ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۹۶۱ تا ۱٬۹۸۰ مورد از کل ۱۹٬۶۶۰ مورد.
۱۹۶۴.

الگوی برنامه درسی پودمانی بر پایه استاندارد شایستگی حرفه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۴۱ تعداد دانلود : ۱۴۹۹
در دنیای تعلیم و تربیت، اصطلاح «پودمان» یک متدولوژی است که به تعیین ساختار برنامه درسی یا برنامه آموزشی یک دوره دراز مدت در قسمت های جداگانه مشخص، یعنی در پودمان های شایستگی کمک می کند. «پودمان» به عنوان یک واحد یاددهی مستقل بدون ارتباط با سایر واحدها نگریسته نمی شود، بلکه به عنوان مرحله و جزء لاینفکی از یک صلاحیت گسترده تر یا گروهی از شایستگی های (یک حرف بزرگ) نگریسته می شود، برنامه یک «حرفه بزرگ» می تواند به تعدادی از «پودمان ها» تقسیم شود. هر پودمان ممکن است به تعریف کم و بیش واضحی از شایستگی ها در یک زمینه شغلی خاص اشاره داشته باشد که می تواند بسته به هر یک از نیازها از سایر پودمان ها به طرق مختلف تفکیک شود تا به شایستگی دست یابد به عبارت دیگر یک پودمان برخی قابلیت ها و دانش، مهارت های عملی و تجربه عملی مورد نیاز را به دست می دهد که می تواند به سنجش و اخذ گواهینامه منجر شود. در هر حال اصطلاح «ایجاد پودمان» تداعی کننده فرصت اصلاح نظام آموزش فنی حرفه ای برای افراد با نیازهای ویژه است که برنامه درسی آموزش های حرفه ای را با توجه به تقاضاهای بسیار متحول آموزش بینندگان، موسسات آموزشی و بازار کار بازسازی می کند. اصلاح طلبان آموزش فنی و حرفه ای ممکن است در ایران در رابطه با رویکرد پودمانی تنگناهایی پیش روی داشته باشند. تهیه برنامه آموزشی پودمانی مستلزم انطباق آن با نیاز گروه های هدف کارآموز و جامعه بومی و ملی است. تنگناهایی که اصلاح طلبان آموزش فنی و حرفه ای ممکن است در ایران در رابطه با رویکرد پودمانی پیش روی داشته باشند، مسائلی از این قبیل هستند: صلاحیت مورد نیاز تدوین کنندگان برنامه های درسی / انطباق موسسات آموزشی / انطباق فراگیران / انطباق مدرسان و مربیان / تهیه آزمون های عملکرد / ارتقای موسسات آموزشی که در سطور زیر به آن پرداخته شده است.
۱۹۶۵.

سیر تحول برنامه های درسی در نظام آموزش عالی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۴۱ تعداد دانلود : ۱۱۴۰
هدف از انجام این پژوهش، تبیین سیر تحول برنامه های درسی در نظام آموزش عالی ایران بود. روش پژوهش کیفی از نوع تاریخی است که تلاش نموده با بهره گیری ازمنابع و مستندات در دسترس و مصاحبه با خبرگان حوزه برنامه درسی و حوزه آموزش عالی سیر تحول برنامه های درسی را در پنج بعد به مثابه فرایند، به مثابه نظام، به مثابه رشته تحصیلی، به مثابه حرفه و به مثابه دانش در دوره های عمل گرایی، مذهبی- فرهنگی، تمرکزگرایی، تمرکززدایی، اسلامی سازی، تحول در علوم انسانی با دیدگاهی تحلیلی نشان دهد. حوزه پژوهش کلیه متون، پژوهشهای انجام شده و اسناد مربوط به برنامه های درسی ونتایج حاصل از مصاحبه با مطلعین کلیدی حوزه آموزش عالی و حوزه برنامه درسی بود، ابزار مورد استفاده برای جمع آوری اطلاعات واستخراج بند ها مرتبط با موضوع پژوهش، فیش های تحقیق بودند که همه توسط محقق ساخته شدند،سپس داده های گردآوری شده از طریق تحلیل محتوای کیفی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج نشان می دهد که برنامه درسی در نظام آمروزش عالی تاکنون جهت گیری های متفاوتی را پشت سر گذاشته است. تجربه ایی که از دوره ها برنامه ریزی درسی دانشگاهی قبل و بعد از انقلاب اسلامی حاصل می شود گذار از نظام برنامه ریزی درسی نسبتا مستقل دردوره قبل ازانقلاب به نظام متمرکز افراطی بعد از انقلاب و در دوران فرهنگی-مذهبی وتمرکزگرایی و سر انجام به سمت واگذاری اختیارات نسبی برنا مه درسی در دوره تمرکززدایی می باشد.
۱۹۶۶.

مقایسه ی تعامل روانی- اجتماعی والدین کودکان عقب مانده ذهنی با والدین کودکان عادی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۴۱ تعداد دانلود : ۱۰۵۲
هدف این پژوهش بررسی تعامل روانی- اجتماعی والدین کودکان عقب مانده ذهنی بوده است. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی، اعضای گروه نمونه آزمایش 60 نفر (30 نفر پدر، 30 نفر مادر) و اعضای گروه نمونه کنترل 60 نفر (30 نفر پدر، 30 نفر مادر) از میان جامعه آماری والدین دانش آموزان عقب مانده ذهنی آموزش پذیر و دانش آموزان عادی انتخاب شدند. جمع آوری اطلاعات از طریق پرسشنامه، آزمون تعامل روانی- اجتماعی صورت گرفته است. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات به دست آمده از آزمون t گروه های مستقل استفاده شده نتایج نشان داد که به طور کلی بین میزان تعامل روانی – اجتماعی والدین کودک دارای عقب مانده ذهنی و والدین دارای کودک عادی تفاوت معناداری وجود ندارد. میزان تعامل روانی- اجتماعی مادران دارای کودکان عقب مانده ذهنی بیشتر از میزان تعامل – روانی اجتماعی پدران دارای کودکان عقب مانده ذهنی می باشد. میزان تعامل روانی – اجتماعی مادران دارای کودک عادی بیشتر از میزان تعامل روانی – اجتماعی پدران کودکان عادی می باشد.
۱۹۶۸.

مقایسه نگرش دانش آموزان ایرانی و آمریکایی نسبت به دوستی با دانش آموزان ناتوان

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی مناسبات انسانی در محیط مدرسه
  2. حوزه‌های تخصصی علوم تربیتی
تعداد بازدید : ۱۸۴۱
هدف از پژوهش حاضر مقایسه نگرش دانش آموزان عادی دبیرستانی ایرانی و آمریکایی نسبت به امکان دوستی آنها با دانش آموزانی با ناتوانی شدید وچگونگی تسهیل چنین دوستی هایی بوده است .به همین منظور نتایج حاصل از پژوهشهای هندریکسون‘شکوهی یکتا‘نیتاپسکی‘وگیبل(1996)وکاووسی(1377)مورد مقایسه قرار گرفت .بدین ترتیب‘از داده های مربوط به 289 دانش آموز ایرانی و 656 نفر دانش آموز آمریکایی استفاده شد.آزمودنی ها با دامنه سنی19-13 سال شامل هر دو گروه دختر و پسر بودند. ((پرسشنامه ادراک دوستی دانش آموزان))(SFPS) روی هر دوگروه از دانش آموزان اجرا شد.نتایج به دست آمده از مقایسه داده های دو گروه نشان میدهد علاوه بر نقاط مشترک‘دربسیاری از موارد بین نگرش دانش آموزان ایرانی و آمریکایی تفاوت وجود دارد.از جمله این که هر دو گروه آزمودنی ها دوستی با دانش آموزانی با ناتوانی شدید را ممکن دانسته و حاضرند در جهت ایجاد چنین دوستی هایی تلاش کنند.در ایجاد و تسهیل این گونه دوستیها‘دانش آموزان آمریکایی بر نقش بزرگسالان ‘ودانش آموزان ایرانی‘به ویژه بر نقش متخصصان‘تأکید داشته اند. در ضمن در پایان مقاله دلایل احتمالی یافته های به دست آمده مورد بحث و بررسی قرار گرفته و کاربردهای عملی وپیشنهادهایی برای پژوهشهای آینده ارایه شده است.
۱۹۶۹.

رابطه سبک دلبستگی و رشد اجتماعی در کودکان نارساخوان و عادی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۴۰ تعداد دانلود : ۱۱۸۷
زمینه: روانشناسان بر روابط کودکان با کسانی که مراقبت از آنها را به عهده دارند تاکید نموده و این کنش های متقابل را اساس عمده رشد عاطفی، شناختی و اجتماعی قلمداد کرده اند. در واقع سلامت تحولی فرد در هردوره، معلول عواملی است که یکی از ارزشمندترین این عوامل در دوره حساس زندگی ایمنی دلبستگی می باشد. از این رو پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه میان سبک دلبستگی و رشد اجتماعی در کودکان نارساخوان و عادی شهر سمنان انجام شده است. روش کار: نمونه مورد بررسی شامل 30 دانش آموز پسر نارساخوان و 30 دانش آموز پسر عادی پایه چهارم و پنجم ابتدایی بودند. کودکان نارساخوان از مراکز اختلالات یادگیری و کودکان عادی به صورت نمونه گیری تصادفی خوشه ای از دبستان های شهرستان سمنان گزینش شدند. به منظور اندازه گیری سبک دلبستگی و رشد اجتماعی از مقیاس سبک دلبستگی رونقی و مقیاس رشد اجتماعی وایلند استفاده شد و جهت تعیین هوشبهر شرکت کنندگان جهت ورود به نمونه پژوهشی نیز از آزمون هوش ریون کودکان بهره برده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که رابطه مثبتی میان سبک دلبستگی ایمن و رشد اجتماعی در هر دو گروه وجود دارد. همچنین بین سبک دلبستگی اضطرابی و رشد اجتماعی در هر دو گروه و دلبستگی اجتنابی و رشد اجتماعی در دانش آموزان عادی رابطه منفی دیده شد. تفاوت معناداری از لحاظ سبک دلبستگی ، رشد اجتماعی و رابطه این در دو گروه مشاهده شد. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد که سبک دلبستگی می تواند رشد اجتماعی را در هر دو گروه نارساخوان و عادی پیش بینی کند؛ به گونه ای که دلبستگی ایمن با رشد اجتماعی بیشتر همراه است.
۱۹۷۰.

بررسی تطبیقی عنصر محتوا در برنامة درسی آموزش عمومی علوم ایران و چند کشور جهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۴۰ تعداد دانلود : ۹۳۴
این مقاله بخشی از یک پژوهش کیفی است که با دو روش تطبیقی و توصیفی- تحلیلی به بررسی عنصر محتوا در برنامة درسی آموزش علوم ایران و چند کشور جهان پرداخته است. بدین منظور، اسناد و مدارک مربوط به این موضوع در کشورهای پیشرو در زمینة علوم و فناوری (کشورهای منتخب) گردآوری و به توصیف، تفسیر، هم جواری و مقایسة آن ها پرداخته شده تا نتایج پژوهش آماده شود. مقالة حاضر تلاش می نماید تا عنصر محتوا از برنامة درسی آموزش علوم ایران و کشورهای منتخب را مورد مطالعه و بررسی قرار دهد. با مقایسة نتایج مشخص شد که در کشورهای مورد مطالعه، محتوای انتخابی حول زمینه های چهارگانة علوم شامل فیزیک، شیمی، زیست شناسی و بهداشت و زمین شناسی است. به علاوه، محتوا در سه حیطة دانشی، مهارتی و نگرشی تدوین یافته اند؛ هر چند در زمینة میزان و نوع پرداختن به حیطة مهارتی و نگرشی تفاوت قابل ملاحظه ای بین کشور ما و دیگر کشورها وجود دارد. مباحثی در مورد کسب سواد علمی فن آورانه، حل مسئله، تفکر و مباحثی در مورد طبیعت، عمده ترین نکات برجستة محتوا است که در بین کشورهای مورد مطالعه مشترک می باشد. همچنین، نتایج به دست آمده شباهت های قابل ملاحظه ای را بین محتوای آموزش علوم در بین کشورهای مورد مطالعه و ایران نشان می دهد. این شباهت ها بیشتر در اسناد مکتوب برنامه درسی یا برنامه درسی قصد شده موجود می باشد. در این قسمت، برنامه ریزان درسی، برنامه های درسی علوم تعداد زیادی از کشورهای پیشرو در علم و فن آوری را بررسی نموده و نسبت به تدوین محتوا اقدام نموده اند و بنابراین، طبیعی است که حتی در برخی موارد محتوا کامل تر تدوین شده باشد. در عین حال، فاصلة قابل ملاحظه ای بین آموزش علوم کشور ما با کشورهای مورد مطالعه وجود دارد که جای تأمل دارد و شاید بتوان آن را ناشی از اجرای برنامه درسی دانست که در برنامه درسی کسب شده توسط دانش آموزان خود را نشان می دهد.
۱۹۷۱.

مقایسه روش های تحلیل عاملی تأییدی (CFA) و نسبت درستنمایی مبتنی بر مدل پرسش-پاسخ (IRT) در ردگیری کنش افتراقی سؤالات آزمون های سرنوشت ساز(مقاله علمی وزارت علوم)

۱۹۷۳.

ابعاد طرح توسعه کارآفرینی در دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان از دیدگاه اعضای هیات علمی و دانشجویان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۳۸ تعداد دانلود : ۹۴۵
این پژوهش با هدف بررسی ابعاد طرح توسعه کارآفرینی (کاراد) در دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان انجام گرفته است. این پژوهش از نوع توصیفی پیمایشی است. جامعه آماری در این تحقیق 10023 دانشجو و 150 عضو هیات علمی بود که از این جامعه تعداد 300 دانشجو و 50 عضو هیات علمی به عنوان نمونه آماری براساس فرمول حجم نمونه انتخاب شدند. ابزار تحقیق، پرسشنامه محقق ساخته با 44 سؤال بسته پاسخ برای اعضای هیات علمی با ضریب پایایی 86 درصد و 32 سؤال بسته پاسخ برای پرسشنامه دانشجویان با ضریب پایایی 93 درصد بود که بر اساس طیف پنج درجه ای لیکرت تنظیم گردید. برای تجزیه و تحلیل داده های این پژوهش از نرم افزار SPSS در دو سطح آمار استنباطی و توصیفی استفاده شد. در سطح آمار توصیفی از توزیع فراوانی، درصد، میانگین و انحراف معیار و در سطح آمار استنباطی از آزمونهای T تک متغیره، T مستقل، T هتلینگ و تحلیل واریانس و آزمون کالموگروف اسمیرنوف استفاده شده است. نتایج به دست آمده از یافته های پژوهش نشان داد که شیوه های ترویج فرهنگ کارآفرینی ارائه شده از نظر اعضای هیات علمی با میانگین 02/4 و از نظر دانشجویان با میانگین 74/3، مواد آموزش کارآفرینی از نظر اعضای هیات علمی با میانگین 72/3 و از نظر دانشجویان با میانگین 88/3، روشهای آموزشی ارائه شده آموزش کارآفرینی از نظر اعضای هیات علمی با میانگین 70/3 و از نظر دانشجویان با میانگین 80/3 و نقش اولویت های پژوهشی ارائه شده کارآفرینی از نظر اعضای هیات علمی با میانگین 96/3 بالاتر از سطح متوسط بوده است. در بخش جمعیت شناختی از نظر اعضای هیات علمی و دانشجویان تفاوت معناداری وجود نداشت.
۱۹۷۸.

بررسی نظام مند نویدها و چالش های هوش مصنوعی برای معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۳۶ تعداد دانلود : ۷۱۶
پیشرفت تکنولوژی باعث ایجاد تغییرات در بسیاری از صنایع شده است که صنعت آموزش نیز از این قاعده مستثنا نیست.از آنجایی که حوزه آموزش متکی بر هوش مصنوعی، کماکان در حال توسعه و پیشرفت است، این مطالعه در عین حال که می تواند به توسعه نظام های آموزشی متکی بر هوش مصنوعی کمک کند؛ به معلمان امکان مشارکت در فرایند طراحی را نیز می دهد. ما در این فراتحلیل، پژوهش های تجربی انجام شده در خصوص نحوه تعامل معلمان با سامانه های مبتنی بر هوش مصنوعی و نحوه مشارکت آن ها در توسعه سامانه های آموزشی مبتنی بر هوش مصنوعی را مورد بررسی قرار دادیم و به تبیین کاستی ها موجود در این حوزه پرداخته ایم. پژوهش ما نشان داد که هوش مصنوعی فرصت های متعددی را برای بهبود برنامه ریزی، پیاده سازی و ارزشیابی تدریس در اختیار معلمان می گذارد و به طور متقابل معلمان نیز نقش های مختلفی را در توسعه فناوری هوش مصنوعی ایفا می کنند. یافته های ما همچنین مبین این امر بود که چالش های متعددی در زمینه به کارگیری هوش مصنوعی در امر تدریس وجود دارد که می توان از آن ها به عنوان راهنمایی برای توسعه این حوزه استفاده نمود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان