زمینه: توجه به برنامه Null کمک می کند که ما محتاطانه و با اطمینان انتخاب محتوا و جایگزین های آن را انجام دهیم. همچنین اهداف آموزشی خود را دوباره آزمون کنیم و اهدافی را گزینش نماییم که در محتوا مشخص باشند و بدرخشند و نهایتا توجه به برنامه مغفول دید ما را تیز و دقیق می کند که مبادا در روند برنامه ریزی محتوای آموزشی دچار اشکال و اهمال گردیم.
هدف: در این مقاله سعی بر این است نگاهی دوباره به مفهوم برنامه درسی مغفول افکنده شود و به این سوال که چرا مراکز آموزشی بعضی از مباحث را تدریس نمی کنند، تا حدودی پاسخ داده شود. همچنین برخی از روشهای دریافت و کشف این برنامه معرفی گردنند. در حیطه های نظری، عملی و پژوهشی، کاربرد مفهوم مغفول پیچیدگیهایی دارد که این مقاله در پی روشن کردن بعضی از این زوایا است. البته اینکه این مفهوم چگونه تعریف وتبیین گردد تاثیر بسزایی در روشن شدن حیطه های ذکر شده خواهد داشت.
روش کار: این بررسی با مرور منابع مربوط انجام شده است. در مراجعه به متون از یک سو منابع خاص برنامه درسی و از سوی دیگر منابع مربوط به حوزه آموزش پزشکی دنبال شده اند.
یافته ها و نتیجه گیری: برنامه درسی مغفول از جمله مفاهیم جدید در عرصه مطالعات برنامه درسی است که فهم و شناخت آن با پیچیدگی هایی مواجه است. با وجود این، امکان شناخت آن در واقعیت های نظام آموزش پزشکی وجود دارد و تلاش در این راه می تواند به بهبود امور کمک کند.
این مقاله بخشی از یک پژوهش کیفی است که با دو روش تطبیقی و توصیفی- تحلیلی به بررسی عنصر محتوا در برنامة درسی آموزش علوم ایران و چند کشور جهان پرداخته است. بدین منظور، اسناد و مدارک مربوط به این موضوع در کشورهای پیشرو در زمینة علوم و فناوری (کشورهای منتخب) گردآوری و به توصیف، تفسیر، هم جواری و مقایسة آن ها پرداخته شده تا نتایج پژوهش آماده شود. مقالة حاضر تلاش می نماید تا عنصر محتوا از برنامة درسی آموزش علوم ایران و کشورهای منتخب را مورد مطالعه و بررسی قرار دهد. با مقایسة نتایج مشخص شد که در کشورهای مورد مطالعه، محتوای انتخابی حول زمینه های چهارگانة علوم شامل فیزیک، شیمی، زیست شناسی و بهداشت و زمین شناسی است. به علاوه، محتوا در سه حیطة دانشی، مهارتی و نگرشی تدوین یافته اند؛ هر چند در زمینة میزان و نوع پرداختن به حیطة مهارتی و نگرشی تفاوت قابل ملاحظه ای بین کشور ما و دیگر کشورها وجود دارد. مباحثی در مورد کسب سواد علمی فن آورانه، حل مسئله، تفکر و مباحثی در مورد طبیعت، عمده ترین نکات برجستة محتوا است که در بین کشورهای مورد مطالعه مشترک می باشد. همچنین، نتایج به دست آمده شباهت های قابل ملاحظه ای را بین محتوای آموزش علوم در بین کشورهای مورد مطالعه و ایران نشان می دهد. این شباهت ها بیشتر در اسناد مکتوب برنامه درسی یا برنامه درسی قصد شده موجود می باشد. در این قسمت، برنامه ریزان درسی، برنامه های درسی علوم تعداد زیادی از کشورهای پیشرو در علم و فن آوری را بررسی نموده و نسبت به تدوین محتوا اقدام نموده اند و بنابراین، طبیعی است که حتی در برخی موارد محتوا کامل تر تدوین شده باشد. در عین حال، فاصلة قابل ملاحظه ای بین آموزش علوم کشور ما با کشورهای مورد مطالعه وجود دارد که جای تأمل دارد و شاید بتوان آن را ناشی از اجرای برنامه درسی دانست که در برنامه درسی کسب شده توسط دانش آموزان خود را نشان می دهد.
در دنیای تعلیم و تربیت، اصطلاح «پودمان» یک متدولوژی است که به تعیین ساختار برنامه درسی یا برنامه آموزشی یک دوره دراز مدت در قسمت های جداگانه مشخص، یعنی در پودمان های شایستگی کمک می کند. «پودمان» به عنوان یک واحد یاددهی مستقل بدون ارتباط با سایر واحدها نگریسته نمی شود، بلکه به عنوان مرحله و جزء لاینفکی از یک صلاحیت گسترده تر یا گروهی از شایستگی های (یک حرف بزرگ) نگریسته می شود، برنامه یک «حرفه بزرگ» می تواند به تعدادی از «پودمان ها» تقسیم شود. هر پودمان ممکن است به تعریف کم و بیش واضحی از شایستگی ها در یک زمینه شغلی خاص اشاره داشته باشد که می تواند بسته به هر یک از نیازها از سایر پودمان ها به طرق مختلف تفکیک شود تا به شایستگی دست یابد به عبارت دیگر یک پودمان برخی قابلیت ها و دانش، مهارت های عملی و تجربه عملی مورد نیاز را به دست می دهد که می تواند به سنجش و اخذ گواهینامه منجر شود. در هر حال اصطلاح «ایجاد پودمان» تداعی کننده فرصت اصلاح نظام آموزش فنی حرفه ای برای افراد با نیازهای ویژه است که برنامه درسی آموزش های حرفه ای را با توجه به تقاضاهای بسیار متحول آموزش بینندگان، موسسات آموزشی و بازار کار بازسازی می کند. اصلاح طلبان آموزش فنی و حرفه ای ممکن است در ایران در رابطه با رویکرد پودمانی تنگناهایی پیش روی داشته باشند. تهیه برنامه آموزشی پودمانی مستلزم انطباق آن با نیاز گروه های هدف کارآموز و جامعه بومی و ملی است. تنگناهایی که اصلاح طلبان آموزش فنی و حرفه ای ممکن است در ایران در رابطه با رویکرد پودمانی پیش روی داشته باشند، مسائلی از این قبیل هستند: صلاحیت مورد نیاز تدوین کنندگان برنامه های درسی / انطباق موسسات آموزشی / انطباق فراگیران / انطباق مدرسان و مربیان / تهیه آزمون های عملکرد / ارتقای موسسات آموزشی که در سطور زیر به آن پرداخته شده است.
" به منظور بررسی نگرش دانش آموختگان رشته مدیریت و برنامه ریزی دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی دانشگاه شیراز، نسبت به اهمیت و فایده دروس ارایه شده، کلیه دانش آموختگان این رشته (شامل 165 نفر مرد و 60 نفر زن) که در فاصله زمانی تیر ماه 1373 تا تیر ماه 1377 دانش آموخته شده بودند، مورد مطالعه قرار گرفتند. برای تعیین میزان اهمیت و فایده دروس ارایه شده، کلیه دروس اصلی و تخصصی رشته مدیریت و برنامه ریزی آموزشی در دوازده مقوله تقسیم بندی شدند و دانش آموختگان در یک مقیاس پنج گزینه ای میزان اهمیت و فایده هر یک از دروس را، مشخص کردند. نتایج نشان داد که در دو بعد اهمیت و فایده، مقوله دانش و مهارت های مشاوره ای دارای بهترین رتبه نسبت به دیگر مقوله ها بود و مقوله های دانش و مهارت های روان شناختی و دانش و مهارت های مدیریتی، در رتبه های بعدی قرار گرفتند. مقایسه نگرش دانش آموختگان مرد و زن در دو بعد اهمیت و فایده، مشخص کرد که در هر دو بعد، در مقوله های دانش و مهارت های مشاوره ای و دانش و مهارت های روان شناختی بین مردان و زنان تفاوت معنی دار وجود دارد. درمورد تاثیر جایگاه شغلی دانش آموختگان بر نگرش آنان، نسبت به اهمیت و فایده دروس ارایه شده، نتایج نشان داد که در هر دو بعد یاد شده، میانگین نمرات مدیران در مقوله دانش و مهارت های مالی به طور معنی داری بیش از گروه های دیگر است. همچنین همبستگی بین اهمیت دروس و فایده آنها در همه مقولات مثبت و معنی دار بود.
"