ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۴۰ مورد از کل ۱٬۳۲۹ مورد.
۲۱.

واکاوی شکل بصری آرایه های آجری معماری ایرانی- اسلامی با ساختار نوین در معماری معاصر ایران (مطالعه موردی: هشت نمونه از نماهای آجری بناهای شهری ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: آرایه های آجری ساختار بصری معماری ایرانی - اسلامی معماری معاصر نمای بناهای شهری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۴ تعداد دانلود : ۱۷۲
امروزه نماهای بناهای شهری، به عنوان سیمای بصری شهر، بخشی پُر اهمیت از تصویر و هویت شهر است. به این ترتیب در جوامع امروزی، ضرورت سازمان دهی صورتِ بصری نما با اعتناء به جنبه های تزئینی و کاربردی، بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته. حال، پرسش پژوهش حاضر این است که ساختار آرایه های آجریِ نمای بناهای شهریِ ایرانِ معاصر، نسبت به ساختار سنتی در معماری ایرانی- اسلامی، چه ویژگی های نوینی دارد؟ و از نظر کاربردی و بصری دارای چه ظرفیت های اجرایی و ساختاری ای است؟ هدف اصلی تحقیق بازشناسی و تبیین ارزش های بصری و کاربردیِ هندسه نقوشِ آرایه های آجریِ معماری ایرانی- اسلامی است که در عصر معاصر با بازنگریِ نوین، سازماندهی و اجرا شده اند. در پاسخ به سؤالات مطروحه، اطلاعات براساس مطالعات کتابخانه ای گردآوری شده و نیز به شیوه توصیفی و تحلیل محتوا به گزاره های تحقیق پرداخته شده است. نمونه های آماری از آرایه های آجریِ نمای بناهای شهری ایران است که به صورت غیرتصادفی، توسط نگارنده براساس شاخصه های کیفی نما، انتخاب گردیده و ساختار آرایه های آجری در آن ها با رویکرد تطبیقی- تحلیلی مورد بررسی گرفته است. نتایج حاکی از آن است که تحولات هنر و معماری مدرن و عرصه معاصر شرایطی را زمینه ساز شده که توجه به فرم و ساختار آجری در نما و همچنین انتخاب مصالح ترکیبی، ذائقه و فرهنگِ بصری جدیدی را پدید آورده است. در این راستا، رویکرد به طراحی نمای آجری، معطوف به هم آمیزی و ادغام عناصر و ارزش های هنر و معماری بومی با دیدگاه نوین است؛ بدین گونه که آرایه های آجری به صورت واحد و آمیخته، توأمان با مصالح دیگر ترتیب یافته و در قالب شیوه التقاطی، فرم و بیانِ نو پیدا نموده. این شیوه توسط جامعه معماران به عنوان نمادی از تنوع فرهنگی در شکل دهی مناظر شهری، محسوب می شود. شایان ذکر است، پژوهش های پیشین در راستای مسئله معماری التقاطی، به دنبال مطالعه ذائقه فکری و نگرشیِ معماران در عرصه های مختلف بوده تا بدین طریق، مرزهای خلاقیت، سبک های طراحی و روح پایدار نوآوری، مورد سنجش و شناسایی قرارگیرد؛ از این رو می توان نتایج تحقیق حاضر را همگام با مسئله تحقیقات قبلی، دانست. از جمله نتایج و یافته های به دست آمده شامل نوآوری های ترکیبی با اهداف کاربردی و تزئینی است که به صورت موردی، بدین شرح است: مورد اول طراحی و اجرای نما با ترکیب آجر و متریال هایی از جنس شیشه، فلز، چوب و سنگ، به جهت ایجاد جداره های تلفیقی و تضاد در بافت و رنگ نما است؛ مورد دوم ایجاد بُعد سوم در نما با آمیختگی الگوی آجرچینی فخرومدین در ترکیب با روش رگ چین، خفته رفته و خوون چین، با اشکال و فرم های زاویه دار، قوس دار و عمیق می باشد؛ مورد سوم بهره گیری کاربردی از پرده های مشبک آجری [ملهم از شیوه فخرومدین] در نما با اشکال و فرم های انتزاعی و درهم تنیده است؛ مورد چهارم بهره گیری از ساختار و اجرای دوپوسته به منظور فراهم کردن قابلیت های کاربردی و تزئینی می باشد؛ مانند: سایه افکنی به داخل بنا، پوشش حریم خصوصی از بیرون بنا، جلوگیری از آلودگی های بصری شهری از داخل بنا و نیز تعدیل تابش و گرمای خورشید است که در مجموع، این عوامل ساختار جدیدی را پدید آورده اند.
۲۲.

بررسی نگاره پیرزن و سلطان سنجر بر اساس آرای پانوفسکی در مکتب صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سلطان سنجر پیرزن اروین پانوفسکی آیکونولوژی نگارگری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۱۰۹
مخزن الاسرار یکی از پنج مثنوی معروف نظامی گنجوی است که دارای داستان ها و حکایات مختلفی در زمینه های اخلاقی، اجتماعی، سیاسی و ... است. یکی از این داستان ها قصه «پیرزن و سلطان سنجر» می باشد. ظلمی که در حق پیرزن شده و بی خبری سلطان محتوای داستان را می سازد. در نسخه برداری کتب ادبی در ادوار تاریخی موضوعات مختلفی را به تصویر کشیده اند، داستان نامبرده نیز به قلم چند نقاش به تصویر در آمده است. در این پژوهش سعی می شود که به بررسی و تحلیل نگاره های موجود در مکتب صفوی با دیدگاه تحلیلی آیکونولوژی اروین پانوفسکی پرداخته شود. هدف از این جستار بررسی صورت و محتوایی داستان بر اساس نگاره ها خواهد بود. سؤال مطرح در این تحقیق، چه ارتباطی بین صورت و محتوای نگاره ها بر اساس آرای پانوفسکی وجود دارد؟ این مقاله به صورت توصیفی – تطبیقی انجام گشته و به روش کتابخانه ای به جمع آوری اطلاعات پرداخته شده است. نتایج نشان می دهد که نگاره های موجود از ادوار مختلف عمدتاً بیت اول شعر مربوط به داستان «سلطان سنجر و پیرزن» را به تصویر کشیده اند از نظر آرای پانوفسکی نه تنها آثار هنری برجسته ای هستند بلکه درک عمیقی از نمادشناسی و معانی و دینی به وضوح قابل مشاهده است و می توان آنها را در چارچوب تاریخ هنر ایرانی و تأثیرات آن بر فرهنگ جهانی قرار دارد. پانوفسکی به عنوان یک تاریخ نگار هنر به ویژه در آثار هنری اسلامی، توانست نگاه انتقادی و تحلیلی خود را به شکلی مفهومی و نمادین بکار گیرد که بر درک بهتر آثار هنری کمک کرده است. رنگ لباس ها در هنر اسلامی نه تنها نشان دهنده وضعیت اجتماعی افراد هستند بلکه در بازتاب ویژگی های معنوی و روانی اشخاص نیز نقش دارد. در این نگاره رنگ لباس سلطان سنجر به رنگ های نارنجی و سبز دیده می شود که نماد قدرت، ثروت و اعتبار اوست. همچنین فرم بدن و لبا س های او بیشتر به صورت صاف و کشیده طراحی شده که اسوه ای از قدرت پادشاه می باشد. در مقابل لباس های پیرزن از رنگ های ملایم تر و کم فام تر مثل سفید و آبی بهره برده که نمادی از سادگی و فقر اجتماعی است و فرم بدن و لباس او از خطوط نرم و منحنی وار استفاده شده است که همگی این نقش ها و رنگ ها نشانی از تفاوت اجتماعی و طبقاتی مختلف جامعه را بازتاب دهد.
۲۳.

تحلیل و خوانش کاشی نگاره سر در ورودی باغ ارم شیراز با رویکرد آیکونولوژی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: باغ ارم آیکونولوژی کاشی کاری قاجاری روایت گری شمایل نگاری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۵۴
باغ ارم شیراز یکی از بناهای مهم دوره قاجار است. موضوع اصلی پژوهش، تجزیه و تحلیل مفاهیم و محتوای کاشی نگاره سه هلالی سردر ورودی باغ ارم با توجه به رویکرد آیکونولوژی اروین پانوفسکی است. این کاشی نگاره، شامل چهار مجلس؛ بلقیس در بارگاه حضرت سلیمان، مدهوش شدن ندیمگان از دیدن جمال حضرت یوسف، آبتنی شیرین و نظاره خسرو، و نگاره ای از ناصرالدین شاه سوار بر اسب است. این نگاره ها حاوی نقوش انسانی، اسطوره ای و روایتی رایج دوره قاجار هستند. تحلیل این نقوش از طریق شمایل شناسی پانوفسکی، می تواند معانی پنهان و ارتباط آن ها با فرهنگ و مذهب ایرانی را روشن سازد که شایسته مطالعه و بررسی هستند. لذا هدف پژوهش حاضر، تحلیل و تبیین نشانه ها و روایت کاشی نگاره ها با توجه به فرهنگ ایرانی است تا به این سوالات پاسخ دهد که 1. نقوش انسانی، اساطیری، روایتی و حیوانی در این نگاره ها، به طور اساسی نمایان گر چه مفاهیمی هستند؟ 2. این نقوش چه ارتباطی با فرهنگ و مذهب ایرانی دارند؟روش پژوهش، توصیفی- تحلیلی با رویکرد شمایل شناسی پانوفسکی است که اطلاعات از طریق منابع کتابخانه ای و میدانی گرد آوری شده است و سه مجلس کاشی نگاره با مضامین روایتی از داستان های ادبی و مذهبی به عنوان جامعه آماری، انتخاب شده و به شیوه کیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. پژوهش در سه مرحله «توصیف پیشاشمایل نگارانه»، «تحلیل شمایل نگارانه» و «تفسیر شمایل شناسانه» انجام شده و تلاش دارد معانی پنهان در کاشی نگاره ها را بر اساس رویکرد پانوفسکی تفسیر کند.  نتایج پژوهش حاکی از آن است که نقوش کاشی نگاره جنبه نمادین داشته و حاوی مضامین تاریخی، اسطوره ای و مذهبی هستند. اشاره به تصویرسازی های دینی و حکومتی، نشان دهنده پیوند دین و قدرت در هنر و فرهنگ ایرانی است. زنان در این نقوش نمادهایی از قدرت، زیبایی، هوش (بلقیس و شیرین) و فتنه گری (زلیخا) هستند که بازتاب دهنده نگاه چندوجهی فرهنگ ایرانی به زنان است. دیوها و موجودات اهریمنی نماد شرارت و مبارزه با آن ها، نماد مبارزه انسان با نفس اماره و تلاش برای رسیدن به کمال است. پرندگان اساطیری چون سیمرغ نشان دهنده حکمت و راهنمایی انسان به سوی حقیقت هستند. حضور شخصیت هایی چون یوسف و زلیخا نماد اخلاق و فضیلت است. به طور کلی، این نقوش بازتاب دهنده عناصر معماری و هنر اسلامی ایرانی هستند که ترکیبی از مفاهیم دینی، عرفانی، و نمادگرایانه را به تصویر می کشند. عدد سه، نمادی از اصول اخلاقی و آفرینش در فرهنگ ایرانی و سه گانگی مقدس اسلامی است. در کاشی کاری اسلامی، هلال نماد پیوند با آسمان و معنویت است.نقوش گیاهی اطراف این هلالی نیز ارتباط بین زمین و آسمان و دنیای معنوی را نشان می دهند.
۲۴.

امکان سنجی ساخت مرکب سیاه بر اساس دستورالعمل رایج در رساله های خوشنویسی فارسی و آزمون عملی نوشتار با نمونه ها(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مرکب خوشنویسی مرکب سیاه ایرانی ساختن مرکب رساله های خوشنویسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۶
استفاده از مرکب باکیفیت به عنوان یکی از عناصر اصلی خوشنویسی همواره برای خوشنویسان از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده است به  طوری که برخی اساتید خوشنویسی با بیان دستورالعملی منحصر به فرد در رساله های خوشنویسی خود به نظم یا به نثر، به بیان فنون ساخت این ماده پرداخته اند. از آن جا که امکان دارد خوشنویسان و اهالی فن پیشین، جهت موزون شدن قافیه اشعار خویش یا انحصار ساخت مرکبی منحصر به فرد، از بیان همه جزییات در دستورالعمل های ساخت مرکب اجتناب کرده باشند، در پژوهش حاضر یکی از رایج ترین دستورالعمل های ساخت مرکب (همسنگ دوده زاج است همسنگ هردو مازو/ همسنگ هر سه صمغ است آنگاه زور بازو) مدنظر قرار گرفت تا به این سوال پاسخ داده شود که دستیابی به مرکب مطلوب بر اساس دستورالعمل رایج در رساله های خوشنویسی تا چه حد امکان پذیر است؟ هدف از انجام این تحقیق که به روش تجربی   آزمایشگاهی صورت گرفته، ساخت مرکبی کاربردی است که قابلیت کتابت با قلم نی را داشته باشد. از این رو دو نمونه مرکب سیاه ایرانی بر اساس دستورالعمل رایج، ساخته و با چند دانگ مختلف بر روی دو نوع کاغذ گلاسه مات و دست ساز مورد آزمون عملی نوشتار قرار گرفتند و در نهایت مشخص شد هردو نمونه از قابلیت نوشتاری مطلوبی برخوردارند و تغییر بستر نوشتار و اندازه قلم در قابلیت نوشتاری آن ها خللی وارد نمی کند. علاوه بر این، با انجام آزمون عملی نوشتار با دانگ های مختلف و قلم های متفاوت شامل نستعلیق، شکسته نستعلیق، ثلث و محقق، مشخص شد که هردو نمونه، قابلیت اجرا با دانگ ها و قلم های مختلف را دارند و تغییر دانگ و قلم اگرچه در برخی موارد بر کیفیت نوشتاری نمونه ها اثرگذار بوده است اما هردو نمونه عملکرد قابل قبولی در این زمینه داشته اند.
۲۵.

کاربست نظریات ژرار ژنت در تحلیل بینامتنی آثار علی اکبر صادقی با رنه مگریت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بینامتنیت بیش متن ژنتی علی اکبر صادقی رنه ماگریت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۴۳
علی‌اکبر صادقی از پیشگامان هنر نوگرا و صاحبنام در سبک سوررئالیسم ایران است. باتوجه به مضامین آثار صادقی که پیچیده و عجیب به نظر می‌رسد و نیز تکنیکی که وی برای تصویرسازی این مضامین به کار گرفته است، از این منظر قابل مقایسه با آثار هنرمند غربی رنه مگریت می‌باشد که وی یکی از برجسته‌ترین نمایندگان سوررئالیسم محسوب می‌گردد و همین امر نیز سبب به وجود آمدن اشتراکاتی در برخی از آثار این دو هنرمند شده است. در این پژوهش سعی بر آن است تا شرح کاملی از ترامتنیت ژنتی ارائه و سپس با بهره‌مندی از بیش‌متنیت این نظریه، شباهت‌های آثار علی‌اکبر صادقی و رنه مگریت مورد تحلیل قرار گیرد. شیوه پژوهش توصیفی-تحلیلی بوده و با استفاده از بیش‌متنیت ژنتی به مطالعه و تحلیل نمونه‌هایی از آثار علی‌اکبر صادقی و رنه مگریت پرداخته است. بر اساس نتایج به دست آمده می‌توان اذعان نمود که علی‌اکبر صادقی که از هنرمندان معاصر و سبک شبه سوررئالیسم در ایران شناخته می‌شود، بسیاری از عناصری که در آثار مگریت ـ از هنرمندان برجسته در سبک سوررئالیسم غربی ـ مورد استفاده قرار گرفته، به صورت ضمنی یا صریح در آثار خود به شکلی ایرانی و آمیخته با فرهنگ بهره جسته است.
۲۶.

مطالعه تأثیرات نقاشی اروپایی بر دیوارنگاره های خانه تاریخی سوکیاس در اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: جلفای اصفهان خانه سوکیاس نقاشی اروپایی نقاشی ارامنه دیوارنگاری مکتب اصفهان فرانسوا مازو

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۹۲
اصفهان از دوره شاه عباس اول به بعد، به واسطه انتقال پایتخت، کوچ و اسکان هزاران ارمنی در منطقه غرب اصفهان و رفت وآمدهای روزافزون اروپائیان از مهم ترین شهرهای قلمرو ایران اسلامی به شمار می رفت. پایتختی پررونق که ساخت ابنیه های شکوهمند نظیر مساجد، قصرها، خانه ها و غیره در آن، اجتناب ناپذیر می نمود. ازاین رو خانه های تاریخی جلفای نو در اصفهان در دوره صفوی، به سبب تزئینات برجسته معماری خود که طی فرآیند گسترش تعاملات اروپایی و به تبع آن، حضور نقاشان خارجی قرارگرفته است، شایسته انجام مطالعات و بررسی های دقیق علمی- پژوهشی هستند. موضوع مهمی که در تزیینات نقاشی خانه ها شاهد آن هستیم، تأثیر موضوع نقاشی ها از نقاشی های فرنگی است که به وفور در بسیاری از خانه های تاریخی دیده می شود. خانه سوکیاس- از ابنیه مهم جلفای نو- به نوبه خود، دارای تزئیناتی به سبک فرنگی سازی است، به ویژه نقاشی های منحصربه فردی که خبر از حضور محتمل نخستین نقاشان فرنگی ساز در اصفهانِ عصر صفوی می دهد. این مقاله، ضمن اشاره مفصل به تزئینات، با هدف شناخت نقاشی های دیواری فرنگی سازی خانه سوکیاس اصفهان و مقایسه تطبیقی آن ها با نقاشی های اروپایی، به خصوص گراورهای منسوب به فرانسوا مازو، به عنوان بخشی از منابع مورد تقلید نقاشی های فرنگی سازی در این خانه تاریخی، به نگارش درآمده است. سئوالات پژوهش پیش رو عبارت هستند از: مهم ترین منابع اقتباس نقاشی های دیواری فرهنگی خانه سوکیاس کدام هستند؟ وجوه اشتراک این نقاشی ها با گراورها و نقاشی های وارداتی این دوره چیست؟ گردآوری اطلاعات، به صورت مطالعات کتابخانه ای و فیش برداری و نیز حضور میدانی در محل، مشاهده دقیق و عکس برداری از خانه تاریخی سوکیاس بوده و روش تحقیق نیز ترکیبی از روش های تحلیلی، توصیفی و تطبیقی است. با توجه به یافته ها از مهم ترین منابع دیوارنگاره های کوشک سوکیاس می توان از گراورها و نقاشی های فرانسوا مازو فرانسوی که در این دوره به ایران وارد می شدند، نام برد. در مورد وجوه اشتراک موضوعی با نقاشی ها هم می توان به ترسیم تک پیکره هایی با لباس و زیور اروپایی و همچنین مجالس مهمانی، بزم و غیره به شیوه مهمانی های اروپای غربی اشاره کرد.
۲۷.

گونه شناسی کوبه و پولک دَرهای بناهای تاریخی شهرستان قوچان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کوبه قوچان درهای چوبی بناهای تاریخی الصاقات فلزی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۳۷
زمودگری از هنرهای برجسته در تاریخ فلزکاری ایران محسوب می‌شود که الصاقات فلزی نصب‌شده روی دَر و پنجره‌های قدیمی، مربوط به ساخت زمودگران در ایام گذشته است. شهرستان قوچان در آثار فلزی الصاق‌شده بر دَرهای چوبی، تنوع قابل ملاحظه‌ای دارد. با توجه به کیفیت آثار و فقدان منابع کافی، این پژوهش کوشیده شده است تا به گونه‌شناسی آثار فلزی دَرهای بناها تاریخی بپردازد و به دنبال پاسخ بدین پرسش است که گونه‌های الصاقات فلزی دَرهای چوبی شهرستان قوچان چیست؟ و نقوش آن حاوی چه پیامی است؟ ماهیت پژوهش توصیفی_تحلیلی و کاربردی و شیوه گردآوری اطلاعات اسنادی و به‌ویژه میدانی است. نتایج نشان می‌دهد که از میان یراق‌آلاتی که روی درهای بناها قوچان نصب‌شده‌اند، کوبه و پولک زیر کوبه، دارای تنوع بیشتری نسبت به سایر الصاقات است. مشبک‌کاری و قلم‌زنی، دو شیوه تزئین این الصاقات هستند. نقوش چلیپا، گل و مرغ و بته، خطوط مواج، متقاطع و موازی بیشتر دیده شد. کنگره‌های مثلثی و پیکانی تأکیدی بر نقش خورشید؛ اژدها دافع نیروهای شر؛ درختان سرو نشان درخت زندگی و جاودانگی، نعل اسب به دفع چشم زخم و خوش یمنی تأکید دارد. می‌توان بیان کرد الصاقات نصب‌شده علاوه‌بر ویژگی‌های کاربردی، به طلسمی در جهت تعویذ و آرزو ساخته شده است.
۲۸.

تحلیل نگاره عرفانی «مجنون در میان وحوش» خمسه طهماسبی از منظر محیی الدین ابن عربی بر اساس اصل تناظر عوالم کبیر و صغیر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: عرفان هنر اسلامی نگارگری مجنون در بیابان عالم صغیر عالم کبیر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۵۶
  ارتباط هنر اسلامی با آموزه ها ی عرفانی به نظر امری واضح و بدیهی است؛ لیکن در مطالعاتی که در این زمینه انجام شده اند، به اندازه کافی به این ارتباط و اشتراک اشاره نشده و به این نسبت، در عرصه هنر نگارگری کم تر پرداخته شده است. حال آن که با بررسی و شناخت سنت های فکری مرسوم در بستر جهان بینی نگارگران، می توان درک بهتری از نگاره ها داشت. سنت، مانند رشته ای انسان را با اصل مرتبط می کند. در نگرش سنتی (یعنی نگرش برآمده از سنت و وحی الهی) بر این باور بودند که عالم و آدم هردو جلوه حق اند و عالم به عنوان انسان کبیر و انسان به عنوان عالم صغیر هستند. این منظر، اصل دیگری را در پی دارد و آن تطابق و تناظر میان عالم کبیر و عالم صغیر است. این پژوهش حول یکی از نگاره های دوره صفویه به نام «مجنون در میان وحوش» محفوظ در موزه بریتانیای لندن انجام شده و سعی بر آن است که فرضیه تأثیر این اصل بر شکل گیری نگاره موردنظر به عنوان یکی از ثمرات آن، مورد بررسی قرار گیرد. پرسش این است: نگاره مجنون در میان وحوش، بر اساس نگرش سنتی تناظر عالم کبیر و عالم صغیر و از منظر محیی الدین ابن عربی چگونه دیده و تبیین می شود؟ شیوه گرد آوری اطلاعات به روش مشاهده و مطالعه منابع مکتوب چاپی و الکترونیکی است. در این نگاره برابرشدن دقیق مظاهر طبیعت با احوال مجنون جای بسی تفکر و تأمل دارد؛ گویی نگارگر با بهره گیری از عناصر طبیعت، مخاطب را از صورت به قلمروی معنا راه می برد و با زبان رمز، وصف سیر و سلوک عرفانی می کند. «مجنون» مصداق انسانی است که به دنبال «عشق» می گردد و نگارگر بر بازنمایی مفاهیم عرفانی عشق و هجران اهتمام داشته و احوال انسان و سرگردانی اش در عالم را با بهره گیری از نشانه ها و تعاملات بین آن ها به طریق مجنون در بیابان ترسیم کرده است.
۲۹.

هم سنجی اساطیر گیاهی در سفالینه های سلجوقی با یک قطعه پارچهٔ محفوظ در موزهٔ ویکتوریا و آلبرت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اسطوره نقوش گیاهی پارچه سفال سفال سلجوقی موزه ویکتوریا و آلبرت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۰ تعداد دانلود : ۱۳۳
نقوش ثبت شده بر آثار هنری به ویژه مواردی که متعلق به اعصار دور هستند، علاوه بر جنبه های آرایه ای و زینتی، دارای کارکردهایی بوده اند که با اساطیر، اعتقادات و آیین های رایج در آن زمان، پیوندی تنگاتنگ دارند. به عبارت دیگر، نقوش مزبور به مثابه نمادهایی هستند که بر عقاید و یا پیام هایی خاص دلالت دارند. از مهم ترین مصادیق این موضوع می توان به آثار هنری ساخته و پرداخته در عصر سلجوقی اشاره کرد که از آن گنجینه ای غنی، به ویژه در زمینهٔ منسوجات و سفال برجای مانده است. مقالهٔ حاضر که به شیوهٔ اسنادی تدوین و از روش توصیفی- تحلیلی بهره گرفته، با هم سنجی میان نقوش یک قطعه پارچهٔ محفوظ در موزهٔ ویکتوریا و آلبرت و شش سفالینهٔ موجود از دورهٔ سلجوقی، مشترکات فکری، اسطوره ای و اجتماعی ارائه شده در آن ها را مورد بررسی قرار داده و نسبت به شناسایی و دسته بندی اشتراکات کارکردی آن ها اقدام نموده است. نتایج پژوهش نشان می دهد تمامی نقوش به کار رفته در آثار یادشده، دارای کارکرد فرهنگی بوده و نشان گر عقاید روز آن زمان هستند، یعنی نقوش و نمادهای به کار رفته در آثار، برای مردم آن روزگار معنایی کارکردی داشته و صِرف تکرار گذشته و با هدف زیبایی نبوده اند. 
۳۰.

مطالعه تطبیقی منسوجات ایرانی ساسانی و اوایل اسلامی با مصر قبطی (منطقه اخمیم) با رویکرد اسطوره شناسی ژرژ دومزیل(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: منسوجات ساسانی منسوجات دوران اسلامی منسوجات قبطی منطقه اخمیم ژرژ دومزیل

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۱۰۴
نساجی سنتی ایران، هنری با قدمتی کهن است که ریشه در دوران ایلامیان دارد، در دوره ساسانی به اوج خود رسید و با آغاز دوره اسلامی، زمینه گسترش آن به دیگر نقاط جهان، به ویژه سرزمین های غربی اسلامی، فراهم شد. همچنین نقوشی که بن مایه آن ها به دوره ساسانی بر می گردد، در ادوار پس از این سلسله در هنر ایران دوره اسلامی و دیگر سرزمین ها مورد تقلید قرار گرفتند و به عنوان نقش مایه های تزیینی در منسوجات به کار گرفته شدند. هدف از پژوهش حاضر، بررسی تطبیقی آثار پارچه بافی در ایران دوره ساسانی و اوایل دوره اسلامی (سده چهارم تا هشتم میلادی) و قبطیان مصر (سده هفتم و هشتم میلادی) در منطقه اخمیم با اتکا بر رویکرد اسطوره شناسی ژرژ دومزیل است. پرسش های اصلی پژوهش عبارت هستند از: 1- نقش مایه، جنس و نوع بافت منسوجات ساسانی و اوایل اسلامی و قبطیان مصر چه ویژگی هایی دارند؟ 2- وجوه افتراق و اشتراک آنها چیست؟ این پژوهش با روش توصیفی و تحلیلی - تطبیقی انجام شده و داده ها با استفاده از منابع مکتوب و تصاویر موجود در موزه ها و به شیوه نمونه گیری از نوع موارد در دسترس انتخاب شده است. نتایج نشان می دهد، نقش مایه، رنگ و زمینه، جنس الیاف، نوع بافت، شیوه بافت و شیوه تزیین در دوره ساسانی - اوایل اسلامی و قبطی، به ترتیب در قالب چهار گروه حیوانی و پرندگان، گیاهی، انسانی، انتزاعی و هندسی، با رنگ های مات و تند و درخشان، از جنس کتان و پشم و ابریشم، با بافت جناغی و ملیله، با ساختار S و Z باف، متقارن در قالب مدالیون (هر دو دوره)، مربع، چرخشی، زیگزاگ و لوزی ظاهر شده اند. همچنین، در منسوجات ساسانی و اوایل اسلامی، نقوش حیوانی، گیاهی و انسانی به ترتیب کنش های فرمانروایی(شهریاری)، چیرگی(سلحشوری) و شاخص بقا (پیشه وری)، را بازتاب می دهند، درحالی که در منسوجات قبطی، نقوش حیوانی و گیاهی نشانگر شاخص بقا و نقوش انسانی شامل هر سه کنش فرمانروایی، چیرگی و شاخص بقا هستند. گفتمان های حاکم در این دوران ها، نقشی مهم در بازنمایی ساختار طبقاتی جامعه و برقراری نظم اجتماعی داشته اند؛ نظمی که پیوستگی آن در گرو حضور حاکمی است که اجزای جامعه را به صورت یک کل منسجم به هم پیوند دهد.
۳۱.

خودشکوفایی شخصیت کمال الدین بهزاد بر اساس نظریۀ انسان گرایی «آبراهام مزلو»(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: خودشکوفایی شخصیت کمال الدین بهزاد روان شناسی انسان گرا آبراهام مزلو

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۰
نظریۀ شخصیت خودشکوفای آبراهام مزلو روان‌شناس آمریکایی به روش خود سعی در شناخت ویژگی‌های انسان کمال‌یافته دارد. کمال‌الدین بهزاد به عنوان یکی از استادان سرآمد نقاشی دورۀ تیموری و صفوی است که قابلیت مطالعه از این منظر را دارد. هدف این پژوهش شناخت ویژگی‌های خودشکوفای شخصیت کمال‌الدین بهزاد با رویکرد به نظریۀ انسان‌گرایی آبراهام مزلو است. سؤال اصلی مقاله حاضر این است که: بررسی ویژگی‌های خودشکوفایی در شخصیت بهزاد چگونه می‌تواند ما را به شناخت ابعاد دیگری از این شخصیت راهنما باشد؟ این پژوهش به صورت توصیفی ـ تحلیلی و شیوۀ جمع‌آوری اطلاعات کتابخانه‌ای و فیش‌برداری از منابع اصلی تألیف شده است. جامعۀ آماری شامل 20 نگاره از آثار بهزاد است که از میان آنها، 8 نگاره برای مطالعه به صورت هدفمند با توجه به ارتباط آثار بهزاد و نظریۀ حاضر گزینش شده‌اند. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها به روش استدلال استقرایی صورت گرفته است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که بهزاد ده ویژگی از سیزده ویژگی افراد خودشکوفای مزلو را دارد که همین امر می‌تواند او را مصداقی از انسان خودشکوفا معرفی نماید. ویژگی‌هایی چون درک کامل از واقعیت در آثار خود، مسئلۀ مداری نسبت به مسائل روزمره انسان‌ها، قدرشناسی نسبت به پدیده‌های جهان با توجه به طبیعت‌گرایی، ادراک همدردی، قبول خود و دیگران به‌طور طبیعی، خودانگیزی ساده و طبیعی، خبرگی در تصوف به علت توجه جامعۀ به عرفان، داشتن پیوندهای میان فردی با افراد مشهور دوران خود، شخصیت مردم‌‌سالارانه، توجه به افراد مختلف جامعۀ در آثار بهزاد که برخی از این ویژگی‌ها به صورت واحد و برخی دیگر به شکل ادغام یافته در بیان تصویری به کار گرفته شده‌اند.
۳۲.

تحلیل نشانه- معناشناختی فرآیند شکل گیری ناکنش گر گفتمانی در آثار نقاشی احمد مرشدلو(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: احمد مرشدلو ناکنش گر گفتمانی نشانه- معناشناسی گفتمانی نقاشی واقع گرای اجتماعی نقاشی معاصر ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۸۱
احمد مرشدلو از مطرح ترین نقاشان معاصر ایران است و در آثارش به شیوه واقع گرایانه به بیان مسائل اجتماعی با بیان انتقادی پرداخته است. در آثار مرشدلو بازنموده سوژه انسانی، سوژه ای است که در برابر کنشِ اجتماعی مقاومت کرده و دچار انفعال و ناکنش گری شده است. مقاله پیش رو می کوشد تا با اتکا بر رویکرد نشانه- معناشناسی به تحلیل گفتمان دیداری و سازوکارهای نشانه- معنایی «ناکنش گر گفتمانی»، در نقاشی های احمد مرشدلو بپردازد. هدف اصلی از نگارش این مقاله این است تا با تکیه بر گفتمان دیداری نقاشی های مرشدلو و شیوه بیان بصری منحصربه فرد آن به روش تحلیل نشانه- معناشناختی، اختلال معنایی و چگونگی بر هم ریختن سازوکار حضور سوژه و شکل گیری مفهوم «ناکنش گر» در بطن گفتمان دیداری آثار را نشان دهد. روش تحلیل نمونه ها توصیفی- تحلیلی با رویکرد نشانه- معناشناختی است که در آن پنج اثر از نقاشی های احمد مرشدلو مورد تحلیل قرار گرفته است. بر این اساس پرسش های مقاله برای رسیدن به این هدف عبارت است از 1. مؤلفه ها و سازوکارهای نشانه- معنایی و گفتمانی دخیل در شکل گیری «ناکنش گر گفتمانی» در نظام دیداری آثار کدام اند و چه ویژگی هایی دارند؟ 2. مؤلفه های گفتمانی و نشانه- معنایی «ناکنش گر گفتمانی» در نظام دیداری آثار چگونه به کار رفته اند و چه کارکردهایی دارند؟ نتایج نشان دادند که برونداد مؤلفه های نفیِ کنش در سوژه به شکل گیری ناکنش گر گفتمانی، انجامیده است و با ایجاد فرآیند سَلبی از طریق برهم ریختن نظم و ایجاد آشفتگی در افعال مؤثر و به واسطه تمهیدات بصری از قبیل هنجارگریزی، تکرار و خودکارگی، بی چهره گیِ سوژه، به حاشیه راندگی و تهدید سوژه به واسطه ابژه های روزمره، در آثار مرشدلو نمود یافته است. همچنین با لحاظ مؤلفه های نشانه- معنایی «ناکنش گر گفتمانی»، گفتمان دچار نوسان شناختی شده و فضای تنشی و عاطفی در نظام گفتمان دیداری نقاشی ها اوج گرفته و سوژه عاطفی و شوِش گر با ویژگی های تردید و اضطراب شکل گرفته است.
۳۳.

شناخت نشانه های تصویری سنگ قبرهای تاریخی موزه بیشاپور شهرستان کازرون (دوره اسلامی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نمادشناسی سنگ قبر تاریخی موزه بیشاپور دوره اسلامی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۴ تعداد دانلود : ۱۴۳
آدمی همواره تلاش کرده است تا با استفاده از ابزارهایی پیام خود را به دیگری برساند و هنر در این میان به واسطه معنامندی خود لایه هایی از مفهوم را بیان می کند که علاوه بر انتقال پیام، جنبه های زیبایی شناسانه را نیز در خود دارد. یکی از این ابزارها سنگ قبرها هستند. این آثار به عنوان آخرین اشاره به فرد متوفی، ابزاری برای بیان ویژگی های وی است با این حال، در درون خود قراردادهای اجتماعی و ارزش های دینی و دیدگاه های مذهبی هنرمند و بازماندگان را علاوه بر شخصیت و شیوه زیست متوفی نشان می دهد. یکی از این میراث های در خطر، سنگ قبور موزه بیشاپور شهرستان کازرون است. نگارندگان با تکیه بر روش تفسیری-تاریخی تلاش نموده تا با تصویربرداری، تحلیل خطی و شکلی این آثار و تطابق آن با مفاهیم و معانی نقوش به شناخت این نشانه های تصویری دست یابند. نتایج تحقیق نشان می دهد که سنگ قبر تاریخی در موزه بیشاپور حاوی دو جنبه زیست عشیره ای و این جهانی و طلب آمرزش اخروی است. به عبارتی این نقوش هم نظر به جنبه های عشیرگی مانند مهمان نوازی متوفی و تکریم این شیوه پیوند اجتماعی داشته و هم با استفاده از ترکیب نقوش گیاهی، حیوانی و هندسی تلاش می کند تا متوفی را آمرزیده شده و بهشتی نشان دهد. جهت تاکید بر این گزاره ها جایی با استفاده از نقش اسلحه، متوفی را فردی جنگاور و نیز با استفاده از تسبیح و ... وی را مقید به مناسک دینی نشان می دهد.
۳۴.

شبیه نامۀ منصور حلاج: حکمت عرفانی در قامت نمایش آئینی ایرانیان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شبیه نامه منصور حلاج عرفان هانری کربن ساختار روایت شرقی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۷
شبیه‌نامۀ منصور حلاج که گاهی هنگام بحث از اندیشۀ عرفانی مستتر در مجالس تعزیه در پژوهش‌های پیرامون این نمایش سنتی- آئینی به آن اشاره می‌شود از مجالسی است که نسخه‌ای از آن در کتابخانه واتیکان نگاهداری می‌شود و مطالعۀ دوباره آن از منظر حکمت عرفانی ابتدا به دلیل اهمیتی که این مجلس در نشان دادن ظرفیت‌های موجود در شبیه‌خوانی دارد و سپس به این جهت که مجلس منصور حلاج نشان از تحولاتی دارد که با تنوع مضامینِ دوران اوج تعزیۀ اواسط عصر قاجار در این‌گونه از نمایش پدید آمده بود، از اهمیت به سزایی برخوردار است. از این مطالعه که با بهره بردن از نظرات متفکرینی چون هانری کربن در باب حکمت عرفانی ایرانی و اسلامی و همچنین نظریاتی پیرامون ساختار قصص و نمایش‌های شرقی و ایرانی انجام پذیرفته است درنهایت درمی‌یابیم که: این مجلس نیز چون بسیاری از متون تعزیه در قصه، موضوع، مضمون، شخصیت‌پردازی و زبان مدیون ادبیات ایران‌زمین بوده و به دلیل تأثیر بدون تردید اساطیر و حکمت عرفانی در شکل‌گیری و تداوم بینش اساطیری و عرفانی ایرانیان در آن که در تمامی اجزاء و عناصر مجلس موردمطالعه حضور و نمودی غیرقابل‌انکار یافته‌اند، اساساً نمایشی اساطیری و عرفانی به شمار می‌آید، نمایشی که ضمن صحه نهادن بر غلبه نهایی خیر بر شر و حق بر باطل در طول اعصار، حق‌جویی و عدالت دوستی ایرانیان را به تصویر می‌کشد و تأثیر اندیشه ایرانی نه‌فقط در «محتوای» مجلس، که در شکل، ساختمان و ساختار متن و الگوهای تکرارشونده در آن نیز کاملاً هویداست، چنانکه دارا بودن ساختاری «زنجیرمانند»، استفاده از الگوهای سفر، طی طریق و گذر از وادی‌هایی که موجب تعالی رهرو و مخاطب خواهد بود؛ چون رمزی از مصائبی که بشر از ابتدای خلقت و جدایی و ترک عالم مینوی تا به پایان جهان و بازگشت دوباره به اصل و مبدأ خود با آن دست بر گریبان است و سیر و سلوکی که سفر پررمزوراز مرغان در منطق‌الطیر را تداعی می‌سازد و در فقره‌های پایانی مجلس «شهادت منصور حلاج» و طیِ طریق شبیه‌خوانان شمس و مولانا به کار گرفته شده است، شواهدی بر این مدعا هستند. ضمناً بهره‌برداری از سنت‌های ادبی و به‌ویژه شعر کلاسیک فارسی در مجلس موردبررسی علاوه بر افزایشِ توان مجلس با قرار دادن شعر غنایی در خدمت شعر نمایشی، به سبب آشنایی ذهنی مخاطب با این اشعار، باعث ایجاد ارتباطی بهتر با اثر نیز می‌شود.
۳۵.

تدوین اصول و زیرمؤلفه های تولید صنایع دستی کلاس جهانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تولید در کلاس جهانی صنایع دستی کلاس جهانی اقتصاد خلاق صنایع فرهنگی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۹۴
امروزه جهان در حال گذار از یک تحول انقلابی از عصر صنعتی به عصر اطلاعات است و موفقیت فعالیت-های گوناگون فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و امنیتی به درک و اکتشاف فرصت ها و تهدیدهای حال و آینده وابسته است. سرعت تغییرات و دگرگونی گستره بازارهای هدف صنایع دستی از سطح بومی و ملی به سطح جهانی و در پی آن رویارویی با سلایق و فرهنگ های گوناگون و همچنین اهمیت یافتن صنایع خلاق و فرهنگی در مناسبات اقتصادی، نیاز به طراحی و تولید صنایع دستی در ابعاد و سطوح مختلف را جهت بهره مندی از منافع اقتصادی، فرهنگی و حضوری موفق در سطح جهانی را یادآور می شود. تولید در کلاس جهانی به عنوان یک استراتژی تولیدی در حوزه صنعت نتایج موفقیت آمیزی را به همراه داشته است؛ با این وجود به دلیل ویژگی های خاص هنر- صنعتی بودن صنایع دستی نمی توان آن را صرفاً در حوزه هنر محض یا صنعت دسته بندی نموده و بر اساس راهکارهای موجود در هر یک از این حوزه ها برنامه ریزی کرد. از اینرو هدف پژوهش حاضر تدوین اصول و زیرمؤلفه های تولید در کلاس جهانی متناسب با شاخص های صنایع-دستی است. این مقاله در پی پاسخ به سؤال اصلی پژوهش است که اصول و زیرمؤلفه های تولید صنایع-دستی در کلاس جهانی چیست؟ نخست با مرور ادبیات پژوهش اصول تولید در کلاس جهانی شامل کیفیت، هزینه، انعطاف پذیری، زمان انتظار و تحویل به موقع، خلاقیت و نوآوری و خدمات و ارتباط با کاربران شناسایی گردید و برای هر یک از اصول زیرمؤلفه هایی متناسب با صنایع دستی تبیین گردید. این پژوهش از نوع کیفی بوده که ماهیتی کاربردی دارد و با روش نمونه گیری هدفمند غیرتصادفی و انتخاب نمونه آماری از میان خبرگان و متخصصین به روش دلفی انجام گردید. نتایج پژوهش علاوه بر تدوین زیرمؤلفه های اصول تولید در کلاس جهانی مستخرج از ادبیات پژوهش، سه اصل تولید و مصرف پایدار، ملاحظات زیست -محیطی و نقش اجتماعی- فرهنگی را از طریق اجماع نظر خبرگان به اصول موجود اضافه نموده و زیرمؤلفه های هر یک، با توجه به ویژگی های صنایع دستی تدوین گردید. همچنین خبرگان در راستای بهره-گیری عملیاتی از پژوهش حاضر با هدف حضور موفق در بسترهای جهانی و کسب منافع اقتصادی و فرهنگی در بازارهای جدید لزوم اخذ رویکردهای مدیریتی در بخش صنایع دستی طراحی محور و تدوین شیوه های نوین مدیریتی منطبق با ویژگی های صنایع دستی را لازم و ضروری می دانند.
۳۶.

بازخوانی مؤلفه های فرهنگ ایرانی- اسلامی در زیورآلات معاصر شبه قاره هند بر مبنای الگوی سه گانه باختین (مطالعه موردی: زیورآلات سال 2019- 2020م)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: زیورآلات معاصر هندوستان الگوی سه گانه دیگری فرهنگ ایرانی - اسلامی باختین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۸۰
زیورآلات به مثابه یک متن هنری، از گذشته تاکنون، صرف نظر از جنبه زیبایی، دارای ارزش نمادینی بوده که ریشه در مناسبات فرهنگی هر اجتماعی داشته است. در این راستا، زیورآلات معاصر هندوستان به عنوان یک رسانه و با قدمتی کهن، توانسته بیانگر حضور و هم زیستی فرهنگ های مختلف در این سرزمین باشد. زیرا، در طول تاریخ هندوستان، فرهنگ های گذشته حذف نشده، بلکه نوعی امتداد در بطن تحولات تاریخی- فرهنگی آن وجود داشته است. بنابراین، این پژوهش برآن است تا با استناد به الگوی سه گانه هنرمند- متن- مخاطب، از مفاهیم گفتگومندی باختینی، به مطالعه نقش فرهنگ های متفاوت در شکل گیری زیورآلات بپردازد. با توجه به تداوم تأثیرات فرهنگ استعمار از قرن نوزدهم و شکاف ایجاد شده میان هندوها و مسلمانان، پرسش اصلی این است که فرهنگ ایرانی- اسلامیِ عصر گورکانان، چگونه در تولید زیورآلات معاصر هندوستان تجلی یافته است؟ هدف این پژوهش، درک روابط فرهنگی، به ویژه دستیابی به مهم ترین عناصر فرهنگی اثرگذار در شکل گیری زیورآلات معاصر هندوستان بوده است. یافته ها که به روش توصیفی-تحلیلی و از طریق تحلیل محتوا به دست آمده اند، نشان می دهند که آنچه بر اساس این الگو در شکل گیری زیورآلات معاصر نقش راهبردی داشته، نوعی ارتباط بین گفتارهای هنرمند و مؤلفه های فرهنگی به عنوان «دیگری» درون متن است. بر اساس نظریه گفتگومندی باختین، حضور دیگری در متن، فرهنگِ خودِ هنرمند در اثر را می سازد. بنابراین، گفتار هنرمند، تنها گفتار مطلق در شکل گیری زیورآلات محسوب نشده، بلکه خلاقیت او هم راستا با حضور دیگری و به ویژه، مؤلفه های فرهنگ ایرانی- اسلامی، در قالب گفتارهایی قابل مشاهده و از سوی مخاطبان نیز قابل دریافت بوده است. درواقع، برخلاف تغییر در سبک زندگی مردمان شبه قاره در نتیجه تأثیرات فرهنگ غربی، شواهد نشان می دهد که هنرمندان معاصر در سال های 2019- 2020م، عمدتاً از مؤلفه های فرهنگ ایرانی- اسلامی بهره برده اند. این عناصر که پیشینه ای آشنا برای مخاطبان داشته و سابقاً در زیورآلات عصر گورکانی نیز به کار می رفته اند، به عنوان بخشی اساسی در خلق آثار این دوره ظاهر شده اند. بنابراین، جایگاه برون مرزی فرهنگِ ایرانی- اسلامی در حکمِ «دیگری» و یک شرکت کننده اول و نیز فرهنگی باورپذیر برای مخاطب، به هنرمند امکان داده است تا چندفرهنگی گرایی را در آثار خود متجلی سازد. در این زیورآلات، فرهنگ بومی هندوستان تنها فرهنگ اثرگذار نبوده و هنرمند به گفتگو با فرهنگی برخاسته از بافتار، به زیورآلات موجودیت بخشیده است.
۳۷.

تحلیل نقاشی گل و مرغ به کار رفته در قلمدان شماره 1393005000045 موجود در موزه ملک، اثر استاد فتح اله شیرازی، بر بستر قلمدان نگاری های دوره قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: قاجار نقاشی گل و مرغ قلمدان فتح الله شیرازی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۱۵۳
هنر قلمدان سازی بافرهنگ ایران ارتباطی دیرینه دارد. در دوره قاجار این هنر به اوج خود رسیده است و صورتگران این فن را به اوج کمال رسانیدند، به طوری که بر قلمدان های فلزی که تا پیش ازاین دوران مورداستفاده قرار می گرفت برتری یافت. نقاشی مکتب قاجار سعی دوباره ای بود در ایجاد تعادلی مطلوب میان دو عنصر ناهمگن ایرانی و اروپایی که در نیمه اول قرن سیزدهم هجری به توفیقی دلپذیر اما مختصر دست یافت که این روند بر روی قلمدان نگاری های این دوران بسیار تأثیرگذار بود. فتح اله شیرازی ازجمله برجسته ترین های نقاشی زیر لاکی و قلمدان نگاران دوره قاجار بوده است. مهم ترین نقوشی که در آثار او به چشم می رسد، نقاشی های گل و مرغ و گل وبوته است. او اغلب در قاب بندی های منظره با حواشی گل رز از طرح های دل انگیزی بهره می گرفت. هدف از این پژوهش مطالعه گل و مرغ در نقاشی فتح اله شیرازی است. پرسش های اصلی پژوهش عبارت اند از: تأثیرات نقاشی گل و مرغ در قلمدان فتح اله شیرازی از هنر دوره قاجار چگونه بوده است؟ ویژگی شاخصه های بصری نقش گل و مرغ در قلمدان فتح اله شیرازی چگونه است؟ روش پژوهش حاضر، به صورت تحلیلی-توصیفی است، شیوه گردآوری اطلاعات به صورت اسنادی (کتابخانه ای) است. در انتهای پژوهش نتایج حاصل نشان می دهد که ضمن بررسی قلمدان در دوره قاجار به این قلمدان خاص، نقوش گل و مرغ نقاشی شده اند و نقوش استفاده شده در قلمدان نگاری، دارای ژرف نمایی متأثر از نقاشی اروپایی بوده است اما مکتب فرنگی مآب فتح اله شیرازی متفاوت از دیگر قلمدان نگاران هم عصرش است، قلمدان نگاری او واقع گرایانه و شیوه کارش طبیعت گرا است که این امر بیانگر تمایلش به رئالیسم هم سو با به کارگیری نقوش با علم به معنای عرفانی این عناصر بصری است و نه صرفاً نقوشی در جهت تزئین و نمادگرایی انتزاعی.
۳۸.

تأثیر فرهنگ ایرانی-اسلامی در تحلیل نمادشناسی نقش مایه های قالی باغ بهشت صفوی تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: قالی تبریز باغ بهشت قالی صفوی هنر اسلامی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۱۱۷
مفهوم باغ بهشت در فرهنگ ایرانی- اسلامی جایگاه والایی داشته که نمودی از تجلی عالم و عرش الهی بوده است. هنرمندان مسلمان ایرانی، نمود و بروز زمینی و بصری مفهوم باغ بهشت ازلی را در ادوار مختلف، در قالب هنرهای اسلامی، به ویژه قالی، نمایش دادند. در این پژوهش، به مطالعه و بررسی نقش مایه ها و مفاهیم نمادین اسلامی هنر قالی بافی با شناخت یکی از ارزشمندترین نمونه قالی های عصر صفویه پرداخته شده است. در این راستا، قالی باغ بهشت صفوی و مفاهیم رایج در نقش مایه های آن که برگرفته از مفاهیم فرهنگی و هنر اسلامی هستند، مورد مطالعه قرارگرفته است. بنابراین، مفهوم باغ بهشت در قرآن کریم و روایات و نمود بصری آن در نقش مایه های این قالی مورد مطالعه قرار گرفته است. این پژوهش با هدف پرداختن به مفهوم باغ های بهشتی در قالی ایرانی و تأثیری که فرهنگ اسلامی بر چارچوب فرهنگ و هنر قالیبافی دوره صفویه گذاشته، انجام شده است. این پژوهش سعی بر آن دارد تا با پاسخ به پرسشِ اساسیِ مقاله؛ اینکه، ارتباط میان مفاهیم ایرانی-اسلامی با موضوعات قالی باغ بهشت صفوی شامل کدام موارد است؟؛ رابطه بین فرهنگ و هنر ایرانی- اسلامی و قالی های باغی دوره صفوی را مورد مطالعه قرار دهد. بنابراین، نقش مایه های قالی باغ بهشت صفوی تبریز با رویکردی نمادشناسانه و با هدف کاربردی، به روش تاریخی- تحلیلی و به شیوه کتابخانه ای مورد مطالعه قرارگرفته اند. یافته های تحقیق نشان می دهد که نقش مایه های رایج در قالی باغ بهشت صفوی همانند سایر نمونه های مشابه قالی های باغی صفوی، ملهم از باغ ها و پردیس های دوران اسلامی می باشند. عناصر به کار رفته در این قالی، تمثیلی از بهشت و باغ های بهشتی ذکر شده در قرآن کریم (به عنوان اصلی ترین منبع فرهنگ و هنراسلامی) و همچنین روایات اسلامی بوده اند. مفهوم باغ بهشت در قالی های باغی، جلوه ای از فناناپذیری و جاودانگی جهان ابدی را به تصویر می کشد که یادآور خاطره ازلی از بهشت هستند.
۳۹.

پژوهشی در شمایل های انتزاعی و نقوش جانوران ترکیبی آرایه های گچ بری سامرا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سامرا نقوش تزیینی گچ بری شمایل های انتزاعی جانوران ترکیبی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۰ تعداد دانلود : ۱۶۹
گچ بری های به دست آمده از مجموعه ی سامرا از نقوشی تزیینی تشکیل شده اند که همواره موردتوجه اهل علم و هنر است. برخی از این گچ بری ها کاملاً از گچ بری های کاخ های ساسانی و نقوش انتزاعی و هندسی آن تقلید شده اند. برخی دیگر نقوشی انتزاعی هستند که باوجود شباهت های بسیار به دیگر نقوش صدر اسلام و هنر ساسانی، از ویژگی هایی منحصر به خود نیز برخوردارند. یکی از ویژگی های مهم این نقوش تلفیق نقش مایه های ساسانی و عناصر هنر میان رودان در جانوران ترکیبی و شمایل های انتزاعی است. این ساختارهای تصویری در تندیس ها، نقش برجسته ها و بیشتر از همه در مهرهای بین النهرین دیده می شوند. بسیاری، مانند؛ سنت گرایان معتقدند پس از ورود اسلام هنرمندان به دلایل توحیدی به ندرت تصویرهای انسانی و حیوانی را به ویژه بر دیوارهای مساجد بکار برده اند. پاسخ به این سؤال مهم که برخلاف این دیدگاه، تصویرهای انسانی یا حیوانی به صورت جانوران ترکیبی در سامرا به عنوان یکی از مهم ترین آثار مربوط به قرون اولیه ی اسلام وجود دارد؛ مسئله ی است که در جریان این پژوهش باید به آن پاسخ داده شود. در این راستا هدف پژوهشِ پیشِ رو تحلیل های ترسیمی نقوش گچ بری سامرا و مقایسه ی آن با نقوش جانوران ترکیبی در آثار باستانی این منطقه (از دوره ی آشور تا پایان ساسانی) است. نتایج حاصل از این پژوهش که به روش توصیفی، تحلیلی تطبیقی انجام شده، وجود شمایل های انتزاعی و جانوران ترکیبی در نقوش تزیینی گچبری ها بر پهنه ی بناهای سامرا است. همچنین از دیگر دستاوردهای تحقیق بیان ترسیمی و توصیفی ریشه های نقوش سامرا در نقوش باستانی میان رودان (شمایل ها و جانوران ترکیبی) و نقوش ساسانی است که پس از ورود اسلام تلفیق و تحول یافته و بازآفرینی شده اند.
۴۰.

تحلیل معنایی نقوش بناهای قاجاری در بافت قدیم شهر بیرجند (بر اساس رویکرد معناشناسی دیداری)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بافت تاریخی بیرجند معناشناسی قاجار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۸ تعداد دانلود : ۱۴۱
بافت تاریخی شهر بیرجند در خراسان جنوبی دارای آثار معماری شاخصی از دوره قاجار و پهلوی است که تا کنون بررسی کاملی بر روی نقوش به جای مانده از دوره قاجار بر اساس رویکرد معناشناسی دیداری صورت نپذیرفته است. بر این اساس در این پژوهش که به شیوه توصیفی – تحلیلی با ماهیت تاریخی انجام پذیرفته است در ابتدا تمامی بناهای قاجاری با مراجعه به آرشیو میراث فرهنگی و بازدید میدانی مشخص و عکسبرداری شدند. سپس تمامی بناهای مورد مطالعه در چهار دسته باغ، منازل شخصی، حسینیه و مدارس طبقه بندی گردید و از میان هر دسته یک بنای شاخص انتخاب شد. دلایل انتخاب بر اساس شاخص بودن و سالم بودن بنا، وجود نقوش متعدد و عدم تغییر نقوش در دوره های مختلف بوده است. سپس بر اساس رویکرد معناشناسی دیداری هر نقش به صورت منفرد، نمادشناسی و ریشه شناسی گردید. سپس مجدداً تمامی نقوش یک بنا، در بافت خود (باغ، منازل شخصی، حسینیه مدارس) و فضای گفتمانی دوره قاجار (نگاه مذهبی، اجتماعی و سیاسی) تحلیل و خوانش معنایی شدند چرا که در این رویکرد تنها طبقه بندی ساختاری و نمادشناسی مد نظر نیست بلکه تحلیل معنایی نقوش بر اساس دیدگاه گفته پرداز و گفتمان جامعه است. بر این اساس مشخص شد که نقوش دوره قاجار در بافت تاریخی بیرجند بر اساس مؤلفه های نقوش ایران باستان نقش شده اند و نقوش غربی کمتر در آن قابل روئیت است که این عملکرد در دوره پهلوی تنزل یافته و بر طراحی نقوش غربی افزوده شده است. همچنین بر اساس معناشناسی نقوش و کتیبه های بدست آمده مشخص شد که دیدگاه مذهبی و اجتماعی این منطقه بر اساس دیدگاه مذهب شیعه بوده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان