ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۴۱ تا ۵۶۰ مورد از کل ۳۹٬۳۹۳ مورد.
۵۴۱.

تحلیل نامتقارن اثر نوسانات نرخ ارز، نقدینگی و رشد اقتصادی بر تشکیل سرمایه در ایران: رویکرد نهادی-رفتاری با استفاده از مدل خودرگرسیونی با وقفه های توزیعی غیرخطی (NARDL)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۷۴
این مقاله با فرض وجود عدم تقارن در واکنش سرمایه گذاری به شوک های مثبت و منفی متغیر های کلان اقتصادی، به بررسی اثرات نا متقارن نوسانات رشد اقتصادی، نقدینگی حقیقی و نرخ ارز بازار آزاد بر روند نزولی تشکیل سرمایه ثابت نا خالص داخلی در ایران می پردازد. برای ارزیابی این فرضیه و با توجه به ماهیت غیر خطی واکنش های اقتصادی نسبت به شوک های انبساطی و انقباضی، از مدل خود رگرسیون با وقفه های توزیعی غیر خطی (NARDL) برای تحلیل اثرات تفکیک شده شوک های مثبت و منفی در رشد اقتصادی، نقدینگی حقیقی و نرخ ارز بازار آزاد بر سرمایه گذاری استفاده شده است. نتایج برآورد مدل بیان گر وجود عدم تقارن های ساختاری معنا دار در اقتصاد ایران است. در بلند مدت، شوک های مثبت رشد تولید نا خالص داخلی مهم ترین عامل تحریک کننده سرمایه گذاری شناسایی شدند، در حالی که شوک های منفی نقدینگی و افزایش نرخ ارز، تأثیر منفی و معنا داری بر تشکیل سرمایه داشته اند. از سوی دیگر، شوک های مثبت نقدینگی و تقویت نرخ ارز تأثیر معنا داری بر سرمایه گذاری نداشته اند. توابع پاسخ ضربه نا متقارن نیز این عدم تقارن را در افق های زمانی کوتاه مدت و بلند مدت تأیید می کنند و نشان می دهند که سهم شوک های منفی نقدینگی و شوک های مثبت نرخ ارز در کاهش سرمایه گذاری قابل توجه است. همچنین، نتایج حاکی از آن است که اثر مستقیم تحریم های اقتصادی و نرخ بهره حقیقی بر سرمایه گذاری، از لحاظ آماری معنا دار نیست و اثرات آن ها احتمالاً از طریق کانال نرخ ارز منتقل می شود. بر اساس یافته ها، اتخاذ سیاست های تثبیت اقتصاد کلان با تمرکز بر مهار ریسک های نزولی در بازار های پولی و ارزی، پیش شرطی اساسی برای احیای سرمایه گذاری پایدار در کشور محسوب می شود.
۵۴۲.

Risk prediction of investment funds in member countries of the Federation of European and Asian Stock Exchanges - Machine Learning Approaches(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۷۷
The main objective of this study is to compare the predictive accuracy of machine learning models, particularly Random Forest and Artificial Neural Networks, with classical statistical methods (such as Logistic Regression and Linear Discriminant Analysis) in forecasting the risk of Exchange-Traded Funds (ETFs) in member countries of the Federation of European and Asian Stock Exchanges. Furthermore, the study aims to identify the key performance and fundamental variables impacting the risk of these funds. This research adopts a quantitative approach based on secondary data analysis. Data were collected for the years 2015-2023 from the databases of the Federation of European and Asian Stock Exchanges and the Tehran Stock Exchange. After preprocessing, risk prediction models, including Random Forest, Artificial Neural Networks, Logistic Regression, and Linear Discriminant Analysis, were developed and validated for each country using unified evaluation metrics (such as accuracy and AUC). The statistical significance of differences in model performance was tested using non-parametric Mann-Whitney U tests, given the non-normal distribution of accuracy across countries. Sensitivity analysis was then conducted on the two superior machine learning models to determine the impact of independent variables (both performance indicators, such as Jensen's alpha and market return, and fundamental attributes, such as fund size and manager expertise) across different markets. Empirical results indicate that, across most countries and after harmonizing time and geographical dimensions, machine learning models, specifically Random Forest and Artificial Neural Networks, outperform classical statistical approaches in predicting ETF risk, with statistically significantly higher accuracy and AUC values (p<0.05 in Mann-Whitney U tests). The robustness of these findings is confirmed after controlling for heterogeneity among countries. Sensitivity analyses further reveal that both performance variables (e.g., Jensen's alpha, market return) and fundamental factors (e.g., fund size, manager expertise) have a significant impact on risk outcomes within these models. At the same time, machine learning methods exhibit a stronger ability to identify and quantify the importance of these variables compared to classical methods. The results highlight the practical advantage of adopting machine learning techniques for risk assessment and management in diverse international financial markets. Overall, the findings of this study reveal that employing machine learning models—especially Random Forest and Artificial Neural Networks—significantly improves the accuracy of ETF risk prediction and enables a more comprehensive identification of key risk factors compared to classical statistical approaches. These models demonstrate superior flexibility and the ability to capture complex, multidimensional data patterns, making them highly advantageous tools for financial risk management. The results suggest that integrating advanced machine learning techniques at both regional and international levels can enhance the responsiveness of investment systems to market changes, providing fund managers and investors with a more solid, data-driven basis for decision-making.
۵۴۳.

بررسی رابطه پوشش بیمه بیکاری با مدت بیکاری در ایران قبل و پس از همه گیری کوید 19(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۷۸
پوشش بیکاری از طریق بیمه های اجتماعی یکی از سیاست گذاری های عمومی به منظور کاهش پیامدهای اجتماعی معضل بیکاری است. با این وجود، اعطای مقرری های سخاوتمندانه برای یک مدت برقراری طولانی طبق نظریه جستجوی شغل می تواند تأثیری منفی بر انگیزه اشتغال مجدد بیکاران داشته و به طولانی شدن مدت بیکاری منجر شود. این مقاله با ترکیب داده های فصلی طرح آماری نیروی کار مرکز آمار ایران برای سال های 1397 تا 1401 به بررسی رابطه بین پوشش بیمه بیکاری و مدت بیکاری می پردازد. با استفاده از این مجموعه ترکیبی، تغییر این رابطه در نتیجه همه گیری کوید 19 نسبت به قبل ارزیابی می گردد. یافته های پژوهش بطور کل نشان دادند که زنان، مجردین، شهرنشینان، جوانان، افراد تحصیلکرده، افرادی که به دلایلی مثل پایین بودن درآمد، اخراج، بازنشستگی، یا بیماری ترک کار داشته اند، کارآموزان، کارکنان بخش دولتی، کارکن مستقل و مشاغل آزاد، افراد با سابقه کار پایین، و افرادی که در بخش خدمات در جستجوی شغل هستند، با ثبات سایر عوامل بطور متوسط مدت بیکاری طولانی تری را تجربه خواهند کرد. علاوه بر این، مشخص شد که در 8 استان از جمله سیستان و بلوچستان، بوشهر، سمنان، یزد، هرمزگان، البرز، آذربایجان شرقی و کرمان متوسط مدت بیکاری طولانی تر از تهران است. در خصوص سؤال اصلی پژوهش، نتایج بدست آمده مؤید یک رابطه مثبت بین بیمه بیکاری و مدت بیکاری است به گونه ای که مقرری بگیران بیکاری بطور متوسط 453/1 ماه مدت بیکاری طولانی تری دارند. نکته جالب توجه این که تأثیر پوشش بیمه بیکاری بر مدت بیکاری در دوران همه گیری به 651/2 ماه رسیده و حدود 198/1 ماه تشدید شده است.
۵۴۴.

بررسی شاخص ترکیبی عدالت اقتصادی در مناطق مختلف ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۶ تعداد دانلود : ۱۷۸
عدالت اقتصادی، چگونگی توزیع فرصت ها، امتیازها و بهره مندی های اقتصادی میان افراد و گروه های جامعه است. برای سنجش عدالت اقتصادی از شاخص های ترکیبی استفاده می شود، زیرا شاخص های ترکیبی سنجه های مناسبی برای ارزیابی عملکرد و آگاهی از فاصله وضعیت های فعلی با هدف ها و برنامه ریزی ها و سیاست های اقتصادی هستند. هدف از تحقیق حاضر، رتبه بندی استان های ایران بر اساس عدالت اقتصادی با استفاده از الگوی تصمیم گیری چندمعیاره است. در این تحقیق، برای وزن دهی شاخص ها از روش تحلیلی سلسله مراتبی (AHP) و در رتبه بندی استان ها از روش تاپسیس استفاده شده است. با توجه به مبانی نظری تحقیق، جهت ایجاد شاخص ترکیبی از معیارهای حق مالکیت مشروع، حق مبادله مشروع، حق سهم بری عادلانه از تولید، حق نیازمندان در اموال عمومی و خصوصی، حق دسترسی عموم به منابع عمومی و حق نسل های آتی از منابع بین نسلی استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که استان های کهگیلویه و بویراحمد، خراسان شمالی و قم به ترتیب مقام های اول، دوم و سوم را به خود اختصاص داده اند و خوزستان و تهران در رده های آخر قرار گرفته اند. عدالت اقتصادی در استان هایی که رتبه بالایی کسب کرده اند، بیشتر رعایت شده است و استان هایی که در رده پایین قرار دارند، از عدالت اقتصادی مطلوبی برخوردار نیستند. بنابراین، لازم است سیاست گذاران اقتصادی کشور جهت بهبود عدالت اقتصادی، بازطراحی سیاست های حداقل دستمزد، افزایش اعتبارات عمرانی مناطق کمتر توسعه یافته و گسترش سیاست های حمایتی از جمعیت زیر خط فقر را در دستور کار خود قرار دهند.
۵۴۵.

The Impact of Shadow Banking on the Transmission of Monetary Policy in Iran: A DSGE Model Approach(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۲ تعداد دانلود : ۲۲۸
Monetary policy is one of the most important tools for policymakers to influence macroeconomic variables including production. However, implementing this policy sometimes yields unintended consequences. Understanding monetary policy transmission mechanisms is therefore critical for effective implementation. Research following the 2008-2009 financial crisis indicates that the shadow banking activity can disrupt the monetary policy transmission and weaken its effectiveness. An analysis of Iran’s financial system reveals increasing shadow banking activity. This paper therefore examines how shadow banking affects monetary policy transmission in Iran using a DSGE model that innovatively incorporates the shadow banking sector. We compare two scenarios: a financial system without shadow banking and one including shadow banking. The effects of two contractionary monetary policies—interest rate increase and reductions in money supply growth—on GDP, investment, and inflation were analyzed under each scenario. The findings indicate that shadow banking diminishes monetary policy’s impact on all three variables by weakening the credit channel of monetary policy transmission. In the scenario without shadow banking, In the scenario without shadow banking, all three variables will decline in response to the monetary shock of decreasing money supply growth. However, in the scenario with shadow banking, investment levels are not declining but rising. The impact of monetary policy on output and inflation is diminished in the presence of shadow banking. In the case of interest rate shocks, the results also indicate a negative impact of shadow banking on the effectiveness of monetary policy.
۵۴۶.

الگوریتم یکپارچه بهینه سلسله مراتبی برای رتبه بندی اعتباری: تلفیق بهینه یادگیری عمیق و متا-کلاسیفایر مبتنی بر جنگل تصادفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۱۰۱
در حوزه مدیریت ریسک مالی، رتبه بندی اعتباری به عنوان مکانیسمی حیاتی برای پیش بینی احتمال بازپرداخت تسهیلات توسط متقاضیان شناخته می شود. اگرچه مدل های سنتی مبتنی بر یادگیری ماشین در این زمینه مورد استفاده گسترده قرار گرفته اند، ادغام راهکارهای نوین یادگیری عمیق با پارادایم های یادگیری جمعی به عنوان گامی تحول آفرین در افزایش دقت پیش بینی مطرح شده است. این پژوهش، الگوریتم یکپارچه بهینه سلسله مراتبی HUOA را معرفی می کند که از سینرژی بین سه لایه پردازشی پیشرفته بهره می برد. در لایه پایه، سه کلاسیفایر مبتنی بر یادگیری جمعی شامل AdaBoost، Bagging و شبکه حافظه بلند کوتاه مدت LSTM به صورت موازی جهت استخراج ویژگی های سطح اول به کار گرفته می شوند. خروجی این لایه وارد لایه متاآموزش می شود که در آن یک فراآموزش دهنده مبتنی بر جنگل تصادفی با معماری تطبیق پذیر، اقدام به ترکیب غیرخطی پیش بینی ها و تولید امتیاز نهایی ریسک اعتباری می نماید. در این پژوهش، یک چارچوب یادگیری عمیق یکپارچه برای رتبه بندی اعتباری مشتریان بانک پیشنهاد شده است که بر اساس یادگیری جمعی و بهینه سازی یکپارچه پارامترها و انتخاب ویژگی ها با استفاده از الگوریتم ژنتیک (GA) طراحی گردیده است. ارزیابی تجربی بر روی داده های مشتریان حقوقی یک بانک ایرانی همراه با مجموعه داده بین المللی UCI استرالیا و آلمان با معیارهای مختلف و به ویژه دسته بندی اشتباه (MC) نشان می دهد که HUOA نسبت به روش های ترکیبی موجود در بازه زمانی ۲۰۲۳-۲۰۲۵، بهبودی قابل توجه حاصل نموده است. این معماری سلسله مراتبی نه تنها قابلیت تفسیرپذیری مدل را از طریق تحلیل اهمیت ویژگی در لایه متا حفظ می کند، بلکه با کاهش واریانس پیش بینی در سناریوهای نامتوازن کلاس، چارچوبی مقاوم برای تصمیم گیری در محیط های بانکی پویا ارائه می دهد. یافته ها حاکی از آن است که تلفیق هوشمندانه LSTM با استراتژی های نمونه برداری پویا در لایه جمعی، همراه با مکانیزم انتخاب ویژگی تطبیقی در لایه متا، می تواند به عنوان پارادایمی جدید در سیستم های امتیازدهی اعتباری نسل چهارم مورد توجه قرار گیرد.
۵۴۷.

بررسی تأثیر قیمت نفت و نااطمینانی سیاست اقتصادی بر تورم: رویکرد نوین تبدیل کوانتایل موجک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۷۹
این مطالعه به بررسی اثر قیمت نفت و نااطمینانی سیاست اقتصادی بر تورم طی دوره زمانی 2008 تا 2023 می پردازد. هدف اصلی این تحقیق، تحلیل پویایی های پیچیده بین این متغیرها در افق های زمانی مختلف و تحت شرایط بازارهای مختلف (مانند بازارهای صعودی و نزولی) است. در این مطالعه از روش تبدیل کوانتایل موجک و بررسی هم زمان اثر قیمت نفت و نااطمینانی سیاست اقتصادی بر توزیع تورم در افق های زمانی مختلف استفاده شده است؛ استفاده از تبدیل کوانتایل این امکان را فراهم می کند که روابط میان متغیرها در افق های زمانی مختلف به صورت دقیق تر تحلیل شود و نشان می دهد که تأثیر شوک های اقتصادی و سیاستی بر تورم در کوانتایل های مختلف متفاوت است. نتایج نشان می دهد که قیمت نفت تأثیر معناداری بر تورم دارد، اما این تأثیر در بازه های زمانی کوتاه مدت، میان مدت و بلندمدت متفاوت است. تأثیر قیمت نفت بر تورم در بازه های زمانی کوتاه مدت بیشتر است و با گذر زمان کاهش می یابد. نااطمینانی سیاست اقتصادی نیز اثر قابل توجهی بر تورم دارد، به ویژه در شرایطی که بازار با نوسانات بالای سیاستی مواجه است. این اثر به ویژه در کوانتایل های بالا (یعنی زمانی که تورم در سطوح بالاتر است) بیشتر مشاهده می شود. استفاده از تبدیل موجک کوانتایلی به محققان این امکان را داده تا روابط میان متغیرها را در افق های زمانی مختلف و در شرایط متفاوت بازار به طور دقیق تری تحلیل کنند. این روش نشان می دهد که تأثیر شوک های اقتصادی و سیاستی بر تورم در کوانتایل های مختلف، متفاوت است. نتایج این مطالعه به سیاست گذاران اقتصادی کمک می کند تا درک بهتری از اثرات متغیرهای کلیدی مانند قیمت نفت و نااطمینانی سیاست اقتصادی بر تورم داشته باشند و در مواجهه با این چالش ها استراتژی های مؤثرتری را اتخاذ کنند.
۵۴۸.

بررسی اعتبار الگوی ارزیابی بانکداری اسلامی در ایران در راستای برنامه کلان نظام برای اصلاح نظام بانکی کشور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۷۱
هدف از این پژوهش، بررسی اعتبار الگوی ارزیابی بانکداری اسلامی در ایران  در راستای برنامه کلان نظام برای اصلاح نظام بانکی کشور است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش توصیفی پیمایشی است. جامعه آماری شامل160 نفر از مدیران، معاونان و رؤسای 12 بانک دولتی و خصوصی کشور است که آشنایی به بانکداری اسلامی داشتند.  با استفاده از فرمول کوکران و روش نمونه گیری تصادفی ساده بر اساس حجم جامعه، حجم نمونه 113 نفر به دست آمد که به دلیل نرخ بی پاسخی 10 درصد بیش تر، یعنی 127 پرسش نامه پخش و در نتیجه 122 پرسش نامه برگشت داده شد. داده ها با ابزار پرسش نامه جمع آوری شد و روایی از طریق روایی صوری، محتوایی (با CVR لاوشه) و پایایی با آلفای کرونباخ (۰.۸۱۴) بررسی گردید. در این پژوهش از مدل سازی سازه مرتبه دوم از نوع بازتابی بازتابی با روش حداقل مربعات جزئی ( PLS-SEM ) در نرم افزار SMART PLS استفاده شد. یافته های این پژوهش حاکی از اعتبار و کفایت الگوی ارزیابی بانکداری اسلامی در ایران است. هر ۱۳ شاخص بررسی شده به طور معناداری با هسته مدل مرتبط هستند که نشان دهنده ارتباط قوی این شاخص ها با مدل است. شاخص های «استقرار سازوکار های نظارت و تطبیق شرعی» ( β =۰.۸۴۵، T =۷.۸۰۷) و «مدیریت امانتداری» ( β =۰.۷۸۹، T =۷.۳۳۰) قوی ترین تأثیر را دارند، در حالی که «حمایت از رفاه و توسعه اقتصادی پایدار» ( β =۰.۵۶۹، T =۳.۵۵۲) کم ترین تأثیر را دارد؛ اما همچنان معنادار است . شاخص های برازش مدل ( SRMR =۰.۰۵، NFI =۰.۹۲، GOF =۰.۷۷۳) نشان دهنده تطابق بسیار خوب مدل با داده ها است. همچنین، پایایی مدل با آلفای کرونباخ (۰.۷۷۶-۰.۸۵۴) و AVE (۰.۷۶۹-۰.۸۱۰) تأیید شد که بیانگر قدرت پیش بینی بالا و اعتبار درونی قوی مدل است . یافته های این پژوهش بر پایه تحلیل داده های جمع آوری شده از مدیران بانکی، کفایت ساختاری و ارتباط معنادار شاخص های پیشنهادی با مفهوم کلی ارزیابی بانکداری اسلامی را تأیید می کند. این الگو، با پوشش ابعاد شرعی، اخلاقی، اجتماعی و عملیاتی، چهارچوبی منسجم برای سنجش عملکرد بانک های اسلامی در ایران ارائه می دهد و می تواند به عنوان مبنایی برای مطالعات تجربی بعدی و توسعه ابزارهای ارزیابی بومی مورد استفاده قرار گیرد.
۵۴۹.

تحلیل اثر تمرکز مکانی صنایع بالادستی بر رشد صنایع پایین دستی در ایران: شواهدی از زنجیره ارزش فلزات پایه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۶۰
هدف این پژوهش، بررسی تجربی اثر خوشه های صنعتی بالادستی بر رشد صنایع پایین دستی در استان های ایران است. بدین منظور، با تمرکز بر زنجیره ارزش فلزات پایه، شاخص ضریب مکان یابی (LQ) برای صنعت تولید فلزات پایه (کد ISIC C03.024) طی دوره 140۰ -1390 برای ۳۱ استان محاسبه شد. سپس با استفاده از مدل داده های تابلویی با اثرات ثابت، اثر این شاخص بر رشد ارزش افزوده دو صنعت پایین دستی «محصولات فلزی ساخته شده و «وسایل نقلیه موتوری» تحلیل گردید. نتایج برآورد نشان داد تمرکز مکانی در صنعت بالادستی فلزات پایه تأثیر مثبت و معناداری بر رشد صنایع پایین دستی دارد. این اثر در صنعت محصولات فلزی ساخته شده (ضریب ۰.۱۸۵) قوی تر از صنعت وسایل نقلیه موتوری (ضریب ۰.۱۱۲) است، که بیانگر وجود پیوندهای پسین قوی تر و سرریزهای دانشی در زنجیره ارزش فلزات پایه است. یافته ها حاکی از آن است که تمرکز جغرافیایی صنایع مرتبط، از طریق کاهش هزینه های مبادله، ارتقای بهره وری و گسترش شبکه های یادگیری، موتور محرکه رشد صنعتی در سطح منطقه ای است. بر این اساس، سیاست های توسعه صنعتی کشور باید به جای پراکندگی فعالیت ها، بر تقویت و تعمیق خوشه های صنعتی موجود متمرکز شود تا از هم افزایی فضایی و مزیت های منطقه ای در مسیر رشد پایدار بهره برداری گردد.
۵۵۰.

اثر هیبریدی راهبردهای تمایز و رهبری هزینه بر ارزش افزوده اقتصادی شرکت های بورسی: رویکرد مزیت رقابتی پایدار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۶۴
هدف محوری پژوهش حاضر بررسی معمای مزیت رقابتی پایدار و ارزش افزوده اقتصادی بنگاه های فعال بورسی است. در واقع این پژوهش تلاش دارد که ضمن بررسی اثرات راهبرد تمایز و رهبری هزینه اثرات تعاملی این دو راهبرد را بر ارزش افزوده بنگاه ارزیابی نماید. بدین منظور داده های 141 شرکت فعال در بورس اوراق بهادار به روش حذف سیستماتیک در بازه زمانی 1393 تا 1402 از صورت های مالی این شرکت ها استخراج و به روش گشتاورهای تعمیم یافته دو مرحله ای سیستمی SYS-GMM به این مهم پرداخته شد. نتایج پژوهش گویای آن است که راهبرد تمایز با اثر مثبت و معنادری ارزش افزوده بنگاه ها اقتصادی را افزایش داده است؛ درحالی که رهبری هزینه تاثیر معناداری نداشته است. علاوه براین اثر هیبریدی راهبرد تمایز و هزینه باعث خلق ارزش آفرینی و افزایش ارزش افزوده اقتصادی بنگاه ها شده است؛ در این میان اثر تمایز در مقایسه با اثرات مبتنی بر هم افزایی راهبردهای تمایز و رهبری هزینه با شدت بیشتری باعث ارتقای ارزش افزوده اقتصادی شده است. همچنین نتایج بررسی اثر متغیرهای کنترلی مؤید آن است که هرچند جریان نقدینگی با اثر مثبت تاثیر معناداری بر ارزش افزوده نداشته است؛ اما بقیه متغیرها با توجه به ساختار نهادی و مدیریتی بنگاه ها اثر منفی و معناداری بر ارزش افزوده شرکت گذاشته اند. از این رو به مدیران شرکت ها توصیه می شود که علاوه بر سرمایه گذاری در دارایی های نامشهود نظیر تحقیق و توسعه، برندینگ، ارتقای کیفیت و نوآوری محصول به عنوان محرک اصلی خلق ارزش افزوده با تمرکز بر اثرات تعاملی (هم افزایی) تمایز و رهبری هزینه ارزش افزوده اقتصادی پایدارتری ایجاد کنند.
۵۵۱.

تأثیر شاخص عدم اطمینان اقتصادی بر شتاب رشد قیمت و تغییرات تعداد معاملات مسکن در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۶۹
این مقاله به بررسی تأثیر پیچیده و چندوجهی عدم اطمینان اقتصادی بر شتاب رشد قیمت و تغییرات تعداد معاملات تمرکز دارد تا نقاط عطف و ناپایداری های بازار را تحلیل کند. ابتدا، شاخص عدم اطمینان اقتصادی از طریق میانگین گیری نوسانات استانداردشده هفت متغیر کلان اقتصادی ساخته می شود. با استفاده از این شاخص، مدل داده های پانلی با اثرات تصادفی برای ۳۰ استان کشور طی دوره ۱۳۸۷ تا ۱۴۰۲ براورد می شود. سپس، برای تحلیل ساختاری یافته ها، یک مدل تعادل عمومی پویای تصادفی مبتنی بر رفتار بهینه یابی خانوارها و بانک ها، با استفاده از روش های بیزی کالیبره می گردد. براساس نتایج عدم اطمینان اقتصادی، تأثیری مثبت و معنادار بر شتاب رشد قیمت مسکن، اما تأثیر غیرمعنادار بر شتاب تغییرات تعداد معاملات مسکن دارد. تحلیل ساختاری مدل DSGE، تفسیری عمیق برای این یافته های دوگانه ارائه داده و از یک «واگرایی تورمی-رکودی» پرده برمی دارد. شتاب قیمت به دلیل غلبه تقاضای سفته بازانه (مسکن به عنوان دارایی امن) بر احتیاط اولیه خریداران مصرفی، مقاومت از خود نشان می دهد. در مقابل، شتاب معاملات یک چرخه رونق-رکود شدید را تجربه می کند؛ یک جهش هیجانی اولیه که به سرعت جای خود را به یک سقوط عمیق ناشی از بحران استطاعت پذیری و انقباض اعتبار می دهد و این امر، بی معنا بودن اثر متوسط آن را توضیح می دهد. این واگرایی نشان می دهد که در اقتصاد ایران، قیمت مسکن از بنیادهای واقعی بازار جدا شده و باید سیاست های دو وجهی با هدف مدیریت همزمان تقاضای سرمایه ای و حمایت از تقاضای مصرفی طراحی شود.
۵۵۲.

نگاهی نو به رابطه بیمه و توزیع درآمد در اقتصاد ایران: تحلیل استانی با مدل معادلات همزمان پانل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۱۷
کاهش نابرابری توزیع درآمد همواره از اهداف اصلی سیاست های اقتصادی بوده است و توسعه خدمات بیمه ای نیز به عنوان ابزاری مهم در جهت رفع فقر و کاهش نابرابری مطرح شده است. هدف این پژوهش بررسی رابطه دوسویه بین ضریب نفوذ بیمه و نابرابری توزیع درآمد در اقتصاد ایران بوده است. بدین منظور داده های مربوط به ۳1 استان ایران طی سال های ۱۳89 تا ۱401 جمع آوری شده است و برای تحلیل رابطه دوسویه بین این دو متغیر، یک مدل معادلات همزمان پانل با ساختار غیرخطی شامل اثر آستانه ای برآورد شده است. یافته های پژوهش نشان داده است که ضریب نفوذ بیمه و ضریب جینی به طور دوسویه بر یکدیگر تأثیرگذار بوده اند و این رابطه ماهیتی غیرخطی با اثر آستانه ای داشته است. به طور خاص، افزایش ضریب نفوذ بیمه پس از عبور از آستانه 025/0 موجب کاهش معنادار نابرابری توزیع درآمد شده است. از سوی دیگر افزایش نابرابری بیش از آستانه حدود 34/0 از شاخص ضریب جینی، تاثیری کاهنده بر ضریب نفوذ بیمه داشته است. همچنین از طرف دیگر تشدید نابرابری توزیع درآمد خود عاملی در جهت تضعیف توسعه صنعت بیمه در کشور است.
۵۵۳.

بررسی تأثیر آستانه ای امنیت انرژی بر صنعتی شدن در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۸۵
امنیت انرژی به توانایی یک کشور در تأمین پایدار، مطمئن و مقرون به صرفه انرژی برای اقتصاد و جامعه بدون مواجهه با اختلالات جدی اطلاق می شود. در این تحقیق، با استفاده از داده های سالانه ایران در دوره ۱۳۶۳ تا ۱۴۰۱، شاخص امنیت انرژی بر اساس پنج مؤلفه شامل در دسترس بودن، مقبولیت، قابلیت توسعه، امکان تأمین و مقرون به صرفه بودن با روش Min-Max محاسبه شد و با به کارگیری روش خودرگرسیون آستانه ای، تأثیر امنیت انرژی بر صنعتی شدن مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان می دهد که دو رژیم متمایز امنیت انرژی (پایین تر و بالاتر از آستانه ۵۷/۵۱) برای اقتصاد ایران وجود دارد که اثرگذاری متغیرها بر ارزش افزوده بخش صنعت در هر رژیم از الگوهای متفاوتی پیروی می کند. به طور خاص، سرمایه ثابت، سرمایه گذاری مستقیم خارجی و تجارت در هر دو رژیم اثر مثبت و معناداری بر ارزش افزوده بخش صنعت دارند. همچنین، امنیت انرژی خود در هر دو رژیم تأثیر معناداری دارد؛ با این تفاوت که پس از عبور از آستانه، اثر آن از حالت محدودکننده به محرک رشد صنعتی تغییر می کند. این نتایج نشان می دهد که ارتقای امنیت انرژی نه تنها به طور مستقیم ارزش افزوده صنعتی را افزایش می دهد، بلکه از طریق تقویت کارایی سرمایه، سرمایه گذاری خارجی، تجارت و بهره وری صنعتی نیز در پایداری رشد صنعتی نقش آفرینی می کند.
۵۵۴.

تحلیل اثر غیرخطی زکات بر نابرابری درآمد در ایران (با تأکید بر اندیشه های امام علی (ع))(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۹ تعداد دانلود : ۲۲۸
در کشورهای اسلامی، زکات جزء مهم ترین درآمدهای اسلامی است که جمع آوری و توزیع صحیح آن می تواند آثار مثبت فراوانی نظیر از بین رفتن فقر و نابرابری درآمدی، کاهش فاصله طبقاتی در بین افراد جامعه و همچنین رشد و رونق و شکوفایی جامعه اسلامی در بر داشته باشد. هدف اصلی مقاله حاضر بررسی اثر آستانه ای زکات بر نابرابری درآمدی در ایران با تأکید بر اندیشه های امام علی (ع) طی دوره زمانی 1400:1- 1380:4 می باشد. بدین منظور از متغیر ضریب جینی برای نابرابری درآمدی و به منظور برآورد حدآستانه از روش رگرسیون انتقال ملایم (STR) استفاده شد. نتایج حاصل بیانگر آن بود که زکات با دو وقفه متغیر انتقال تابع نابرابری درآمدی است. حد آستانه متغیر انتقال برابر با 222/0 درصد حاصل شده که نقطه انتقال تابع ضریب جینی و شروع رژیم حدی دوم را نشان می دهد. برآیند ضرایب زکات در هر دو رژیم بر نابرابری درآمدی اثر منفی داشته، اما این اثر در رژیم دوم به شدت تقویت شده است. وقفه اول متغیر وابسته ضریب جینی در رژیم اول اثر مثبتی بر نابرابری درآمدی داشته اما در رژیم دوم اثر معنی داری نداشته است. برآیند ضرایب تولید سرانه و وقفه های آن در رژیم اول مثبت و در رژیم دوم منفی بوده است. برآیند ضرایب تجارت در هر دو رژیم بیانگر اثر مثبت تجارت بر نابرابری درآمدی است. برآیند ضرایب شاخص حکمرانی خوب در هر دو رژیم بر نابرابری درآمدی منفی بوده و این اثر در رژیم دوم تقویت شده است.
۵۵۵.

ارزیابی نقش شوک های سیاست های پولی بر حباب و قیمت دارایی ها در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۴ تعداد دانلود : ۲۲۸
افزایش قیمت دارایی ها به بالاتر از ارزش های بنیادی خود موجب ایجاد حباب قیمت دارایی می شود. حباب قیمت دارایی ها تهدیدی برای ثبات مالی و اقتصاد کلان است. با این حال، هیچ اتفاق نظری در مورد نحوه برخورد سیاستگذاران با حباب ها وجود ندارد و نقش سیاست پولی همچنان مورد مناقشه است. لذا این مطالعه به بررسی تاثیر سیاست های پولی بر حباب قیمت دارایی ها در ایران با استفاده از داده های فصل اول 1380 تا فصل چهارم 1401 و روش TVP-VAR پرداخته است. بدین منظور ابتدا شاخص قیمت دارایی ها (بورس، مسکن، طلا و ارز) با استفاده از تحلیل مولفه های اساسی ساخته خواهد شد. سپس شاخص حباب قیمت دارایی ها از روش BSADF محاسبه و نشان داده می شود که دو بازه در سال های 1397 و 1399 شاخص قیمت دارایی ها رفتار حبابی داشته است. شاخص های پایه پولی، نرخ بهره و نرخ ذخیره قانونی به عنوان شاخص های سیاست پولی در نظر گرفته شده است. نتایج نشان می هد که تاثیر سیاست های پولی بر حباب بازار دارایی ها طی زمان متغیر بوده است. همچنین نتایج حاکی از آن است که شوک سیاست پولی ناشی از کاهش نرخ بهره و افزایش پایه پولی موجب افزایش حباب قیمت دارایی ها شده است در حالی که بخش حبابی قیمت دارایی ها تحت تاثیر شوک ناشی از کاهش نرخ ذخیره قانونی قرار نگرفته است.
۵۵۶.

نقش ویژگی های مصرف کننده و آمیخته بازاریابی بر ضایعات محصولات کشاورزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۶ تعداد دانلود : ۲۸۹
مطابق با گزارشات فائو، وجود مقدار نامتعارف ضایعات محصولات کشاورزی امروزه به یکی از معضلات و تهدیدهای پیش روی تحقق امنیت غذایی در جوامع بشری تبدیل شده است. بر این اساس یکی از سیاست های کلیدی دولت ها در ارتقاء امنیت غذایی، کاهش ضایعات محصولات کشاورزی است. گزارشات فائو حاکی از آن است که سهم تشکیل ضایعات محصولات کشاورزی در کشور ایران نسبت به جهان برابر با 7/2 درصد و به اندازه 35 میلیون تن در سال است و روند افزایشی آن به عنوان یک مسئله جدی تلقی می شود. مطالعه حاضر سعی کرده تا ویژگی های مصرف کنندگان و اثرات آمیخته بازاریابی بر ضایعات محصولات کشاورزی منتخب (زیرگروه میوه و سبزیجات به عنوان یکی از زیرگروه های دارای بیشترین میزان ضایعات) با استفاده از رویکرد بیزین چندسطحی، مورد ارزیابی قرار دهد. بر این اساس، شهر مشهد (در استان خراسان رضوی) به عنوان دومین شهر پرجمعیت ایران انتخاب شد و نمونه گیری بر حسب مناطق 13 گانه آن انجام شد. تعداد 368 مصرف کنندگان (در سطح اول)، 53 خرده فروش محصولات (در سطح دوم) و 3 میدان بار اصلی شهر (در سطح سوم) در نظر گرفته شدند. نتایج تحقیق نشان داد که فاکتورهای فردی ذکرشده در تحقیق و آمیخته بازاریابی، با توجه به نتایج رویکرد بکار گرفته شده؛ نقش مؤثری در کاهش ضایعات دارند. فاکتورهای فردی و اجتماعی مصرف کنندگان از جمله جنسیت (اثر مثبت)، سطح تحصیلات (اثر منفی در سطح دیپلم تا لیسانس)، تعداد افراد خانوار (اثر مثبت)، تعداد افراد مشغول به کار در خانواده (اثر مثبت)، نوع شغل (اثر مثبت)، درآمد خانوار (اثر منفی برای گروهای درآمدی کمتر از 20 میلیون تومان در ماه و اثر مثبت برای گروه درآمدی بالای 20 میلیون تومان در ماه)، میزان ساعت صرف شده در هفته جهت خرید محصولات کشاورزی (اثر منفی) و تعداد دفعات مراجعه در هفته به مراکز خرید (اثر مثبت) بر درصد ضایعات ایجادشده برای زیرگروه محصولات خام انواع میوه و سبزیجات کشاورزی اثرگذار هستند. همچنین از نظر مصرف کنندگان فاکتورهای آمیخته بازاریابی برای قیمت نسبی (اثر مثبت)، مکان توزیع (اثر مثبت)، فرآیند تولید (اثر منفی) و ترویج و معرفی (اثر مثبت) بر کاهش ضایعات محصولات کشاورزی داشته است. در سطح دوم و سوم که بیانگر خرده فروشان و میدان بارهای اصلی شهر مشهد هستند؛ نتایج نشان داد که مقادیر واریانس عرض از مبدأ در سطح دوم (2830/35) و سوم (9445/26) بیشتر از واریانس جملات خطا (3568/10) هستند که به ترتیب بیانگر ایجاد 28/35 و 94/26 درصد از واریانس کل، توسط عرض از مبدأهای تصادفی سطح دوم و سوم برای تشکیل ضایعات محصولات کشاورزی هستند. بر اساس نتایج پیشنهاد می شود تا مسئله ضایعات علاوه بر مصرف کنندگان نهایی، در حلقه های خرده فروشی و میادین بار نیز مورد توجه  قرار بگیرد و راهکارهای کاهش آن شناسایی و ارائه شود. با توجه به نتایج مرتبط با مصرف کنندگان، می توان پیشنهاد داد که با استفاده از ابزارهای آمیخته بازاریابی شامل قیمت، مکان توزیع، ترویج و معرفی محصولات (با توجه به اثر مثبت هر سه فاکتور بر کاهش ضایعات)؛ مسئله ضایعات محصولات کشاورزی را بهبود بخشید.
۵۵۷.

تحلیل اثر نامتقارن متغیرهای کلان اقتصادی بر قیمت مواد غذایی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۷ تعداد دانلود : ۳۱۲
قیمت مواد غذایی شاخص مهمی از رفاه جامعه است و سیاستگذران همواره در تلاش اند تا تورم مواد غذایی را کاهش دهند. در این راستا و با هدف کنترل قیمت مواد غذایی، سیاست های متفاوتی در ایران نیز به اجرا درآمده که میزان اثرگذاری این سیاست ها مورد بحث بوده است. هدف این مقاله، بررسی اثر نامتقارن متغیرهای کلان اقتصادی (حجم پول، تولید ناخالص داخلی سرانه، نرخ ارز و درجه باز بودن تجاری) بر تورم مواد غذایی ایران با استفاده از رویکرد غیر خطی خودتوضیح با وقفه های گسترده (NARDL) در دوره 2022-1991 می باشد. نتایج حاصل از تخمین مدل NARDL نشان داد که اثر رشد عرضه پول و تولید ناخالص داخلی سرانه بر تورم مواد غذایی تنها در بلندمدت نامتقارن بوده و واکنش تورم مواد غذایی نسبت به افزایش و کاهش رشد آنها مثبت و معنادار است و اثر افزایش آنها بر تورم مواد غذایی بیشتر از اثر کاهش آنهاست. همچنین، اثر رشد نرخ ارز بر تورم مواد غذایی در کوتاه مدت و بلندمدت نامتقارن بوده و واکنش تورم مواد غذایی نسبت به افزایش نرخ ارز مثبت و معنادار است، در حالی که اثر کاهش آن اثر معناداری بر تورم مواد غذایی ندارد. اثر متغیر درجه باز بودن تجاری بر تورم مواد غذایی نیز در کوتاه مدت و بلندمدت متقارن بوده و افزایش و کاهش آن به میزان یکسان سبب کاهش تورم مواد غذایی می شود. بنابراین، طراحی سیاست های مؤثر در مدیریت عرضه پول، ذخیره غلات غذایی در طول فصل برداشت، اتخاد سیاست های ارزی مناسب، عدم افزایش نرخ ارز برای جبران کسری بودجه و نیز کاهش تعرفه ها و محدودیت های تجاری در جهت افزایش درجه باز بودن تجاری توصیه می شود.
۵۵۸.

شناسایی و اولویت بندی شاخص های حسابرسی عملیاتی در حوزه بیمه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۷ تعداد دانلود : ۲۵۶
پیشینه و اهداف: در جهان امروز، بیمه از مهم ترین بخش های اقتصادی در جامعه است که علاوه بر تسهیل روابط بین الملل در پیشگیری از تحقق ریسک و نیز تأمین آرامش خاطر برای فعالیت های مختلف، نقش شگرفی ایفا می کند. همه شرکت ها بر افزایش کارایی و اثربخشی عملیاتی خود تمرکز دارند و دستگاه های اطلاعاتی مختلف را برای به حداکثر رساندن عملکرد و اهداف خود پیاده سازی می کنند. از چالش های اساسی حسابرسی عملیاتی تعریف و اندازه گیری معیار های اثربخشی، کارایی و صرفه اقتصادی است. حسابرسی عملیاتی نیز فرایند منظم و روشمند ارزیابی اثربخشی، صرفه اقتصادی و کارایی اقتصادی عملیات سازمان و گزارش نتایج ارزیابی همراه با پیشنهاد های عملی به اشخاص ذی صلاح برای بهبود عملیات است، اما به رغم الزام قانونی اجرای حسابرسی عملیاتی طبق ماده ۲۱۸ قانون برنامه پنجم توسعه کشور انجام حسابرسی عملیاتی در مؤسسات و شرکت ها در عمل با مشکلاتی مواجه بوده است. روش شناسی: تحقیق حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ رویکرد ترکیبی (کیفی– کمّی) است که ابتدا با مرور ادبیات شاخص های مربوطه جمع اوری شده، سپس مصاحبه با 5 تن از خبرگان در حوزه های بیمه و حسابرسی صورت گرفت. در نهایت به وسیله پرسش نامه که بین 40 نفر از خبرگان حوزه بیمه و حسابرسی توزیع شد، پس از تأیید در مرحله دلفی فازی رتبه بندی به وسیله تاپسیس فازی صورت گرفت. یافته ها: نتایج نشان از تأیید تمامی ابعاد، مؤلفه ها و شاخص های شناسایی و استخراج شده با حد آستانه ای که 0.5 دارد. نتیجه گیری: مشخص شد در مؤلفه کارایی، شاخص های خالص حق بیمه های صادره، دوره وصول مطالبات و نسبت ضرر (زیان) رتبه های اول تا سوم را به خود اختصاص داده اند. همچنین در مؤلفه اثربخشی، شاخص های رضایت مشتری، سود سرمایه گذاری سهم پرتفوی شرکت از کل پرتفوی بازار رتبه های اول تا سوم را دارند، در مؤلفه صرفه اقتصادی، شاخص های نسبت هزینه های عملیاتی، اداری و عمومی به درآمد عملیاتی، بهای تمام شده (قیمت تمام شده بیمه نامه) به فروش و نسبت خسارت (نسبت خسارت پرداختی به حق بیمه دریافتی طی همان دوره) رتبه های اول تا سوم را به خود اختصاص داده اند و در نهایت در مؤلفه زیست محیطی شاخص استفاده از فنّاوری الکترونیک در خدمات صنعت بیمه تنها شاخص شناسایی شده است. در نهایت مشخص شد در حوزه بیمه شاخص های حسابرسی عملیاتی در سطح کلی (4 مؤلفه: کارایی، اثربخشی، صرفه اقتصادی و زیست محیطی) به ترتیب شاخص های نسبت هزینه های عملیاتی، اداری و عمومی به درآمد عملیاتی، خالص حق بیمه های صادره، استفاده از فنّاوری الکترونیک در خدمات صنعت بیمه و دوره وصول مطالبات به ترتیب در رتبه های اول تا چهارم قرار دارند.
۵۵۹.

Working Capital Management Model for Listed Companies on the Tehran Stock Exchange(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۵ تعداد دانلود : ۲۷۸
This study aims to develop a working capital management model for companies listed on the Tehran Stock Exchange. The proposed model determines the expected level of working capital for a company, enabling it to create the highest possible value. Additionally, this model can be used to assess the efficiency of working capital management. The discrepancy between the actual level of working capital and the expected level serves as an indicator of inefficiency in working capital management. Initially, based on theoretical foundations and expert opinions, 28 variables affecting working capital were selected. Then, using the operational working capital index, the research models were estimated using multiple regression and genetic algorithm techniques for data from 156 companies over the period from 2011 to 2022. Influential variables were identified and filtered. Finally, suitable working capital management models were identified based on two criteria: (1) the strong correlation between the errors of the fitted models and the working capital efficiency of the company, and (2) the model’s accuracy in identifying companies prone to excess or shortage of working capital. In total, after estimating 119 different models using regression and genetic algorithm methods, four suitable working capital management models were determined. The regression method resulted in models with an average accuracy of 77.27% and 79.54% for the dependent variable of working capital and the cash conversion cycle, respectively. The genetic algorithm method resulted in models with an average accuracy of 89.03% and 82.08%. The final model, with the cash conversion cycle as the dependent variable, was identified as the best model. It includes the variables of the previous year's cash conversion cycle, company-specific risk, gross profit margin, trade credit, growth opportunities, operating cycle, economic policy uncertainty, and exchange rate changes.
۵۶۰.

Pricing Embedded Options Using Fast Fourier Transform to Compare Variance Gamma and Black-Scholes-Merton Model Efficiency(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۷ تعداد دانلود : ۲۶۹
Embedded options are virtually new instruments identical to options in many aspects except their non-tradable nature. Testing the efficiency of the Variance Gamma and Black-Scholes-Merton model on these instruments would provide a vision of transitioning from the classical model with its deficiency to more intricate models. Considering the complicated nature of the Variance Gamma stochastic process to price options, the Fast Fourier Transform (FFT) method is used in conjunction with the Nelder-Mead Simplex method to calibrate models. This research uses the Fast Fourier Transform (FFT) to price four embedded options with the ticker symbols Hefars912, Heghadir912, Heksho208, and Hetrol911 under the two models. The result approves that the Variance Gamma process is more efficient than the Black-Scholes-Merton model in pricing embedded options. Consequently, the variance gamma process would generate fewer errors in pricing those options that can be used in a practical sense.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان