فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۲۱ تا ۹۴۰ مورد از کل ۱٬۶۹۰ مورد.
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۳ تابستان ۱۳۹۶ شماره ۷
144 - 167
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی و تحلیل میزان توجه به شاخص های تربیتی در برنامه درسی ملی در کتب درسی دین و زندگی 2 و 3 دوره ی متوسطه اجرا شد. روش پژوهش توصیفی و از نوع پژوهش کیفی و رویکرد پژوهش کاربردی بود. جامعه پژوهش، کتابهای دین و زندگی دوره ی متوسطه در سال تحصیلی 95-94 بود که به صورت هدفمند کتابهای دین و زندگی 2 و 3 دوره ی متوسطه به عنوان نمونه در نظر گرفته شد. ابزار مورد استفاده در پژوهش، اسنادی بودند که به صورت کتاب درسی در دبیرستانها تدریس می شوند. برای استخراج اطلاعات، از روش تحلیل محتوا استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که؛ 1- کتاب دین و زندگی 2 و 3 دوره ی متوسطه، بر اساس 3 تم کلی؛ شناخت و معرفت، گرایش ها و تمایلات، و عمل و رفتار، منطبق با برنامه درسی ملی نگاشته شده است. 2- تعداد کل مؤلفه های مفهومی کتابهای دین و زندگی به ترتیب دارای 313 و 243 فراوانی بود، که بیشترین فراوانی مربوط به مؤلفه های محور شناخت و معرفت و کمترین فراوانی مربوط به مؤلفه های محور گرایش ها و تمایلات بود. از یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که اهتمام ویژه ی مؤلفان کتاب دین و زندگی، افزایش شناخت افراد نسبت به اصول اساسی و فروع دین است و به بحث گرایش ها و تمایلات و عمل به فرامین، توجه چندانی نشده است.
برنامه درسی روایت پژوهی و توسعه حرفه ای دانشجویان دانشگاه فرهنگیان: طراحی الگوی برنامه درسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، طراحی و اعتباربخشی الگوی برنامه درسی روایت پژوهی جهت توسعه حرفه ای دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان است. الگوی برنامه درسی روایت پژوهی، مبتنی بر نظریات دیویی، برونر، شوآب، ویگوتسکی، دونالدشون ,کلندینین و کانلی است. در این الگو، یادگیری یک عمل فکورانه و مبتنی بر تجربه است؛ دانشجومعلمان با تفکر و تأمل در تجارب خود و دیگران، اقدام به ساخت معانی می کنند؛ آن ها فعالانه دانش، مهارت و نگرش خود را از روایت ها می آموزند و به توسعه حرفه ای دست می یابند. در این پژوهش، دو سؤال اصلی مطرح است: 1. الگوی برنامه درسی روایت پژوهی برای توسعه حرفه ای دانشجومعلمان دارای چه ویژگی هایی است و 2. آیا این الگو دارای اعتبار است؟ جهت پاسخ به این سؤالات از روش توصیفی-تحلیلی استفاده شد. الگو طراحی شد و جهت اعتباربخشی در اختیار 20 نفر از متخصصان برنامه درسی و مدرسان دانشگاه فرهنگیان قرار گرفت که درصد بالایی از متخصصان، الگو و بخش های مختلف آن را مناسب ارزیابی کردند.
تبیین شاخص های نوآوری در فعالیت های یاددهی و یادگیری رشته های هنری مبتنی بر آموزه های سازنده گرایی و میزان کاربست آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مطالعه، شناسایی شاخص های نوآوری در فعالیت های یاددهی و یادگیری رشته های هنری بر حسب رویکرد ساختن گرایی و بررسی میزان کاربست آن ها در دانشگاه هنر اصفهان می باشد. این پژوهش از رویکرد کمّی و کیفی استفاده شده است. جامعه آماری بخش کیفی تحقیق حاضر، جمعی از صاحب نظران در آموزش هنر و متخصصان برنامه های درسی در سطح کشور و اعضای هیأت علمی دانشگاه هنر اصفهان بودند، که به روش نمونه گیری هدفمند تعداد 19 نفر از آنان انتخاب شدند. جامعه آماری بخش کمّی نیز، تمامی دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه هنر اصفهان بودند که به روش نمونه گیری تصادفی تعداد 285 نفر از آنان انتخاب شدند. داده های پژوهش از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته و پرسشنامه محقق ساخته گردآوری شده است. برای تعیین روایی مصاحبه و پرسشنامه از روایی محتوا و برای برآورد پایایی پرسشنامه، از ضریب آلفای کرانباخ بهره گرفته شده است. طبق نتایج تحقیق در بخش کیفی مهم ترین شاخص های نوآوری در فرایند یاددهی و یادگیری عبارت است از: کاربست یادگیری تجربی، توجه به خود راهبری، توجه به مهارت های تفکر، ارزشیابی کیفی و مداوم، توجه به اصول آموزش مبتنی بر دیالوگ و اکتشاف هنری و بهره گیری از دیدگاه ها و دانش نوین در زمینه تحلیل آثار هنری. همچنین نتایج بخش کمّی بیانگر آن است که میزان کاربست شاخص های نوآوری، کمتر از حد متوسط می باشد. برگزاری دوره های دانش افزایی، استفاده از تجارب صاحبان هنر و اساتید هنر، بازبینی مداوم برنامه های درسی بر اساس شاخص های سازنده گرایی از جمله پیشنهادهایی هستند که نوآوری و بازنگری در فعالیتهای یاددهی و یادگیری برنامه های درسی هنر را تسهیل می کند.
ارزشیابی برنامه ی درسی اجراشده ی مراکز متوسطه تیزهوشان در شیراز از دیدگاه دبیران با استفاده از الگوی cipp(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های برنامه درسی دوره هفتم پاییز و زمستان ۱۳۹۶ شماره ۲
189 - 220
حوزههای تخصصی:
مقاله ی حاضر با هدف کلی ارزشیابی برنامه ی درسی تیزهوشان با تأکید بر مدل cipp انجام شده است. اطلاعات این پژوهش به صورت توصیفی می باشد. نمونه پژوهش شامل 120 نفر از دبیران مراکز تیزهوشان بود که به شیوه نمونه گیری خوشه ای تصادفی نمونه گیری شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه ی ارزشیابی برنامه ی درسی اجراشده ی محقق ساخته بر اساس الگوی cipp بود که روایی محتوایی آن بر اساس قضاوت و تأیید متخصصان و مشورت با اساتید دانشگاه احراز گردید و پایایی پرسشنامه بر اساس آلفای کرونباخ 93/0 محاسبه گردید. تحلیل داده ها با استفاده از روش های آمار توصیفی آزمون t و تحلیل واریانس انجام شد. نتایج این پژوهش بیانگر آن بود که: 1- برنامه ی درسی اجراشده با هدف های آموزشی متناسب نیست. 2- مطلوبیت درونداد، برونداد برنامه ی درسی تیزهوشان در سطح قابل قبول ارزیابی شده اند، اما در سطح بهینه نمی باشد.
بررسی تطبیقی کتاب ریاضی پنجم ابتدایی جدید با کتاب ریاضی سال تحصیلی 93-94
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، مقایسه تطبیقی کتاب ریاضی پنجم جدیدالتألیف با کتاب ریاضی سال 1393 می باشد. روش مورداستفاده در این پژوهش تحلیل محتواست و جامعه آماری آن کتاب های ریاضی سال تحصیلی 1394-1395 و 1393-1394 می باشد. یافته های تحقیق نشان داد که کتاب ریاضی پنجم جدید نسبت به کتاب قبل، تغییر محتوایی مناسبی داشته است و در آن به نیازهای دانش آموزان توجه شده است. همچنین تجزیه وتحلیل تصاویر نیز نمایان ساخت که کتاب ریاضی پنجم جدید نسبت به کتاب قبلی ازنظر تصاویر غنی تر شده است و تصاویر مربوط به ورزش، مطالعه و فرهنگ و هویت ایرانی در کتاب ریاضی جدید بیشتر دیده می شود.
بررسی میزان تحقق حقوق مدنی مندرج در منشور حقوق شهروندی در محتوای برنامه درسی مطالعات اجتماعی پایه چهارم ابتدایی
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۳ زمستان ۱۳۹۶ شماره ۹
17 - 43
حوزههای تخصصی:
پژوهش به بررسی حقوق مدنی مندرج در منشور حقوق شهروندی در کتاب مطالعات اجتماعی چهارم ابتدایی پرداخته است. روش تحقیق از نوع تحلیل محتوا هر یک از مطالب مجزا و جامعه آماری کتاب مطالعات اجتماعی چهارم ابتدایی است که در سال 94-1393 چاپ شده است. جهت گردآوری داده ها، چک لیست تحلیل محتوا مورد استفاده قرار گرفت و روایی آن توسط متخصصین تأیید شد. شاخص های مورد بررسی شامل حق حیات، سلامت و کیفیت زندگی، حق کرامت و برابری انسانی، حق آزادی اندیشه و بیان، حق تابعیت، اقامت و آزادی رفت و آمد، حق تشکل، تجمع و راهپیمایی، حق برخورداری از دادگاه عادلانه ،حق مالکیت و حق مشارکت در تعیین سرنوشت است. یافته ها پژوهش نشان می دهد که در کتاب مذکور شاخص حق سلامت، حیات و کیفیت زندگی (46.6 %) و حق کرامت و برابری انسانی (26.3%) بیش از شاخص های دیگر مطرح و آموزش داده شده اند. بخش دیگری از یافته های پژوهش گویای این است که شاخص مالکیت و برخورداری از دادخواهی عادلانه در کتاب مذکور به صورت محدود مورد توجه قرار گرفته است. با توجه به اینکه آموزش حقوق پیش گفته می تواند زمینه ای مناسب را برای تربیت شهروندی فراهم آورد، گنجاندن آن در کتاب مطالعات اجتماعی چهارم ابتدایی ضرورت تام دارد. با توجه به یافته های پژوهش حاضر بازنگری برنامه درسی علوم اجتماعی دوره ابتدایی در راستای توجه بیشتر به مؤلفه ها و شاخص های کمتر مورد توجه، ضروری به شمار می آید.
دولتی بودن یا ملتی بودن؟: بنیادهای فرهنگ آموزش و برنامه درسی در ایران معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عرصه آموزش و برنامه درسی در ایران، عرصه ای است که دولت برای حفظ حاکمیت و مردم برای حفظ هویت، در جهت سیطره بر آن تلاش های طاقت فرسایی را داشته اند. دولت های ایران تا قبل از آشنایی با سنت های آموزش نوین غربی، از جادوی آموزش و برنامه درسی دولتی بی خبر بودند. پادشاهان قاجار که با این موضوع آشنا شدند، برای آنکه آموزش و برنامه درسی «ملتی» را به «دولتی» تبدیل کنند، تلاش خود را از سال 1230 آغاز کردند و این کار را حکومت پهلوی در سال 1345 نهایی کرد و جمهوری اسلامی نیز آن را در خدمت اهداف جدید، دنبال نمود. آنچه در بنیاد این کوشش های متعارض دولت ملت قرار دارد، اعتقاد هر دو طرف به امکان پذیری القاء است؛ اعتقادی که شکل دهی رفتار و باور را ممکن قلمداد می کند. اما همچنان این پرسش مطرح است که آیا سیطره ظاهری بر آموزش و برنامه درسی توانسته به سیطره واقعی منتهی شود؟
آسیب شناسی برنامه درسی دوره های آموزش ضمن خدمت کارکنان دانشگاه علوم و فنون هوایی شهید ستاری بر اساس الگوی (ADDIE) (مطالعه آمیخته تشریحی)
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۳ پاییز ۱۳۹۶ شماره ۸
149 - 201
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر آسیب شناسی برنامه درسی دوره های آموزش نظام آموزش عالی بر اساس الگوی (ADDIE) بود. روش پژوهش ازلحاظ هدف جز تحقیقات کاربردی و ازنظر گرداوری داده ها جز پژوهش ترکیبی از نوع آمیخته تشریحی بود. جامعه آماری در بخش کمی، شامل کارشناسان، مدرسان و کارکنان شرکت کننده در دوره های آموزش ضمن خدمت بودند که از بین آن ها 91 نفر به عنوان نمونه انتخاب گردیدند. جامعه آماری بخش کیفی خبرگان آموزشی (مدرسان و کارشناسان آموزش) بودند که 12 نفر با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و قاعده اشباع نظری به عنوان نمونه انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده های بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته ی 40 سؤالی بود که روایی آن توسط اساتید و متخصصان تائید و ضریب پایایی آن با استفاده از روش آلفای کرونباخ 95% برآورد گردید. همچنین به منظور جمع آوری داده های بخش کیفی از مصاحبه نیمه سازمان یافته که چارچوب سؤالات آن بر اساس نتایج تحلیل داده کمی تشکیل شده بود، استفاده و جهت بررسی روایی تفسیری آن از استراتژی بازخورد مشارکت کننده و همچنین جهت بررسی میزان اعتبار آن از فرایند مستندسازی استفاده شد.
تحلیل تطبیقی محتوای کتاب های تعلیمات اجتماعی چاپ قدیم و جدید پایه چهارم ابتدایی بر اساس اصول معرفت شناختی تربیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، تحلیل محتوای کتاب های تعلیمات اجتماعی قدیم و جدید در پرداختن به اصول «معرفت شناختی تربیت» منتج از «واقع گرایی سازه گرایانه» است. بدین منظور ابتدا در قالب چارچوب نظری مختار پژوهش، ویژگی های اصول متناظر با حوزه اجتماعی (اصل ارتباط با امر موردمطالعه، تکیه بر شواهد، جامع نگری در علم، تکیه بر حقایق، فرضیه پروری، ارتباط با نیازها و مسائل) بیان شده است. سپس با بهره گیری از روش تحلیل محتوای قیاسی-مضمونی-کمی و تحلیل محتوای تطبیقی به پاسخگویی سؤالات پژوهش پرداخته شده است. نتایج پژوهش حاکی از فربگی اصل تکیه بر حقایق و در مرتبه دوم از نظر فراوانی اصل ارتباط با امر مورد مطالعه در هر دو کتاب یاد شده می باشد. همچنین نتایج نشان دهنده کم توجهی در پرداختن به اصول جامع نگری در علم و فرضیه پروری در کتاب تعلیمات اجتماعی چاپ قدیم و جدید می باشد.
شناسایی ویژگی های آموزش مبتنی بر عمل فکورانه در هزاره سوم آموزش عالی (مورد مطالعه: اعضای هیئت علمی دانشگاه سیستان و بلوچستان)
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۳ پاییز ۱۳۹۶ شماره ۸
90 - 119
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی ویژگی های آموزش مبتنی بر عمل فکورانه در هزاره سوم آموزش عالی از دیدگاه اعضای هیئت علمی دانشگاه سیستان و بلوچستان انجام شده است. روش پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش تحلیل، کیفی از نوع پدیدارشناسی بوده است و جمع آوری اطلاعات نیز با استفاده از مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته و به صورت فردی انجام شد. مدت زمان مصاحبه ها از 20 تا 45 دقیقه متغیر بود و تا رسیدن به اشباع اطلاعات ادامه داشت. شرکت کنندگان در پژوهش شامل اعضای هیئت علمی دانشگاه سیستان و بلوچستان بودند که مجموعاً 15 نفر را تشکیل می دادند. مصاحبه های انجام شده با استفاده از دستگاه MP3 ضبط و سپس به منظور تجزیه و تحلیل دادها با استفاده از تحلیل محتوا و نرم افزار MAXQDA تحلیل شد. یافته ها نشان داد ویژگی های آموزش در هزاره سوم از نظر اساتید شامل مؤلفه های دانش، مهارت و نگرش اساتید، دانش، مهارت و نگرش دانشجویان، ساختار و مدیریت، ماهیت تکنولوژی، برنامه درسی و فرهنگ می باشد. لذا توجه به این ویژگی ها می تواند به یادگیری مادام العمر، تشخیص شکاف بین دانش ها، مهارت ها و نگرش ها و آموزش کاربردی کمک نموده و برای دانشجویان مفید و بامعنا باشد.
بسوی انبساط مفهومی از برنامه درسی اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"برنامه درسی اسلامی" یکی از مفاهیم و عرصه های نوظهور در حوزه مطالعات برنامه درسی است که دستور کار خود را به اسلامی کردن برنامه درسی بر اساس جهان بینی توحیدی اختصاص داده است. البته تاکنون مفهوم نظری روشن و قابل دفاعی از ماهیت برنامه درسی اسلامی و حدودوثغور آن عرضه نشده است. هدف این نوشتار، ارائه ایده و طرح نظری اولیه در باب برنامه درسی اسلامی و قلمرو آن است. برای نیل به این منظور، در این پژوهش محتوای آثار مطرح شده موجود در زمینه برنامه درسی اسلامی در سه مرحله توصیف، تحلیل و نقد شده است. در مرحله اول، بعد از شناسایی تک تک آثار منتشرشده در این زمینه، منظور نویسنده از برنامه درسی اسلامی و این که نویسنده به دنبال اسلامی کردن چه بُعدیا ابعادی از ابعاد معرفتی برنامه درسی بوده است، بررسی شده است. در مرحله دوم، نوع تلاش مولف –نظریه پردازی یا کاربست نظریه های متعارف غربی- در این آثار تحلیل شده است و در مرحله سوم، این آثار از حیث محتوا و کیفیت مفهوم پردازی نقد شده اند. نتایج بررسی وضعیت موجود، حاکی از وجود دو جریان اصلی نسبت به برنامه درسی اسلامی است: گرانبار کردن محتوای برنامه های درسی از ارزش های اسلامی مبتنی بر مبانی نظری دانش طراحی و تدوین برنامه درسی متعارف و موجود غربی، و برنامه درسی اسلامی به مثابه یک نظریه کلان فلسفی- ارزشی. با عنایت به ناکارآمدی، محدودنگری و غفلت از ابعاد مختلف معرفتی حوزه برنامه درسی اسلامی، پژوهش حاضر سعی دارد در قالب جریان سوم و به عنوان بدیل دو جریان قبلی، توجه صاحب نظران را به تولید دانش برنامه درسی اسلامی از طریق توسعه مباحث نظری در همه ابعاد معرفتی جلب کند. بی تردید مشارکت در گسترش دانش برنامه درسی اسلامی مستلزم روی آوردن به نظریه پردازی، به مثابه تنها شاهراه خلق دانش نو است.
تعیین ویژگی های محتوای آموزشی ( برنامه درسی ) الکترونیکی از منظر نظریه-ی بار شناختی به روش تحلیل محتوای کیفی قیاسی
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۳ تابستان ۱۳۹۶ شماره ۷
122 - 143
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین ویژگی های محتوای آموزشی الکترونیکی از منظر نظریه ی بار شناختی می باشد. برای این منظور، از روش تحلیل محتوای کیفی قیاسی استفاده شد. اهداف این پژوهش به این شرح هستند: 1) ترسیم ویژگی های محتوای الکترونیکی از منظر بار شناختی درونی، 2) ترسیم ویژگی های محتوای الکترونیکی از منظر بار شناختی بیرونی و 3) ترسیم ویژگی های محتوای الکترونیکی از منظر بار شناختی مطلوب. در این پژوهش، جامعه ی آماری کلیه ی مقاله هایی هستند که از طریق موتور جستجوی google و بانک های اطلاعاتی ebsco، wiley و sciencedirect قابل دانلود هستند. تعداد مقاله های انتخابی نهایی برای انجام تحلیل محتوای کیفی به روش قیاسی، 15 مقاله بودند. برای انجام ین پژوهش مراحل زیر دنبال شد: مرحل اول، طرح ریزی کار و تهیه ی مقدمات، مرحله ی دوم، تحلیل محتوای کیفی به روش قیاسی، مرحله ی سوم، کنفرانس و بحث. در انتها، در تحلیل قیاسی از مقالات انتخاب شده، توانستیم ویژگی های محتوای یادگیری الکترونیکی را از منظر سه طبقه ی بار شناختی درونی، بار شناختی بیرونی و بار شناختی مطلوب مشخص کنیم.
بررسی عناصرالگوی برنامه درسی تربیت اخلاقی در آموزش عالی بر مبنای قرآن کریم بر اساس تفسیر المیزان
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله بررسی عناصرالگوی برنامه درسی تربیت اخلاقی در آموزش عالی بر مبنای قرآن کریم بر اساس تفسیر المیزان است. بدین منظور از آیات قرآن کریم و تفاسیر مرتبط با تربیت اخلاقی تفسیر المیزان بهره گرفته شد. این نوشتار با رویکردکیفی و با استفاده از روش تحلیل مضمون به بررسی عناصر تربیت اخلاقی می پردازد. در این پژوهش با استفاده از تحلیل مضمون آیات قرآن کریم بر اساس تفسیر المیزان ، مضامین ذیل دو حیطه باورها و رفتارها استخراج ومقوله های مشابه و مقارن ذیل شش تم اصلی دسته بندی می شود به مقوله های اصلی عنوان "معیار" و به مقوله های فرعی مرتبط با آن ها عنوان "زیر معیارداده و آنگاه بین معیارها و زیرمعیارهای تولیدشده ارتباط مناسب برقرار شد. براین اساس عناصر الگوی برنامه درسی تربیت اخلاقی در آموزش عالی همسو با آموزه های اخلاقی قرآن کریم بر اساس تفسیر المیزان انتخاب که یک انسجام ، تناسب و هماهنگی درونی مناسب بین مبانی، اصول و عناصر انتخاب شده برنامه درسی پیشنهادی وجود دارد. سپس با مصاحبه نیمه ساختار یافته نظر متخصصان برنامه ریزی درسی در خصوص ویژگی عناصر تربیت اخلاقی در آموزش عالی اتخاذ والگوی تربیت اخلاقی متشکل از سه بخش مبانی، اصول و عناصر طراحی شد. هرکدام از بخش های الگو منطبق با مبانی قرآن کریم بر اساس تفسیر المیزان ارائه شد، بکارگیری الگوی ارائه شده در سطوح مختلف برنامه ریزی درسی اعم از طراحی و تدوین برنامه های درسی آموزش عالی و .. بستر مناسب را برای تربیت اخلاقی هرچه بهتردر محیط دانشگاه را فراهم می سازد.
ارزیابی میزان هم خوانی برنامه های درسی قصد شده، اجرا شده و کسب شده دوره دوم ابتدایی در پرورش شایستگی های پژوهشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال یازدهم بهار ۱۳۹۶ شماره ۴۴
141 - 164
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق، ارزیابی میزان هم خوانی برنامه های درسی قصد شده، اجرا شده و کسب شده دوره دوم ابتدایی در پرورش شایستگی های پژوهشی است.روش تحقیق، توصیفی از نوع پیمایشی بود. جامعه آماری در برنامه قصد شده، کتاب های درسی و راهنمای معلم دوره دوم ابتدایی (40کتاب) و اسناد بالادستی نظام آموزشی بود که با روش نمونه گیری هدفمند، کلیه کتاب ها و سند برنامه درسی ملّی انتخاب شد. در برنامه اجرا شده 9 معلم و در برنامه کسب شده 96 دانش آموز با روش نمونه گیری خوشه ای از شهرستان قوچان انتخاب شدند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از شاخصه های آمار توصیفی (فراوانی، درصد و میانگین) و آمار استنباطی (آزمون های t تک متغیره وt نمونه های زوج) استفاده شد. نتایج نشان داد که بین برنامه های قصد شده با اجرا شده و کسب شده، هم خوانی وجود دارد ولی بین برنامه های اجرا شده و کسب شده، هم خوانی وجود ندارد.
بررسی تأثیر الگوهای یاددهی-یادگیری بر پیشرفت تحصیلی فراگیران در درس علوم تجربی به شیوه فراتحلیل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال دوازدهم زمستان ۱۳۹۶ شماره ۴۷
95 - 124
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش با بهره گیری از روش فراتحلیل به تحلیل نتایج پژوهش های انجام شده در ارتباط با چگونگی تأثیر الگوهای یاددهی-یادگیری بر پیشرفت تحصیلی فراگیران در درس علوم تجربی دوره ابتدایی پرداخته شد. بدین منظور تعداد 22 پژوهش با کمک ابزار چک لیست گزینش پژوهش ها- از نظر فنی و روش شناختی- برای بررسی انتخاب شدند. برای محاسبه شاخص ها از نرم افزار 2- CMA استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل پژوهش های اولیه از اندازه اثر به تفکیک هر عامل اندازه اثر ترکیبی با دو مدل اثر ثابت و تصادفی استفاده گردید و جهت بررسی سوگیری انتشار از روش تحلیل حساسیت با استفاده از نمودار قیفی و آماره تعداد امن از تخریب اروین و جهت بررسی میزان ناهمگنی از آزمون ناهمگنی Q کوکران و مجذور I استفاده شد و برای تبدیل اندازه اثر از ضریب z فیشر استفاده گردید. یافته های این تحقیق نشان داد که روش تدریس کاوشگری بیشترین تأثیر و روش سنتی با نرم افزار کمترین میزان تأثیر و در بخش یادگیری، مدل چرخه یادگیری بیشترین تأثیر و روش نقشه مفهومی کمترین تأثیر را بر پیشرفت تحصیلی فراگیران در درس علوم تجربی دارند.
اثربخشی آموزش مهارت حل مسأله بر مسؤولیت پذیری دانش آموزان پسر سال سوم متوسطه دوره اول(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش مهارت حل مسأله بر مسؤولیت پذیری دانش آموزان پسر سال سوم متوسطه ی دوره اول بود. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه ی مورد مطالعه در این پژوهش دانش آموزان پسر سال سوم متوسطه دوره اول شهرستان سنندج در استان کردستان بود. 30 نفر از دانش آموزان دارای مسؤولیت پذیری پایین به شیوه ی نمونه گیری به صورت تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب و به صورت گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. ابزار اندازه گیری در این پژوهش، پرسشنامه ی مسؤولیت پذیری دانش آموزان (کردلو، 1389) بود. آزمودنی های گروه آزمایش به مدت 6 جلسه، تحت آموزش مهارت حل مسأله قرار گرفتند، گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکردند. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که پس از آموزش مهارت حل مسأله، مسؤولیت پذیری آزمودنی های گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل به طور معناداری افزایش یافته است. علاوه بر این مؤلفه، احساس تعلق نیز در گروه آزمایش پس از مداخله افزایش یافت. درنتیجه به نظر می رسد آموزش مهارت حل مسأله، راهبردی کارآمد و سودمند جهت افزایش مسؤولیت پذیری دانش آموزان است؛ به صورتی که فرد را قادر می سازد تا با در نظر گرفتن راهکارهای متفاوت و مؤثر، توانایی انتخابی مناسب و قدرت تصمیم گیری داشته باشد.
تأثیر اندازه گیری مبتنی بر برنامه درسی (CBM) بر پیشرفت ریاضی دانش آموزان ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اندازه گیری مبتنی بر برنامه درسی ( CBM ) یک روش نظارت بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان از طریق سنجش مستقیم مهارت های پیش بینی شده در برنامه درسی است. با وجود اینکه حدود نیم قرن از معرفی CBM در دنیا می گذرد، ولی تاکنون در برنامه درسی ایرانی مورد توجه قرار نگرفته است. بنابراین هدف از پژوهش حاضر معرفی و بررسی تأثیر CBM بر پیشرفت ریاضی دانش آموزان ابتدایی در مقایسه با روشهای مرسوم ارزشیابی تکوینی بود. تحقیق حاضر از نظر هدف، کاربردی و به لحاظ جمع آوری اطلاعات، شبه آزمایشی با گروه کنترل و پیش آزمون برای نمونه ای از دانش آموزن سوم ابتدایی بود. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که CBM بر پیشرفت ریاضی دانش آموزان ابتدایی تأثیر معنی داری دارد. بر اساس نتایج پژوهش حاضر پیشنهاد می شود که CBM به عنوان یک روش مؤثرتر ارزشیابی تکوینی، در برنامه درسی دوره ابتدایی بکار گرفته شود.
تأملی بر مقاله «به سوی انبساط مفهومی از برنامه درسی اسلامی»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال دوازدهم پاییز ۱۳۹۶ شماره ۴۶
171 - 174
حوزههای تخصصی:
مقاله «بسوی انبساط مفهومی از برنامه درسی اسلامی» [1] به دنبال طرح ایده اولیه برای مطرح ساختن یک پارادایم فکری در خصوص برنامه درسی به عنوان یک معرفت بشری بوده است. همانطور که در قسمت های مختلف مقاله اشاره شده است نویسنده می خواهد به این موضوع بپردازد که ابعاد معرفتی برنامه درسی یا قلمروهای دانش برنامه درسی اگر بخواهند از منظر اسلام تشریح و بیان شوند چه ویژگی هایی می یابند؟ در واقع یک فرامسئله مطرح شده که در دل خود مسائل دیگری را نیز جای داده است. از این رو طرح این مسئله به لحاظ پژوهشی حائز اهمیت است.
روایتی از کلاس های درس دانشگاهی (تجربه زیسته استادان دانشگاه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کتاب روایتی از کلاس های درس دانشگاهی , آن گونه که عباس کاظمی در مقدمه آورده است, بخشی از گزارش پژوهشی مفصل است که از سال 1393 آغازشده و به دنبال تحقیق درباره کلاس های درس و نارضایتی استادان و دانشجویان از کلاس است. دانشجویانی که از محتوای کلاس ها ناراضی اند و استادانی که بی رغبتی دانشجویان به کلاس و درس آن ها را آزار می دهد. این کتاب شامل دو نوع گفتار است. در برخی از این گفتارها, افراد از تجربه زیسته خود سخن گفته اند و در برخی دیگر, تحلیل ها, ایده ها و نظرات خود درباره کلاس درس دانشگاهی را بیان کرده اند. همه آن ها از تجربه تدریس خود نمی گویند, بلکه بعضی از آن ها, ایده هایی عرضه می کنند .
ارزیابی وضعیت اجرای برنامه درسی کار و فناوری پایه هفتم دوره اول متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال دوازدهم تابستان ۱۳۹۶ شماره ۴۵
119 - 142
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی وضعیت موجود اجرای برنامه درسی کار و فناوری پایه هفتم دوره اول متوسطه بوده نوع پژوهش کاربردی و روش آن توصیفی از نوع پیمایشی می باشد. جامعه آماری پژوهش مدیران و دبیران پایه هفتم شهر تبریز را در برگرفته است. حجم نمونه آماری بر اساس جدول کرجسی و مورگان، به شیوه نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبتی از دبیران (137 نفر) و مدیران (110 نفر) انتخاب شدند. داده ها از طریق دو پرسشنامه محقق ساخته گردآوری شد. برای تعیین روایی از روایی محتوایی و سازه استفاده گردید. پایایی پرسشنامه ها به روش آلفای کرونباخ، برای پرسشنامه دبیران 954/0 و پرسشنامه مدیران 925/ 0 محاسبه گردید. طبق نظر مدیران وضعیت اجرای برنامه درسی کار و فناوری پایه هفتم در حد متوسط به بالا بوده است. نتایج نشان می دهد که عناصر برنامه درسی کار و فناوری شامل راهبردهای تدریس، مواد و منابع آموزشی، فضای آموزشی و عوامل مادی و انسانی از نظر دبیران بر اجرای برنامه درسی مؤثر می باشد همچنین بین دیدگاه مدیران و دبیران در خصوص اثرگذاری عوامل انسانی و مادی بر اجرای برنامه درسی کار و فناوری تفاوت معناداری وجود دارد.