ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۶۱ تا ۷۸۰ مورد از کل ۵۴٬۴۱۰ مورد.
۷۶۱.

تصحیح برخی اشتباهات چاپی و سهوی در دیوان خاقانی تصحیح سجادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۸۰
دیوان خاقانی به خودی خود از اشارات و عبارات غریب مملو است که ذهن هر خواننده ای را برای گشودن رموز آن به کندوکاو وا می دارد؛ امّا همین اثر، خالی از اشتباهات چاپی تأثیرگذار نیست. علاوه بر اشتباهات چاپی، گاهی مصحح (سجادی) ضبط بیتی را بر خلاف ضبط چهار نسخه اصلی خود برگزیده است. اگر این اختلافات ناشی از اشتباهات چاپی نباشد، می توانیم بگوییم ناشی از سهو مصحح است و ضبطی نیست که ایشان تصحیح قیاسی کرده باشند. یکی از روشن ترین دلایلِ ما برای اثبات این ادعا عدم یادکردِ اختلاف نسخه ها در حاشیه دیوان است. در این جُستار با در نظر گرفتن برخی از مهمترین قصاید (قصاید بلند) دیوان خاقانی به سراغ این  قبیل اشتباهات رفته ایم تا پس از بررسی مهمترین تصحیح موجود تصحیح سجادی- و مقابله آن با نسخ خطّی مورد استفاده مصحح، تعدادی از اشتباهات تأثیرگذار موجود را به خاقانی پژوهان و جامعه ادبی گوشزد کنیم.
۷۶۲.

راهبرد ناهم خوانی-گره گشایی در گفت وگوهای عرفانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۰
مدل ناهم خوانی-گره گشایی (Incongruity-Resolution Model) یا IR که به طور سنتی ریشه در مطالعات طنز دارد تاکنون به طور گسترده در تحلیل متون عرفانی به کار گرفته نشده است. این پژوهش با هدف ارائه یک مدل توسعه یافته برای بررسی راهبرد ناهم خوانی-گره گشایی در گفت وگوهای عرفانی، می کوشد ضمن توسعه نظری مدل مذکور، انطباق پذیری آن را با زمینه های غیر طنزآمیز و پیچیده تعلیمی-عرفانی نشان دهد. به این منظور به تحلیل کیفی صد گفت وگوی منتخب از آثار عطار می پردازد که براساس انواع ناهم خوانی (مبتنی بر چارچوب و مبتنی بر کلام) و سازوکارهای گره گشایی (مبتنی بر چارچوب، مبتنی بر کلام یا مبتنی بر استنباط) در شش الگو طبقه بندی شده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که در گفت وگوهای عرفانی ناهم خوانی صرفاً تنش شناختی را برنمی انگیزد، بلکه جنبه آموزشی دارد و با بی ثبات کردن چارچوب های شناختی متعارف، خواننده را به سمت رشد اخلاقی و معنوی سوق می دهد. برخلاف طنز که به گره گشایی سریع و خطی تمایل دارد، گفت وگوهای صوفیانه از گره گشایی به شیوه ای باز و چندلایه بهره می برند و فرایند تفسیری تکرارشونده ای را پرورش می دهند که با اهداف شناختی و معنوی آموزش صوفیانه هم سو است. تلاش شناختی مخاطبان برای گره گشایی در طنز در نهایت به سرگرمی و لذت می انجامد حال آنکه در گفت وگوهای عرفانی، این لذت به شکل بینش معنوی یا روشنگری تجلی می یابد. نتایج پژوهش نشان می دهد که مدل IR چارچوبی ارزشمند برای درک فرایندهای پویای شناختی زیربنایی گفت وگوهای عرفانی فراهم می آورد، اما باید تکامل یابد تا ماهیت چندلایه و گاه حل نشده ناهم خوانی ها در گفت وگوهای عرفانی را در نظر بگیرد.
۷۶۳.

داستان نویسی از زبان حیوانات در ادبیات عربی و ادبیات فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۲۵۲
داستان نویسی از زبان حیوانات – منثور و منظوم – یکی از گونه های ادبی است که از دیرباز در ادبیات ملت های کهن مورد توجه بوده است. داستان های ایسوپ (ازوپ) در غرب و کلیله و دمنه در شرق از کهن ترین این داستان ها به شمار می روند. چگونگی راهیابی کلیله و دمنه از هندوستان به ایران در دوره پیش از اسلام و ترجمه آن به زبان عربی در سده های نخستین اسلامی برای همگان آشناست. در این پژوهش به تأثیر و تأثر زبان عربی و فارسی از یکدیگر در این گونه ادبی پرداخته شده و نمونه های گوناگون آن را در ادبیات هر دو ملت از روزگاران کهن تاکنون بیان شده، شاعران و نویسندگان ایرانی و عرب به گونه ای برجسته از این نوع ادبی برای بیان مضامین تعلیمی و اخلاقی وام گیری کرده اند. از نمونه های این ادیبان در ادبیات عربی می توان از احمد شرقی، محمد عثمان جلال و توفیق حکیم نام برد و از میان ادیبان ایرانی علاوه بر مرزبان بن رستم، سنایی، عطار و مولوی می توان از محمد حسن خان اعتماد السلطنه، پروین اعتصامی و ایرج میرزا نام برد.
۷۶۴.

حس آمیزی در شعر صائب تبریزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۱۴۵
حس آمیزی یکی از آرایه های ادبی و شگردهای تصویرسازی در آثار ادبی است که در زبان و ادبیات فارسی اهمیت ویژه ای دارد. در این آرایه، امور مربوط به یکی از حواس با امور و وابسته های حس دیگری در هم می آمیزد و منجر به خلق نوعی هنجارگریزی می شود. صائب تبریزی به عنوان برجسته ترین شاعر سبک هندی، با کاربست حس آمیزی پُربسامد در شعر خویش موجبات ترویج آرایه زیبای بدیعی را در سبک هندی و توسعات و تأثّرات زبانی، معنایی و زیبایی شناسی در شعر فارسی فراهم آورده است. در این پژوهش تلاش شده است با روشِ توصیفی تحلیلی، انواع حس آمیزی، نحوه و میزان استفاده از این آرایه در غزلیات صائب تبریزی توجه شود. یافته های این پژوهش نشان می دهد که حس آمیزی های صائب تبریزی چه ازنظر ترکیب حواس و چه ازنظر مفاهیم، نمونه بارزی از حس آمیزی های سبک هندی به شمار می آید و همراهی این آرایه با آرایه هایی چون مراعات النظیر، استعاره و به ویژه اسلوب معادله، هم بر تخیّل تصاویر شعری صائب افزوده است و هم بر انسجام و زیبایی سخن وی.  
۷۶۵.

تحلیل بلاغی زبان لوطی ها در فیلم نامه های علی حاتمی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۵۵
در نگرش های ساختاری به آثار ادبی، اصل تناسب فرم و محتوا و ایجاد ارتباط میان اثر، موقعیت و مخاطب مورد توجه قرار می گی رد و هر ک اربست بلاغ ی به ص ورت مستقیم با ج ایگاه و م وقعیت مت ن و مخ اطب مرتبط است. ب ه عب ارتی برجسته سازی های اثر هنری، اگر فراتر از بافت و موقعیت و یا فروتر از آن باشد، به امری غیر ساختاری و یا نازیبا تعبیر خواهد شد. علی حاتمی در آثار خود، سعی در بازآفرینی فضا و بافت زبان جاری در متون ادبی دوره قاجار را داشته است؛ اما روند افراطی و غیر ساختارمند او در کاربست صنایع بلاغی در دیالوگ های شخصیت ها، این ظرفیت را به یک امر ضد ارزش در ساختار زیبایی شناسانه بدل کرده است. لذا این پژوهش سعی دارد تا با استخراج و بررسی زبان لوطی های فیلم نامه های علی حاتمی، با روشی توصیفی - آماری به تحلیلی انتقادی این رویکرد بپردازد. نتایج پژوهش نشان می دهد که علی رغم تلاش حاتمی در کاربست زبان برجسته برای این تیپ شخصیتی جهت بالا بردن ارزش ادبی متن خود، عملاَ این فرایند به یک ضد ارزش در آثار او تبدیل شده و ادبیت جاری در دیالوگ های جاهلانه او، موجب فاصله گرفتن اثر از مخاطب و بافت تاریخی و واقعیت جامعه شده است.
۷۶۶.

مطالعات عصر صفوی در کارنامه گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۴۵
این جستار گزارشی است از فراوانی و چگونگی مطالعات عصر صفوی در کارنامه علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد از سال تأسیس آن در 1334 تا مهر 1404 خورشیدی. در این مقاله، با نگاهی تحلیلی‑آماری، تمامی مطالعات انجام یافته در این گروه آموزشی (شامل کتاب، مقاله، رساله و پایان نامه) را که مرتبط با دوره صفویه بوده است از چهار منظر 1) بازه تاریخی و جغرافیایی، 2) منابع و پیکره تحقیق، 3) موضوع و رویکرد، 4) عوامل و زمینه شکل گیری، بررسی کرده ایم تا دریابیم پژوهش های انجام یافته بیشتر به کدام بازه تاریخی و کدام بخش از قلمرو ادبی عصر صفویه پرداخته و کدام منابع عصر صفویه را بررسیده اند؟ رویکردهای پژوهشگران با پیشینه مطالعات عصر صفوی و نگرگاه های غالب پیرامون ادبیات و تاریخ صفویه چقدر همسو بوده است؟ از رهگذر این بررسی و ارزیابی، موضوعات پژوهشی برجسته و خلأهای پژوهشی موجود در حوزه مطالعات ادبی صفویه روشن گشته است.
۷۶۷.

اوزان ایقاعی در تصنیف(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۸۶
یکی از مباحث چالش برانگیز در میان پژوهشگران در حوزه تصنیف یا ترانه سرایی مسئله وزن تصنیف و ماهیت آن است. برخی وزن تصنیف را از مقوله اوزان هجایی می دانند؛ برخی دیگر به عروضی بودن این اوزان اعتقاد دارند؛ عده ای هم بر هجایی تکیه ای بودن این اوزان تأکید دارند. این اختلاف نظر تا آنجا ادامه می یابد که برخی به واسطه نداشتن درک درست از ساختار و شاکله تصنیف، پاره ای از تصنیف ها را بدون وزن قلمداد می کنند. در این پژوهش برآنیم تا با روش توصیفی تحلیلی و با تمرکز بر ساختار متفاوت و ویژه تصنیف ها بعداز دوره مشروطه ساحت چندگانه موسیقایی این تصنیف ها را بررسی و تحلیل کنیم. برایند این جستار نشان می دهد که تصنیف با توجه به ملازمت بلافصل آن با ملودی و ریتم، الزامات موسیقایی خاصی دارد که متأثر از نقرات و ایقاعات موسیقی است. حاصل این اتفاق، خلق اوزانی است که به آن «اوزان ایقاعی» می گوییم. توجه به خوانش ملودیک اشعار، دقت در درنگ ها، مکث ها، کشش اصوات، نقاط شروع و پایان ضرب های تصنیف، ما را به اوزان ایقاعی که ویژگی های خاصی دارد، رهنمون می سازد.
۷۶۸.

تحلیل رمان هزار خورشید تابان در پرتو جرم شناسی جنسیت محور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۷
مطالعات جرم شناسی انتقادی ریشه اصلی ارتکاب جرم را در توزیع نابرابر قدرت در جامعه جست وجو می کنند. رویکردهای جنسیت محور به عنوان یکی از شاخه های مهم جرم شناسی انتقادی، به بررسی نقش جنسیت در فرآیند ارتکاب جرم، مجازات و برخورد دستگاه عدالت کیفری می پردازد. این پژوهش درصدد است با بررسی رمان «هزار خورشید تابان»، نظریات و اندیشه های جرم شناسی جنسیت محور را موردبررسی و ارزیابی قرار دهد. بدین منظور، برای دستیابی به معنا و خوانش عمیق متن، از روش تحلیل محتوای کیفی استفاده می شود. یافته ها نشان می دهد که جرائم علیه زنان در رمان، پدیده ای است برساخته که به منظور اعمال سلطه جنسیتی شکل می گیرد. جرائم قدرتمندان به عنوان بزهکاران صاحب منصب و امین نادیده گرفته می شود و در مقابل با جرائم فرودستان و به ویژه جرائم زنان با تسامح صفر برخورد می شود. حکومت طالبان در رمان برخی از آداب ورسوم زنانه را مورد جرم انگاری قرار می دهد و با جنایی سازی فرهنگ، بستری را برای ارتکاب جرائم مقاومتی پدید می آورد. همچنین، فرهنگ دفاع از ناموس و کنترل زنان، موجب وقوع قتل های ناموسی و خشونت های خانگی می شود که در جامعه به عنوان امری عادی نهادینه شده است. بزهکاری زنان در چنین ساختاری، به دلیل وابستگی اقتصادی، فشار فرهنگی و هژمونی مردانه رخ می دهد؛ بنابراین، راهکار پیشگیری از جرائم زنان، اصلاح ساختارها و سالم سازی فرهنگی است.
۷۶۹.

مطالعه ی وجوه متفاوت ویژگی اغواگری در شخصیت پردازی زنان شاهنامه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۶ تعداد دانلود : ۱۸۴
زنان شاهنامه ویژگی های شخصیت پردازانه ی متنوعی دارند گاه مادرانی صبور و وفادار و خردمندند و گاهی زنانی زیبا و دارای صفاتی همچون دلاوری، نیرومندی حیا و شرم و... هستند و در پاره ای از مواقع این زنان معشوقه های اغواگر و افسونگر با زیبایی جادویی اند زنانِ شاهنامه تأثیرگذار بر سرنوشت مردان هستند. فردوسی بادقت بسیار سعی بر آن داشته است تمامیِ ابعاد شخصیت زنان را در اثر خود بازتاب دهد و اغواگری و افسونگریِ زنان با وجوه متفاوت در شاهنامه بروز می یابد. هدف از این پژوهش بررسی و مطالعه ی ابعاد متفاوت ویژگی اغواگری در زنان منتخب از شاهنامه و مقایسه آنها با یکدیگر است روش پژوهش توصیفی- تحلیلی در نظر گرفته شده است و شیوه ی گردآوری اطلاعات اسنادی است همچنین برگزیدن نمونه ها به شیوه ی انتخابی- هدفمند است از میان زنان شاهنامه چهار زن برگزیده شده اند که در ویژگی شخصیت پردازانه ی آنها صفت اغواگری مشخص و متمایز است. سودابه، گردآفرید، شیرین و روشنک نمونه های مورد نظر هستند با مطالعه و دقت بر ابعاد شخصیت این زنانِ منتخب می توان وجوه متفاوت ویژگی اغواگری و نتایج مثبت و منفی آن را دریافت. در سودابه اغواگری در جهت امیال کامجویانه و قدرت طلبی است که منجر به ویرانی و تباهی می شود در گردآفرید این ویژگی در جهت دفاع از موقعیت خویش و دژسپید و جلوگیری از تجاوز به خاک ایران است در شیرین در راستای دستیابی به عشق و قدرت و در روشنک به سبب حفاظت از اقتدار و فرهنگ و تمدن ایران بروز می یابد.
۷۷۰.

جایگاه اصل سازواری در استدلال اخلاقی و تبیین عقلانیت آموزه های آن از منظر سعدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۸۶
این مقاله با روش توصیفی - تحلیلی به بررسی کاربرد اصل سازواری در استدلال های اخلاقی و توجیه عقلانیت آموزه های اخلاقی در آثار سعدی پرداخته است. سازواری شرط لازم در درستی و موجه بودن دیدگاه های اخلاقی است، ساده ترین راه اثبات غیراخلاقی بودن کردارها و خصلت های افراد، نشان دادن تناقض یا ناسازواری در آن هاست که گاهی از آن به «یکی نبودنِ» ظاهر و باطن تعبیر می شود. انسان اخلاق مدار به کسی گفته می شود که ساحت های درونی یعنی اندیشه ها، احساسات و خواسته های او با ساحت های بیرونی وجود او یعنی کردارها و گفتارهای وی تناقض نداشته نباشد. سعدی به منظور استدلال و توجیه آموزه های اخلاقی خود، گاهی به صورت صریح و گاه با اشاره، به موضوع سازواری و نیز عدم سازواری در ساحت های وجودی انسان پرداخته است. بررسی و تحلیل آثار او نشان دهنده بهره گیری وی از این اصل در نسبت های ممکن میان این ساحت هاست. توجه به این سازواری ها و ناسازواری ها می تواند شاخصه مهمی در تشخیص بسیاری از کاستی های تربیتی، بیماری های روانی و مشکلات اخلاقی باشد و ملاک های عقلانی و جهان شمولی را در حیطه آموزه های اخلاقی در اختیار مخاطب قرار دهد. همین ویژگی ها موجب شده است که استدلال های اخلاقی سعدی فراتر از محدودیت ها و ویژگی های مکاتب مختلف، برای همه ملت ها و در همه اعصار قابل عرضه و پذیرش باشد.
۷۷۱.

طنز اخلاقی یا هجو اخلاق؛ درنگی بر اخلاق الاشراف عبید زاکانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۴۲
معمای معکوس ساختنِ فضایل اخلاقی در کتاب اخلاق اشراف، مسأله اصلیِ مقاله پیش رو است. با هدف رفع ابهام از انگیزه مصنّف و ضمن روش تحلیلِ متنی و اسنادی، نتیجه تحقیق نشان می دهد: عبید زاکانی از کاوش در ماهیت نظری اخلاق امتناع کرده و در عوض با توصیف آن چه به نام اخلاق هست، کاربردی نارس را به اخلاقیات مرسومِ زمانه اش نسبت داده؛ که در انتهای این مسیر، با انگیزه طنزنگاری یا هجویه سرایی، اخلاق مختار خود را تجویز کرده است. در واقع، آن چه عبید به عنوان ناکارآمدیِ فضایل مشهور در کتب اخلاقی و افواه عمومی روایت کرده است، صرف نظر از این که تبارشناسی اخلاق، یا طغیان فرهنگی- طبقاتی، یا طریقت رندی، یا نهیب به بی عملی باشد یا خیر، به تقریبْ چالشی است برای فایده و پیامد منتسب به اخلاق. در مقام تنقیح و بازنویسی این مشی کنایی و در جهت پذیرش زیست اخلاقی در عالم معاصر، که ثمره عملی این تحقیق است، به نظر می رسد راهکاری بدیل، با تلفیقی از دو رویکرد عمل گرایانه و فضیلت گرایانه، جبرانی خواهد بود برای اخلاقیات کم رمق در تقریر عبید.
۷۷۲.

Cognitive Analysis of Conceptual Metaphors in Contemporary Persian and English Poetry(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۱۱۱
This essay undertakes a comparative study of metaphorical imagination in the poetry of Walt Whitman and Sohrab Sepehri, not to flatten their poetics into a single cognitive frame but to ask how differently embodied minds, inflected by culture, geography, and cosmology, render abstraction sensuous. Refusing the tidy predictability often associated with conceptual metaphor theory, the study reworks its premises through the friction of image schema theory, affective cognition, and the irreducibility of cultural embodiment. Metaphors here are not ornaments or mere vehicles of thought: they are perceptual infrastructures, felt vectors, spiritual gestures. In Whitman, metaphor dilates space and amplifies energy, crafting a porous, vibrating body politic immersed in the democratic weather of the cosmos. In Sepehri, the metaphoric pulse slows, roots downward, dissolves into vegetal time and translucent perception, a mysticism attuned not to ascension but to erosion, to the grain of sand and the drop of water. Each poet’s figurative lexicon stages a different negotiation between self and world, body and spirit, opacity and clarity. Reading across these metaphorical archives, the study advances no universal theory but a comparative poetics of situated cognition, one attentive to how language thinks through the body, feels through the environment, and believes through its figures.
۷۷۳.

بازنمایی هویت زنان در روایت عامیانه «میمون چوپان» بر اساس نظریات فمنیستی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۳۲
این پژوهش با هدف تحلیل بازنمایی مناسبات قدرت و هویت جنسیتی در ادبیات فولکلور ایران، به بررسی روایت زن محور «میمون چوپان» برگرفته از حافظه جمعی مردم سنقر در استان کرمانشاه می پردازد. چارچوب نظری تحقیق بر پایه نظریه های فمینیستی گیلبرت و گوبار، الین شووالتر و ژولیا کریستوا بنا شده است. این روایت با مضامین قتل مادر، تبعید، بقا، و مواجهه با قدرت مردانه، بازتابی چندلایه از خشونت ساختاری و امکان بازآفرینی هویت زنانه ارائه می دهد. شخصیت زن همسایه در قالب «زن دیوانه» گیلبرت و گوبار، عامل فروپاشی نظم مادری است؛ در حالی که تجربه دختران در بیابان و پیوند آن با بدن، طبیعت و زمین، در چارچوب نظریه شووالتر به مثابه بستری برای بازآفرینی سوژه زنانه بازخوانی می شود. کریستوا نیز با مفاهیمی چون «نیمه زبان»، «بدن ابژکت» و «بازگشت امر طردشده»، امکان خوانشی عمیق تر از دگرگونی تدریجی هویت زنانه را فراهم می آورد. یافته های پژوهش نشان می دهد که شخصیت های زن داستان، از جایگاه قربانیان مطیع، به سوژه هایی کنش گر بدل می شوند که با گذار از طرد و رنج، ساختارهای پدرسالار را به چالش می کشند و درنهایت، از طریق تصاحب منابع قدرت و بازتعریف رابطه با بدن، به بازسازی هویت زنانه در بستری فرهنگی و بومی دست می یابند. پاسخ به سه پرسش کلیدی مقاله نیز در این مسیر روشن می شود: فرایند بازسازی هویت زنانه چگونه روایت می شود؟ تجربه بدن زنانه چه نقشی در بقا و معنا دارد؟ و حذف شخصیت میمون چه تأثیری در قدرت یابی زنان دارد؟ این داستان نه تنها بازتاب رنج زنان، بلکه روایتی از مقاومت، بازنویسی و شکل گیری خویشتن زنانه است.
۷۷۴.

بررسی و تحلیل عناصر و سازوکارهای القای معانی در شعر نیمایوشیج(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۹۰
همه هنرمندان از جمله شاعران خلاق ، پیش از آن که معنا را بیان کنند ؛ زمینه تجسّم و حس معنا را برای مخاطب فراهم می سازند و او را در فضایی قرار می دهند که تصور کند ، معنا همان است چنانکه نیمایوشیج جهت القای مفاهیم ذهنی خود به مخاطب و عمق بخشی و تجسّم مفهوم مورد نظر در ذهن او، از عناصر و سازو کارهایی مثل تصویر، فضاسازی، حکایت تمثیلی ،عاطفه، رنگ ، هماهنگی آوایی ، هنجارگریزی نحوی ، ابهام ،نماد و... بهره گرفته و توانسته تاثیر واحدی را بر خواننده بگذارد و دیدگاه او را نسبت به اوضاع سیاسی و اجتماعی تحت تاثیر قرار دهد و نیز نیما با استفاده از عنصر عاطفه همه عناصر شعری را در شبکه ای به هم متصل ساخته، احساسات و عواطف مخاطبان شعری خود را در جهت احساس و عاطفه مدّنظر خود هدایت نموده است. نگارنده در این پژوهش با تکیه بر روش توصیفی- تحلیلی و بر پایه مطالعات کتابخانه ای - اسنادی در بررسی42 قطعه شعر1 برجسته نیما، به این نتیجه رسید که نیما در اغلب این قطعات از عناصر و سازوکارهای القای معانی مثل «رنگ، فضاسازی و تصویرآفرینی، عاطفه، هماهنگی آوایی و هنجار گریزی نحوی» به طور همزمان استفاده کرده ولی در 27 قطعه2از آن نیز علاوه بر عناصر مذکور از « نماد و ابهام» و در 24 قطعه3 از سازوکار« حکایت تمثیلی» برای القای معانی بهره گرفته است و توانسته با این ساز و کارهای القای معانی به واژگان ، اصطلاحات ،اسامی بومی و محلی و حتی رنگها بار معنایی تازه ای داده ، خلاقانه دلالت و حوزه مفهومی آنها را گسترش دهد . نیما به جای توصیف مستقیم عواطف و دنیای آرمانی خود ، تصویری از آنها را در برابر چشمان مخاطب به نمایش می گذارد و او را به طور ناخواسته ، طوری درگیر فضایی از اندیشه های خلاقانه خود قرار می دهد که تا از چشم انداز دیگری به جهان و پدیده ها بنگرد و از ذهنیت عادتی و تقلیدی خود دست کشیده ، به استقبال دگر اندیشی و نو اندیشی برود و کاری می کند که انسان ایرانی پس از گذشت قرنها از آسمان روی گردانده ،به زمین و زمینیان بنگرد و انسان و درد هایش را از منظر دیگری به تجربه نشسته ، اوضاع سیاسی و اجتماعی کشور را از چشم انداز دیگرمورد مداقه و تامّل قرار دهد.
۷۷۵.

تأملی تطبیقی بر سوگماد و خدا در اکنکار و عرفان اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۸۳
اکنکار از جمله شبه معنویت ها و عرفان واره های التقاطی و مصرفی پرطرفدار آمریکایی است. فردگرایی، آزادی از التزامات شریعت محور، و پاسخگویی به نیازهای معنوی «سفارشی سازی شده» از عوامل اصلی اقبال به چنین آیین هایی در جوامع غربی و حتی اسلامی است که برای مواجهه و مقابله با آن باید در ابعاد مختلف مورد بررسی های عمیق و دقیقی قرار گیرند. هدف این پژوهش، تحلیل تطبیقی مفهوم «سوگماد» در آیین اکنکار و مفهوم خدا در عرفان اسلامی است تا وجوه اشتراک و افتراق این دو نظام فکری در حوزه خداشناسی عرفانی و الهیات تطبیقی را تبیین کند. بر این اساس با روش پژوهش تحلیلی-توصیفی و مطالعه اسنادیِ آثار اختصاصی رهبران اکنکار و متون کلیدی عرفان اسلامی، مفاهیم بنیادین هر دو جریان در چارچوب الهیات تطبیقی واکاوی شده اند. یافته های تحقیق مبین این است که سوگماد در اکنکار به مثابه یک جریان انرژی و «حقیقت غایی غیرشخصی» تعریف می شود که از طریق تجربه های سوبژکتیو (سفر روحی) و راهنمایی «استادان زنده» ادراک پذیر است. این مفهوم فاقد صفات شخص وارگی (اراده، علم) و مبتنی بر پلورالیسم مطلق معنوی است. در حالی که در عرفان اسلامی، خداوند ذاتاً شخصی، متعالی، و در عین حال حاضر در تجلیات هستی(وحدت وجود) است. اشتراکات ظاهری دو نظام، شامل تأکید بر وحدت حقیقت و تجربه گرایی عرفانی است، اما تفاوت های بنیادین در مبانی هستی شناختی(شخصی/غیرشخصی)، انسانشناختی(اطاعت پذیری/استقلال معنوی)، و معرفت شناختی(وحیانی/انسان مدار) آنها را در تقابل جدی قرار می دهد. علی رغم استفاده اکنکار از اصطلاحات مشابه عرفان اسلامی، ماهیت غیرشخصی سوگماد، نبود التزام به شریعت، و تفسیر ابزاری از معنویت، موجب تمایز ریشه ای آن از الهیات و عرفان اسلامی می شود.
۷۷۶.

همسنجی مؤلفه های بافت ساز متن از دیدگاه جرجانی و زبان شناسان قدیم عرب با نظرات برخی از زبان شناسان معاصر غربی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۷۱
بافت را می توان مطمئن ترین و مهم ترین ابزار مفسّر برای ورود به تحلیل متون چه دینی و چه غیر دینی دانست. نظرات پراکنده بافت شناسی جاحظ و ابن جنی پایه گذار نظریات جرجانی محسوب می شود و حال آنکه نظریات مدون جرجانی مقدمه ای است بر نظریات دانشمندان غربی متاخر از او مانند «اولمان»، «یاکوبسن»، «فرث» و« چامسکی». جرجانی بافت را در راستای رسیدن به معنا، می بیند و از همین گذر، فعالیت های او نسبتاً منسجم و در چارچوب علم مدرن معناشناسی کاربردی تبیین می گردد.  این مقاله می کوشد تا با شیوه توصیفی – تحلیلی به معرفی و همسنجی برخی از مولفه های بافت ساز در نزد زبان شناسان قدیم عرب و زبان شناسان معاصر غربی با نظرات بافت شناسی جرجانی که اصالتا ایرانی است بپردازد و با تطبیق آنها با هم، رویکرد بافت شناسی هر سه گروه را به متن بازتاب دهد.بافت موقعیت که در نزد جرجانی به «اقتضای حال مخاطب و شنونده» شناخته می شود؛ در نزد همه زبان شناسان غربی و مسلمان مورد بحث، نقطه اشتراک است. در مبحث بافت درون زبانی بحث الفاظ و ارتباطات آن با معنا و همچنین بحث آوا شناسی در نظریات ابن جنی و جاحظ و همچنین فرث مطرح است. نقش های ارتباطی الفاظ میان جمله های متن که ماهیت تقویت ساختار بافت کلام را دارند؛ در نزد یاکوبسن و جرجانی از جمله مواردی است که نقطه اشتراک آن دو در بررسی بافت کلام شناخته می شود. البته نباید قواعد ترکیبی را از نظر دور داشت چرا که در حقیقت بافت کلام محصول حضور الفاظ در ترکیب کلام هستند، این مهم نیز نقطه اشتراکی زبان شناسان غربی و جرجانی می تواند قلمداد شود. ترکیب های نحوی در نزد جرجانی و چامسکی به عنوان مولفه بافت ساز شناخته می شود و نقش تولیدی نحو یا به عبارت دیگر دستور زایشی باعث ایجاد و شکل گیری ساختار بافتی در جمله و نیز کلام در نزد این دو زبان شناس شده است.
۷۷۷.

واسوخت در مثنوی سی نامه امیر حسینی هروی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۱ تعداد دانلود : ۱۸۲
قرن های هفتم و هشتم هجری و سبک عراقی به حضور شاعران نامدار معروف است. یکی از این شاعران، امیر حسینی هروی، صاحب چند منظومه عرفانی است. سی نامه یکی از منظومه های مهم عرفانی امیر حسینی هروی به شمار می رود که شامل نامه های ارسالی میان عاشق و معشوق است. نامه دوازدهم این مثنوی در اعراض عاشق از معشوق است که در اصل نامه ای واسوختی محسوب می شود. با این که واسوخت به معنای مصطلح از قرن نهم به بعد در ادبیات فارسی به وجود آمده است، اما در شعر برخی از شاعران دوره های قبل نیز نشانه هایی از این موضوع دیده می شود. نگارنده در پژوهش حاضر به روش توصیفی تحلیلی به بررسی و تحلیل مایه های واسوختی در نامه مذکور منظومه سی نامه هروی پرداخته است. برایند تحقیق نشان می دهد که نامه دوازدهم مثنوی سی نامه امیر حسینی هروی در اصل واسوختی خطاب به معشوق است. اعراض و روی گردانی از معشوق، بیان بی وفایی معشوق، تهدید به جدایی و ترک معشوق، ذکر ظلم و جفای محبوب و درنهایت پناه بردن به ساقی به جای معشوق و ترجیح مستی و بی خبری مهم ترین عناصر واسوختی نامه مذکور است. دلیل وجود چنین مایه ای در شعر امیر حسینی هروی را می توان سنت نامه پردازی و نامه نگاری که به صورت ده نامه نویسی و سی نامه نویسی در ادبیات نمود یافته است، دانست.
۷۷۸.

تحلیل کارکرد امامان شیعه در آثار داستانی عصر صفویه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۰
در عصر صفوی، قصه علاوه بر سرگرمی، نقش مهمی در پیشبرد اهداف سیاسی و تعیین وضعیت اجتماعی داشته است. یکی از مهم ترین نمودهای کارکرد سیاسی و اجتماعی قصه، نقش پررنگ امامان شیعه، در ادبیات داستانی در این دوره است. قصه پردازان با به کارگیری امامان شیعی در متون داستانی این دوره، با تبلیغ ایدئولوژی حاکم، سعی در گفتمان سازی مذهبی در میان توده داشته اند. در این پژوهش، در راستای واکاوی نقش امامان شیعی در متون داستانی عصر صفوی، کارکرد آنان را در چهار حوزه «تبلیغ مذهب تشیع»، «اثبات برحقی مذهب تشیع»، «الگوی پهلوانی» و «بازگردانی غیرمسلمان (غیرشیعه) به اسلام (شیعه)» مورد تحلیل و بررسی قرار خواهیم داد. نتایج این پژوهش نشان می دهد قهرمان سنتی متون داستانی و قصص ایرانی، در این دوره از ملک و ملک زاده یا بدل به امام شیعی با کارکرد گفتمان ساز مذهبی شده است و یا ابرقهرمانان قصه های عامیانه پیشین، بدل به قهرمانان ملموس و مردمی شده که رسالت وی، گسترش مذهب شیعه است.
۷۷۹.

تحلیل نشانه – معناشناختی رنگ در شعر سهراب سپهری و سوزان علیوان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۴۱
نشانه-معناشناسی، به عنوان یک دانش چه در مرحله خلق و چه برای خوانش یک متن از رویکردهای بسیار مهم علم زبانشناسی است و به کارگیری آن در متون شعر شاعرانی که اساسا از زبان رمز و نشانه برای ایفاد معانی خود بهره می گیرند، ضرورت دارد. در همین راستا بر آنیم با تکیه بر نشانه رنگ به خوانش تطبیقی شعر سهراب سپهری و سوزان علیوان بپردازیم و معانی برآمده از این نشانه ها را مورد بررسی قرار دهیم. سپهری و علیوان از جمله شاخص ترین چهره هایی هستند که عناصر رنگ به طور بارز، در اندیشه شعری شان متبلور است؛ این دو شاعر با بهره گیری از مفاهیمی که رنگ ها القا می کنند، به ترسیم زندگی شخصی و اجتماعی در شعر پرداخته اند. یافتن دلالت های معنایی و مناسبات درونی عنصر رنگ، درک ژرفای معانی آن ها را آسان می کند. تجربه های گاه مشابهی که در زندگی فردی و اجتماعی سپهری و علیوان رخ داده، حیات ادبی مشابهی را برایشان رقم زده است و موجب نزدیکی دلالت رنگ ها و بسامد به کارگیری آن، در اشعارشان شده است. مطالعه نشانه- معناشناختی عنصر رنگ، نشان می دهد که چگونه دو شاعر با استفاده از نشانه به تولید معانی پرداخته و از بافت های موجود و شناخته شده فاصله گرفته اند. بر همین اساس نتیجه نوشته حاضر نشان می دهد، عنصر رنگ به عنوان یک نشانه، نقش مؤثری در معنا آفرینی دارد که در بیشتر موارد از نظر بسامد وکارکرد مشترک است و البته گاهی هم به خاطر روحیات وتجربیات متفاوتشان، از یکدیگر متمایزند.
۷۸۰.

بررسی شگردهای تداوم معانی در نفثة المصدور زیدری نسوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۱۲۱
یکی از متون کهن ادبی-تاریخی قرن هفتم، نفثه المصدور زیدری نسوی است که نمونه عالی نثر فنی و متکلّف محسوب می شود و روایتگر یک برهه تاریخ است. نسوی در کتاب خود برای تثبیت، استمرار و تداوم معانی از تکمیل، تفسیر و تبیین در متن کتاب بهره برده است. هدف از این پژوهش واکاوی تداوم معانی در کتاب نفثه المصدور است که با روش توصیفی-تحلیلی در پی پاسخ به این سوال هستیم که نسوی چه شگردهایی را برای بیان تداوم معانی در کتاب نفثه المصدور به کار برده است؟ نسوی با استفاده از این روش برای اقناع خواننده یا انتقال احساس خود از دانش های ادبی، علمی و قرآنی بهره برده است. از جمله توصیف، پند و اندرز، تلمیح و تضمین به آیات، احادیث، روایات، سخن شاعران و بزرگان فارسی و تازی تا فضاسازی و جملات معترضه و سخنان حکمت آمیز و تصاویر بلاغی از جمله تشبیه که بیش ترین کاربرد آن مرکب است، بهره برده تا احساس درد و رنج ناشی از حمله مغولان را به تصویر بکشد و با این روش ها خواننده را به دنبال خود بکشاند تا کلام خود را به پایان برده و به شگردهای مختلف احساس خود را گاه در چند بیت یا چند جمله و گاه تکرار این معانی و مفاهیم به صورت مختلف به خواننده انتقال دهد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان