گیلان از روزگاران گذشته تاکنون از ایالت های مهم ایران محسوب می شده و از جنبه های گوناگون حائز اهمیت بوده است؛ ازقبیل: موقعیت جغرافیایی و طبیعی خاص (استقرار در میانه سلسله جبال البرز و نیز قرار گرفتن در کرانه دریای خزر)، بروز تحولات متعدد سیاسی و حوادث تاریخی، ورود علویان به منطقه و برآمدن دولت های شیعی نظیر آل بویه و آل کیا در گیلان، وقوع جنبش های مختلف سیاسی- مذهبی، ظهور چهره های برجسته علمی و فرهنگی، شکل گیری حکومت های محلی متعدد، وجود مدارس علمی و امامزاده های بسیار، حاصلخیزی و استعداد کشاورزی، شیلات، جاذبه های طبیعی و سیاحتی و... .علاوه بر این ویژگی ها- که هر کدام مقوله ای قابل بررسی می باشد- گیلان به واسطه یکی از محصولات خود- که ابریشم باشد- در دوره های مختلف تاریخی از اهمیت و شهرت جهانی خاصی برخوردار گشت. ابریشم گیلان موجب کسب آوازه، هم برای ایران و هم برای این ایالت، در میان مردم دیگر کشورها گردید و غالب سیاحانی که به ایران مسافرت نموده، یا برای تجارت به این سرزمین وارد شده اند، از ابریشم گیلان سخن گفته اند.اهمیت این کالای مهم در جنبه اقتصادی و درآمدزایی، تجارت، عوارض، گمرگ و صادرات آن، مالیات، فرآورده های ابریشمی، و نیز در تحولات داخلی قابل بررسی است؛ که در این مقاله به اجمال در این باره بحث خواهد شد.
نظریة خصوصیات فردی رهبری یکی از نظریه های هدایت و رهبری در مدیریت است که نظریه پردازان آن بر این نظر هستند که رهبر باید به یک سری ویژگی های فردی متخلّق بوده و از نظر این صفات از پیروان خود برتر باشد؛ از جمله، هوش، بلوغ اجتماعی و وسعت دید، انگیزه های توفیق طلبی و نیل به هدف، انسان گرایی، بیان رسا و بانفوذ، ظاهر مناسب. در این پژوهش، از نگاه مدیریتی به آثار ادبی و تاریخی نگریسته شده است و با رویکرد تطبیقی تلاش شده است تا مفاهیم و نظریه ویژگی های فردی رهبری در خصوص سلاطین غزنوی و کارگزاران آنها از لابه لای متون ادبی و تاریخی این دوره تبیین و تشریح شود. حال، این پرسش پیش می آید که آیا این ویژگی ها در سلاطین غزنوی (محمود و مسعود و کارگزاران آنها) وجود دارد؟ الگوی نظری این پژوهش همان نظریه ویژگی های فردی رهبری است. آنچه این تحقیق نشان می دهد و نمونه های آن نیز در متن آمده است، این است که سلاطین غزنوی دارای ویژگی های مذکور از جمله هوش، وسعت دید، انگیزه های توفیق طلبی و نیل به هدف، بیان رسا و بانفوذ و ظاهر مناسب بوده و نمونه های انسان گرایی آنها در مقابل سازمان گرایی نشان می دهد که مطابق آنچه مشهور است، این سلاطین به کلی از این خصیصه خالی نبوده اند.
تهاجم ویرانگر مغول و فروپاشی خلافت بغداد با وجود پیامدهای گوناگون سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در تاریخ ایران دوران اسلامی از منظر بررسی فرایند بازسازی هویت و موجودیت سیاسی ایرانی از جایگاه ویژه ای برخوردار است. بازنمایی مفهوم ایران در متون تاریخی، جغرافیایی و ادبی این دوره و بازتاب نظری و عملی فرهنگ سیاسی ایرانی و الگوی ملکداری ایران از جمله ویژگی های مهم این دوره تاریخی به شمار می آیند. بی تردید متون تاریخی و نوشته های مورخین بزرگ این دوره تاریخی از حوزه های بسیار مهم بروز و بازتاب این مفاهیم و افکار و اندیشه ها به شمار می آیند. ناصرالدین منشی کرمانی به عنوان یکی از مورخان برجسته دوره ی مغول به سبب تألیف آثار مهمی چون «سمط العلی للحضره العلیا» و «نسائم الاسحار من لطائم الاخبار» از جمله مورخین برجسته ی تاریخ میانه ی ایران به شمار می آید که به سبب پاره ای ویژگی های تاریخنگاری و پردازش موضوعی می توان افزون بر داده های تاریخی ویژه، با بررسی و جست وجو در نوشته های او مفاهیم مهمی درباره ایران و تفکر ایرانی و بازتاب الگوی نظام سیاسی ایران شناسایی کرد. از این رو مقاله حاضر تحت عنوان «بازتاب مفهوم ایران و اندیشه ایرانی در آثار ناصرالدین منشی کرمانی» با روش توصیفی و تحلیلی و بر پایه مطالعات اسنادی و کتابخانه ای با چنین رویکردی به بررسی موضوع می پردازد. این مقاله پس از مقدمه، روش و مفاهیم و مروری بر زندگی ناصرالدین منشی کرمانی و آثار و نوشته های او بازتاب ایران و هویت ایرانی را در این آثار و نگرش او را درباره نهاد شاهی، ویژگی ها و کارکردهای آن، وزارت، نظم سیاسی اجتماعی و توازن عناصر موثر در ساخت قدرت بر پایه ی منطق تبیین تاریخی او در «سمط العلی للحضره العلیا» و «نسائم الاسحار من لطائم الاخبار» مورد بررسی قرار می دهد.