فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۲۱ تا ۴۴۰ مورد از کل ۴۴۵ مورد.
حوزههای تخصصی:
نوسازی معاصر در ابتدا بر این فرض استوار بود که با نوسازی کالبد خیابان ها و ساختمان ها بی نیاز از توجه به تاریخ و زمینه موجود، زندگی شهری نیز نو می شود. اما در کمتر از دو دهه بروز ناامنی و ناپایداری اجتماعی در محلات نوسازی شده، ضمن بطلان این فرض، این سوال را مطرح کرد که تحقق نوسازی کاملی که در آن امنیت و تعلق خاطر به عنوان شرایط اصلی سکونت مطلوب تأمین شود نیازمند چیست و چه نسبتی با هویت و زمینه شهری موجود دارد. در این راستا مقاله حاضر ابتدا به معرفی مفهوم هویت شهری می پردازد که در آن تداوم تاریخی و وابستگی به ذهن انسانی دو بعد اصلی معرفی می شوند. سپس تأثیر هویت بر ایجاد امنیت محیطی با استفاده از نتایج مطالعات اجتماعی انجام شده بررسی می شود. طبق این مطالعات هویت محله ای عاملی مناسب برای رشد و ارتقای تعلق خاطر، تعهد و مشارکت افراد در محله است و می تواند حس کنترل و نظارت اجتماعی را در محله ارتقا دهد. در نتیجه در محله هایی که هویت محله ای قوی تری دارند، نظارت اجتماعی و در نتیجه امنیت و گرایش کمتری به ناهنجاری ها وجود دارد. در بخش سوم ضمن تحلیلی کوتاه از رویکرد نوسازی کالبد محور (مدرن)، دو پروژه پروت ایگو در سنت لوئیس و پروژه نواب تهران به عنوان دو نمونه موردی، با معیارهای هویت و امنیت ارزیابی می شوند و فرایند ایجاد فضای ناامن و جرم خیز در آنها تحلیل می شود. نتایج این تحلیل بیان گر اینست که با نادیده گرفتن زمینه های تاریخی و فرهنگی موجود، فضایی با هویت ضعیف، تولید می شود که هیچ تعلق خاطری را در ساکنانش نمی انگیزد و باعث مهاجرت و تغییر ترکیب اجتماعی و کاهش انگیزه مشارکت و کنترل می شود. این دو عامل بر ایجاد ناامنی و جرم خیزی محیط تأثیر می گذارند. نتیجه نهایی مقاله اشاراتی به جایگاه هویت شهری در تهیه طرح نوسازی در راستای تحقق نوسازی کامل و تأمین امنیت محیطی خواهد داشت.
منظر میراثی به جای منظر فرهنگی؟(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر پاییز ۱۳۹۳ شماره ۲۸
حوزههای تخصصی:
زندگی جاری و هویت اجتماعی؛ نقش فضاهای شهری در تقویت هویت بافت های فرسوده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سازمان نوسازی شهر تهران مطالعات گسترده ای را بر روی خصوصیات مختلف بافت های فرسوده انجام داده است که مشکلات آنها را می توان به دسته های مختلفی مانند مشکلات فضایی، اجتماعی، محیط زیستی، قانونی و اقتصادی تقسیم کرد. این مشکلات با اینکه در دسته بندی های مختلف طبقه بندی می شود، اما هریک روی دیگری تأثیر می گذارد. فارغ از نظریاتی که سازمان نوسازی در سال های اخیر ارایه کرده ، اساسی ترین رویکرد این سازمان در برخورد با این بافت ها، تغییر شبکه بندی معابر و تعریض آنها جهت تسهیل ترافیک درون شهری بوده است. این مقاله سعی دارد تأثیر این روند را بر فضاهای باز بافت های فرسوده و زندگی اجتماعی جاری در آنها و در نتیجه هویت تاریخی و اجتماعی حاکم بر آنها بررسی کند. در این راستا خیابان و زندگی خیابانی بافت های فرسوده مورد توجه بیشتری قرار می گیرند.
رنگ منظر ایرانی؛ جایگاه رنگ در کشف برند گردشگری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه کشورها به دنبال ایجاد تمایز و موقعیت خاص برای خود،
اقدام به برندسازی برای مدیریت سیمای مقصد و توسعه گردشگری می کنند.
برند ملی گردشگری یک کشور باید از دل فرهنگ، تاریخ و جغرافیای آن استخراج
شود، متمایز، پایدار و قابل باور بوده و برای تمامی ذی نفعان جذاب باشد و بتواند
در تمامی ارتباطات و تعامات جای خود را باز کند. از دیگر سو رنگ در زندگی
انسانها مفهومی نمادین دارد و پدیده ای عینی- ذهنی است که میتواند محرک
و جالب توجه باشد، بار معنایی و مفهومی عمیقی را بر دوش کشد و پیام اصلی
خود را به مخاطب برساند. همچنین پژوهش ها نشان می دهد در تمدن ایران،
از دیرباز تاکنون، رنگها حامل جهانبینی و نگرش ایرانیان بوده و تنها جنبه
تزیینی نداشته اند. بنابراین در برند گردشگری ایران، کشوری که مزیت نسبی آن
طبیعت ویژه و تمدن کهن آن است، کاربرد یک نماد رنگین ضروری است.
پژوهشی تطبیقی درساختار کالبدی- فضایی باغ ایرانی در دوران صفوی و گورکانیان هند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
درمیان جلوه های گوناگون هنر معماری ایران، باغ ایرانی با ظاهری آکنده از سادگی و طراوت بر پایه اصولی مشخص و بنیادین، نمایش نمادینی از بهشت موعود است. هنرمند معمار با تکیه بر اصول اولیه معماری ایرانی و آگاهی از شرایط اقلیمی و توانمندی های طبیعی مناطق مختلف و با الهام از توصیفات متون مقدسی چون قرآن کریم پیرامون باغ های بهشت، باغ ایرانی را خلق می کند. در این میان، با افزایش روابط فرهنگی ایران و هند به خصوص در دوره های تیموری و صفوی، باغ ایرانی نیز همچون سایر ارکان معماری ایرانی، الگوی هنرمندان هندی قرار می گیرد که تجلی این تاثر در قلمرو معماری گورکانیان به وضوح قابل مشاهده است. در این پژوهش با بررسی هندسه ی باغ و برخی عناصر طبیعی و مصنوع مشخص گردید که باغ های عصر صفوی با ورود به هند در عصر گورکانی، بستری متفاوت، شکلی خاص و متمایز با تاکید بر هنر بومی را به نمایش می گذارند.
گردشگری به مثابه نظام معرفت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
1. تصویر رایج گردشگری در ایران، در نمونه های سطح بالا، راهنمایی است که در میان
فضاهای یک مجموعه تاریخی به گروه گردشگران توضیحاتی درباره شهرت بنا می دهد:
سال ساخت، دوره حکومتی، اندازه ها، تعداد اجزاء مهم، سبک کلی و روایتهای
هیجان انگیزی که از مجموعه چهره ای رمزآلود و ماورایی می آفریند. گردشگر پس از
مراجعت، به سرعت داده های نخستین را به فراموشی می سپارد و از ترکیب داستان ها و
افسانه های وابسته، که با شاخه های سست به مجموعه تاریخی متصل شده تصویری
افسانه ای می سازد که با حقیقت شیء فاصله زیاد دارد و امکان بهره مندی از تجربه
تاریخی را به حداقل می رساند. در این رویکرد آثار تاریخی اشیائی برای نازیدن و اعجاب
مخاطب اند و بنا نیست چراغ راه آینده باشند.
درنتیجه گردشگری از این نوع، به تفرجی بدل می شود که برهم زننده عادات روزمره
است و نوعی تمدد اعصاب؛ و انتظار معرفت از آن به حداقل می گراید. این است که در
جامعه ما مفهوم گردشگری به گشت وگذار و خوش گذرانی نزدیکتر است تا سیاحت و
عبرت. اولی حالت روحی موقت انسان را نشانه می گیرد و دومی معرفت و فهم پایدار او را.
روشن است در گردشگری نوع دوم، که معرفت گراست، نشاط ناشی از سفر و تغییر حالت
متعارف نیز نهفته است، اما هدف آن توسعه بینش و ارتقاء فهم گردشگر در مواجهه با
تجربه پیشینیان یا طبیعت است.
منظری دیگر از نگاه نیما؛ بیان نمایشی نیما از مفهوم منظر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مفهوم ""منظر"" به عنوان حقیقتی عینی، ذهنی و واجد دو وجه مفعولی و فاعلی در تعریف نسبت انسان با محیط، از دیرباز به عنوان یکی از مفاهیم اصیل در فرهنگ و زبان ایرانی وجود داشته است. حضور مکرر واژه منظر در ادبیات ایران، با گستره ای وسیع از معانی که می توانند آن را به مفهومی پویا تبدیل کنند، به قدمت و اهمیت این مفهوم در فرهنگ و تمدن ایرانی اشاره دارد. در ادبیات قدیم، حضور منظر را بیشتر می توان در وجه مفعولی آن مشاهده کرد. در وجه مفعولی شاهد نگاهی هستیم که ناظر به محیط دارد و حاصل تشخص بیانی و گزینش گری او از مجموعه پدیده های محیطی است که در برابر دید خود قرار داده است. در دوره معاصر با برخاستن نیما یوشیج و ارایه الگویی نو در ادبیات، اندیشه و عملکرد وی نقطه عطفی در تکامل مفهوم منظر در ادبیات فارسی به وجود آورد. نیما با پیش نهادن بیان ""نمایشی"" در برابر بیان ""روایی"" در ادبیات و شعر فارسی، نگاهی تازه به طبیعت را در فرهنگ ایرانی وارد کرد؛ نگاهی که در آن تعامل دوسویه و گفتگوی دوجانبه بین شاعر و محیط جایگزین توصیف و تفسیر صرف و یک سویه او از محیط شد. شاعر در تعریف نیما نه فقط روایت گر طبیعت، بلکه در حال گفتگو با آن است. تغییر زاویه دید در شعر نیمایی، از موضوع های اصلی و بنیادین است. فهم منظر از جنبه فاعلی آن در ادبیات معاصر تکامل پیدا می کند، زیرا در آن، محیط هم منظور ناظر و هم ناظر آن، دیده و توصیف می شود، هم می بیند و سخن می گوید.
باغ ایرانی بر بنیاد شاهنامه فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در بسیاری از داستان های شاهنامه فردوسی از باغ،کاخ، شهر، ایوان و شارسان یاد شده که سیمای نخستین آنها در گذر زمان و دوران چندهزارساله دگرگونی هایی را پذیرفته است. این عناصر از محتوا و مفهوم نخستین خود به دلایل و عواملی که پرداختن به آن در مجال این گفتار نیست فاصله گرفته یا با حفظ پاره ای از جزئیات معنای عملکردی و مفهومی آن رنگ باخته، ولی هنوز نشانه هایی از جلوه های نخستین آن برجاست. به مدد پاره ای از گزارشات در تاریخ باستان و ادبیات ایرانی می توان چهره ای از مفهوم شهر یا باغ را در ایران در دوران آغازین پیدایش آن در ذهن ترسیم کرد. در این جستار با اشاره ای به چند گواه از این دست برای روشن کردن بهر کوچکی از آن پرداخته می شود.
یکی از منابع اصیل ایرانی که می توان از آن به پیدایش باغ و چهره نخستین یا نزدیک به آن دست پیدا کرد، گفتارهای حکیم فردوسی در شاهنامه اوست. هرچند در این نامه نامور پاره ای از رویدادها با جزئیات تمام گفته شده و خواننده خود را میان کارزار می بیند، در بسیاری از جای ها دوران درازی را کوتاه و یا در پوششی نهان داشته که بر پژوهندگان است، آن را از نهفت بیرون آورند و آشکار سازند. چه بسا گفتار فرزانه توس روشن است و سینه سینا می خواهد.
چهارچوبی برای احیای محله؛ شش ترکیب از چهار مؤلفه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از جمله عوامل موفقیت در احیای محلات می توان به افزایش جمعیت، کاهش میزان رکود در محله، افزایش ارزش خانه ها و تغییرات بنیادی اجتماعی اشاره کرد. چالش برانگیزترین موضوع در احیای محلات، نحوه انجام فرآیند احیا و تجدید حیات است. در این مقاله سعی شده است، به ارایه یک چارچوب مؤثر در سازماندهی، هدایت اقدامات نوسازی وموفقیت فرآیند نوسازی پرداخته شود. این چارچوب دربرگیرنده چهار مؤلفه کالبدی، اجتماعی، داخلی و خارجی است و با توجه به تداخل و اثرگذاری متقابل این مؤلفه ها شش دوگانه اساسی در موفقیت نوسازی معرفی کرده است. با توجه به چارچوب مطرح شده، با تعاون و همکاری در راه بهبود کالبدی و شرایط اجتماعی واحد همسایگی، کیفیت زندگی اقتصاد فردی شهروندان مانند اشتغال زایی، آموزش و درمان شهروندان نیز بهبود پیدا می کند. با این همه، یکی از مزایای این چارچوب، این است که می تواند به صورت همزمان با سایر راهبردهای ارتقاء احیاسازی واحد همسایگی به کار رود. در نتیجه در به کارگیری چارچوب حاضر، علی رغم ساده و کلی بودن، مکان هایی با ویژگی های بسیار متفاوت می توانند از رویکرد مشابهی پیروی کنند، اما بر این اساس راهکارهایی که در زیر دسته های شش دوگانه قرار می گیرند باید با شرایط انطباق پیدا کنند.
در جستجوی معماری ایرانی در هند
حوزههای تخصصی:
شهر تاریخی : ساختارهای فرهنگی، تاریخی و طبیعی
حوزههای تخصصی:
دیوار باغ، حریم امن خیال(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر پاییز ۱۳۹۳ شماره ۲۸
حوزههای تخصصی:
الگوواره باغ ایرانی نقشی ویژه و انکارناپذیر برای دیوار پیرامونیش رقم زده است. در ضرورت حفظ این جزء و نقش آن در اصالت تاریخی این میراث تردیدی نیست. با این همه برای تحلیل و تفسیر نقش دیوار باغ در حیات شهری و بازپرداخت و عرضه باغ ایرانی به مثابه یک عرصه عمومی، استدلالی قابل قبول وجود ندارد. متن حاضر به بازنگری نقش دیوار در برداشت مخاطب امروزین از کیفیت این محیط محصور می پردازد. بررسی تأثیر دیوار در ارزیابی هیجانی محیط معلوم می کند مشاهده علمی، هم راستا با مداقه شاعرانه، دیوار باغ را دلیل خلق حریم امن در باغ می داند. مفهوم حریم امن، فارغ از توجیه تاریخی، نقشی نوین در فراهم سازی مقدمات تمرکز و خیال انگیزی دارد که در حیات پرتنش شهروند معاصر، ارزشی بی بدیل است.
جایگاه منظر در توسعه پایدار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر پاییز ۱۳۹۳ شماره ۲۸
حوزههای تخصصی:
در ابتدای بحث لازم است به یادآوری مفاهیم و تعاریف پایه منظر که امروزه در محافل علمی اروپا و سایر کشورها پذیرفته شده اند، پرداخته شود. واژه منظر واژه ای چندمعنایی است که در پیوستگی عینیت ذهنیت معنا می شود : از منظر مادی یا عینی که جغرافیدان ها و دانشمندان علوم طبیعی به آن می پردازند تا منظر غیر مادی یا ذهنی که برآمده از تاریخ و به ویژه هنر است.
منظر در پژوهش ها و ادبیات علمی عبارت از ساختاری اجتماعی با ابعاد دوگانه مادی و غیرمادی است. امروزه در اروپا، اکثر متخصصان علمی و مسئولان خدمات مهندسی در آمایش سرزمین، به تعریفی که در کنوانسیون اروپایی منظر آمده رجوع می کنند : ""بخشی از سرزمین، آن گونه که توسط جمعیت ها درک می شود و نتیجه عوامل طبیعی یا انسانی و روابط این دو با هم است"".
منظر محصول تعامل میان عوامل مادی و غیر مادی است : فعالیت های اقتصادی با تغییردادن بستر بیوفیزیک، منظر مادی (مواد بی جان و بیولوژیک، از جمله جسم انسانی) را تولید می کنند. در عین حال جوامع در طول تاریخ، براساس تکامل روابط اجتماعی با طبیعت، منظر را بازنمایی می کنند. این تغییرات در منظر مادی، به نوبه خود مظاهر اجتماعی منظر را تغییر می دهند و نیروی محرکه کنش و همچنین انگیزه کنش سیاسی می شود. در نتیجه جوامع براساس بازنمایی هایی که از دینامیک های خود می کنند، در منظر مداخله می کنند.
توسعه پایدار در 1987 در گزارش برانتلند (WCED, 1987) تعریف شد، در حالی که پیش از آن، صحبت از توسعه در درازمدت بود و پس از آن اصطلاح انگلیسی ""sustainable""در فرانسه به ""durable"" ترجمه شد که ترجمه خوب و دقیقی نیست، زیرا این واژه بیشتر به دوام و ماندگاری اشاره دارد و مفهوم مورد نظر برانتلند را نمی رساند. گزارش او سه رکن توسعه پایدار را مطرح می کند :
- توسعه اقتصادی
- تجدید منابع طبیعی و حفاظت از آنها
- توسعه اجتماعی و فرهنگی، انتقال بین نسل ها
توسعه پایدار در تقابل با مفهوم تولید ناخالص ملی قرار می گیرد (مفهوم رشد، با افزایش ثروت متوسط)
نقش ""حواس غیردیداری"" درکیفیت فضای پیاده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زنده سازی فضاهای پیاده، یکی از مهم ترین دغدغه های معماران و طراحان شهری است که امروزه با تسلط طراحی سواره محور، به فراموشی سپرده شده است. محور اصلی ساماندهی فضاهای شهری، مبتنی بر نیازهای شهروندان است و با توجه به اینکه هریک از دو گروه مخاطبان شهری (سواره پیاده) سطوح مختلفی از حواسشان تحریک می شود، لذا کشف و تبیین عواملی که در ادراک هریک از دو گروه مؤثرند، بسیار حایز اهمیت خواهد بود.
از آنجایی که شاخص ترین حس انسان، حس بینایی است، حواس غیر بصری از توجه طراحان مهجور مانده است. با توجه به اینکه مخاطب پیاده با طیف وسیعی از حس گرهای فعال (لامسه، شنوایی، بویایی و بینایی) قدم در پیاده راه شهر می گذارد، سؤال اساسی این است که شهر تا چه اندازه ای برای او قابل لمس و شنیدن است؟
با حضور شهروند در فضای پیاده، مقیاس شهری تغییر می کند و فضاها در نمایی بسته در مقابل او قرار می گیرند. این تعامل نزدیک، بستر مساعدی را برای فعال شدن دیگر حواس فراهم می آورد. با شناخت کیفیت های غیربصری موردنیاز محورهای پیاده و بهره گیری از محرک های مناسب در شهر، زندگی به فضاهای پیاده باز خواهد گشت. بنابراین دخالت دادن تمامی حواس در ادراک یک فضا، بستری برای تعلق به مکان در آن فضا را به همراه خواهد داشت. مقاله حاضر بر آن است با توجه به نقش کلیدی حواس غیربصری در ادراک شهروندان، به بررسی تفاوت ادراکی مخاطبان سواره و پیاده پرداخته و راهکارهای محرک حواس غیر بصری در پیاده راه ها را تبیین کند.
رفتارهای شهری؛ نقاط گسست در منظر فرهنگی تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر پاییز ۱۳۹۳ شماره ۲۸
حوزههای تخصصی:
طرح منظر فرهنگی، شخصیت منظر فرهنگی را به عنوان نقطه مبدأ برای تخمین گزینه های مداخله ای ممکن به کار می گیرد. پس از تبیین شخصیت منظر یک شهر نمی توان منظر آن را مطابق سلیقه شبیه شهر دیگری با شرایط متفاوت تغییر شکل داد. در شهر تهران با سنت های رفتاری ریشه دار که عنصر مقوم اتحاد مراکز جمعیتی متعدد آنها به عنوان یک شهر بوده است تبیین شخصیت منظر شهر براساس مبانی رفتارشناسی مردمی برای طراحی و مدیریت منظر از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
برای ارزیابی منظر فرهنگی شهر تهران، دو منبع وجود دارد؛ یکی متون تاریخی اعم از ادبیات عام، ترانه ها، جغرافیای تاریخی و دیگری خوانش منظر براساس این منابع تاریخی. بافت شهر تهران سیستم در هم تنیده ای از شبکه های مصنوع احاطه شده با باغات درون شهری بوده است. ویژگی این باغ های درون شهری ریزدانه این است که در هماهنگی کامل با لایه مورفولوژیکی شهر تهران متأثر از پنج روددره مهم و الگوهای سلسله مراتبی ساختاری و رفتاری تعریف شده بنا به محل قرارگیری در ارتفاعات متفاوت روددره به پارادایم های فرهنگی یک جامعه ایرانی اسلامی شکل داده اند. بر این اساس اسطوره های فرهنگی شهر تهران با عناوین فرهنگ آب و احترام به آب در تمام مقیاس ها، تفرج درون محله ای و درون شهری، سنت زیارت تفرج، استفاده از ادبیات نمایشی تعلیمی به عنوان رسانه جمعی، باغ مثمر به عنوان عنصر واسطه تفریحات و آیین های مذهبی، اسطوره سازی از عناصر منظرین و بزرگان ادب و اخلاق و تبدیل مظاهر آنها به یک قرارگاه رفتاری قابل پی گیری هستند.
در هر مقطع زمانی که تغییر یک باره ای بر شیوه زندگی و ارزش های رفتاری مردم وارد شده، منظر شهر یک نقطه عطف عدم یکپارچگی و آشفتگی در عناصر کمی و کیفی را تجربه کرده است. نقطه گسست یک باره در زمینه عوامل طبیعی و فرهنگ عامه در دوره پهلوی اول و نقطه گسست در زمینه عوامل زیباشناختی فردی و معنایی در دوره معاصر در حدود 20 سال اخیر رخ داده است.
معماری منظرگرا؛ ارتباط بین منظر رود کارون و معماری لبه آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توجه ایرانیان به مناظر طبیعی خصوصاً آب همواره در شکل گیری
سکونتگاههای آنها تأثیرگذار بوده که این توجه از نیاز ساکنین منطقه به آب نشأت
گرفته است. در بین زرتشتیان و مسلمانان آب عنصری مقدس و لازمه طهارت بوده
است. ایرانیان گاه با شکل گیری سکونتگاه ها در اطراف آب و گاه با انتقال آب به درون
سکونتگاه ها نظیر اتفاقی که در فات مرکزی می افتد، بر اهمیت آب تأکید می کنند.
شهر شوشتر به عنوان نمونه ای از مجموعه سکونتگاه ها با شکل گیری میان دو انشعاب
کارون به حیات خود ادامه داده است. جریان آب در این رود- شهر موجب خلق فضاهای
متفاوتی شده است. نظرگاه، واکنش معماری شوشتر به منظر رود و به عنوان واسط میان
فضاهای خصوصی و منظر کارون است.
در فرضیه این مقاله تمایل به برو نگرایی معماری سکونتگاه ها با توجه به منظر
رود کارون مورد بررسی قرار گرفته است. مقایسه نمونه هایی از سکونتگاه های
مجاور رود با نمونه های مشابه در داخل بافت تاریخی شهر شوشتر، برونگرایی
نمونه های مشرف به منظر رود را نشان می دهد. به این ترتیب تأثیر منظر طبیعی
و در نتیجه چشم انداز رود کارون بر مکان یابی، شکل گیری و معماری خانه های
شوشتر، حائز اهمیت است؛ منظر کارون عامل پیدایش فضاهای جدیدی
همچون کت و ایوان (به مثابه نظرگاه) در معماری درون گرای خانه بوده و ساختار
فضاهای زیستی را به سوی برون گرایی سوق می دهد.
مفهوم منظر فرهنگی؛ اصطلاحی ناکارآمد در فرهنگ شرق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر پاییز ۱۳۹۳ شماره ۲۸
حوزههای تخصصی:
یکی از عمیق ترین نیازهای ما، حس هویت و تعلق است. پیوستگی انسان به منظر و چگونگی پیداکردن هویت در منظر و مکان یک نیاز مشترک میان انسان ها است. لذا منظر آن چیزی که ما به سادگی می بینیم نیست، بلکه روش نگاه کردن است : ما با چشمانمان منظر را می بینیم ولی با ذهنمان آن را تفسیر می کنیم و ارزش ها را با دلایل ناملموس (معنوی) به آن (منظر) نسبت می دهیم. بدین جهت منظر می تواند به عنوان یک ساختار فرهنگی که در آن حس ما از مکان و خاطره ذاتی ماندگار شده است، دیده شود. توجه روزافزون به مطالعه منظر فرهنگی موجب به رسمیت شناخته شدن مناظر فرهنگی برجسته و قرارگرفتن آنها در فهرست میراث جهانی در 1992 شده است. این مقاله به بررسی برخی ایده های مرتبط با منظر و خاطره و ارتباط تنگاتنگ ""منظر"" و ""ذهن انسان"" و با تمرکز بر آسیا به عنوان زمینة اصلی شکل گیری ایدة مناظر فرهنگی که دارای امتیاز بیشتری است، می پردازد.
پنجره، عنصر اصیل منظر؛ زیبایی شناسی پنجره در نگارگری دوره صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نگارگری از زمره هنرهای سنتی است که زبان و بیان آن از ویژگیهای منحصر
به خود تبعیت می کند. بسیاری از پژوهشگران از یکسو با دیدگاه های مختلف که اغلب
دنباله رو رویکردهای سنت گرایی و عرفانی هستند، به مطالعه فراواقعیت های آن پرداخته
و از سوی دیگر برخی محققان به دلیل فقدان آثار به جامانده از دوره های پیشین در
حوزه های مختلف از جمله معماری، باغ سازی، شهرسازی، هنر و فرهنگ به آن روی
آورد ه اند و از خلال خوانش آنها به ویژگیهای سبکی این حوزهها در هر دوره پی می برند.
به گواه ادبیات و تاریخ معماری ایران، پنجره به عنوان یک عنصر عملکردی از
همان ابتدای تاریخ سکونت در معماری ایران باستان و دوران اسامی حضوری
پررنگ داشته، به طوری که نقش نوررسانی و تهویه هوای داخل ابنیه را عهده دار
بوده است. در دوران صفوی پنجره به عنوان گون های مشبک و پرده دار مطرح
می شود که امکان دیدن، بدون دیده شدن را فراهم می سازد. این گونه جدید
به افراد به ویژه بانوان دوره صفوی اجازه م یداد به رغم منع حضور مستقیم در
مراسم، جشن ها و دیگر رویدادها، امکان مشارکت و مشاهده بدون خدشه دارشدن
خلوت و آسایش شان را داشته باشند که به خوبی با اصل محرمیت فرهنگ ایرانی
اسلامی نیز مطابقت داشت.
با مطالعه نگاره های دوره صفوی به عنوان نقطه عطف نگارگری ایران، به نظر
می رسد پنجره از یک عنصر کالبدی صرف که تنها وظیفه نوررسانی را برعهده
دارد فراتر رفته و به واسطه برقراری تعامل انسان با محیط تبدیل به عنصری
منظرین می شود؛ به طوری که نگارگر هوشمندانه از پنجره برای جای گذاری
شخصیت ها و تعامل با فضای درون و بیرون بهره می گیرد. این مقاله با پذیرش
فرض منظرین بودن عنصر پنجره ادعا میکند زیبایی شناسی آن در نگاره های
دوره صفوی همچون دیگر پدیدههای منظرین شهری از سه مؤلفه عملکردی،
هویتی و زیبایی به طور هم زمان تبعیت میکند و میتوان گفت زبان و بیان
زیبایی شناسی پنجره در نگارگری دوران صفوی، زبان و بیانی منظرین است
منظر فرهنگی - طبیعی تهران؛ ظرفیت های منظرین کوهستان بی بی شهربانو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر پاییز ۱۳۹۳ شماره ۲۸
حوزههای تخصصی:
مناظر فرهنگی در مناطق شهری فضای قابل توجهی را اشغال می کنند که در شکل گیری شخصیت یک شهر نقش بسزایی دارد. ارتباط با منظر آشنا هویت فرهنگی سیاسی مردم یک جامعه را تقویت می کند و موجب احساس تعلق خاطر نسبت به مکان می شود.
مؤلفه های هویت ساز در منظر فرهنگی عبارت از مؤلفه های جغرافیایی، تاریخی و انسانی است. چنانچه این مؤلفه ها دارای ویژگی های خاص و برجسته ای باشند، نقش شاخص هویتی را ایفا می کنند. اجزای مؤلفه های جغرافیایی از متغیر هایی چون کوه، دشت، رود و تپه، مؤلفه های تاریخی از بناها، محله، راه و خیابان و مؤلفه های انسانی از عناصری چون دین، زبان، آداب و رسوم و اعتقادات محلی تشکیل شده اند.
کوه از بارز ترین مؤلفه های طبیعی است که در ساخت هویت شهر تهران مؤثر بوده است. کوه بی بی شهربانو در جنوب شرقی تهران و در دامنه های کوه ری قرار دارد که از هر سه مؤلفه جغرافیا (کوه)، تاریخ (برج نقاره خانه) و انسان (اهمیت مذهبی و آداب و رسوم زیارت) برخوردار است. در طرح های توسعه تهران این مکان اهمیت و جایگاه خود را به عنوان یک عنصر اصیل در منظر فرهنگی شهر از دست داده و به صورت متروکه و با فاصله از شهر قرار گرفته است. در این نوشتار نقش کوه های بی بی شهربانو به عنوان عنصر هویت بخش منظر شهری جنوب شرق تهران بررسی شده است.
سیستم آبی بخارا به عنوان زیرساخت منظرین شهر مروری بر ظهور و انحطاط یک شبکه منظرین درون شهر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در طی قرن ها شهرهای فلات ایران در پیوندی عمیق و متقابل با شبکه ها و منابع آبی شکل گرفته، پایدار شده و توسعه یافته بودند. امروز بازخوانی پیوند و رابطه چندوجهی و چندعملکردی این زیرساخت ها با شهر و استخراج اصول حاکم بر آن ما را در بازتعریف رابطه تک بعدی حاکم بر شبکه های انتقال آب، به عنوان گونه ای از شبکه های زیرساختی مدرن، باکلان شهرهایمان یاری می کند.
یکی از پیشرفته ترین نمونه های پیوند همه جانبه شهر و سیستم آبی، در شمال شرق ایران (ازبکستان کنونی) و در شهر بخارا شکل گرفته است. سیستمی توسعه یافته براساس بهره گیری از آب های جاری که امروز نیز باوجود نابودی تقریباً 90 درصدی، بازمانده های آن در بافت قدیم شهر، مهم ترین مؤلفه های منظر شهر بخارا به شمار می روند. اینکه چگونه این شبکه آبی به زیرساختی منظرین2 برای شهر تبدیل شده و نقشی چندوجهی در شهر و زندگی شهروندان داشته است و اینکه چگونه این شبکه در طول 10 قرن گذشته به صورتی پایدار در شهر حضورداشته و سیستم وار با توسعه شهر توسعه یافته است، سؤالاتی هستند که این نوشتار با پژوهش در مکتوبات و مستندات موجود در باب بخارا از قرن 10 تا 21 میلادی در پاسخ به آنها می کوشد و تلاش می کند با یافتن جنبه های مختلف پیوند این شبکه با ساختارهای فضایی - کالبدی و فعالیتی شهر از یک سو و ساختارهای ذهنی مردم بخارا از سوی دیگر، اصول حاکم بر شکل گیری و توسعه شبکه آبی بخارا را بیابد. نتایج این بررسی دو نکته مهم و مرتبط با هم را در مورد شبکه آبی شهر بخارا نشان می دهد : نخست اینکه شبکه آبی شهر بخارا در لایه های مختلف، ارتباط تنگاتنگ و عمیقی را با ساختار فضایی و اجتماعی شهر (زندگی عینی و ذهنی شهر و شهروندان و حوزه های شخصی و عمومی زندگی) برقرار ساخته و همین مسئله موجب شده بوده است که این شبکه نقشی کلیدی را در درک شهر بخارا بازی کند و از یک شبکه زیرساختی با نقش معیشتی و خدماتیِ صرف به شبکه ای منظرین با نقش سمبولیک برای شهر بخارا ارتقا یابد. دوم اینکه نیاز کارکردی به این شبکه، شرط لازم در پیوند و حضور مؤلفه های شبکه آبی در فضاهای شهری و زندگی مردم بخارا بوده است و نه شرط کافی. پیوند ذهنی این شبکه و مؤلفه های آن با مردم و زندگی آنها نحوه و کیفیت حضور پایدار مؤلفه های شبکه را در شهر بخارا تضمین می کرده است.