی به صورت فردی در 8 جلسه 45 دقیقه ای تحت مداخله قرار گرفتند. ابزار مورد استفاده پرسشنامه عملکرد تحصیلی (EPT) فام و تیلور (1999) بود. داده ها با استفاده از روش تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی تحلیل شدند. نتایج نشان داد که بین میانگین پیش آزمون و پس آزمون پیشرفت تحصیلی در دو گروه آزمایش و گواه تفاوت معناداری وجود داشت (01/0>P). اما بین پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری وجود نداشت (05/0<P) و نتایج در دوره پیگیری حفظ شدند. همچنین بین دو گروه آزمایش، تفاوت معناداری مشاهده نشد (05/0<P). بنابراین بازی درمانی شناختی-رفتاری و توانبخشی شناختی اثربخشی یکسانی بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان نارساخوان دارند و می توان از هر دو مداخله به عنوان رویکرد درمانی اثربخش و در دسترس استفاده کرد تا پیشرفت تحصیلی را بهبود بخشید.
۱۰۸.

نقش میانجی ناگویی خلقی در ارتباط بین مثلث سازی و پریشانی روانشناختی زنان و مردان در آستانه طلاق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۸ تعداد دانلود : ۲۳۷
کاهش پریشانی روانشناختی زوجین هم به بهبود روابط آن ها و هم به استحکام بنیان خانواده و به طبع آن سلامت جامعه منجر خواهد شد. این پژوهش با هدف بررسی نقش میانجی ناگویی خلقی در ارتباط بین مثلث سازی با پریشانی روانشناختی زنان و مردان در آستانه طلاق انجام شد. پژوهش حاضر، از نوع همبستگی بود که جامعه آماری آن کلیه متقاضیان طلاق در نیم سال اول (بهار و تابستان) 1402 شهرستان مشهد بود که برای طی کردن مراحل طلاق به مراکز مشاوره صلاحیت دار مراجعه می کردند. از بین جامعه، 300 نفر به صورت نمونه گیری دردسترس به صورت داوطلبانه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها در این پژوهش مقیاس مثلث سازی یوسفی و بهرامی (1394)، پرسشنامه پریشانی روانشناختی کسلر (2002) و مقیاس ناگویی خلقی تورنتو-20 (1994) بود. برای تحلیل داده ها از آزمون های همبستگی پیرسون و تحلیل معادلات ساختاری به روش همزمان استفاده گردید. یافته های پژوهش نشان داد مثلث سازی و پریشانی روانشناختی زنان و مردان در آستانه طلاق با یکدیگر رابطه مثبت دارند. همچنین ناگویی خلقی در ارتباط بین مثلث سازی و پریشانی روانشناختی زنان و مردان در آستانه طلاق، نقش میانجی دارد. در نتیجه با افزایش مثلث سازی، ناگویی خلقی افزایش و در نهایت منجر به افزایش پریشانی روانشناختی و پیشروی بیشتر به سمت طلاق می شود. بنابراین پیشنهاد شد که جهت کاهش پریشانی روانشناختی زوجین در حین طلاق، بر روی کاهش مثلث سازی و ناگویی خلقی آن ها تمرکز شود.
۱۰۹.

پیش بینی خودخاموشی در زنان بر اساس ظرفیت ذهنی سازی و حساسیت به طرد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۷ تعداد دانلود : ۱۳۶
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی خودخاموشی در زنان بر اساس ظرفیت ذهنی سازی و حساسیت به طرد انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی_همبستگی از نوع تحلیل رگرسیون بود. جامعه آماری پژوهش زنان شهر تهران در سال 1404 بود. به روش نمونه گیری در دسترس، نمونه ای به تعداد 227 نفر انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل مقیاس خود خاموشی (STSS، جک و دیل، 1992)، پرسشنامه ذهنی سازی (MQ، فوناگی و همکاران، 1998) و پرسشنامه حساسیت به طرد (RSQ، داونی و فلدمن، 1996) بودند. داده ها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که بین مولفه قطعیت و حساسیت به طرد با خودخاموشی در زنان رابطه مثبت معنادار وجود دارد (01/۰p‹). از سوی دیگر بین مولفه عدم قطعیت با خودخاموشی رابطه منفی معناداری وجود دارد (01/۰p‹). از سویی دیگر متغیرهای ذهنی سازی و حساسیت به طرد در مجموع قادر به پیش بینی متغیر ملاک بودند و توانستند که 33 درصد از تغییرات خودخاموشی در زنان را تبیین کنند (۰01/۰p‹). این نتایج نشان می دهد که متغیرهای ذهنی سازی و حساسیت به طرد به طور معناداری خودخاموشی در زنان را پیش بینی می کنند، به گونه ای که عدم قطعیت با کاهش و حساسیت به طرد با افزایش خودخاموشی همراه بود. این یافته ها نقش مهم عوامل شناختی-هیجانی در شکل گیری خودخاموشی را برجسته می سازد.
۱۱۰.

تدوین بسته روانی آموزشی مهارت های زناشویی بر مبنای التقاط نگری و تعیین اثربخشی آن بر بهبود کنترل گری زناشویی و الگوهای ارتباطی زوج های متعارض(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۳ تعداد دانلود : ۲۰۶
هدف پژوهش حاضر تدوین و اعتباریابی بسته روانی- آموزشی مهارت های زناشویی بر مبنای التقاط نگری به منظور بهبود کنترل گری زناشویی و الگوهای ارتباطی همسران متعارض بود. روش تحقیق از نوع آمیخته بود که بخش کیفی به روش دلفی و بخش کمی یک مطالعه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون همراه با گروه کنترل و مرحله پیگیری دوماهه بود. جامعه پژوهش بخش کیفی کلیه متخصصان خبره در زمینه مشاوره ازدواج و خانواده بود که 30 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. در بخش کمی نیز کلیه زوج های مراجعه کننده به مراکز مشاوره زنجان بود که 50 زوج که نمرات شان در پرسشنامه رفتارهای کنترل گرایانه کوان و آرچر (2003) و پرسشنامه الگوهای ارتباطی کریستنسن و سالاوی (1984) بالا بود به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب و در دو گروه 25 نفره آزمایش و کنترل به صورت تصادفی جایگزین شدند. گروه آزمایش طی نه جلسه دوساعته تحت آموزش بر اساس پروتکل بسته تدوین شده قرار گرفت؛ در حالیکه گروه کنترل هیچ آموزشی دریافت نکرد. در بخش کیفی داده ها با استفاده از ضریب توافق کندال و در بخش کمی با آزمون کوواریانس تحلیل شدند. روایی محتوایی بسته مطلوب بود و پانل تخصصی در دور چهارم دلفی به توافق نهایی و قوی رسیدند. در بخش کمی نیز یافته ها حاکی از آن بود که بسته تدوین شده توانسته کنترل گری زناشویی و الگوهای ارتباطی زوج های متعارض گروه آزمایش را در مقایسه با گروه کنترل بهبود بخشد (05/0>p) که این تفاوت در مرحله پیگیری نیز معنی دار بود. نتایج حاکی از آن است که بسته تدوین شده می تواند در بهبود کنترل گری زناشویی و الگوهای ارتباطی همسران متعارض اثربخش واقع شود.
۱۱۱.

مدل ساختاری وابستگی به اینترنت بر اساس انسجام خانواده از طریق نقش میانجی حل مسئله اجتماعی در نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۱۴۳
پژوهش حاضر با هدف بررسی مدل ساختاری وابستگی به اینترنت بر اساس انسجام خانواده از طریق نقش میانجی حل مسئله اجتماعی در نوجوانان شد. پژوهش حاضر توصیفی_همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه ی آماری پژوهش کلیه نوجوانان دختر و پسر مقطع متوسط دوم شهر اهواز در سال تحصیلی 1403-1404 بودند. به روش نمونه گیری خوشه ای مرحله ای، نمونه ای به تعداد 270 نفر انتخاب و در مطالعه شرکت کردند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه اعتیاد به اینترنت ( IAT، یانگ، 1998)، پرسشنامه انسجام خانواده ( FCQ، سامانی، 1381) و پرسشنامه حل مسئله (PSI، هپنر، 1988) بودند. داده ها با استفاده از روش تحلیل مسیر تجزیه وتحلیل شدند. نتایج تحلیل مسیر حاکی از برازش مناسب مدل بود. یافته ها نشان داد که بین انسجام خانواده و حل مسئله اجتماعی با وابستگی به اینترنت، همبستگی منفی و معنادار وجود دارد (01/۰p‹). همچنین متغیر انسجام خانواده به صورت غیر مستقیم و از طریق حل مسئله اجتماعی قادر به پیش بینی وابستگی به اینترنت در بین نوجوانان بود (۰01/۰p‹). این نتایج نشان می دهد که انسجام خانواده با تقویت مهارت های حل مسئله اجتماعی می تواند به کاهش وابستگی نوجوانان به اینترنت کمک کند. این نتایج بر اهمیت مداخلات خانوادگی همراه با آموزش مهارت های حل مسئله در پیشگیری از وابستگی به اینترنت تأکید دارد.
۱۱۲.

The pattern of Structural Relationships of Quality of Life based on Health-Promoting Lifestyle with the Mediation of Helplessness Tolerance in Mothers with Children with Autism Spectrum Disorder(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۷۳
Objective: The present study was conducted with the aim of examining the pattern of structural relationships of quality of life based on a health-promoting lifestyle with the mediation of helplessness tolerance in mothers with children with autism spectrum disorder. Methods: The research method was descriptive and correlation-based on structural equations. The statistical population was all the mothers of children with autism in Bushehr who enrolled their children in exceptional schools and also had a case in the Bushehr Autism Association in 2023. From this community, a sample of 200 people was selected by available sampling method and completed the questionnaires on quality of life, health-promoting lifestyle, and tolerance of helplessness. SPSS25 and SmartPLS3 were used to analyze the collected data. Results: The results of the structural equations showed that the health-promoting lifestyle (p<0.005; β=0.24) has a direct and positive effect on the quality of life and a direct and positive effect on tolerance of helplessness (p<0.005; β=0). Also, the health-promoting lifestyle (p<0.005; β=0.18) has a significant effect on the quality of life through the mediation of helplessness tolerance (P=0.05). Conclusion: The findings of this study can provide evidence for the development of appropriate intervention programs to increase the quality of life among mothers of children with autism through specific health-promoting behaviors.
۱۱۳.

The Effectiveness of Moral Intelligence Training on Students' Academic Conscience and Academic Competence

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۸۳
This study examined the effect of moral intelligence training on the academic conscience and academic competence of female students in Zahedan. A quasi-experimental study was conducted using a pretest-posttest design and a control group. The statistical population consisted of all eleventh-grade female students of empirical science in Zahedan during the 2024-2025 academic year. Sixty students were picked via purposive sampling and subsequently assigned to either a control group or an experimental group at random. Data collection tools included the Moral Intelligence Training Program (Borba, 2005), the Academic Conscientiousness Questionnaire (McIlroy & Bunting, 2002), and the Academic Competence Evaluation Scale (DiPerna & Elliott, 1999). This study established content validity and estimated reliability using Cronbach's alpha coefficient, resulting in values of 0.83 for the Academic Conscientiousness Questionnaire and 0.88 for the Academic Competence Evaluation Scale. Statistical analysis of the data was conducted using univariate and multivariate analysis of covariance. The results demonstrated that moral intelligence training significantly improved the academic conscience of eleventh-grade female students in empirical science, explaining 51% of the variance and indicating its potential for enhancement. Moral intelligence training positively and significantly enhanced the academic competence of students. The results demonstrated that moral intelligence training significantly enhanced the academic conscience of the students, explaining 51% of the variance. Lastly, the findings demonstrated that moral intelligence training significantly enhanced academic conscience by 55% and academic competence by 64%.
۱۱۴.

مقایسه ترس های ناشی از عدم دسترسی به تلفن هوشمند در دانش آموزان دوره ابتدایی شهر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۱۰۲
مقدمه: استفاده از تلفن همراه در حوزه آموزش، به ویژه در مقطع ابتدایی، میتواند به عنوان یک ابزار یادگیری مؤثر عمل کند، با این حال، چالش هایی مانند دسترسی نابرابر به فناوری و نیاز به نظارت بر استفاده صحیح از آن ها نیز وجود دارد که باید مورد توجه قرار گیرد. استفاده از تلفن همراه در بین دانش آموزان ابتدایی با وجود مزایای آموزشی، چالش ها و آسیب های متعددی به همراه دارد. این پژوهش با هدف ارزیابی و مقایسه ترس های ناشی از عدم دسترسی به تلفن هوشمند در دانش آموزان دوره ابتدایی شهر شیراز انجام شد. روش: این پژوهش با طرح کمی و روش توصیفی – پیمایشی از نوع مقایسه ای انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دوره دوم ابتدایی شهر شیراز در سال تحصیلی 1404-1403 بود. نمونه گیری به روش تصادفی طبقه ای 115 دانش آموز پسر و 67 دانش آموز دختر انتخاب شدند. برای سنجش نوموفوبیا از مقیاس یلدریم و کوریا (2015) با چهار بعد ترس از دست دادن پیوندها، اطلاعات، ارتباط با دیگران و از دست دادن آرامش و راحتی استفاده شد. روایی محتوایی و پایایی ابزار با استفاده از ضریب همبستگی و آلفای کرونباخ تأیید شد. داده ها با استفاده از آزمون تی تک نمونه ای، تحلیل واریانس چندمتغیره و آزمون تحلیل واریانس اندازه گیری های مکرر و تعقیبی بونفرونی تحلیل شدند . یافته ها: یافته ها نشان داد که در دانش آموزان پسر، ترس از دست دادن پیوندها و اطلاعات بالاتر از میانگین معیار و ترس از دست دادن ارتباط با دیگران و از دست دادن آرامش و راحتی در حد معیار بود و در دانش آموزان دختر، ترس از دست دادن ارتباط با دیگران، پیوند با دیگران و آرامش و راحتی بالاتر از حد معیار و ترس از دست دادن اطلاعات در حد معیار بود. دانش آموزان دختر به طور معنی داری در هر 4 بعد ترس از عدم دسترسی به تلفن همراه بالاتر از پسران بودند. ترس از دست دادن ارتباط با دیگران به عنوان ترس غالب در دانش آموزان دختر و پسرشناسایی شد . نتیجه گیری: با توجه به نقش پررنگ تلفن های هوشمند در زندگی دانش آموزان، مداخلات آموزشی، روان شناختی و خانواده محور می توانند به کاهش اضطراب ناشی از نوموفوبیا کمک کنند. تمرکز ویژه بر نیازهای جنسیتی و فعالیت های جایگزین کلید موفقی برای کارایی برنامه هستند.
۱۱۵.

تعیین رابطه میان بد رفتاری دوران کودکی و حمایت اجتماعی ادراک شده با نشانه های اضطراب اجتماعی با نقش میانجی ذهنی سازی در دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهرکرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۹۱
م مقدمه : اضطراب اجتماعی یکی از مشکلات روان شناختی رایج در کودکان و نوجوانان است که بر سلامت روان و پیشرفت تحصیلی آن ها تأثیر می گذارد. این پژوهش با هدف تعیین رابطه میان بدرفتاری دوران کودکی و حمایت اجتماعی ادراک شده با نشانه های اضطراب اجتماعی با نقش میانجی ذهنی سازی در دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهرکرمانشاه انجام شد. روش پژوهش همبستگی از نوع مدلیابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش حاضر، کلیه دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر کرمانشاه در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ بودند. بر اساس برآوردهای جمعیتی و آمارهای موجود، حجم این جامعه در سال تحصیلی مذکور بالغ بر 25,۰۰۰ نفر تخمین زده می شد. که با روش نمونه گیری خوشه ای، 292 نفر انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه های استاندارد اضطراب اجتماعی نوجوانان (لاگرکا و لوپز، 1998)، بدرفتاری دوران کودکی (برنستاین، 2003)، حمایت اجتماعی ادراک شده (ریمن و همکاران، 1988) و ذهنی سازی (دیمیتریویچ و همکاران، 2017) بود. در این پژوهش رابطه بین متغیرها با آزمون همبستگی پیرسون و مدل پژوهش با تکنیک مدلسازی معادلات ساختاری آزمون شد. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS 28 و AMOS 24 انجام شد. یافته ها : یافته ها نشان داد حمایت اجتماعی ادراک شده تأثیر مستقیم و غیرمستقیم (با میانجی گری ذهنی سازی) بر اضطراب اجتماعی دارد (01/0> p ). بدرفتاری دوران کودکی تنها به صورت مستقیم بر اضطراب اجتماعی تأثیرگذار بود (01/0> p ). شاخص های برازش مدل تأییدکننده برازش مناسب بودند و متغیرهای مدل توانستند 62 درصد از واریانس اضطراب اجتماعی را تبیین کنند. نتیجه گیری : نتایج نشان داد مسیرهای روان شناختی میان تجارب اولیه و پیامدهای هیجانی پیچیده و چندبعدی هستند. نقش ذهنی سازی به عنوان میانجی می تواند در شناسایی زودهنگام اضطراب اجتماعی و مداخله مؤثر برای پیشگیری از اثرات سوء آن بر سلامت روان نوجوانان مفید باشد.
۱۱۶.

مقایسه اثربخشی درمان شناختی-رفتاری و درمان هیجان مدار بر افکار خودکشی نوجوانان تحت پوشش اداره بهزیستی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۷۸
هدف از این پژوهش مقایسه اثربخشی درمان شناختی-رفتاری و درمان هیجان مدار بر افکار خودکشی نوجوانان تحت پوشش اداره بهزیستی بود. روش پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل همراه با مرحله پیگیری 2 ماهه بود. جامعه آماری پژوهش نوجوانان دختر تحت پوشش اداره بهزیستی شهرستان نورآباد لرستان در سال 1404 بودند. تعداد 60 نوجوان دختر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و این تعداد سپس به شیوه تصادفی ساده در 3 گروه درمان شناختی-رفتاری (20 نفر)، درمان هیجان مدار (20 نفر) و گروه کنترل (20 نفر) جایگزین شدند. سپس گروه آزمایش اول تحت 8 جلسه 90 دقیقه ای درمان شناختی-رفتاری و گروه آزمایش دوم تحت 8 جلسه 90 دقیقه ای درمان هیجان مدار قرار گرفتند. در این پژوهش از مقیاس افکار خودکشی (BSSI) بک و همکاران (1979) برای گردآوری داده ها استفاده شد. روش آماری تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر، آزمون تعقیبی بن فرونی و نرم افزار SPSS نسخه 29 بود. نتایج نشان داد هر دو مداخله در مرحله پس آزمون و پیگیری اثربخشی معناداری بر کاهش افکار خودکشی داشته است (0/05>p). نتایج آزمون تعقیبی نشان داد که درمان هیجان مدار اثربخشی بیشتری نسبت به درمان شناختی-رفتاری بر کاهش افکار خودکشی داشته است (0/05>p). می توان نتیجه گیری کرد که درمان شناختی-رفتاری و درمان هیجان مدار می توانند به عنوان شیوه های درمانی مناسب برای کاهش افکار خودکشی در نوجوانان دختر تحت پوشش بهزیستی به کار برده شوند و تقدم استفاده با درمان هیجان مدار است.
۱۱۷.

مقایسه اثربخشی روش آموزش تأیید خود و آموزش مثبت نگر بر بهزیستی تحصیلی و التزام تحصیلی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۸۲
هدف این پژوهش مقایسه اثربخشی روش آموزش تایید خود و آموزش مثبت نگر بر بهزیستی تحصیلی و التزام تحصیلی دانش آموزان بود. طرح این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون-پس آزمون و گروه گواه بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پسر مقطع متوسطه در شهرستان درگز در سال 1404 بوده که شکست تحصیلی را تجربه کرده بودند. تعداد ۶۰ دانش آموز به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه آموزش خودتأییدی، آموزش روان شناسی مثبت و گروه گواه قرار گرفتند. برنامه های آموزشی طی یک دوره مشخص اجرا شد و داده ها از طریق پرسشنامه بهزیستی تحصیلی (تومینین سوینی و همکاران، 2012) و التزام تحصیلی (تینیو، 2009) جمع آوری شدند. تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی انجام گرفت. نتایج نشان داد که هر دو روش برنامه آموزش خودتأییدی و برنامه آموزش مثبت نگر به طور معناداری بهزیستی تحصیلی و التزام تحصیلی دانش آموزان را در مقایسه با گروه گواه بهبود بخشیدند (0/05 >p). با این حال، آموزش روان شناسی مثبت اثربخشی بیشتری در افزایش بهزیستی تحصیلی و التزام تحصیلی داشت. این بهبودها در مرحله پیگیری نیز حفظ شدند که نشان دهنده مزایای بلندمدت این مداخلات است. یافته ها نشان داد که ادغام اصول روان شناسی مثبت در محیط های آموزشی می تواند انگیزه، تاب آوری و عملکرد تحصیلی دانش آموزان را بهبود بخشد.
۱۱۸.

مقایسه اثربخشی درمان هیجان مدار و درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر اضطراب زنان مبتلا به سرطان پستان با نشانه های اختلال استرس پس از سانحه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۹۵
هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان هیجان مدار بر اضطراب زنان مبتلا به سرطان پستان با نشانه های اختلال استرس پس از سانحه بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی ﺑﺎ ﻃﺮح ﭘیﺶآزﻣﻮن-ﭘﺲآزﻣﻮن و ﮔ ﺮوه کنترل با دوره پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل زنان مبتلا به سرطان پستان دارای نشانه های اختلال استرس پس از سانحه بود که به بیمارستان های شهر تهران در سال 1403 جهت پیگیری درمان مراجعه کرده بودند. حجم نمونه شامل 45 نفر (هر گروه 15 نفر) بود که به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه جای گذاری شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه اختلال استرس پس از سانحه (PCL-5) ودرس و همکاران (1993) و پرسشنامه اضطراب بک (BAI) بک و استیر (1990) بود. گروه درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان هیجان مدار 8 جلسه تقریبا 2 ساعته مداخله دریافت کردند. تحلیل داده ها از طریق نرم افزار SPSS نسخه 25 با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر انجام شد. نتایج نشان داد که هر دو مداخله اثربخشی معناداری بر اضطراب دارند دارند (0/001>p). نتایج آزمون تعقیبی بن فرونی نشان داد که درمان هیجان مدار تاثیر بیشتری دارد (0/05>p). می توان نتیجه گیری کرد که علاوه بر اثربخش بودن هر دو درمان، تقدم استفاده در درمان اضطراب زنان مبتلا به سرطان پستان با نشانه های اختلال استرس پس از سانحه با درمان هیجان مدار است.
۱۱۹.

مدل ساختاری ارتباط بین ذهن آگاهی و شایستگی های اجتماعی هیجانی با نقش میانجی کارکردهای اجرایی در دانش آموزان متوسطه با عملکرد تحصیلی پایین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۸۴
این پژوهش با هدف بررسی مدل ساختاری ارتباط بین ذهن آگاهی و شایستگی های اجتماعی-هیجانی با نقش میانجی کارکردهای اجرایی در دانش آموزان متوسطه با عملکرد تحصیلی پایین انجام شد. این مطالعه از نوع توصیفی-همبستگی بوده و جامعه آماری آن شامل دانش آموزان متوسطه دوم شهر خوی در سال تحصیلی 1403-1402 بود. نمونه گیری به روش خوشه ای مرحله ای انجام شد و 330 دانش آموز انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس شایستگی اجتماعی-هیجانی، پرسشنامه نقایص کارکردهای اجرایی بارکلی، پرسشنامه ذهن آگاهی پنج وجهی بود. تجزیه و تحلیل داده ها استفاده از همبستگی پیرسون و تحلیل معادلات ساختاری در برنامه های SPSS نسخه 26 و AMOS نسخه 21 انجام شد. تحلیل داده ها نشان داد که ذهن آگاهی اثر منفی و معنی داری با ضریب اثر 251/0 بر شایستگی اجتماعی-هیجانی و با ضریب اثر 494/0- بر کارکردهای اجرایی دارد. همچنین، کارکردهای اجرایی اثر منفی و معنی داری با ضریب اثر 457/0- بر شایستگی اجتماعی-هیجانی دارد. تحلیل اثرات غیرمستقیم نشان داد که ذهن آگاهی از طریق کارکردهای اجرایی بر شایستگی های اجتماعی-هیجانی اثر غیرمستقیم معنی داری به صورت مثبت دارد (003/0=P، 226/0=β). با توجه به یافته ها می توان مطرح ساخت که ذهن آگاهی و کارکردهای اجرایی نقش قابل توجهی در شایستگی اجتماعی هیجانی دانش آموزان با عملکرد تحصیلی پایین دارند و بایستی در مداخلات روانشناختی به تقویت این ظرفیت های شناختی و هیجانی توجه ویژه ای صورت گیرد.
۱۲۰.

پیش بینی همدلی بر مبنای هوش اخلاقی و نظریه ذهن با اثر واسطه ای سبک های فرزندپروری در کودکان 3-6 سال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۸۰
  هدف : هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه همدلی کودکان با هوش اخلاقی و نظریه ذهن، همراه با نقش واسطه ای سبک های فرزندپروری بود.   روش: این مطالعه از نوع کمی و همبستگی با مدل سازی معادلات ساختاری بوده و جامعه آماری آن شامل کلیه کودکان ۳ تا ۶ ساله ساکن شهر قم در سال 1404 است که 307 نفر از آنان به روش تصادفی خوشه ای مرحله ای انتخاب شدند. .. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه های همدلی ریف و همکاران (2010)، هوش اخلاقی امینی مقدم و همکاران (1397)،  نظریه ذهن هوتچینز (2012) و سبک های فرزندپروری بامریند (1971) بود که توسط مادران این کودکان پاسخ داده شد. برای تحلیل داده های این پژوهش از مدل معادلات ساختاری مبتنی بر حداقل مربعات جزئی و نرم افزار smartpls استفاده شد.   یافته ها: نتایج نشان داد که هوش اخلاقی به میزان (625/0) و نظریه ذهن به میزان (60/0) رابطه مثبت و معناداری با همدلی دارند (05/0>p). همچنین سبک فرزندپروری مقتدرانه نقش واسطه ای مثبت و معناداری در رابطه بین همدلی و هوش اخلاقی ایفا می کند. از سوی دیگر سبک فرزندپروری مستبدانه به میزان (53/0-) و سهل گیرانه (351/0-) رابطه منفی و معنی داری با نظریه ذهن دارند (05/0>p). همچنین این دو سبک فرزندپروری نقش واسطه ای مثبت و معنی داری در رابطه بین همدلی و نظریه ذهن ایفا می کنند.   نتیجه گیری: این یافته ها بر اهمیت پرورش مهارت های شناختی-اخلاقی و اتخاذ سبک های فرزندپروری مقتدرانه برای ارتقای همدلی کودکان تأکید دارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان