تبیین عنصر شناخت در ابیات روایی از منظر گفتمانی.(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله نخست به تبیین ابیات روایی، سپس کاوش در اصل و سرچشمه ماجرایی که به طور ضمنی و فشرده در ابیات روایی آمده، آنگاه بررسی رابطه میان این دو از منظر گفتمانی(گفتمان سنتی) می پردازد. از دیدگاه شناختی، زبان وسیله ای برای ایجاد ارتباط و انتقال پیام، یا شناخت از قطبی به قطب دیگر تلقی می-گردد؛ از منظر گفتمانی هم شناخت موجب بروز راهکارها و شگردهای زبانی می گردد این شگردها مدام در حال تولید، تکثیر، تکثّر، جابجایی، دگرگونی، حذف، انتقال یا جایگزینی شناختی دیگر هستند، بنابراین دیگر نمی توان شناخت را صِرفا راهی برای انتقال اطلاعات دانست بلکه جریانی است تأثیرگذار بر اطلاعات که در تغییر جهت دادن به چرخه انتقال، یا کامل نمودن آن عمل می نماید براین اساس، شناخت، گونه ای گفتمانی که در عملِ گفتمان به کارگرفته می شد، بازسازی شده، به شکلی منسجم تحقق می یابد. شناخت دیگر نمی تواند فقط به ارائه اطلاعات محدود گردد. مقاله حاضر ضمن معرفیِ نوع خاصی از گفته پردازی، که تداعی گر است و در آن، داستان یا سرگذشتی را به گونه ای فشرده روایت می شود؛ اصل و منشأ این گونه روایی را بررسی می نماید. در این نوع گفته پردازی، داستان های طولانی، در ذهن شاعر ماده خام و ابزاری می شود برای بیانمقاصدی متعالی ؛ برای دریافت آن می بایست از گفتمان و شناخت(=دریافت)بهره گرفت.