ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰۱ تا ۱۲۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۱۰۱.

دو روایت از دو تدوین خدای نامه در منابع حمزه اصفهانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۱۸
کتاب خدای نامه ( خودای نامگ ) یکی از منابع تاریخی ایران باستان به شمار می رود که در اوایل دوره اسلامی بارها از پهلوی به عربی ترجمه شده است. تاریخ نگاران دوره اسلامی از ترجمه های عربی این کتاب برای نگارش تاریخ پادشاهان ایران استفاده کرده اند. از خدای نامه مطالب متفاوتی در متن های تاریخی دیده می شود که دو دیدگاه متفاوت را درباره این کتاب به وجود آورده است: دیدگاه نخست، خدای نامه را اثری مفصّل با تحریرهای گوناگون (شاهی، دینی و پهلوانی) می داند؛ درحالی که دیدگاه دوم، آن را کتابی مختصر و محدود به فهرست شاهان و روایت های کوتاه تاریخی به شمار می آورد که نسخه های خطی بسیاری داشته است. با در نظر گرفتن این دو دیدگاه، در این پژوهش به روش تحلیل اسناد، سال شمار شاهان ساسانی در متن های تاریخی چهار قرن نخست اسلامی مقایسه شده و با تمرکز بر روایت حمزه اصفهانی در کتاب تاریخ سنی ملوک الأرض و الأنبیاء کوشش شده است تا به پرسش های زیر پاسخ داده شود: آیا سال شمار شاهان ساسانی در کتاب های دوره اسلامی برگرفته از خدای نامه پهلوی بوده است؟ تفاوت سال شمار شاهان ساسانی ناشی از تحریرهای مختلف خدای نامه بوده یا ناشی از تفاوت در نسخه های خطی این کتاب بوده است؟ مقایسه سال شمارهای شاهان ساسانی در متن های تاریخی نشان می دهد که این سال شمارها به چهار گروه و سه روایت مختلف تقسیم می شود. روایت نخست، به خدای نامه ای مربوط می شود که در زمان خسرو انوشیروان تدوین شده و تا دوره اسلامی با افزودن بخش های تازه ای نسخه برداری شده است. روایت دوم به تحریر دیگری از خدای نامه مربوط می شود که احتمالاً نزدیک به دوره اسلامی یا در قرن اول اسلامی تدوین شده است. منابع حمزه اصفهانی ترکیبی از این دو روایت را نشان می دهد، هرچند تأثیر تدوین دوم خدای نامه در آن بیشتر بوده است.
۱۰۲.

جدال هم افزایِ تخیلات واقع گرا؛ بررسی گزاره های رئالیسم جادویی در دور رمان کافکا در کرانه اثر موراکامی و شجره العابد اثر عمار علی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۱۴۰
نمادهای واقعی تخیُّل گریز بوده و مفاهیم و صور انتزاعی نیز به صورت بنیادین پیوندی با نمادهای رئالیستی ندارند، اما محمل ادبیات آوردگاهی است که این دو سویه ناهمگون از تأملات منطق گریز را واجد پیوندی ناگسستنی می کند، به گونه ای که گاه مرز میان آنها قابل تشخیص نیست، بخصوص در مؤلفه هایی چون رازگونگی، پوچ گرایی، فضای وهم آلود، دگردیسی و مسخ شدگی و تا حدودی صوفی گری. شاید شرایط سیاسی و اجتماعی موجود در جوامع نکبت زده جهانی، نویسندگان را به این سبک فراخوانده و باعث شده نویسنده با زبانی رمزگونه و تلفیق نمادین واقعیت وخیال، واقعیت های جامعه را به تصویر کشد. این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی به بررسی مؤلفه های رئالیسم جادویی در دو رمان شجره العابد از عمار علی و « کافکا در کرانه » از موراکامی پرداخته است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که عناصر وهم وخیال، تنهایی، اوضاع سیاسی-اجتماعی، سکوت و بایکوت اختیاری، حضور موجودات فراحسی، ورازگونگی وپوچ گرایی در این دو رمان استعمال شده است. عناصری چون استحاله و دگردیسی و صوفی گری تنها در رمان شجره العابد، و مؤلفه هایی چون پوچ گرایی وفضای متعفن فقط در رمان کافکا کاربرد داشته است. برجسته ترین این مؤلفه ها در شجره العابد ترسیم فضای تعفن آلود و جنبه متصوفانه بوده، و مؤلفه های برجسته رمان کافکا تقابل، پوچ انگاری و رازگونگی بوده است. عمار علی به اوضاع نابسامان جامعه، مسائل اجتماعی و نمادهای عرفانی پرداخته است، اما موراکامی به مسائل انسانی در جامعه خود از جمله به تنهایی، پوچی ومرگ ومسائل فرهنگی اشاره کرده است. گاه نیز اشارات فراواقعی موراکامی قهری، انقباضی، انزواطلبانه و از روی اعتماد به عناصر مادی بوده، در حالیکه نگاه غالب در نزد عمار علی  انبساطی، خودخواسته، غیرمادی وعاطفه محور بوده است.
۱۰۳.

پیشینه اساطیری سوگواری در قوم کُرد و بازتاب آن در آیین های عاشورا در کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۴۴
استان کرمانشاه، فرهنگ کهن و دیرینی دارد که به دلیل هم جواری با تمدن بین النهرین، در بسیاری از شئون از جمله در آیین های سوگواری تحت تأثیر باورهای کهن این منطقه قرار گرفته است. به دلیل رسوخ آموزه های اساطیری در باورهای اقوام ایرانی، بخش مهمی از این آموزه ها به مناسک دینی نیز وارد شده و با تغییراتی خود را با شرایط زمانه هم رنگ کرده است. نگارندگان در این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی و میدانی به بررسی مناسک سوگواری در فرهنگ عامه کرمانشاه و بازتاب آن در آیین های عاشوراییِ این شهر پرداخته اند. برایند تحقیق گویای آن است که سوگواری در میان کردهای کرمانشاه هم در مرگ عزیزان و هم در عزای امام حسین (ع) در برخی از مفاهیم ریشه های مشترک اسطوره ای دارند؛ بدین معنی که گریستن های طولانی، روی خراشیدن و موی کندن با باران، حاصلخیزی و باروری مرتبط بوده و مربوط به تمدن های کشاورزی است؛ چمری آیین گذر و عناصر آن نیز دارای ریشه و مفاهیم اسطوره ای است: اسب به دلیل داشتن وجه توتمی، تجسد و تجسم فرد درگذشته، دایره چمری، دایره کمال برای آرامش متوفی و صاحبان عزا و دفع شرور و سرگردانی، مور و مویه بیان دغدغه های اساطیری و حماسی قوم و لباس و اشیای متوفا با باور به جادوی مجاورت در حکم همان فرد متوفی است. همه موارد مذکور دارای پیشینه اساطیری و جزو آیین های گذر متوفا از این جهان به جهان دیگر است.
۱۰۴.

The Benefits of Using Literature in Educational Practices and Boosting Students’ Engagement(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۶ تعداد دانلود : ۱۱۰
Literature plays a crucial role in education, a powerful tool for learning and teaching various subjects. It enriches the educational experience by fostering critical thinking, enhancing language skills, and promoting cultural awareness. Literature can enhance critical thinking and empathy by exposing students to various voices, perspectives, and experiences. This article explores the multifaceted role of literature in the learning and teaching process. Incorporating diverse literary texts in instruction is essential for fostering an inclusive and culturally responsive educational environment. In the present qualitative study seven literature and teaching professors, and twenty-six university students at the BA level were interviewed. The data were analyzed to deduce the relevant themes. The results revealed many positive points in using literary texts in language learning and teaching. In addition, some important themes were obtained from the interview data. In general, it was revealed that diverse texts could reflect students' varied backgrounds and challenge dominant narratives, encouraging learners to explore and appreciate different cultures and histories. This approach promotes student engagement and relevance, as the students see themselves represented in the literature they study. Moreover, different literary texts can serve as powerful tools for discussions around social justice, identity, and power dynamics, helping students to navigate complex societal issues. Ultimately, integrating these texts enriches the curriculum, supports the development of a more equitable classroom, and prepares students to thrive in a multicultural world.
۱۰۵.

تحلیل مناسبات بینامتنی کلیله ودمنه و منظومه روباه راینکه اثر یوهان ولفگانگ گوته(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۸۰
کلیله ودمنه یکی از معروف ترین و غنی ترین آثار فابل و تعلیمی در میراث ادبی و فرهنگی جهان و سرشار از حکایت های تمثیلی پندآموز است که به بسیاری از زبان های زنده دنیا ترجمه شده و تقلیدها و اقتباس های فراوانی از آن صورت گرفته است. ردّپای این اثر را در آثار برخی کشورهای اروپایی، از جمله ادبیات آلمان می توان یافت. در مقاله حاضر سعی بر این است تا به روش تحلیل محتوا و نیز تحلیل تاریخی-فرهنگی، با تکیه بر مکتب فرانسوی ادبیات تطبیقی و استفاده از نظریه بینامتنیت ژرار ژنت، به تحلیل مناسبات بینامتنی کلیله ودمنه و منظومه مشهور روباه راینکه نوشته یوهان ولفگانگ گوته بپردازیم. نتایج بررسی ها نشان می دهد که رابطه بینامتنی این دو اثر از نوع بینامتنیت ضمنی بوده و واکاوی وجوه تشابه و تفارق میان آن ها مؤیّد این مطلب است که سه باب شیر و گاو، بازجُست کار دمنه و شیر و شغال از کلیله ودمنه را می توان از جمله پیش متن های مورد استفاده در نگارش منظومه نامبرده برشمرد. رمان روباه، اثر برجسته ادبیات عامیانه قرون وسطی در سده دوازدهم میلادی و نیز داستان های ازوپ، از دیگر پیش متن های منظومه گوته هستند. همچنین باید اذعان داشت که منظومه روباه راینکه یک پانورامای طنز عمیق و واقع گرایانه از زندگی مردم قرون وسطی در دوره سیستم فئودالی و نشان دهنده آن است که یک اثر می تواند فراتر از یک اقتباس ساده عمل کرده و اهمیّت و ارزش فرهنگی و اجتماعی بیابد. انجام این قبیل پژوهش ها می تواند هر چه بیشتر بر نفوذ و تأثیر فرهنگ و ادب شرق بر غرب صحّه بگذارد.
۱۰۶.

جریان شناسی زندگی در شعر سهراب سپهری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۱۰۴
سهراب سپهری در شعر خود که سرشار از زندگی و عشق به آن است بی قید و شرط سخن می گوید چرا که طرفدار ادبیات متعهد و هنر برای اهداف فکری نیست بلکه پیرو نظریه هنر برای هنر است و زندگی را برای چیزی دیگر نمی خواهد بلکه ارزش ذاتی برای زندگی قائل است. در این مقاله، روش پژوهش از نوع کیفی و مطالعه کتابخانه ای بر مبنای تحلیل محتواست. جریان شناسی شعر سپهری را با ترازوی دغدغه وجودی اگزیستانسیالیستی او بررسی و از زاویه خواننده محوری که اصالت را به تفسیر خواننده از متن می دهد نشان می دهد که او در شعر خود از تجربه و درک خود سخن نمی گوید بلکه خواننده را با زندگی مواجه می سازد و با خود همراه می نماید تا در کوچه های معنوی گام بردارد و خود با پدیده های زندگی به طور ملموس زندگی کند. نمونه هایی از این مواجهه با آفتاب و درخت که گرما و رویش زندگی در شعر اوست برای نمونه آورده و نشان داده می شود که شاعر از این جلوه های زیبای زندگی راه به سوی جاودانگی و معنویت می برد و طعم عرفان را به خواننده می چشاند.
۱۰۷.

نمادها و نمادواره های ابداعی در الهی نامه عطار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۰۷
نماد مفهومی بسیار گسترده است که تعاریف متعددی در کتب مختلف از آن ارائه شده است و در نگاه کلی عبارت از هر علامت، اشاره، کلمه، ترکیب و عبارتی است که بر معنی و مفهومی ورای آن چه ظاهر آن می نماید، دلالت دارد. در دسته بندی نمادها یکی از اقسام نمادهایی که از آن نام برده شده، نمادهای ابداعی است که با عناوین دیگری چون: نمادهای تصادفی، اختصاصی، شخصی و خاص در کتب مختلف ذکر شده است؛ نمادهایی که ساخته ذهن خود شاعر است و تا قبل از او کسی آن مفهوم را در آن معنای نمادین به کار نبرده است، از این رو هر یک از شاعران نمادپرداز، در تصاویر نمادین خود نمادهای ابداعی دارند که پیش از آن ها کسی آن را به کار نگرفته است. عطار هم از جمله شاعرانی است که در اشعار خود موفق به تدوین یک نظام منسجم نمادین شده؛ چرا که «منطق الطیر»، «مصیبت نامه» و «الهی نامه»، منظومه هایی رمزی و نمادین هستند و دیگر آثار وی هم عرفانی اند و آثار عرفانی پیوندی نزدیک با رمز و نماد دارند. او در نمادپردازی ابداعاتی دارد که در این پژوهش برآنیم تا با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از منابع و اسناد مکتوب و الکترونیکی این نمادها را در الهی نامه عطار استخراج کنیم و از این رهگذر هم شیوه های نمادپردازی عطار را به دست آوریم و هم فراگیرشدن یا نشدن این نمادها بعد از عطار بر ما مکشوف گردد. نتایج حاصل از تحقیق نشان می دهد که عطار اغلب نمادهایش را در قالب اضافه های تشبیهی به کار می برد، همچنین براساس جست وجوهای صورت گرفته، ظاهراً برخی از نمادهای ابداعی عطار را تا کنون کسی جز او به کار نبرده؛ اما برخی دیگر به صورت نمادهای فراگیری در شعر شاعران پس از عطار درآمده است. نمادهای ابداعی عطار در سه شکل: اضافه های تشبیهی، استعارات و حکایات تمثیلی بیان شده که اغلب موارد استخراج شده، به صورت اضافه های تشبیهی است.
۱۰۸.

زبان تمثیل؛ زبان همدلی (تحلیل منطقی سیر زبان تمثیلی به زبان همدلی در عرفان با تکیه بر مثنوی)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۸۹
 مولانا در مثنوی سعی وافر دارد تا با ایجاد زبان همدلی لطایف عرفانی را برای همگان آسان نماید؛ از این رو زبان و قالب تمثیل را به عنوان زبان همدلی انتخاب می کند. اینکه زبان تمثیلی موجد همدلی است؛ ثبوتاً ممکن است؛ امّا اثباتاً نیازمند تشریح و تبیین منطقی است؛ بنابراین در این مقاله سعی وافر شده است؛ به روش توصیفی- تحلیلی بر مبنای تعقّلی – منطقی این امر به خوبی اثبات شود. اثبات این امر طی ده توالی و فرایند منطقی به صورت دقیق صورت گرفته است. و چنین نتیجه گرفته شد که مولانا با توجه به این فرایند دقیق عقلی توانسته است؛ زبان تمثیلی را به زبان همدلی که زبان عرفانی است؛ تبدیل نماید. و در نتیجه در مخاطبان خود همزبانی و هم سرایی ایجاد نماید. این ده فرایند به ترتیب عبارت اند از: 1. تعقّل 2. تخیّل عقلانی 3. شکل بندی 4. معناگرایی 5. زیبایی آفرینی 6. اقناع 7. پاکسازی 8. همدلی 9. هم زبانی 10. هم سرایی.
۱۰۹.

تحلیل عوامل شکل گیری استعاره های درباری در خمسه نظامی از منظر استعاره شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۱۰۷
نظامی شاعری است که بنابر جهان بینی و تجربه های زیسته خود، در پرداخت مفاهیم از استعاره های درباری زیادی استفاده کرده است. او در قرن ششم بنابر موقعیت جغرافیایی گنجه و نبردهای پی در پی در آن و همچنین باور به ایدئولوژی سیاسی کلام اشعری و ارتباطاتی که با ساختارهای سیاسی و نهاد قدرت داشته است، به صورت خودآگاه وناخودآگاه، سروده هایش رنگ و بوی سلطنتی و درباری بسیاری به خود گرفته است؛ به گونه ای که او در پرداخت بسیاری از مسائل از گفتمان سلطنتی و درباری استفاده کرده است که این عامل به نوعی باعث انسجام متنی خمسه شده و ساختار و شاکله خاصی به آن داده است؛ به طوری که استعاره های درباری، به یکی از شاخصه ها ی سبکی برجسته در سطح بلاغی خمسه نظامی تبدیل شده اند و بررسی و تحلیل آن ها می تواند دریچه ای برای شناخت و درک نظام اندیشگانی نظامی تلقّی شود. با توجه به همین موضوع، این پژوهش تلاش دارد با مبنا قرار دادن نظریه استعاره ی شناختی، عواملی که باعث می شود تا اندیشه و ذهن نظامی به سمت و سوی استعاره های درباری پیش برود، مورد تحلیل و بررسی قرار دهد. نتایج این تحقیق نشان می دهد عوامل جغرافیایی و محیطی، اعتقادی و دینی، تجربی و زیستی از جمله مهم ترین عوامل شکل گیری استعاره های درباری در خمسه نظامی است و با تأثیرگذاری بر فرآیند استعاره سازی در ذهن و اندیشه نظامی، او را به سمت و سوی ایجاد کلان استعاره هایی همچون خدا شاه است وسلاح جاندار است، سوق داده است که موجبات شکل گیری شبکه ای از خرده استعاره ها را در خمسه فراهم آورده است.
۱۱۰.

تحلیل دراماتیک شخصیت شیرین به مثابه «زنِ واجد عشق آرمانی» در منظومه خسرو و شیرین : از کهن الگو تا تراژدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۱۴۵
این پژوهش با هدف تحلیل دراماتیک شخصیت شیرین در منظومه خسرو و شیرین نظامی، جایگاه او را به مثابه «زنِ واجد عشق آرمانی» بررسی می کند. پژوهش حاضر با رویکردی ترکیبی، از دو منظرِ نظریه مثلث عشق استرنبرگ و کهن الگوهای یونگ، به واکاوی عناصر سازنده شخصیت شیرین می پردازد و نشان می دهد که عشقِ شیرین واجد هر سه مؤلفه صمیمیت، شور و تعهد است و در عین حال، ویژگی های کهن الگویی او همچون زیبایی، پاکدامنی، پویایی، خردمندی، حساسیت و کینه جویی نقشی کلیدی در ساختار دراماتیک روایت دارند. از منظر دراماتیک، شیرین به عنوان شخصیت محوریِ داستان مسیر تحول و تعالی ای پیچیده را طی می کند که از عشقی آرمانی آغاز می شود و درنهایت به انتخابی تراژیک می انجامد. تحلیل روابط او با سایر شخصیت ها، ازجمله خسرو، فرهاد و شیرویه، نشان می دهد که داستان عمدتاً حول واکنش آن ها به کنش های شیرین شکل می گیرد و به پیش می رود. درنهایت، شاید بشود گفت که این پژوهش از سویی می تواند الهام بخش درام پردازی معاصر باشد و از سوی دیگر راه را برای بررسی های بیشتر در حوزه بازنمایی زنان عاشق در ادبیات فارسی به مثابه منابعی ارزشمند از ناخودآگاه جمعی ایرانیان در باب عشق بگشاید.
۱۱۱.

تأملی تطبیقی بر ماهانتا در اکنکار و عرفان اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۱۱۸
وجود پیر و استاد از موضوعات اساسی و مهم در عرفان و همه بنیادهای باطن گرایانه جهان است. رهرو طریقت، به جهت سلوک و طی طریق نیازمند وجود راهنما و پیری است تا به وی کمک کند و او را به سر منزل مقصود برساند. در ادیان مختلف معیارها و مشخصه های گوناگونی برای پیر ارائه شده و عنوان های مختلف به وی نسبت داده شده است. در مکتب اکنکار از پیر و استاد کامل با عنوان ماهانتا یاد می شود و مشخصه ها و ویژگی هایی برای ماهانتا بیان شده است. در پژوهش حاضر به روش تحلیلی توصیفی تلاش بر آن بوده است تا جایگاه ماهانتا و پیر بررسی و با مقایسه میان آن دو، وجوه شباهت ها و افتراقات میانشان بررسی شود. پرسش اصلی پژوهش آن است که آیا شاخصه های ماهانتا با پیر در عرفان اسلامی همخوانی دارد؟ نتایج کلی حاکی از آن است که علی رغم شباهت هایی که در توصیف و وظایف و ابعاد وجودی پیر و ماهانتا وجود دارد، نظر به تفاوت مبنایی نگرش توحیدی میان این دو دیدگاه، تفاوت های بسیاری نیز به چشم می خورد؛ قابل ذکر است که ماهانتا در باور اومانیستی مکتب اکنکار وجودی شرک آلود ومنافی با مبانی توحیدی دارد.
۱۱۲.

نگاهی به شیوه های ماده تاریخ سرایی در کهن ترین گورستان شیراز، دارالسلام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۸۴
گونه ی ماده تاریخ از انواع ادب فارسی است که پیشینه ای بیش از هزار سال دارد. علاوه بر آثار مکتوب و سردر بناهای برجسته، کتیبه ها یا گورنوشته ها از مظاهر مهم بروز این گونه ی ادبی بوده اند. از برجسته ترین این مکان ها می توان به گورستان تاریخی دارالسلام (درب سلم) شیراز اشاره کرد. مقاله ی حاضر کوشیده تا در مکان مذکور، دست به شناسایی، معرفی و دسته بندی شیوه های ماده تاریخ سرایی، بزند. این پژوهش با شیوه ی مستقیمِ میدانی و همچنین غیرمستقیمِ کتابخانه ای و با تلاشی چندین ساله در استخراج و خوانش حدود 1500 بیت شعر در 228 گورنوشته و انتخاب 45 بیت نویافته، در فاصله ی زمانی قرون 11 تا 14 ه .ق فراهم شده است. از آنجا که بر پژوهش های پیشین این عرصه، آسیب هایی چند مترتب بود که مهم ترین آن ها نگاه غالباً سنتی و برآمده از آثار مکتوب کهن بوده است، نگارندگان در مقاله ی مذکور تقسیم بندی های متفاوتی ارائه داده اند که عبارتند از: عددی، واژگانی، منظوم و پوشیده با کسر یا جمع. این اشکال، پس از شناسایی و ارائه نمودار و بسامد آماری، از جنبه های مختلف مثل شیوه ها، صنایع ادبی و محتوا و مضمون بررسی شده اند. نتیجه پژوهش نشان می دهد که بیشترین ماده تاریخ متعلق به دوره ی قاجار است که دلیل عمده آن نیز حضور شاعران توانمند در این عرصه، در شیرازِ آن روزگار است. فروانی کلی انواع گونه ها نیز به این ترتیب است: پوشیده با کسر یا جمع، منظوم، عددی و واژگانی. دلیل استقبال از هر کدام از این شیوه ها عبارتند از: تمایل به ساختن ماده تاریخ فاخر، سخت یا آسان بودن ماده تاریخ سرایی در هر روش، ویژگی های سبکی و زبانی زمانه و توانایی شاعران. این اشعار در مواردی نیز شامل مضامینی متفاوت مثل اشاره به نام، پیشه، و علت مرگ فرد است که بررسی هرکدام از این مضامین می تواند اطلاعات مفید اجتماعی، فرهنگی و تاریخی هر عصر را در اختیار ما بگذارد.
۱۱۳.

بررسی مقایسه ای مطلق گویی امثال و حکم در غزلیات حافظ و سعدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۸۱
حافظ و سعدی، هر دو در زمینه پند و اندرز و صدور احکام زندگی، مطلق گویی هایی در دیوان غزلیات خود دارند و به شکل مسلّم و قطعی، حکم داده اند، هرچند قطعاً مهمترین نصایح و احکام سعدی در گلستان و بوستان مشهود و معروف است. ضرب المثل شدن و تکرار بسیاری از ابیات و مصاریع این دو شاعر بزرگ، گواهی است بر اهمّیت کاربرد امثال و حکم ایشان، نه تنها در ایران، که در جهان؛ امثال و حکمی که قطعی صادر شده و انتظار می رود مطلقاً پذیرفته و به کار گرفته شوند. هدف از این پژوهش، بررسی و تطبیق امثال و حکم حاوی مطلق گویی در دیوان غزلیات حافظ و سعدی است. در این پژوهش که به روش کتابخانه ای انجام شده است، احکام و اندرزهای مطلق این دو شاعر از دیوان غزلیات ایشان استخراج، بررسی و مقایسه شده اند. سوال های اساسی پژوهش این است که حافظ و سعدی در امثال و حکم غزلیات خود، در چه زمینه هایی مطلق گویی کرده اند و اهمیت اندرزها و احکام مطلق گوی ایشان در چیست و مطلق گویی در اشعار این دو شاعر چه تفاوت ها و چه همانندی هایی دارد. یافته های تحقیق نشان می دهد که هردو شاعر، از پشتوانه دانش، معرفت، تجربه و کمال یافتگی که شرط لازم برای مطلق گویی است برخوردار بوده اند. هر دو از واژه هایی خاص مطلق گویی استفاده کرده اند. همچنین اغراق های مطلق گویانه سعدی نسبت به حافظ بیشتر است و شیرین تر بیان شده است، اما در باب نصایح، برتری با حافظ است. همچنین در موضوعات فلسفی و پرسش ها و پاسخ های مهّم زندگی، حافظ بر سعدی برتری دارد.
۱۱۴.

تمثیل و کارکردهای آن در مکتوبات مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۶۰
تمثیل یکی از مهم ترین ابزارهای بیانی در آثار مولاناست که او از آن برای تفهیم مفاهیم عرفانی، اخلاقی و تعلیمی بهره برده است. نامه های مولانا که مخاطبانی از طیف های مختلف اجتماعی دارد، سرشار از تمثیل های کوتاه و بلندی است که برای اهداف گوناگون نوشته شده اند. بررسی نظام مند تمثیل های موجود در نامه های مولانا (مکتوبات) تاکنون مورد توجّه جدّی قرار نگرفته است. این پژوهش با رویکردی توصیفی - تحلیلی و مبتنی بر تحلیل آماری، به بررسی انواع تمثیل های به کار رفته در نامه های مولانا و کارکردهای بلاغی آنها می پردازد و در پی پاسخ به این پرسش هاست که مولانا در مکتوبات از چه تمثیل هایی بهره گرفته است، کدام تمثیل ها بیشترین کاربست را داشته و این تمثیل ها چه کارکردهایی در نامه های وی داشته اند؟ نتایج بدست آمده گویای آن است که مولانا در نامه های خود بیشتر، از تمثیل های توصیفی استفاده کرده است و تمثیل های روایی کاربرد محدودتری داشته اند. ارسال المثل که از جمله تمثیل های کوتاه به شمار می رود، بیشترین بسامد را به خود اختصاص داده است که نشان از تلاش مولانا برای تأکید، اقناع و مشروعیت بخشی به سخنانش از طریق بهره گیری از خرد عامّه و سنّت های زبانی دارد. از سوی دیگر، کارکردهای تبیینی و انگیزشی بیشترین سهم را در مکتوبات مولانا داشته اند؛ درحالیکه کارکردهای استدلالی و انتقادی بسامد کمتری دارند. این مسئله گویای آن است که مولانا در نامه های خود بیشتر به هدایت عملی مخاطبان و ایجاد انگیزش در آنها توجّه داشته تا ارائه استدلال های پیچیده. بنابراین، این پژوهش با ارائه شناختی دقیق از شیوه های بهره گیری مولانا از تمثیل در مکتوبات، می تواند به درک بهتر سبک بلاغی و ارتباطی او در نامه هایش کمک کند.
۱۱۵.

تحلیل شناختی-فرهنگی استعاره «بلا» در متون منتخب عرفانی فارسی و عربی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۶۰
این پژوهش به بررسی تطبیقی مفهوم سازی استعاری «بلا» در متون منتخب عرفانی فارسی و عربی می پردازد. مسئله اصلی، شناسایی شباهت ها و دسته بندی ابعاد تنوع مفهوم سازی «بلا» و توصیف دقیق «کانون معنایی» استعاره در هر سنت است. چارچوب نظری، نظریه استعاره شناختی-فرهنگی کِوِچِش (۲۰۰۵) با تمرکز بر تعامل مفاهیم جهان شمولی و تنوع فرهنگی است. پژوهش با روش ترکیبی (کمی-کیفی) انجام شده و داده ها با استفاده از تحلیل محتوا و رویکرد کیفی تحلیل نگاشت های استعاری بررسی شده اند. نتایج نشان می دهد حوزه های مبدأ مشترکی چون «ظرف»، «بار»، «آتش» و «خوردنی» برای مفهوم سازی «بلا» در متون مورد بررسی هر دو زبان وجود دارد. با این حال، تفاوت های قابل توجهی در ترجیحات شناختی-فرهنگی و بسط استعاره ها مشاهده می شود که در چهار سطح قابل دسته بندی است: ۱) تفاوت در بسامد استعاره ها، ۲) مفهوم سازی همخوان و بدیل، ۳) دامنه حوزه مقصد و ۴) تنوع در نگاشت ها و استنتاج های استعاری. تحلیل کیفی این ابعاد، نشان می دهد که کانون معنایی «بلا» در سنت عرفانی عربی، با برجستگی و بسامد بالای حوزه مبدأ «نیرو و حرکت» بلا را به عنوان مواجهه با نیروی قوی و محتوم الهی که از بالا به پایین جهت دهی شده است مفهوم سازی می کند در حالیکه کانون معنایی «بلا» در سنت عرفانی فارسی، با برجستگی و بسامد حوزه مبدأ «آتش و ظرف» بلا را به عنوان تجربه ای فعال برای رسیدن به کمال و پختگی در مسیر سلوک مفهوم سازی می کند. این یافته ها بر لزوم طبقه بندی توصیفی ابعاد تنوع استعاری مفاهیم انتزاعی عرفانی در پرتو نظریه شناختی-فرهنگی تأکید می ورزد.
۱۱۶.

نقش میرحامد حسین در تبیین مبانی اعتقادی مذهب امامیه در شبه قاره هند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۵۳
استواری و قوام دین، ارتقای سطح دینی، فکری، علمی و اجتماعی مردم و رشد و پویایی و وسعت دادن به نگرش مردم و مصون نگاه داشتن آنان از اندیشه های انحرافی، یکی از وظایف خطیر عالمان، فرهیختگان و آشنایان به آموزه های دین است. بررسی و تحلیل نقش آفرینان در این عرصه، اقدامی ستودنی و درخور اهمیت است. میر حامد حسین هندی، یکی از این چهره های فاخری است که در بالندگی و اعتلای دین اسلام و مذهب اهل بیت (ع) و پیشگامان جهاد تبیین در شبه قاره هند، با منطق وزین و استدلال شکوهمندانه خویش، به دفاع از آموزه های وحیانی و تعالیم حیات بخش اسلام، در یک شرایط سخت و دشواری همت گماشت و در این عرصه، کتاب های سترگ و شایسته ای ازجمله «عبقات الانوار» را نگاشت که به عنوان مشعل فروزان و طریق هدایت و از مهم ترین منابع علمی در تبیین مبانی نظام امامت شمرده می شود. تلاش های جاودانه او در هندوستان به عنوان دانشوری بیدارگر و روشن ضمیر، موجب دستاوردهای ارجمندی در این سامان بوده است. نوشتار حاضر می کوشد با طرح این پرسش که نقش میر حامد حسین در گفتمان سازی معارف اعتقادی شیعی در شبه قاره هند چیست، با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی، ضمن آشنایی با زیست نامه این عالم برجسته و عوامل گسترش مذهب امامیه در هندوستان، به بررسی عناصر ترویج مبانی اعتقادی مذهب اهل بیت (ع) در سایه سار نقش آفرینی میر حامد حسین در شبه قاره هند اشاره کند. از نتایج پژوهش، می توان دریافت که این چهره علمی و مدافع مکتب آل الله، در نهادینه سازی مبانی اعتقادی شیعه، خدمات صادقانه و ماندگاری داشته است که ازجمله آن می توان به نگارش کتاب هایی در حوزه امامت شناسی، تربیت شاگردان متعهد در گستراندن تعالیم اسلام ناب و احداث کتابخانه ناصریه اشاره کرد.
۱۱۷.

نمودهای ادب غنایی در رمان «دختر رعیت» با رویکرد نظریه گریماس(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۱۱۸
ادبیات داستانی معاصر ایران، آمیزه ای از مسائل اجتماعی و غنایی است. همراهی این دو ویژگی در برخی آثار شاخص داستانی بر جذابیت و ابعاد فنی و هنری آن ها افزوده و توجه مخاطبان را برانگیخته است. رمان «دختر رعیت» از محمود اعتمادزاده (م.ا. به آذین) با وجود پرداختن به زندگی عاطفی شخصیت محوری خود، صغری، و روابط پیچیده او با اربابان و عوامل اجتماعی، از عناصر ادب غنایی فراوان بهره می برد. این مقاله با استفاده از نظریه گریماس به تحلیل ساختار روایی و تقابل های معنایی در داستان می پردازد و نشان می دهد که چگونه احساسات، عواطف و رنج های فردی در قالب روایتی غنایی بازتاب یافته اند. بررسی عناصری مانند عشق، رنج، تسلیم و تلاش در زندگی صغری، در کنار تقابل های دوگانه گریماس، درک عمیق تری از عناصر ادب غنایی در این داستان ارائه می دهد. یافته های پژوهش نشان می دهد که تقابل های دوگانه داستان، در بستر غنایی، اجتماعی و فرهنگی خاص خود به تحلیل و روایت زندگی افراد و چالش های اجتماعی می پردازند و با وجود تفاوت های ساختاری و روایی، در یک نقطه مشترک هستند، پردازش عمیق مسائل اجتماعی و فرهنگی و ارائه تصویری واقعی از زندگی مردم در شرایط سخت در جامعه ای که بر آن گفتمان سلطه فرادستان و حاکمان جریان دارد. از سوی دیگر، این داستان ها به نوعی نمایانگر تلاش های انسان ها برای تحمل و تغییر در برابر نابرابری ها و مشکلات اجتماعی هستند و از طریق روایت های خود، به خواننده پیامی از امید و ضرورت تغییر را منتقل می کنند.
۱۱۸.

بررسی تطبیقی قلمرو طنز کودک در داستان های «حذاءالطنبوری و العرندس» از کامل الکیلانی و «دیو دیگ به سر و نوش جون آقا بزه» از فرهاد حسن زاده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۹۱
طنز در داستان های کودکانه، متناسب با دنیای آن ها است به گونه ای که کودک با مطالعه و شنیدن داستان، خود را در فضایی جذاب تصور می کند نویسنده ها هم سعی می کنند کودکان را از طریق فضای مفرح، با شیوه ای ادبی خاص، تربیت و آموزش دهند و آن ها را به اندیشیدن وادار نمایند و روحیه کنجکاوی و پرسش گری را در آن ها تقویت کنند. اگر لایه های سطحی و زیرین طنز کودک در داستان ها در یک فضای واقعی و متناسب با زندگی و نیازها بین دو زبان، مقایسه شود قرابت فرهنگ ها را مشخص می کند و باعث غنی شدن طنز در یک مرز و بوم می شود.از این رو با توجه به این مهم، در این جستار سعی شده است با بهره گیری از تحلیل محتوا، قلمرو های طنز کودک حذاءالطنبوری و العرندس از کامل الکیلانی، نویسنده مصری، و دیو دیگ به سر و نوش جون آقا بزه از فرهاد حسن زاده نویسنده ایرانی، با روش تطبیقی مکتب آمریکایی، بررسی شود. یافته های پژوهش حاکی از آن است که قلمرو طنز این داستان ها: سرگرم کنندگی، تعلیمی – آموزشی و تفکر ساده انتقادی با زبانی ساده است در این میان ،داستان های کامل الکیلانی برای کودکان در سنین بالاتر مناسب تر دیده می شود و در مقابل داستان های حسن زاده به گونه ای خلق شده است که برای کودکان در سنین پایین تر، بسیار جذاب و دلنشین است.
۱۱۹.

بررسی مضامین مقاومت در رمان «قناع بلون السماء» بر اساس نظریه پسااستعماری «ادوارد سعید»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۹۵
رمان «قناع بلون السماء» نگاشته نویسنده فلسطینی «باسم خندقجی» (1983) نمونه ای برجسته از ادبیات مقاومت سرزمین فلسطین، به موضوعاتی همچون استعمار، هویت و مبارزه با اشغالگری می پردازد. پژوهش حاضر به روش تصیفی- تحلیلی مضامین پایداری این رمان را بر اساس نظریه اندیشمند و نظریه پرداز فلسطینی «ادوارد سعید» (1935- 2003 ) به ویژه مفاهیم گفتمان قدرت، شرق شناسی و مقاومت فرهنگی، واکاوی کند، نتایج پژوهش نشان می دهد نویسنده با بهره گیری از تکنیک های روایی نوین همچون شخصیت پردازی، گفت وگوهای درونی، ساختارهای چندلایه داستانی و پایانی باز، توانسته مفاهیمی همچون مقاومت در برابر استعمار، امیدبخشی به جامعه و بازپس گیری هویت تحریف شده را در قالبی هنری و تأثیرگزار ارائه دهد. خندقجی با به کارگیری تکنیک های ادبی و استفاده از نمادها و استعاره های عمیق، به شکلی هنرمندانه روایتی خلق می کند که فراتر از یک اثر ادبی معمولی، به عنوان یک بیانیه فرهنگی و سیاسی در برابر گفتمان استعماری عمل می کند. این رمان نه تنها بازتاب دهنده تاریخ پرفراز و نشیب فلسطین بوده، بلکه پاسخی کوبنده و دقیق به تلاش های اشغالگران برای تحریف تاریخ و هویت این ملت است.
۱۲۰.

تبیین رابطه خدا با انسان در آثار منظوم و منثور ملاصدرا و اسپینوزا: از فلسفه تا ادبیّات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۱ تعداد دانلود : ۲۰۹
اسپینوزا و ملاصدرا، از جمله فیلسوفان برجسته ای هستند که با رویکردهای متفاوت به مسئله شناخت مستقیم خداوند پرداخته اند. یکی از نقاط تمایز مهم در اندیشه اسپینوزا و ملاصدرا، مفهوم بی نهایت و ذات در فلسفه آنهاست. اسپینوزا، که به شدت تحت تأثیر عقل گرایی و ماتریالیسم فلسفی بود، معتقد است که دانش بی واسطه تنها از طریق شناخت نسبی امکان پذیر است و حقیقت این نوع معرفت در ارتباط آن با نسبیت نهفته است. در مقابل، ملاصدرا که به سنت فلسفی اسلامی تعلق دارد، بر این باور است که شناخت مستقیم خداوند محدود به ذات و وجود مخاطب است و این شناخت، فراتر از هر گونه ادراک حسی و عقلانی، در سطحی از وجود تحقق می یابد که بالاترین مرتبه دانش و معرفت محسوب می شود. نویسنده در این پژوهش با شیوه اتوصیفی - تحلیلی به بررسی ارتباط خدا با انسان از دیدگاه ملاصدرا و اسپینوزا پرداخته است. نتایج پژوهش بیانگر آن است که از منظر ملاصدرا، علم بی واسطه به خداوند یک معرفت وجودی است که بر اساس وحدت وجود و شناخت مستقیم از طریق حضور و شهود به دست می آید.. در مقابل، اسپینوزا بر این باور است که معرفت بی واسطه از طریق ادراک شهودی از یکپارچگی طبیعت با خداوند حاصل می شود. در نهایت، مقایسه دیدگاه های اسپینوزا و ملاصدرا نشان می دهد که هر یک از این دو فیلسوف، با توجه به نظام فلسفی خود، به نوعی شناخت بی واسطه خداوند رسیده اند که در نهایت، عالی ترین نوع دانش و معرفت را تشکیل می دهد و به نوعی نشان دهنده بالاترین سطح تعامل انسان با حقیقت الهی است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان