فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۲۲۱ تا ۲٬۲۴۰ مورد از کل ۳۸٬۸۵۲ مورد.
منبع:
اقتصاد باثبات دوره ۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۱۶)
31 - 64
حوزههای تخصصی:
همه ابنا بشر برابرند. به همین دلیل نابرابری جنسیتی و تبعیض جنسیتی مورد پذیرش نیست و نقض حقوق بشر به شمار می آید. پژوهش های پیشین بیشتر به تبعیض جنسیتی در بازار نیروی کار پرداخت ه اند؛ به همین دلیل پژوهش حاضر بر این مسئله تمرکز می کند که تبعیض های جنسیتیِ در سطوح خرد (مثلا بازار نیروی کار)، ممکن است منشأهای کلان داشته باشد. به این منظور، شاخص های آزادی اقتصادی فریزر، ابعاد فرهنگی هافستد، توسعه جنسیتی و نابرابری جنسیتی برای بیش از 90 کشور جهان طی دوره زمانی 1970 تا 2020 جمع آوری شده و با دو روش تجزیه کوواریانس و جنگل تصادفی به بررسی ادعا پرداخته است. طبق نتایج تجزیه کوواریانس، نقش آزادی اقتصادی، ابعاد فرهنگی و هم افزایی آن ها در توضیح تفاوت میان توسعه جنسیتی و نابرابری جنسیتی کشورها تایید می شود. همچنین یافته های جنگل تصادفی گویای آن است که زیرشاخص های آزادی اقتصادی به ویژه حقوق مالکیت، تجارت بین المللی و اندازه دولت بیشترین اهمیت را داشته است. البته نتایج مربوط به ابعاد فرهنگی شکننده است و بسته به نوع شاخص استفاده شده و نمونه مورد بررسی متفاوت است. پس تبعیض های جنسیتیِ دنیای کنونی بیش از آنکه حاصل جنبه های فرهنگی باشد، تحت تاثیر ابعاد غیرفرهنگی مانند نظام اقتصادی است. در نتیجه، تلاش برای آزادی اقتصادی به ویژه از منظر نهادی، می تواند دستیابی به جامعه ای با فرصت های منصفانه تر میان زنان و مردان را تسهیل کند.
توزیع نسبت فداکاری خانوارها در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بال (1994)، زیان تولیدی ناشی از اجرای یک سیاست تورم زدایی را نسبت فداکاری نامگذاری کرده است که به معنای درصد تولید ازدست رفته به ازای یک درصد کاهش در روند تورم است. تورم علاوه بر تولید، می تواند به طور قابل توجهی الگوی مصرف و توزیع هزینه ها را نیز تحت تأثیر قرار دهد که این موضوع در جوامعی که درمیان دهک های مختلف تفاوت های درآمدی قابل ملاحظه ای وجود دارد، از اهمیت بیشتری برخوردار است. بر این اساس، هدف اصلی این پژوهش، محاسبه نسبت فداکاری براساس نرخ تورم و سهم مخارج ناخالص سرانه هر دهک از مخارج ناخالص سرانه همه دهک ها برای ایران طی دوره زمانی 1401-1363 است. بدین منظور، ابتدا دوره های کاهش تورم شناسایی شده و سپس، نسبت فداکاری هر دوره براساس تکنیک بال محاسبه می شود. نتایج نشان می دهند کاهش تورم براساس متوسط مقادیر نسبت های فداکاری دهک های مختلف در 6 دوره شناسایی شده، به شکل U وارون است؛ به طوری که این نسبت برای دهک های اول تا هفتم، مثبت و برای دهک های هشتم تا دهم، منفی است. به عبارت دیگر، در دهک های اول تا هفتم، کاهش تورم به طور متوسط با کاهش سهم مخارج ناخالص سرانه دهک موردنظر از مخارج ناخالص سرانه همه دهک ها همراه است؛ ولی کاهش تورم در دهک های هشتم تا دهم منجر به افزایش سهم مخارج ناخالص سرانه دهک موردنظر از مخارج ناخالص سرانه همه دهک ها می شود. طبق نتایج، با اجرای سیاست تورم زدایی، بیشترین کاهش سهم مخارج، مربوط به دهک پنجم است و درمقابل دهک دهم بیشترین افزایش سهم مخارج را دارد.
عوامل مؤثر بر فقر در زنان سرپرست خانوار با تأکید بر شاخص های سلامت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات اقتصادی کاربردی ایران سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۱
43 - 74
حوزههای تخصصی:
فقر، محرومیت آشکار از رفاه است. دستیابی به برابری جنسیتی به عنوان یکی از اهداف کلیدی دستور کار 2030م. برای توسعه پایدار تلقی می شود و زنان نقش بسیار مهمی را هم به عنوان نیروی کار، هم به عنوان منشأ اصلی تربیت و سلامت فرزندان و خانواده ایفا می کنند. براساس نتایج تحقیقات مختلف عواملی که بر فقر زنان تأثیر گذارند؛ متفاوت از مردان می باشد و به شاخص های سلامت توجه چندانی نشده است. هدف این پژوهش، شناسایی متغیرهای مؤثر بر فقر در زنان سرپرست خانوار با تأکید بر شاخص های سلامت است. بازه زمانی پژوهش 1390 تا 1400ه .ش. است و اطلاعات 92 عامل مؤثر بر فقر زنان در قالب عوامل سلامت، عوامل سیاسی، عوامل فردی، عوامل فرهنگی-اجتماعی، عوامل اقتصادی و سایر عوامل با استفاده از مدل های بیزین غیرخطی مورد بررسی قرار گرفت. براساس میزان خطا، مدل BMA از بالاترین دقت برخوردار بود. پس از برآورد مدل، 17 متغیر پرداخت شخصی، هزینه های کمرشکن، شاخص DALYS، شاخص فقر سلامت، عدالت سلامت، اجاره یا رهن مسکن، استان های محروم، استان های مرزی، بی همسر بر اثر طلاق، سرمایه انسانی، فساد، تحریم، نرخ بیکاری، نرخ رشد اقتصادی، تورم، نسبت شهرنشینی به عنوان متغیرهای مؤثر شناسایی گردید. با توجه به این که بالاترین تأثیر بر فقر زنان را رشد اقتصادی (تأثیر منفی) و تورم (تأثیر مثبت) دارند؛ درنتیجه سیاست های سمت عرضه، مانند بهبود فضای کسب و کار، بهبود وضعیت بازار اشتغال می تواند بالاترین تأثیر را بر کاهش فقر زنان داشته باشد.
Efficiency analysis of Tose'e Ta'avon Bank branches of Iran in 5 years considering undesirable outputs-A DEA based approach(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Journal of Finance, Volume ۸, Issue ۲, Spring ۲۰۲۴
131 - 156
حوزههای تخصصی:
In order to survive and compete with other financial institutions, banks, and financial institutions are required always to evaluate the efficiency of their branches. In this paper, we evaluate and analyze the efficiency of bank branches in the five last years (from 2018 to 2022). To calculate and present the branch efficiency score, we have considered an undesirable component called Nonperforming Loans (NPL) as an undesirable output in evaluating the efficiency of Tose'e Ta'avon Bank branches. Due to the high inflation in Iran, the increase in the NPL of loans causes a decrease in the banks' deposits and profitability, and ultimately, it causes a considerable decrease in inefficiency. In addition, in extreme cases, it may even cause the bank to go bankrupt. Therefore, to calculate the efficiency of the Tose'e Ta'avon Bank branches using the data envelopment analysis method, we have considered operating costs and non-operating costs as two inputs, total deposits, total loans, and also two categories of revenue (Revenue from Jointly Funded Assets and Fee-based incomes as four desirable outputs and based on Islamic banking methods with Nonperforming loans as an undesirable output. In this paper, to deal with undesirable output issues, we use a direct approach that is more suitable to deal with NPLs since it is more convenient and evident to incorporate undesirable outputs directly into the DEA model. We used the dynamic cross-efficiency technique of DEA with undesirable outputs (DEA-UO) to obtain the efficiency of the branches over five years.
بررسی عوامل مؤثر بر رشد اقتصادی ایران با رویکرد نرخ ارز و صادرات محصولات کشاورزی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد کشاورزی و توسعه سال ۳۲ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۲۶
1 - 41
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی مطالعه حاضر بررسی عوامل مؤثر بر رشد اقتصادی با رویکرد نرخ ارز و صادرات (محصولات غیرنفتی از جمله محصولات کشاورزی) بود. بدین منظور، از یک مدل رشد اقتصادی مبتنی بر متغیرهای توضیحی مرسوم مانند رشد نیروی کار، رشد سرمایه فیزیکی ثابت و مدل رشد سولو (1956) و سرمایه انسانی بر اساس مدل رشد لوکاس (1988) با لحاظ کردن متغیر نرخ ارز واقعی استفاده شد. بازه زمانی مورد مطالعه بین سال های 1353 تا 1398 بود. همچنین، در مطالعه حاضر، از مدل اقتصادسنجی خودرگرسیون برداری (VAR) استفاده شد؛ بدین ترتیب، ابتدا با استفاده از آزمون دیکی- فولر، ایستایی متغیرها بررسی و نشان داده شد که تمام متغیرهای تحقیق در سطح . ایستایی دارند؛ همچنین، با استفاده از معیار شواترز، وقفه بهینه یک تعیین شد. در ادامه، سنجش روابط بلندمدت بین متغیرها با استفاده از آزمون جوهانسن صورت گرفت و مدل خودرگرسیون برداری با وقفه بهینه یک برازش شد. آنگاه تجزیه وتحلیل برآورد اثر تکانه (شوک) متغیر وابسته بر متغیرهای مستقل انجام پذیرفت؛ و سرانجام، با استفاده از تجزیه واریانس، آزمون میزان نوسان های متغیرها صورت گرفت. نتایج به دست آمده بیانگر تأثیرگذاری نرخ ارز و صادرات بر رشد اقتصاد ایران بود..
تاثیر انرژی های تجدیدپذیر و انتشار کربن بر مخارج سلامت در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدل سازی اقتصادی سال ۱۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۶۸)
29 - 54
حوزههای تخصصی:
سلامت، ارزشمندترین دارایی انسان، اغلب قابل قیمتگذاری نیست. در دهه های اخیر، افزایش مصرف سوخت های فسیلی و پیامدهای مرتبط با آن ازجمله انتشار کربن و آلودگی زیست محیطی، به تشدید بیماری ها، معضلات نظام سلامت و حتی افزایش مرگ و میر در بسیاری از کشورها منجر شده است. علاوه بر این، گسترش شهرنشینی و تغییرات جمعیتی، چالش های نوظهور در حوزه سلامت محسوب می شوند. این مقاله با استفاده از داده های سری زمانی و مدل خودرگرسیون برداری با وقفه های توزیعی (ARDL)، تأثیر عوامل زیست محیطی و اجتماعی، شامل انرژی های تجدیدپذیر، انتشار کربن، رشد جمعیت شهری و بار تکفل را بر مخارج سلامت در ایران طی سال های 1990 تا 2019 بررسی کرده است. شاخص های مورد مطالعه شامل نسبت مخارج سلامت دولتی به GDP، مصرف انرژی های تجدیدپذیر به عنوان درصدی از کل مصرف انرژی، نسبت انتشار کربن به GDP، رشد سالیانه جمعیت شهری و بار تکفل به عنوان درصدی از جمعیت فعال است. نتایج نشان می دهد که افزایش انتشار دی اکسید کربن، رشد جمعیت شهری و بار تکفل، با افزایش مخارج سلامت همراه است. در مقابل، مصرف انرژی های تجدیدپذیر با کاهش انتشار دی اکسید کربن، تأثیر منفی و معنادار بر مخارج سلامت دارد. به عبارت دیگر، افزایش مصرف انرژی های تجدیدپذیر، بهبود سلامت جامعه و کاهش هزینه های مرتبط با آن را درپی دارد. یافته های پژوهش اهمیت توسعه انرژی های تجدیدپذیر در ارتقای کیفیت محیط زیست و کاهش بار مالی نظام سلامت را تایید می کند. پیشنهاد می شود دولت با تنوع بخشی به منابع انرژی تجدیدپذیر، جایگزینی سوخت های فسیلی و تمرکز بر رشد سبز، زمینه بهبود کیفیت محیط زیست و ارتقای سلامت جامعه را فراهم کند.
پیش بینی نوسانات قیمت بیت کوین با استفاده از مدل های خودرگرسیون ناهمگن (HAR)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مدل سازی اقتصادی بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۵
200 - 232
حوزههای تخصصی:
پیش بینی نوسانات دارایی های مالی به ویژه در بازارهای پرنوسان مانند ارزهای دیجیتال، یکی از چالش های مهم در تحلیل مالی است. این پیش بینی ها نه تنها می توانند به سرمایه گذاران کمک کنند تا تصمیمات بهتری در زمینه خرید و فروش اتخاذ کنند، بلکه امکان مدیریت مؤثرتر ریسک ها و شناسایی فرصت های سودآوری را نیز فراهم می آورند. در نهایت، توانایی پیش بینی نوسانات بازار می تواند موجب بهبود استراتژی های مدیریت پرتفوی و کاهش ضررهای غیرمنتظره برای سرمایه گذاران شود. این تحقیق به بررسی و پیش بینی نوسانات قیمت بیت کوین به عنوان یکی از مهم ترین ارزهای دیجیتال پرداخته است. مدل های خودرگرسیون ناهمگن (HAR) و خانواده های آن به عنوان ابزارهای اصلی برای مدل سازی نوسانات در این پژوهش انتخاب شدند. این مدل ها به دلیل قابلیت بالای خود در تحلیل نوسانات در مقیاس های زمانی مختلف، برای مطالعه داده های نوسانی از اهمیت ویژه ای برخوردارند. با توجه به ویژگی های خاص بازار ارزهای دیجیتال، که شامل تغییرات سریع و غیرقابل پیش بینی در قیمت ها است، استفاده از مدل هایی که می توانند نوسانات کوتاه مدت و بلندمدت را همزمان مدل سازی کنند، ضروری به نظر می رسد. در این مطالعه، داده های تاریخی با فراوانی بالا در بازه های زمانی 60 دقیقه ای، روزانه، هفتگی و ماهانه از قیمت بیت کوین در دوره زمانی 2018 تا 2022 مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج حاصل از تحلیل ها نشان می دهد که مدل های خودرگرسیون ناهمگن (HAR) و نسخه های گسترش یافته آن، مانند HARJ، HARQ و HARQJ، توانایی بالایی در پیش بینی نوسانات قیمت بیت کوین دارند. علاوه بر این، وارد کردن عامل پرش به این مدل ها باعث افزایش دقت پیش بینی ها و بهبود نتایج شده است. این یافته ها بر اهمیت استفاده از مدل های پیشرفته و ترکیبی در پیش بینی نوسانات بازارهای مالی تأکید می کند و می تواند راهگشای توسعه استراتژی های بهینه برای سرمایه گذاران در بازار ارزهای دیجیتال باشد.
Evaluating the Efficiency of Circular Economies in Persian Gulf Countries in Terms of Municipal Solid Waste Management(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد مقداری سال ۲۱ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۸۰)
87 - 106
حوزههای تخصصی:
EXTENDED ABSTRACT
INTRODUCTION
In the last decade, concern about the environment has increased increasingly around the world. One of the serious environmental challenges is urban solid waste, the management of which has been raised as one of the main concerns of human societies. According to the World Bank, by 2025, more than 1.4 billion people will live in cities around the world, and each of them will generate an average of 1.42 kilograms of municipal waste per day. Estimates show that municipal waste worldwide triples every year. The annual generation of municipal waste worldwide has increased from 0.68 billion tons to 2.2 billion tons. Based on available data from countries up to 2012, the World Bank has published a report focusing on municipal solid waste generation. Waste is materials or objects that are discarded or thrown away. Solid waste is waste or discarded materials and objects obtained from industrial, commercial, mining, agricultural, and general daily activities (Ugwu, Ozoegwu & Ozor, 2020). Solid waste is one of the serious environmental issues in developed and developing countries. Solid waste management is a major challenge in urban areas around the world, especially in developing countries. The main reason for this challenge is the rapid population growth along with the expansion of cities, the reduction of financial resources, and the weakness of urban planning. Human activities and changes in lifestyle and consumption patterns have led to an increase in waste production rates (Bovard & ilanloo, 2019). Controlling environmental pollution, including waste, is an important part of human duty in maintaining human health, which has a special place in new sciences and techniques according to economic health standards. Waste production is inevitable in human daily life and population increase will increase it. Municipal solid waste is defined as waste generated by human, commercial, and construction activities that are collected and treated by municipalities (Xiao, Dong, Geng, Tian, Liu, & Li, 2020). The main composition of these wastes is almost the same in different countries of the world. However, the amount of production waste, density, and share of each part of it is different from country to country and city to city. This difference is caused by economic development, geographical location, weather conditions, and cultural and social considerations (Afshar Kazemi, Eftekhar & Omrani, 2014). About, 2.01 billion tons of municipal solid waste is produced annually in the world, of which at least 33% is not environmentally managed. Worldwide, waste generated per person per day averages 0.74 kg but varies widely from 0.11 to 4.54 kg. Of course, it is predicted that by 2050, the amount of waste produced in the world will increase to 3.40 billion tons, which is equivalent to 2 times the population growth in that year. The East Asia and Pacific region produces the most waste in the world at 23%, while this number for the Middle East countries is about 6%. Of course, it is expected that the total waste production in this region will more than double by 2050. It is worth noting that in these areas, more than half of the waste is discarded without reuse. This waste growth will bring many adverse environmental, health, and welfare consequences. Therefore, it requires basic measures.
METHODOLOGY
The purpose of this study is to evaluate the efficiency of circular economies in Persian Gulf countries in terms of Municipal Solid Waste Management. This research is applied in terms of purpose and descriptive survey in terms of data collection. Its statistical population was formed from Persian Gulf countries. In this research, the per capita value of MSW production and the dimensions of the social progress index "basic human needs", "basics of well-being" and "opportunity" are used as input and recycling as output in the model. SPI indicators show how well society can cover the needs of its members and improve their quality of life. Data on MSW generation and recycling rates were obtained from the World Bank and data on the three SPI indicators were extracted from the Essential Social Progress website. The data of this research is for the year 2021. The DEA model was implemented in LINGO Softer.
FINDINGS
The findings show that the countries of Kuwait (1), United Arab Emirates (0.952), Saudi Arabia (0.654) and Iran (0.453) respectively have the highest circular economy performance compared to other countries in the Persian Gulf. The aim of this study is to analyze the efficiency of DMUs from the perspective of variable returns to scale (VRS).
CONCLUSION
The main purpose of this evaluation is the efficiency of circular economy in the Persian Gulf region in terms of urban solid waste management. The results show that Kuwait and the United Arab Emirates respectively have the highest circular economy performance compared to other areas of the Persian Gulf. Data analysis shows that according to the statistics of the World Bank, these three countries recycle 21% and 20% of manufactured products respectively. They have good performance compared to other input indicators. It should be noted that these results can be partially under the conditions of the Covid-19 pandemic. As, Iran will produce more solid food with more population and monitoring of health protocols. This could have caused it to fall to fourth place. Data analysis shows that production per capita in Iran is much lower than other countries. Iran has an average performance in terms of SPI indicators. But in terms of long-term performance, it has been ranked fourth. The reason for this is its very low recycling. Policymakers should use advertising, education, etc. to increase the collection rate of recyclable products. In order to improve their performance, the system needs to produce and at the same time increase the recycling rate. Education and public investment can help in this regard. Also, it should improve its performance in terms of SPI indicators. The province also improves access to basic medical care, food, water and housing. Also, they should provide access to basic education and even advanced education for those in the country who wish to increase their knowledge and skills. According to the results, it is suggested that other Persian Gulf areas improve their performance in recycling. The country's data shows that they recycle less than 10% of their production. It is suggested to evaluate the performance of the Persian Gulf with Europe for a better explanation. It is also suggested to use other indicators of reuse in calculating circular economy performance. Since it is new for environmental management and circular economy at the study level. This means that the special indicators of recycling evaluation and SPI indicators in previous years are different from previous years and practically will not reach a comparative output. For this purpose, it is suggested that future researchers study in different years with an interval of 5 years in the same field and compare the results of different years. However, there is no validity and reliability of this research. But more thought is needed in generalizing the results.
Explaining the mechanism of the effect of green washing behavior on the green purchase intention of consumers of small and medium enterprises (SMEs)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد مقداری سال ۲۱ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۸۰)
139 - 170
حوزههای تخصصی:
EXTENDED ABSTRACTINTRODUCTION With the increase in population growth and the problems of the planet, researchers have paid more attention to the phenomenon and behavior of greenwashing. Greenwashing behavior is a situation according to which companies and businesses present unhealthy products and services as green and organic (Wang et al., 2019). This study generates new insights for emerging markets and provides potentially important information for academics and practitioners on greenwashing behavior. It can be shown that almost half of people's income is spent on buying food products (Mishra & Sharma, 2012), so the quality, safety and performance of such products have attracted the attention of customers, consumers and shareholders (Bhattacharya, al. , 2012).), in addition, environmental protection has faced problems in the country due to the limitations of greenwashing regulations and their unclear and imprecise implementation. In the field of food products, national regulations on organic and green labels have not been determined, so many companies and food industries can use greenwashing behavior well and show themselves to be environmentally friendly (Chen & Chang, 2012). With these explanations, it is possible that customers are skeptical about green claims and the purchase of green products in society will decrease, which in turn will have harm to people in terms of safety and health, and its consequences for the environment include It will be pollution and destruction of ecosystems (Hai et al., 2017). Due to having industrial companies, Khuzestan province is exposed to industrial and environmental pollution (Guo et al., 2014). In the past years, suggestions for minimizing the environmental effects of waste, access to green life, and maximizing the capacity of using green food industry products, which can reduce their potential effects by using the phenomenon of greenwashing, have not been presented by researchers. As a result, it is vital for consumers to review their product consumption practices and move from non-organic products to green products. By observing these cases, in this research, we will seek to investigate the phenomenon of greenwashing and explain the mechanism of its effect on the intention to buy green. METHODOLOGY The current research is in the field of descriptive and survey research from the methodological point of view. Also, from the point of view of the implementation method, the current study has two phases: library and field. In the library phase, the researchers presented the research model by using the literature review and the existing experimental background. The authors' tool for this has been the use of library resources. In the field phase, the authors distributed questionnaires in order to test the fit of the model and research hypotheses. Finally, 276 healthy questionnaires were collected and analyzed using the structural equation modeling method based on the partial least squares approach. FINDINGS The authors present the findings of this study in two basic steps. The first step of the findings is related to the fit and validity of the research model. The second group of findings of this research includes the confirmation of all research hypotheses, which are summarized in Tabel 1: Tabel 1. The results of the test of research hypotheseshypothesesPathPath coefficientT StatisticResultH1greenwash Green Purchase Intention-0/3166/045supportedH2greenwash Green Word of Mouth-0/81940/944supportedH3greenwash Green confusion0/82740/476supportedH4greenwash Green Skepticism0/77129/208supportedH5Green confusion Green Purchase Intention-0/2695/833supportedH6Green Skepticism Green Purchase Intention-0/1353/053supportedH7Green Word of Mouth Green Purchase Intention0/2545/218supportedH8greenwash Green confusion Green Purchase Intention-0/1042/985supportedH9greenwash Green Word of Mouth Green Purchase Intention-0/2085/596supported CONCLUSION The current research encourages and supports food industry marketers to create credible green claims that not only improve their business status, but also enhance their environmental programs. The results showed that some food industries have a high risk due to consumers' pessimism towards the greenness of their activities and services. Managers should focus on several environmentally friendly methods to reduce consumer cynicism. Managers should increase the transparency of environmental performance, and in addition, non-governmental organizations can audit companies' environmental reports and fine companies that engage in greenwashing. With these words, it is expected to be able to help control greenwashing behavior and green doubts to some extent.
بررسی اثرات انتشار ارز دیجیتال ملی بر سیاست های پولی ایران با استفاده از روش پویایی سیستم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشهای اقتصادی (رشد و توسعه پایدار) سال ۲۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
119 - 134
حوزههای تخصصی:
در حال حاضر در سطح جهان، 87 کشور -که بیش از 90 درصد از تولید ناخالص داخلی جهانی را نمایندگی می کنند- در حال بررسی ارز دیجیتال بانک مرکزی ([1]CBDC) هستند. بنابراین بسیار مهم است که بانک های مرکزی، پیامدهای CBDCها را برای ثبات مالی و سیاست پولی درک کنند. CBDCها نباید آسیبی به اقتصاد کشور وارد کنند؛ به ویژه نباید به منبع اختلال مالی تبدیل شوند که می تواند انتقال سیاست پولی را مختل کند. به تازگی جزئیات پول دیجیتال بانک مرکزی که در ایران «ریال دیجیتال» نام گرفته، توسط بانک مرکزی ایران منتشر شده است. این مطالعه به دنبال بررسی تغییرات سیاست های پولی کشور با ورود ریال دیجیتال توسط بانک مرکزی به سیستم پولی کشور است و با استفاده از روش پویایی سیستم، به تحلیل این موضوع می پردازد. نتایج این مطالعه، نشان می دهد که با انتشار ریال دیجیتال، ضریب فزاینده پول کاهش پیدا کرده و میزان عرضه پول را کاهش می دهد و به دلیل اینکه ریال دیجیتال، ماهیتی مشابه اسکناس و مسکوک دارد، می تواند قدرت خلق نقدینگی را توسط بانک ها کاهش دهد، لذا بانک مرکزی می تواند از این ابزار، به عنوان سیاست پولی انقباضی جهت کنترل تورم در کشور استفاده نماید.
[1].Central Bank Digital Currency
استفاده از مدل مازاد اقتصادی برای ارزیابی بازده سرمایه گذاری تحقیقات کشاورزی: مطالعه موردی مرکز تحقیقات کشاورزی جنوب کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ارزیابی اثرات اقتصادی تحقیقات کشاورزی، اطلاعات مفیدی را برای توجیه سرمایه گذاری در تحقیقات و توسعه بخش کشاورزی ارائه می دهد. به منظور تعیین اثر و بازده سرمایه گذاری حاصل از تحقیقات کشاورزی برای هدایت سیاست گذاری و سرمایه گذاری در این زمینه، مطالعه ای در جنوب کرمان صورت گرفت. در پژوهش حاضر، آثار اقتصادی فعالیت های پژوهشی مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی جنوب کرمان با استفاده از مدل مازاد اقتصادی، مورد ارزیابی قرار گرفت. بر پایه یافته های تحقیق، نرخ بازده داخلی مرکز مورد بررسی، 44 درصد و بیش از نرخ بازگشت قابل قبول سرمایه (15 درصد) می باشد. همچنین میانگین نسبت فایده به هزینه آن 6 و ارزش حال خالص فواید آن حدود 739214 میلیون ریال است. به عبارت دیگر هر یک ریال سرمایه گذاری در فعالیت های پژوهشی آن مرکز، 6 ریال بازده و اثربخشی اقتصادی ایجاد نموده و موجب رشد بهره وری عوامل و افزایش تولید محصولات کشاورزی اعم از زراعی، باغی، دام، طیور و ... شده است.
Fraud Risk Prediction in Financial Statements through Comparative Analysis of Genetic Algorithm, Grey Wolf Optimization, and Particle Swarm Optimization(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Journal of Finance, Volume ۸, Issue ۱, Winter ۲۰۲۴
98 - 130
حوزههای تخصصی:
Financial statements are critical to users, as the increasing fraud cases have left behind irreversible impacts. Hence, this study aims to identify the appropriate financial ratios for fraud risk prediction in the financial statements of companies listed on the Tehran Stock Exchange within the 2014–2021 period. The study is based on data from 180 companies listed on the Tehran Stock Exchange, encompassing a total of 1440 financial statements. To select the most appropriate ratios for fraud risk prediction, all financial ratios were tested by three metaheuristic algorithms, i.e., genetic algorithm, grey wolf optimization, and particle swarm optimization. Metaheuristic and data mining methods were employed for data analysis, and these analyses were conducted using MATLAB R2020a (MATLAB 9.8). According to the research results, the fitness function yielded 0.2708 in particle swarm optimization (PSO). With an accuracy of 72.92% after 19 iterations, PSO was more accurate and converged faster than the other algorithms. It also extracted 11 financial ratios: total debts to total assets, working capital to total assets, stock to current asset, accounts receivables to sales, accounts receivables to total assets, gross income to total assets, net income to gross income, current assets to current debt, cash balance to current debt, retained earnings and loss to equity, and long-term debt to equity. The support vector machine (SVM) classifier was then employed for fraud risk detection at companies through the ratios extracted by the proposed algorithms. The accuracy and precision of financial ratios extracted by PSO and SVM were reported at 80,60% and 71,20%, respectively, which indicates the superiority of the proposed model to other models. Considering that the results obtained from the performance evaluation of financial ratios provided by PSO-SVM demonstrate the capability of this method in predicting the likelihood of fraud in financial statements, it can assist financial statement users. By incorporating these ratios about the performance of the target companies and comparing them with those of other companies, users can make more informed decisions in economic decision-making, investments, credit assessments, and more, ultimately minimizing potential losses and risks.
شناسایی فرصت های صادراتی محصولات کشاورزی ایران در چارچوب مدل پشتیبانی تصمیم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: شناسایی و تعیین بازارهای هدف یکی از عمده ترین راهکارهای متنوع سازی صادرات غیرنفتی و دستیابی به بازارهای جهانی است. گسترش بازارهای صادراتی، با توجه به کاهش درآمدهای حاصل از صدور نفت و نوسانات شدید آن، به منزله ی یکی از استراتژی های مهم کشور مطرح است. بخش کشاورزی سهم قابل توجهی در صادرات غیر نفتی کشور طی سال های اخیر داشته است. اما عدم شناسایی دقیق بازارهای بالقوه صادراتی، توسعه صادرات این بخش را با چالش هایی مواجه کرده است. بر این اساس هدف از این مطالعه شناسایی و رتبه بندی بازارهای هدف بالقوه محصولات کشاورزی صادراتی ایران است به گونه ای که بتوان بازار- محصول های بالقوه صادراتی در این بخش را شناسایی و اولویت بندی نمود. مواد و روش ها: در این پژوهش، از مدل پشتیبان تصمیم و اجرای یک فرآیند غربالگری چهار مرحله ای با استفاده از نرم افزارهای Excel و Access و برنامه نویسی در محیط نرم افزار SQL استفاده گردید.یافته ها: فرصت های صادراتی واقع بینانه مربوط به نه محصول (1) سایر آجیل ها (2) خرما، انجیر، (3) انگور (4) خربزه، هندوانه (5) سیب و گلابی تازه (6) زنجبیل، زعفران، زردچوبه، آویشن و سایر ادویه ها (به استثنای فلفل) (7) شیرینی جات قندی حاوی کاکائو ، شامل شکلات سفید (8) نان، شیرینی، کیک، بیسکویت و (9) سایر سبزیجات تهیه شده یا نگهداری شده اما منجمد نشده می باشد.بحث و نتیجه گیری: بر اساس یافته های تحقیق، قسمت اعظمی از فرصت های صادراتی ایران در بخش کشاورزی با سد مهمی به نام نرخ تعرفه مواجه می باشد که با توجه به پایین بودن قدرت رقابت پذیری محصولات کشاورزی به دلایلی همچون (الف) پروتکل های بهداشتی و ایمنی غذایی (ب) لجستیک و (ج) بسته بندی و تبلیغات، صادرات آن ها را با مشکل اساسی مواجه می کند. بر این اساس توصیه می شود، وزارت صمت به عنوان متولی بخش تجارت در ایران به توسعه موافقت نامه های تجاری دوجانبه و چندجانبه با کشورها (خصوصاً بازارهای هدف بالقوه شناسایی شده در این تحقیق) بپردازد. یکی از مهم ترین کارایی های موافقتنامه های تجاری کاهش نرخ تعرفه و حذف موانع غیرتعرفه ای برای محصولات صادراتی ایران می باشد. .
در جست و جوی شادمانی: ساختار شادمانی براساس عوامل اقتصادی و غیر اقتصادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات اقتصادی دوره ۵۹ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۱۴۶)
81 - 116
حوزههای تخصصی:
اتکا به مطلوبیت عینی و اندازه گیری میزان شادمانی و رضایت فرد بر اساس انتخاب های وی، مربوط به انسان اقتصادی و تعریف محدودی از انسان می باشد که سال ها توسط تئوری های مرسوم در اقتصاد به عنوان پیش فرض در خصوص انسان ها مورد پذیرش قرار گرفته است. مطالعات گوناگون نشان دهنده انحراف واقعیت و داده های تجربی از پیش بینی تئوری های استاندارد در زمینه شادمانی می باشد، بنابراین اتکا به مطلوبیت عینی به تنهایی ما را به درک درستی از شادمانی و رضایت خاطر افراد نمی رساند. در این پژوهش ساختاری برای شادمانی معرفی می شود تا علاوه بر در نظر گرفتن وجوه اقتصادی، تأثیر زمینه های دیگر نیز روی دریافت افراد از شادمانی یا مطلوبیت ذهنی مشخص گردد. در حقیقت در این مطالعه براساس نگرش اقتصاد رفتاری، بازنگری دوباره به مطلوبیت و شادمانی داشته و براساس داده های جمع آوری شده از 192 دانشجو در مقاطع مختلف، به تأیید ساختاری برای شادمانی پرداخته شده که در این ساختار شادمانی از سلامت روان انسان ها استفاده شده است و مشخص شده که سلامت اقتصادی، سلامت اجتماعی و سلامت فیزیکی نیز بر روی سلامت روان افراد مؤثر بوده است. در حقیقت این مطالعه یک پژوهش میان رشته ای می باشد که در آن به دنبال گسترش تئوری های مرسوم اقتصادی از طریق جایگزینی انسان واقعی به جای انسان اقتصادی و تکیه بر ویژگی های روانشناختی وی خواهیم بود. نتایج این پژوهش نشان می دهد که منشأ شادمانی افراد، سلامت روان آنها می باشد و در سلامت روان، مهم ترین تأثیر به ترتیب مربوط به سلامت فیزیکی، سلامت اجتماعی و سپس سلامت اقتصادی می باشد. در حقیقت درآمد یا عوامل اقتصادی که از دیدگاه اقتصاد مرسوم عامل اصلی کسب مطلوبیت و شادمانی افراد است، تنها یکی از عوامل تعیین کننده سلامت روان می باشد که شادمانی از آن نشأت می گیرد.
تاثیر عضویت در تیم های متعدد بر رفتارهای تهدیدکننده کیفیت حسابرسی با توجه به نقش تاب آوری و یادگیری حسابرس
منبع:
طالعات راهبردی مالی و بانکی دوره ۲ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
308 - 330
حوزههای تخصصی:
هدف: با توجه به جایگاه و نقش موسسات حسابرسی در تصمیمات استفاده کنندگان، کیفیت کار موسسات حسابرسی به عنوان عوامل کلیدی در تهیه گزارش های حسابرسی قلمداد می شوند. عوامل متعددی وجود دارد که بر بهتر شدن کیفیت حسابرسی اثر شایان توجهی می گذارند و از طرفی، عوامل متعددی نیز کیفیت رسیدگی ها را کاهش می دهند. رفتارهای تقلیل دهنده کیفیت حسابرسی، رفتارهای عمدی هستند که در اثر کاهش اسناد و مدارک پشتوانه در بررسی ها، نقش حسابرس را به خطر می اندازند. حسابرسان برای اعتباردهی و اظهارنظر، موظف اند برنامه های حسابرسی خود را در چارچوب استاندارهای حسابرسی که به عنوان معیار ارزیابی کیفیت کار حسابرسان شناخته می شود، تدوین و اجرا کنند. ازجمله عواملی که انتظار می رود بر رفتارهای تهدیدکننده کیفیت حسابرسی موثر باشد، می توان به عضویت در تیم های متعدد، تاب آوری و یادگیری حسابرس اشاره کرد. لذا هدف این پژوهش بررسی تاثیر عضویت در تیم های متعدد بر رفتارهای تهدید کننده کیفیت حسابرسی، با توجه به نقش تاب آوری و یادگیری حسابرس است.روش شناسی پژوهش: در راستای هدف پژوهش، پنج فرضیه تدوین شده است. این پژوهش از لحاظ ماهیت از نوع توصیفی-همبستگی است و در شمار پژوهش های کاربردی محسوب می شود. جامعه آماری این پژوهش حسابرسان سازمان حرفه حسابرسی در ایران بود، که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 280 نفر به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شد. برای آزمون فرضیه های این پژوهش از آزمون های معادلات ساختاری در نرم افزار پیالاس استفاده شده است.یافته ها: یافته های حاصل از آزمون فرضیه اول پژوهش نشان داد که عضویت در تیم های متعدد تاثیر معناداری بر یادگیری حسابرس دارد. نتایج حاصل از آزمون فرضیه دوم نشان داد که تاب آوری حسابرس تاثیر عضویت در تیم های متعدد بر یادگیری حسابرس را تعدیل می کند. نتایج آزمون فرضیه سوم نشان داد که یادگیری حسابرس تاثیر معناداری بر رفتارهای تهدیدکننده کیفیت حسابرسی دارد. همچنین نتایج حاصل از آزمون فرضیه چهارم پژوهش نشان داد که عضویت در تیم های متعدد تاثیر معناداری بر رفتارهای تهدیدکننده کیفیت حسابرسی دارد. نتایج حاصل از آزمون فرضیه پنجم نشان داد که یادگیری حسابرس تاثیر عضویت در تیم های متعدد بر رفتارهای تهدیدکننده کیفیت حسابرسی را واسطه می کند.اصالت/ارزش افزوده علمی: در این است که برخلاف مطالعات پیشین که اغلب بر تاثیر حجم کار یا فشار شغلی بر کیفیت حسابرسی متمرکز بوده اند، این پژوهش به طور خاص به نقش عضویت در تیم های متعدد پرداخته و آن را با دو متغیر مهم؛ یعنی تاب آوری و یادگیری، مرتبط می سازد. این نوآوری نظری و تجربی، پژوهش حاضر را از سایر مطالعات متمایز می کند و می تواند راهکارهای عملی برای بهبود عملکرد حسابرسان ارایه دهد.
ارزیابی تاثیر شاخص های سلامت بانکی بر سودآوری بانک های تجاری غیردولتی ایران
منبع:
طالعات راهبردی مالی و بانکی دوره ۲ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
163 - 176
حوزههای تخصصی:
هدف: در کشورهای درحال توسعه، از جمله ایران، مدیریت بهینه ریسک های مالی و ارتقا بازدهی در بانک ها از چالش های اساسی است. این پژوهش به ارزیابی تاثیر نسبت های کلیدی مالی بر نرخ بازده تعدیل شده بر اساس ریسک در بانک های تجاری غیردولتی ایران می پردازد، تا به شناسایی مولفه های اثرگذار در بهبود عملکرد بانکی و کاهش ریسک منجر شود.روش شناسی پژوهش: این مطالعه از داده های 17 بانک تجاری غیردولتی ایران طی سال های 1394 تا 1401 بهره می برد و با استفاده از روش گشتاورهای تعمیم یافته (GMM) به تحلیل روابط میان متغیرها می پردازد.یافته ها: نتایج تحقیق حاکی از آن است که وقفه متغیر RORAC تاثیر منفی و معناداری بر مقدار کنونی آن داشته و نشان دهنده وابستگی زمانی این شاخص است. همچنین، نرخ بازده حقوق صاحبان سهام و نسبت کفایت سرمایه، تاثیر مثبت و معناداری بر RORAC نشان می دهند، در حالی که نسبت مطالبات غیرجاری و بازده دارایی با اثری منفی بر این شاخص همراه بوده اند.اصالت/ارزش افزوده علمی: این مطالعه با ارایه شواهدی جدید از نقش موثر نسبت های مالی در مدیریت ریسک بانکی و بهبود کارایی مالی، پیشنهاداتی کاربردی برای مدیران بانکی و سیاست گذاران اقتصادی فراهم می آورد تا با تمرکز بر ارتقا کفایت سرمایه و کاهش نسبت مطالبات غیرجاری، به تدوین سیاست های کارآمدتری برای مدیریت ریسک و بهینه سازی بازدهی بپردازند.
Studying the effect of Sukuk and governance quality on economic growth in selected countries of the MENA region(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This paper examines whether sukuk issuance can always affect the economic growth of Islamic countries and what is the role of institutional quality in this regard. A case study is conducted on selected MENA countries including Bahrain, Qatar, Saudi Arabia, Oman, and the United Arab Emirates. Macroeconomic data are collected from the World Bank and sukuk data are collected from the International Islamic Financial Market. Analyses are conducted using a balanced panel data model and weighted least squares method, and principal component analysis is used for the governance quality index. The results show that sukuk issuance, governance quality, inflation rate, and degree of economic openness all have a positive and significant effect on economic growth. These findings confirm the importance of institutional factors in enhancing the economic growth of Islamic countries.
Decomposition of Factor Productivity Growth of Rice in Iran: Application of Stochastic Frontier Analysis Approaches(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و توسعه کشاورزی جلد ۳۸ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
169 - 176
حوزههای تخصصی:
Rice is a crucial agricultural product, and enhancing its productivity is essential for increasing production. This study aims to analyze the total factor productivity growth of rice production in Iran from 2000 to 2020. Using parametric (stochastic frontier analysis) approaches, the research evaluated the rice productivity growth and its components, including scale and technological changes. Based on the estimated Translog Cost Function, the annual total factor productivity growth was 2.1%, with positive technological change as the primary driver of these improvements. To further enhance productivity, the study recommends utilizing improved seeds, modern machinery, fertilizers, and nutritional solutions during rice cultivation. Additionally, the research suggests the application of parametric approaches in future studies to assess the impact of technological changes on crop yields.
Application of meta-heuristic algorithms in portfolio optimization with capital market bubble conditions(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The existence of bubbles in the market, especially the capital market, can be a factor in preventing the participation of investors in the capital market process and the correct allocation of financial resources for the economic development of the country. On the other hand, due to the goal of investors in achieving a portfolio of high returns with the least amount of risk, the need to pay attention to these markets increases. In this research, with the aim of maximizing return and minimizing investment risk, an attempt has been made to form an optimal portfolio in conditions where the capital market has a price bubble. According to the purpose, the research is of applied type, and in terms of data, quantitative and post-event, and in terms of type of analysis, it is of descriptive-correlation type. In order to identify the months with bubbles in the period from 2015 to 2021 in the Tehran Stock Exchange market, sequence tests and skewness and kurtosis tests were used. After identifying periods with bubbles, the meta-heuristic algorithms were used to optimize the portfolio. The results indicate the identification of 14 periods with price bubbles in the period under study. Also, in portfolio optimization, selected stock portfolios with maximum returns and minimum risk are formed. This research will be a guide for investors in identifying bubble courses and how to form an optimal portfolio in these conditions.
مقایسهٔ اثر تغییرات کفایت سرمایه بر اقتصاد و نظام بانکی ایران در بستر مقررات بال ۲ و ۳ (رویکرد DSGE)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد مقداری سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۸۲)
1 - 29
حوزههای تخصصی:
چکیده گسترده: هدف از این مطالعه تجزیه و تحلیل اثرات تغییر در نسبت کفایت سرمایه به عنوان یک ابزار احتیاطی کلان بر رفتار اقتصاد کلان و همچنین نظام بانکی ایران است. برای این منظور از یک مدل تعادل عمومی پویای تصادفی (DSGE) استفاده شده که در آن علاوه بر مصرف، مسکن و پول نیز در تابع مطلوبیت خانوارهای پس اندازکننده و قرض گیرنده وجود دارد. همچنین برای مدل سازی رفتار بانک مرکزی نظر به حاکم بودن قانون بانکداری بدون ربا در ایران و عدم امکان استفاده بانک مرکزی از نرخ بهره به عنوان ابزار سیاست پولی از قانون مک کالوم به جای قاعده تیلور استفاده شده است. در برآورد مدل با توجه به تکانه های ساختاری آن، چهار متغیر قابل مشاهده شامل شکاف متغیرهای تولید، کفایت سرمایه بانک ها، تورم، و نرخ رشد پایهٔ پولی در بازه زمانی بهار ۱۳۸۳ تا زمستان ۱۳۹۹، در کنار برخی دیگر از پارامترهای مقداردهی شده از قبلدر فرایند برآورد بیزی استفاده شده است و در نهایت توابع واکنش آنی مدل در دو سناریو حاکمیت اصول توافق نامه بازل ۲ یا ۳ در مورد نسبت کفایت سرمایه، مورد تفسیر قرار گرفته اند. نتایج نشان دهنده آن است که تقویت و ارتقای نسبت کفایت سرمایه در کوتاه مدت و میان مدت اثرات مثبت در نرخ رشد اقتصادی و نیز کاهش قابل توجه در نرخ تورم خواهد داشت. همچنین نتایج نشان داد که بانک های کشور در برابر تقویت نسبت کفایت سرمایه واکنش فوری از خود نشان می دهند و با افزایش تسهیلات دهی سعی در تعدیل مجدد این نسبت دارند. از اینرو در میان مدت و بلندمدت نمی توان نسبت به تثبیت یا کاهش فرایند خلق نقدینگی و افزایش حجم پول از محل تقویت نسبت کفایت سرمایه بانک ها امیدوار بود. از دیگر یافته های مدل این است که به طور کلی خارج شدن نسبت کفایت سرمایه از مقادیر تعادلی خود در نظام بانکی ایران در شرایط فرضی استقرار مقررات بال ۳، متغیرهای کلان اقتصادی و همچنین مؤلفه های عملیات بانکی را در مقایسه با شرایط حاکمیت اصول بال ۲ با نوسانات کمتری مواجه می کند. معرفی: مطالعات سال های پس از بحران مالی، ابزارهای احتیاطی کلان مختلفی را به منظور تثبیت مالی و جلوگیری از انتقال تکانه های مالی به بخش واقعی اقتصاد طراحی نموده اند که می توان آن ها را در سه دسته کلی؛ ابزارهای سمت دارایی، ابزارهای بر پایه نقدینگی و ابزارهای بر پایه سرمایه تقسیم بندی نمود. اما مدل سازی سیاست های احتیاطی کلان و به طور کلی وارد نمودن بخش های مالی و بانکداری در تحلیل های تجربی اقتصاد کلان در ایران مقوله ایست که کمتر مورد توجه محققان قرار گرفته است. از میان ابزارهای سه گانه احتیاطی کلان که در بالا به آن ها اشاره شد، با توجه به مقتضیات نظام بانکی ایران و قابلیت کاربردی ابزارهای مختلف، در این تحقیق از ابزارهای احتیاطی بر پایه سرمایه و با محوریت نسبت کفایت سرمایه استفاده خواهیم نمود. اصل کفایت سرمایه از مهمترین اصول استانداردهای کمیته بال است که بر حفظ و نگهداری نسبت مشخصی از سرمایه در هر بانک تأکید دارد. سرمایه مناسب و کافی یکی از شرایط لازم برای حفظ سلامت نظام بانکی است و هریک از بانک ها و مؤسسات اعتباری برای تضمین ثبات و پایداری فعالیت های خود باید همواره نسبت مناسبی را میان سرمایه و ریسک موجود در دارایی های خود برقرارنمایند. از این رو در این مطالعه سعی خواهد شد، با به کارگیری یک الگو DSGE، اثرات تغییر در نسبت کفایت سرمایه به عنوان یک ابزار احتیاطی کلان مدل سازی شده بر اقتصاد کلان و همچنین رفتار نظام بانکی ایران، مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد. متدولوژی: با توجه به اینکه چهار تکانه ساختاری شامل تکانه بهره وری، سیاست پولی، تورم و کفایت سرمایه در الگو وجود دارد، بنابراین می توان حداکثر پنج متغیر قابل مشاهده برای برآورد الگو استفاده کرد. با توجه به تکانه های ساختاری الگو، چهار متغیر قابل مشاهده شامل شکاف متغیرهای تولید، کفایت سرمایه بانک ها، تورم، و نرخ رشد پایهٔ پولی در بازه زمانی بهار ۱۳۸۳ تا زمستان ۱۳۹۹، در فرایند برآورد بیزی استفاده شده است. در برآورد بیزی پارامترهای الگو ابتدا باید توزیع، میانگین و انحراف معیار پیشین که برای پارامترها در نظر گرفته می شود مشخص شوند. توزیع پیشین برای هر پارامتر بر اساس ویژگی های آن پارامتر و ویژگی های توزیع مورد نظر انتخاب می شود. با در نظر گرفتن مقادیر اولیه برای میانگین و انحراف معیار پارامترها می توان با استفاده از روش بیزی، پارامترها را برآورد کرد. برآورد الگو در فضای برنامه Dynareتحت نرم افزار Matlab صورت گرفته است. برای این منظور همانطور که پیشتر اشاره شد از قالب الگوریتم متروپولیس-هستینگز استفاده شده است. توزیع پیشین برای هر پارامتر بر اساس ویژگی های آن پارامتر و ویژگی های توزیع مورد نظر انتخاب شده اند. یافته ها: در شرایط استقرار مقررات بال ۲ با وقوع یک تکانه در نسبت کفایت سرمایه به مقدار یک انحراف معیار، سطح تولید ناخالص داخلی به میزان بسیار کمی ( ۰٫۰۱۲ درصد) افزایش می یابد و در مدت کوتاهی (کمتر از ۴ فصل) نیز اثر آن کاملا خنثی می شود. اما تغییرات این متغیر یا به عبارتی رشد اقتصادی با افزایش ۱٫۳ درصدی در بدو امر همراه است که طی دو فصل بعد به مقدار ۲ درصد نیز افزایش می یابد. این واکنش از فصل سوم به بعد رو به میرا شدن گذاشته به نحوی که از فصل هفتم به بعد اثری از آن باقی نمی ماند. اما در شرایط فرضی استقرار مقررات بال ۳ واکنش هر دو متغیر یاد شده به وقوع تکانه در نسبت کفایت سرمایه، به مراتب کمتر از حالت قبل می باشد. درخصوص نوع واکنش متغیر تورم به تکانه نسبت کفایت سرمایه نمودار (۱) نشان می دهد که این متغیر در شرایط استقرار مقررات بال ۲ در مواجهه با تکانه یاد شده رفتاری نوسانی از خود نشان می دهد. بطوریکه در بدو امر با افزایشی ۱٫۴ درصدی مواجه می شود، اما در فصل دوم با کاهشی در حدود ۶ درصدی مواجه می شود. اما در فصل سوم با افزایش دوباره خود را به محدود مثبت ۲ درصد می رساند و تا پایان فصل ششم که رو به میرا شدن می گذارد، در محدوده مثبت باقی می ماند. در شرایط استقرار مقررات بال ۳ نیز همین رفتار نوسانی در مقیاسی کوچکتر اما در بازه زمانی مشابه مشاهده می شود. واکنش متغیر پایه پولی و تغییرات آن به تکانه نسبت کفایت سرمایه حاکی از آن است که این دو متغیر در ابتدای امر افت قابل ملاحظه ای را پاسخ به این تکانه تجربه می کنند. اما در فصل دوم با افزایش های قابل ملاحظه به این تکانه واکنش نشان می دهند. به نحوی که متغیر پایه پولی در شرایط استقرار مقررات بال ۲، از فصل اول تا دوم با افزایشی بیش از ۸ درصد خود را به محدوده مثبت ۵ درصد رسانده و تا فصل هفتم که کاملا اثر آن از بین می رود در محدوده مثبت باقی می ماند. مشابه چنین رفتاری اما بطور خفیف تر در شرایط استقرار مقررات بال ۳ از متغیر پایه پولی و تغییرات آن دیده می شود. اما در بررسی رفتار بانک در مواجهه با تکانه نسبت کفایت سرمایه باید گفت به طور کلی در هنگام بروز تکانه نسبت کفایت سرمایه بانک می تواند با تغییر در میزان سپرده پذیری و تسهیلات دهی خود و همچنین تغییر در نرخ های سود تسهیلات و نیز نرخ سود پرداختی به سپرده گذاران، در برابر این تکانه موضع گیری کند. جدی ترین و شدیدترین واکنش بانک در مواجهه با تکانه نسبت کفایت سرمایه، افزایش قابل ملاحظه در حجم تسهیلات اعطایی می باشد. همانطور که توابع واکنش آنی و نشان می دهند هم در شرایط استقرار مقررات بال ۲ و هم در شرایط فرضی وجود مقررات بال ۳، حجم تسهیلات اعطایی بانک ها در طی فصول اول و دوم به شدت افزایش می یابد. به نحوی که اثر آن تا بیش از ۱۲ فصل تحت شرایط بال ۲ و در حدود ۸ فصل تحت استقرار مقررات بال ۳ ماندگار خواهد بود. به نظر می رسد این تغییر رفتار محسوس بانک در سیاست های اعتباری خود را می توان تلاشی در جهت جذب و ایجاد دارایی های بیشتر به منظور تعدیل مجدد نسبت کفایت سرمایه و نیز ایجاد درآمدهای آتی برای مجموعه تفسیر نمود. از سوی دیگر توابع واکنش آنی نرخ های سود سپرده و تسهیلات در نمودار (۱) نشان دهنده موضع گیری متفاوت بانک در قبال درآمدهای خود تحت شرایط جدید است. همانطور که مشاهده می شود تابع واکنش آنی نرخ سود سپرده پس از وقوع تکانه در نسبت کفایت سرمایه چه در شرایط استقرار بال ۲ و چه در شرایط وجود مقررات بال ۳، دچار تغییر نمی شود. اما نمودار مربوط به نرخ سود تسهیلات در هر دو سناریو در ابتدا با افزایش مواجه می شود و پس از مدتی دچار تعدیل می شود. این مسأله را اینگونه می توان تفسیر کرد که بانک ها در پاسخ به تکانه نسبت کفایت سرمایه با هدف حفظ و ارتقای سطح سودآوری خود، به سرعت اقدام به افزایش نرخ سود تسهیلات اعطایی می کنند اما نسبت به تغییر در نرخ سود پرداختی به سپرده ها ضرورتی احساس نمی کنند. مؤید این مطلب تابع واکنش آنی متغیر اسپرد بانکی می باشد. نتیجه: ۱- تحت شرایط استقرار مقررات بال ۲، هرگونه تغییر در نسبت کفایت سرمایه به نحوی که موجب تقویت و ارتقای این نسبت گردد، در کوتاه مدت و میان مدت اثرات مثبت در نرخ رشد اقتصادی و نیز کاهش قابل توجه در نرخ تورم خواهد داشت. ۲- تقویت نسبت کفایت سرمایه در بانک های کشور از آنجا که با واکنش فوری آنها برای تعدیل دوباره آن با استفاده از افزایش تسهیلات دهی همراه می شود، در میان مدت و بلندمدت نمی تواند مانعی جدی در برابر خلق نقدینگی و افزایش حجم پول قلمداد شود. اگرچه در شرایط استقرار مقررات بال ۳ سیاستگذار می تواند امیدواری بیشتری نسبت به این موضوع داشته باشد. ۳- یکی از واکنش های جدی بانک ها در مواجهه با تقویت برونزای نسبت کفایت سرمایه شان، افزایش قابل توجه در نرخ تسهیلات اعطایی می باشد که به نظر می رسد با توجه به تعیین دستوری این نرخ ها از سوی سیاستگذار، عمدتا از طریق ابزارهایی نظیر طرح های جذب سپرده امتیازی، مسدودسازی بخشی از مبلغ تسهیلات و نظایر اینها از سوی بانک ها قابلیت اعمال دارد. اما همانگونه که توابع واکنش آنی نشان می دهند، این افزایش نرخ ها در مدت زمان نسبتا کوتاهی (دو فصل) تعدیل می شوند و از اینرو بانک ها به سرعت خود را با شرایط جدید وفق می دهند. بنابراین می توان نتیجه گرفت که درآمد و سودآوری آنها در میان مدت و بلندمدت تحت تأثیر این تکانه قرار نمی گیرد. البته در شرایط فرضی استقرار مقررات بال ۳ می توان امیدوار بود این نوسانا کوتاه مدت در درآمد عملیاتی بانک ها نیز به حداقل برسد. ۴- خارج شدن نسبت کفایت سرمایه از مقادیر تعادلی خود در نظام بانکی ایران در شرایط فرضی استقرار مقررات بال ۳، متغیرهای کلان اقتصادی و همچنین مؤلفه های عملیات بانکی نظیر توان تسهیلات دهی، جذب سپرده و نرخ های سود را در مقایسه با شرایط حاکمیت اصول بال ۲ با نوسانات کمتری مواجه می کند.