ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۲۱ تا ۲۴۰ مورد از کل ۵۴٬۴۶۹ مورد.
۲۲۱.

واکاوی تعادل اصطلاحی در ترجمه محمد دشتی از خطبه های نهج البلاغه با تکیه بر نظریه نایدا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۱۰۸
نهج البلاغه نیز مانند هر متن دیگری سرشار از اصطلاحات است. رسیدن به بالاترین سطح همپایگی در ترجمه این اصطلاحات، ارائه معادلی با صورت و معنای مشابه را می طلبد. با این حال به دلیل آن که گاهی، معادل دقیقی در زبان مقصد وجود ندارد یا بافت موجود فقط خوانش ملموس را جایز می داند تا کاربرد زبان اصطلاحی، این امر محقق نمی گردد. در پژوهش حاضر، برابری اصطلاحی از رهگذر نظریه تعادل نایدا در ترجمه محمد دشتی از خطبه های نهج البلاغه مورد بررسی قرار گرفته است. اثر حاضر با روش توصیفی–تحلیلی انجام گرفته است. برآیند پژوهش نشان داد مترجم هنگام ترجمه خطبه ها با این مشکل مواجه بوده که هر دو معنای تحت اللفظی و اصطلاحی در اصطلاحات به صورت همزمان مد نظر بوده است. نظر به بررسی های صورت گرفته، راهبردهای «ترجمه لفظ به لفظ» و «دگرگویی» و « ترجمه با معنا و صورت مشابه» بیش از سایر راهبردها به کار رفته اند. مترجم در عین تلاش برای انتقال پیام و دستیابی به تعادل پویا، در مواردی، منتقل شدن پیام را امری مسلم انگاشته و صورت کلام را ترجمه و بدون معادل یابیِ صحیح وارد زبان مقصد کرده است. همین امر موجب شده مخاطب با انبوهی از اصطلاحات و تعابیر مواجه شود که با فرهنگ او بیگانه اند و در نتیجه به مقصود گوینده سخن پی نبرد.
۲۲۲.

تصحیح عباراتی از نفثه المصدور با نگاهی انتقادی به تصحیح یزدگردی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۱۲
امیرحسن یزدگردی با اتکا به چهار نسخه خطی متأخر، نخستین تصحیح انتقادی نفثه المصدور را فراهم آورد. با این همه، بررسی تطبیقی نسخ یادشده با متن تصحیحی او نشان می دهد که کاستی هایی در ضبط لغات و ثبت اختلافات نسخ راه یافته است. این پژوهش با بهره گیری از نسخه کتابخانه دانشگاه تهران (که یزدگردی مستقیماً بدان دسترسی نداشته) و تحلیل تأثیر تصحیحات قیاسی مجتبی مینوی، این لغزش ها را در سه محور اصلی بررسی می کند: ۱) ضبط های بی پشتوانه، ۲) ثبت نادرست اختلاف نسخ، ۳) غفلت از ثبت اختلافات نسخ. نتایج نشان می دهد که صورت صحیح برخی عبارات، متفاوت از ضبط یزدگردی است؛ از جمله: «بأسِ این پادشاه ← بأس پادشاه»، «سلطان ألَیسَ ← شیطانِ ألیس»، «جان و جهان ← جانِ جهان»، «لا یَحْصدْ ← لم یحصد» و «پای برجای ← پابرجا». در این مقاله، ضمن نقد این موارد، صورت درست عبارات همراه با شواهد نسخه های خطی ارائه شده است. . . . . . .
۲۲۳.

معنا و عاطفه در آیینه تصاویر شعری بیژن جلالی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۶۹
تصویر شعری یکی از عناصر روساختی و مرتبط با فرم در شعر است که در بسیاری موارد با ژرف ساخت و فکر و معنا پیوندی ناگسستنی دارد. همانطور که زبان مرتبط با ذهن بوده و تجسّم ذهن است، تصویر نیز عالم ذهنی را آینگی می کند. از تصاویر شعری شاعر می توان به اندیشه ها، افکار، روحیّات، عواطف و عالم ذهنی شاعر پی برد. اگر این تصاویر از فردیّت شاعرانه نشأت گرفته باشند این ارتباط هرچه عمیق تر می شود. پژوهش حاضر بر این است تا پیوند تصویر و معنا و عاطفه را در شعر بیژن جلالی که از شاعر معاصر ایرانی است بکاود.  در شعر جلالی، می توان عالم ذهنی شاعر، احساسات و عواطفش را  آشکارا دید. با نظر به اینکه شعر او خصلت «حسب حال» دارد و او همانطور که خود گفته «نگارش خودکار» را برگزیده، پیوند تصویر و معنا و عاطفه در شعر او عمیق است. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی نگارش یافته و ارتباط ذهن و تصویر را در شعر جلالی بازکاویده است و نتیجه پژوهش حاضر روشنگر ارتباط عاطفه و معنا و تصویر در شعر جلالی و بازتاب یأس، ناامیدی، سرخوردگی، غم، پوچی و بیهودگی در شعر اوست.
۲۲۴.

هم سنجی اندیشه ولایت در عرفان شیعی و بریلوی بر پایه دیدگاه سید حیدر آملی و محمد طاهر القادری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۱۳
ولایت، هویت و هسته مشترک طریقت های عرفانی است که در مؤلفه های اساسی عرفان مانند اسماءالله، حقیقت محمدیه، امامت، خلافت، انسان کامل، قطب، غوث و... به طور خاص و گسترده، مورد تأمل و جستار واقع شده و ادبیات عرفانی گسترده ای را نظام بخشیده است؛ ازاین رو، نمی توان سخن از ساحت عرفان گفت و ولایت را نادیده گرفت. این نوشتار به دیدگاه سید حیدر آملی به نمایندگی از عرفان شیعی، و محمد طاهر القادری به نمایندگی از عرفان بریلوی توجه نشان داده است؛ زیرا غنای دیدگاه های این دو تن، داده های پراهمیت و نتایج قیاس پذیر و حقایق ثمربخش در حوزه ولایت به بار آورده است که علاوه بر ارائه خوانش نزدیک تری از ولایت، می تواند به عنوان کمال ارجمند و اصل وحدت بخش، رشته پیوند تشیع و تسنن را مستحکم سازد. این پژوهش با روش توصیفی و با استفاده از منابع کتابخانه ای، با هدف مقایسه و هم سنجی نقاط اشتراک و احیاناً افتراق، و تبیین چیستی ولایت در عرفان شیعی و بریلوی، با تأکید بر اندیشه دو تن از بزرگان انجام گرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که ولایت، واسطه فیض، موجب قوام هستی، و امری پایان ناپذیر است و اگرچه این دو عارف محقق قائل به منبع غیبی برای ولایت بوده و مصادیق و خاتم آن را مشترک می دانند، با تحلیل نقادانه و نگاه باریک بین می توان سرچشمه ولایت نزد آن دو را متمایز کرد.
۲۲۵.

تحلیل بوطیقای تصویر در نگاه سوررئالیستی «نیما یوشیج»(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۱۳۲
نیما یوشیج، پدر شعر نو فارسی، نخستین کسی است که در شعر معاصر به سوررئالیسم، نیم نگاهی داشته است و مؤلفه های سوررئالیسم در برخی از اشعار و تصاویر شعری او قابل ردیابی است. هرچند سوررئالیسم در شعر نیما، جریانی حاشیه ای به شمار می رود، پژوهش حاضر با بررسی مجموعه اشعار نیما به این نتیجه رسیده است که او از نخستین شعرهایش (افسانه و ای شب) تا واپسین آثارش (شب است و ری را) همواره به این مکتب و جریان فکری، متمایل بوده است و برخلاف رمانتیسم و سمبولیسم که در مقاطع خاصی در شعر او بروز و ظهور یافته اند، حضور مؤلفه های سورئالیسم و تصاویر سوررئالیستی در شعر نیما، حضوری مداوم است. این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده است و در پی پاسخگویی به این سؤالات است که آیا نیما به سوررئالیسم گرایش داشته است یا خیر و سوررئالیسم در شعر او، جریانی اصلی بوده است یا جریانی فرعی و حاشیه ای. این پژوهش به دسته بندی تصاویر سوررئالیستی نیما در ده گروه پرداخته است که صحت ادعای گرایش نیما یوشیج به سوررئالیسم را اثبات می نماید.
۲۲۶.

بررسی بُن مایه «چشم برکندن و فرستادن آن به نزد عاشق»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۳۱
بُن مایه یکی از اصطلاحات پُرکاربرد در زمینه ادبیات و هنر است که مهم ترین ویژگی و خصیصه آن تکرارشوندگی است. این تکرار، گاهی خودآگاه و گاهی هم ناخودآگاه در یک یا چند اثر هنری و ادبی نمود پیدا می کند. در متون نظم و نثر پارسی بن مایه های بسیاری به چشم می آید که در تدوین و پردازشِ حکایات، با مضامین گوناگون، نقش کلیدی و جدایی ناپذیری ایفا کرده اند و متأسفانه تاکنون، آن گونه که باید مورد بازخوانی و مقایسه قرار نگرفته اند. بن مایه «چشم برکندن و فرستادن آن به نزد عاشق» از جمله بن مایه هایی است که در چندین حکایت منظوم و منثورِ ادب فارسی تکرار شده است. در این مقاله سعی شده است که ابتدا این بن مایه تعریف شود و سپس با آوردن نمونه هایِ آن در ادب فارسی، مورد تجزیه و تحلیل قرار بگیرد. در این تجزیه و تحلیل به شخصیّت ها و زمان و مکانِ بن مایه و هم چنین صور خیالِ استفاده شده در آن توجّه شده است. از طرف دیگر، تلاش شده است که در یک سیرِ زمانی پیشینه این بن مایه و کاربرد آن تا روزگار معاصر ارائه شود.
۲۲۷.

بررسی روند اقتباس از ماجرای فریدون و ضحاک شاهنامه در پویانمایی آخرین داستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۱۰
بررسی دلایل ضعف و قوّت اقتباس، یکی از راه های مطلوب برای کمک به ادامه چرخه تولید این نوع آثار و استفاده روزافزون و توأم با جذب مخاطب از آثار ادبی و به ویژه متون ارزشمند ادبیات کلاسیک فارسی است. پویانمایی «آخرین داستان» یکی از آثار اقتباسی ساخته شده بر اساس قصه های شاهنامه فردوسی، یعنی داستان فریدون و ضحاک است. در این مقاله، تلاش می شود با توجه به رویکرد میان رشته ای و تأکید بر شاخص های مناسب برای اقتباس آثار ادبی شامل قصه و داستان، درون مایه و شخصیت سازی/شخصیت پردازی و سایر عناصر اثرگذار، به این سؤال اصلی پاسخ داده شود که این اقتباس چقدر موفق/ناموفق بوده و چه عناصری بر آن اثر گذاشته است. از این زاویه به نظر می رسد تغییر در روندهای علت و معلولی طرح اصلی، توسعه بعضاً نامناسب ماجراهای فرعی و حذف برخی خرده روایت ها، جذابیت های روایی نسخه پویانمایی را کاهش داده و تغییر در برجسته سازی درون مایه هایی مثل ستم، انتقام و عشق، نتوانسته است مانند نسخه ادبی، توجه مخاطبان را به خوبی جلب کند. همچنین، تفاوت در پرداخت شخصیت ها به ویژه فریدون و ضحاک و خالی شدن آنها از مظاهر حماسی و اسطوره ای، تا حد زیادی از هم حسی و علاقه مخاطبان آشنا به متن کاسته و تقلیدها در طراحی و تصویرسازی از نمونه های مشابه غیر ایرانی و خطاهای زبانی در گفت وگوها، در ناموفق بودن این اقتباس، اثرگذاری عمیقی داشته است.
۲۲۸.

تحلیل کانونی سازی در فیلمنامه روز واقعه نوشته بهرام بیضایی و فیلمِ شهرام اسدی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۳ تعداد دانلود : ۱۷۰
تحلیل کانونی سازی در فیلمنامه روز واقعه نوشته بهرام بیضایی و فیلمِ شهرام اسدی چکیده این پژوهش با رویکرد روایت شناسی ژرار ژنت در مبحث کانونی سازی و نظریه مکمل مایکل تولان درباره وجوه سه گانه کانونی سازی به مقایسه فیلمنامه روز واقعه نوشته بهرام بیضایی و فیلم اقتباسی شهرام اسدی می پردازد. مسئله اصلی تحقیق این است که دو رسانه نوشتاری و سینمایی چگونه از طریق کانونی سازی داستان را روایت کرده اند. روش تحقیق، توصیفی تحلیلی است و داده ها از بررسی صحنه ها و گفت وگوهای اصلی دو متن استخراج شده است. نتایج نشان می دهد در فیلمنامه  روز واقعه، کانونی سازی بیشتر بر پایه گفت وگوهای پرسش محور، جابه جایی مداوم میان کانونی سازی بیرونی و درونی، و ارجاعات مکرر به پیش واقعه ها شکل گرفته است. این شیوه، شخصیت شبلی را در مسیر تردید تا کشف حقیقت در مرکز توجه قرار می دهد. در مقابل، فیلم «روز واقعه» با بهره گیری از زبان تصویر، نمادهای بصری (مانند بیابان و راه های بی انتها) و میزانسن های آیینی، کانونی سازی را از سطح گفتار به سطح دیداری منتقل کرده است. بدین ترتیب، فیلم بر تنهایی و سرگشتگی شبلی تأکید بیشتری دارد و تجربه عاطفی و حسی مخاطب را پررنگ تر می سازد. در مجموع، مقایسه دو رسانه نشان می دهد که فیلمنامه بیش از هر چیز به تحلیل مفهومی و ایدئولوژیک واقعه متکی است، در حالی که فیلم با استفاده از امکانات سینما، کانونی سازی را به عرصه ادراک حسی و تجربه بصری می کشاند و بدین گونه، تأثیر عاطفی و دراماتیک روایت را به واسطه درهم تنیدگی بیشترِ کانونی سازی بیرونی و درونی، افزایش می دهد.
۲۲۹.

بررسی کهن الگوی آب در داستان های عامیانه لرستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۲ تعداد دانلود : ۲۷۵
آب به سبب ویژگی هایی چون جان بخشی، پاک کنندگی و مینوی بودن، داشتن پیوند تنگاتنگ با زمین، آبادی، زندگی و تمدن در بیشتر تمدن های کهن جنبه ای مینوی و اسطوره ای یافته است. از آنجا که در بسیاری از داستان های کهن و عامیانه ایرانی نیز اسطوره آب نمودی آشکار دارد، جستار پیش رو در پی یافتن پاسخ این پرسش است که بن مایه های اسطوره آب و بازتاب کهن الگوهای آن تا چه میزان و با چه بازنمودهایی در داستان های عامه لرستان یافت می شود. برای یافتن پاسخ، نمودهای اسطوره ای آب در داستان های عامیانه لرستان با شیوه توصیفی تحلیلی و بر پایه سه منبع و چهره اصلی در زمینه بررسی کهن الگویی بن مایه های اسطوره ای (کمبل، هینلز و خدیش و داودی مقدم) بررسی و گزارش شد. نتایج پژوهش گویای آن است که در 33 داستان از 183 داستانِ بررسی شده، اسطوره آب در نمودهایی چون روزی رسانی، یاری رسانی، دلدادگی، قربانی کردن دختر، دارآب و گذر از آب بازنمایی شده است. همچنین روشن شد که «پیوند زن و آب» آشکارتر از دیگر بن مایه هاست که این نشانی از ارزش زندگی بخشی آب و زن در زندگی و فرهنگ مردم لرستان و یادآور ایزدبانوی آب ها، آناهیتا و امشاسپندان مادینه نگاهبان آب در اسطوره های کهن ایرانی است.
۲۳۰.

بازتاب خویش کاری های اتابک ابوبکر بن سعد زنگی در اندیشه و آثار سعدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۲ تعداد دانلود : ۸۰
زمینه/ هدف: هدف اصلی این پژوهش بررسی و تبیین ارتباط خویش کاری با عملکرد اتابک ابوبکر در اندیشه و آثار سعدی است و به این پرسش بنیادی پاسخ می دهد: سعدی برای ارائه راهکار مناسب به منظور برون رفت از شرایط نابسامان جامعه، تا چه میزان به کارویژه های اتابک ابوبکر در فارس توجه داشت؟ روش/ رویکرد: این پژوهش بر آن است که به روش توصیفی تحلیلی و با اتکا به مطالعات کتابخانه ای، به تحلیل و تبیین مفهوم خویش کاری در کتاب های گلستان و بوستان پرداخته و خواست و علاقه سعدی را در ارتباط با الگوی مطلوب فرمانروایی که مبتنی بر بنیان اندیشه سیاسی ایران شهری است و در شخصیت اتابک ابوبکر متجلی می بیند، تحلیل و تبیین کند. یافته ها/ نتایج: یافته های پژوهش نشان می دهد که دغدغه سعدی پیدایش بی نظمی و ازهم گسیختگی ساختارهای موجود در جامعه است که بخش قابل توجهی از آن در نتیجه ناآگاهی و بی توجهی حکّام و کارگزاران مغول نسبت به نظام خویش کاری، به وجود آمده بود. بنابراین، سعدی تلاش می کند با توصیه ها و اندرزها و ارائه نمونه های موفق فرمانروایی، حکومت گران را به رعایت اصل خویش کاری برانگیزد. به نظر می رسد که الگوی مطلوب مورد نظر سعدی، جامعه و حکومت ایالت فارسِ تحت حاکمیت اتابک ابوبکر است که در آثار سعدی بازتاب یافته و توصیف و تمجید شده است.
۲۳۱.

جدال هم افزایِ تخیلات واقع گرا؛ بررسی گزاره های رئالیسم جادویی در دور رمان کافکا در کرانه اثر موراکامی و شجره العابد اثر عمار علی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۱۹۲
نمادهای واقعی تخیُّل گریز بوده و مفاهیم و صور انتزاعی نیز به صورت بنیادین پیوندی با نمادهای رئالیستی ندارند، اما محمل ادبیات آوردگاهی است که این دو سویه ناهمگون از تأملات منطق گریز را واجد پیوندی ناگسستنی می کند، به گونه ای که گاه مرز میان آنها قابل تشخیص نیست، بخصوص در مؤلفه هایی چون رازگونگی، پوچ گرایی، فضای وهم آلود، دگردیسی و مسخ شدگی و تا حدودی صوفی گری. شاید شرایط سیاسی و اجتماعی موجود در جوامع نکبت زده جهانی، نویسندگان را به این سبک فراخوانده و باعث شده نویسنده با زبانی رمزگونه و تلفیق نمادین واقعیت وخیال، واقعیت های جامعه را به تصویر کشد. این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی به بررسی مؤلفه های رئالیسم جادویی در دو رمان شجره العابد از عمار علی و « کافکا در کرانه » از موراکامی پرداخته است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که عناصر وهم وخیال، تنهایی، اوضاع سیاسی-اجتماعی، سکوت و بایکوت اختیاری، حضور موجودات فراحسی، ورازگونگی وپوچ گرایی در این دو رمان استعمال شده است. عناصری چون استحاله و دگردیسی و صوفی گری تنها در رمان شجره العابد، و مؤلفه هایی چون پوچ گرایی وفضای متعفن فقط در رمان کافکا کاربرد داشته است. برجسته ترین این مؤلفه ها در شجره العابد ترسیم فضای تعفن آلود و جنبه متصوفانه بوده، و مؤلفه های برجسته رمان کافکا تقابل، پوچ انگاری و رازگونگی بوده است. عمار علی به اوضاع نابسامان جامعه، مسائل اجتماعی و نمادهای عرفانی پرداخته است، اما موراکامی به مسائل انسانی در جامعه خود از جمله به تنهایی، پوچی ومرگ ومسائل فرهنگی اشاره کرده است. گاه نیز اشارات فراواقعی موراکامی قهری، انقباضی، انزواطلبانه و از روی اعتماد به عناصر مادی بوده، در حالیکه نگاه غالب در نزد عمار علی  انبساطی، خودخواسته، غیرمادی وعاطفه محور بوده است.
۲۳۲.

La sociocritique de l’errance dans Désert de J.M.G. Le Clézio(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۱ تعداد دانلود : ۲۴۳
Désert de Jean-Marie Gustave Le Clézio, représente d’abord l’extermination des hommes bleus du Maroc par la colonie française et ensuite la situation de leur descendante dans le monde contemporain qui souffre toujours de la colonisation des pays occidentaux. La situation conduit les protagonistes des deux récits entrelacés du roman à l’errance. Dans la recherche présente, pour mieux cerner l’errance de ces peuples, eu égard l’univers social du roman, nous nous proposons de recourir à l’approche sociocritique de Pierre V. Zima. Appuyant sur le rôle intermédiaire de la langue, cette méthode nous aide à repérer dans le texte littéraire, les traces de la situation sociale et donc comprendre l’errance dans Désert au niveau textuel. Bien que certains critiques lui reprochent d’être retiré des affaires de son temps, nous pouvons constater le contraire dans son œuvre : il n’est pas indifférent à propos des problèmes sociaux de son époque. Dans son œuvre on peut remarquer l’évocation des événements importants au vingtième et vingt-unième siècles comme les deux Guerres Mondiales, la colonisation, la décolonisation et les révoltes sociaux.
۲۳۳.

Looking Awry at Language: A Brief Overview of Paradox from the Perspective of Cognitive Linguistics(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۸ تعداد دانلود : ۱۶۱
The present study investigates paradox as a cognitive phenomenon within the framework of conceptual metaphor and metonymy, challenging its conventional classification as a rhetorical device. Focusing on Persian mystical literature, the research explores how paradox functions as a dynamic meaning-making mechanism in figurative language. The primary aim is to redefine paradox through cognitive linguistics, demonstrating its integration with metaphor (para-metaphor) and metonymy (para-metonymy) in restructuring perception. The study seeks to: 1) identify the cognitive models underlying paradox, 2) analyze its interaction with other conceptual processes, and 3) illustrate its role in non-linear thinking and knowledge organization. A descriptive-analytical approach is employed, with data purposively sampled from Persian literary texts. Theoretical frameworks include conceptual blending theory (Fauconnier & Turner, 2002) and Ruiz de Mendoza’s cognitive modeling, emphasizing high-level abstraction and mental space networks. Paradox emerges from metaphorical contradictions (e.g., "death is life") and metonymic expansions (e.g., "weeping with laughter"), resolving oppositions through conceptual blending. It operates as a matrix-like strategy, enabling reframing and emergent meanings. Persian mystical texts exemplify this capacity to transcend binary logic and evoke multilayered interpretations.
۲۳۴.

Étude des thèmes dans Tu ne t'aimes pas de Nathalie Sarraute(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۰ تعداد دانلود : ۱۲۷
Cet article propose une critique thématique de Tu ne t’aimes pas de Nathalie Sarraute, où l’auteure explore les profondeurs de l’identité et de l’altérité à travers un jeu complexe de reflets et de projections entre ses personnages. Elle met en lumière la fragmentation de l’ego, où chaque personnage oscille entre admiration et jugement, à la recherche d’une validation insaisissable dans le regard de l’autre. Sarraute démontre comment l’identité se forme de manière instable, influencée par les perceptions et attentes extérieures, révélant ainsi la tension entre le désir d’être reconnu et la crainte du jugement. Les dialogues et interactions des personnages exposent des contradictions internes marquées par l'ironie, la vulnérabilité et la quête incessante de sens. En juxtaposant admiration et détestation, Sarraute révèle une dynamique complexe où le « moi » se redéfinit constamment en réponse au regard de l'autre. Ce jeu de projections met en lumière non seulement les conflits internes, mais aussi la dépendance émotionnelle et psychologique des individus. Ce texte offre une réflexion approfondie sur l'insécurité intrinsèque de l’individu et propose une analyse universelle de la fragilité humaine face à l'identité et au jugement social. À travers une écriture à la fois subtile et incisive, Sarraute éclaire la lutte perpétuelle pour la reconnaissance et la tension entre dépendance à l'autre et affirmation de soi.
۲۳۵.

چندزبانگی و شعر: تحلیل شناختی اشعار شهریار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۰ تعداد دانلود : ۱۵۴
پژوهش حاضر در تلاش بوده تا چندزبانگی و ارتباط آن با شعر را در آثار شهریار بررسی نماید. در چارچوب نظری، از زبان شناسی شناختی – چندزبانگی، شناخت و عاطفه - آناستاسیو (۲۰۲۰)، اروین-تریپ (۱۹۵۴، ۱۹۶۴، ۱۹۶۷) و پاولنکو (۲۰۰۷، ۲۰۱۲) برای تحلیل اشعار استفاده شد. دو شعر ترکی و فارسی از شهریار (در مجموع ۶۱ بیت) به همراه گزیده ای از اشعار وی به عنوان پیکره زبانی پژوهش حاضر انتخاب شد. نتایج این مطالعه نشان داد که واج ها، واج آرایی ها، کلمات، نحو و دستور زبان از یک سو و سنت ها، آداب، وقایع زیستی و عاطفی شهریار از سوی دیگر بستری برای تولید شعر او و درنهایت تصویرسازی را فراهم ساخته است. به عبارت دیگر، شعر شهریار بر اقلیم و زیستگاه او بنا نهاده شده است؛ بنابراین، تمام داشته های شهریار در ضمیر ناخودآگاه ابتدا از آن اقلیم گذر کرده و آن گاه به زبان ترکی و یا فارسی وارد شده است. این پژوهش نشان داد که گرچه شهریار در زبان فارسی اشعار بسیار قدرتمندی دارد؛ اما به دلیل نفوذ اقلیم، بافت و محیط آذربایجان و زبان ترکی در ذهن او، شعر ترکی مورد بررسی در پژوهش حاضر عاطفی تر و از لحاظ زبانی چندلایه ای و از نظر ادبی پیچیده تر از شعر فارسی هم تراز آن شعر است. همچنین با توجه به تعریف آثار فرازبانی، نتایج این پژوهش نشان داد که اگر نتوان ادبیات انگلیسی را بدون جوزف کونراد، ادبیات فرانسه را بدون لپولد سدار سِنگور و ادبیات آمریکا را بدون ولادیمر ناباکوف فرض نمود، نمی توان ادبیات فارسی و ترکی را بدون شهریار متصوّر شد.
۲۳۶.

مزرع سبز فلک و داس مه نو؛ گزارش بیتی از حافظ براساس نظریه اسطوره بازگشت جاودانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۹۸
اسطوره بازگشت جاودانه برای هر پدیده زمینی، نمونه ای آغازین، برتر و آسمانی در نظر می گیرد؛ به بیان دیگر، هر چیزی در این جهان را تقلیدی از نمونه ای مینوی می داند. حافظ در بیتی مشهور از «مزرع سبز فلک» و «داس مه نو» سخن می گوید. در برخی اساطیر نیز از «مزارع آسمانی» سخن رفته است؛ بدین معنا که انسان باستانی، نخست مزرعه آسمانی را شناخت و سپس مزرعه های زمینی را براساس آن به وجود آورد. در این پژوهش براساس نظریه اسطوره بازگشت جاودانه میرچا الیاده و با تکیه بر مطالعات اسنادی و کتابخانه ای و با رویکردی تحلیلی توصیفی به گزارشی از بیت گفته شده پرداخته ایم. نمادشناسی واژه های به کاررفته در دو ترکیب «مزرع سبز فلک» و «داس مه نو» هدف این جستار است. یافته ها نشان می دهد که همه این واژه ها اگرچه در ظاهر ارتباط چندانی با یکدیگر ندارند؛ امّا در ژرف معنا از نظر اسطوره ای، آیینی و باورشناختی کاملاً با هم مرتبطند و بیانگر مفاهیمی همچون زمان، مرگ، خرمن چینی، باروری، مرگ وزندگی، حیات مجدد و جاودانگی هستند؛ بنابراین می توان گفت بیت مورد نظر پیوند تنگاتنگی با مفاهیم نام برده دارد.
۲۳۷.

بازنمایی ماهیت هویت ملّی در ادبیات نوین دوره پهلوی بر اساس دیدگاه «تاریخی نگر»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۷۶
زمینه/ هدف: هویت ملّی در دوره پهلوی در بستری از اندیشه ها و گرایش های ملی گرایانه، میهن دوستی و وطن-خواهی؛ برنامه تجدد خواهی و دولت- ملت سازی حکومت پهلوی بازنمایی شد. بسیاری از شاعران و ادیبان در اشعار و آثار ادبی خود به بازنمایی و ترسیم هویت ملّی و مؤلفه های آن پرداختند. این پژوهش بر آن است تا ضمن بررسی ادبیات نوین ایران و با توجه به تلاش های شاعران و نویسندگان که به موازات گفتمان رسمی دربار پهلوی در صدد بازخوانی و احیاء هویت ایرانی بودند، تبیین کامل تری از ماهیت هویت ملّی در آثار ادبی و اشعار این دوره ارائه دهد. روش/ رویکرد: نوشتار حاضر با بهره گیری از روش توصیفی و تحلیلی مبتنی بر مطالعه و گردآوری داده ها از منابع کتابخانه ای و نشریات و بر اساس دیدگاه تاریخی نگر به ماهیت بازنمایی هویت ملّی در ادبیات نوین دوره پهلوی می-پردازد. یافته/ نتایج: بر اساس دیدگاه تاریخی نگر، هویت ملی در دوره پهلوی در سایه عناصر و مؤلفه های هویت ایرانی و در چرخه ای از ناسیونالیسم تجدد خواهانه با محوریت شاه بازسازی شدند. ادبیات در اشکال شعر و رمان و بر بستری از فرهنگ ایرانی، سرودن اشعار میهنی و حماسی و تأکید بر ظرفیت و قابلیت زبان فارسی در انتقال برخی از مؤلفه های فرهنگی و تمدنی و میراث تاریخی آن ضمن برخورد سلبی با غرب و مدرنیسم غربی، به بازنمایی انگاره های هویتی در وجه غالب باستان گرایانه آن مانند وطن پرستی، شاه پرستی، تاریخ و زبان مشترک ایرانی دست زد.
۲۳۸.

تحلیل گفتمانی سکوت در شعر اخوان ثالث: خوانشی سه سطحی (ساختاری، معنایی، کاربردشناختی) با رویکرد نقد ادبی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۲۰۲
این پژوهش با هدف تحلیل سکوت به عنوان سازه ای گفتمانی و بررسی عوامل مؤثر بر بازنمایی آن در شعر مهدی اخوان ثالث انجام شده است. مسئله اصلی تحقیق، تبیین کارکردهای گفتمانی سکوت در سه سطح ساختاری، معنایی و کاربردشناختی و نقش آن در فرایند معناسازی و فعال سازی ادراک بینامتنی است. روش تحقیق، کیفی و با رویکرد توصیفی تحلیلی است و با تلفیق نظریه های تحلیل گفتمان، نشانه شناسی و زبان شناسی شناختی، نمونه های شعری اخوان ثالث را بررسی می کند. یافته ها نشان می دهد سکوت در سطح ساختاری از طریق حذف فعل و ایستایی نحوی، در سطح معنایی با بهره گیری از استعاره و مجاز، و در سطح کاربردشناختی به عنوان ابزاری گفتمانی، مفاهیم سیاسی اجتماعی را در بافت تاریخی فرهنگی رمزگذاری می کند. هم چنین، سکوت با ایجاد مکث های معناساز و حذف های برنامه ریزی شده، مخاطب را به مشارکت فعال در تفسیر متن و ادراک بینامتنی فرا می خواند. درنهایت، تحلیل نمونه ها نشان می دهد که سکوت در شعر اخوان ثالث به ایجاز هنری، تصویرسازی نمادین، تعلیق روایی و فضاسازی چندلایه منجر می شود و نظام تأویلی مخاطب را فعال می سازد.         
۲۳۹.

کنکاشی در ریشه یابی ضرب المثل «زبان سرخ سر سبز به باد می دهد»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۷ تعداد دانلود : ۲۰۷
یکی از مضامینی که شاعران و گویندگان بسیاری به آن پرداخته اند، خطر زبان و مذمت دهانی است که بیهوده و بی موقع گشوده شود. این مضمون، موضوعی عمومی است که در بین همه ملل دنیا کاربرد دارد و با شیوه های مختلف بیانی از جمله تشبیه، استعاره، کنایه، تناسب و تضاد و با تعابیر متفاوت به صورت ضرب المثل و شعر دیده می شود تا موضوع خطر زبان را بیان کند به گونه ای که دهخدا در امثال و حکم این مضمون را با بیش از 30 ضرب المثل و بیت عربی و 80 ضرب المثل و بیت فارسی نقل کرده است.
۲۴۰.

La notion de genre dans le degrés zéro de l'écriture .(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۶
Dans Le Degré zéro de l'écriture, Roland Barthes se penche sur la notion d'une "écriture blanche", un style littéraire minimaliste qui aspire à se libérer des traditions et des conventions stylistiques héritées du passé. L'écriture blanche se veut neutre, transparente, dépouillée de tout artifice et des contraintes imposées par les genres littéraires. Barthes introduit les concepts clés de langue, de style et d'écriture, et examine comment ils interagissent et influencent la production littéraire. L'idée de l'écriture blanche, pour Barthes, est une tentative de rompre avec ces contraintes formelles et d'échapper aux classifications rigides des genres littéraires. Cependant, même cette écriture qui se veut neutre et dépourvue de style finit par être influencée par l'histoire et absorbée par la société. Ainsi, elle perd progressivement son caractère neutre et libre, devenant à son tour un nouveau cadre stylistique récupéré par les conventions littéraires. À travers Le Degré zéro de l'écriture, Barthes propose une réflexion profonde sur la difficulté, voire l'impossibilité, de créer une écriture totalement affranchie des contraintes historiques et sociales, tout en redéfinissant les rapports entre l'écrivain, son style, et la société.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان