مخاطب کودک در افق فراتر از داستان درنگی در داستان هایی که کودک را به اشتباه شخصیت داستانی توجه می دهند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مخاطب کودک در افق فراتر از داستان درنگی در داستان هایی که کودک را به اشتباه شخصیت داستانی توجه می دهند در این نوشتار به بررسی آن دسته از داستان های کودک می پردازیم که کودک را به شیوهای خاص با ماجرا مواجه می کنند؛ به گونه ای که مخاطب خود را هوشمندتر و آگاه تر از قهرمان و شخصیت ها می شناسد. کودک احساس می کند اصل ماجرا را بهتر و درست تر از قهرمان می فهمد و چه بسا اشتباه قهرمان را درمی یابد و اوست که در جایگاه داوری، بررسی، تفسیر و گاه تأویل ماجراها می نشیند. این کتاب ها پیوند روایت با مخاطب روایت را به طرزی تازه تعریف می کنند و کودک قصه شنو را بر فراز داستان می نشانند. این داستان ها هم از منظر روان شناسی و شناخت شناسی تأمل برانگیزند و هم از چشم انداز روایت شناسی و هنر داستان پردازی. در بیشتر این آثار روایت تصویر در کنار روایت متن، نقش آفرین است و چه بسا روایت بصری همدستی بیش تری با کودک در زمینه ی ارائه ی اطلاعات داشته باشد؛ اطلاعاتی که او را از قهرمان، آگاه تر می گرداند و به او فرصت و امکانی می دهد تا در داستان از بالا بنگرد. این بررسی با اشاره به شماری از داستان های کودک و در نمونه هایی داستان نوجوان، از ایران و جهان شکل گرفته است؛ آثاری که از نمونه های نام آور و برتر این شیوه به شمار می روند و طیف گسترده و رنگ به رنگ این دسته روایت ها را نمایندگی می کنند.