ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۲۶۱ تا ۱٬۲۸۰ مورد از کل ۵۴٬۴۶۹ مورد.
۱۲۶۱.

نمودهای مفهوم تشرف و گذار در برخی آیین های تولد تا بلوغ(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۰ تعداد دانلود : ۱۸۵
تشرف و گذار مفاهیمی هستند که در بسیاری از فرهنگ ها برای توصیف تغییرات اساسی زندگی افراد به کار می روند. این تغییرات و گذار از مرحله ای به مرحله دیگر، اغلب با مراسم و آیین هایی همراه است. بسیاری از این آیین ها ناشناخته هستند و معرفی و شناساندن آن ها، موجب شناخت عمیق ما با فرهنگ جامعه می شود. ازاین رو، این مقاله در صدد است تا با روش توصیفی تحلیلی، خاستگاه کهن سه آیین «انداختن نوزاد از پشت بام به پایین»، «ختنه سوران» و «جشن نُوشوالانه» را که از تولد تا بلوغ فرد را شامل می شود، بررسی کند و ارتباط آن ها را با مفهوم تشرّف و گذار مشخص نماید. نتیجه تحقیق بیانگر این نکته است که هر سه آیین، مفهوم گذار از مرحله پیشین زندگی و تشرف به مرحله جدید را به رازآموز تلقین می کنند. بدین معنی که آیین انداختن کودک از بلندی به پایین، به معنای گذار از زهدان مادر اصلی و تشرف به آغوش/ زهدان مادر کبیر (زمین) یا گذر از زندگی زهدانی و تشرف به زندگی خاکی است. مراسم ختنه سوران با نشانه های اسطوره ای که در خود دارد مانند رسیدن به تمامیت و کمال و ظهور و تسلط اصل نرینه با کاربرد نمادین عدد سه مرتبط با مناسک تشرف به آیین حنیف و پیوستن به جماعت مردان است. مراسم نوشوالانه نیز به معنای گذار فرد از دوران کودکی و رسیدن به بلوغ و کسب هویت جدید اجتماعی و فرهنگی است.   
۱۲۶۲.

نوآوری های عین القضات همدانی در مفهوم کفر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۶ تعداد دانلود : ۱۲۴
از مباحث مهم مطرح شده نزد متصوفه، مسئله کفر و ایمان و پیوند آن ها با یکدیگر است. اگرچه مفهوم کفر و ایمان در سده های نخست اسلام، تقریباً مبتنی بر مبانی اسلامی است، با بررسی دقیق آثار عین القضات، درمی یابیم که نه تنها تأویل او از کفر و ایمان بدیع است، بلکه تقسیم بندی نوین و اصطلاحات عرفانی ویژه خود را نیز در پیرامون این دو اصطلاح مطرح کرده است. این مقاله بر آن است تا از یک سو ضمن بررسی دیدگاه عین القضات درباره کفر و ایمان، نوآوری های او را در این حوزه برشمرد و ازسوی دیگر با بررسی دقیق آثار عرفانی پیش وپس از عین القضات، آبشخورهای فکری او را تحلیل کند و میزان تأثیرگذاری عین القضات بر عارفانِ پس از خود را نشان دهد. در اندیشه عین القضات «کفر حقیقت» که به معنای فنای در وجود خداوند است، در بین اقسام کفر، بالاترین مرتبه را دارد. به باور او سالک برای رسیدن به «کفر حقیقت» باید از «کفر ظاهر»، «کفر نفس/مغ/جلالی» و «کفر قلب/محمدی/جمالی» عبور کند تا به «کفر حقیقت» برسد. پس از این مرحله، «ایمان» روی می نماید و سالک «مؤمن» می شود. نتایج پژوهش نشان دهنده آن است که برداشت بدیع عین القضات از کفر و ایمان تا حدی متأثر از جنید و حلاج است، اما طبقه بندی تازه او و اصطلاحات بدیع مطرح شده، ساخته و پرداخته خود اوست. پس از قاضی، بقلی در عبهرالعاشقین، نسفی در انسان کامل، باخرزی در اوراد الاحباب، شبستری در گلشن راز و مسعود دهلوی در مرآت العارفین از عین القضات در زمینه کفر و ایمان تأثیر پذیرفته اند.
۱۲۶۳.

نقدی بر سنّت علمی جونپوری درکتاب جامع بهادرخانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۴ تعداد دانلود : ۱۷۴
قرن هفدهم تا نوزدهم در هندوستان، موج گسترده ای برای ترجمه و بازنویسی و جمع آوری متون فارسی و عربی دانشمندان دوره اسلامی آغاز شده بود. جامع بهادرخانی، نوشته غلامحسین جونپوری، بعنوان یکی از دایره المعارف های آموزشی شبه قاره در قرن نوزدهم، در حوزه حساب و هندسه و نورشناسی و نجوم، شمایی از نوع نگاه علمی حاکم بر مدارس علمی شبه قاره را به ما می دهد. با وجود آنکه در این سه قرن مذکور، استعمار بریتانیای کبیر بر تمام نهادهای علمی و آموزشی هندوستان احاطه داشته، اما آثاری همچون جامع بهادرخانی که بیشتر تحت تاثیر متون و سنت علم قدیم بوده اند تا پیشرفت های علمی جدید. تا آنجا که در جامع بهادرخانی با وجود معرفی برخی نظریه ها و اکتشافات جدید مانند نظریه حرکت تقدیمی زمین توسط نیوتن یا کشف قمر های سیاره زحل در اوایل قرن نوزدهم، اما باز پایه مطالعات نجومی جونپوری بر اساس مدل منسوخ بطلمیوسی و متون بزرگان مکتب مراغه و سمرقند است. یا در مبحث مناظر و مرایا همان مکتب اقلیدس را پیش می گیرد که در قرن نوزدهم در غرب اثری از آن در نورشناسی جدید وجود نداشت. در این مقاله با روش توصیفی تحلیلی به بررسی چگونگی و چرایی دلبستگی جونپوری در کتاب جامع بهادرخانی به سنت علم قدیم می پردازیم.
۱۲۶۴.

تحلیل ساختار تمثیل خرد در خردنامه اسکندری جامی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۱۳۵
خرد یکی از مهمترین عناصر مفهومی و واژگانی در پهنه ادب فارسی و دارای رویکردی آفاقی و انفسی در شعر شاعران حکیم و عارفان است و دارای سیر تحول سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و زبانی است. تمثیل نیز زبان حقیقت است و از این طریق عقاید و اندیشه های ناب حکما و عرفا جهت فهم مخاطب عینی می شود. در این پژوهش، به روش کتابخانه ای و شیوه تحلیلی . توصیفی، به تحلیل ساختارتمثیلِ خرد در خردنامه اسکندری پرداخته شده است. و برای رسیدن به این منظور، دیوان شاعرانِ حکیم و عارف قبل از جامی بررسی شد تا در مرحله اول تفاوت خرد و عقل و سیر تحول این دو مفهوم از نظر سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و زبانی مشخص شود. و در مرحله دوم، چگونگی تبیین، تحلیل و تمایز انواع خرد در قالب تمثیل توسط جامی بیان شد. و در نهایت به تحلیل تمثیل انواع خرد در خردنامه اسکندری پرداخته شده است. خرد، در خردنامه اسکندری جامی، مفهومی چندوجهی است که شامل ابعاد عملی، اخلاقی، نظری، عرفانی و سیاسی می شود که دارای دو سیر حکمی و عرفانی است باکارکرد هدایتگری در جهت برقراری عدالت بیان شده است.
۱۲۶۵.

Real Worlds and Text Worlds in Doris Lessing’s The Grass is Singing and Martha Quest(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۶ تعداد دانلود : ۴۷۷
This paper aims to analyze Doris Lessing's narrative techniques to explore how she developed the discourse of her stories and depicted her contemporary realities in her story worlds. It seeks to address the question of whether there is a relationship between her real world and her storytelling, and whether her ideology and personal background influenced her narrative approach. To accomplish this goal, we will analyze the novels The Grass is Singing and Martha Quest using Gavin's Text World Theory, a cognitive approach that provides a framework encompassing three levels of analysis: Discourse World, Text World, and Sub-Worlds. Our analysis reveals that the discourse of her stories closely mirrors her real-life discourse, indicating a direct relationship between her real worlds and her storytelling. Lessing’s intricate descriptions of world-building elements, such as time, locations, characters, objects, and actions within the story, serve to advance the narrative forward through both material and existential processes. Moreover, her use of sub-worlds to express her yearning for freedom and justice reflects her critical viewpoints on the oppressive systems prevalent in her time, particularly colonization and racial issues. Furthermore, it becomes apparent that from 1944 to 1956, her storytelling method was influenced by her communist ideology. In essence, the concepts and themes represented in her stories emerge as reflections of her real-world experiences, effectively conveyed through her narrative techniques.
۱۲۶۶.

Tearing between the Cultures and Turning from Somebody to Nobody in the Hybridized Space of Immigration in Mohsin Hamid’s Moth Smoke(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۲ تعداد دانلود : ۴۱۵
In the immigration studies, the diasporic female experiences are not indicatively considered as the prevailing experiences of immigrant men who are claimed to stand for all immigrants. Thus, it is challenging to examine female migration experiences and the consequences that are ignored. This article explores the ignored parts of female migration experiences as subalterns and focuses on the process of assimilation in the host country following theories of Gayatri Spivak’s post-colonialism. In the age of migration the female characters of the former colonies are being culturally hybridized when they get in touch with the Western factors. That hybridity and their ambivalent attitude between the cultures, they are becoming the mimic women that has not only affected them and led them to identity crisis but also contributed to the dangling of them between cultures lost and confused. This article will carefully examine the consequences of assimilation of the female character, Mumtaz, in Mohsin Hamid’s Moth Smoke in the hybridized atmosphere. Moth Smoke is the debut novel by British Pakistani novelist, Mohsin Hamid, which provides the context for the clash of cultures in its portrait of a country violently divided against itself. Sometimes, assimilation with host cultures are to the extent that the female immigrant becomes baffled and confounded. With shattered identity, she is neither a modern Westernized woman nor an Eastern glorified mother and wife.
۱۲۶۷.

فضا زمانیت در رمان پساآخرالزمانی قلعه مالویل اثر روبر مرل با تأکید بر نقد جغرافیایی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۶ تعداد دانلود : ۲۷۰
اهمیت فضای جغرافیایی در رمان های پساآخرالزمان و به ویژه رمان علمی -تخیلی و پساآخرالزمانی قلعه مالویل اثر روبر مرل بسیار مشهود است. داستان در پی یک انفجار عظیم ناشناخته، چهره آخرالزمانی فضای جغرافیایی مالویل و پیرامون آن را بازنمایی می کند. در تلاقی واقعیت و تخیل، فضای بازنمایی شده بعد از «روز واقعه» به نقطه آغاز پیش از تمدن بشری باز می گردد. در پژوهش حاضر، برای درک بهتر فضاهای بازنمایی شده متأثر از تخیل نویسنده، به پیوستار فضا-زمانیت پرداخته می شود. این پیوستار از اصول نقد جغرافیایی برتراند وستفال می باشد و طبق آن، زمان و فضا مستقل از یکدیگر نیستند بلکه زمان بُعدی از فضا می باشد. در مطالعه حاضر، برای ارائه تصویر جامع تری از فضای جغرافیایی بازنمایی شده، به مطالعه درزمانی (دیاکرونیک) لایه های متفاوت زمانی در طول زمان پرداخته می شود. انبوه خاطرات، ابزار مهم مرززدایی تخیلی، در بازنمایی فضای جغرافیایی داستان در بستر زمان هستند. بین فضا و لایه های زمان، ارتباطی پویا وجود دارد. تلاش بی وقفه، دانش و تجربه دنیای قبل از «روز واقعه» برای بازسازی فضا و گذار از ویران شهر پساآخرالزمان به آرمان شهر نشانگر اندیشه مسئولیت پذیری ساکنان مالویل است.
۱۲۶۸.

بازنمایی مفاهیم «زیست سیاست» و «حکومتمندی» فوکو در نمایشنامه کپنهاگ اثر مایکل فرین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۵ تعداد دانلود : ۱۳۷
مایکل فرین ( 1933.م) نمایشنامه نویس بریتانیایی است که در دوره زمامداری تاچر (1979-1990) در انگلستان آثاری با مضامین سیاسی- اجتماعی از خود به جای گذاشت. آثار این نویسنده تحت تأثیر ایدئولوژی حاکم و معضلات سیاسی در دوره تاچر و مفهوم نئولیبرالیسم بودند. نمایشنامه کپنهاگ یکی از مهم ترین آثار وی، در بستری از تحولات جنگ جهانی دوم و همچنین جنگ سرد در قرن بیستم و ظهور فیزیک کوانتوم شکل می گیرد و با ارائه تعریف جدیدی از مفاهیم نظارت و کنترل، به روابط پیچیده تری از قدرت و دانش، به مفاهیم فوکویی می پردازد. هدف از این پژوهش، بررسی و تحلیل مفاهیمی مانند حکومت مندی و زیست سیاست است که مفاهیمی اصلی در مطالعه شرایط اجتماعی دوران حکومت تاچر محسوب می شوند. این مفاهیم توسط فوکو به نقد و بررسی کشیده شده اند و در اندیشه مدرن جایگاه گفتمانی مهمی می یابند. در همین راستا، بررسی مفاهیم زیست سیاست و حکومت مندی در نمایشنامه کپنهاگ نشان می دهند که چگونه فرین، دوران تاچر را با مفاهیم فوکویی بازخوانی کرده و شکل گیری این مفاهیم را در دوره تاریخی تاچر تحلیل کرده است. همچنین تأثیر و نقش دانش در شکل گیری مفاهیم فوکویی، چه در نمایشنامه کپنهاگ و چه در دوره تاچر، قابل بررسی می شود و این چشم انداز را ایجاد می کند که بتوان با کاربست این مفاهیم در یک متن ادبی، دریچه ای برای آشکار ساختن حقایق اجتماعی و سیاسی زمانه تألیف آن اثر، یافت
۱۲۶۹.

تجلی «رند» در غزلیات حافظ به مثابه شیزوآنالیز دلوز و گتاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۹۸
غزلیات حافظ، به عنوان یکی از متعالی ترین متون ادبیات فارسی، ظرفیت زیادی برای خوانش های میان رشته ای و تطبیقی با نظریه های فلسفی معاصر دارد. در میان مفاهیم محوری جهان بینی حافظ، شخصیت «رند» به عنوان نماد آزادی خواهی، عبور از هنجارهای تحمیلی و زیستن در مرزهای نامتعین، جایگاهی کانونی دارد. مسئله اصلی این پژوهش، بررسی امکان بازخوانی انتقادی این مفهوم در پرتو «شیزوآنالیز» است: نظریه ای که ژیل دلوز (Gilles Deleuze) و فلیکس گتاری (Felix Guattari) به عنوان جایگزینی برای روانکاوی کلاسیک و در نقد ساختارهای سلسله مراتبی قدرت ارائه دادند. پرسش محوری پژوهش آن است که وجوه اشتراک «رند» در غزلیات حافظ با مؤلفه های بنیادین شیزوآنالیز، مانند ماشین های میل، بدن بدون اندام، قلمروزدایی و بس گانگی چیست و چگونه می توان گریز رند از هنجارهای اجتماعی را در این چارچوب تحلیل کرد؟ این تحقیق با روشی کیفی و رویکردی بینارشته ای، به تحلیل متن غزلیات حافظ می پردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد رند در غزلیات حافظ ضمن به کارگیری استراتژی هایی چون نفی دوگانه های اخلاقی، گریز از هنجارها و تبدیل شدن به یک «ماشین جنگی»، در برابر نظام های مسلط، مقاومت می کند و سوژه ای سیال و چندپاره می سازد که مرزهای ثابت را درمی نوردد. این پژوهش از طریق پیوند ادبیات کلاسیک با فلسفه پست مدرن، خوانشی نوین از شعر حافظ ارائه می دهد و گواه ظرفیت متون کهن برای گفت وگو با پارادایم های فکری معاصر است.
۱۲۷۰.

مطالعه و بررسی آیین های باران خواهی در کتاب آثارالبلاد و اخبارالعباد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۱۱۱
زمینه/هدف:آیین های باران خواهی در باور عامه با استمرار حیات اجتماعی مرتبط اند و چون وجهی قدسی دارند و تمنّایی برای زندگی اند، باید به درستی اجرا شوند تا موکّلان باران را یاری دهند و توجّه آن ها را جلب کنند. در کتاب آثارالبلاد و اخبارالعباد (تألیف در 674ق) از زکریا بن محمّد قزوینی (605-682ق)، به موارد متعدّدی از این آیین ها اشاره شده است که نه تنها در ایران و در میان مسلمانان، بلکه در فرهنگ ها و ملل مختلف ثبت شده اند؛ آیین هایی مانند: استمطار از سنگ های باران زا، دعای باران، تمسّک به اشخاص یا مکان های مقدس، رقص و موسیقی آیینی در طلب باران و قربانیِ (اسب) باران خواهی. روش/رویکرد: پژوهش حاضر با تکیه بر آثارالبلاد و اخبارالعباد و به روش توصیف و تحلیل محتوا، آیین های باران خواهی مذکور را در منابع کهن تر بازشناسی می کند، نمونه های مشابه را در درازنای تاریخ تا به امروز نشان می دهد و با بررسی پشتوانه فرهنگی، بعضی وجوه اساطیری یا نمادشناسی را در آن ها بیان می کند. یافته ها/نتایج: آثارالبلاد و اخبارالعباد از منظر ذکر آیین های مرتبط با فرهنگ عامه (مانند آیین های باران خواهی) قابل توجّه است. این آیین های باران خواهی که اغلب دارای پراکندگی جغرافیایی (در میان فرهنگ ها و ملل مختلف)، پیشینه بلند و استمرار تا به امروز هستند را می توان به عنوان بن مایه هایی با وجوه اسطوره شناسی/نمادشناسی دانست که ریشه در جان مند انگاری طبیعت دارند. به باور اجراکنندگان نخستین، با تقلید نمادین از پدیده های طبیعی و نثار نیاز و پیشکش می توان برکت و باران طلبید و گاه به هنگام شدّت، با تظاهر به حرمت شکنی، موکلان باران را بر سر مهر آورد.
۱۲۷۱.

بررسی نحوه تلخیص تذکره عطار توسط حاجی بابای قزوینی در تذکره کلام الملوک(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۵۸
تذکره کلام الملوک، اثر حاجی بابای قزوینی است که در سده یازدهم هجری تألیف شده و دارای 324 صفحه است. بخشی از این نسخه برداشت دوباره ای از تذکره اولیای عطار است که قریب نیمی از مشایخ آن را ذکر کرده است. از آن جایی که این نسخه منحصر ب ه فرد تاکنون تص حیح نشده و از اهمی ت و ارزش بسی اری برخوردار ب وده و بعد از گذشت سال ها هنوز به جامعه ادبی معرفی نشده است، احیا و تصحیح آن ضروری است. در این پژوهش مقابله تذکره اولیای عطار (تصحیح رینولد آلن نیکلسون) با تذکره کلام الملوک صورت گرفته است که مؤلف متن را به شیوه ای خاص تلخیص کرده و به نظر می رسد نسخه ای غیر از نسخه های موجود تذکره عطار در دست داشته است که اینک از سرنوشت آن اطلاعی در دست نیست. از اختلافات دو تذکره می توان به، اضافه کردن معنی عبارات فارسی و عربی، معنی کردن واژگان ثقیل، اضافه کردن برداشت خویش، آوردن ابیاتی متناسب با موضوع، جابجایی مطالب، آوردن مطالبی در رابطه با قرآن خواندن و ذکر و خلاصه کردن برخی حکایات نام برد. همچنین با توجه به ناشناس بودن شاعر برخی ابیات موجود در متن، می توان اینگونه ابیات را به خود او یا پسرش نسبت داد.
۱۲۷۲.

واکاوی شخصیت دایه در منظومه ویس و رامین با نگاه به شخصیّت دیگر زنان منظومه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۹۲
دایه، از کلیدی ترین شخصیت های داستانی در ادبیات فارسی است. شیردادن، واسطه گی، محرم اسرار بودن، چاره گری، کارگزاری، جادوگری، طلسم گذاری، از مهمترین نقش ویژه های دایگان شمرده می شود. دایه در منظومه غناییِ ویس و رامین، همه مشخصه ها و کارویژه هایِ مثبت و منفی دیگر دایه های موجود در داستان های ادبیات فارسی را داراست و بنابر بررسی این مقاله، یکی از قوی ترین دایگان ادبیات داستانی فارسی است؛ شخصیتی محوری و کُنشگر که گاه به تنهایی بار روایت داستان را به دوش می کشد . دایه ویس و رامین، علاوه بر ویژگی های پیش گفته، شخصیتی همه فن حریف، کاردان، مهربان و در عین حال سّیاس است که می تواند حتّی شاه را بفریبد و عاشق و معشوق را آن گونه که خود می خواهد به وصال برسانَد. نتیجه حاصل از این پژوهش که با مطالعه کتابخانه ای و به روش توصیفی- تحلیلی انجام گرفته نشانگر آن است که فخرالدین اسعد در مقام داستان پردازی آگاه به اصول شخصت پردازی، در قالب شخصیت دایه تصویری از زنان جسور، بی باک، قوی، هوس باز، صاحب اراده، خودرأی در تصمیم گیری و در عین حال، برخوردار از خصائل زنانه به دست می دهد که به واقعیت جامعه ی زنان بسیار نزدیک است. دایه ای که او خلق کرده واجد ویژگی هایی است که در نمونه های مشابه دیده نمی شود.
۱۲۷۳.

مقایسه تطبیقی نگرش غزالی و ابن برجان در شرح اسما الهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۹۰
این پژوهش به بررسی تطبیقی دو اثر مقصدالاسنی غزالی و شرح اسماءالله الحسنی ابن برجان می پردازد. پرسش اصلی پژوهش این است که چگونه تفاوت در روش شناسی این دو اندیشمند - غزالی با روش ایضاح، فائده و تنبیه و ابن برجان با روش تخریج لغوی، اعتبار و تعبد - به شکل گیری دو غایت معرفتی متمایز منجر شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که غزالی با رویکردی اخلاقی-عرفانی، اسما الهی را نردبانی برای «تخلق به اخلاق الله» و وصول به مقام قرب می داند، درحالی که ابن برجان با رویکردی وجودشناختی-زبانی، بر «تعبد به اسماءالله» تأکید می ورزد. این تفاوت اساسی به ترسیم دو مسیر سلوکی کاملاً متمایز انجامیده است: مسیر نزولی از حق به خلق در نظام فکری غزالی با هدف پرورش «انسان متأله» و مسیر صعودی از خلق به حق در منظومه ابن برجان برای شکوفایی «انسان مُظهر». اگرچه هر دو متفکر در رد توقیفیت اسما و لزوم همکاری عقل و وحی هم نظرند، اختلاف در مبانی هستی شناختی، زبان شناختی و معرفت شناختی، به ویژه در مسئله اشتقاق اسما و حروف، نشان دهنده دو منظومه فکری کاملاً متمایز است که درنهایت به دو گونه معرفت متفاوت - معرفت اکتسابی ازطریق تزکیه نفس در اندیشه غزالی و معرفت حضوری-شهودی ناشی از تجلی بی واسطه در دیدگاه ابن برجان - منجر می شود.
۱۲۷۴.

نثرپژوهی جوامع الحکایات عوفی در پرتوی روایت شناسی فرهنگی هوگان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۲۰
هدف : کتاب جوامع الحکایات و لوامع الروایات اثر سدیدالدین محمد عوفی، یکی از مهم ترین متون نثر فارسی در سده هفتم هجری است که مجموعه ای گسترده از حکایات اخلاقی، اجتماعی، تاریخی و عرفانی را در بر دارد. این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل الگوهای تکرارشونده احساسی و روایی در این حکایات و بررسی کارکرد فرهنگی آن ها در بازنمایی ارزش های جامعه ایرانی اسلامی آن دوره انجام شده است. به طور خاص، این مطالعه به دنبال پاسخ به این پرسش است که چگونه ساختارهای احساسی، نقاط عطف روایی و ژانرهای فرهنگی در این حکایات، بازتاب دهنده نظام ارزشی و فرهنگی جامعه ایرانی در سده هفتم هجری هستند. روش پژوهش : این پژوهش از روش کیفی با رویکرد تحلیل محتوای متون روایی بهره گرفته است. نمونه گیری به صورت هدفمند انجام شده و از میان حکایات کتاب جوامع الحکایات، 2100 حکایت برای تحلیل انتخاب شده اند. ابزار اصلی تحلیل، نظریه روایت شناسی فرهنگی پاتریک کولم هوگان است که بر شناسایی طرح های احساسی، نقاط عطف روایی و ژانرهای فرهنگی در متون روایی تمرکز دارد. داده ها با استفاده از کدگذاری باز و محوری تحلیل شده و الگوهای تکرارشونده استخراج گردیده اند. یافته ها : یافته های پژوهش نشان می دهد که در میان 2100 حکایت مورد بررسی، طرح احساسی «خشم و انتقام» با 28 درصد، «وفاداری و فداکاری» با 21 درصد و «ترس و تهدید» با 17 درصد، بیشترین بسامد را به خود اختصاص داده اند. این طرح های احساسی، بازتاب دهنده تنش ها و ارزش های محوری در جامعه ایرانی اسلامی آن دوره هستند. از نظر ساختار روایی، 47 درصد حکایات دارای یک نقطه عطف اصلی، 27 درصد دارای دو نقطه عطف و 12 درصد دارای ساختار چندمرحله ای هستند که نشان دهنده تنوع در پیچیدگی روایی حکایات است. همچنین، از منظر ژانری، ساختار حکمت آموزی با 39 درصد، طنز اجتماعی با 24 درصد و عرفانی با 17 درصد، ژانرهای غالب در این مجموعه هستند که هر یک به نحوی به انتقال مفاهیم فرهنگی و ارزشی می پردازند. نتیجه گیری :   نتایج این پژوهش بیانگر آن است که جوامع الحکایات و لوامع الروایات، فراتر از یک مجموعه حکایات سرگرم کننده، به عنوان یک متن روایی فرهنگی عمل می کند که از طریق بازنمایی احساسات بنیادین مانند خشم، وفاداری و ترس و با بهره گیری از ساختارهای تحول محور روایی، درونی ترین لایه های ارزش مدار فرهنگ ایرانی را در قالبی داستانی صورت بندی کرده است. این اثر، با تأکید بر ژانرهای حکمت آموز و طنز اجتماعی، نقش مهمی در آموزش اخلاقی و اجتماعی و همچنین نقد فرهنگی در جامعه آن روزگار ایفا کرده است .
۱۲۷۵.

تبیین معادلات ارتباطی در داستان رستم و سهراب بر اساس الگوی کنشگران اجتماعی ون لیون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۱۹
داستان رستم و سهراب از شاهنامه فردوسی، با درون مایه ای تراژیک، بستری مناسب برای تحلیل مناسبات اجتماعی و ارتباطات انسانی است. الگوی کنشگران اجتماعی ون لیون، با تأکید بر نحوه بازنمایی شخصیّت ها و ساختارهای ارتباطی، ابزاری دقیق برای تحلیل معادلات ارتباطی در این داستان است. این الگو شامل مؤلفه هایی چون حذف، اظهار، مشخّص سازی و نامشخّص سازی تشخّص زدایی و تعیین ماهیّت است. این پژوهش، با رویکرد توصیفی-تحلیلی و ابزار کتابخانه ای، به بررسی معادلات ارتباطی داستان رستم و سهراب بر اساس این مؤلفه ها پرداخته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که حذف کنشگران فرعی، برجسته سازی قهرمانان اصلی و تفکیک نکردن برخی مفاهیم، به تقویّت پیام های حماسی و تراژیک داستان کمک کرده است. تشخّص زدایی از طریق اندام مداری و ابزارمداری، تأثیر عاطفی نبرد رستم و سهراب را تشدید کرده و روایت را از سطح فردی به لایه های اجتماعی و فرهنگی ارتقا داده است. نتایج این تحلیل نشان می دهد که فردوسی با بهره گیری از الگوهای ارتباطی، تعارض میان قدرت، آگاهی و ناآگاهی را به گونه ای هنرمندانه به تصویر کشیده است. الگوی ون لیون امکان تبیین عمیق تری از لایه های پنهان و معانی اجتماعی این اثر حماسی را فراهم آورده است.
۱۲۷۶.

مرگ در پایان بندی لیلی و مجنون نظامی و گوژپشت نتردام ویکتور هوگو با تکیه بر رمانتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۱۸۶
تراژدی و مرگ متعالی از مؤلفه های رمانتیسم است که در قالب راهی برای رسیدن به وصال، رهایی یا جاودانگی معنوی، به شکلی تراژیک اما باشکوه، در پایان بندی های عاشقانه و دراماتیک آثار رمانتیک، به تصویر کشیده می شود. مقاله حاضر به بررسی تطبیقی مفهوم «مرگ» در دو اثر برجسته ادبی، یعنی «لیلی و مجنون» و «گوژپشت نتردام»، با تمرکز بر اصول رمانتیسم می پردازد. «مرگ» در این دو اثر به مثابه نمادی از عشق متعالی، فداکاری و اعتراض در برابر ناملایمات زندگی، بازنمایی شده است. در «لیلی و مجنون»، مرگ لیلی در بستر بیماری و سپس مرگ مجنون بر مزار معشوق، اوج رمانتیسم عاشقانه را به نمایش می گذارد؛ که در آن عشق زمینی، در نهایت به شکل وصالی ابدی و متعالی تحقق می یابد. جایی که عشق این جهانی با مرگ دو دلداده، به پیوندی سرمدی بدل می شود. از سوی دیگر، در «گوژپشت نتردام»، مرگ اسمرالدا به دست نظام فاسد و پیوند اسکلتی کازیمودو با او در سرداب، در بستر رمانتیسم، تراژدی رمانتیک را با نقدی تند بر جامعه و سرنوشت ناعادلانه پیوند می زند. این مطالعه، با تحلیل تطبیقی این دو اثر، نشان می دهد که چگونه رمانتیسم از مرگ در قالب ابزاری برای تعمیق احساسات، ستایش عشقی بی سرانجام، نمایش تقابل میان آرمان های عاشقانه و نقد واقعیت های تلخ اجتماعی بهره می جوید. یافته ها، حاکی از آن است که هرچند هر دو اثر ریشه در فرهنگ ها و زمینه های تاریخی و اجتماعی متفاوت دارند، اما در به کارگیری مرگ به عنوان عنصری تراژیک، همسویی چشمگیری با اصول رمانتیسم دارند و پایان بندی آنها، پیوند دلدادگان را در مرگ به نمادی از جاودانگی عشق تبدیل می کند.
۱۲۷۷.

مفهوم پذیرش بی قید و شرط خود در اسکندر نامه نظامی گنجوی بر اساس دیدگاه آلبرت الیس(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۴۳
این پژوهش با هدف تحلیل مفهوم «پذیرش بی قید و شرط خود» در منظومه اسکندرنامه نظامی گنجوی، بر اساس نظریه عقلانی–هیجانی رفتاری (REBT) آلبرت الیس انجام شده است. روش تحقیق، توصیفی– تحلیلی و مبتنی بر خوانش روان شناختی– ادبی است. در این منظومه، مسیر شخصیت اسکندر از«خودباوری مشروط» بر پایه قدرت، عملکرد و فتوحات، به تدریج به «خودپذیری عقلانی و انسانی» دگرگون می شود. تحلیل دو بخش اثر، یعنی شرف نامه و اقبال نامه (خردنامه) ، نشان می دهد که در شرف نامه اسکندر ارزش خویش را در پیروزی و اثبات بیرونی می جوید، اما در اقبال نامه ، با مواجهه با حکیمانی چون سقراط، به پذیرش محدودیت های انسانی و استقلال ارزش وجودی خود نائل می شود. سقراط به عنوان نماد خرد و قناعت، «توانگری از همت» را در برابر «بیش خواری» و بایدگرایی اسکندر قرار می دهد و جوهر USA را نمایان می سازد. یافته های پژوهش بیانگر آن است که نظامی، در قرن ششم هجری، مضمون محوری روان شناسی الیس را در قالبی عرفانی و اخلاقی بیان کرده است که انسان، مستقل از شکست یا موفقیت، دارای ارزش ذاتی است. بنابراین اسکندرنامه را می توان متنی حماسی–درمانی دانست که در آن، کمال گرایی بیرونی جای خود را به پذیرش درونی و آرامش عقلانی می دهد
۱۲۷۸.

مقایسه جایگاه زن در مقام معشوق در مثنوی معنوی و بوستان سعدی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۴۳
در متون عرفانی و تعلیمی ادبیات فارسی، بازتابی روشن از باورها و ارزش های فرهنگی و اجتماعی ایرانیان دیده می شود. در این میان، زنان جایگاهی برجسته دارند و حضور آنان نه تنها به عنوان شخصیت های ادبی، بلکه به مثابه نمادهای فرهنگی و اجتماعی مطرح شده است. این پژوهش به مقایسه جایگاه زن در مقام معشوق در بوستان سعدی و مثنوی معنوی مولوی، پرداخته است. هدف اصلی، واکاوی نگرش دو شاعر نسبت به زن در مقام معشوق و تحلیل تفاوت ها و شباهت های این دیدگاه ها در بستر اجتماعی و فرهنگی زمانه ایشان است. روش تحقیق توصیفی تحلیلی، کیفی و کتابخانه ای بوده و داده ها از منابع مکتوب و الکترونیکی گردآوری شده اند. یافته ها نشان می دهد که در بوستان، زن در مقام معشوق بیشتر در قالب شخصیتی زمینی و اجتماعی تصویر می شود؛ معشوقی که نماد زیبایی، محبت و نیرویی تحول آفرین در زندگی عاشق است و حضور او در خدمت آموزه های اخلاقی و تربیتی قرار دارد. در مقابل، در مثنوی معنوی، زن در مقام معشوق به مرتبه ای عرفانی ارتقا یافته و به عنوان نمادی از حقیقت الهی و پلی برای اتصال عاشق به عشق مطلق معرفی می شود. این تفاوت ها بیانگر آن است که سعدی با نگاه اخلاقی و اجتماعی به زن می نگرد، در حالی که مولوی زن را در مقام معشوق به نمادی عرفانی و معنوی تبدیل می کند. نتایج پژوهش نشان می دهد که جایگاه زن در مقام معشوق بازتابی از فرهنگ، دین و اندیشه های فردی دو شاعر است و مقایسه آن ها می تواند به شناخت عمیق تر از نگرش ادبی و عرفانی نسبت به زن در ادبیات کلاسیک فارسی بینجامد.
۱۲۷۹.

Heteropoesia: Basil Bunting’s Translation of Obayd Zākānī’s Mush-o Gorbeh(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۴ تعداد دانلود : ۱۹۵
This article studies the role of ‘selving’ and creative interpretation in literary translation. Specifically, it analyzes one of Basil Bunting’s successful translations of Obayd Zākānī’s Mush-o Gorbeh, a picturesque and catchy poem in rhyme and rhythm, laden with animal characters, which was considered to be both a masterpiece of children’s literature and a very important political satire. Bunting, a translator of Persian classical poems into English, had both political and poetic missions as a spy and an up-and-coming poet. This study turns to the theories of translation by Steiner, Benjamin, and Bassnett, among others, to show the challenges of translating Persian poetry. Through an in-depth analysis of this translated work in dialogue with Bunting’s other works, this manuscript shows how the two missions sometimes overlapped. Ultimately, however, it is argued that literary translation functions as an aesthetic ‘other’ place where the translator can act as a cultural double agent, working to the advantage of both cultures.
۱۲۸۰.

ریشه ها و نمودهای یاس فلسفی در رباعیات خیام(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۹
یأس فلسفی، پدیده ای عمیق در تجربه انسانی و التهابی بنیادین در دو ساحت عقلی و عاطفی اوست.به طوری که شخص مایوس هرگونه امید به بهبود اوضاع و اصلاح امور را از دست می دهد و از نظر او تمامی راه ها مسدود به نظر می رسد، و در نهایت به ورطه "بی معنایی" سقوط می کند. این حالت، به خصوص در میان اندیشمندان و شاعران، به دلیل عمق تفکر و حساسیت روحی بیشتر، نمود بارزتری دارد. عمر خیام، با اندیشه های والا و روح حساس و لطیفش، نمونه ای برجسته از این دسته است که بازتاب یأس فلسفی در رباعیات او، به وضوح قابل درک است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان