ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۲۶۱ تا ۲٬۲۸۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۲۲۶۱.

تأمّلی در تفسیر عرفانی آیه «وَمَا یُؤْمِنُ أَکْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَهُمْ مُشْرِکُونَ» در آثار عین القضات همدانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۸۴
در بسیاری از آیات قرآن مانند بقره/221، احزاب/73، فتح/6، حج/ 31، یوسف/106 و...، واژه «مشرک» آمده است. تقریباً همه مفسران این واژه را به معنای شریک بودن با حق تعالی و کسی که به خداوند شرک می ورزد، تعبیر کرده و از آن معنایی منفی ارائه داده اند. در تفاسیر عرفانی قرآن کریم مانند تفسیر القرآن العظیم تستری، لطایف الاشارات قشیری و کشف الاسرار میبدی نیز این واژه با معنایی منفی ارائه شده است. اگرچه تفسیر حقائق القرآن ، اثرِ ناتمامِ عین القضات همدانی به دست ما نرسیده است، اما آثار دیگر او یعنی تمهیدات و نامه ها سرشار از تأویلات عرفانی آیات و احادیث هستند. او در این دو اثر به آیه 106 سوره یوسف یعنی «وَمَا یُؤْمِنُ أَکْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَهُمْ مُشْرِکُونَ» اشاره کرده و تأویلی عارفانه از واژه «مشرک» با بار معنایی کاملاً مثبت ارائه کرده است. این جستار برآن است تا با بررسی تأویل عارفانه این آیه در آثار عین القضات همدانی، دیدگاه بدیع او را درباره «شرک» و پیوند آن را با «کفر» و «فقر» تحلیل و بررسی کند.
۲۲۶۲.

تحلیل طرح واره حرکت افقی در اشعار پایداری دهه شصت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۷۵
طرح واره حرکت افقی، مفهوم سازیِ استعاری بر پایه تجربه بدن مندِ حرکت است که بر روی یک خطِّ مستقیم، تصویر می شود و موقعیت های انتزاعی را به مثابه حرکت در مسیرِ افقیِ زمان ترسیم می کند. این طرح واره در اشعار پایداری دهه شصت، مفهومِ «ملّت-امّت» را به منزله یک هستیِ رَوَنده در حرکت رو به جلو نشان می دهد. روش پژوهش حاضر، توصیفی-تحلیلی و واحد تحلیل، سروده های دارای طرح واره حرکت افقی است. اطلاعات به شیوه کتابخانه ای جمع آوری می گردد و نمونه های استخراج شده بعد از طبقه بندی موضوعی بر پایه مبانی استعاره مفهومی تبیین خواهندشد. استعاره مفهومی از طریق نگاشت «غیرفیزیکی به مثابه فیزیکی» ساختار استنباط و استدلال درباره حوزه عینیِ حرکت افقی را برای شناخت حوزه های انتزاعی به کار می برد. عناصرِ مفهومی در پژوهش حاضر، بر مبنای استعاره مفهومی «وطن به مثابه ردّپا» در سه نقطه مبدأ، مسیر و مقصد، مکان مند و جهت مند می شوند؛ به این صورت که حرکتِ پیش رونده ملّت از نقطه «من» شروع می شود و به کمک راهنمای سفر که مفهومِ هدایتگری را برجسته می کند به نقطه «ما» می رسد. استعاره «من-ما» در یک خوانش رویداد محور با ارزش گذاری میان «ماندن» و «رفتن» به تقدّس مفهومِ شهادت می انجامد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که کلان استعاره «شهادت راه ابدی است» تعالی را به صورتِ یک سفر گروهی در بسترِ زمانِ «گذشته»، «اکنون» و «آینده» ارزش گذاری می کند. زمانِ گذشته، وقایعِ تاریخی را به مثابه مسافتِ طی شده نشان می دهد؛ زمانِ کنونی، مسیر دوراهی است و زمانِ آینده، به مثابه مسافتِ پیشِ رو معطوف به یک افقِ روشن تصویرسازی می شود. افقِ آینده به زبان استعاری، پایان دوران جهل و ستم را به مثابه «نزدیک شدن» و «رسیدن به» صبح موعود، نشان می دهد.
۲۲۶۳.

بررسی تطبیقی حضور بلبل در منطق الطیر عطار با اشعار بومی مازندران

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۲۲۸
بلبل با ویژگی های خوش آوازی و عشق ظاهری با نمادهای گوناگون در متون تعلیمی، عرفانی و تمثیلی در ادبیات فارسی و گاه ادب بومی حضوری چشمگیر دارد. منطق الطیر، مهم ترین مثنوی سمبولیک عطار برای رسیدن به حقیقت مطلق است. در سروده های بومی، می توان با آداب و رسوم، عقاید، افسانه ها، باورها، داستان ها، انگاره ها و چگونه زیستن مردم در ادوار مختلف آشنا شد. این ترانه های ارزشمند به دلیل پاسداری از هویت فرهنگی - ملی و انتقال احساسات و عقاید گذشتگان، بخش مهمی از ادبیات شفاهی ما محسوب می شود. این جستار با روش کتابخانه ای و میدانی قصد دارد تا جایگاه بلبل را در منطق الطیر عطار و ادب بومی مازندران  بررسی نماید. در این پژوهش اشعار مربوط به حضور بلبل در منطق الطیر عطار و همچنین  بیش از 2000 دوبیتی از اشعار مازندرانی بررسی شده است که در این میان، 235 نمونه شعری به بلبل اختصاص داشت که بیشترین بسامد را در میان پرندگان داراست. از جمله مفاهیم مشترک بین منطق الطیر عطار و ادبیات بومی مازندران عبارتند از: حضور بلبل و جلوه گری گل در فصل بهار؛ بلبل غرق تماشای گل؛ شور و سر مستی بلبل؛ خوش آوازی بلبل؛  هر لحظه آوازی نو خواندن بلبل؛ کم طاقتی بلبل در برابر غم عشق و اینکه عاشق با خواندن بلبل به یاد معشوق خود می افتد.
۲۲۶۴.

تحلیل زبان شناختی مفهوم غربت در دونمونه شعر «بچه های اعماق» و «هجرانی» از احمد شاملو بر اساس نظریه های زولتان کوچش و اومبرتو اکو

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۵۱۲
ساخت استعاره های مفهومی در ذهن هر فرد علاوه بر نوع و نحوه شناختی او از محیط زیستی درونی و بیرونی متأثر از فرهنگ هاست؛ از این روی فرهنگ نقش مهمی در ساختار و سازمان دهی استعاره های مفهومی ایفا می کند. به واقع شکل گیری استعاره های مفهومی بر اساس اقتباسات فرهنگی است؛ به همین سبب استعاره های مفهومی از خلاقیت گسترده ای برخوردارند. برای تبیین این مهم، دونمونه از شعرهای احمد شاملو: «بچه های اعماق» و «هجرانی» را از دفتر ترانه های کوچک غربت برگزیدیم و با روش تطبیقی- بینامتنی مفهوم غربت را در این دونمونه شعر بر اساس اندیشه های زولتان کوچش و اومبرتو اکو از استعاره مفهومی و نشانه های مربوط به آن بررسی و تحلیل کرده ایم. در نهایت دریافتیم که توجه شاملو به حوزه مبدأ مکانی با مفهوم غربت منطبق است و نیز به این نتیجه رسیدیم که غربت مکانی شاعر به دلیل نگاه ناسیونالیستی اوست. مفهوم غربت با مفهوم فشار، فشردگی و انقباض همراه است؛ به دیگر سخن فرهنگ جامعه به ما می گوید که غربت می تواند با مفهوم نیرو شناخته شود و نیز می تواند سبب درون گرایی یا درون بودگی، افسردگی و حتی مرگ اندیشی شود که ناشی از تفکرات بومی گرایی عمیق است. توجه به این نکته مهم است که فرهنگ در هر جامعه ای می تواند به جای سیالیت چهره ای بازدارنده از خود نشان دهد. به همین جهت از قداست مطلقه فرهنگ ها باید کاست.
۲۲۶۵.

بررسی تطبیقی فرهنگ «داشتن» و هنر «بودن» در آراء غزالی و روانشناسان کمال گرا (با تکیه بر مزلو و فروم)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۷ تعداد دانلود : ۱۸۷
روانشناسی کمال، با موضع گیری در مقابل دو مکتب مطرح زمان خویش، یعنی رفتارگرایی و روانکاوی، کوشید جنبه های مغفول ماهیت انسان را در کانون توجه خود قرار دهد و در همین راستا بود که دو روانشناس مشهور، آبراهام مزلو و اریک فروم، در پژوهش ها و تحقیقات خود، نظریه «هنر بودن» را مطرح کردند؛ یعنی هنر به کارگیری تمامی توانایی های آدمی که تنها از طریق رهایی از «داشتن» ها یعنی، خودشیفتگی، خودخواهی و خودپسندی می توان به آن دست یافت. گفتنی است که فروم صراحتا واژه «داشتن« را به کار برده؛ اما مزلو «داشتن» را با هرمی از سلسله مراتب نیازها نشان می دهد که برای رسیدن به خودشکوفایی باید تا حد لازم آن ها را برآورده کرد. از طرف دیگر به دلیل توجه ویژه غزالی به انسان و کمال او، در کتاب عرفانی و اخلاقی ای چون کیمیای سعادت، می توان این نظریه را واکاوی کرد. این پژوهش بر آن است تا با روش تحلیل محتوای کیفی و شیوه استقرایی شکل فرهنگ «داشتن» و هنر «بودن» در اندیشه غزالی و روانشناسان کمال را مشخص کند. یافته ها حاکی از آن است که غزالی هم چون روانشناسان کمال، با شناخت جامعی که از انسان دارد به نیازها و لذایذ او توجه داشته؛ اما ماندن در آن ها را شایسته انسان نمی داند و باور دارد انسان برای هدفی والاتر خلق شده است که آن هدف را با جلوه هایی از «بودن» نشان می دهد؛ هرچند به دلیل نوع نگاه «خدامحور» و «انسان محور» این دو دیدگاه تفاوت هایی با هم دارند.
۲۲۶۶.

مواجهۀ فردوسی با ترومای فرهنگی؛ از شناخت تا واکنش(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۱ تعداد دانلود : ۱۴۵
روان زخم اجتماعی یا ترومای فرهنگی یک وام واژه از دانش پزشکی و یکی از مباحث جدید در حیطه جامعه شناسی فرهنگی است که در معنای آسیب های روانی فردی و اجتماعی به کار برده می شود و در زمان های مشخصی از قبیل جنگ و خشونت و... بر یک جامعه چیره می شود و افراد آن جامعه را به واکنش های خاصی وا می دارد، بررسی جامعه ایرانی در زمان حمله اعراب و پس از آن؛ یعنی در زمان حکمرانی آنان بر ایران -که به صورت واضح به تخطئه ی فرهنگی، زبانی و هویّتی ایرانیان انجامید- نشان دهنده ی دچار شدن جامعه ایرانی به روان زخم یا همان ترومای فرهنگی است که واکنش های متعددی از مبارزه ی مسلحانه تا فعالیت های فرهنگی را به دنبال داشت، فردوسی یکی از افرادی است که با درکی آگاهانه از ترومای فرهنگی و شناخت شیوه های درمان آن، در مسیر احیای جامعه ی ایرانی گام نهاد، از این رو نوشتار حاضر به شیوه توصیفی – تحلیلی و با ذکر نمونه، به بررسی راهبردهای فردوسی در راستای علاج روان زخم های جامعه ی ایرانی پرداخته است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که فردوسی سه راهبرد مشخص اندیشگانی، هویّتی و زبانی را مدّ نظر قرار داده و با سرایش شاهنامه همزمان هر سه راهبرد را پیش برده است و در نهایت به مخاطبان ایرانی در طول اعصار گوشزد کرده است که اگر ملتی بخواهد زنده بماند باید زبان خود را حفظ کند و حفظ زبان از نظر او برابر است با حفظ هویّت و هر آنچه به آن وابسته است.
۲۲۶۷.

زمینه های تاریخی داستان نبرد رستم و کاموس کشانی در شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۹ تعداد دانلود : ۱۸۳
روایات شاهنامه به صورت غیرمستقیم برگرفته از خداینامه های ساسانی و دیگر منابع پراکنده این دوره هستند که خود در طول دوره ساسانی تحت تأثیر برخی خاندان های صاحب نفوذ پرداخته شده اند و بازتابنده تاریخ ایران باستان تحت تأثیر نگاه حماسی و اسطوره ای ایرانیان به تاریخ هستند. داستان نبرد رستم و کاموس کشانی یکی از این روایات است که ریشه در تاریخ دوره اشکانی دارد. پرسش اصلی پژوهش حاضر این است که داستان نبرد رستم و کاموس کشانی در شاهنامه از چه زمینه تاریخی برخوردار است؟ یافته های این مقاله نشان خواهند داد که این داستان بازتابی از نبرد اشکانیان و کوشانیان در زمان بلاش چهارم و کانیشکا است که با دلاوری خاندان سورن در سیستان و خاندان گودرز در گرگان در نهایت به سود ایرانیان پایان یافت. اعمال خاندان سورن در این رویداد بعدها به شخصیت رستم منتسب شد، اعمال گودرزیان به سردودمان آنان گودرز کشواد نسبت داده شد و نام کانیشکا با تلفظ کاموس وارد تاریخ ملی ایران شد.
۲۲۶۸.

بررسی تطبیقی الگوی سفر قهرمان جوزف کمپبل درتفسیر عرفانی و ادبی ادبار واقبال عقل درنسخه خطی منظومۀ اکسیرالجنون و تحریر الفنون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۸ تعداد دانلود : ۲۲۳
ادبیات تمثیلی و عرفانی ازعرصه های تجلی آثار سلوک محور است .گذراز مراحل قرار دادی برای سالکان نمونه ای از اشتراکات اسطوره و عرفان است. درمنظومه اکسیرالجنون و تحریر الفنون ، مبحث ادبار واقبال عقل در قالب سفری معنوی مطرح شده است که می توان رد پای سفر اسطوره ای قهرمان را در آن پیگیری کرد.نوشتارحاضر، با هدف بررسی تطبیقی وتحلیلی مراحل سفر عقل با الگوی سفر قهرمان جوزف کمپبل انجام شده است . بر اساس یافته ها سفر عقل با الگوی کمپبل مطابقت ومشابهت بسیاری دارد .مراد ازادبارعقل تجلی آن در صورت تعینات و اقبال آن ،رجعت دوباره از این عالم مادی به جایگاه نخستین است.سفر عقل طبق الگوی کمپبل در سه مرحله دعوت، عزیمت و بازگشت انجام می پذیرد ودر پایان همان گونه که کمپبل اشاره کرده است، با رسیدن به مرحله فنا و به دست آوردن نیروی کیهانی تبدیل به ناف هستی شده و به آسایشی ابدی دست می یابد.
۲۲۶۹.

فن خطابه در مثنوی از دیدگاه استدراجات بر حسب مخاطب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۸۸
سخن گفتن به مقتضای حال مخاطب، از اساسی ترین عناصر تعریف هایی است که برای علم معانی و در معنای گسترده تر آن، بلاغت، به دست داده اند. این عملکرد، ریشه در آموزه های فن خطابه دارد و هدف از این مقدار توجه به مخاطب، اقناع است. حالات، خصوصیات و ویژگی های مخاطب و تأثیر متقابل خطیب و مخاطب بر هم که در فن خطابه «استدراجات بر حسب مخاطب» نامیده می شود، در مثنوی به بهترین شکل مورد توجه بوده است. از جمله مواردی که به اثبات این مدعا یاری می رساند و در مقاله حاضر، با روش توصیفی- تحلیلی مورد بحث قرار گرفته اند، عبارتند از: نقش مخاطب از جهت ایجاد انگیزه در خطیب، توجه به مخاطب خاص، استفاده از بیان عاطفی، درگیر کردن مخاطب با مباحث خطابه، بیان تعالیم به ساده ترین شکل، عناوین اصلی و فرعی در خدمت خطابه، سکوت و رازداری در مقابل مخاطب نااهل و نامحرم، پاسخ به اشکالات مقدّر مخاطب، رفع ملال و خستگی از مخاطب و اشاره گذرا به داستان یا بحثی که مفصل آن در جایی دیگر از مثنوی آمده است. این مقاله پس از بحث درباره موضوعات بالا، سرانجام نتیجه می گیرد که خالق مثنوی، آشنایی و درک وسیعی از نقش مخاطب در گیرایی و مقبولیت سخنان خطیب داشته است و همراه با شور و حال شاعرانه، از این شگرد خطابی در جهت جذب و جلب مخاطب استفاده کرده است و یکی از اصلی ترین رموز مانایی و جاودانگی این اثر در کنار شاعرانگی و مهارت مولوی برای بیان انشائی، به مخاطب محوری وی بازمی گردد.
۲۲۷۰.

بررسی مشکلات نگارشی- ویرایشی در کتاب Fors Tili (کتاب آموزش زبان فارسی در کشور ازبکستان)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۷۶
از جمله مشکلاتی که در زمینه آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان وجود دارد؛ نبود منابع آموزشی مناسب به ویژه کتاب های آموزشی و درسی است. ازاین رو، بررسی، بازنگری، بازخوانی و اصلاح متون تألیف شده می تواند به متصدیان و نویسندگان کتاب های درسی کمک کند تا بهتر به اهداف آموزشی خود برسند و با شیوه ها یا متن های کاربردی تر موفقیت در آموزش را افزایش دهند. هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی این موضوع است که آیا در کتاب Fors Tili که از جمله کتاب های آموزش زبان فارسی در کشور ازبکستان است، اشکالاتی از نظرگاه نگارشی، دستوری و انتخاب واژگان وجود دارد. در این پژوهش تمام صفحات و نیز طرح روی جلد کتاب به صورت جزءبه جزء با روش تحلیل محتوا که از جمله روش های کیفی است ازلحاظ میزان رعایت و پایبندی به قواعد نگارشی، دستوری و انتخاب واژگان بررسی شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد کتاب دارای اشکالات نگارشی و ویرایشی متعدد از جمله عدم رعایت نشانه گذاری، ایرادهایی در پیوسته و جدانویسی، عدم رعایت قواعد فاصله گذاری، غلط های املایی، خطاهای دستوری و عدم رعایت اصول آوانگاری و شیوه های کتاب آرایی است. همچنین شاهد خطاهای واژگانی فراوانی از جمله تعابیر عامیانه، نارسا و متناقض، گرته برداری نادرست، تکرار زائد کلمات، استفاده از واژگان بیگانه و جمع عربی نیز هستیم. برطرف کردن ایرادات کتاب و رعایت اصول علمی می تواند این کتاب را به یکی از منابع خوب آموزشی زبان فارسی، دست کم برای مخاطبان ازبکی زبان تبدیل کند.
۲۲۷۱.

La notion de littératie universitaire en FLE: enjeux épistémologiques et perspectives didactiques(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۷۱
La littératie universitaire joue un rôle fondamental dans la réussite académique des apprenants en langue étrangère. Dans le cadre de l’enseignement du français langue étrangère (FLE), elle désigne l’ensemble des compétences permettant aux étudiants de comprendre, analyser et produire des textes académiques conformes aux exigences universitaires. Cette étude s’appuie sur l’analyse de 20 essais académiques rédigés par des étudiants en master de langue et littérature françaises à l’Université Shahid Chamran d’Ahvaz. Les résultats révèlent plusieurs difficultés majeures, notamment un manque de structuration des textes, une utilisation inappropriée des sources et une maîtrise insuffisante des conventions du discours académique. De plus, les étudiants rencontrent des obstacles dans l’organisation logique de leurs arguments, la cohérence textuelle et l’intégration correcte des références bibliographiques. À travers une analyse qualitative des productions écrites, cette recherche met en lumière l’écart entre les attentes institutionnelles et les compétences effectives des étudiants. Elle propose également des pistes d’amélioration pour l’enseignement de la littératie universitaire en FLE, notamment par le renforcement des compétences en rédaction académique, l’apprentissage des techniques de citation et l’initiation aux spécificités du discours universitaire. Ces recommandations visent à optimiser les pratiques pédagogiques et à faciliter l’insertion des étudiants dans le milieu académique francophone.
۲۲۷۲.

De l’Autofiction Doubrovskienne dans Vivre vite de Brigitte Giraud(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۷ تعداد دانلود : ۱۰۹
La littérature a connu des changements depuis la fin des années 1970, notamment en ce qui concerne la réapparition du sujet et la valorisation des textes qui sont concentrés sur le moi. Ainsi, la littérature est allée ensemble avec la fiction et elles sont indispensables. La fiction est un genre littéraire qui contient des éléments imaginaires. L’autofiction, qui est une représentation fictive de soi, est située entre un récit réel tiré d’événements de la vie quotidienne et un récit parfaitement fictif qui est inventé par l’auteure. L’autofiction est une nouvelle forme d’autobiographie qui se distingue des écritures autobiographiques originales. Dans le récit de Vivre vite, Brigitte Giraud met l'accent sur la mort inacceptable de son mari, Claude, en suivant la description triste du jour de l'accident. Une perte a bouleversé l’histoire. En retrouvant des souvenirs et en parlant du passé, nous pouvons expérimenter des événements amers. Afin de mieux comprendre la notion d’autofiction doubrovskienne, nous avons d’abord essayé de traiter la notion de l’autofiction et sa différence avec l’autobiographie. Dans cet article, nous essayons d’illustrer le “je” comme un miroir brisé, qui cherche à réhabiliter sa présence et projette d’image de son moi rompu et de montrer comment à travers Vivre vite, Giraud met en scène des éléments autofictionnels. L’objectif essentiel de cette recherche s’appuie sur les enjeux de la fictionnalisation de soi et la résonance de l’autofiction. En expliquant les relations entre la reconstruction du récit et la fiction, nous présenterons le cadre théorique de la recherche, et nous procèderons, d’une approche descriptive-analytique, à la présentation du roman recourant aux conceptions autofictionnelles de Serge Doubrovsky.
۲۲۷۳.

بررسی ابعاد خوانش سیاسی ناسیونالیستی از شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۵ تعداد دانلود : ۱۵۸
شاهنامه فردوسی از هنگام سرایش آن در قرن چهارم تا روزگار ما، همواره در کانون توجه نحله ها و گرایش های مختلف فکری و سیاسی قرار داشته است. در گذر تاریخ هر جریان فکری و سیاسی متناسب با گرایش، علایق و مقاصد خاص خود از عناصر و روایت های اسطوره ای آن بهره برده، از این رهگذر به اثبات دعوی، القای اندیشه و بسط آموزه های خود پرداخته است. در مقاله حاضر پس از اشاره به خوانش های اخلاقی و عرفانی آموزگاران اخلاق و منادیان عرفان و تصوّف از شاهنامه در دوره پیشاتجدد، به این پرسش پاسخ می دهیم که چگونه خوانش شاهنامه پس از طلیعه نهضت تجددخواهی دستخوش دگرگونی شده و شاعران عصر مشروطه با چه انگیزه و تمهیداتی روایت ها، عناصر و شخصیت های اساطیری و تاریخی شاهنامه را به خدمت آموزه ها و مقاصد گفتمانی خود درآورده اند؟ نتایج حاصل از این بررسی نشان می دهد که در این دوره تحت تأثیر بسط اندیشه ترقی و تجددخواهی، خوانش های پیشاتجدد به محاق رفته، متناسب با اقتضای تحولات و رخدادهای فکری و سیاسی عصر، قرائت نوینی از شاهنامه عرضه شده است که علاوه بر خلق ترکیبات، استعاره ها و تشبیهات بدیع و غنای درونمایه آثار حوزه گفتمان میهنی و ناسیونالیستی، زمینه تحکیم مبانی وطن خواهی و استمرار هویت ملی ایران را فراهم آورده است.
۲۲۷۴.

بررسی تطبیقی گذر زمان و مرگ در "سه گانه عباس کیارستمی" برمبنای رویکرد تخیّل-شناسانه ژیلبر دوران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۵
نوشتار حاضر در پی آن است بامطالعه تصویر گذر زمان و مرگ در سه گانه کیارستمی ("خانه دوست کجاست؟"، "زندگی و دیگر هیچ" و "زیر درختان زیتون) به درک ذهنیّت و نگرش این هنرمند برجسته ایرانی نسبت به گذر زمان و مرگ و چگونگی بازتاب این مقوله در تصاویر سینمایی وی دست یابد؛ چراکه تشویش از گذر زمان و مرگ در سه گانه او حضوری برجسته دارد و این اضطراب در تخیل خلاق سینماگر به شیوه های متعدد جلوه می کند. ازآنجاکه در رویکرد ژیلبر دوران، نظریه پرداز فرانسوی، تصاویر نمادین منعکس کننده مفهوم گذر زمان و مرگ اهمّیّت درخور توجهی دارند؛ پژوهش حاضر، با رویکرد تطبیقی بین رشته ای و برپایه رویکرد دوران به بررسی و تحلیل تصاویر گذر زمان و مرگ در سه گانه کیارستمی می پردازد. درمجموع می توان گفت تفکّر سینماگر دوقطبی و تعاملی بوده و همواره تصاویر نمادین در تعامل باهم، نظام فکری وی را تعدیل کرده اند. زمان و مرگ در تخیّل او گاه به شکل تصاویر ترسناک و گاه غیرترسناک انعکاس می یابد. کیارستمی تشویش از گذر زمان و ترس از مرگ را به شکل نمادهای حیوانی، تاریکی و سقوطی تصویر می کند، امّا وی نمادهای متضاد منظومه روزانه را که بعدی مثبت دارند، درتقابل با تصاویر منفی قرار می دهد؛ نمادهایی چون نماد تماشایی و نماد عروجی ترس را تسکین می دهد. نمادهای منظومه شبانه نیز در فیلم های سه گانه کیارستمی بیشتر به صورت نمادهای چرخه ای، خلوتگاه درونی و نماد پیشرفت ظاهر می شوند و با آفرینش جهانی آرمانی ترس را تعدیل و کنترل می کنند.
۲۲۷۵.

مقایسه و تحلیل مقام توکل و رضا در دیوان عماد فقیه کرمانی و شوکت بخاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۱ تعداد دانلود : ۱۵۴
ادبیات مانند دیگر پدیده های اجتماعی کارکردهایی متفاوت دارد. یکی از شاخه های ادبیات را ادبیات عرفانی دربرمی گیرد. ایران در طول تاریخ از مراکز معنویت و عرفان بوده است که به شکل های متنوعی حضور داشته است. درجهان بینی عمادفقیه کرمانی و شوکت بخاری که هر کدام در دو دوره مختلف ادبی می زیسته اند، اهداف و مفاهیم متفاوتی در به کارگیری مقام توکل و رضا بکار گرفته شده است. هدف از این جستار ادبی، آن است که بینش دو شاعر مورد مطالعه، نسبت به مقام توکل و رضا در دیوان شعری شان، مورد کنکاش، مقایسه و تحلیل قرار گیرد؛ لذا با بررسی اسنادی و کتابخانه ای و روش توصیفی - تحلیلی مشخص شده است. این دو شاعر، در قرن هشتم یعنی دوره آل مظفّر، با اوج سبک عراقی که خردگریزی دنیوی محوریت اصلی دارد و یا در عصر صفویه که ادبیات در بستر سبک هندی است و مضمون بر لفظ پاشنه می چرخاند. عمادفقیه بیشتر به مقام رضا با 38 بسامدتوجه داشته است. در حالیکه شوکت بخاری نسبت به مقام توکل با 11 بسامدشعری بیشترین ارزشگذاری را داشته است. در واقع هر دو شاعر از مقام توکل و رضا در همان مفهوم مضامین عرفانی بهره ها برده اند. در کنار اینکه قرن یازدهم در حال احیای سبک شعری جدیدی بوده است. شوکت بخاری متأثر از عمادفقیه به مضامین عرفانی در همان مفهوم خاص عرفانی توجه نموده است. از این دو مقام به عنوان ابزاری در جهت بیان مسائل سیاسی - اجتماعی حاکم بر جامعه کمتر توجه شده است.
۲۲۷۶.

تحلیل گفتمان انتقادی مولانا و سنایی با رویکرد فرکلاف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۰ تعداد دانلود : ۱۸۴
تحلیل انتقادی گفتمان ، مفهوم بافت کاربرد زبان را به مثابه کنش اجتماعی زبان تعریف می کند. تحلیل گران انتقادی گفتمان با وارد کردن مفهوم ایدئولوژی به تحلیل گفتمان سعی می کنند نشان دهند که چگونه کارکردهای ایدئولوژیک یک زبان ابزارهایی برای تحلیل گفتمان را در نیل به قدرت مولد ارائه می دهند. یکی از این ابزارهایی که کارآیی لازم را در تحلیل های کلان اجتماعی – فرهنگی ایفا می کنند، نظام های دیالکتیکی هستند. با کمک نظام های دیالکتیکی همچون برجسته سازی در تقابل با حاشیه رانی، روایت در مقابل فراروایت می توان به تحلیل های کلان اجتماعی نهفته در متون ادبی پرداخت. از این رو با انطباق این تحلیل ها با تحلیل های خرد زبانی در کلام عرفانی حماسی می توان به سازوکارهایی رسید که انسان پرسشگر امروزی را به آینده ای روشن هدایت کرد. در راستا با چنین تحلیلی می توان کلام مولانا و سنایی را از اشعار این دو شاعر با رویکردی در تحلیل گفتمان انتقادی در نگاه فرکلاف مورد بحث قرار داده و سازو کارهایی ارائه داد که تحقق نظام های دیالکتیکی در اشعار مولانا و سنایی تابع آنها هستند.
۲۲۷۷.

مبانی نقدِ نقدِ ایدئولوژی و صدق و کذب ایدئولوژی در مثنوی مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۶ تعداد دانلود : ۱۲۱
واژه ایده پس از افلاطون به دو معنای «آرمان گرایی» و «معناگرایی» اشاره می کند. اصطلاح ایدئولوژی، از لحاظ گستره معنایی و تفسیری بودن، امروزه یک متن محسوب می شود و مطالعه آن را می توان در دو رویکرد انتقادی و بی طرفانه ( خنثی) تقسیم بندی کرد. مارکس از فیلسوفانی بود که با رویکرد انتقادی، ایدئولوژی را مجموع ه ای از اندیشه ها می دانست که منافع طبقات را بازنمایی می کند. مثنوی به عنوان یک متن عرفانی و اجتماعی، ایدئولوژیک است ولی محتوای آن با ایدئولوژی مخالف است و ادعای شاعر آن نقد ایدئولوژی است. مولانا سعی کرده به وسیله دیدگاه انتقادی، به نقد ایدئولوژی ها بپردازد. در این مقاله با همین دیدگاه، به بررسی مبانی نقدِ نقدِ ایدئولوژی از نظر مولانا و صدق کذب آنها، در مثنوی پرداخته شده است. مولانا با استفاده از مفاهیم و مبانی ای چون اصل نگری، کل نگری، «موقوف فطام» (بازگیری)، مراتب معرفتی، عقل جزئی و کلّی، قصد دارد تا اهمیت و مبانی نقدِ نقدِ ایدئولوژی را به مخاطبین نشان دهد و با اشاره به صدق و کذب ایدئولوژی ها، به خاصیت خودافشاگر و گفتمانی آنها اشاره کند. او معتقد است به وسیله «انتظار» و «همت» در نقد (= نقدِ نقدِ ایدئولوژی)، می توان به واقعیت نزدیک تر شد. 
۲۲۷۸.

بررسی دیدگاه مولوی و سهروردی نسبت به «زبان عبارت و زبان اشارت» در مسیر استکمال انسان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۱۵۰
با پیدایش تصوف و آموزه های عرفانی، اقبال وتوجه مردم به این تعالیم روز به روز گسترش یافت و عرفا برای کمال انسان مقدمات و مراحلی را مطرح کردند که با سیر آن انسان به معرفت خداوند دست می یابد. با ایجاد تحول و دگرگونی در مبانی عرفان در ادوار مختلف، وجود موانع واختلاف در طرقی که برای استکمال انسان مطرح شد، زبان نیز ویژگی های تازه ای یافت. صوفیه برای تعالیم آموزه های خود به علاقمندان از زبانی خاص که به زبان عرفانی معروف است استفاده کردند، که به دو قسم زبان عبارت و زبان اشارت تقسیم می شود. زبان عبارت زبانی روشن وگویا است که برای تعالیم مبتدیان به کار می رود، زبان اشارت زبانی پیچیده و رمزی است. عرفا در مسیر سلوک خود به حقایق و تجربه هایی دست می یابند که با الفاظ معمولی و زبان روزمره قابل بیان نیست و زبان اشارت بهترین قالب برای این گونه تجربیات است. این پژوهش که به بررسی دیدگاه مولوی و سهروردی نسبت به زبان در مسیر کمال انسان پرداخته است، نشان دهنده به کارگیری هردو گونه زبان عبارت و زبان اشارت در آثار مولوی است. در مقابل سهروردی بیشتر از زبان اشارت سود جسته و تعالیم خود را در قالب زبان اشارت مطرح کرده است.
۲۲۷۹.

تحلیل روابط ترامتنیِ قصه روسیِ یِروسلان لازارِویچ و شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۱۳۰
ادبیات روسیه از جمله ادبیات جهان است که از دیرباز متأثّر از ادبیات مشرق زمین و به ویژه ادبیات کلاسیک ایران بوده است. یکی از آثار گران سنگ ادب فارسی که به گفته محقّقان بسیاری بر شکل گیری برخی افسانه ها، قصص و داستان های حماسی روسی تأثیر داشته، حماسه ملی ایرانیان، شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی است. از جمله این آثار، قصه روسیِ یِروسلان لازارِویچ است که ریشه در فولکلور و ادبیات باستانِ حماسیِ روسی دارد. در این پژوهش برآنیم تا به روش تحلیلِ تطبیقی و کیفی محتوا و کاربست نظریه ترامتنیت ژرار ژنت و با استفاده از روش مطالعه کتابخانه ای و اسنادی در گردآوری داده ها، به نقد مناسبات بینامتنی قصه نامبرده در مواجهه با شاهنامه بپردازیم. یافته های تحقیق حاکی از آن است که دو گونه بینامتنیت و فرامتنیت در این پژوهش بررسی پذیر نبوده و لذا، بررسی مناسبات پیرامتنی، سرمتنی و بیش متنی بر ادعای ما مبنی بر برگرفتگی قصه روسی از شاهنامه صحّه گذاشته اند. از جمله مصادیق پیرامتنی، نام اثر و نسخ خطی، آثار لوباک، کتاب ها و مقالات موجود پیرامون این قصه روسی را می توان برشمرد. همچنین، ویژگی ها و مختصات حماسی این قصه از جمله مصادیق رابطه سرمتنی بوده اند. در رابطه با بیش متنیت نیز در قصه روسی با جایگشت نثرسازی، گشتار کمّی کاهش از نوع برش و نیز گشتار کمّی افزایش از نوع انبساط روبه رو هستیم. علی رغم وجود برخی پیش متن های احتمالی از میان آثار شرقی باستان، شاهنامه را می توان پیش متن اصلی قصه یِروسلان لازارِویچ تلقی کرد.
۲۲۸۰.

مطالعه تطبیقی خویشاوندی روایات «اسکندر مقدونی» و «کوش پیل دندان»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۱۶۰
ادبیات تطبیقی، رویکردی پژوهشی در دوره معاصر است که به مقایسه، بررسی و تحلیل آثار ادبی و در مفهوم توسع یافته آن، آثار هنریِ ملل و فرهنگ های مختلف پرداخته و تشابهات و تفاوت های این آثار، همچنین تأثیرات و تبادلات ادبی و فرهنگی ملل را می کاود. این علم یا رشته بر آن است که «خودی» را در آینه «دیگری» ببیند و بشناسد. این مسئله، ناقدان ادبی را بر آن داشت تا با بررسی آثار ادبی در ارتباط با یکدیگر، به فهم تکاملی و تطبیقی از نشانه های متن دست یابند. از سوی دیگر «کوش نامه»، روایت «کوش پیل دندان»، قهرمانی شوم و اهریمنی در حماسه های ایرانی است که در بررسی تطبیقی آن، بسامد تشابهات و همسانی های روایت کوش با اسکندر مقدونی در روایات اساطیری- تاریخی با تباری غیر ایرانی، ذهن ناقدان را بر آن وامی دارد که به بررسی لایه ها و شاخص های خویشاوندی این دو روایت و سرفصل های اصلی و مبنایی آن بپردازد. از این رو این پژوهش تلاش کرده است تا با روش توصیفی- تحلیلی و بررسی تطبیقی آنها، به کشف نظام دلالت های دو متن بپردازد. از نتایج این پژوهش برمی آید که این دو داستان به سبب هم سویی و هم پوشانی در ساحت هایی چون شخصیت پردازی، کنشگری، تبیین حالات و ورود به روایت های یکدیگر، بی شک در یک نظام تأثیر و تأثری واقع شده اند و این تأثیرپذیری از روایت اسکندر به کوش، بیشتر موضوعیت دارد و می توان در بخش های متعددی، شخصیت کوش به عنوان قهرمانی ایرانی را بازتابی استحاله شده از شخصیت اسکندر غیر ایرانی دانست و روایت آن را دگردیسی گزینشی از مجموعه ای از داده های منتشر در ادب عامه و روایات مکتوب اسکندر تلقی کرد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان