فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۴۰ مورد از کل ۸۷۲ مورد.
منبع:
مشاوره شغلی و سازمانی دوره ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۶۰)
119 - 144
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف فراتحلیل مطالعات آموزش شغلی مهارت های کارآفرینانه برای دانش آموزان دوره دوم متوسطه انجام شد. روش: روش پژوهش فراتحلیل بود. بر اساس کلیدواژه های کارآفرینی، برنامه شغلی، آموزش شغلی، کارآفرین و کارآفرینانه، بوسیله گوگل اسکالر مقالات بین سال های 1388-1401 در ایران جستجو شدند. 35 مقاله دارای ملاک های ورود، انتخاب و با روش فراتحلیل کریپندروف (2023) تحلیل شدند. یافته ها: نتایج حاکی از آن بود که پژوهش های حوزه آموزش کارآفرینی روی برنامه های کاربردی تمرکز نکرده اند و بیشتر به جنبه های نظری و محتوایی پرداخته اند. آموزش کارآفرینی میان رشته ای است و بیشتر فعالیت های کارآفرینی توسط گروه های اقلیت زنان، مهاجران، جوانان، اقلیت های مذهبی و افراد معلول انجام می شود. همچنین بیشتر پژوهش ها بوسیله پژوهشگران دارای تخصص های گوناگون، گروهی، تک مقطعی و با موضوعات متنوع انجام شده اند و داده ها در یک مقطع زمانی گردآوری شده اند. نتیجه گیری: آموزش کارآفرینی فرآیندی پویا است بنابراین پژوهش کارآفرینی باید طولی و چندمقطعی انجام شود. تنوع رشته های پژوهش گران حاکی از میان رشته ای بودن کارآفرینی است و پژوهش های گروهی در موضوعات متنوع، بر مشارکت هدفمند و متمرکز پژوهش گران تاکید دارد. لذا به این موضوع بسیار مهم باید توجه کرد. داشتن دیدگاه علمی نظام مند و همه جانبه در آموزش کارآفرینی بسیار مهم است و در برنامه های آموزش کارآفرینی، بخش های گوناگون باید توسعه یابند. بومی سازی برنامه های آموزش کارآفرینی در سطوح نگرشی، راهبردی و عملیاتی می تواند یک راهکار عملی در آموزش شغلی کارآفرینی باشد.
پیش بینی رفتار کاری غیرمولد توسط صفات مثلث تاریک شخصیت با نقش میانجی رویدادهای خرد روزانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف بررسی پیش بینی رفتار کاری غیرمولد توسط صفات مثلث تاریک شخصیت و نقش میانجی گری رویدادهای خرد روزانه انجام شده است تا به درک بهتری از عوامل مؤثر بر بهره وری سازمانی برسد و راهکارهای عملی برای بهبود محیط کار و کاهش رفتارهای مخرب ارائه دهد.روش: جامعه آماری این مطالعه شامل کلیه کارکنان بخش خصوصی و دولتی شهر مشهد در نیمه اول سال 1402 و گروه نمونه شامل 250 نفر از این افراد بود که به روش نمونه گیری در دسترس و بر اساس رضایت به همکاری انتخاب شدند. استفاده از روش نمونه گیری در دسترس ممکن است قابلیت تعمیم یافته ها به کل جمعیت هدف را محدود کند. داده ها با استفاده از پرسشنامه های ابعاد تاریک شخصیت جنیسون و ویستر (2010)، رفتارهای غیرمولد گل پرور و خاکسار (1387) و رفتارهای خرد روزانه جونکا سیلوا و همکاران (2020) جمع آوری و با استفاده از نرم افزارهای SPSS-28 و Smart-PLS تجزیه و تحلیل شدند.یافته ها: نتایج نشان داد که صفات مثلث تاریک شخصیت اثر مستقیم و معناداری بر رفتارهای کاری غیرمولد دارد (β=0.45). همچنین، رویدادهای خرد روزانه نقش میانجی معناداری بین صفات مثلث تاریک شخصیت و رفتارهای کاری غیرمولد ایفا می کند (β=0.32). مدل پژوهش از برازش مناسبی برخوردار بود (NFI=0.910, SRMR=0.045).نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهد که توجه به ویژگی های شخصیتی منفی و رویدادهای روزمره می تواند در پیشگیری از رفتارهای کاری غیرمولد و بهبود بهره وری سازمانی مؤثر باشد. بنابراین، پیشنهاد می شود سازمان ها برنامه های آموزشی برای مدیریت صفات شخصیتی منفی و کاهش استرس ناشی از رویدادهای روزمره طراحی کنند تا بهره وری و محیط کار بهبود یابد.
ارائه مدل ساختاری – تفسیری شادمانی سازمانی مبتنی بر ارزش های کار تیمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مشاوره شغلی و سازمانی دوره ۱۶ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۵۹)
115 - 144
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: امروزه با توجه به چالش هایی که سازمان ها با آن مواجه هستند، ایجاد سازمان شاد یکی از نیازهای استراتژیک برای موفقیت سازمان می باشد. هدف از این مطالعه ارائه مدل ساختاری - تفسیری شادمانی سازمانی مبتنی بر ارزش های کارتیمی (موردمطالعه شرکت گاز استان اردبیل) بود. روش شناسی: این تحقیق از نظرهدف کاربردی از لحاظ ماهیت، آمیخته با طرح ترکیبی اکتشافی – متوالی است. بخش کیفی با روش تحلیل تماتیک مبتنی بر ترید -استرلینگ (2001) و بخش کمی نیز با بهره گیری از تکنیک مدلسازی ساختاری – تفسیری (ISM) انجام شد. جامعه هدف پژوهش، خبرگان آگاه به موضوع تحقیق بودند که در بخش کیفی نمونه ای با رویکرد هدفمند تا مرحله اشباع (18نفر) انتخاب شد و در بخش کمی نمونه ای به تعداد 5 نفر پیشنهاد شد. به منظور جمع آوری و تحلیل داده ها در بخش کیفی از مصاحبه های نیمه ساختاریافته و در بخش کمی از پرسشنامه های محقق ساخته استفاده شد و برای این منظور از نرم افزارهای Maxqda10 و Matalab2016a استفاده گردید. یافته ها: بعد از تحلیل مصاحبه ها، به استخراج 227 مضمون پایه، 35 مضمون سازمان دهنده و درنهایت 13 مضمون فراگیر تاثیرگذار بر شادمانی سازمانی مبتنی بر ارزش های کارتیمی منجر شد و این عوامل شناسایی شده در هفت سطح مدل ساختاری – تفسیری قرار گرفتند.نتیجه گیری: این نتایج می تواند مبنایی برای تصمیم های مدیران و برنامه ریزان در شرکت گاز استان اردبیل در راستای ارتقای شادمانی سازمانی مبتنی بر ارزش های کارتیمی باشد.
قانون شکنی خیرخواهانه در سایه سبک رهبری خدمت گزار با نقش واسطه ای اخلاق حرفه ای در کسب و کارهای خرد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف:پژوهش حاضر باهدف تبیین قانون شکنی خیرخواهانه در سایه سبک رهبری خدمت گزار با واسطه ای اخلاق حرفه ای در مدیران کسب وکارهای خرد انجام گرفته است. روش:روش تحقیق به لحاظ ماهیت، توصیفی-همبستگی و ازحیث هدف کاربردی بود. جامعه آماری کلیه کارکنان کسب وکارهای خرد در شهر ارومیه به تعداد 14218 نفر بود که از بین آنان براساس جدول مورگان تعداد 375 نفر به شیوه نمونه گیری خوشه ای دومرحله ای به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. در این پژوهش از سه پرسشنامه استاندارد رهبری خدمتگزار، قانون شکنی خیرخواهانه و اخلاق حرفه ای استفاده شد.روایی محتوایی و صوری ابزار با استفاده ازنظر صاحب نظران و روایی سازه با روش تحلیل عاملی تأییدی تأیید شد ونیز پایایی با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی مطلوب ارزیابی شد. تجزیه وتحلیل داده ها در دوسطح آمار توصیفی و آمار استنباطی و با استفاده از نرم افزار آماری smart-pls انجام گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد که مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بوده و حاکی از آن است که رهبری خدمتگزار بر اخلاق حرفه ای تأثیر مثبت و معنی داری دارد(81/0). اثر رهبری خدمتگزار بر قانون شکنی خیرخواهانه مثبت و معنی دار است (24/0). اخلاق حرفه ای بر قانون شکنی خیرخواهانه اثر مثبت و معنی داری دارد (57/0). و در نهایت نقش میانجی قانون شکنی خیرخواهانه در رابطه بین رهبری خدمتگزار و اخلاق حرفه ای تایید شد (46/0-). نتیجه گیری: بنابراین با توجه به نتایج بدست آمده پیشنهاد می گردد ویژگی های رهبری خدمت گزار توسط مدیران کسب و کارهای خرد در شهر ارومیه بکارگرفته شود تا شاهد افزایش اخلاق حرفه ای و تمیز بین قانون شکنی با قانون شکنی خیرخواهانه در این کسب و کارها باشیم.
واکاوی تجارب و نگرش مدیران سازمان ها و ارزیابان کانون های ارزیابی نسبت به ارزیابی شایستگی تکنولوژی محور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مشاوره شغلی و سازمانی دوره ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۶۱)
99 - 132
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش کاربردی، با هدف واکاوی عمیق تر و دقیق تر تجارب و نگرش متخصصین حوزه ی ارزیابی شایستگی نسبت به ارزیابی شایستگی حضوری و مجازی طرح ریزی شد. روش: پژوهش به روش کیفی از نوع پدیدار شناسی توصیفی با استفاده از نمونه گیری هدفمند با جامعه ی هدف مدیران سازمان ها و ارزیابان کانون های ارزیابی، اجرا شد. ابزار پژوهش، مصاحبه ی عمیق بود که با رسیدن به مجموع 14 مصاحبه، داده های پژوهش به حالت اشباع رسید و نهایتا داده های جمع آوری شده، به روش کلایزی تحلیل شدند. یافته ها: نتایج حاصل از مصاحبه ها در 5 خوشه اصلی شامل: محدودیت های ارزیابی حضوری، پیشرانه ی اصلی بهره گیری از تکنولوژی- ورود تدریجی تکنولوژی به فرایند ارزیابی، با آینده ای رو به رشد- تسهیلگری تکنولوژی با تنوع بخشی به روش ها- چالش های بازطراحی فرایندها متناسب با تکنولوژی- استفاده از تکنولوژی در دست ارزیاب انسانی، راه غلبه بر بسیاری از محدودیت ها و در 15 خوشه فرعی دسته بندی شدند. نتیجه گیری: بیشترین تاکید بر استفاده ی تلفیقی از هر دو نوع رویکرد، به صورت((تکنولوژی به عنوان ابزار در دست ارزیاب)) بود و برتری مطلقی برای روش های تکنولوژی محور نسبت به سایر روش ها، وجود ندارد. شرکت کنندگان، ترویج استفاده از تکنولوژی در ارزیابی را امری غیرقابل اجتناب دانسته و بر لزوم بازطراحی فرایندهای سازمانی متناسب با تکنولوژی، تاکید کردند.
مدل سازی بهزیستی روانشناختی بر مبنای حمایت سازمانی ادراک شده، رضایت شغلی و ارضای نیازهای بنیادی با میانجی گری تاب آوری در محیط شغلی در بین کارکنان بهزیستی استان تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش مدل سازی بهزیستی روانشناختی کارکنان بر مبنای حمایت سازمانی ادراک شده، رضایت شغلی و ارضای نیازهای بنیادی با میانجی گری تاب آوری در محیط شغلی در بین کارکنان بهزیستی استان تهران بود. روش: این پژوهش بر اساس هدف، جزء پژوهش های توصیفی- همبستگی و مدل یابی معادلات ساختاری است. جامعه آماری، کلیه کارکنان ادارات بهزیستی استان تهران بودند. تعداد 385 نفر بر اساس قاعده کلاین (2011) به روش تصادفی، به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه های بهزیستی روانشناختی ریف (1989)، حمایت سازمانی ادراک شده وطن خواه و همکاران (2017)، رضایت شغلی ویس و همکاران (1967)، نیازهای بنیادین روانشناختی گارسیا و همکاران (2000) و تاب آوری سازمانی کانر و دیویدسون (2003) بود. در بخش تجزیه و تحلیل توصیفی و بررسی پیش فرض ها از نرم افزار Spss نسخه 21 و برای اجرای معادلات ساختاری از نرم افزارPLS استفاده شد.یافته ها: میانگین واریانس استخراج شده5666/0، پایایی 7712/0، اعتبار افزونگی 362/0 و ضریب تعیین 374/0 بدست آمد. جز مسیر حمایت سازمانی ادارک شده (آماره تی 644/0 و معنی داری 520/0)، مسیرهای دیگر در سطح 05/0 معنی دار بودند. تاب آوری سازمانی در رابطه بین ارضای نیازهای بنیادی (آماره تی 365/3) و رضایت شغلی (آماره تی 983/1) و بهزیستی روانشناختی نقش میانجی دارد. نتیجه گیری: متغیرهای رضایت شغلی و ارضای نیازهای بنیادی با میانجی گری تاب آوری سازمانی قادر به پیش بینی بهزیستی روانشناختی می باشند. بنابراین برای ارتقای بهزیستی روانشناختی می بایست به متغیرهای ارضای نیازهای بنیادی، رضایت شغلی و تاب آوری سازمانی توجه بیشتری شود.
اثربخشی حکایت درمانی مسیرشغلی کوکران بر پریشانی روان شناختی و امید شغلی در دانش آموزان مقطع متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مشاوره شغلی و سازمانی دوره ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۶۰)
95 - 118
حوزههای تخصصی:
مقدمه: انتخاب شغل یکی از دغدغه های همیشگی دانش آموزان بوده است. این امر باید در نهایت آگاهی و شناخت از خود و توانمندی ها انجام شود. در صورت انتخاب نامناسب و ناآگاهانه در زمینه تحصیلی و شغلی، فرد امید شغلی خود را از دست داده و هیجان های منفی مانند استرس و اضطراب را تجربه خواهد کرد. هدف: این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی مداخله مبتنی بر حکایت درمانی مسیر شغلی کوکران بر پریشانی روان شناختی و امید شغلی در دانش آموزان مقطع متوسطه انجام گرفت. روش: پژوهش حاضر از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه این پژوهش کلیه دانش آموزان دختر و پسر مقطع متوسطه دوم شهرستان اصفهان در سال تحصیلی 1403-1402 بودند که از بین آن ها 30 دانش آموز به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هرگروه 15 نفر) قرار گرفتند. گروه آزمایش به صورت هفتگی در هفت جلسه (90 دقیقه ای) تحت آموزش مشاوره مسیر شغلی کوکران قرار گرفتند. داده ها با استفاده از پرسشنامه افسردگی، اضطراب، استرس و پرسشنامه امید شغلی گردآوری شدند و با استفاده از نرم افزار SPSS-26 و روش تحلیل کوواریانس چند متغیره تجزیه و تحلیل شدند.یافته ها: نتایج نشان داد که مداخله مبتنی بر حکایت درمانی مسیر شغلی کوکران منجر به کاهش پریشانی روان شناختی و بهبود امید شغلی در دانش آموزان گروه آزمایش نسبت به دانش آموزان گروه کنترل گشته است (05/0p<). نتیجه گیری: براساس یافته ها می توان نتیجه گرفت که حکایت درمانی مسیر شغلی کوکران برای افزایش امید شغلی و کاهش پریشانی روان-شناختی در دانش آموزان تأثیرگذار بوده است.
مدل یابی ساختاری گذار موفق دانشجویان از دانشگاه به کار بر اساس جهت گیری مسیر شغلی متنوع و شخصیت پیشتاز با نقش واسطه ای انطباق پذیری مسیر شغلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف مدل یابی ساختاری گذار موفق دانشجویان از دانشگاه به کار بر اساس جهت گیری مسیر شغلی متنوع و شخصیت پیشتاز با نقش واسطه ای انطباق پذیری مسیر شغلی صورت پذیرفت. روش: پژوهش حاضر جزء تحقیقات توصیفی و از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آماری در این پژوهش، تمامی دانشجویان سال آخر مقطع کارشناسی دانشگاه های دولتی شهر تهران در سال تحصیلی 1403-1402 بودند که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای 350 نفر از این دانشجویان به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه جهت گیری مسیر شغلی متنوع (PCO) باروخ (2014)، پرسشنامه شخصیت پیشتاز (PP) بتمن و کرانت (1993)، پرسشنامه انطباق پذیری مسیر شغلی (CAAS) ساویکاس و پورفلی (2012) و پرسشنامه بومی گذار موفق دانشجویان از دانشگاه به کار، پاشا، حسینیان و پردلان (1402) استفاده شد. تمامی اطلاعات حاصل از پرسشنامه در نرم افزار SPSS نسخه 24 و AMOS نسخه 24 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد ضرایب استاندارد مسیر مستقیم مدل فرضی از جهت گیری مسیر شغلی متنوع و انطباق پذیری مسیر شغلی به گذار موفق دانشجویان از دانشگاه به کار معنادار اما از شخصیت پیشتاز به گذار موفق دانشجویان از دانشگاه به کار معنادار نیست؛ همچنین جهت گیری مسیر شغلی متنوع و شخصیت پیشتاز با نقش واسطه ای انطباق پذیری مسیر شغلی اثر غیرمستقیم معناداری بر گذار موفق دانشجویان از دانشگاه به کار دارند. نتیجه گیری: در این راستا تغییر و بهبود جهت گیری مسیر شغلی متنوع و شخصیت پیشتاز در کنار افزایش انطباق پذیری مسیر شغلی در دانشجویان زمینه را برای گذار موفق دانشجویان از دانشگاه به کار ایجاد می نماید.
نقش میانجی هوش معنوی در رابطه بین انطباق پذیری مسیر شغلی با قصد کارآفرینی در دانش آموزان متوسطه دوم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی هوش معنوی در رابطه بین انطباق پذیری مسیر شغلی با قصد کارآفرینی در دانش آموزان متوسطه دوم بود. روش: روش این مطالعه توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش دانش آموزان متوسطه دوم شهر قم در سال تحصیلی 1403-1402 بودند. حجم نمونه بر اساس مدل کلاین(2023) و با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای تصادفی 500 نفر انتخاب شد. ابزار گردآوری داده های پژوهش شامل پرسشنامه قصد کارآفرینی (EIQ) لیان و چن (2009)، مقیاس انطباق پذیری مسیر شغلی(CAAS) ساویکاس و پروفلی(2012) و سیاهه هوش معنوی (SISRI-24) کینگ(2008) بود. داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری تحلیل شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که اثرات مستقیم انطباق پذیری مسیر شغلی(64/0=β و 001/0=sig) بر روی قصد کارآفرینی معنادار است. همچنین نتایج نشان داد که هوش معنوی در رابطه بین انطباق پذیری مسیر شغلی(68/0=β و 001/0=sig) با قصد کارآفرینی نقش میانجی و معنادار دارد. همچنین مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود (06/0=RMSEA، 03/0= SRMRو 05/0>p) و 73 درصد از واریانس قصد کارآفرینی تبیین می شود. نتیجه گیری: با توجه به یافته های این پژوهش و نقش انطباق پذیری مسیر شغلی و هوش معنوی بر قصد کارآفرینی استفاده از نتایج این پژوهش برای ارتقاء قصد کارآفرینی در دانش آموزان متوسطه دوم پیشنهاد می شود.
شناسایی دلایل و پیامدهای پدیده حاشیه نشینی در سازمان های دولتی با روش FCM(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اهداف: حاشیه نشینی سازمانی اثربخشی و کارایی سازمان را با آسیب رساندن به روابط انسانی و پیوندهای اجتماعی در محیط سازمانی به خطر می اندازد. بر این اساس، پژوهش حاضر به دنبال شناسایی دلایل و پیامدهای حاشیه نشینی در سازمان های دولتی است.روش: پژوهش حاضر از لحاظ نوع داده، آمیخته و بر مبنای پژوهش کیفی و کمی است که از نظر فلسفه پژوهش در زمره پژوهش های قیاسی استقرایی می گنجد. از نظر هدف، کاربردی و از حیث گردآوری اطلاعات، اکتشافی است. جامعه آماری پژوهش حاضر مدیران و کارکنان سازمان های دولتی استان لرستان می باشند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و به تعداد 27 نفر انجام شد. تعیین حجم نمونه با استفاده از اصل اشباع نظری صورت گرفت. ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کیفی مصاحبه و در بخش کمی پرسشنامه است که روایی و پایایی آن ها به ترتیب با استفاده از روایی محتوایی و روایی نظری و روش پایایی سنجی درون کدگذار و برون کدگذار برای مصاحبه انجام شده و روایی محتوایی و پایایی باز آزمون برای پرسشنامه های توزیع شده، تائید شده است. داده های کیفی با نرم افزار "اطلس تی" و روش تحلیل محتوا و داده های کمی با روش نقشه شناختی فازی تحلیل شده است.یافته ها: یافته های این پژوهش حاکی از آن است که مهم ترین علل حاشیه نشینی کارکنان در سازمان های دولتی رهبران استثمارگر و مدیران اقتدارگرا، سیاسی کاری و انحرافات سیاسی و نابرابری های جنسیت محور هستند. هم چنین پیدایش انزوای سازمانی، کاهش سرمایه روانشناختی و کاهش تمایل به ارتباطات آتی با سازمان نیز به عنوان مهم ترین پیامدهای حاشیه نشینی کارکنان شناسایی شدند.
مدل یابی معادلات ساختاری رابطه عدالت ادراک شده با رفتارهای فرانقشی با بررسی نقش میانجی انعطاف پذیری شناختی در پرسنل شرکت مخابرات ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مشاوره شغلی و سازمانی دوره ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۶۱)
133 - 148
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین عدالت ادراک شده و رفتارهای فرانقشی با تأکید بر نقش میانجی انعطاف پذیری شناختی در کارکنان شرکت مخابرات ایران انجام شد. این مطالعه با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری، به دنبال تبیین مکانیسم های روان شناختی مؤثر بر رفتارهای فرانقشی کارکنان در محیط های سازمانی بود. روش: روش پژوهش توصیفی-همبستگی با رویکرد مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان شرکت مخابرات ایران بود که تعداد ۳۹۳ نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه عدالت سازمانی ادراک شده کالکیت (2001)، پرسشنامه رفتارهای فرانقشی ارگان (1988)، و پرسشنامه انعطاف پذیری شناختی دنیس و وندر وال (2010) جمع آوری شد. تحلیل آماری داده ها به روش مدل یابی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزارSPSS 26 و 24 AMOS انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که عدالت ادراک شده رابطه مثبت و معناداری با رفتارهای فرانقشی دارد. همچنین، انعطاف پذیری شناختی به عنوان متغیر میانجی، تأثیر مثبت و معناداری در این رابطه نشان داد. شاخص های برازش مدل حاکی از برازش مطلوب مدل پیشنهادی بود. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش بر اهمیت عدالت سازمانی و انعطاف پذیری شناختی در ارتقای رفتارهای فرانقشی تأکید دارد. این نتایج می تواند به مدیران سازمان ها در طراحی برنامه های بهبود عدالت ادراک شده و تقویت انعطاف پذیری شناختی کارکنان کمک کند، که در نهایت منجر به افزایش مشارکت و بهره وری سازمانی می شود. این مطالعه چارچوبی نظری برای پژوهش های آینده در حوزه رفتار سازمانی فراهم می کند.
فراتحلیل پیامدهای مداخلات مسیر شغلی در رشد مسیر شغلی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مشاوره شغلی و سازمانی دوره ۱۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۵۸)
173 - 198
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف بررسی اثر مداخلات مسیرشغلی در رشد مسیرشغلی دانشجویان ایران با رویکرد فراتحلیل انجام شده است. روش: این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی و برحسب نوع داده ها کمی و از نظر شیوه پردازش داده ها مبتنی بر روش فرا تحلیل می باشد. جامعه مورد مطالعه شامل مقالات و پژوهش های چاپ شده در مجلات معتبر علمی در زمینه مورد پژوهش در سال های 1380 تا 1402 است که با جستجوی کلمات کلیدی در پایگاه های اطلاعاتی با استفاده از روش نمونه گیری غیرتصادفی هدفمند و با در نظر گرفتن معیارهای غربالگری های تعداد 17پژوهش به عنوان مطالعات منتخب وارد فرآیند فراتحلیل شدند. ابزار گردآوری داده ها و اطلاعات مورد نیاز در مطالعات نظام مند مبتنی بر فرا تحلیل شامل استفاده از چک لیست می باشد. پایایی اندازه های اثر متغیرهای استخراج شده از مطالعات منتخب از طریق بررسی سطح معنی داری و آماره T در روش فرا تحلیل به دست آمد. برای تحلیل داده ها از شاخص های آماری روش فرا تحلیل و نرم افزارSTATA استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که اندازه های اثر مداخلات مسیرشغلی در رشد مسیرشغلی همه پژوهش ها در سطوح مختلف معنادار است و بیشترین اندازه اثر مربوط به پژوهش ملکیها و علیانسب (1399) برابر 9.23 و کمترین اندازه اثر مربوط به پژوهش حیدرنیا و همکاران (1397) برابر1.30- می باشد. همچنین طبق یافته های پژوهش اندازه اثر کل برابر 1.80 بوده که در سطح (05/0>P) معنادار می باشد. نتیجه گیری: بر اساس نتایج این مطالعه می توان نتیجه گرفت که مداخلات مسیرشغلی تأثیر مثبت و معناداری بر رشد مسیرشغلی دانشجویان در دانشگاه های ایران داشته است
مدل یابی نقش میانجی حمایت اجتماعی ادراک شده در رابطه بین تعارض کار-خانواده با فرسودگی شغلی در کارکنان اقماری شرکت راه اندازی و بهره برداری صنایع نفت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مشاوره شغلی و سازمانی دوره ۱۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۵۸)
125 - 144
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر با هدف مدل یابی نقش میانجی حمایت اجتماعی ادراک شده در رابطه بین تعارض کار-خانواده با فرسودگی شغلی در کارکنان اقماری شرکت راه اندازی و بهره برداری صنایع نفت صورت پذیرفت. پژوهش حاضر جز تحقیقات توصیفی و از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آماری کارکنان اقماری شرکت راه اندازی و بهره-برداری صنایع نفت(اُیکو) در سه ماهه بهار سال 1402 به تعداد 4500 نفر بودند. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران و با روش نمونه گیری در دسترس 500 نفر انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از سیاهه فرسودگی شغلی مسلاچ(MBI) مسلاچ، جکسون، لیتر، اسچافلی و اسچواب(1986)، پرسشنامه تعارض کار-خانواده(WFCQ) کارلسون، کاکمار و ویلیامز (2000) و مقیاس چندبعدی حمایت اجتماعی ادراک شده(MSPSS) زیمت، داهلم، زیمت و فارلی(1988) استفاده شد. داده ها با استفاده از معادلات ساختاری با نرم افزار SPSS و AMOS نسخه 28 تجزیه و تحلیل شدند. یافته های این پژوهش حاکی از آن بود تعارض کار-خانواده (59/0=β و 001/0=sig) بر فرسودگی شغلی اثر مستقیم و معنادار دارد. در نهایت حمایت اجتماعی ادراک شده(19/0- =β و 05/0>p) دارای اثر مستقیم و معنادار بر فرسودگی شغلی بود و توانست در رابطه بین تعارض کار-خانواده با فرسودگی شغلی نقش میانجی معنادار ایفا کند. همچنین مدل نهایی پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود (018/0=RMSEA و 05/0>p) و 52 درصد فرسودگی شغلی تبیین می شود. می توان نتیجه گیری کرد که با توجه به نقش میانجی معنادار حمایت اجتماعی ادراک شده، می توان با به کارگیری مداخلات خانواده محور از بروز فرسودگی شغلی در کارکنان اقماری پیشگیری کرد.
شناخت و فهم پدیده سرایت هیجانی در سازمان های دولتی؛ تحلیل عوامل اثرگذار و پیامدها با روش FCM(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هیجانات و احساسات افرادی که در تعامل با یکدیگر هستند، منجر به شکل گیری مجموعه رفتارها و اعمالی خواهند شد که همگی بر دنیا تاثیر می گذارند. یکی از موضوعاتی که زندگی کاری کارکنان در سازمان ها را تحت تاثیر قرار می دهد، پدیده سرایت هیجانی می باشد. سرایت هیجانی به این موضوع اشاره دارد که هیجانات و احساسات افراد در محیط های کاری سازمانی به یکدیگر منتقل می شود و بر رفتار و عملکرد آن ها تاثیر می گذارد. لذا پژوهش حاضر با هدف شناخت و فهم پدیده سرایت هیجانی در سازمان های دولتی: تحلیل عوامل اثرگذار و پیامدها صورت پذیرفت. روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از حیث روش گردآوری داده ها از نوع پیمایشی و اکتشافی است و دارای فلسفه پژوهشی قیاسی استقرایی می باشد. جامعه آماری پژوهش، خبرگان مشتمل بر مدیران ارشد و مدیران حوزه منابع انسانی سازمان های دولتی هستند که اعضای نمونه آن با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و بر اساس اصل اشباع نظری انتخاب شده اند. ابزارگردآوری داده ها در بخش کیفی مصاحبه و در بخش کمی پرسشنامه است که روایی و پایایی ابزارها به ترتیب با استفاده از روایی محتوایی و پایایی درون کدگذار میان کدگذار برای مصاحبه و روایی محتوایی پایایی بازآزمون برای پرسشنامه مورد تحلیل قرار گرفت. در این پژوهش برای تحلیل داده ها در بخش کیفی از روش تحلیل محتوا و کدگذاری و در بخش کمی از روش نقشه شناختی فازی بهره گرفته شده است.یافته ها: یافته های بخش کیفی مشتمل بر شناسایی انواع عوامل موثر و پیامدهای پدیده سرایت هیجانی است و یافته های بخش کمی مرتبط با اولویت یابی این عوامل است.
طراحی و اعتباریابی الگوی یادگیری مشارکتی به منظور پرورش مهارت های رهبری در کودکان دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مرور ادبیات نشان می دهد توسعه مهارت های رهبری دانش آموزان از طریق رویکردهای فعال یاددهی-یادگیری نظیر یادگیری مشارکتی کمتر مورد بررسی قرار گرفته است. این مطالعه آمیخته قصد دارد چگونگی پرورش مهارت های رهبری دانش آموزان در محیط یادگیری مشارکتی را مورد واکاوی قرار دهد. ابتدا 39 سند علمی بر اساس روش سندلوسکی و باروسو بررسی شده و داده ها با استفاده از نرم افزار اطلس تی کدگذاری شده است. به منظور توسعه داده ها از گروه های کانونی استفاده شده و الگوی به دست آمده از دو مطالعه کیفی از طریق تحلیل عاملی تأییدی ارزیابی شده است. نتایج مدل معادلات ساختاری و نرم افزار لیزرل نشان داد الگو از برازش لازم برخوردار است. یافته ها نشان داد وابستگی درونی مثبت و متقابل به عنوان یکی از عناصر یادگیری مشارکتی مهارت گوش دادن، احترام به دیگران، همکاری، ارتباط، مقبولیت و همدلی را تقویت می کنند. مسئولیت پذیری به عنوان دومین عنصر، مهارت اعتمادبه نفس، عزت نفس، رعایت حقوق دیگران را بهبود می بخشد. مهارت بین فردی در توسعه مهارت های تعاملی و ارتباطی نقش دارد و مهارت حل مسئله، حل تعارض، هدایت و هوشیاری گروهی را در دانش آموزان توسعه می دهد. همچنین تعامل به عنوان چهارمین عنصر مهارت برقراری ارتباط و حل مسئله را بهبود می بخشد. نتایج می تواند ضمن افزایش تمایل معلمان به استفاده از رویکرد یادگیری مشارکتی، سیاست گذاران آموزشی را ترغیب کند تا محتوای درسی را با تمرکز بر این رویکرد تنظیم کنند و در طراحی سرفصل دوره های آموزش معلمان این رویکرد را موردتوجه قرار دهند.
تأثیر مشاوره شغلی مبتنی بر رویکرد سازه گرایی بر برنامه ریزی، تصمیم گیری و انطباق پذیری مسیر شغلی نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تأثیر مشاوره گروهی مبتنی بر سازه گرایی مسیر شغلی بر برنامه ریزی، تصمیم گیری و انطباق پذیری مسیر شغلی نوجوانان انجام گرفت. پژوهش حاضر آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل نوجوانان دختر و پسر (دامنه سنی بین 14 تا 18 سال) شاغل به تحصیل در سال 96-1395 شهرستان سنندج بود. با استفاده از روش نمونه گیری، چندمرحله ای تصادفی 60 نفر انتخاب گردید. ابزارهای سنجش، شامل پرسشنامه های انطباق پذیری، تصمیم گیری و برنامه ریزی مسیر شغلی بود. گروه های آزمایش (یک گروه از دختران و یک گروه از پسران) در 8 جلسه 90 دقیقه ای ، مشاوره گروهی مبتنی بر رویکرد سازه گرایی شغلی شرکت کردند در حالی که گروه های کنترل، هیچ مشاوره ای دریافت نکردند. داده ها با استفاده از روش آماری تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. نتایج نشان داد که به کارگیری مشاوره گروهی مبتنی بر سازه گرایی شغلی، برنامه ریزی و انطباق پذیری و تصمیم گیری مسیر شغلی نوجوانان دختر و پسر را بهبود بخشید و ماندگاری این تأثیر نیز در آزمون پی گیری حفظ شده است. (05/0>P). با توجه به یافته های این پژوهش مشاوره شغلی مبتنی بر سازه گرایی برای برنامه ریزی و تصمیم گیری مسیر شغلی نوجوانان و همچنین انطباق پذیر بودن آن ها در این مسیر مؤثر است.
نقش مسئولیت پذیری اجتماعی، هوش سازمانی و عزت نفس در پیش بینی خودکارآمدی شغلی معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چکیدههدف: مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش مسئولیت پذیری اجتماعی، هوش سازمانی و عزت نفس در پیش بینی خودکارآمدی شغلی معلمان بود. روش: طرح این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه اجرا، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه پژوهش را معلمان مناطق 22 گانه شهر تهران تشکیل دادند و از این بین، 300 نفر بر اساس نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. شرکت کنندگان به پرسشنامه-های خودکارآمدی شغلی ریگز و نایت (1994)، مسئولیت پذیری اجتماعی سازمان کارول (1991)، هوش سازمانی آلبرشت (2003) و عزت نفس روزنبرگ (1965) پاسخ دادند. داده ها با روش های ضرایب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه با مدل هم زمان در نرم افزار SPSS-27 تحلیل شدند. یافته ها: بر اساس یافته ها، مسئولیت پذیری اجتماعی، هوش سازمانی و عزت نفس با خودکارآمدی شغلی معلمان همبستگی مثبت و معنی-دار داشتند (01/0>p). نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نیز نشان داد متغیر مسئولیت پذیری اجتماعی به میزان 19 درصد، هوش سازمانی به میزان 27 درصد و عزت نفس به میزان 14 درصد (در مجموع 60 درصد) قدرت پیش بینی کنندگی خودکارآمدی شغلی معلمان را داشتند (01/0>p). نتایج: طبق این نتایج برای بهبود خودکارآمدی شغلی معلمان می توان زمینه را برای بهبود مسئولیت پذیری اجتماعی، هوش سازمانی و عزت نفس آنان فراهم ساخت.
اعتماد و تعهد سازمانی در نسل های مختلف کارکنان: شباهت یا تفاوت؟(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مشاوره شغلی و سازمانی دوره ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۶۰)
145 - 168
حوزههای تخصصی:
هدف:هدف اصلی این پژوهش، بررسی تاثیر شکاف نسلی کارکنان برمؤلفه های اعتماد سازمانی و تعهد سازمانی است. روش: این پژوهش از نوع توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش، کارکنان یک شرکت نیمه دولتی در تهران است. حجم نمونه آماری براساس فرمول کوکران، 335 نفر محاسبه گردید و روش نمونه گیری نیز شیوه تصادفی طبقه ای در میان طبقات مختلف نسلی کارکنان بوده است. تجزیه و تحلیل داده ها در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی به روش تحلیل واریانس چند متغیری با استفاده از نرم افزار SPSS24 صورت گرفت. یافته ها: نتایج پژوهش نشان می دهد بین اعتماد سازمانی و تعهد سازمانی رابطه قوی، مثبت و معنا داری وجود دارد. همچنین شکاف نسلی تفاوت معنا داری در تعهد سازمانی، تعهد عاطفی، تعهد مستمر و تعهد هنجاری و همچنین اعتماد سازمانی، اعتماد جانبی، اعتماد عمودی و اعتماد نهادی بین نسل های مختلف موجود در محل کار ایجاد می کند و موجب تفاوت شدت رابطه اعتماد سازمانی با تعهد سازمانی در میان نسل های مختلف کارکنان نیز می گردد. در ضمن نتایج پژوهش حاکی از آن است که اعتماد سازمانی و تعهد سازمانی نسل مسن تر بیشتر از نسل جوان تر است.نتیجه گیری: نتایج تحقیق برای مدیران سازمانی و کارفرمایان ره گشا خواهد بود تا انتظارات خود در زمینه اعتماد و تعهد سازمانی را بر اساس نگرش کارکنان خود در نسلهای مختلف تنظیم نموده و بر این اساس رفتار کارکنان خود را پیش بینی نمایند.
ارائه مدل ساختاری توسعه خلاقیت و نوآوری سازمانی در آموزش و پرورش: نقش خود رهبری، خلاقیت کارکنان، جو خلاقیت و جهت گیری نوآورانه در محل کار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: خلاقیت و نوآوری از مهم ترین عواملی است که می تواند به پویایی سازمان ها و نهادهای مختلف بخصوص آموزش و پرورش کمک نماید. از این رو پژوهش در این حیطه حائز اهمیت است و لذا هدف از پژوهش حاضر بررسی توسعه خلاقیت و نوآوری سازمانی در آموزش و پرورش با ارائه مدل ساختاری خودرهبری، خلاقیت کارکنان، جو خلاقیت و جهت گیری نوآورانه در محل کار بود. روش: این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی به روش تحلیل مسیر بود. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان آموزش و پرورش (معلمان، مدیران، کارکنان اداری و ...) شهرستان دهدشت در سال 1403 بود که از بین آن ها تعداد 300 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شدند. همه آن ها پرسشنامه های جهت گیری نوآورانه ونگتادا و رایس (2008)، خلاقیت کارکنان لی و همکاران (2014)، جو خلاقیت ونگتادا و رایس (2008) و خود رهبری هاتون و همکاران (2012) را تکمیل کردند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش های همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر به کمک نرم افزارهای SPSSV24 و AMOSV24 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد متغیر خود رهبری با نقش میانجی گری جو خلاقیت (216/0) و خلاقیت کارکنان (323/0) اثر معنی داری بر جهت گیری نوآورانه داشت. همچنین جو خلاقیت با میانجی گری خلاقیت کارکنان (136/0) اثر مثبت و معنی داری بر جهت گیری نوآورانه داشت (01/0>P). نتیجه گیری: در نهایت می توان گفت مدل ساختاری پژوهش از شاخص های برازش مطلوبی برخوردار است و لذا استفاده از این مدل می تواند به معلمان، مدیران و متخصصان حوزه تعلیم و تربیت در ارتقای جو خلاقانه، خلاقیت کارکنان و در نتیجه جهت گیری نوآورانه در آموزش و پرورش کمک نماید.
الگوهای متفاوت رابطه ی سرریزشدگی کار-خانواده با اشتیاق کاری و شادکامی: نقش میانجی استرس ادراک شده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر، الگویابی رابطه سرریزشدگی منفی و مثبت کار-خانواده با اشتیاق کاری و شادکامی با نقش میانجی استرس ادراک شده در شاغلین شهر اصفهان بود.روش: این پژوهش از نوع مقطعی-توصیفی و الگویابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری آن شاغلین شهر اصفهان بودند (1589044 نفر) که با استفاده از فرمول بنتلر و چو (1987) برای تعیین حجم نمونه در پژوهشهای معادلات ساختاری، 279 نفر به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از مقیاس سرریزشدگی مثبت و منفی کار-خانواده گرزیواچ ومارکز(2000)، مقیاس استرس ادراک شده فرم4 سوالی وارتیگ، فورشاو، ساث و وایت (2013)، فهرست شادکامی آکسفورد هیلزوآرگایل (2002) و مقیاس اشتیاق کاری اوترخت- فرم کوتاه شافلی، باکروسالانووا (2006) استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و AMOS نسخه 24 تحلیل شدند.یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که استرس ادراک شده در رابطه بین سرریزشدگی منفی کار-خانواده با اشتیاق کاری نقش میانجی کامل و در رابطه با شادکامی نقش میانجی جزئی دارد. رابطه مستقیم سرریزشدگی منفی وشادکامی نیزمعناداربود (17/0-β= و 01/0p<). رابطه مستقیم سرریزشدگی مثبت کار-خانواده بااشتیاق کاری (31/0+β= و 01/0p<) وشادکامی (35/0+β= و 01/0p<) معناداربود واسترس ادراک شده نقش میانجی دراین رابطه ایفانکرد. الگوی نهایی پژوهش، برازش مطلوبی باداده ها داشت (075/0+RMSEA= و 01/0p<) و 28درصدواریانس اشتیاق کاری و20 درصدواریانس شادکامی راتبیین کرد.نتیجه گیری: با توجه به مسیرهای متفاوت رابطه سرریزشدگی مثبت ومنفی بااشتیاق کاری وشادکامی ونقش متفاوت استرس ادراک شده دراین روابط،سازمانها باید اقدامات خودرا برمبنای این الگوها برای تاثیرگذاری حداکثری روی اشتیاق کاری و شادکامی تنظیم کنند.