ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۸۱ تا ۸۰۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۷۸۱.

بررسی جامعه شناختی نقش شعر فارسی در موسیقی معاصر ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۷ تعداد دانلود : ۱۲۴
شعر فارسی با موسیقی ایران همواره پیوند عمیقی داشته که حتی با ظهور جریان ترانه سرایی، شعر همچنان در بسیاری از آثار موسیقی، جایگزین ترانه می شود. این پژوهش با روش تحلیلی – توصیفی و با نظر به رویکرد جامعه شناسی ادبیات و دیدگاه لوسین گلدمن، نقش شعر فارسی را در موسیقی ایران تبیین کرده و به بررسی دلایل گرایش تولیدکنندگان موسیقی به شعر کلاسیک و نو و تحولات این دلایل در دوره های مختلف پرداخته است. در این میان تأثیر عوامل فرهنگی، سیاسی و اجتماعی بر جایگزینی شعر به جای ترانه و پیامدهای مثبت و منفی آن نیز مورد توجه بوده اند. نتایج تحقیق نشان می دهد که استفاده از شعر کلاسیک به دلایلی همچون جایگاه فاخر آن در فرهنگ ایرانی، نگرش دینی و مذهبی در جامعه پس از انقلاب اسلامی، سیاست های غرب ستیزانه، تحولات فرهنگی و پیشرفت های مدرنیته و ظرفیت های زبانی و ادبی شعر کلاسیک در دوره های زمانی مختلف، متفاوت است. گرایش به شعر آزاد و نو نیز اغلب به دلیل محتوای سیاسی و اجتماعی و زبان نمادین این نوع شعر است. جایگزینی شعر به جای ترانه، پیامدهای مثبتی همچون آشنایی بیشتر مخاطبان با شعر و ادبیات، ارتقاء دانش و سلیقه آنان، معرفی شاعران، افزایش کیفیت آثار موسیقی و تأثیر مثبت بر دیگر آثار و ترانه ها را به همراه دارد. پیامدهای منفی آن نیز عبارتند از: اثرگذاری منفی در کیفیت ترانه های دیگر، بیگانگی این آثار با زمان تولید اثر و تلفیق یا تغییر اشعار.
۷۸۲.

تحلیل روان شناسانه نیاز به ارتباط (انواع عشق) در 35 داستان برگزیده کودکان و نوجوانان (بر اساس نظریه اریک فروم)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۱۲۸
یکی از نیازهای اساسی آدمی از منظر تمامی روانشناسان، نیاز به عشق و ارتباط است. انسان برای رسیدن به مرحله خودشکوفایی باید دوست داشتن و دوست داشته شدن را تجربه کند. انسان سالم کسی است که بتواند نیازهایش را بدون آسیب رساندن به دیگران، به خوبی تامین کند و این مهارت باید از کودکی به کودکان آموزش داده شود. داستان یکی از مهم ترین ابزارهای آموزشی خصوصاً در دوران کودکی است. می توان با بررسی ارتباط بین شخصیت های داستانی در داستان های گوناگون کودکان و نوجوانان به بررسی نوع و کیفیت عشق در آنها پرداخت و پیرو آن به میزان تاثیرپذیری کودک از داستان و نوع آموزه و کاربرد تربیتی آن بر کودکان مخاطب دست یافت. روش گردآوری اطلاعات در این پژوهش کتابخانه ای و تجزیه و تحلیل اطلاعات به صورت تحلیل محتوای کیفی انجام شده است. یافته ها نشان می دهد، همه انواع عشق (براساس تقسیم بندی فروم) در نمونه های آماری مطرح شده است. کودک با خواندن داستان ها به جایگاه افراد و تفاوت میان انواع ارتباط آشنا می شود و می داند در مواجهه با افراد مختلف و در «ارتباط»های متعددی که در طول عمر تجربه می کند، چه رفتارهایی را انتخاب کند.
۷۸۳.

کمال گرایی در آثار عطار براساس دیدگاه اخلاقِ مراقبت و همدلی نل نادینگز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۸۴
عطار نیشابوری(540 – 618 هه. ق)، در آثار خویش به موضوع انسان، کمال و سعادت او و راه های رسیدن به آن پرداخته است. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی، تلاش دارد تا وجوه اشتراک کمال گرایی را در آثار عطار براساس آرای نل نادینگز (قرن بیستم) مفسر تعلیم و تربیت در خصوص اخلاق مراقبت و همدلی به مثابه نظام ِ ارزشی انسانی تبیین سازد. محور معنویت، در زندگی آدمی، در جهت کمال و ارتقای روحانی انسان، اهمیت وافری دارد. براساس باور نل نادینگز، مراقبت، اساس روابط انسانی را تشکیل می دهد. براساس ماحصل تحقیق، روابط مراقبتی، همدلی و توجه به دیگری دارای اهمیت ویژه ای در اخلاق مراقبت است؛ به نحوی که کل زندگی شخص را تحت تأثیر قرار می دهد. تمام فعالیت های ما و ارزش های زندگی، حول مراقبت نظم پیدا می کند. آثار عطار نیز مؤلفه های اخلاق مراقبت را بازنمایی می کنند و دارای تمامی ویژگی های اخلاق مراقبت هستند. اخلاق مراقبت در آثار عطار، نگرشی اخلاقی مبنی بر انسجام بخشی مطلوب به جامعه است و به عنوان ارزشی انسانی، مدّ نظر قرار می گیرد و می تواند در جامعه ترویج شود تا در کنار سایر رویکردهای اخلاقی، پاسخگوی بخشی از نیاز امروزی جامعه باشد.
۷۸۴.

تحلیلی هرمنوتیکی از سمبل های شعر نیما یوشیج(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۹۰
 سمبل های شعر نیما یوشیج را غالباً سیاسی یا اجتماعی تحلیل کرده اند. در تحلیل این سمبل ها به دیگر آثار او نظیر نامه ها و سفرنامه هایش کمتر توجه شده است و همچنین ارتباط ساختاری اشعار او کمتر مورد توجه بوده است. نیما در نامه هایش خود را شاعر و نویسنده سیاسی نمی داند و درباره بن مایه اشعارش مطالبی به دست داده است که نشان می دهد مهمترین دغدغه اش تثبیت شعر نو و موفقیت آن بوده است و همین مضمون را در اشعارش منعکس کرده است. در مقاله حاضر تلاش شده است تا با خوانشی هرمنوتیکی، سمبل های شعر نیما در پیوند با این مضمون تحلیل شوند. در تحلیل این سمبل ها گاهی نمونه هایی از دیگر آثار نیما نیز نقل شده است. همچنین به منظور دستیابی به ساختار کلی اشعار وی، حوزه های معنایی سمبل هایش، با خوانشی ساختارگرایانه، در دسته های زیر تحلیل شده است: 1) سمبل های مربوط به نور و روشنایی؛ 2) سمبل های مربوط به حیوانات و پرندگان؛ 3) سمبل های مربوط به کاشتن، درخت، گل و گیاه؛ 4) سمبل های مربوط به دریا و آب؛ 5) سمبل های مربوط به خانه؛ 6) دیگر سمبل ها.
۷۸۵.

بررسی تطبیقی روند بومی سازی در اقتباس های سینمایی از رمان بوف کور بوف کور رائول روییز و بزرگراه گمشده دیوید لینچ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۱۰۳
در مطالعات اقتباس، بومی سازی به مجموعه راهکارهایی اطلاق می شود که اقتباس کننده برای همخوان سازی یک اثر با فرهنگ مقصد به کارمی گیرد. در این فرآیند، انطباق اثر با هنجارهای فرهنگی مقصد، قصد و استراتژی اقتباس کننده و دریافت مخاطب بیش از وفاداری به متن اصلی اهمیت دارد. پژوهش حاضر با تکیه بر نظریات اقتباس، بویژه مفهوم بومی سازی نزد هاچن، و با در نظر گرفتن خوانش های مختلف از بوف کور صادق هدایت، به بررسی تطبیقی و کیفی روند و شگردهای بومی سازی در اقتباس سینمایی از رمان بوف کور ، توسط دو فیلم ساز از دو بافت جغرافیایی متفاوت می بپردازد یکی رائول روییز فیلمساز شیلیایی و دیگری  دیوید لینچ فیلمساز آمریکایی. بنابر یافته های پژوهش هر دو فیلمساز با شیوه هایی متفاوت، اثر هدایت را با جغرافیا، فرهنگ، زیست، دغدغه ها و سبک خود سازگار کرده اند که به تغییر معنای اثر و خلق آثاری جدید منجر شده است. اقتباس روییز همخوان با تجربه زیسته فیلمساز، با تأکید بر تجربه مهاجرت، بیگانگی و تصادم فرهنگی، به بازتابی از هویت پسااستعماری بدل شده است؛ درحالی که لینچ با تلفیق درون مایه های روان شناختی و مؤلفه های ژانر نوآر، بوف کور را، در بستری مدرن و آمریکایی بازتفسیر کرده است. این مقاله نشان می دهد که اقتباس های میان فرهنگی نه بازتولید، بلکه بازآفرینی هایی هستند که معنای تازه و همخوان با فرهنگ خود، در بستر جدید خلق می کنند.
۷۸۶.

Vers une philosophie du comique: ironie et rire dans Je m’en vais de Jean Echenoz(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۸۹
Chez Jean Echenoz, et particulièrement dans Je m’en vais , l’humour ne se réduit pas à un simple ornement narratif: il constitue une modalité critique et existentielle centrale dans une esthétique postmoderne. Cet article s’interroge sur la manière dont le comique déconstruit les codes traditionnels du récit tout en révélant la crise du sujet moderne. En mobilisant une lecture textuelle approfondie, combinée à des approches philosophiques et esthétiques, nous montrons que l’ironie echenozienne fragilise à la fois la logique narrative et la cohérence du sujet. Le rire, quant à lui, oscille entre distance critique, déréalisation et vacuité existentielle. Cette tension produit une esthétique du soupçon où le comique agit comme un espace de survie lucide face à l’absurde. En ce sens, le comique chez Echenoz participe d’une mise en crise permanente des repères ontologiques et narratifs. Le comique devient ainsi un outil d’exploration des limites du langage et de la représentation. Ainsi, l’humour chez Echenoz apparaît comme une stratégie postmoderne pour habiter la fragilité du sujet sans prétendre restaurer une vérité perdue.
۷۸۷.

از رویداد تاریخی تا روایت ادبی خوانش رواییِ رویداد تاریخی «استخلاص بخارا» در تاریخ جهانگشا با استفاده از نظریه دیوید هرمن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۱۴۳
رویداد تاریخی استخلاص بخارا از آن دسته رویدادهای پراهمیتی است که مورّخان متعدد آن را ضبط کرده اند. ضبط این رویداد در تاریخ های گوناگون از تفاوت رویکردها و نوع نگاه مورّخان به موضوع تاریخ نگاری و شرح رویداد حکایت می کند. در برخی از این متون، روایات با تفصیل بیشتری همراه است و رویداد از حالت گزارش تاریخی خارج شده است. یکی از مورّخانی که با رویکردی فراتر از گزارش این رویداد را ثبت کرده، عطاملک جوینی، صاحب تاریخ جهانگشا، است. در تحلیل روایت جوینی، عوامل متعدد مخاطب را متقاعد می کند که او نه تنها با هدف ارائه گزارش، بلکه با چشم اندازی فراتر از آن رویدادها را ثبت و ضبط کرده است. در جستار حاضر، با روش توصیفی تحلیلی و رویکرد روایت شناسی، رویداد تاریخی استخلاص بخارا کاویده شد. تحلیل براساس نظریه چهارسطحیِ تحلیل روایت دیوید هرمن صورت گرفته است. این نظریه روایات را در چهار سطح واقع شدگی، توالی رویدادها، جهان پردازی/جهان پریشی، و هم حسی بررسی می کند و میزان روایتمندی در رویداد را نشان می دهد. در سطح اول روایت جوینی (واقع شدگی)، موضع راوی در چهار چهره قابل تشخیص است؛ به بیان دیگر، جوینی هربار با قرارگرفتن در یکی از قالب های نگارنده (گزارشگر و یادآور) و بازگو (گزارشگر، پنددهنده) از شگردهایی بهره می گیرد که رویداد را از حالت گزارشگری خارج می کند و آفرینشی ادبی ترتیب می دهد. در سطح دوم (توالی رویدادها) نیز، جوینی با چینش رویدادها درقالب یک نظام علّی، آغاز و میانه و پایان روایت را که مستلزم پیرنگ روایی است به خوبی تنظیم می کند. جوینی در پرداخت این روایت، رویدادهای اصلی و فرعی را تنظیم کرده است. این تنظیم رویدادها و چینش دقیق به همراه توصیفات دقیق از زمان و مکان روایت، شیوه جوینی را در پرداخت سطح سوم روایت (جهان پردازی) روشن می کند. درنهایت نیز، در سطح چهارم روایت، جوینی با سه شیوه به خواننده حالت هم حسی القا می کند. باید در نظر داشت که القای این حالت در متون تاریخی کمتر حس می شود؛ این درحالی است که شیوه مورخان ایرانی در گزارش صرف نمی شود و هدفی موازی با آن در نظر دارند که می توان از آن با عنوان اصل تعلیم درجهت تأثیرگذاری بر مخاطب یاد کرد. جوینی در این سطح با اتخاذ سه شیوه متمایز، یعنی توصیف براعت استهلال گونه در آغاز روایت، ترکیب کلام با تصویر، و نقل اشعار و امثال درجهت دنبال کردن خط تعلیم، بر نظام احساسی مخاطب اثر می گذارد و احساس را به ادراک تبدیل می کند. درنهایت، از این فرآیند اندیشه ای مرکزی در مخاطبان ایجاد می شود. این فرآیند به ایجاد یکی از عناصر مهم روایتمندی منتهی می شود که به معنای گذر از سطح گزارش صرف و رسیدن به سطحی از آفرینش ادبی است.
۷۸۸.

بررسی کشتی یعقوب با خدا در عهد عتیق در آیینه علم الاسماء سنت عرفان اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۹۳
این مقاله به بررسی داستان کشتی یعقوب با خدا در کتاب مقدس می پردازد. این داستان با رویکرد نو و از منظر علم الاسماء الهی در سنت عرفان اسلامی مورد تحلیل قرار گرفته است. مفسران کتاب مقدس، هماورد یعقوب در این داستان را خدا، فرشته و یا عیسو در نظر آورده اند و برخی این واقعه را رویایی پیامبرانه دانسته اند. فارغ از اینکه هماورد یعقوب که بوده، همچنان که در نظرگاه سنت عرفان اسلامی، عالم هستی و همه مخلوقات مظاهر اسماء الهی هستند و در همه آنات، خلق و مقدرات و مسائل عالم با روابط میان اسماء، تدبیر و نمایان و جاری می شوند. از همین منظر، می توان این واقعه را در آینه علم الاسماء الهی و با الهام از قاعده تخاصم و تناکح اسماء بررسی کرد. پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی و رویکرد پدیدارشناسانه مبتنی بر نظرگاه عرفانی به این داستان از کتاب مقدس نظرکرده و فهم تازه ای از آن ارائه داده است. غلبه یعقوب در مقام انسان کامل و «تجلی جامع اسماء الهی» در عصر خود و هماورد او در شأن «جلوه ای از اسماء الهی جزئی»، همان غلبه اسم جامع بر اسم جزئی الهی است؛ بنابراین، این واقعه را می توان صورتی از تخاصم و تناکح اسماء الهی دانست که به سبب تفاوت مراتب اسماء الهی و احاطه و برتری بعضی بر بعضی دیگر رخ نموده است. این نوشتار بر آن است تا براساس قاعده ای در مبانی سنت عرفان اسلامی، امکان گشایش باب جدیدی در رجوع به متون ادیان کهن فراهم آورد.
۷۸۹.

سیمای یار در سروده های محلی استان کهگیلویه و بویراحمد با تکیه بر موانع وصال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۱۳۳
یکی از مهم ترین واژگان کلیدی اشعار لری، معشوق (یار) است که وصف زیبایی و ذکر صفات و ویژگی های ظاهری و اخلاقی وی از بن مایه ها و موتیف های برجسته شاعران محلی است. عشق، معشوق، عاشق، فراق معشوق، سوز و گداز، موانع وصال و رقیب، مجموعه واژگان غنایی هستند که در زیست بوم عشایری در کنار کوه های سر به فلک کشیده و دامنه های سرسبز و پهن دشت های اردیبهشت بهاری، مفهوم معنایی کامل تری می یابند. فراق که زاییده عشق است در زیست بوم عشایری، هرآنگاه که با محرومیت ها و ناکامی های اجتماعی عجین شود، سوزناک تر می شود و هر آنچه از دل برآید، بر دل بهتر نشیند و تأثیرگذارتر خواهد بود و سیمای معشوق شعر لری در غارتگری، دلیری و عیاری، همانند معشوق غزل فارسی بوده و همچنین، صدای موسیقی شعر لری که برگرفته از ناکامی ها و مشقت های عشقی و غیرعشقی است، محزون تر و غمگین تر بوده و آرزوی بازگشت به دوران شاد گذشته را دارد. در این جستار ادبی، سیمای معشوق در قالب توصیف ویژگی های ظاهری (چشم، ابرو، قد، لب، صورت) و رفتاری (اعراض و روی گردانی، بی رحمی و ستمگری، ناز و کرشمه، ایما و اشاره) به همراه عناوین استعاری یار برنو (berno)، شلال (shelal) ، شکال (shkal)، کهره شکال (karah shekal) و همچنین موانع وصال یار (موانع طبیعی و غیرطبیعی) موردبررسی قرارگرفته است. هدف نگارندگان، ضمن پرداختن به بازتاب جنبه های زیباشناسانه یار در سروده های محلی، اهمیت کمی و کیفی عشق و عاشقی را در زیست بوم فرهنگ لری مد نظر قرار داده اند و شیوه پژوهش به شکل بنیادی بر پایه مطالعات کتابخانه ای میدانی و به روش تحلیل محتوای کیفی انجام شده است.
۷۹۰.

بررسی رمان «درویش پنجم» رهنورد زریاب بر اساس کهن الگوی محوری «بازگشت» و نظام کهن الگویی ضمنی آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۶۱
در میان رویکردهای معاصر در تحلیل آثار ادبی، نقد کهن الگویی تلاشی است در جهت فهم بن مایه ها و داده های مبنایی در ناخودآگاه نویسنده که به صورت فعال در تمامی روایت ها جاری است. در خصوص نظریات محوری در این باره، مبانی نظری یونگ به عنوان بنیان گذار این مکتب تحلیلی، توانسته است همچنان به عنوان رویکرد غالب و محوری در نقد کهن الگویی حفظ شود. در سویی دیگر، در میان رمان نویسان معاصر، محمد اعظم رهنورد زریاب، یکی از نویسندگان بزرگ ادبیات افغانستان است که در انواع متنوعی از خلق ادبی چون داستان کوتاه، رمان و فیلم نامه فعالیت داشته است. رمان درویش پنجم او را می توان در رده برجسته ترین آثار او به شمار آورد که این پژوهش سعی دارد با روشی توصیفی-تحلیلی و با تأکید بر مبانی نظری یونگ، به بررسی کهن الگوی محوری و نظام پیرامون آن بپردازد. از نتایج این پژوهش آن است که کهن الگوی مبنایی و محوری در رمان را می توان کهن الگو ی بازگشت عنوان کرد که نظام ساختاری روایت، حول محور آن شکل گرفته است. از این رو آرکی تایپ های مادر مثالی، پیر فرزانه و قهرمان در ذیل این محور و در شخصیت های مادر و پدر مارال و درویش پنجم تصویر شده است. از سوی دیگر وجه آنیمایی در رفتار درویش پنجم و تأثیر منفی مادینه روان او، گسست عمیقی میان سایه و خویشتن را ایجاد کرده، و درویش پنجم به عنوان نمودی از انسان گم گشته معاصر، در تمامی روایت در راه شناخت خود و رسیدن به فردیت از مسیر غلبه بر سایه در حرکت خواهد بود.
۷۹۱.

بررسی تطبیقی کارکرد های جادویی سیب در گزیده ای از قصه های فولکلور ایرانی و اروپایی بر پایه نظریه ولادیمیر پراپ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۷۷
این نوشتار به بررسی تطبیقی کارکردهای جادویی سیب در قصه های فولکلور ایرانی و اروپایی بر پایه نظریه ریخت شناسی ولادیمیر پراپ می پردازد. پژوهش بر اساس تحلیل ساختاری پراپ و کدگذاری خویشکاری ها، با بهره گیری از شاخص های آرنه–تامسون و مارزلف، انجام شده است. داده ها از منابعی چون فرهنگ افسانه های مردم ایران و قصه های برادران گریم گردآوری شدند. تحلیل روایت ها نشان می دهد سیب در هر دو فرهنگ دارای کارکردهایی مشابه، از جمله آبستن کنندگی، جوان کنندگی، و دگردیسی است، اما تفاوت های معناداری نیز دیده می شود. در قصه های ایرانی، سیب اغلب نماد حیات و باروری است (برای نمونه با نقش درویش به عنوان بخشنده)، در حالی که در قصه های اروپایی بر جنبه های درمانی یا فریبندگی آن تأکید شده است. یافته ها نشان می دهد سیب در قصه های ایرانی عمدتاً با تیپ های 303 و 550* (باروری) و در قصه های اروپایی با تیپ های 301 و 408 (نجات قهرمان) همخوانی دارد. این اشتراکات و تفاوت ها ریشه در اسطوره های مشترک و مؤلفه های فرهنگی خاص هر منطقه دارند. نتایج پژوهش بیانگر آن است که سیب به عنوان بن مایه ای فرافرهنگی، هم در اسطوره ها و هم در قصه های فولکلور نقشی کلیدی ایفا می کند. با وجود شباهت در ساختار روایی، کارکرد آن تحت تأثیر جهان بینی هر فرهنگ شکل می گیرد. این مطالعه می تواند به درک بهتر اشتراکات ادبیات شفاهی و بازتولید این نماد در رسانه های معاصر یاری رساند.
۷۹۲.

حیوان، «دیگری باختینی» در داستان های کوتاه چوبک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۰۱
هدف این جستار، تبیین و تحلیل کارکرد «حیوان به مثابه دیگری باختینی» در داستان نویسی صادق چوبک است؛ میخاییل باختین با طرح نظریه چندآوایی و دفاع از گفتمانِ گفت وگومرکز، تلاش کرد صداهای ضعیف به حاشیه رانده شده، ازجمله صدای «دیگری» را به گوش «مرکز» برساند و از این رهگذر قدرت را «نامرکز» کند و با «گفتمان های اقتدارگرای خودمرکزپندار» بستیزد. چوبک نیز از رهگذر گفت وگوپردازی و اعتباربخشی به آوا و اندیشه و صدای دیگری، همچون باختین علیه گفتمان تک صدا و خود محور روزگارش به پا خاست. وجه ممیزه اصلی کار چوبک در طبیعت گرایی ادبی او نهفته است؛ این طبیعت گرایی، چوبک را بر آن داشت که در روایت از شخصیت های حیوانی در مقام کنشگر اندیشه ور به مثابه دیگری، بیشتر بهره ببرد.  در پژوهش پیش رو با بهره گیری از دیدگاه باختین، کارکرد حیوانات در داستان های کوتاه صادق چوبک با تمرکز بر تجلی آن ها در مقام دیگری به شیوه توصیفی- تحلیلی بررسی شده است. این بررسی نشان می دهد که چوبک با انتخاب حیوانات به عنوان شخصیت های داستان هایش و البته میدان دادن به آن ها توانسته است هم فضیلت های فراموش شده را به آدمی گوشزد کند و هم گامی به سوی رهایی از بند گفتمان های اقتدارگرا و خودمرکزبین بردارد. حیوانات به مثابه دیگری در داستان های کوتاه صادق چوبک وسعتی به اندازه بشریت پیدا کرده اند. او به این وسیله عقده های پدرانگی انسان قرن بیستم را که در صنعت و تکنولوژی غرق شده است نیز به تصویر می کشد.
۷۹۳.

خوانش حکایت «دوستی کبوتر و زاغ و موش و باخه و آهو» از کلیله و دمنه بر پایه ی ویژگی های داستانی فبک، با نگاهی انتقادی به بازنویسی آن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۶۴
کلیله و دمنه که در زمره ی ادبیات تعلیمی فارسی قرار دارد، کتابی سرشار از آموزه های اجتماعی، سیاسی و اخلاقی در قالب حکایت هایی از زبان حیوان هاست. قابلیت های بالای این کتاب و مضامین گوناگون و پر مغز آن سبب شده است تا بازنویسی ها و اقتباس های بسیاری از آن صورت گیرد و در حوزه های دیگر نیز کاربرد داشته باشد. یکی از این حوزه های نسبتاً جدید، آموزش فلسفه به کودکان (فبک) است. پژوهش حاضر که با روش توصیفی تحلیلی صورت گرفته است، حاصل بررسی حکایت «دوستیِ کبوتر و زاغ و موش و باخه و آهو» بر اساس معیارهای داستانی فبک و نیز ادبیات کودکان و نوجوانان است. طبق یافته های پژوهش، این حکایت با داشتن مؤلفه هایی نظیر: پیرنگ قوی، گره افکنی و گره گشایی، شخصیت پردازی، جزئیات و توصیف های داستانی در سطح ادبی، مطابقت موضوع و درون مایه با روحیه ی مخاطب کودک در سطح روان شناختی و نیز الگوی گفت وگوی استدلالی و کندوکاوپذیری در سطح فلسفی، از قابلیت بسیار بالایی برای آموزش فلسفه به کودکان برخوردار است. تحلیل و بررسی بازنویسی این حکایت در مجموعه ی داستان های فکری برای کودکان ایرانی، برمبنای معیارهای داستان فلسفی نشان می دهد نویسندگان نتوانسته اند از قابلیت ها و ظرفیت بالای این حکایت به شایستگی استفاده کنند و اثر مقبولی برای استفاده در کلاس های فبک ارائه دهند.
۷۹۴.

Revisiting the Semiotic: A Study of Jorie Graham’s Poetic Consciousness in Sea Change(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶۶ تعداد دانلود : ۴۳۷
The present paper analyzes Jorie Graham’s “Sea Change”, the eponymous poem of her 2008 poetry collection, through Julia Kristeva’s theories on semiotic and the abject. By tracing the historical attitudes towards embodiment, this research attempts to examine Graham’s outlook towards the mind/body and by extension nature/culture dichotomies in her poetry. The previous studies on the Sea Change collection have mostly focused on Graham’s formal structures and ecological concerns; no other research has used Kristeva’s theories to examine the importance of one’s embodied experience of the world in her poetry to reveal how negative attitudes towards the body lead to a fractured existence for the human subject. Graham’s poetic language addresses the neglect to which the semiotic has been subjected, redefines the body in terms that are not abject and opens up a safe cultural space for it. Her poetry illuminates how mystification and degradation of the body have a positive correlation with oppression of the nature, as concepts belonging to similar dichotomous lines of thought, and highlights the call for a re-evaluation of the attitudes towards the human subject’s existence in the world.
۷۹۵.

پیوند تشیّع با وجوه حیات سیاسی و حِکمی سدهٔ یازدهم هجری در اندیشهٔ زلالی خوانساری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۴ تعداد دانلود : ۲۹۱
ادیبان پارسی گوی عصر صفوی با توجّه به شرایط سیاسی، اجتماعی و فرهنگی این دوره به ویژه یکپارچگی ایران زمین در بستر رسمیت و فراگیری مذهب امامیهٔ اثنی عشری و سلطنت دودمان سیادت تبار صفوی از حیث نمود هویّت ایرانیان، سهم بزرگی از بازتاب هویّت ایرانی در تاریخ این سرزمین را به خود اختصاص داده اند. در این میان، زلالی خوانساری، از شاعران برجستهٔ اواخر سدهٔ دهم و اوایل سدهٔ یازدهم هجری در روزگار شاه عباس صفوی (996-1038ق)، در کلّیات خود به طرز وسیعی به وجوه حیات سیاسی و حکمی سدهٔ یازدهم هجری پرداخته است. تحقیق حاضر بر آن است تا از منظر تاریخی و به روش توصیفی-تحلیلی با اتّکا بر منابع تاریخی و ادبی عصر صفوی به خصوص کلّیات زلالی خوانساری به این پرسش، پاسخ دهد که جایگاه وی در بیان پیوند تشیّع با وجوه حیات سیاسی و حکمی سدهٔ یازدهم هجری چگونه است؟ دستاوردهای مطالعه و پژوهش حاضر، بیانگر آن است که زلالی خوانساری به عنوان ادیب و شاعر چیره دستی که در طرز شاعری و استفادهٔ مطلوب از اسالیب و صنایع ادبی مورد توجّه شاعران و ناقدان ادبی عهد صفوی واقع شده، به روشنی از عناصر گوناگون دخیل در هویّت سرزمینی، قومی، فکری و مذهبی ایرانیان بهره برده و در اجزاء و قطعات مختلف کلّیات منظوم خود به کار بسته است. و از این حیث، ضمن آنکه تأثیر عمیق خویش از هویّت ایران یکپارچهٔ شیعی عصر صفوی را نشان داده است، با توانمندی تحسین برانگیز خویش در استفاده از ابزار ادبی و شاعری، جهت نمایاندن ابعاد گوناگون هویّت مزبور، توفیق بسیار یافته است.
۷۹۶.

بررسی تطبیقی رمان های محمد سناجله و لیلا صادقی از منظر ادبیات دیجیتال (با تکیه بر رمان های شات، صقیع، اگه اون لیلاست پس من کی ام؟ و وقتم کن تا بگذرم)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۸۶
یکی از مهم ترین گونه های ادبی جدید «رمان رئالیستی دیجیتال» است که از داده های دیجیتالی، اطلاعاتی و تکنیک های فن آوری برای ساختن کالبد روایی و محتوایی بهره گرفته است. این گونه ادبیِ جدید در پرتو واقعیت دیجیتال مجازی و مسائل انسان معاصر به دگرگونی هایی می پردازد که فرد را برای عبور از دنیای واقعی به دنیای مجازی همراهی می کند. محمد سناجله در ادبیات عربی و لیلا صادقی در ادبیات پارسی به این گونه جدیدِ روایی نظر داشته و آثاری را در این زمینه خلق کرده اند. هدف از انجام این پژوهش واکاوی انگیزه های نویسندگان یاد شده در پرداختن به این گونه جدید ادبی و یافتن نقاط اشتراک و تفاوت آثار آنهاست. مهم ترین نتایج این جستار که با  تکیه بر روش توصیفی تحلیلی و با رویکرد تطبیقی به مقایسه رمان های مذکور می پردازد، حاکی از آن است که در این رمان ها از نظر ظاهر و محتوا و نیز انتقال انسان از دنیای واقعی به دنیای مجازی، با یکدیگر شباهت دارند؛ اما در نحوه به کارگیری این عناصر با یکدیگر تفاوت دارد. به عنوان مثال سناجله از سه نوع تصویر یعنی تصویر متحرک همراه با صدا، تصویر ثابت همراه با صدا و تصویر ثابت بدون صدا بهره گرفته است، حال آنکه لیلا صادقی، تنها از نوع سوم؛ یعنی تصویر ثابت و بدون صدا بهره گرفته است.
۷۹۷.

روایت شناسی رمان پایی که جا ماند بر اساس نظریه ژرارژنت(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۳
کتاب « پایی که جاماند» که در زمره ی ادبیّات دفاع مقدّس قرار می گیرد به قلم سیّد ناصر حسینی پور نوشته شده است. حسینی پور در این اثر، خاطرات اسارت خود را به صورت یادداشت های روزانه ارائه کرده است. این جستار درپی آن است که کتاب مذکور را براساس نظریه ی ژرارژنت با توجه به شاخصه های (زمان، وجه و لحن ) بررسی کند. نتایج پژوهش نشان می دهد با توجه به این که کل اثر در زمان حال به نگارش در آمده و وقایع مربوط به گذشته را به رشته تحریر کشیده است، نویسنده از نظر زمانی به گذشته نگری تکیه دارد. در تحلیل داستان، راوی اول شخص است و خود یکی از شخصیت های اصلی داستانی (قهرمان) است که در اکثر اتفاقات یا حضور دارد یا ناظر بر آنها می باشد. تکرار در این اثر مد نظر نویسنده نیست و برای کمتر شدن حجم مطالبش در موارد معدودی از بسامد بازگو بهره برده است و از بسامد مکرر برای مقاصدی مثل تأکید، ضرورت و اهمیت مطلب استفاده کرده است. کانونی گر(سید ناصر) از زاویه دید محدود به تماشای فضای داستان نشسته است، چرا که دایره اطلاعاتش محدود به حضور اشخاص در فضای داستان می باشد. ﮐﻠﯿﺪ واژهﻫﺎ: روایت شناسی، روایت، ژرارژنت، رمان پایی که جا ماند
۷۹۸.

شفاجویی آیینی و اعتقادی در فرهنگ و ادبیات عامه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۲
شفاجویی آیینی و اعتقادی ارزش های مرسوم درمیان معتقدان در طول تاریخ بوده است و هنوز نیز در سطحی محدودتر از گذشته رواج دارد. پژوهش حاضر، کاربردی است و با هدف بررسی شفاجویی آیینی و اعتقادی در فرهنگ عامه انجام شده است. داده های این پژوهش به شیوه کتابخانه ای فراهم شده است و نویسنده، شفاجویی اعتقادی را در فرهنگ عامه بر مبنای متون ادبی ، سفرنامه ها و مجموعه های کتب فرهنگ عامه به روش توصیفی-تحلیلی کاویده است. باورمندان و معتقدان مذهبی به هنگام درد و بیماری در کنار درمان های تجربی معمول با توسل به اوراد و اذکار، اشخاص و عناصر و بقاع متبرک و یا انجام برخی اعمال، پیشگیری یا کاهش درد و رنج حاصل از بیماری و یا شفا را جست وجو می کنند و بنابر اعتقاد صادق به خداوند و روش و رویکرد خود و نیز، تأثیر روان بر جسم، توفیق چشمگیر را برای خود رقم می زنند. با توجه به یافته ها چنین استنتاج می شود که نیروی اعتقادی می تواند در پیشگیری از بیماری، مقاومت در برابر عوارض آن و نیز افزایش تحمل روانی و درمان افراد مؤثر باشد؛ ازین رو، تقویت بینش اعتقادی و برنامه ریزی مبنی بر آموزش خانواده ها ضروری می نماید.
۷۹۹.

معیارهای ساخت «نام» در رمان های فانتزی کودکان بر مبنای نقد تکوینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۶۱
فانتزی، گونه ای ادبی مبتنی بر تخیل است که در ادبیات کودکان جایگاه مهمی دارد. دنیای کودکان محل به کارگیری حواس پنج گانه است و خلق آثار تخیلی و وهمی درک پذیر برای کودکان، امری تخصصی و پراهمیت است. بسیاری از نویسندگان فانتزی به اقتباس و بازنویسی آثار کهن می پردازند و بسیاری از آنان دست به خلق آثاری بر اساس ادبیات کهن همچون شاهنامه ی فردوسی می زنند و نام شخصیت های فانتزی داستان خود را از همین آثار می گیرند. بعضی از نویسندگان، به تألیف داستان فانتزی می پردازند، اما برای نام گذاری شخصیت های فانتزی داستان خود حساسیت خاصی نشان نمی دهند و نام های پرکاربرد را انتخاب می کنند. اما ازآنجاکه داستان های فانتزی نیازمند جنبه ی نوآوری و هیجان هستند، روش نام گذاری خارق العاده ی شخصیت های فانتزی می تواند بر این جنبه بیفزاید. در نقد با رویکرد تکوینی، منتقد به عواملی همچون: تاریخ، محتوا و ساختار متن توجه می کند، باتوجه به این رویکرد می توان معیارهای نام گذاری در رمان های فانتزی کودکان را بررسی کرد. این پژوهش با هدف کیفیت بخشی به خلق رمان و داستان های تألیفیِ فانتزیِ ایرانی برای کودکان انجام گرفته است و با پردازش کیفی و تحلیل محتوای آثار برگزیده ی جشنواره های کشوری با روش فیش برداری و نقد تکوینی به این نتیجه می رسد که اگرچه اسامی فانتزی در داستان های برگزیده ی کودکان در نگاه اول، بی معنا و مبتدی به نظر می رسند، اما قوانینی مانند معناپذیری همراه با هنجارگریزی، نقش پذیری و رعایت اصول دستور زبان در این نام گذاری ها، بر اساس قوانین فانتزی است و عواملی همچون تغییر دوره ی مکاتب ادبی و محدودیت بینامتنی در آن ها تأثیرگذار است.
۸۰۰.

استعاره مفهومی «شادی» در غزلیات حافظ با رویکرد زبان شناسی شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۲۲۵
زبان شناسی شناختی، نگرشی نوین و دریچه ای تازه در مسیر مطالعات بین رشته ای زبان شناسی و ادبیات است. یکی از نظریه های برجسته در این نگرش، نظریه استعاره مفهومی است که عهده دار انتقال پیام هاست و این ظرفیت را دارد که تجارب انتزاعی زبان را به مفاهیم محسوس و ملموس تبدیل کند. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی- تحلیلی، در پی دستیابی به الگویی شناختی برای مفهوم سازی شادی در غزلیات حافظ است. در این باره، با بررسی استعاره های مفهومی و تحلیل های شناختی، سعی بر کشف و تبیین نحوه تجلی و بازنمایی مفهوم شادی در اشعار حافظ شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که نظریه های نظام مند و کاربردی استعاره های مفهومی، با ارائه چارچوبی منسجم و علمی، امکان تحلیل و تبیین دقیق ابعاد پیچیده و ناملموس احساس شادی را در نگرش و جهان بینی حافظ فراهم می آورند. حافظ برای بیان ابعاد گوناگون شادی، از حوزه های تجربی و انتزاعی متعدد و متفاوتی بهره گرفته است. در پژوهش حاضر، وجوه گوناگون مفهوم شادی در انواعی از حوزه های هستی شناختی، جهت مندی و ساختاری و با تجارب حسی گوناگون و بار معنایی مثبت و منفی در جهت عینی سازی این مفهوم بررسی شده است. علاوه بر آن این مقوله در انواعی از حوزه های شناختی اشیا، جاندارمداری، طبیعت، مکان، خوراک نیز مفهوم سازی شده است. در حوزه جهت مندی، استعاره های مفهومی شادی در دو جهت بالا و پایین ترسیم شده و سرانجام در حوزه ساختاری، به تحلیل انطباق معنای کلی شادی در قلمروهای تجربی مرتبط با آن پرداخته شده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان