ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۲۰۱ تا ۱٬۲۲۰ مورد از کل ۵۳٬۷۶۲ مورد.
۱۲۰۱.

بررسی تطبیقی مضامین عاشقانه داستان ورقه و گلشاه عیوقی با اصل روایت عربی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ادبیات تطبیقی عشق عذری مضامین عاشقانه ورقه و گلشاه عروه و عفرا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۵۳ تعداد دانلود : ۱۸۴۸
منظومة عاشقانة ورقه و گلشاه از نخستین منظومه های داستانی فارسی در قرن چهارم و اوایل قرن پنجم است که موضوع آن داستان، دلدادگی عاشق و معشوق، با زبانی ساده است. مضامین گیرا و جذاب عاشقانه این داستان، حاکی از قوت جنبة عاطفی آن است. هرچند عیوقی اصل این داستان را از اخبار و کتب عربی گرفته و به نظم درآورده است، اما با افزودن جنبه های حماسی و مضامین و تصاویر جدید، آن را از اصل متمایز کرده است. موضوع این مقاله استخراج و بررسی تطبیقی مضامین عاشقانة این داستان و اصل روایت عربی (عروه و عفرا)، بر مبنای مهم ترین ویژگی های عشق عذری (عفیف) است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که حضور اندیشه و تفکر خردگرا - که ریشه در فرهنگ و تمدن دیرینة ایران دارد - در انتخاب شخصیت ها و جایگاه آنان و همچنین شیوة پردازش ماجراها بر تمایز متن فارسی نسبت به عربی تأثیر آشکار گذاشته است. به عنوان نمونه، در روایت فارسی، عشق دو عاشق از مکتب آغاز می شود که نشانگر فرهنگ و تمدن است، درحالی که در اصل روایت عربی، این عنصر وجود ندارد؛ به بیان دیگر، «آشنایی در مکتب» را راوی ایرانی افزوده است. بر همین اساس، سایر مضامین این دو روایت، بررسی شده و ضمن ترسیم جدول تطبیقی مضامین عاشقانه، به مقایسه و تحلیل نقش مایه های هر دو روایت، در حوزة شخصیت، زمان، مکان و پیرنگ پرداخته شده است.
۱۲۰۲.

نخستین شاعر پارسی گوی اصفهان

کلیدواژه‌ها: اصفهان جمال الدین عبدالرزاق شاعر پارسی گوی ابوالفتح محمد بن علی بن محمد اصفهانی دیوان سنایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۵۲ تعداد دانلود : ۱۰۲۰
شاعران پارسی گوی اصفهان در طول تاریخ چندین صد ساله ادب فارسی درخششی خاص داشته اند. شاعر نام آور قرن ششم هجری، جمال الدین عبدالرزاق اصفهانی را همه شعر شناسان و ادب دوستان می شناسند و منزلتش را می دانند، اما آیا تا قبل از قرن ششم نیز در اصفهان شاعران پارسی گوی بوده اند؟ ! بیت زیر از جمال الدین عبدالرزاق اصفهانی، بیانگر آن است که او خود و معاصرانش را باقی ماندگان نسلی از شاعران بزرگ می داند که در اصفهان می زیسته اند: هنوز گویندگان هستند اندر عراق که قوت ناطقه مدد از ایشان برد حکیم سنایی غزنوی در دیوان خود از شاعری ذواللسانین نام برده و در وصف او قصیده ای سروده است که شاید بتوان او را در حال حاضر قدیمترین شاعر پارسی گوی اصفهان دانست. این شاعر، ابوالفتح محمد بن علی بن محمد اصفهانی است. دوران سالخوردگی او مقارن آغاز حیات جمال الدین عبدالرزاق است. متاسفانه، جز معدودی از ابیات او که در کتاب المعجم فی معاییر الاشعار العجم آمده، دیوانی از او باقی نمانده است. این پژوهش به بازجست نشانه های این شاعر در متون ادبی می پردازد.
۱۲۰۳.

محمد غنیمی هلال و جایگاه او در ادبیات تطبیقی عربی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ادبیات تطبیقی الادب المقارن ادبیات عربی غنیمی هلال

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه ادبیات تطبیقی
  2. حوزه‌های تخصصی زبان شناسی علوم مرتبط زبان شناسی در هنر و ادبیات
تعداد بازدید : ۳۸۴۸ تعداد دانلود : ۱۵۷۱
تالیف در زمینه ادبیات تطبیقی عربی با عبد الرزاق حمیده، ابراهیم سلامه و نجیب العقیقی آغاز شد. هر یک کتاب هایی را با عنوان الادب المقارن برای تدریس در دانشگاه تالیف کردند. این کتاب ها بر خلاف عنوانشان «الادب المقارن» در محتوا ارتباطی به ادبیات تطبیقی نداشته و نتوانستند اصول این علم را بر اساس مکتب فرانسه ـ مکتب رایج عصر ـ تبیین نموده و تعریف روشنی برای آن ارائه نمایند تا بتوان بر اساس آن به بررسی نمونه های تطبیقی در این عرصه پرداخت؛ زیرا مؤلفان آن ها متخصص این رشته نبودند. تاسیس اصول ادبیات تطبیقی در کشور های عربی با محمد غنیمی هلال (1917-1967) آغاز شد. او با تالیف کتاب الادب المقارن به تبیین قواعد نظری و عملی این رشته پرداخته، ادبیات تطبیقی را بررسی روابط ادبیات ملی در خارج از مرزهای زبان آن ملت و مطالعه ارتباط تاریخی میان آن ها تعریف نموده و پژوهش های تطبیقی خود را بر اساس این اصول بنیان نهاده است. هلال در تالیف این کتاب از استادان فرانسوی اش اثر پذیرفته است. هلال با تدریس ادبیات تطبیقی در دانشگاه های مصر به تبیین مفاهیم این علم پرداخت و از این رهگذر شاگردان بسیاری تربیت نمود که آثار ارزشمندی را در این زمینه تالیف کردند. با مقایسه آثار آن ها با آثار هلال، شباهت های زیادی میان مباحث کتاب هایشان در دو حیطه نظری و تطبیقی (عملی) مشاهده می شود که بیانگر تاثیر هلال بر پژوهش های آن ها است. هدف این مقاله ، نشان دادن نقش هلال در تاسیس و تبیین مفاهیم نظری و عملی ادبیات تطبیقی عربی است که چگونه با وجود تلاش هایی که پیش از وی صورت گرفته، او بنیانگذار این علم گردیده و فعالیت های پس از خود را در این زمینه سمت و سو داده است.
۱۲۰۴.

مقاله به زبان عربی: ارزش های اخلاقی شنفری در قصیده لا میه العرب (القیم الاخلاقیه للشّنفری فی لامیه العرب)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ارزش های اخلاقی صعلوک شنفری لامیه العرب

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی نقد و بررسی آثار ادبی کلاسیک نظم
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی ادبیات عرب شعر
تعداد بازدید : ۳۸۴۸ تعداد دانلود : ۱۶۴۰
در این مقاله نگارندگان به بررسی ابیات لامیه العرب پرداخته، با تکیه بر روش توصیفی ـ تحلیلی، جلوه ای از ارزش های اخلاقی شنفری و نیز رنج های روحی شاعر که وی را به سوی چنین ارزش هایی سوق داده ارائه می کنند. این بحث متأثر از حدیثی است که بیانگر التزام شاعر به ارزش های اخلاقی است. مضمون حدیث این است: «لامیه العرب را به فرزندان خود بیاموزید زیرا به آنان مکارم اخلاقی می آموزد». بدین ترتیب با بررسی ابیات اخلاقی مندرج در لامیه العرب میزان صحت حدیث آشکار می شود.
۱۲۰۵.

بررسی مقامات ابوالقاسم حریری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مقامات حریری حریری مقامه نگاران سابقه ی مقامه نگاری فن مقامه نگاری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۴۸ تعداد دانلود : ۲۱۰۰
در ادبیات عرب،مقامات به نوشته هایی با نثر مسجوع و متصنع اطلاق می گردد که نویسنده در ضمن بیان داستان هایی که معمولا پیرامون کدیه و گدایی است،سعی دارد قدرت هنری و ادبی خود را نیز به نمایش بگذارد.سابقه ی نگارش این گونه داستان ها که دارای یک قهرمان و راوی خیالی است به بدیع الزمان همدانی(398-355 ه ق )بر می گردد و ادامه و پرورش آن ،توسط ابوالقاسم حریری-که بر پیش کسوت خود،سبقت جست –صورت گرفت .البته نگارش مقامات به حریری ختم نشد بلکه وی باعث شد مقلدان زیادی به تقلید از او مقامه بنگارند و شارحان و حافظان کثیری ،اثر اورا شرح و حفظ نمایند. در این مقاله به تعریف مقامه،سابقه و علت مقامه نگاری ،معرفی حریری و اثر او پرداخته خواهد شد.
۱۲۰۶.

بررسی شخصیت پردازی در داستان های خردسالان با تمرکز بر ۳۹ اثر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ادبیات کودک شخصیت پردازی داستان های خردسالان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۴۰ تعداد دانلود : ۱۶۵۳
خردسالان به دلیل ویژگی های خاص ذهنی و شناختی دارای جایگاهی ویژه اند. ادبیات آنان نیز دارای خصوصیات منحصر به فردی است، چرا که این گروه معمولاً قادر به خواندن نیستند و با ادبیات با واسطه ی راوی یا داستانگو ارتباط برقرار می کنند. همچنین داستان های متعلق به این گروه سنی از نظر کمی، کوتاه یا بسیار کوتاه است. با توجه به این مسئله ضرورت دارد که نویسنده با ارتقای کیفی اثر این امر را جبران نماید. در این میان به کارگیری شیوه ها و ابزارهای شخصیت پردازی مانند: کنش، گفتار، وضعیت ظاهری، زمان، مکان، لحن و نام به نویسنده کمک می کند تا به شخصیت پردازیِ مناسب و در نتیجه موفقیت در ایجاد ارتباط با مخاطب دست یابد. مقاله ی حاضر به بررسی شیوه ها و ابزارهای شخصیت پردازی و انواع شخصیت های داستانی در 39 داستان از گروه سنی ""الف"" می پردازد. بررسی صورت گرفته نشان می دهد که نویسندگان این حوزه در استفاده از برخی از این ابزارها و شیوه ها مانند : توصیف وضعیت ظاهری شخصیت، نام سازی و ... به خوبی عمل نکرده اند و در مقابل از برخی از آن ها مانند: توصیف کنش، گفتار شخصیت ها در امر شخصیت پردازی استفاده مناسب تری کرده اند. با توجه به ظرفیت های گسترده ی این ابزارها و شیوه ها شایسته است که نویسندگان این حوزه بهره ی بیشتری از آن ها در پرداخت شخصیت های داستانی خود ببرند و شخصیت هایی جذاب و ماندگار خلق کنند.
۱۲۰۷.

نگاهی به نمادپردازی عطار در منطق الطیر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: ساختار پیامبر سالک سمبل (نماد) پرنده

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۳۹
عطار در ابیات 616 تا 680 منطق الطیر شیوه خاصی را در استفاده از سمبل ابداع کرده است. او در این بخش، که 65 بیت دارد، با سیزده پرنده گفت و گو می کند. گفت وگو با هر پرنده در پنج بیت ارایه شده است و در هر پنج بیت، ساختاری سه جزیی وجود دارد که در آن، یک پرنده، یک پیامبر و یک شخصیت منفی (ضد قهرمان) دیده می شود. پرنده در سه مفهوم طیر، سالک و روح؛ پیامبر در مفهوم نبی، ولی خدا، و پیر؛ و شخصیت منفی در معنای قاموسی واژه، نفس و جسم به کار رفته است. این سه مفهوم در تمام قسمت های سیزده گانه ثابت است. در منطق الطیر به نقش نمادین اعداد هم توجه شده است و شاعر به رمز چندین بار بر اعداد خاصی تاکید می کند.
۱۲۰۸.

شفیعی کدکنی و شکل گرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: شفیعی کدکنی آشنایی زدایی زبان شناسی شکل گرایی

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی نظریه های ادبی غرب
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی رویکردهای نقد ادبی نقد فرمالیستی (صورتگرا)
تعداد بازدید : ۳۸۳۷ تعداد دانلود : ۱۸۳۴
مکتب شکل گرایی (فرمالیسم)، مکتبی است در نقد ادبی که در اوایل قرن بیستم میلادی، تحت تاثیر فوتوریسم ایتالیایی و نظریات زبان شناسان جوان روسی به وجود آمد و سپس به اروپا و آمریکا رفت و به تدریج در اکثر کشورهای جهان طرفدارانی پیدا کرد. ادیبان و سخن سنجان معاصر ایران نیز از این تاثیر بر کنار نمانده و کم و بیش در نقد ادبی، نظریات فرمالیست ها را به کار گرفتند. در میان منتقدان معاصر ایران، آقای دکتر شفیعی کدکنی بیش از دیگران از این مکتب نقد تاثیر پذیرفته و در آثار خود از موازین زبان شناسی و شکل گرایی بهره گرفته و کوشیده است تا راز ادبی بودن یک اثر ادبی را کشف نموده و جلوه های آشنایی زدایی و غریبه کردن کلام را از سخن روزمره ی مردم در آثار گذشتگان و معاصران نشان دهد. دکتر شفیعی؛ همچون فرمالیست ها اعتقاد دارد که: «شعر صرفاً حادثه ای است که در زبان اتفاق می افتد.» و زبان شناسی می کوشد تا راز «رستاخیز کلمات» را کشف و اسباب و علل زیبایی کلام ادبی را نشان دهد. به نظر او، ادبیات نوعی کاربرد ویژه ی زبان است که با انحراف از «زبان عملی» و در هم شکستن هنجارهای زبان، از زبان روزمره متمایز می گردد. تاثیرپذیری دکتر شفیعی از مکتب شکل گرایی، تا حد زیادی در سروده های او نیز هویداست
۱۲۰۹.

بررسی تحلیلی گونه های پیمان و سوگند در شاهنامه فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ایران شاهنامه فردوسی سوگند پیمان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۳۵ تعداد دانلود : ۱۷۹۸
شاهنامه فردوسی از زمان سروده شدن تاکنون، همواره برای اهل فن و عامه مردم یکی از آثار درخور توجه بوده است. در این شاهکار ماندگار، افزون بر عناصر ویژه ادب حماسی که طبیعتا وجه غالب آن است، عناصری مانند عهد و پیمان، سوگند، عشق و ... دیده می شود که جنبه ای عام تر دارند و بیشتر با درونیات و عواطف انسان در پیوند هستند و از دیدگاه انواع ادبی می توان آن ها را درگستره ادبیات غنایی قرار داد. سوگند و عهد و پیمان در شاهنامه جایگاهی مهم و بنیادین دارد و ریشه بسیاری از حوادث را می توان در عهدشکنی و وفای به عهد جستجو کرد. عهد و پیمان و سوگند از دیرباز درمیان ایرانیان و برخی دیگر از ملت ها، یکی از عناصر بنیادی مذهبی، اخلاقی و اجتماعی به شمار می رفته و در فرهنگ های گوناگون به فراوانی بر آن تاکید شده است. به گونه ای که حتی درگذشته های بسیار دور بر مبنای باورهای میترایی (ایزد پیمان)، نوعی نظام بر جوامع هند و اروپایی حاکم بوده است؛ این باورها با گذر زمان تحول یافته و به متون اسطوره ای و حماسی و آثار غنایی هریک از این ملت ها راه یافته است. پدید آمدن سوگندنامه ها در زبان و ادبیات فارسی نشانگر اهمیت این عناصر در فرهنگ و جامعه ایرانی است. در این مقاله، جایگاه عهد و پیمان در متون ایران باستان و بازتاب آن با تاکید بر جنبه های اجتماعی، در شاهنامه فردوسی با روش تحلیلی بررسی شده است و از آن جا که بخش جدایی ناپذیر بسیاری از پیمان های شاهنامه سوگند است و پیوند بسیار نزدیکی میان این دو دیده می شود، سوگندهای موجود در شاهنامه و هم چنین مقدسات یادشده در هریک از پیمان ها واکاوی می شود.
۱۲۱۰.

با ساز کنِ چنگِ شعرِ مثنوی (سیمای حسام الدین چلبی در مثنوی)

کلیدواژه‌ها: مولانا مثنوی حسام الدین چلبی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۳۵ تعداد دانلود : ۱۷۶۶
حسام الدین چلبی از مریدان و نزدیکان ویژه مولانا بوده، نقشی بارز در آفرینش مثنوی و جهت دهی و گسترش آن داشته است. تأثیر او بر حضرت خداوندگار بحدی بوده است که به خواهش او سرودن مثنوی را آغاز کرد و هرگاه حسام الدین حضور نداشت، مولانا رغبتی به سرودن نداشت. از آن جا که جاذبه های انسان های از خود رسته میتواند انگیزه بخش عارفان در بیان لطیفه های عشق الاهی باشد، مولانا در دوران مصاحبت با او از جاذبه های نرم و نوازش گر مریدش به آرامش و سرودن دست یافت. آرامشی که نتیجه اش مثنوی مولاناست. علاقه و عنایت مولانا به مریدش بدان حد است که شناخت مراد از مرید مشکل است. سخن از حسام الدین که به تعبیر مولانا «ضیاءالحق»، «حیات دل»، «صقال روح»، «سلطان الهدی» و «صورت گر و جان بخش مثنوی» است، در مثنوی جایگاهی ویژه دارد، تا جایی که مولانا هدف خود را از مثنوی، حسام الدین میداند، هرچند در جایی که لازم است ـ مقدمة دفتر دوم ـ او را با لطفی قهرآمیز مورد خطاب قرار میدهد، تا شرط آینگی بودن مردان خدا را فروگذار نکرده باشد. این مقاله ابتدا به شرحی مختصر از زندگی حسام الدین میپردازد، سپس نقش حسام الدین در آفرینش مثنوی بیان میگردد و سرانجام چهرة معنوی حسام الدین و تأثیرات او بر مولانا از لابه لای ابیات مثنوی نمایانده میشود.
۱۲۱۱.

بررسی تطبیقی قوم شناسی و زبانی مثل های بختیاری و تاجیکی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ضرب المثل ادبیات تطبیقی فرهنگ عامه بختیاری تاجیکی

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی انسان شناسی انسان شناسی فرهنگی انسان شناسی هنر ادبیات
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات ادبیات و مطالعات بین رشته ای فرهنگ عامه ضرب المثلها
تعداد بازدید : ۳۸۳۵ تعداد دانلود : ۱۶۵۵
ضرب المثل ها بخشی از آفریده های مردمی در زندگی روزمرة همة انسان ها هستند که کاربرد متنوعی دارند. اقوام و ملّت های جهان وجوه مشترک بسیاری در اندیشه و تولیدات فرهنگی خود دارند، در این میان مردم فارسی زبان ایران، تاجیکستان و افغانستان، که بیشترین ارتباط تاریخی – فرهنگی را با هم دارند؛ می توانند با این ویژگی های مشترک به بازشناسی فرهنگ خویش بپردازند. نمونه های این پیوند در گونه های فولکلور و فرهنگ عامّه (ادبیات شفاهی) نمایان تر است. در این مقاله ضمن ارائة ضرب المثل ها، این گونة ادب شفاهی بین اقوام تاجیکی و بختیاری مورد مقایسه قرار می گیرد. در این نوشتار رویکرد تطبیقی زبانی، ادبی و فکری متن ها در کنار پیوستگی های فرهنگی اقوام فارسی زبان مورد توجّه قرار گرفته است. هدف این نوشتار، یافتن پیوستگی و تطبیق متن های مثل در بین بختیاری ها و تاجیکان، از منظر زبان و قوم شناسی است.
۱۲۱۴.

اشعار عامیانه ایران در عصر قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۳۲ تعداد دانلود : ۱۳۲۲
ژوکوفسکی، والنتین، اشعار عامیانه ایران (در عصر قاجار)، [ترجمه میرباقر مظفرزاده]، به اهتمام و تصحیح و توضیح عبدالحسین نوایی، انتشارات اساطیر، تهران ????، ??? صفحه. سروده های عامیانه را می توان به دو دسته اشعار و تصنیفها تقسیم کرد. اشعار عامیانه به اشعاری اطلاق می شود که اولا دارای وزن تکیه ای - هجایی هستند؛ ثانیا بدون نیاز به همراهی موسیقی خوانده می شوند، هرچند اجرای آنها با الحان (ملودیهای گوناگون) امکان پذیر است. اشعاری چون اتل متل توتوله، گاو حسن چه جوره ... یا دویدم و دویدم، سر کوهی رسیدم... از جمله معروف ترین اشعار عامیانه فارسی محسوب می شوند. تصنیف به قطعه شعری اطلاق می شود که اساسا برای اجرا با الحان (ملودیها) یا آهنگ خاصی سروده می شود و هیچ گاه جدا از آهنگ موسیقی خوانده نمی شود. از این رو، تصنیفها چه بسا دارای سکته هایی وزنی باشند که تضعیف خوان، در اجرا، با بهره گیری از امکانات موسیقایی ملودی و تحریر و جز آن، آنها را برطرف می سازد. بدین لحاظ، شعر عامیانه، درست مانند اشعار رسمی، به ادبیات به معنای اخص کلمه تعلق دارند؛ در حالی که تصنیف بیش از آنکه به ادبیات تعلق داشته باشد در قلمرو موسیقی قرار می گیرد؛ زیرا کلام یا شعر، در آن، به دنبال موسیقی و در خدمت به آن پدید می آید و شکل می گیرد. در این معنا، اثر تالیفی ژوکوفسکی، بیشتر در بر دارنده تصانیف رایج ایرانی در واپسین سالهای حکومت ناصرالدین شاه قاجار است. این تصنیفها را نیز شاید بتوان به دو دسته رسمی (عروضی) - مانند تصنیفهای عارف و بهار و شیدا - و عامیانه (تکیه ای - هجایی) - مانند تصنیف بی نام و نشان زیر: ... گربه دارم چه چموش و چه چموش می رود خونه عموش می آرد شقه گوشت شب بغل خواب منه روز به دنبال منه پیشت و پیشتش نکنی دوست دارمش می میرم از غمش (ص 44) تقسیم کرد...
۱۲۱۵.

داستان منظوم حیدر و سمنبر به روایت مردم بلوچ(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ادبیات تطبیقی ادبیات عامه بلوچی منظومه عاشقانه داستان حیدر و سمنبر

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات انواع ادبی ادبیات فولکلور و عامیانه
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات انواع ادبی ادبیات غنایی منظومه های غنایی
تعداد بازدید : ۳۸۳۲ تعداد دانلود : ۱۰۶۶
حیدر و سَمنبر از داستان های عامه ایرانی است که در زمان حکومت صفوی شکل گرفته است. این داستان از همان زمان شکل گیری به صورت شفاهی یا نوشتاری با روایت های گوناگون بین اقوام مختلف ایران رایج بوده است. هریک از روایت های منظوم این داستان در بلوچی به بیش از 200 مصراع1 می رسد. یکی از روایات آن را در دوره قاجار، شاعری به نام ملک دینار میرواری سروده و روایت دیگر را نیز به احتمال زیاد در همین زمان شاعری گمنام به نظم درآورده است. شاعران بلوچ در عین اینکه از نظر درون مایه و ساختار به اصل منظومه فارسی نظر داشته اند، به برخی از حوادث رنگ بومی داده و نیز بعضی از رسوم سنتی بلوچ ها را به آن افزوده اند. سبب ماندگاری این داستان در میان مردم بلوچ، افزون برجذابیت داستان، اجرای خنیاگران بلوچ بوده است که آن را همراه با ساز و موسیقی می خوانده اند.
۱۲۱۶.

ماهیت شعر از دیدگاه منتقدان ادبی اروپا (از افلاطون تا دریدا)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: افلاطون شعر نظریه ادبی دریدا ماهیت شعر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۳۲ تعداد دانلود : ۲۰۱۸
نظریه پردازان ادبی از دیر باز تاکنون از چشم اندازهایی مختلف به شعر و ماهیت آن نگریسته‌اند. پیش از همه، افلاطون و ارسطو بودند که شعر را چونان دیگر مقوله های هنری، تقلید از طبیعت دانستند. این نظریه که سنگ بنای دیگر نظریه های ادبی هم بود تا روز گار معاصر هم تداوم یافت. در اوایل قرن بیستم و همزمان با پیدایش نظریات جدید فلسفی و زبانشناختی، بوطیقاهایی جدید پدید آمد که در آن بر خلاف نظریه های کلاسیک، زبان شعر بتدریج وظیفه انتقال پیام و معنی را از دست می داد. مطالعه در باره زبان (جنبه عینی) اثر، محور تدریجی معنی یا چند معنایی شعر و نیز دخالت دادن مخاطب در خلاقیت ادبی اثر از جمله برجسته ترین ویژگیهای نظریه هایی چون صورتگرایی، ساختارگرایی، نشانه شناسی، تأویل متن و ساختار شکنی است. یکی از نکاتی که در بررسی تحلیلی این نظریه های شعری بیش از نتایج دیگر به چشم می‌ آید تعدد و تنوع چشم اندازهایی است که به واسطه آن، شعر و ماهیت آن بارها مورد کند و کاو و بررسی قرار گرفته است.
۱۲۱۷.

واج آرایی و تکرار در شعر خاقانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۳۴ تعداد دانلود : ۳۱۶۰
این جستار بر آن است آن گروه از آرایه های ادبی در دیوان خاقانی را که هم بسیار پرکاربرد و هم عناصر اصلی سازنده آنها بر تکرار واک ها استوار است، واکاوی و بررسی کند. در آغاز مقاله بر این نکته تأکید شده است که تمامی آنچه را که آرایه های لفظی خوانده می شود، در حقیقت گونه هایی از تکرارهای هنری یا واج آرایی است . زیرا وجه مشترک همه آنها چیزی جز تکرار واک ها نیست که شاعران با شگردهای ویژه ای آنها را در گونه های بسیار متنوع به کار برده اند . در آرایه های "توزیع و تکرار" شاعر واک ها را با آزادی کامل در هر کجای مصرع و بیت که بخواهد تکرار می کند . اما در جناس ها، قلب، اشتقاق، تصدیر، تسمیط و ... واک ها را با قانونمندی ویژه ای به گونه های خاص یا در جاهای ویژه ای از مصرع و بیت به کار می برد. برای نمونه در جناس، واک ها در واژه های قرینه تکرار می شوند، در اشتقاق و باژگونگی یا قلب با جابه جایی به کار می روند، در تصدیر به صورت واژه هایی در جاهای خاصی از ابیات تکرار می شوند و در تسمیط واک های خاص در جاهایی ویژه به صورت واژه هایی خاص به کار می روند. خاقانی با چیرگی شگفت انگیزی که بر حوزه زبان و واژگان دارد، به شیوه ای بسیار هنرمندانه و با بسامد بالا از همه شیوه ها و شگرده ای تکرار، برای آفرینش مضامین و آرایش مظاهر سخن خویش بهره برده است و گفتنی است که هماهنگی بسیاری از این شیوه ها با بافت کلی فضای عاطفی بیت، در خور توجه است و هرچه بیشتر موسیقی درونی و معنوی آن را تقویت میکند.
۱۲۱۸.

بازکاوی «چلّه نشینی» در ساختار عرفان اسلامی ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: عرفان ادیان چهل چلّه نشینی عرفان اسلامی ایرانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۳۱ تعداد دانلود : ۳۵۲۴
«چلّه نشینی» یکی از آداب ویژه، برای ارتباط خاصّ با حقیقت یگانه است که با جلوه های مشترک و گاه متفاوتی در فرهنگ ها و مکاتب عقیدتی و مسلکی در ایران و بخش هایی از اروپا و شرق آسیا ظهور و بروز یافته است. هدف از پژوهش حاضر، بازکاوی چلّه و چّله نشینی در عرفان شرقی و به ویژه عرفان اسلامی است؛ در این راستا به بن مایه های اجتماعی و تاریخی و ساختارهای فردی و سازمانی آن توجه شده است. ریشه «چلّه نشینی» را گونه ای اصیل از یکی از رسوم اعتقادی، مذهبی و عرفانی باید به شمار آورد که مقاصدی چون تسخیر عالم ماوراء الطبیعه، به خلوت پناه بردن از قیل و قال روزمره، پیراسته شدن از آلایش ها، آراسته شدن به صفات متعالی، خالص شدن روح به منظور هماهنگی با روح آفرینش و رسیدن به کمال حقیقی و حقیقت ناب را دنبال می کند. بر این اساس چلّه نشینی در دو مفهوم عامّ و خاصّ مطرح می گردد؛ در مفهوم عامّ، گوشه گیری های سالکان در ساختارهای اعتقادی، عرفانی و دینی مورد نظر است تا بتوان با توجه به مرز ظریف بین شیوه های سلوک، محدوده ای مشخص برای چلّه نشینی متصوّر شد. چلّه نشینی در مفهوم خاصّ، چلّه نشستن در زمان مشخص در خانقاه به منظور دست یافتن به کمال حقیقت است. این پژوهش به روش توصیفی و تاریخی بر اساس منابع کتابخانه ای و استناد به منابع کتبی صورت گرفته است.
۱۲۱۹.

نقد و نظر ترجمه دیوان حافظ به زبان عربی « آغانی شیراز »

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: ترجمه شعر شیراز دیوان حافظ الجاحظ طه حسین الشواربی اغانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۲۹ تعداد دانلود : ۱۹۲۰
یک پرسش کهن از دیرباز، اندیشه پژوهشگران،ادیبان و انسانهای کنجکاو را به خود سرگرم داشته بوده است که: آیا می شود شعر را به زبانی دیگر ترجمه کرد? چنین پیداست که تا نیمه دوم قرن دوم هجری، دانشمندان جهان در این باره، سخنی دانشورانه نگفته اند. یکی از دانشمندان اسلامی سده دوم و سوم هجری، نخستین بار درباره ترجمه و مسائل آن، گفت و گو کرده است. عمروبن بحرالجاحظ از مردم...
۱۲۲۰.

آشیانه سیمرغ از درخت وسپوییش تا کوه البرز(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: شاهنامه اسطوره سیمرغ اوستا کوه البرز درخت ویسپوبیش

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۳۲ تعداد دانلود : ۱۴۸۷
به سبب شباهتهای متعددی که میان درخت و کوه وجود دارد، سیمرغ شاهنامه از درخت ویسپوبیش به کوه البرز نقل مکان می کند. سیمرغ، سئن یا مرغو سئن اوستا در شاهنامه نیز حضور خود را با تفاوتهایی حفظ کرده است. اگر سیمرغ اوستا چهره ای آیینی و پذیرفته دارد. شاهنامه چهره ای اهریمنی را نیز در داستان اسفندیار به آن افزوده است آشیانه سیمرغ در اوستا بر درخت ویسپوبیش و در شاهنامه بر فراز کوه البرز است. پژوهشهای مربوط به شاهنامه و شناخت اساطیر ایران، به علل و عوامل تغییر مکان سیمرغ در شاهنامه (و متون تاریخی، فلسفی وعرفانی دوران اسلامی) توجهی نکرده و از آن درگذشته اند. مقاله حاضر نشان می دهد به سبب تاثیرات آیین مهر، حضور عناصر مهری چون خورشید و آب در داستانهای مربوط به سیمرغ، همسانی سیمرغ و عقاب (یکی از پرنده های مهری) و نیز شباهتهای میان کوه البرز و درخت ویسپوبیش، سیمرغ اوستا و متون پهلوی در شاهنامه و سایر متون دوران اسلامی بر فراز کوه البرز آشیان گرفته است. اطلاق سئن به عقاب و سیمرغ، همسانیهای موجود میان این دو پرنده، یکی پنداشتن مهر و خورشید، شباهت آنها با سیمرغ، جاندار انگاری کوه، رشد آن چون درخت، مرکزیت، حضور عنصر هوم و آب در کنار کوه و درخت در اوستا و نشانه های موجود و مؤید در سایر فرهنگها به خصوص هند، اسباب و علل تغییرمکان آشیانه سیمرغ بوده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان