فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۱۶۱ تا ۱٬۱۸۰ مورد از کل ۱٬۶۹۰ مورد.
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال نهم تابستان ۱۳۹۳ شماره ۳۳
129 - 150
حوزههای تخصصی:
بررسی اثر آموزش از طریق محتوای الکترونیکی (چند رسانه های آموزشی) بر یادگیری درس علوم پایه ششم دانش آموزان دختر آسیب دیده شنوایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر سنجش تاثیر استفاده از چند رسانه های آموزشی بر یادگیری درس علوم فراگیران آسیب دیده شنوایی می باشد. بدین منظور 30 نفر از فراگیران آسیب دیده شنوایی پایه ششم مدارس استثنایی شهرستانهای استان تهران به شیوه خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و در 2 گروه آزمایش و کنترل مورد بررسی قرار گرفتند. برای بررسی ابتدا از آزمون محقق ساخته در پیش آزمون استفاده شد سپس محتوای الکترونیکی طراحی و مناسب سازی شده در 24 جلسه ی 45 دقیقه ای برای گروه آزمایش اجرا شد و گروه کنترل طبق شیوه های معمول آموزش دیدند. پس از اتمام دوره، آزمون محقق ساخته مجددا برای هر 2 گروه اجرا و با استفاده از آزمون آماری کوواریانس داده ها مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج این پژوهش نشانگر آن است که به کارگیری چندرسانه های آموزشی در بهبود یادگیری درس علوم دانش آموزان آسیب دیده شنوایی موثر بوده است.
بررسی نقش ادراک دانشجویان تحصیلات تکمیلی از مؤلفه های برنامه درسی در پیش بینی میزان انگیزش پژوهشی آن ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از مطالعه ی حاضر بررسی نقش ادراک دانشجویان تحصیلات تکمیلی از مؤلفه های برنامه درسی در پیش بینی میزان انگیزش پژوهشی آنها است. بدین منظور نمونه ای متشکل از 197 تن از دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه فردوسی مشهد در سال تحصیلی 94-1393، به روش طبقه ای تصادفی انتخاب گردید. این مطالعه از حیث هدف کاربردی، از حیث روش، توصیفی و از نوع همبستگی است. ابزار مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه های محقق ساخته ادراک دانشجویان از مؤلفه های برنامه درسی و پرسشنامه ی انگیزش پژوهشی بود. برای گزارش و تحلیل داده ها از آمار توصیفی و استنباطی استفاده گردید. شاخص های آمار توصیفی همچون تعداد، میانگین، انحراف معیار، بیشینه و کمینه ی نمرات و در آمار استنباطی نیز از آزمون های همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه استفاده شد. نتایج نشان داد که میان ادراک از مؤلفه های درسی به صورت کلی و انگیزش پژوهشی 0.58 همبستگی وجود دارد. نتایج ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین خرده مقیاس های ادراک از مؤلفه های برنامه درسی (ادراک از هدف، محتوا، روش و ارزشیابی) و انگیزش پژوهشی دانشجویان همبستگی مثبت و معناداری دارد. نتایج رگرسیون هم زمان نیز نشان داد که متغیرهای پیش بین می توانند به صورت ترکیبی 43 درصد از تغییرات متغیر انگیزش پژوهشی را تبیین کنند و از بین متغیرهای پیش بین، دو متغیر ادراک از هدف و ادراک از محتوا می تواند متغیر ملاک (انگیزش پژوهشی) را پیش بینی کنند و سایر متغیرهای پیش بین (ادراک از روش و ارزشیابی) به تنهایی قادر به پیش بینی انگیزش پژوهشی نیستند. به صورت کلی ادراک دانشجویان از مؤلفه های برنامه درسی قابلیت پیش بینی انگیزش پژوهشی را داراست، این یافته ها مؤید رویکرد خودتعیین گری است که بیان می کند ادراکات حاصل از محیط بر انگیزش تأثیر می گذارد.
گونه شناسی تجارب دینی دانش آموختگان دبیرستانی و میزان انطباق آن با اهداف اعتقادی نظام آموزشی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر ماهیت تجربه دین داری و انواع آن و همچنین میزان انطباق تجارب مذکور با اهداف اعتقادی نظام آموزش و پرورش رسمی کشور را از منظر دانش آموختگان این نظام بررسی کرده است. این پژوهش به صورت کیفی و به روش پدیدارشناسانه انجام شد. دوازده دانش آموخته نظام با روش نمونه گیری هدفمند از بین خانواده های دین دار و غیر دین دار انتخاب شدند و با آن ها مصاحبه نیمه سازمان یافته و عمیق انجام شد. آنگاه متن مصاحبه ها با روش تحلیل محتوای کیفی تجزیه و تحلیل شد. یافته های پژوهش در قسمت توصیف تجارب دین داری حول محور ابعاد سه گانه دین داری (اعتقادات با سه زیر مقوله خدا، معاد، نبوت، اخلاق و احکام) تنظیم و برای تعیین میزان انطباق آن با اهداف اعتقادی نظام، مقوله های حاصل با مقوله های موجود در اهداف نظام آموزشی که بر اساس مؤلفه های دین رسمی نام گذاری شدند، مورد مقایسه قرار گرفت. نتایج حاکی از آن است که در گونه های دین داری انواع خاصی از دین داری با محوریت باور قلبی به خدا، گرایش به مسائل اخلاقی با منشأ درونی و فطری و تبعیت از عقل در فروع دین (به جای تبعیت از علمای دینی) در میان دانش آموختگان سطح دیپلم رایج است.
جستاری پیرامون «نظریه عملی» شوآب و دلالت های آن برای آزادسازی تصمیم گیری درباره برنامه درسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال هشتم بهار ۱۳۹۳ شماره ۳۲
127 - 158
حوزههای تخصصی:
در مقاله حاضر با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی، ابتدا ابعاد مختلف نظریه «عملی» در قلمرو برنامه درسی از طریق مراجعه مستقیم به آثار ژوزف شوآب به عنوان بنیان گذار این نظریه، مطرح شده و سپس دلالت های این نظریه برای یکی از موضوعات بحث برانگیز برنامه ریزی درسی، یعنی آزادسازی تصمیم گیری درباره برنامه درسی از سیطره تشکیلات مرکزی، موردبررسی قرار می گیرد. به طور طبیعی، پاسخگویی به نیازهای مناطق مختلف از سوی یک مرکز ملی برنامه ریزی درسی ممکن نیست. برای اینکه برنامه درسی با شرایط محیطی مناطق مختلف کشور سازگار شود بایستی این مناطق بتوانند برحسب ظرفیت های خود به جریان تصمیم گیری ها ورود پیدا کنند. این مباحث در «نظریه عملی» شوآب با بحث تصمیم گیری مبتنی بر موقعیت های تربیتی عملی مرتبط است.
بررسی مقوله فرهنگ و قومیت در محتوای برنامه های درسی مطالعات اجتماعی دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله حاضر بررسی نقش قومیت و فرهنگ در کتاب های مطالعات اجتماعی دوره ابتدایی است. در این راستا ضمن تحلیل محتوای کتاب های دوره ابتدایی از نظر معلمان این دوره نیز استفاده گردید. جامعه مورد بررسی در این پژوهش کلیه معلمان ناحیه دو شهرستان ارومیه و کتاب های دوره ابتدایی است که از بین آنها،223 معلم و از کتاب های درسی، کتاب های مطالعات اجتماعی پایه های سوم، چهارم، پنجم و ششم به عنوان حجم نمونه انتخاب شد. ابزار گردآوری داده ها برای بررسی نظر آموزگاران پرسش نامه بود که براساس مقیاس لیکرت تنظیم گردید. برای بررسی قومیت و فرهنگ در کتاب های فوق چک لیستی از قومیت و فرهنگ تهیه شد. روش آماری این پژوهش تحلیل توصیفی داده ها است که داده ها با استفاده از آن گردآوری و طبقه بندی شده اند و برای تحلیل فرضیه های پژوهش از آزمون تحلیل واریانس استفاده گردید. یافته های این پژوهش نشان دادکه نقش قومیت و فرهنگ در کتاب مطالعات اجتماعی در حد متوسط می باشد و همچنین آموزگاران معتقدندکه محتوای کتاب مطالعات اجتماعی درپایه سوم بیشتر از پایه های چهارم و پنجم به مقوله های قومیت و فرهنگ ایرانی اسلامی پرداخته است. همچنین در کتاب ششم به میزان متوسط و در فصول آخر تقریبا به این موضوع پرداخته شده است و تاحدودی توانسته اطلاعاتی در اختیاردانش آموزان در مورد بعضی ازشهرها و قومیت ها و پیشینه تاریخی آنها قرار دهد.
بررسی میزان رعایت اصول علمی تدوین محتوا در درس تفکّر و پژوهش پایه ششم ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
فهم آموزش اخلاق در مدارس ابتدایی شهر شیراز از دیدگاه معلمان پایه ی اول(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله حاضر بررسی و فهم آموزش اخلاق در پایه ی اول ابتدایی از دیدگاه معلمان بود. این پژوهش در پارادایم کیفی انجام گرفت. گردآوری داده ها، به روش مصاحبه عمیق صورت گرفت که در آن افراد مورد مطالعه به شیوه ی هدفمند و با توجه به اصل رسیدن به نقطه اشباع انتخاب شدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از شیوه ی تحلیل محتوای استقرایی متون مصاحبه ها استفاده گردید. نتایج پژوهش در بخش کیفی نشان داد که عوامل تأثیرگذار بر روی آموزش اخلاق از دیدگاه معلمان اول ابتدایی عبارت اند از ویژگی های دانش آموز که سن را دربر می گیرد، مدرسه (معلم به عنوان الگو و انواع روش های آموزشی همچون آموزش عملی، آموزش کلامی، آموزش رسمی، آموزش غیررسمی و آموزش تلفیقی)، خانواده، همکاری و هماهنگی بین عناصر آموزشی. نتایج تحلیل مصاحبه ها همچنین موانع موجود در راه آموزش اخلاق را نشان داد. از دیدگاه معلمان اول ابتدایی موانع آموزش اخلاق عبارت اند از عدم هماهنگی اولیا و مربیان، تناقض و دوگانگی بین عناصر تربیتی، دنیای مجازی و ارتباطات جمعی، آموزش و پرورش، معلم، گروه هم سالان و برنامه ی درسی.
تدریس به عنوان رشته عملی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال هشتم بهار ۱۳۹۳ شماره ۳۲
41 - 66
حوزههای تخصصی:
تدریس حرفه معلمان است که باید آن را در دانشگاه بیاموزند. اما، آنان در دانشگاه های نظری ما چیزی جز نظریه های تدریس و یادگیری نمی آموزند. آنچه در حال حاضر تخصص تدریس خوانده می شود، چیزی جز دانستن نظریه های تدریس و یادگیری نیست؛ نظریه هایی که در بهترین حالت به فن فروکاسته شده اند و عنوان فاخر روش ها و فنون تدریس را یدک می کشند. هدف این مقاله، دفاع از تدریس به عنوان یک رشته عملی است. با تکیه بر «عملی» شواب استدلال شده است، چنانچه جداً برای رشد حرفه تدریس و تحقق معلم پژوهنده اهمیت قائلیم، باید تدریس را به عنوان یک رشته عملی به رسمیت بشناسیم. در پرتو نظریه عملی و با نظر به جنبه عملی تدریس، از شرایطی متفاوت برای رشد حرفه تدریس می توان سخن گفت. در اینجا درباره دو شرط (1) دریافت مسائل عملی و (2) دریافت کثرت نظریه ها بحث شده است. همچنین، به شواهدی عینی اشاره شده است که موجودیت تدریس به عنوان یک رشته عملی را تأیید می کنند. شواهدی چون وجود مفاهیم، نظریه ها، ساختارها، روش ها، نهادها و از همه مهم تر، وجود پارادایم تحقیقات عملی.
بررسی میزان هماهنگی برنامه درسی اجرا شده دوره کارشناسی ارشد رشته علوم تربیتی با مهارت های کارآفرینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی میزان توجه برنامه درسی اجرا شده رشته های کارشناسی ارشد علوم تربیتی با مهارت های کارآفرینی بود. پژوهش ازنوع کاربردی وروش توصیفی- پیمایشی، باجامعه آماری دانشجویان ترم آخر رشته های علوم تربیتی دانشگاه آزاد تهران مرکزی در سال تحصیلی93-92به تعداد321 نفر که با روش نمونه گیری «تصادفی ساده» انتخاب و ابزار اندازه گیری پرسشنامه محقق ساخته « شامل30سؤال پنج گزینه ای» وسوال ها از طریق آزمون t یک گروه مستقل مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد : برنامه درسی اجرا شده کارشناسی ارشد رشته مزبور در تربیت دانشجوی کارآفرین مؤثر بوده است، ولی میانگین نمرات مهارت های کارآفرینی رضایت بخش نبوده، مخصوصاً درمهارت های «تحمل ابهام» و «ریسک پذیری» پایین تر از حدمتوسط بود؛ لذا ارتقا و تقویت مهارتهای مذکور در این رشته ها، نیازمند مداقه و برنامه ریزی هدفمند،هم در برنامه درسی قصد شده وهم در برنامه درسی اجرا شده می باشد.
بررسی جایگاه تربیت و عدالت تربیتی در نظریه عدالت جان رالز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش نقش و جایگاه تربیت و عدالت تربیتی در نظریه عدالت جان رالز بررسی شد و روش های پژوهشی استفاده شده توصیفی – تحلیلی و قیاس نظری و قیاس عملی بود. نتایج نشان داد که در نظریه عدالت، به تربیت تحت مباحثی همچون تربیت شهروندی، تربیت به عنوان یکی از خیرات نخستین و مسئولیت خانواده در قبال نسل جدید توجه شده است. همچنین رابطه بین عدالت و تربیت در نظریه عدالت، یک رابطه دوسویه بوده که به تقویت همدیگر کمک می کنند. چیستی، چرایی و چگونگی عدالت تربیتی در این نظریه و اشاره های آن برای نظام های آموزشی برای استفاده سیاست گذاران آموزشی، برنامه ریزان درسی و معلمان تحلیل شده است.
نقد و بررسی «اهداف تفصیلی فعالیت های دوره پیش دبستانی» در برنامه درسی ملّی جمهوری اسلامی ایران از منظر رویکرد اسلامی عمل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با تأکید بر اهداف تمهید در دوران کودکی در نظریه اسلامی عمل به نقد اهداف تفصیلی فعالیت های دوره پیش دبستانی برنامه درسی ملّی پرداخته است. اهداف تفصیلی فعالیت های دوره پیش دبستانی که به نوعی زبان فنی و رسمی تعلیم و تربیت است، با روش تحلیل مفهومی و تطبیقی مورد بررسی و مداقه قرار گرفته است. بر این اساس، در بخش بررسی کلی، نخستین نکته ای که در تنظیم اهداف دوره پیش دبستانی مغفول واقع شده، عدم توجه به مقتضیات روان شناختی و رشدی کودکان در این سنین است. دوم، سلسله مراتب توجه به ارزش ها، مطابق با معیارهای دینی در اهداف رعایت نشده است. سوم اینکه، ابهام مفهومی در بسیاری از واژگان بکار رفته در اهداف ملاحظه می شود. چهارم، اغتشاش در سطح تعریف اهداف – غایت، هدف کلی یا رفتاری- نقد دیگری است که به صورت کلی بر اهداف مذکور وارد است. درنهایت، باید گفت که برخی اهداف با یکدیگر همپوشانی دارند که در این زمینه حذف و اصلاح صورت گرفته است. از سویی در سطحی عمیق تر، تحلیل تطبیقی 58 مورد هدف تفصیلی با 14 هدف تمهید در دوران کودکی از منظر رویکرد اسلامی عمل، نشان می دهد که چهار حالت ممکن در مورد اهداف تفصیلی دوره پیش دبستانی قابل ذکر است. در حالت نخست، میان اهداف معیار و اهداف مورد بررسی هم آوایی نسبی وجود دارد. در حالت دوم، بین اهداف دو مجموعه تقابل وجود دارد. این تقابل در دو سطحِ سطحی و عمیق مورد بازشناسی قرار گرفته و در سطح نخست، رویکرد اصلاح و در سطح دوم، رویکرد اصلاح و حذف پیشنهاد شده است. در حالت چهارم، با اهدافِ معیارِ مغفول در اهداف برنامه درسی دوره پیش دبستانی مواجهیم که پیشنهاد تکمیلی ارائه شده است. در پایان برخی از اهداف تفصیلی فعالیت های دوره پیش دبستانی اصلاح و بازتولید شده اند.
بررسی نقش دانش حرفه اى خودکارآمدی معلمان بر شیوه های ارتباطی مثبت و منفی آنان با دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش دانش حرفه ای و خودکارآمدی بر سبک های ارتباطی مثبت و منفی معلمان بود. طرح این پژوهش «توصیفی» از نوع «همبستگی» است. جامعه آماری این پژوهش معلمان زن پایه سوم راهنمایی شهر تهران بودند که به روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند. بدین منظور نمونه ای با حجم 99 نفر انتخاب و داده های حاصله با استفاده از پرسشنامه های «سبک های ارتباطی معلم و دانش آموز، فرم معلم»، «دانش حرفه ای معلم» و «خودکارآمدی معلم» جمع آوری شد و پس از آن اعتبار و روایی پرسشنامه فوق الذکر با استفاده از ملاک های روان سنجی احراز شد. داده های حاصله با استفاده از آمار توصیفی یعنی فراوانی و درصد و تحلیل رگرسیون چند متغیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج تحلیل رگرسیون چند متغیری نشان داد که در سبک ارتباطی مثبت هر دو عامل «دانش حرفه ای» و «خودکارآمدی» از قدرت پیش بینی کنندگی برخوردارند و در سبک ارتباطی منفی تنها «دانش حرفه ای» قدرت پیش بینی کنندگی دارد. نتیجه این که دانش حرفه ای معلم از جمله متغیرهایی است که نقش مهمی در فرایند آموزشی دارد.
سنجش میزان تعامل در برنامه درسی الکترونیکی دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی(مقاله علمی وزارت علوم)
میزان تحقق اهداف دانشی برنامه درسی فیزیک 3 و آزمایشگاه آن در دوره متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله گزارشی از میزان تحقق اهداف برنامه درسی کسب شده فیریک و آزمایشگاه سال سوم دبیرستان ارائه می شود. این پژوهش از نوع مطالعات برآوردی و ارزشیابی است و از نظر نحوه گردآوری داده ها در زمره پژوهش های زمینه یابی قرار دارد. با استفاده از آزمون پیشرفت تحصیلی، میزان تحقق هدف های برنامه درسی با سنجش 369 نفر از دانش آموزان رشته های ریاضی فیزیک و تجربی مدارس متوسطه پنج منطقه جغرافیایی شهر تهران به انجام رسید. تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که: 1- اهداف حیطه دانشی درس فیزیک 3 و آزمایشگاه تحقق یافته است. 2- بین دانش آموزان دختر و پسر رشته های ریاضی و تجربی در تحقق اهداف حیطه دانشی تفاوت معناداری وجود ندارد. 3- بین دانش آموزان مناطق مختلف آموزشی در تحقق اهداف حیطه دانشی تفاوت معناداری وجود دارد.
آسیب شناسی برنامه درسی تربیت بدنی دوره متوسطه بر اساس تئوری کلاین در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر آسیب شناسی درس تربیت بدنی با تأکید بر تئوری کلاین از دیدگاه دبیران تربیت بدنی و دانش آموزان دختر شهر تهران بود. این پژوهش توصیفی از نوع پیمایشی و ابزار به کار رفته در آن پرسشنامه از نوع بسته پاسخ بود. پرسشنامه دبیران و دانش آموزان به ترتیب شامل 57 و 46 سؤال در 9 طبقه عنصر، اهداف، محتوا، راهبردهای یاددهی- یاگیری، گروه بندی، فعالیت های یادگیری، مواد و منابع آموزشی، فضای آموزشی، زمان آموزشی و ارزشیابی است که بر اساس مقیاس لیکرت در 5 گزینه بسیار زیاد، زیاد، متوسط، کم و اصلاً تهیه و تنظیم شده است. روایی ابزار را متخصصان رشته برنامه درسی و تربیت بدنی تأیید کرده اند، از سوی دیگر وجود همخوانی درونی بالا بین سؤال ها نیز حاکی از داشتن روایی سازه پرسشنامه ها است. برای سنجش اعتبار پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده که اعتبار پرسشنامه دبیران برابر با 98% a= و ضریب آلفای پرسشنامه دانش آموزان برابر با 95%a= برآورد شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر 298 دبیر و 139108 دانش آموز دوره متوسطه بود که 25 دبیر تربیت بدنی و 764 دانش آموز با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شده و در پژوهش شرکت کردند. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها نشان می دهد که دبیران مطلوبیت برنامه درسی تربیت بدنی دوره متوسطه را درحد زیاد و دانش آموزان مطلوبیت برنامه درسی تربیت بدنی دوره متوسطه را در حدکم تحقق ارزیابی کرده اند.
حاکمیت سنت دیسیپلین محوری بر جهت گیری های برنامه درسی تربیت هنری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت بحث تربیت هنری در نظام آموزشی کشور و مبحث جهت گیری ها به عنوان زیربنای تشخیص نیازها در تصمیم گیری های مربوط به برنامه درسی، پژوهش حاضر با هدف بررسی جهت گیری های برنامه درسی تربیت هنری معلمان هنر انجام شده است. روش این تحقیق از نوع توصیفی- پیمایشی و از حیث هدف کاربردی بوده است. جامعه آماری شامل کلیه معلمانی(484 نفر) است که به صورت تخصصی و غیرتخصصی در مناطق هشتگانه استان خراسان شمالی طی سالتحصیلی 89-88 مشغول به تدریس درس هنر در مقطع راهنمایی بودهاند. تعداد 243 نفر از معلمان مذکور به روش طبقهای نسبی و از طریق فرمول حجم نمونه انتخاب و با استفاده از پرسشنامه جهت گیری های برنامه درسی فیلانی ارزیابی شدند. در این بررسی، سه جهت گیری کودک محوری، دیسیپلینی و فرهنگی بررسی گردید. یافته ها نشان داد که بین سه گروه از جهت گرایش به جهت گیری برنامه درسی تربیت هنری تفاوت معناداری وجود داشته و گروه مورد بررسی، دیسیپلین محور هستند (0001/0 < P ) . بر این اساس، هنر به منزله یک دیسیپلین دیده می شود و تنها، یادگیریِ صرفِ مطالب و مفاهیم هنری مدنظر است. این در حالی است که به نظر می رسد با عنایت به مقتضیات، ارزش های فرهنگی و اصالت های بومی کشور، بهتر است جهت گیری فرهنگی به عنوان مبنای نظری در طراحی برنامه های درسی تربیت هنری مدنظر مسؤولین نظام آموزشی قرار گیرد. لذا، تدبیر و چاره اندیشی برای آن می تواند نقطه عطفی در توجه به تربیت هنری در نظام آموزشی و برنامه درسی کشور باشد.
تحلیل محتوای کتابهای آموزشی دوره ابتدایی بر مبنای مؤلفه های آموزش جهانی
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش محتوای کتابهای درسی دوره ابتدایی تحلیل شده است موارد مورد نظر در این تحلیل محتوا شامل آموزش شهروندی، آموزش سلامت، آموزش چند فرهنگی، آموزش محیط زیست و آموزش حقوق بشر، صلح و برابری بوده است. جامعه آماری کتابهای دوره ابتدایی و نمونه، کتاب فارسی (بخوانیم و کتاب کار) دوره ابتدایی است که بصورت هدفمند انتخاب شده است. روش پژوهش تحلیل محتوا از نوع کمی است. معیار توصیف، توجه به مؤلفه های جهانی شدن و واحد تحلیل در قسمت متن، پرسش و فعالیتها، به صورت جملات موجود در متن کتاب درسی و در قسمت تصاویر، هر تصویر بر اساس شاخص های که در آن مورد اشاره قرار گرفته به واحدهای تقسیم شده و بعد شمارش شده است ابزار تحقیق سیاهه تحلیل محتوا است که روایی و پایایی آن توسط اساتید مجرب بدست آمده است، نتایج حاصل از تحلیل محتوا نشان می دهد که در محتوای کتابهای درسی دوره ابتدایی به مؤلفه آموزش سلامت بیشترین میزان توجه و به آموزش شهروندی ، آموزش چند فرهنگی و آموزش محیط زیست تقریباً به یک نسبت پرداخته شده است وبه آموزش صلح وبرابری کمترین توجه شده است. در درون هر مؤلفه نیز مفاهیم متعدد به صورت یکسان مورد توجه قرار نگرفته و بعضی بیشتر و برخی کمتر مورد توجه قرار گرفته اند. نتایج تحقیق همچنین نشان می دهد بیشترین میزان توجه به مؤلفه های جهانی شدن در کتاب فارسی سال سوم دبستان و کمترین میزان توجه در محتوای کتاب فارسی سال ششم دبستان می باشد.
دیدگاه متخصصان برنامه درسی و دانشجویان تحصیلات تکمیلی درباره چگونگی مشارکت دانشجویان این دوره در برنامه ریزی درسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش، بررسی دیدگاه های دانشجویان تحصیلات تکمیلی درباره مشارکت موجود و مطلوب آنان در برنامه ریزی درسی و مقایسه این دیدگاه ها با نظرات صاحبنظران برنامه درسی است. پژوهش، توصیفی- تحلیلی است که در انجام آن، از دو روش کمّی و کیفی استفاده شده است. جامعه آماری شامل دو گروه صاحبنظران برنامه درسی دانشگاه های کشور و اعضای ستاد سیاستگذاری برنامه درسی دانشگاه اصفهان و نیز دانشجویان دکتری و کارشناسی ارشد دو دانشگاه اصفهان و صنعتی اصفهان است. روش نمونه گیری صاحبنظران برنامه درسی و اعضای ستاد سیاستگذاری برنامه درسی روش هدفمند و شبکه ای بوده و برای انتخاب دانشجویان از روش طبقه ای تصادفی استفاده شده است. ابزارهای جمع آوری اطلاعات، مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه محقق ساخته بوده است. برای تعیین روایی مصاحبه و پرسشنامه از روایی محتوا و برای برآورد پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرانباخ استفاده شده است. یافته های کیفی بر اساس مارپیچ تحلیل یافته های کیفی و یافته های کمّی با آمار توصیفی و استنباطی تحلیل شده است. نتایج پژوهش نشان داده است که دانشجویان تحصیلات تکمیلی معتقدند در وضعیت موجود در برنامه ریزی درسی مشارکت حداکثری ندارند و برای برخی از آنان تنها مشارکت حداقلی آگاه شدن از تصمیم های اتخاذ شده مطرح است. در وضعیت مطلوب دانشجویان به مشارکت خود در برنامه ریزی درسی معتقدند. با وجود این، آنان ایده مشارکت غیرمستقیم از طریق نماینده دانشجویان و دانش آموختگان برجسته را دنبال می کنند و خواستار مشارکت حداکثری تک تک دانشجویان در برنامه ریزی درسی نیستند. در وضع مطلوب، مقایسه دیدگاه های صاحبنظران و اعضای ستاد سیاستگذاری با دانشجویان نشان دهنده همسویی های زیاد و در مواردی ناهمسویی هایی است.
ارزیابی کیفیت برنامه درسی دانشگاه های مناطق محروم با رویکردی انتقادی مطالعه موردی: دانشگاه های مناطق محروم استان اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی از انجام این تحقیق، ارزیابی از کیفیت برنامه درسی موجود در دانشگاه های مناطق محروم با رویکردی انتقادی بوده است که در این تحقیق، کیفیت برنامه درسی به معنای حداقل حد مطلوبیت در این مناطق در نظر گرفته شده است. ابعاد مورد بررسی برای ارزیابی کیفیت برنامه درسی دانشگاه ها مدیریت برنامه درسی، هدف ها، محتوا و فرایند یاددهی- یادگیری در نظر گرفته شده است. این مطالعه توصیفی- تحلیلی از نوع پیمایشی در سال تحصیلی 92-1391 انجام شد. جامعه آماری این تحقیق را کلیه مدرسان (کارشناسی ارشد و بالاتر) و دانشجویان (مقاطع کاردانی و کارشناسی) دانشگاه های آزاد اسلامی، پیام نور و جامع علمی -کاربردی تشکیل می دهند که از بین آنها به ترتیب 76 و 143 نفر به صورت تصادفی انتخاب شده بودند، نظرسنجی به عمل آمد. یافته ها نشان دادند که مدرسان و دانشجویان از کیفیت برنامه درسی در این دانشگاه ها رضایت کافی نداشته اند و مدرسان نیز محقق شدن کیفیت برنامه درسی در این دانشگاه ها را ملزوم به تغییر و بازنگری در سیاست گذاری های آموزش عالی شدند. از بین ابعاد مورد ارزیابی کیفیت در این دانشگاه ها نیز، به ترتیب فرایند یاددهی- یادگیری، مدیریت برنامه درسی، محتوا و هدف ها نیازمند تغییر جدّی بودند به طوری که از لحاظ امکانات، کتابخانه های این مراکز، تناسب دانشجو و استاد، فضای کلاس ها و وسایل کمک آموزشی کاملاً محرز بوده اند.