فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۱۲۱ تا ۱٬۱۴۰ مورد از کل ۱٬۳۲۹ مورد.
منبع:
رهپویه هنرهای صناعی دوره اول پاییز ۱۴۰۰ شماره ۱
19 - 32
حوزههای تخصصی:
عصر قاجار یکی از متحول ترین ادوار تاریخ ایران در وجوه مختلف هنری، سیاسی، اقتصادی و نظام اجتماعی محسوب می شود. در این دوره تهران به دلیل روند رشد شهرنشینی، با دگرگونی های اساسی و بنیادین در زمینه ی معماری و تزئینات وابسته به آن خصوصاً کاشی کاری مواجه گردید. به طوری که، کاشی کاری در بناهای عمومی همانند دروازه ها و سردَرهای شهری، در سطح وسیعی به کار گرفته شد. با تأثیر ادبیات و گرایش به مضامین باستانی در سلیقه ی حاکم بر این دوره، هنرمندان نیز مضامین مختلفی از ادبیات کهن را دست مایه ی هنر خود قرار دادند؛ که علاوه بر نقش کارکردی و تزئینی می توانست، القاکننده ی پیام های فرهنگی و سیاسی نیز باشد. با مشاهده کاشی نگاره های این دوره، می توان دریافت که اغلب آن ها جنبه ی روایی داشته و بیان گر یک موضوع مشخص می باشند. در این پژوهش بنیادی، تلاش شده ، تا با شناخت نقوش روایی- ادبی کار شده بر روی دروازه ها، به تأثیر آن در ارتقاء آگاهی و بینش فرهنگی و ادبی، مخاطب اشاره شود. پژوهش حاضر، به لحاظ ماهیت پژوهشی توصیفی- تحلیلی است و شیوه ی گردآوری اطلاعات اسنادی و با تکیه بر مشاهدات حاصل از کاشی های تصویری در شهر تهران تدوین شده است. با تحلیل یافته های پژوهش، به نظر می رسد، کاربرد این نقوش در سطوح مختلف شهری و در معرض دید قرارگرفتن آن ها برای عموم مردم می تواند در انتقال مفاهیم فرهنگی، تاریخی، عقاید و باورهای ایران زمین مؤثر واقع شود. مشاهده این تصاویر در ارتقاء سطح شناخت و آگاهی افراد جامعه بی تأثیر نبوده ؛ و امروزه نیز می توان از این هنر دیرین به عنوان ابزاری بصری، برای بیان موضوعات اجتماعی و نیز ترویج تاریخ و فرهنگ این سرزمین استفاده کرد.
بررسی تطبیقی مؤلفه های مذهبی حاکم بر فرش های دوره قاجار و پهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جایگاه موضوعات مذهبی در هنرهای ایران از اهمیت زیادی برخوردار بوده و بیشتر هنرها ریشه در فرهنگ مذهبی دارد که هنر فرش بافی خود گواه بر این موضوع است. هدف از این پژوهش بررسی قالی های دوره قاجار و پهلوی است که نقش مایه مذهبی در آن به کاررفته و ضروری است با توجه به مشترکات در فرش های این دو دوره، با تحلیل و تطبیق و طبقه بندی این فرش ها به بررسی اشتراک و افتراق آن ها پرداخته و قابلیت های آن ها را بررسی کنیم تا اهمیت، جایگاه و نحوه ی به کارگیری و نگرش هنرمند و مردم این دو دوره در این طرح ها را نشان دهیم. پرسش های مطرح شده در این پژوهش:1-موضوعات و مفاهیم به کاررفته در فرش های دوره قاجار و پهلوی چیست؟2-وضعیت به کارگیری و دوام موضوعات مذهبی در فرش های دوره قاجار و پهلوی چگونه بوده است؟ روش تحقیق تاریخی، توصیفی-تحلیلی و روش گردآوری اطلاعات میدانی و کتابخانه ای که پس از بررسی نمونه های فرش های دارای مضامین مذهبی انجام شده است. نتایج به دست آمده از این پژوهش نشان می دهد که تصلویر مذهبی در فرش های این دو دوره، موضوع اصلی فرش های تصویری هستند که بیشترین آنها به تصویرسازی یک روایت یا متن پرداخته اند. این فرش ها، برای بیان اعتقادات مذهبی، دینی، عرفانی به کار گرفته می شدند. در فرش هایی دوره قاجار، چهره ها و شمایل، روایات و وقایع مذهبی شیعی و همچنین سایر ادیان رواج داشته و در دوره پهلوی، اکثر موضوعات مذهبی، حول وقایع زندگی پیامبر اسلام(ص) و امامان شیعه، به ویژه شمایل حضرت علی (ع) بوده است. به دلیل اینکه جامعه قاجار یک جامعه مذهبی بوده، این تصاویر از آغاز تا به انتهای این دوره بر باورهای دینی مردمان تأثیر گذاشته؛ و سپس در دوره پهلوی با تغییر شرایط اجتماعی، سلیقه مردم نسبت به شرایط جدید شکل گرفته و بنابراین، قالیچه های مذهبی دوره قاجار جایگاه مهم تری را در انتقال مفاهیم مذهبی، نسبت به دوره پهلوی داشته اند.
رابطه هوش معنوی مدیران با سکوت سازمانی و کیفیت زندگی کاری بافندگان فرش دستباف (مورد مطالعه: شرکت قالی بافی زرین بافت زنجان)
منبع:
رج شمار دوره اول پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲
69 - 81
حوزههای تخصصی:
هرقدر که سازمان ها، بزرگ تر می شوند بالطبع به مشکلات این نیروی عظیم نیزاضافه می شود. مدیران در ارتباط با مسائل گوناگون سعی در کنترل مداوم کارکنان خوددارند .هدف این مطالعه بررسی رابطه هوش معنوی مدیران با سکوت سازمانی و کیفیت زندگی کاری بود. این پژوهش از نظر گردآوری داده ها توصیفی _ پیمایشی و ازنظر هدف، کاربردی است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه مدیران، معاونان و کارکنان شرکت قالی بافی زرین بافت زنجان که تعداد آن ها420 نفر بود. روش نمونه گیری در این پژوهش شامل نمونه گیری اتفاقی بوده به تعداد متناسب با حجم جامعه آماری و بر اساس جدول مورگان تعداد 201 نفرانتخاب شدند. به منظورجمع آوری داده های موردنیاز، از پرسشنامه هوش معنوی 24- SISRI کینگ، سکوت سازمانی ون داین و کیفیت زندگی کاری والتون استفاده شد. از نرم افزارSPSS جهت آزمون نرمالیته و آزمون رگرسیون جهت تأیید فرضیات استفاده شده است. همچنین از نرم افزار smart-pls جهت تأیید روایی و مدل کلی استفاده شد. نتایج نشان داد هوش معنوی مدیران با سکوت سازمانی و کیفیت زندگی کاری رابطه دارد. به-علاوه، هوش معنوی مدیران با ﭘﺮداﺧﺖ ﻣﻨﺼﻔﺎﻧﻪ، محیط کار ایمن و بهداشتی، ﻣﯿﺰان ﺗﺄﻣﯿﻦ ﻓﺮﺻﺖ رﺷﺪ ﺑﺮای ﮐﺎرﮐﻨﺎن، ﻣﯿﺰان قانون گرایی در سازمان، واﺑﺴﺘﮕﯽ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ زﻧﺪﮔﯽ ﮐﺎری، ﻓﻀﺎی ﮐﻠﯽ زﻧﺪﮔﯽ ﮐﺎرﮐﻨﺎن، ﯾﮑﭙﺎرﭼﮕﯽ و اﻧﺴﺠﺎم اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، اﻣﮑﺎن ﺗﻮﺳﻌﻪ قابلیت های ﻓﺮدی ﺑﺮای ﮐﺎرﮐﻨﺎن رابطه دارد. به علاوه، در تعیین مدیران سازمان به سطح هوش معنوی آن ها دقت شود. هم چنین، برای کارکنان نیز دوره های افزایش هوش معنوی برگزار شود و از کارکنان نیز قبل از شروع کار آزمون هوش معنوی گرفته شود.
مطالعه و تحلیل نقوش کاشیکاری های هفت رنگ خانهٔ قاجاری عطروش در شیراز به منظور دستیابی به تنوع نقوش و اشکال مختلف هر نقش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شیراز در دورهٔ قاجار در زمینه کاشیکاری صاحب سبک بود. حضور خانواده های هنردوست و کاشی نگاران هنرمند در دورهٔ قاجار باعث خلق کاشیکاری های زیبایی در این شهر شد و کاشی هفت رنگ به وفور در تزئین بناهای مختلف ازجمله خانه ها به کار رفت. از میان خانه های قاجاری دارای کاشیکاری در شیراز، خانهٔ عطروش نمونه های متنوع و بااهمیتی از کاشیکاری هفت رنگ دارد که برخی از آن ها در حال ازبین رفتن هستند. هدف پژوهش حاضر، مطالعه و تحلیل نقوش کاشیکاری های هفت رنگ خانهٔ عطروش به منظور دستیابی به تنوع نقوش و اشکال مختلف هر نقش در دورهٔ قاجار و ارائه تصاویر خطی این نقوش برای کمک به بازآفرینی کاشیکاری های خانه است که در حال نابودی هستند. پرسش پژوهش عبارت است از این که کدام نقوش و به چه شکلی در کاشیکاری های هفت رنگ خانه عطروش به کاررفته اند؟ روش انجام پژوهش توصیفی- تحلیلی، و شیوه گردآوری اطلاعات آن کتابخانه ای است و داده ها به روش کیفی تجزیه وتحلیل شده اند. به منظور انجام پژوهش، 10 تابلوی کاشیکاری هفت رنگ در خانهٔ عطروش بررسی شدند. یافته های پژوهش نشان داد نقوش متنوعی مانند نقوش گیاهی، جانوری، انسانی، اسطوره ای، نظامی، نقوش بیانگر مضامین روایتی- مذهبی، روایتی- ادبی و روایتی-روزمره در کاشیکاری ها به کاررفته اند. نقوش گیاهی به صورت گل و گلدان، و درخت و نقوش انسانی در قالب شخصیت مذهبی، ادبی، روحانی، فرد عادی و شکارچی تصویر شده اند. جانوران به صورت جانوران اهلی و وحشی و پرندگان عمدتاً در ترکیب با نقوش گیاهی دیده می شوند. نقوش اسطوره ای به شکل فرشته های بالدار و شیر و خورشید هستند. نقوش بیانگرِ مضامین روایتی به صورت اشاراتی به قصص قرانی، داستان های شاهنامه و پنج گنج نظامی و یا فعالیت های روزمره هستند و نقش نظامی به شکل سرباز ترسیم شده است.
نشانه شناسی ارتباطات بینافرهنگی صفویان و گورکانیان با استناد بر آثار نگارگران مهاجر ایرانی در دربار گورکانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ایران و هند سابقه طولانی در تعاملات فرهنگی دارند، ولی مهاجرت تعداد زیادی از هنرمندان و نخبگان صفوی به دربار گورکانی در خلال قرن های دهم و یازدهم هجری، نقطه عطفی در تاریخ این ارتباطات فرهنگی به شمار می رود. اهمیت این تعاملات فرهنگی در بهره گیری از زبان فارسی به عنوان زبان رسمی دربار گورکانی و انتقال کانون نوآوری های ادب فارسی از ایران صفوی به هند گورکانی به وضوح نمایان است. بر مبنای این پیشینه موجود، هدف پژوهش حاضر آن است که با واکاوی ویژگی های سبکی و عناصر بصری آثار نگارگران ایرانی در دربار گورکانی و پیگیری سیر تحول سبک و نقش مایه ها در آثار این هنرمندان و پروژه های تحت نظارتشان، به تبیین جایگاه هریک از فرهنگ های دخیل و قابل رؤیت در این آثار بپردازد. بر این اساس نمونه های پژوهش با رویکرد نشانه شناسی فرهنگی مورد مطالعه قرار گرفتند. در این رویکرد، نگارگری دربار گورکانی به عنوان «متن بینافرهنگی» و فرهنگ گورکانی به عنوان مرکز یا به عبارتی «خویشتن» در نظر گرفته شدند، درحالی که فرهنگ ایرانی و فرهنگ هندو «دیگری» محسوب گشتند. نتیجه آنکه گورکانیان با آرمانی سازی فرهنگ فارسی که در آن زمان مقبولیت و جایگاه خاصی در جهان اسلام داشت، سعی داشتند بر تمایز خود با فرهنگ دیگری هندو تأکید کنند. این فرایند به جذب کامل فرهنگ فارسی و طرد کامل دیگری هندو در نگارگری گورکانی منجر نشد تا آنجا که به رغم غلبه عناصر و ترکیب بندی های ایرانی، نگارگری گورکانی بسیار طبیعت گراتر از همتای پارسی اش می باشد. نگارگری گورکانی یک متن بینافرهنگی است که در آن فرهنگ ایرانی و به تبع آن فرهنگ مغولی (به واسطه همزادپنداری خودش با فرهنگ ایرانی) در مرکز و فرهنگ هندو در حاشیه است، ولی این متن هویتش را از جابه جایی مداوم مرزهای مرکز و حاشیه می گیرد.
برنامه ریزی راهبردی در هنر فیروزه تراشی شهر مشهد و راهکارهای برای توسعه آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شهر مشهد به عنوان شهر جهانی سنگ های قیمتی و نیمه قیمتی از سوی شورای جهانی صنایع دستی انتخاب شده است. معدن سنگ فیروزه نیشابور، در نزدیکی شهر مشهد قرار دارد. استفاده از سنگ فیروزه در ایران از عهد باستان رایج بوده و در دین اسلام نیز تأکید شده است. هنر فیروزه تراشی از هنرهای کاربردی بوده و هنرمندان فیروزه تراش شهر مشهد که با سعی و تلاش کار می کنند، پیشرفت چندانی نداشته اند. پژوهشی در زمینه پیشرفت این هنر ملاحظه نشده است. هدف از پژوهش حاضر، شناخت چالش های موجود در هنر فیروزه تراشی، بر اساس اصول برنامه ریزی راهبردی در شهر مشهد می باشد. بنابراین سؤال اصلی این چنین تبیین می شود. برای بهبود شرایط موجود در هنر فیروزه تراشی شهر مشهد و رسیدن به شرایط مطلوب چه راهکارهای وجود دارد؟ روش تحقیق در این پژوهش کیفی توصیفی-تحلیلی از نوع تحلیل محتواست؛ و با استفاده از ماتریس ارزیابی به بررسی هنر فیروزه تراشی در شهر مشهد پرداخته شده است. شیوه گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و تحقیق میدانی از نوع مصاحبه، و جامعه آماری با روش هدفمند، تعداد ده نفر از افراد آگاه بوده؛ مصاحبه ها کدگذاری شده و در جداول درج شده است. نتیجه این که در استخراج سنگ فیروزه با استفاده از متخصصین سنگ معدن، کمال بهره وری اتخاذ شود، آموزش و مهارت عملی، به طور همزمان باشد؛ و از پیشکسوتان این حرفه در بخش آموزش مهارت های عملی به دانش آموختگان، دعوت به عمل آید. برای رسیدن به شرایط مطلوب، ساخت زیورآلات فیروزه مطابق با استانداردهای جهانی را ارتقا بخشیده؛ با ایجاد بازارهای اینترنتی و اتصال به بازارهای جهانی می توان به جای صدور سنگ تراش خورده فیروزه، زیورآلات فیروزه را صادر کرد.
آرایه های نوشتاریِ نمادینِ شیعی در بقعه اما م زاده سلطان سید جلال الدین اشرف(ع) آستانه اشرفیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گیلان از کهن ترین سرزمین هایی است که فرازگاه تاریخ تشیع ایران و مأمنی برای گریزندگان از ستم خلفا بوده است. در گیلان امام زادگان زیادی وجود دارد؛ از مشهورترین این امام زادگان، حضرت سلطان سید جلال الدین اشرف(ع) می باشد. شهر آستانه اشرفیه به دلیل وجود این بقعه، پنجمین شهر مذهبی در سراسر کشور محسوب می شود. هدف این پژوهش معرفی بنای بقعه، توصیف و مطالعه ی کتیبه های نوشتاری امام زاده حضرت سلطان سید جلال الدین اشرف(ع) به منظور شناسایی تفکرات مذهب شیعه است. در راستای دستیابی به این هدف، پرسش های اصلی این پژوهش عبارتند از: ویژگی هی مضمونی، اجرایی و کاربردی کتیبه های بقعه امام زاده حضرت سلطان سید جلال الدین اشرف(ع) کدام است؟ کتیبه های نوشتاری منتسب به مذهب شیعه در بقعه امام زاده حضرت سلطان سید جلال الدین اشرف(ع) کدام اند؟ روش تحقیق بر مبنای توصیفی- تحلیلی، گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و میدانی (ترکیبی) بوده است. جامعه آماری پژوهش آرایه های نوشتاری نمادین شیعی بقعه آقا سیدجلال الدین اشرف(ع)، روش نمونه گیری به شکل انتخابی و تعداد نمونه کلیه آرایه های نوشتاری این امام زاده و روش تجزیه و تحلیل داده ها کیفی می باشد. از نتایج حاصل از پژوهش حاضر می توان دریافت که بعد از خط ثلث، خط نستعلیق بیشترین کاربرد را در بین کتیبه های شیعی داشته اند و اما مضامین شیعی که از کتیبه های مذکور القا می شود، در رابطه با ولایت، شهدای کربلا، واقعه کربلا، اسامی الهی و ائمه و غیره می باشند که آن چه حائز اهمیت است روایات و احادیث کثیری است که در رابطه با ولایت امام علی(ع) مطرح و نگاشته شده اند. کتیبه های بنای مذکور با مفهوم دعا، احادیث و غیره مضمونی عرفانی دارند. در این بین فراوانی کتیبه هایی با مدح امیرالمونین و هم چنین واقعه ی کربلا نشان می دهد به مضامین شیعی در تزیینات آرایه های این بقعه توجه ویژه ای شده است. از این رو بقعه امام زاده حضرت سلطان سید جلال الدین اشرف(ع) به واسطه ی آرایه های نوشتاری شیعی کاملاً جلوه ای از یک بنای اسلامی با مذهب شیعه است.
تبیین قابلیت نقوش قالی در هویت بخشی ایرانی به بسته بندی کالاها (مطالعه موردی: نقوش قالیِ بندیِ یلمه بروجن و میناخانی ورامین)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای صناعی ایران سال ۶ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۱۰)
179 - 192
حوزههای تخصصی:
در دنیای معاصر توجه به هویت هر ملتی از جایگاه خاصی برخوردار است. یکی از مواردی که می تواند معرف هویت ملت در سطح ملی و بین المللی باشد، بسته بندی محصولات است. پژوهش حاضر با هدف توسعه تأثیرگذاری هویت ایرانی در طراحی بسته بندی کالا به تحلیل قابلیت های گرافیکی نقوش دو طرح قالی ایرانی پرداخته و به دنبال پاسخ به این پرسش ها بوده است که آیا استفاده از این نقوش در بسته بندی می تواند موجب توسعه نفوذ هویت ایرانی باشد؟ و در صورتی که پاسخ به این سوال مثبت است، با چه روش هایی می توان از قابلیت های زیباشناختی نقوش قالی ایرانی در طراحی بسته بندی محصولات ایرانی استفاده نمود؟ این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای انجام شده و در آن، با تحلیل بصری نقوش قالی طرح شکسته بندی یلمه بروجن و نیمه گردان میناخانی ورامین، 12 نمونه طراحی بسته بندی با بهره گیری از طرح و نقش این دو قالی ارائه شده است. درنهایت این نتایج به دست آمد که استفاده از نقوش سنتی قالی در بسته بندیِ کالاهای ایرانی، برای مخاطب ایرانی آشنا بوده و برای مخاطبینِ خارجی نیز تداعی کننده و یادآور نقوش ایرانی هستند، بنابراین تکرار تماشای یک نقش در ذهن مخاطب می تواند یکی از راه های دستیابی به توسعه نفوذ هویت ایرانی باشد. ضمن این که یک بسته بندی محکم و زیبا می تواند سالیان سال در خانه افراد نگهداری شود. هم چنین نقوش قالی های ایرانی این قابلیت را دارا بودند تا به روش های کلی و کاربردی شامل استفاده از طرح کلی و نقش و نگارها به طور مستقل، طرح و نقوش در ترکیب با سایر عناصر، و یا طرح کلی قالی و نقوش با ایجاد تغییراتی در فرم اصلی، در طراحی بسته بندی مورد استفاده قرار گیرند و بدین ترتیب طرح های متفاوتی خلق شوند.
مروری بر ویژگی های عایق گرمایی و عایق صوتی فرش های دستباف پشمی
منبع:
رج شمار دوره اول پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲
39 - 52
حوزههای تخصصی:
طی قرون و اعصار متمادی، فرش یکی از مهمترین ابزارهای انتقال آداب، رسوم، سنت ها و فرهنگ ایرانی، از نسلی به نسل دیگر بوده است. فرش دستباف از دیرباز در ایران مورد مصرف بوده و از کاربردى ترین صنایع دستی به شمار می آید. فرش دستباف ایرانی به لحاظ مواد اولیه، ابزار و وسایل بافت، شیوه بافت، و طرح و نقش، دارای شناسنامه اصیل و مشخصی است. ویژگی های فرش دستباف از دو دیدگاه زیبایی شناسی و کاربردی مورد بررسی قرار می گیرد. از دیدگاه کاربردی، ویژگی های عایق گرمایی، عایق صوتی، و عملکرد پوششی فرش دستباف به عنوان یک کفپوش، مورد توجه قرار می گیرد. بررسی مطالعات انجام شده نشان می دهد که گزارشات علمی و پژوهشی که تاکنون در حوزه کاربردی فرش دستباف منتشر گردیده است، بیشتر بر خصوصیات فیزیکی-مکانیکی فرش دستباف و شاخص دوام آن به عنوان یک کفپوش متمرکز شده است و ویژگی های عایق گرمایی و عایق صوتی فرش و تأثیر پارامترهای ساختاری و متغیرهای بافت بر آن به ندرت مورد پژوهش قرار گرفته است. در مقاله حاضر سعی گردیده است که با مروری بر مطالعات انجام گرفته، به صورت مشخص بر ویژگی های کاربردی عایق گرمایی و صوتی فرش دستباف تمرکز شود و از این دیدگاه، به مزایای الیاف پشم به عنوان نخ پرز فرش دستباف پرداخته شود. ویژگی های مطلوب عایق گرمایی و صوتی فرش های دستباف پشمی، در کنار مزایای راحتی، توانایی طبیعی در بهبود کیفیت هوای داخلی، ایمنی، و زیبایی، احساس رضایتمندی مطلوبی به مصرف کنندگان می دهد و تأثیر چشم گیری بر کیفیت درک شده از آن خواهد داشت.
مطالعه تطبیقی پوشاک زن در "هفت پیکر نظامی" و نگارگری مکتب هرات دوره تیموری
منبع:
رهپویه هنرهای صناعی دوره اول زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲
21 - 38
حوزههای تخصصی:
پوشاک زنان هرملیت بیانگر تمدن و فرهنگ آن جامعه است و بررسی آثار ادبی چه در گذشته و چه در زمان حال این مسئله را تایید می کند، هدف این پژوهش، بدست آوردن چگونگی و نوع طراحی پوشاک زنان در کتاب هفت پیکر نظامی و نگارگری مکتب هرات در عهد تیموری می باشد. ضرورت پژهش را می توان چنین درنظر گرفت، که با بدست آوردن اسناد و مدارک تاریخی از پوشاک زنان و نوع پوشش آنها در ایران . باعث ایجاد خلاقیت در طراحان مد و لباس می باشد، تا با بهره گیری از فرهنگ غنی سرزمین ایران و بازخوانی منابع ادب فارسی به تهیه و تولید پوشاکی پرداخته شود که با فرهنگ این سرزمین تطابق بیشتری داشته باشد. به این جهت روش تحقیق در حال انجام، توصیفی- تطبیقی و با رویکردی زیبایی شناسانه داشته است که به بازبینی نمونه های مطالعاتی و نگاره های هفت پیکر نظامی و نگارگری مکتب هرات دوره تیموری می پردازد. بطور کلی نتایج حاصل از تطبیق پوشاک و لباس زنان در اشعار نظامی، به خصوص هفت پیکر و نگارگری دوره تیموری اینگونه مشاهده شده که زیبایی شناسی دراشعار نظامی بر پایه حسن و جمال ظاهری صورت گرفته، به گونه ای که زیبایی شناسی در الفاظ و کلمات ، مدح و ستایش هر صاحب نظری را بر می انگیزد. مؤلفه های اصلی زیبایی شناسی تن پوش زنان عبارتند از: پوشاک ( طرح و نقش، جنس و تزیینات)، آرایش ، زیورآلات است. پوشش سر شامل انواع مختلف می باشد نظیر روسری ، چادر، مقنعه ، نقاب، سربند( چند لایه)، کلاه ( تاج، نیم تاج)، تن پوش ها هم شامل : روپوش (پیراهن)، زیرپوش (زیرپیراهن)، قبا، ردا. جامه پا یا پا پوش ها که عبارتند از: کفش ، جوراب و شلوار که یکی دیگر از نتایج تحقیق به شمار می روند.
تبارشناسی رزم افزارهای فلزی عصر تیموری از ظفرنامۀ شرف الدین علی یزدی (مطالعۀ موردی نگاره های مکتب شیراز 839 ه.ق و هرات 872 ه.ق)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کتاب ظفرنامه تیموری به تقاضای پسر شاهرخ - ابراهیم سلطان- توسط شرف الدین علی یزدی نگارش شده که در باب زندگی، لشکر کشی ها و فتوحات تیمور گورکانی بوده و همواره مورد توجه نگارگران در مکاتبی همچون مکتب شیراز به سال839ه.ق و مکتب هرات 872ه.ق قرار گرفته است. درواقع نگارگری، بازتاب دهنده ی هنرها و صناعات مختلف دوره ی خویش است. زیرا نگارگران همواره برای رساندن مفهوم موضوع مورد نظر خود از جمله رزم و پیکار، در کنار تمام عناصر طبیعت، از اشیاء دست ساخته بشر همانند ابزارآلات فلزی نیز بهره گرفته اند. بنابراین، آثار هنری هر دوره تاریخی، جهان بینی هنرمندان و برداشت آنها از هستی و پیرامون آن است که شناخت این آثار و تحلیل عناصر به کار رفته در آن ها را، باید با در نظر گرفتن شرایط تاریخی و فرهنگی همان دوره مورد پژوهش قرار داد. و تبارشناسی، روشی است که پدیده ها را در تطور تاریخی شان بررسی می کند و با شناسایی صورت بندی های تاریخی پدیده ها، جایگاه انتقادی مناسبی برای فهم آنها پدید می آورد. پژوهش حاضر در تلاش بوده است تا با تکیه بر رویکرد تبارشناسی، به تحلیل تبار ادوات فلزی شناسایی شده و صورت بندی آنها در نگاره های رزم مکتب شیراز و هرات تیموری برگرفته از کتاب ظفرنامه شرف الدین علی یزدی بپردازد و به این پرسش پاسخ دهد که ساختار و تنوع کارکردی ادوات فلزی تصویرشده در نگارگری دوره تیموری براساس کتاب ظفرنامه یزدی بر چه اساسی است؟ بنابراین، هدف از انجام این پژوهش، تحلیل، دسته بندی و تبارشناسی ادوات فلزی تیموری در نگارگری از جنبه کالبدی و کارکردی آنها می باشد. یافته های حاصل از این پژوهش که به روش تاریخی انجام شده، بیان می کند رویکرد تبارشناسی که همانا تاریخی دیدنِ پدیده مورد مطالعه است، می تواند کمک بسیاری به شناخت ادوات رزم عصر تیموری نماید. و بیان می کند تمامی رزم افزارهای فلزی، کاربردی برای رزم و اقتدار حکومت تیموری داشته اند که به فراخور زمانی، تعدد آنها جهت کاربرد متغیر بوده است. از لحاظ کالبدی نیز رزم افزارها احتمالاً اشکالی بوده اند که در گذشته و حتی اعصار بعدی نیز با اندک تغییراتی مورد استفاده قرار می گرفتند.
تحلیل شمایل شناسانه سیر استحاله نگاره اسکندر و درخت سخنگو از دوره ایلخانی تا دوره صفوی
منبع:
رهپویه هنرهای صناعی دوره اول تابستان ۱۴۰۱ شماره ۴
81 - 93
حوزههای تخصصی:
استمرا ر حیات داستان «اسکندر و درخت سخنگو» در آثار هنری، که یکی به عنوان پادشاهی غیر ایرانی ولی محبوب و دیگری درخت پرآوازه پیشگو است، این روایت را پر اهمیت می نماید. از این رو بسزا است تحلیل بیشتری در سیر استحاله این روایت به عمل آید که متناسب با هدف پژوهش، سه نگاره از سه دوره مختلف همچون دوره ایلخانی ، تیموری و صفوی انتخاب شده است. این پژوهش به لحاظ ماهیت، توصیفی تاریخی و از لحاظ هدف، بنیادی و رویکردی کیفی داشته و اطلاعات ضروری تحقیق با استفاده از روش های اسنا دی و منابع کتابخانه گردآوری شده است. با تجسس سیر استحاله در سه نگاره انتخابی که متأثر از جریانات اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی سه دوره زمانی مغول ، ترکی مغولی و ایرانی است، به سیر تحولات و رمز گشایی نقش مایه اسکندر و درخت سخنگو بر اساس روش اروین پانوفسکی پرداخته شده است. از مهم ترین یافته های حاصله می توان این گونه بیان داشت که اسکندر مقدونی در این سیر تاریخی از یک شخصیت منفی و شوم به یک فرد افسانه و مقدس با ظاهری متفاوت تغییر شکل پیدا کرده است. دلیل این استحاله منطبق با اهداف حاکمان سه دوره نظیر تثبیت قدرت ، مشروطیت حکومت و رسیدن به ملّیتی ایرانی است. همچنین سیر استحاله درخت سخنگو در سه نگاره مورد بررسی قرار گرفته که در نهایت در نگاره سوم منجر به نقش واق شده است. این نقش که با زیبایی و قدرت در مقابل اسکندر جلوه می نماید و سعی در انتقال پیامی است که در لایه های زیرین معنایی نگاره ها قرار گرفته است. این تضاد معنایی نشان از پایدار نبودن قدرت این حاکمان است که به زیبایی در نگاره ها جانمایی شده است.
محمد بن ابی الحسن المقری، سفالگری متبحر اما ناشناس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از میان شیوه ها و فنون به کاررفته در تزیین سفالینه ها، زرین فام، زیباترین و باشکوه ترین روش بوده است. در سده های ششم و هفتم هجری، کاشان یکی از مراکز اصلی تولید سفال زرین فام شناخته می شد و آثار فاخر تولیدشده در این شهر، هم اکنون زینت بخش بسیاری از موزه ها و مجموعه های ایران و جهان است. با بررسی آثار رقم دار شناخته شده از سفالگران و کاشی سازان کاشانی در سده های ششم و هفتم هجری، با سلسله ای از روابط خانوادگی مواجه می شویم که گویای انتقال سینه به سینه این هنر است. از خاندان ها و هنرمندان مشهوری که در زمینه هنر زرین فام سبک کاشان فعالیت داشته اند، خانواده های ابوطاهر، ابوزید و الحسینی نام برده شده اند و محققان و پژوهشگران متعدد، در مورد آن ها قلم فرسایی کرده اند. محمد بن ابی الحسن المقری، یکی از هنرمندان سبک زرین فام کاشان با شش اثر رقم دار است. پژوهش حاضر مبتنی بر روش توصیفی تحلیلی است و با بهره گیری از منابع و اسناد کتابخانه ای انجام شده و هدف آن، معرفی و شناسایی ویژگی های آثار رقم دار المقری است. نتایج پژوهش نشان می دهد که المقری از هنرمندان سفالگر در آن عصر بوده و انتساب عناوین دیگر همچون حامی هنرمند به وی، بی پایه و اساس است. همچنین به دلیل شیوه خاص وی در تلفیق تکنیک مینایی و زرین فام، یکی از هنرمندان بی همتا در زمانه خود بوده است.
خوانش شمایل شناسانه عناصر بصری حاکم در سکه های ایلخانی از منظر گفتمان مذهب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سکه های ایلخانی از نقطه نظر زیباییِ نقش مایه ها و تنوع شعائر مذهبی، از بهترین سکه های اسلامی اند که می بایست موشکافانه و دقیق ازمنظر شمایل شناسانه بررسی گردند تا بن مایه های اندیشه و فلسفه وجودیِ آن ها شناسایی گردد. مهم ترین جریان فکری که از هرلحاظ تأثیری عمیق بر ضرب عناصر بصری روی سکه ها گماشت، گفتمان مذهب بودکه با توجه به گرایش های متنوع مذهبی ایلخانان، تحت تأثیر باورهای مذهبی در زیباترین شکلش روی سکه ها حک گردید. هدف از پژوهش، بررسی نقش مایه های غالب بر سکه های ایلخانی با رویکرد شمایل شناسانه طی گام های سه گانه توصیف، تحلیل و تفسیر است که به پیوندهای عمیق مکنون بین ظاهر یک متن تصویری و آنچه خارج از متن به صورت قراردادهای مذهبی تعریف شده است، دست یابیم. پژوهش حاضر با رویکردی متفاوت از شیوه های مرسوم سکه شناسی، در پی پاسخ به این پرسش است که ازمنظر شمایل شناسانه اروین پانوفسکی، عناصر بصریِ حاکم در سکه های ایلخانی چگونه تحلیل و تفسیر می گردند؟ فرضیه آن است که صرف نظر ازمنظر زیبایی شناسانه، این عناصر بر مفاهیم فراتری دلالت می نمایند که هم سو با باورهای آیینی و اعتقادهای مذهبی متنوع ایلخانیان است. پژوهش به روش تحلیلی تاریخی، با استناد به مطالعات کتابخانه ای، بررسی میدانی و گزینش هدفمند داده های موزه ای نشان می دهد عناصر حاکم در سکه های ایلخانی در دوران حاکمیت حاکمان بزرگ مغول به سوارکار با تیر وکمان، ستاره داوود، شمعدان یهودی و مثلث و در دوران حاکمیت یاسا به شیر، خرگوش و در دوران اسلامی به شیر، خورشید و شیر و خورشید ارجاع داده می شوند که هرکدام با معانی قراردادی خاصی با مفاهیم فلسفی موجود در ادیان شَمنی، بودایی، یهودی، مسیحی و اسلام قرابت داشته و مشاهده گردیده که در دوران حاکمیت یاسا و اسلامی، تحت تأثیر سیاست های دینی همچون تسامح و تساهل، مصلحت اندیشی و یا بی سیاستی، ضرب نقش مایه ها به همراه شعائر مذهبی روی سکه ها صورت گرفته است.
مطالعه تطبیقی تأثیر پایه های قلیایی- بوری و سربی- بوری بر رنگ حاصل از احیای ترکیبات فلزی رنگزای منتخب به روش احیاء درون محفظه ساگار (ویژه هنرمندان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تاریخ سفال و سرامیک جهان، سرشار از فرم ها، نقوش مختلف و شیوه های گوناگون ساخت، پخت و تزیین است. تحقیق حاضر، با هدف بررسی تأثیر پخت احیایی درون محفظه ساگار بر اکسیدهای رنگی مختلف در دو پایه لعاب قلیایی- بوری و سربی- بوری شکل گرفته است. سوال مطرح شده در این پژوهش این است که پایه های مختلف لعاب سربی- بوری و قلیایی- بوری، بر نوع رنگ حاصل از احیای درون ساگار، چه تأثیری بر ترکیبات فلزی رنگزای منتخب دارند که شامل نیترات نقره، اکسیدهای مس، آهن و آنتیموان و ترکیب آنهاست؟ این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر روش به شکل تجربی انجام گرفته است. جمع آوری اطلاعات پژوهش، به شیوه کتابخانه ای، اسنادی بوده که با آزمایش و مشاهده، تکمیل گردیده است. نمونه های آزمایش، با جنس بدنه یکسان (ارتن ور فریتی)، در مجاورت ماده سوختنی یکسان (براده چوب) و در دمای 650 درجه سانتی گراد مورد بررسی قرار گرفته اند. نتایج تحقیق، نشان دهنده تأثیر نوع لعاب پایه بر میزان احیاء و نوع رنگ به دست آمده است. در پایه سربی- بوری ، احیای تقریباً یکدست تمامی نمونه ها و تشکیل فام فلزی روی سطح لعاب و رنگ بندی تیره تر و پخته تر، مشاهده شد که در میزان صاف و براق شدن سطح، با توجه به افزوده ها تفاوت وجود دارد. این نتیجه، در پایه قلیایی- بوری به صورت جلوه های ابر و بادی و رنگ های روشن تر نمودار شد. هم چنین وجود سرب در لعاب سربی- بوری ، عامل تسریع احیای فلزات موجود روی سطح لعاب است و بالابردن دمای کوره و افزودن ماده سوختنی، به احیای بیش تر سطح لعاب کمک می کند. به طورکلی، نوع رنگ، میزان شفافیت و یکدستی لعاب، تحت تأثیر نوع لعاب پایه و نوع ماده رنگزا قرار دارد.
محتوا و قالب در آثار منتخب بانوان نگارگر انقلاب اسلامی
منبع:
رهپویه هنرهای صناعی دوره اول پاییز ۱۴۰۰ شماره ۱
33 - 44
حوزههای تخصصی:
نگارگری، به عنوان یک هنر اصیل ایرانی، شکل دهنده ی روایت هایی تصویری از موضوعات ادبی، علمی و مذهبی بوده است. اتفاقات اجتماعی نیز از محدوده ی نگاه این هنر دور نبوده و تأثیرات آن را می توان در این آثار مشاهده نمود. بانوانِ نگارگر ایران در تمام دوره های تاریخی، در این امر سهم بسزایی داشته اند. علی رغم اهمیت این موضوع، پژوهش های مختصری تاکنون در این حوزه صورت گرفته، که مبین ضرورت، در انجام پژوهش های متعدد و گسترده به جهت بررسی و تحلیل آثار و جایگاه این هنرمندان و تحولات اجتماعی است. لذا این تحقیق نگاهی به رویکردها و آثار منتخبی از بانوان نگارگر، در دوران انقلاب اسلامی و گفتمان هنر انقلاب، به عنوان یک تحول گسترده و همه جانبه داشته و این سؤال ها را طرح کرده است: آثار هنرمندان نگارگر زن، در دوره ی انقلاب اسلامی، چه ویژگی هایی دارد؟ و تفاوت آن با دوره های پیشین چیست؟ به جهت بررسی دقیق تر جایگاه نگارگران زن، در این دوره، پیشینه ای از حضور زنان در این عرصه ارائه شده است. ماهیت بررسی این موضوع، کیفی خواهد بود. ارائه ی آمار، از تعداد هنرمندان زن در دوره های مختلف و مقایسه ی آن، بخشی از یافته های مورد نیاز در نتیجه گیری را در اختیار تحقیق می گذارد، که مبتنی بر تحلیل ها و یافته های تحقیق، علاوه بر گسترش موضوعات تاریخی اسلام، مسائل اجتماعی، سیاسی و وقایع انقلاب، مانند دفاع مقدس، شهادت و غیره، به موضوعات بانوان نگارگر اضافه شده است. به دلیل توجه بانوان نگارگر به موضوعات جدید و ضرورت ارائه بهتر و اثرگذارتر، تفاوت هایی در شیوه های اجرایی ایشان نیز شکل گرفته است. در این تحقیق از شیوه ی کتابخانه ای برای شناسایی مفاهیم استفاده شده و تجزیه و تحلیل داده ها نیز با رویکرد توصیفی- تحلیلی صورت گرفته است.
سیر تحول پیش کلاه و جقه در سرپوش های سلطنتی دوره قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه هنرهای صناعی دوره ۳ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۱۰
65 - 77
حوزههای تخصصی:
پوشش سر در دوره قاجار، اهمیتی فراتر از کارکرد اولیه آن به عنوان محافظی در برابر سرما و گرما داشته است. درواقع، مردان قاجاری کلاه را علاوه بر پوششی برای محافظت، برحسب نوعی عادت منطبق بر قانون، آداب ورسوم و فرهنگ خود بر سر می نهادند. همچنین در این دوره، پیشانی کلاه ها همواره با نوعی پیش کلاه آراسته می شد و استفاده از این زیور برای شخص شاه در درجه اول، سپس خانواده سلطنتی و همچنین اعیان و اشراف، ضرورت و اهمیت ویژه ای داشت. بر این اساس، هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی انواع و سیر تحول پیش کلاه در سرپوش های سلطنتی دوره قاجار است. مقصود از پیش کلاه نیز شامل انواع جواهرات، نشان ها و از همه مهم تر، جقه هایی است که مورد استفاده شاهان دوره قاجار بوده است.
نویسنده با تکیه بر روش توصیفی- تحلیلی و استناد به منابع کتابخانه ای، اسناد تاریخی و مشاهدات میدانی، روند تغییر و تحول این جواهر سلطنتی را بر دو بستر تاریخی و فنی مورد ارزیابی و تحلیل قرار داده است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که پیش کلاه های سلطنتی دوره قاجار علاوه بر اهمیت بالایی که برای مقام سلطنت داشته و به عنوان مهم ترین عنصر تزئینی برای سرپوش شاه به شمار می آمده است، تحت تأثیر تغییرات تاریخی- فرهنگی این دوره، دستخوش تغییراتی در فنون ساخت، شکل ظاهری و نحوه استفاده گردیده اند. همچنین کاربرد این پیش کلاه نیز فراتر از تزئین صرف بوده و فرم و تزئینات آن بازگوکننده معانی نمادینی است که همگی به نحوی بر اهمیت مقام سلطنت، قدرت، صلابت و ارتباط او با قدرت الهی اشاره دارد.
مطالعه اصل ضرباهنگ در زیبایی شناسی فرش ایران، با تکیه بر فرش های منتخب موزه ای از کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ارکان حائز اهمیت هنر ایرانی از فرهنگی دینی سرچشمه گرفته و بر اساس مطالعات انجام شده توسط بزرگان و صاحب نظران این عرصه، می توان گفت که این فرهنگ منطبق با اصول زیبایی شناسی اسلامی است. مطالعاتی که کماکان ادامه دارد و بسیاری از نظریه پردازان ایرانی و خارجی، بر این عقیده اند که فرهنگ ایرانی، اصول اسلامی را هنگامی پذیرفت که آن ها را مطابق با فرهنگ خویش دید. هنرهای ایرانی اصولاً در بسیاری از موارد، دارای مفاهیمی مشترک اند که در اکثر هنرهای ایرانی-اسلامی وجود دارد. فرشبافی که مردمی ترین و بومی ترین هنر شهری، عشایری و روستایی است، رابطه مشخصی حتی با موسیقی دارد. برای توضیح بیشتر باید یادآوری کرد اصل «ضرباهنگ» که از اصول زیبایی شناسی اسلامی است، بر «تکرار» استوار است و موسیقی نیز در ساده ترین شکل بیان، به نوعی تکرار اصوات است با حالات مختلف. آنچه در فرش ایرانی نیز حضور آشکاری دارد، تکرار نقش مایه ها با درجات گوناگون است که طرح را می سازند. توجه به این نکات در کنار هم، رغبت به یافتن قاعده تکرار را در وجود هر علاقه مندی افزایش می دهد. زیرا تلاش برای شناخت یک مفهوم هنری، همواره به معنای میل در شریک شدن دنیایی است که هنرمند می آفریند، و تحقیق حاضر نیز کوششی است برای کشف مفاهیم نمادین و البته تنها روزنه ای است به سوی افق بیکران معانی پنهان، در آثار هنری ایران. با این توصیف، می توان گفت که وجود قاعده تکرار در فرش، نشانگر آمیختگی الگوی طراحی فرش ایران با اصل ضرباهنگ است. بدیهی است که این آمیختگی در طراحی دیگر فرش های ایران و حتی خارج از مرزها، ازجمله رقبای او –صرف نظر از مسئله تقلید آنان از طراحی فرش وجود دارد؛ اما در این مقاله تنها برخی از فرش های منطقه کرمان، از منظر گفته شده مورد بررسی قرار می گیرند. بنابراین، با عنایت به موارد ذکرشده پژوهش حاضر تلاش داشته است تا نمونه های قابل مطالعه ای از فرش کرمان را که امروزه نیز زینت بخش موزه های مختلف هستند، از منظر ضرباهنگ هنری، مورد تحلیل و ارزیابی قرار دهد. داده های این پژوهش که بر مبنای روش کتابخانه ای گردآوری شده و با روش توصیفی–تحلیلی بررسی گشتند، انواع ضرباهنگ را در این فرش ها، با اتکا بر نمونه های موردی معرفی کرده است. در نهایت، نیز نتایج به دست آمده نشانگر آن بودند که طراحان با درنظرگرفتن نقاط پویا و معیار تکرار، به عنوان یکی از مبناهای اصلی، نقوش را بر بستری ترسیم کرده اند که نظر مخاطب را به دنیای ژرف طبیعت معطوف می دارد و درک این ارزش های زیبایی شناسی و ازجمله اصل ضرباهنگ، در ذهن او وجود نیرویی برتر را تداعی می نماید. در نهایت اینکه تکرار و تکرار نه تنها ملال انگیز نیست بلکه همراه با دو مشخصه تقارن و تباین، در فرش و موسیقی حضور پررنگی یافته اند.
الگوهای معراج نگاری در عصر ایلخانی و تیموری بازخوانی الگوی بصری معراج به وساطت عنصر «زمین» و «براق» با اتکا به متون معراجیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«حدیث» را اگرچه می توان پایه سنت معراج نامه دانست، این سنت در متون تفسیری بارور شد و بعدتر در متون مستقل منثور و نیز مقدمه های منظوم ادامه یافت. در مقابلِ سنتِ بالنسبه روشن متون معراجیه، سرآغازِ تاریخِ نگاره های معراج معلوم نیست. آنچنان که مشهور است قدیمی ترین معراج نگاره های ایرانی اسلامی، بازمانده عصر مغول هستند؛ نیز یکی از دو نمونه سلسله نگاره ای معراج (منسوب به احمدموسی) متعلق به همین عصر دانسته می شود اما تا امروز متن قابل استناد نگارگران، به طور متقن، شناخته نشده است. شناختی که در معراج نگاره های متأخری که برای منظومه ها ساخته شده، روشن تر است. متن حاضر با فرض گرفتن ارتباط میان متون و تصاویر معراجیه ها، تلاش داشت با اتکا به روایت های مختلف معراج در هر دوره، به دسته بندی معراج نگاره های متقدم بپردازد و الگوهای بصری نگاره های معراج را تبیین کند تا پاسخی برای این پرسش که «چه ارتباطی میان الگوهای روایی و الگوهای بصری معراج وجود دارد؟» به دست دهد. در این راستا، در کنار «براق» (از اصلی ترین عناصر معراج)، از عنصر «زمین» که عنصری غیرضروری در روایت عمومی معراج می نمایاند، در مقام «راهنما» استفاده شد که به ایجاد سه الگوی بصری معراج برای نگاره های قرن هشتم و نهم انجامید؛ الگوهایی که هریک، رویکرد متفاوتی نسبت به نقش کردن عنصر زمین (خاک، ساختمان و...) اخذ کرده بودند. برای روشن تر شدن دلایل خلق این الگوهای بصری، به متون منثور معراج رجوع شد تا ضمن یافتن الگوهای روایی معراج، از شباهت های موجود در الگوهای بصری و روایی اطلاع حاصل شود. در نهایت، استناد به عنصر زمین در این دو نوع رفتار (متنی و تصویری)، توانست سه الگوی بصری معراج نگاره ها را معنادار سازد. در این سه الگو، دسته ای از نگارگران به زمین نقشی محوری در نمایش معراج بخشیده اند، دسته ای زمین را حذف کرده و در نهایت معراج نگارانی نیز اگرچه زمین یا نشانه های زمینی را تصویر کرده اند، رفتاری مغایر با نص معراج داشته اند. این پژوهش با روش توصیفی و تحلیلی و مطالعات کتابخانه ای شکل گرفته است.
تجلی ملی گرایی سوری در نقاشی های توفیق طارق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هنر به عنوان عرصه ای که جلوه گاه تکاپوهای روح بشر و دغدغه های انسانی او محسوب میشود، بَرهَم کنش و ارتباطی دوسویه با اوضاع سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه دارد. هنر نقاشی سوریه نیز متأثر از رویدادهای فرهنگی در مسیر شکل گیری خود در ادامه سبک عثمانی، ابتدا تجربیات هنر مدرن غربی را میآزماید، سپس آموخته های خود را میپرورد و در تلاش برای ارائه رویکردها و باورهای خویش در جهان هنر، قدم برمیدارد. حس عقب ماندگی در میان روشنفکران و هنرمندان سوری، آنان را متوجه غرب میکند و برخی با تحصیل در دانشگاه های اروپا با شیوه مدرن غربی آشنا می شوند و در تلاش برای معرفی و کاربردی نمودن آن در جامعه سوریه برمی آیند. در این میان، همزمان با اینکه سوریه تحت قیمومیت فرانسه بود، روحیه استقلال طلبی برخی هنرمندان دهه های نخستین پس از جنگ جهانی اول به اوج رسید و در جستجوی هویت تاریخی، در آثار نقاشی، بارقه های ملی گرایانه تجلی یافت. توفیق طارق، به عنوان شناخته شده ترین هنرمند دهه های آغازین شکل گیری سوریه، به عنوان کشوری مستقل، با تربیت خانوادگی نظامی، حس وطن دوستی، با پیشینه عضویت در حزب ملیگرای ترکیه و دانشی از هنر مدرن غرب، از فرانسه به سوریه باز میگردد و به عنوان یکی از مؤثرترین هنرمندان نسل رُوّاد، با تکیه بر تکنیک های هنری غرب، تعهد و تعصب خود به عربیّت و ملیّت سوری را در نقاشیهای خود به منصه ظهور میرساند. علاقه وافر او به تاریخ و کسب دانش درحوزه مرمت آثار تاریخی، موجب میشود تا ابتدا به مرمت آثار تاریخی بپردازد که همین امر در نقاشیهای او از معماری و بناهای تاریخی ومذهبی سوریه مؤثر میافتد. سئوال اصلی این تحقیق، این است که ملیگرایی در آثار نقاشی توفیق طارق با تکیه بر نمونه های پژوهش حاضر، چگونه تحقق یافته است؟ این تحقیق بر آن است تا با شیوه توصیفی – تحلیلی از میان آثار در دسترس توفیق طارق، که به صورت هدفمند انتخاب شده اند، همچون مجلس مأمون و ابوعبدالله صغیر را بررسی و تحلیل کند و با مروری بر نقش او در هنر معاصر سوریه، که نشان از علاقه او به پیشینه عربی و تعصب او به سرزمین مادری دارد، گرایش او به ملی گرایی و تعهد به جامعه سوری را نتیجه گیری کند.