فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۱۰۱ تا ۱٬۱۲۰ مورد از کل ۱٬۶۹۰ مورد.
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال شانزدهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۶۳
201 - 230
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله حاضر واکاوی تجارب معلمان علوم دوره متوسطه اول (معلمان علوم پایه هفتم، هشتم و نهم) درباره عبور دانش آموزان از فرهنگ بومی به فرهنگ علمی است. رویکرد تحقیق کیفی و پارادیم آن تفسیری مشارکتی است و از روش پدیدارنگاری تفسیری استفاده شده است. تعداد ده نفر از معلمان علوم به صورت هدفمند و با روش ملاکی تا حد اشباع داده ها به عنوان مشارکت کننده انتخاب شدند. یافته های تحقیق نشان داد که تجارب معلمان علوم در زمینه عبور دانش آموزان از فرهنگ بومی به فرهنگ علمی شامل این مولفه هاست؛ بحران فرهنگی معلمان بومی، باور به فرهنگی بودن علم، ارزش فرهنگ بومی، حل تعارضات دانش آموزان در انتقال فرهنگی، آماده سازی دانش آموزان برای تلفیق فرهنگ بومی و علمی که در پایان با ترسیم فضای نتیجه گیری الگویی برای تجارب معلمان در انتقال فرهنگ بومی به فرهنگ علمی ارایه شده است.
نقد رویکرد حاکم بر بخش آموزش زبان های خارجی در برنامه درسی ملی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی رویکرد زیربنایی حاکم بر بخش های مربوط به آموزش زبان های خارجی در برنامه درسی ملی ایران می پردازد. روش بررسی در چارچوب رویکرد روش شناختی «نظریه انتقادی» می گنجد که هدف از آن آشکار کردن و سپس نقد سویه های ایدئولوژیک رویه ها و عملکردهای تربیتی در نظام های رسمی آموزشی است. داده ها از راه مطالعه اسنادی و جستجو در پایگاه های اطلاع رسانی رسمی به دست آمده اند. نتیجه بررسی حاکی از آن است که بخش های مربوط به آموزش زبان های خارجی در برنامه درسی ملی به دلیل توجه بیشتر به نظریه های نوین آموزش زبان دارای نقطه قوت است و از این رو پیشرفت در آن به چشم می خورد، اما هم زمان از دو مشکل بنیادین نیز رنج می برد: 1. قرار داشتن در سپهر ایدئولوژیک اسناد بالادستی؛ به ویژه سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، 2. بی توجهی به کسری هنجارمندی موجود در نظریه های آموزش زبان که برنامه درسی ملی بر پایه آنها استوار شده است؛ چنان که آن را از وجوه اخلاقی و هنجارین تهی می سازد.
Structural Modeling of the Impact of Entrepreneurial Thinking and Professional Commitment on Professors' Effectiveness with the Mediating Role of Satisfaction from Organizational Climate among Professors of Islamic Azad University of Urmia Branch(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Curriculum Research, Volume ۳, Issue ۱ , ۲۰۲۲
39 - 49
حوزههای تخصصی:
Purpose: Regarded to the importance of professors' effectiveness, the purpose of this study was structural modeling of the impact of entrepreneurial thinking and professional commitment on professors' effectiveness with the mediating role of satisfaction from organizational climate among professors of Islamic Azad University of Urmia Branch. Methodology: This study in terms of purpose was applied and in terms of implementation method was cross-sectional from type of quantitative. The research population was the professors of the Islamic Azad University of Urmia Branch in the 2020-21 academic years, which based on the Cochran's formula the sample size was estimated 227 people who were selected by stratified random sampling method according to different colleges. The research instruments of the present study were the Questionnaires of entrepreneurial thinking (Scarborough & Zimmerer, 1990), professional commitment (Allen & Meyer, 1990), professors' effectiveness (Salimi & Ramezani, 2014) and satisfaction from organizational climate (Bontis, 1998). Data were analyzed by structural equation modeling in SPSS-21 and SmartPLS-2 software. Findings: The results showed that entrepreneurial thinking and professional commitment had a positive and direct effect on satisfaction from organizational climate and professors' effectiveness and satisfaction from organizational climate had a positive and direct effect on professors' effectiveness. Also, entrepreneurial thinking and professional commitment had a positive and indirect effect on the professors' effectiveness with the mediating role of satisfaction from organizational climate (P<0.01). Conclusion: According to the results of this research, to improve the professors' effectiveness can be used by promoting entrepreneurial thinking, professional commitment and satisfaction from organizational climate.
دانش های مورد نیاز آموزشگران ریاضی جهت آماده سازی معلمان ابتدایی آینده برای تدریس ریاضی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به منظور شناسایی دانش های مورد نیاز آموزشگران ریاضی که مسئولیت تدریس ریاضی به معلمان آینده را دارند، پژوهشی با رویکرد کیفی طراحی شد که تمرکز آن، بر مبحث ضرب و تقسیم کسرها بود. شرکت کنندگان در این مطالعه، دو آموزشگر ریاضی در حال تدریس مجازی در دانشگاه فرهنگیان بودند. داده های این تحقیق که در زمان همه گیری کووید-19 انجام شد، از چهار منبع کلاس درس، مصاحبه های نیمه ساختاریافته، درس نامه های مدرسان و یادداشت های میدانی نویسنده اول جمع آوری شد. پس از چندین بار کاهش نظام وار داده هایِ تجمیع شده، سه ظاهر شدند. سپس بر اساس آنها، چارچوبی با چهار مؤلفه «دانش محتوایی-موضوعی ریاضی»، «دانش برنامه درسی ریاضی»، «دانش بدفهمی های ریاضی» و «دانش متناسب سازی تدریس ریاضی با موقعیت» برای دانش های مورد نیاز آموزشگران ریاضی، تدوین شد.
جایگاه قومیت در برنامه های درسی پنهان دوره دوم متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقش تأثیرگذار آموزش و پرورش در هویت بخشی قومی و نژادی دانش آموزان فرهنگ های مختلف و متعاقب آن خلق بحران یا ایجاد وفاق ملی در کشور غیرقابل انکار است. از این رو هدف از این پژوهش بررسی این مسئله بود که جایگاه قومیت در برنامه های درسی پنهان دوره ی دوم متوسطه نظام جدید چیست. برای پاسخ به این سؤال از روش کیفی و از نوع قوم نگاری استفاده شده اس ت. روش نمونه گیری هدفمند بود و مشارکت کنندگان در پژوهش شامل 6 دبیر و 30 دانش آموز از اقوام فارس، لر و عرب در دبیرستانی از بهبهان بود. در تحلیل داده ها بر اساس روش اسمیت، مضامین اصلی مختلفی شامل مغفول بودن قومیت، ناآگاهی معلمان، انتظارات متفاوت معلمان، قومیت به مثابه عامل تبعیض و پیامدهای تبعیض قومی ظاهر شد. برای اطمینان از صحت یافته ها از سه سوسازی و ارجاع مجدد داده ها به مشارکت کنندگان استفاده شد. در نهایت بر اساس یافته های این پژوهش می توان اذعان داشت که جایگاه قومیت در برنامه های درسی پنهان دوره دوم متوسطه نظام جدید نامطلوب بود.
شناسایی مولفه های سواد رسانه ای برای دانشجو معلمان با استفاده از الگوی شش مرحله ای سنتزپژوهی روبرتس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های برنامه درسی دوره ۱۳ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱
262 - 299
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی مولفه های سواد رسانه ای برای دانشجو معلمان براساس روش سنتزپژوهی شش مرحله ای Roberts انجام شد. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی مقالات معتبر داخلی و خارجی چاپ شده در مجلات معتبر، کتب داخلی و خارجی، پایان نامه ها و اسناد مرتبط با موضوع محدود بر 20 سال اخیر و با بهره گیری از پایگاه های اطلاعاتی و مراکز نگهداری منابع مکتوب در زمینه سواد رسانه ای بود که با توجه به جست و جوی منظم در پایگاه های اطلاعاتی، بر اساس معیارهای ورود تعداد 466 پژوهش علمی شناسایی و در نهایت بر اساس معیارهای خروج تعداد 65 پژوهش برای تحلیل نهایی انتخاب شدند. برای گردآوری، گزارش و ثبت اطلاعات پژوهش های اولیه، از فرم چک لیست طراحی شده توسط محقق استفاده شد. تحلیل یافته ها با استفاده از الگوی شش مرحله ای سنتزپژوهی Roberts (1983) و روش های کدگذاری باز و محوری انجام شد. چک لیست با استفاده از مطالعه مبانی نظری مربوط به موضوع تحقیق تدوین شد. برای اطمینان از نحوه کدگذاری ها از دو نفر ارزشیاب جهت کدگذاری مجدد یافته ها استفاده شد. به منظور تأیید پایایی، از فرمول ضریب کاپای کوهن، استفاده شد که در این پژوهش میزان توافق بین ارزشیابان عدد 76 /0 بدست آمد که نشان دهنده 76 درصد توافق بین ارزشیابان در کدگذاری ها بود. براساس یافته های پژوهش، ابعاد و مولفه های سواد رسانه ای دانشجو معلمان در 5 مضمون سازمان دهنده اصلی شامل هدف، محتوا، مخاطب، هویت و قالب و 16 مضمون سازمان دهنده فرعی و 56 مضمون پایه شناسایی شدند. مضامین سازمان دهنده فرعی هدف شامل تفکر انتقادی و جامعه پذیری؛ مضامین فرعی محتوا شامل شناختی – ادراکی، احساسی، اخلاقی، زیبایی شناسی؛ مضامین فرعی مخاطب شامل خاص، فعال و منفعل بودن؛ مضامین فرعی هویت شامل مالکیت و کنترل، قانون، فناوری، اقتصاد و مضامین فرعی قالب شامل مکتوب، الکترونیکی، دیجیتالی می باشند. مولفه های شناسایی شده برای سواد رسانه ای می تواند مبنایی برای طراحی برنامه درسی آموزش سواد رسانه ای به دانشجو معلمان باشد.
واکاوی علل شکاف میان برنامه های درسی قصد شده و کسب شده درس علوم تجربی در دوره ابتدایی از دیدگاه معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های برنامه درسی دوره دوازدهم بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱
154 - 178
حوزههای تخصصی:
با توجه به وجود شکاف و ناهمخوانی میان برنامه های درسی قصد شده و کسب شده درس علوم تجربی به عنوان یکی از مؤلفه های اساسی برنامه درسی مدارس برای دانش آموزان در دوره ابتدایی، هنوز پژوهشی در رابطه با واکاوی علل این امر از دریچه نظرات معلمان به عنوان مجریان اصلی برنامه درسی قصد شده صورت نگرفته است. لذا هدف پژوهش حاضر واکاوی علل شکاف میان برنامه های درسی یاد شده درس علوم تجربی در دوره ابتدایی از دیدگاه معلمان است. رویکرد پژوهش کیفی است. میدان پژوهش آموزش و پرورش شهر تهران بود و شرکت کنندگان با استفاده از روش های نمونه گیری هدفمند از نوع ملاکی و گلوله برفی از بین معلمان انتخاب شدند. گردآوری داده ها با استفاده از فن مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته انجام شد و در هجدهمین مصاحبه به سطح اشباع نظری رسید. جهت اعتباردهی به یافته های پژوهش از مواردی نظیر مشارکت و تعامل با مشارکت کنندگان، تلفیق داده ها و مرور و بازنگری مکرر داده ها، بررسی به وسیله اعضا و بازنگری توسط ناظرین خارجی استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از روش کلایزی، به شناسایی 4 مضمون اصلی و 14 زیرمضمون منتج گردید. مضامین اصلی شامل علل مرتبط با متخصصان برنامه ریزی درسی و کادر اجرایی (نحوه هدف گذاری توسط متخصصان برنامه ریزی درسی و غیره)، علل مرتبط با نحوه برنامه ریزی درسی (نحوه طراحی و تدوین برنامه درسی قصد شده و غیره)، علل مرتبط با نحوه اجرا، نظارت و پشتیبانی (نحوه اجرا و غیره) و علل مرتبط با میزان امکانات و تجهیزات (میزان امکانات و تجهیزات فیزیکی و غیره) است. یافته های پژوهش نشان می دهد عللی همچون توجه و تأکید بیشتر بر حیطه اهداف دانشی و غفلت از سایر اهداف برنامه درسی نظیر اهداف نگرشی و عملکردی در هنگام هدف گذاری، زمینه های شکاف میان برنامه های درسی یاد شده درس علوم تجربی در دوره ابتدایی را ایجاد کرده است.
بررسی جایگاه قومیت در برنامه های درسی نظام جدید دوم متوسطه: مطالعه موردی دبیرستان چندفرهنگی بخردیان بهبهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی جایگاه قومیت در برنامه های درسی رسمی و پنهان دوره متوسطه نظام جدید آموزشی در سال تحصیلی 98-97 بود. روش پژوهش در بخش اول پژوهش شامل تحلیل اسنادی و تحلیل محتوای کیفی بود. نمونه گیری در این بخش هدفمند بود و شامل 6 جلد کتاب در قالب بیش از 960 صفحه از کتاب های تاریخ، جامعه شناسی دوره متوسطه دوم می شد. واحد تحلیل محتوا در این بخش؛ متن، تصاویر و فعالیت های کتاب های درسی بود. در بخش دوم پژوهش نیز روش تحقیق کیفی و از نوع قوم نگاری بود و ابزارهایی چون ژورنال های دانش آموزی و مصاحبه های غیررسمی در جمع آوری اطلاعات به کار گرفته شد. در نهایت بر اساس یافته های این پژوهش می توان اذعان داشت که جایگاه قومیت در برنامه های درسی رسمی و پنهان مقطع دوم متوسطه نامطلوب بود.
The Effectiveness of Family Therapy Training based on Bowen Systemic Approach on Humor and Intimacy of Female Couples in Tehran(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Curriculum Research, Volume ۲, Issue ۴ , ۲۰۲۱
55 - 64
حوزههای تخصصی:
Purpose : The aim of this study was the effectiveness of family therapy in Bowen's systemic approach on humor and intimacy of couples. Methodology : The research design was quasi-experimental with pre-test-post-test design with experimental and control groups. The statistical population of the study was all couples in Tehran in 2020. The statistical sample size of the study is 50 couples who, after consultation and explanation of the research conditions and the satisfaction of the sample, are divided into experimental and control groups (25 in the experimental group and 25 in the control group). The experimental group was exposed to the Bowen systemic approach during eight sessions of family therapy, and the controls did not receive any training from the researcher. The research instruments were the Thompson and Walker Marital Intimacy Scale 1983 and the 2003 Martin Humor Questionnaire. Analysis of covariance was used to analyze the data. Findings : Data analysis showed that the experimental group in the post-test phase after receiving family therapy Bowen systemic approach in the variables of humor and intimacy had a positive difference compared to the control group and the research hypotheses were confirmed. Conclusion : Based on the research findings, it can be concluded that Bowen's systemic approach to family therapy has an effect on couples humor and intimacy.
پیش بایست های راهبرد یاددهی-یادگیری دیالوژیک، متناسب با ویژگی های نسلی دانشجویان دوره کارشناسی امروز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، با هدف شناسایی و تبیین پیش بایست های راهبرد یاددهی-یادگیری دیالوژیک، متناسب با ویژگی های نسلی دانشجویان کارشناسی امروز با روش آمیخته اکتشافی انجام شد. ابزارهای مورد استفاده در بخشهای کیفی و کمی، به ترتیب، مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه محقق ساخته بود. تحلیل یافته ها در قسمت کیفی بر مبنای نظریه داده بنیاد و در قسمت کمی، توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری بخش کیفی، صاحب نظران دو حوزه علوم تربیتی و علوم اجتماعی بود که نمونه از بین آنها به صورت هدفمند، تا حد اشباع اطلاعات، ادامه یافت. جامعه آماری بخش کمی شامل اساتید و دانشجویان دوره کارشناسی بود که نمونه از بین آنها به روش تصادفی طبقه ای، متناسب با حجم انتخاب شد. بر اساس یافته ها، 8 پیش بایست مهم مورد شناسایی واقع شد که در میان آنها، «ایجاد زمینه های بحث و نقد علمی در تدریس» در صدر قرار دارد. در نتیجه، انگیزه مندی تحصیلی و رشد علمی دانشجویان امروز، منوط به اهتمام مدرسان در کاربست پیش بایست های مذکور است.
سنتز پژوهشی آسیب شناسی نظام آموزشی مدارس استعدادهای درخشان و ارائه الگوی شاخص های ارتقاء برنامه درسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر دو هدف شامل بررسی آسیب های نظام آموزشی مدارس استعدادهای درخشان و ارائه الگوی شاخص های ارتقاء برنامه درسی را دنبال کرده است. روش پژوهش، کیفی و رویکرد سنتزپژوهی بود. جامعه آماری شامل مجموعه ی منابع نظری و پژوهشی(داخلی و خارجی)بود که ابتدا 261 منبع جستجو شد. 94 منبع که بیشترین هماهنگی را با هدف پژوهش داشتند انتخاب و443 جمله واره استخراج گردید. داده ها به شیوه استقرایی و تحلیل تماتیک 101تم بدست آمد. یافته ها نشان داد آسیب های نظام آموزشی شامل 39 مفهوم پایه؛ 7 تم فرعی و 3 تم اصلی است. شاخص های ارتقاء برنامه درسی شامل 62 مفهوم پایه؛ 3 تم فرعی و1 تم اصلی می باشد. نتایج نشان می دهد آموزش تک بعدی؛ نقص درطراحی و تدوین برنامه ها و نظام یاددهی-یادگیری منفعلانه از جمله مشکلات آموزشی مدارس استعدادهای درخشان هستند. همچنین مولفه فوق برنامه درسی شامل: برنامه درسی چندوجهی و هدفمند؛ بهینه سازی و افزایش کیفیت یاددهی-یادگیری؛ تقویت انگیزه یادگیری و پرورش دانش آموزان پویا به عنوان شاخص ارتقاء برنامه درسی (راهکارمطلوب)در نظر گرفته شد. بنابراین پیشنهاد می شود از این یافته ها جهت تدوین برنامه آموزشی دانش آموزان تیزهوش استفاده شود.
شناسایی عوامل تسهیل کننده برنامه درسی محیط کار: سنتز پژوهی کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های برنامه درسی دوره یازدهم پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲
224 - 243
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر محیط کار به عنوان زمینه ای بارور و ارزشمند برای یادگیری و توسعه منابع انسانی شناخته شده است. «یادگیری در محل کار» و «برنامه درسی محل کار» دیگر به عنوان مفاهیمی دور از ذهن تلقی نمی شوند و نشان از علایق گسترده ای در پژوهش ها در مورد یادگیری در سازمان های مختلف بوده است؛ پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل تسهیل کننده برنامه درسی محیط کار انجام شد. پژوهش از نظر هدف کاربردی، دارای رویکرد کیفی و به روش سنتز پژوهی انجام شد. جامعه پژوهش متشکل از کلیه پژوهش ها و اسناد علمی در قالب مقالات، پایان نامه ها وکتاب ها در بازه زمانی 2020-2000 و 1399-1390 بود. 45 سند علمی شامل مقاله، کتاب و پایان نامه به عنوان نمونه انتخاب شد و بر اساس کدگذاری تحلیل مضمون مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. روایی پژوهش توسط 3 متخصص برنامه درسی محیط کار تأیید و پایایی پژوهش با کمک تحلیل گران حوزه برنامه درسی و متخصصان برنامه درسی محیط کار صورت گرفته است. یافته ها و نتایج نشانگر عوامل تسهیل کننده برنامه درسی محیط کار مشتمل بر عوامل سازمانی (شغلی، ساختاری و جایگاه سازمانی آموزش)، عوامل کارکردی (هدف، محتوا، نحوه اجرای برنامه درسی و نحوه ارزشیابی از برنامه درسی اجراشده)، عوامل فردی (مدرس و فراگیر) و عوامل فراسازمانی (ملی و بین المللی) بوده است.
ارائه الگوی جاری برنامه درسی با نشاط در دوره ابتدایی: رویکرد داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های برنامه درسی دوره ۱۳ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱
184 - 205
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی الگوی جاری نشاط در برنامه های درسی مقطع ابتدایی بود. این پژوهش با رویکرد کیفی و با روش داده بنیاد انجام گرفت. مشارکت کنندگان بالقوه پژوهش شامل کلیه کارگزاران دخیل در نشاط در برنامه های درسی دوره آموزش ابتدایی بودند که از طریق نمونه گیری هدفمند از نوع ملاک محور انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته چهارده نفر از معلمان، پنج نفر از مدیران مدارس، هشت نفر از اولیا دانش آموزان جمع آوری شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش کدگذاری باز، محوری و گزینشی استفاده شد. برای تأمین روایی و پایایی از معیارهای لینکن و گوبا استفاده شد. نتایج پژوهش نشان دهنده ی بیست و یک مفهوم محوری و هشت مقوله منتخب است که در قالب مدل پارادیمی شامل غفلت از نشاط در برنامه های درسی و تربیتی مدارس به عنوان مقوله ی محوری و شرایط علّی (ضعف مدیریتی مدارس، ضعف در فرهنگ آموزشی مدارس، ضعف در روابط اجتماعی دانش آموزان)، عوامل زمینه ای (عوامل فرهنگی- اجتماعی، عوامل سازمانی و عوامل آموزشی)، شرایط مداخله ای تسهیل گر(عوامل شخصیتی و فردی، جذابیت محتوایی کتب درسی، توجه به تفاوت های فردی و ارزشیابی کیفی)، شرایط مداخله گر محدودکننده (چالش های فردی، چالش های فرهنگی و چالش های مدرسه ای)، راهبردها (تعاملات و ارتباطات دانش آموزان، صمیمی سازی فضای کلاسی توسط معلمان، توجه به روش های فعال تدریس، پویاسازی فضای فیزیکی) و پیامد (افزایش افسردگی و سرخوردگی تحصیلی) سازمان یافت. بنابراین می توان نتیجه گرفت توجه به زمینه های فرهنگی- اجتماعی، سازمانی و آموزشی در تلفیق نشاط در برنامه های درسی مورد نیاز است.
آسیب های ارزشیابی توصیفی دوره ابتدایی از نگاه برنامه ریزان درسی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به معرفی آسیب های ارزشیابی توصیفی دوره ابتدایی از نگاه برنامه ریزان درسی ایران می پردازد. بدین منظور، از روش «نقادی و خبرگی تربیتی» در ذیل رویکرد کیفی، استفاده شد. نمونه با شیوه نمونه گیری گروه بارز از جامعه متخصصان برنامه ریزی درسی انتخاب و اطلاعات به وسیله مصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری گردید. اطلاعات به شیوه «مضمونی» تحلیل شد و برای تامین اعتبار یافته ها، روش «بازبینی گروه اطلاع رسان» استفاده شد. نتایج نشان داد ارزشیابی توصیفی دوره ابتدایی بعنوان یک طرح نوآورانه و مصوب، دارای دوازده آسیب اساسی است که در سه گروه طبقه بندی شده اند: در حوزه نظام آموزش و برنامه درسی چهار آسیب «توقعات زیاد، نبود نظارت حرفه ای، راهنماهای ناموثر و فقر سرمایه گذاری»، در حوزه عمل معلم چهار آسیب «شایستگی کم، اعتبار کم، سختی عمل و فشار سازمانی» و در حوزه رفتار شاگرد چهار آسیب «کاهش انگیزه، کاهش سواد، افزایش توقع و رقابتهای غیرمفید» شناسایی شدند.
تأثیر استفاده از پادکست آموزشی بر پیشرفت تحصیلی، انگیزه یادگیری و یادگیری خلاقانه دانش آموزان در درس مطالعات اجتماعی پایه پنجم ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف بررسی تأثیر استفاده از پادکست آموزشی بر پیشرفت تحصیلی، انگیزه یادگیری و یادگیری خلاقانه دانش آموزان انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پایه پنجم شهرستان سبزوار در سال تحصیلی 1398-99 و نمونه آماری این تحقیق، 50 نفر از دانش آموزان دبستان شهید باجگیر 2 بود که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شد و دو کلاس به طور تصادفی به دو گروه آزمایش (25نفر) و کنترل (25نفر) تقسیم شدند. دانش آموزان گروه آزمایش با پادکست آموزشی آموزش دیدند و افراد گروه کنترل با آموزش سنتی. پرسشنامه انگیزه یادگیری هارتر، خلاقیت تورنس و پیشرفت تحصیلی در پیش آزمون و پس آزمون مورداستفاده قرار گرفت. داده های حاصل از اجرا، با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد، بهره گیری از سیستم چندرسانه ای پادکست آموزشی بر پیشرفت تحصیلی، انگیزه درونی یادگیری و یادگیری خلاقانه دانش آموزان در درس مطالعات اجتماعی پایه پنجم تأثیر معنی داری داشته و باعث افزایش آن ها شده است.
Ranking and Comparison of Organizational Syndromes in Iranian Schools According to the Opinion of Principals, Deputies and Teachers(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Curriculum Research, Volume ۲, Issue ۲ , ۲۰۲۱
58 - 62
حوزههای تخصصی:
Purpose : Given the role of different organizational syndromes in the decline of school performance, the present study was conducted aimed to rank and compare organizational syndromes in Iranian schools according to the opinion of principals, deputies and teachers. Methodology : This study was applied in terms of the objective and quantitative in terms of the method. The study population included the principals, deputies and teachers in Isfahan and Yasuj in the academic year 2019-2020. The research sample according to Krejcie and Morgan Table was n = 375 who were selected by multi-stage cluster sampling method and considering the volume ratio of cities. The research tool was a researcher-made questionnaire of organizational syndromes in Iranian schools with 78 items. Its content validity was confirmed by experts, its construct validity was confirmed by exploratory factor analysis and its reliability was calculated by Cronbach's alpha of 0.93. The data were by Friedman and independent t-tests using SPSS-25 software. Findings : The results showed that the organizational syndromes of narcissism, lack of communication, discrimination and politicking, group thinking, structural alienation, tension and distress, structural mastery, caution, pressure, terrorism, neglect, immobility, explosiveness, incompatibility, non-commitment, impulse and silence had a higher rank in Iranian schools. Other results showed no significant difference between organizational syndromes and teachers in Iranian schools according to the opinion of principals, deputies and teachers (P <0.05). Conclusion : According to the results of the present study and the negative role of syndromes in the decline of school performance, it is necessary to design and implement programs to reduce syndromes by improving intra- and extra-organizational relationships and activities in Iranian schools.
ارزشیابی برنامه درسی ریاضی پایه هفتم: یک مطالعه ترکیبی در مدارس دخترانه شهرستان اسلامشهر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بکارگیری یک رویکرد پژوهشی ترکیبی از نوع طرح همسوسازی همگرا جهت ارزشیابی برنامه درسی ریاضی پایه هفتم بود. بخش کیفی روش مطالعه موردی بود، در حالیکه مرحله کمی یک مطالعه ارزشیابی با مدل سیپ (CIPP) بود. جامعه پژوهش شامل معلمان و دانش آموزان ریاضی دختر پایه هفتم شهرستان اسلامشهر بودند. نمونه گیری هدفمند یک استراتژی جهت جمع آوری داده های کیفی با استفاده از مصاحبه نیمه ساختار یافته بود، در حالیکه نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای جهت تکمیل پرسشنامه ها و تحلیل امتحانات نهایی جریان داشت. نتایج نشان داد که کیفیت زمینه بالا و مطلوب است، در شرایطی که کیفیت درونداد پایین و نامناسب می باشد. بعلاوه، کیفیت فرایند و برونداد (مهارت) از نگاه معلمان و دانش آموزان قابل قبول بود. همچنین، تحلیل امتحانات ریاضی نشانگر دانش ناکافی دانش آموزان بود، در حالی که ایشان نگرش مثبتی نیز نسبت به ریاضیات نداشتند.
ارتقای عملکرد هنرستان های فنی و حرفه ای استان آذربایجان غربی به مثابه سازمان های کارآفرین مبتنی بر مدل پارادایمی نظریه برخاسته از داده ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، طراحی الگوی مناسب برای اجرای کارآفرینی در هنرستان های فنی و حرفه ای استان آذربایجان غربی بود. روش پژوهش کیفی از نوع نظریه برخاسته از داده ها بود. به این منظور از مطالعه تطبیقی، سندکاوی و یافته های پژوهشی و مصاحبه با صاحبنظران استفاده شد. در بخش مصاحبه، نمونه گیری از نوع هدفمند بود و تا حد اشباع داده ها ادامه یافت که در مجموع با 12 نفر مصاحبه شد. در نهایت الگوی مناسب در شش مقوله با مفاهیم اصلی و فرعی حاصل شد که از جمله، تغییرات درونزاد و برونزاد و جمعیت شناختی، اقدامات مشارکتی، ویژگی های فردی، تسهیل کننده های سازمانی، اقتصادی، فرهنگی، انگیزش و نگرش، نیروی انسانی، چالش های دانش آموختگان، برنامه درسی، نیروی انسانی، سیاستگذاری، فضا و امکانات تأیید شد. با توجه به نتایج حاصل پیشنهاد می شود روند سیاستگذاری و قوانین مرتبط با تولید و درآمدزایی هنرستان های فنی و حرفه ای با انعطاف پذیری بیشتری تعریف و در تعیین رشته ها به نیازهای محلی توجه گردد.
شناسایی میزان توجه به مؤلفه های ادبیات پایداری در برنامه درسی دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال هفدهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۶۴
249 - 276
حوزههای تخصصی:
ادبیات پایداری و مواجهه خردمندانه با آن از جمله اهداف ساحت تربیتی و سیاسی در سند تحول بنیادین آموزش و پرورش است که بر این اساس، برنامه ریزان آموزشی با انتخاب متون مربوط به ادبیات پایداری تلاش کرده اند زمینه های رشد و تربیت فردی و اجتماعی را در اندیشه و رفتار کودکان ایجاد نمایند. پژوهش حاضر که با روش تحلیل محتوا و با هدف شناسایی میزان توجه به مؤلفه های ادبیات پایداری در جامعه آماری شامل شش کتاب پایه اول تا ششم مقطع ابتدایی صورت گرفته است، نشان داد مفاهیم وطن دوستی، طرح مفاهیم و نمادهای دینی و معرفی نمادهای ملی بیشتر از سایر مؤلفه ها، و زنده نگه داشتن خاطرات انقلاب و دفاع مقدس، امید به آینده، دعوت به مبارزه و دعوت به اتحاد کمتر از سایر مؤلفه ها مورد تأکید قرار گرفته اند؛ بنابراین بر اساس اهداف مندرج در اسناد تعلیم و تربیت و ویژگی های رفتاری کودکان ابتدایی پیشنهاد می شود این ترکیب مورد بازنگری قرار گیرد.
مطالعه تجربی تأثیر برنامه درسی صلح محور بر مدیریت خشم کودکان پیش دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال یازدهم پاییز ۱۳۹۵ شماره ۴۲
53 - 94
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر برنامه درسی صلح محور بر مدیریت خشم کودکان پیش دبستانی بود. راهبرد پژوهش کمی و روش پژوهش نیمه تجربی و طرح مورد استفاده تک گروهی با پیش آزمون و پس آزمون بود. جامعه آماری، شامل کلیه کودکان مقطع پیش دبستانی خورشید (ناحیه یک شیراز) بود که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده، 39 کودک از دو کلاس (انویوگبوز و همکاران ،2004) انتخاب شدند. ابزار پژوهش فرم های استاندارد برنامه درسی صلح محور (سیموندز، 2003) که در طی 12 جلسه توسط مربیان آموزش دیده بر روی کودکان اجرا و داده های گردآوری شده با استفاده از روش آماری خی دو، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که 1- تفاوت معناداری بین فراوانی رفتارهای همراه با خشم کودکان پیش دبستانی، پیش و پس از اجرای برنامه درسی صلح محور وجود دارد. 2- تفاوت معناداری بین فراوانی واکنش های همراه با خشم کودکان پیش دبستانی، پیش و پس از اجرای برنامه درسی صلح محور وجود دارد.