فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۴۸۱ تا ۱٬۵۰۰ مورد از کل ۱۳٬۱۰۴ مورد.
مکانیسم بازنمایی تصویر کودک در ساختار روایتی وتصویر سازی کتاب «دیگر درخانه پسرک هفت صندلی بود»
حوزههای تخصصی:
نگاه به جنبه های متفاوت زندگی کودکان، به ویژه تأثیر تصویرسازیهای ادبیات داستانی بر آنان همواره مورد توجه منتقدین بوده است.لذا پژوهش حاضر به مطالعه یکی از این موارد اختصاص دارد. از آنجا که تاکنون با رویکرد تصویرسازی و عدم تطابق آن با متون روایی به مطالعه کتاب های کودکان پرداخته نشده است، در این نوشتار با استفاده از نظریه «رولان بارت» درباره ساختار روایت ها و نظریه«استوارت هال» نسبت به بازنمایی، داستان «دیگر در خانه پسرک هفت صندلی بود» انتخاب شد. از آنجاکه در ادبیات روایی کودکان، همواره ترکیب ساختار و مضامین تصاویر با داستان در ارتباط با یکدیگرند و تصویر سازی بر اساس زمینه اجتماعی مؤلف و تصویرساز و همچنین برداشت آنها از کودک و دوران کودکی انجام می پذیرد، همواره چنین قرائتی را از کودک و دوران کودکی در ذهن داشته و آن را باز تولید می کنند. در این مقاله با استفاده از روش تحقیق توصیفی داستان مذکور مورد بررسی قرار می گیرد. نتایج تحلیل های تصاویر و شیوه بازنمایی کودک در آنها، نشان دادند کودک بازنمایی شده در تصاویر، به طور معمول نمی تواند به شکلی خلاقانه و مستقل در فرآیند ساخت معنا شرکت جوید و تصویرساز و مؤلف به شکل ناخودآگاه، به طور معمول قرائت مسلطی را که در بستر فرهنگ جامعه از «کودک» و«دوران کودکی» وجود دارد، در قالب کلیشه ها و رمزگان فرهنگی و ایدئولوژی مسلط،به متن یا تصویر تحمیل می کنند.
قیاس تطبیقی جایگاه زن در هنر هند و ایران باستان
حوزههای تخصصی:
فرهنگ و هنر ایران و هند دارای ویژگی های مشترکی بوده اند که هم به سبب ریشه های نژادی مشترک بعضی از اقوام ساکن در این دو سرزمین و هم به دلیل همسایگی دو کشور و تبادلات فرهنگی بین آن ها بوده است. این مشترکات البته باعث نشده است که اختلافات چشم گیری نیز در زمینه های مذهبی و اجتماعی وجود نداشته باشد. زنان در این دو فرهنگ یکی از نقاط اختلاف هستند. این اختلاف در هنر به شکلی و در جامعه به شکلی دیگر ظاهر می شود. هدف از انجام این پژوهش قیاس تطبیقی جایگاه زن در هنر هند و ایران باستان است. پرسش اصلی تحقیق این است که چه اشتراکات و چه افتراقاتی در این زمینه میان این دو فرهنگ وجود دارد؟ تحقیق بر این نظریه استوار است که آثار هنری مربوط به زنان، مشخص کننده ی نوع نگاه جامعه به ایشان است. روش تحقیق تاریخی - توصیفی است و نتایج تحقیق نشان می دهد که با وجود وفور تصاویر و آثار هنری زنانه در هند و پرستش ایزدبانوان بسیار، جامعه ی ایرانی احترام بیشتری نسبت به مقام زن داراست و تصویرگری زنان در هند نتوانسته به کسب حقوق اجتماعی برای ایشان کمک کند.
انحراف چشمان در چهره پردازی های صنیع الملک
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به یافتن پاسخی برای توضیح انحراف بیرونی قابل توجه چشمان در چهره پردازی های ابوالحسن خان غفاری ملقب به صنیع الملک می پردازد. نظر به اهمیت مسأله سبک شناسی آثار و تأثیر سنت پیکرنگاری درباری زند و قاجار بر آثار هنرمند، ابتدا ویژگی های آثار صنیع الملک از این منظر مورد بررسی قرار گرفته است و سپس فرضیه ها یک به یک طرح و بررسی شده اند؛ اینکه انحراف بیرونی چشمان حاصل تکرار سنت، شبیه سازی واقعیت چهره، زیبایی شناسی وجنات همایونی پادشاه و یا قلم شوخ و جسور هنرمند، یا حتی خطای فنی بوده باشد، یا آنکه عامدانه از سنتی اروپایی اقتباس شده باشد. نهایتاً حاصل یافته ها و تحلیل ها، دو فرضیه یا ترکیبی از آن ها را مستحکم تر نشان می دهد؛ این که انحراف چشمانحاصل ترکیبی از ضعف تکنیک و برخی چهارچوب های سبکی حاکم بر آثار اوست و تآثیر انکارناپذیر سنت پیکرنگاری درباری؛اصولاً چشمان را در آثار او بسیار مشخص تر و آشکارتر ازنقش چشمان در نقاشی عینیت گرای متأثر از غرب ساخته است. و دیگر اینکه صنیع الملک طی سفر خود به ایتالیا احتمالاً با شمایل نگاری های پیشارنسانسی آن دیار روبرو شده و با الهام از ویژه گی چشمان این آثار که با رویکردی قراردادی دارای انحراف ترسیم شده اند، همین قاعده را در آثار خود نیز مرئی داشته است. پژوهش حاضر از نوع بنیادی است و با روش توصیفی تحلیلی به بررسی نمونه های تصویر شده به قلم هنرمند پرداخته است.
موسیقی در دربار خلفای عصر اول عباسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در عصر اول عباسی، به عنوان یکی از درخشان ترین دوره های فرهنگ و تمدن اسلامی، انواع هنرها از جمله موسیقی مورد توجه بسیار قرار گرفت. چنان که دربارها مملو از خوانندگان و نوازندگانی بود که با آنها به گونه ای احترام آمیز و سخاوتمندانه رفتار می شد، که شرایط زندگی و جایگاه آنها در دربارها، تا همین امروز نیز در فرهنگ عرب زبانزد است. خلفای این دوره که در همه زمینه ها، تحت تأثیر فرهنگ ایران زمین بودند، به شیوه شاهان ساسانی، موسیقیدانان را مورد حمایت خود قرار دادند و آنان را از صلات و جوایز مختلف بهره مند ساختند؛ به گونه ای که در این دوره، هنر موسیقی به عالی ترین درجه کمال خود رسید و هنرمندان بزرگی همچون ابراهیم و اسحاق موصلی، منصور زلزل، زریاب، ابن جامع و بسیاری دیگر در پرتو حمایت خلفا، وزرا و بزرگان این عصر، در تکمیل و ترویج موسیقی کوشیدند. با این حال، برخی زمینه های اجتماعی مانند ممنوعیت غنا توسط فقها موجب میشد، همین خلفا گاهی از پرداختن به موسیقی اجتناب نمایند. پژوهش حاضر، جایگاه موسیقیدانان و نحوه برخورد خلفای عباسی را با موسیقی و موسیقیدانان در عصر اول عباسی به روش توصیفی-تحلیلی مورد بررسی قرار داده است.
الگوی مناسب آموزش مهارت های «تفکر نقادانه» در نمایش های سنتی عروسکی ایرانی (با تکیه بر خیمه شب بازی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
صاحبنظران، پیدایش "تفکر نقادانه" را در میان آموزه های سقراط دانسته و روش سوال پرسیدنش را معروف ترین استراتژی "تفکر نقادانه" می دانند. تفکری که مهارت های اصلی آن عبارتند از مهارت های شناختی شامل: تعبیر، تحلیل، ارزیابی، دریافت معانی ضمنی، توضیح و خود تنظیمی و مهارت های دیگری از جمله: طبقه بندی، آشکارسازی معنا، بررسی ایده ها و ده ها مهارت دیگر در شمار مهارت های فرعی آن بشمار می رود. همچنین صاحبنظران حوزه آموزش بر وارد کردن مواد درسی مرتبط با آموزش مهارت های "تفکر نقادانه" در برنامه درسی کودکان تاکید می ورزند. از سوی دیگر، استفاده از نمایش عروسکی برای آموزش به کودکان همواره هواخواهانی داشته است. بنابر اعتقاد آنان، نمایش عروسکی تاثیر مهمی در توسعه آموزش کودکان دارد. با توجه به این موارد و با انگیزه بکارگیری سرمایه های فرهنگی - هنری و ملی در زمینه آموزش مهارت های "تفکر نقادانه" به کودکان، این مقاله بر آن است مشخص نماید: کدامیک از کاراکترها و تیپ های شخصیتی نمایش های عروسکی سنتی ایرانی می تواند به عنوان یک کاراکتر "الگو"، مهارت های مورد نظر "تفکر نقادانه"را در کودکان پرورش داده و نهادینه نماید؟ این پژوهش توصیفی – تحلیلی بوده و با استفاده از منابع کتابخانه ای و پایگاه های معتبر اینترنتی انجام یافته است. مهم ترین دستاورد این پژوهش، تطبیق یکی از معروف ترین کاراکترهای نمایش های سنتی عروسکی ایرانی با "الگوی" مورد نیاز جهت آموزش مهارت های "تفکر نقادانه" به کودکان است.
چالش های نشانه شناختی نقاشی و نقد نقاشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقاشی و نقد نقاشی از دو نظام نشانه شناختی متفاوت بهره می برند، به این معنا که نقدْ نشانه های زبانی را به کار می برد و نقاشیْ نشانه های بصری را. در نتیجه، نقد نقاشی بین دو قطب نشانه های بصری نقاشی و نشانه های زبانی نقد قرار می گیرد و باید آنها را در یک شاکله ی منسجم با یکدیگر سازگار کند. اما بنابر فرضیه ی ما در این مقاله، این سازگاری با چالش های متعدّدی روبه روست. اولاً، تصویر و واژه به یکدیگر تحویل پذیر نیستند و بنابراین، توصیف ترکیب بندی های بصری، به مثابه ی نخستین رکن مقوّم هرگونه نقد نقاشی، از طریق واژگان زبان فی نفسه چالش برانگیز است. لذا نقد نقاشی همواره موقعیتی بحرانی دارد و با کشمکش بین واژه و تصویر دست به گریبان است. ثانیاً، پساساختارگرایان نشان داده اند که زبان به خودی خود سرشار از ابهام و ایهام و برخلاف تصوّر معمول، فاقد وضوح و شفافیّت است. این ویژگی ها به نقد، به مثابه ی یک متن، نیز تسّری می یابد. با فرض این که نقد نقاشی از چهار رکن (نقاشی، بیننده، نقد و مخاطب نقد) تشکیل شده است، می کوشیم تعاطی و تعاضد بین این ارکان را بررسی کنیم و نشان دهیم این ساختار چهاروجهی چگونه نقد نقاشی را به یک متن منحصربه فرد «بینابین» مبدّل می کند که همزمان نشانه های بصری را به زبان و نشانه های زبانی را به تصویر نزدیک می کند.
نقش خاندان قرچغای خان در پیشبرد هنرهای مکتوب قرن یازدهم شهر مشهد (بررسی موردی نسخه ی الحشایش «کاخ گلستان- منوچهرخان»)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۱۹ پاییز ۱۳۹۳ شماره ۳
27 - 38
حوزههای تخصصی:
سلسله ی صفویان با روی کار آمدن شاه عبّاس اوج اقتدار خود را تجربه کرد. تقویت و تحکیم هنر در این دوره به علّت تداوم جوانبِ فرهنگی و عمر طولانی حکومت صفویه و هم چنین حمایت فوق العاده از هنرمندان توسّط دربار، صورت پذیرفت. شهر مشهد در دوران حکمرانی قرچغای خان و نوادگانش با پیشرفت های قابل تأمّلی در عرصه های سیاسی، فرهنگی و هنری همراه بود و منوچهرخان و فرزندش قرچغای خان دوم از حامیان برجسته ی هنرهای مکتوب قرن یازدهم ه .ق در شهر مشهد بودند. نسخه ی الحشایش منوچهرخان با 833 صفحه نگاره ی رنگین از جمله نفیس ترین کتاب های مصوّر علمی در عهد صفوی است که بنا به سفارش و حمایت منوچهرخان، والی مشهد، در عصر روز جمعه سوم ماه مبارک رمضان سال 1038 ه .ق به اتمام رسید. استنساخ کتاب برعهده ی محمّدباقرالحافظ خوشنویس مبرّز آن روزگار و به استثناء یک تصویر، صورۃ الکسفرۃ (صفحه 195 کتاب)، که در پایین تصویر آمده است: «عمل ملک حسین اصفهانی»، دیگر تصاویر این نسخه فاقد هرگونه امضاء می باشند. در بخش نخست این مقاله به بررسی تاریخی دوران قرچغای خان و نوادگانش پرداخته و در بخش بعدی، حمایت های ایشان از هنرهای مکتوبِ خلق شده در شهر مشهد به ویژه نسخه ی الحشایش را مورد مداقّه قرار می دهیم.
سلطان حسین میرزا جلال الدوله: نمادی از کارکرد قدرت در بافت اجتماعی ولایات عصر قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در ساختار قدرت ایران عصر قاجار، هرچند انبوه شاهزادگان، تسلّط یکپارچه سلسله را تسهیل می کرد، سازوکار تقسیم مناصب موانعی را در نظارت بر رفتار حکمرانان فراهم آورد و عملکرد سلطان حسین میرزا جلال الدوله نمادی از نحوه حکمرانی قاجاریه در ولایات بود که بازتاب آن در حیات اجتماعی از دو جهت حایز اهمیت است: رهیافت به مصایب قشرهای زیردست جامعه و تلقی اجتماعی از ساختار قدرت. هرچند جنبش مشروطیت تحدیدی بر شاه، وابستگانش و این رویه به شمار می رفت، تضاد منافع روس و انگلیس به شکل صف آرایی مستبدین و آزادی خواهان، منسجم نبودن رویه در بدنه مشروطه خواهان و استفاده ابزاری آنها در ضربه پذیری رقیب، بستر مناسبی برای فرصت طلبی افرادی چون جلال الدوله فراهم آورد تا با پدیده نوین همراه شوند. بر این اساس، عملکرد جلال الدوله به عنوان نمادی از ساختار قدرت در ولایات نه تنها بر آسیب پذیری بدنه اجتماعی افزود، نقشی مؤثر در شکل دهی تلقی آنها از نظام پارلمانی داشت. مقاله حاضر، با روش توصیفی تحلیلی، به واکاوی در اسناد، داده ها و مکتوبات تاریخی موجود پرداخته تا پاسخ گوی این پرسش ها باشد: در حکومت جلال الدوله، حیات اجتماعی فارس و یزد چه ویژگی هایی داشت؟ عملکرد شاهزادگانی چون جلال الدوله بر انتظارات مردم ولایات نسبت به پدیده نوین مشروطیت چه تأثیری داشت؟ تعامل مشروطه خواهان با ظل السلطان و جلال الدوله تا چه میزان با آمال عمومی نسبت به نظام پارلمانی تناسب داشت؟.
چیدمان گالری: آرشیو مرحوم عبدالجبار قرایی
حوزههای تخصصی:
چیدمان گرافیک: بررسی نسخه نگاره خاوران نامه محفوظ در موزه گلستان تهران در مکتب نگارگری شیراز
حوزههای تخصصی:
کتاب خاوران نامه یک مثنوی حماسی با 22500 بیت به وزن و تقلید شاهنامه فردوسی، اثری از ابن حسام خوسفی بیر جندی است، که به زندگی امام علی(ع) و دلاوری های وی به عنوان قهرمان مسلمانان در تاریخ اسلام و جنبه های پهلوانی زندگی ایشان می پردازد. این مثنوی حماسی، در دوره های مختلف مصور شده است. نسخه- نگاره محفوظ در موزه کاخ گلستان تهران، کهن ترین نسخه مصور، از این اثر ادبی است که تاکنون بازشناخته شده است. این نسخه ارزشمند در سده نهم هجری در شیراز و تحت حمایت سلسله ترکمانان مصور شد، از این رو متخصصان، آن را متعلق به مکتب شیراز و شیوه نقاشی های آن را «ترکمانی» نامیده اند. مکتب نگارگری شیراز با پیشنه غنی فرهنگیِ پیش از اسلام خود، در دوره های اسلامی نیز به رشد و بالندگی خود ادامه داد. در واقع هدف این پژوهش بازبینی مختصات صوری این نسخه مصور و بیان آن هاست. خاوران نامه در فضایی ظهور کرد که سال ها قبل، شاهنامه های نفیسی در آن مصور شده بودند و سنت هایی را در زمینه نگارگری در این شهر پایه ریزی کرده بودند. این اثر نتیجه منطقی و تداوم نقاشی دوره های گذشته است.
چیدمان ویدئوآرت: ایستاده گویی درباره ویدئو آرت/خانه هنرمندان ایران با همکاری کانون پژوهشی پله
حوزههای تخصصی:
معرفی کتاب؛ ویدئوآرت و خلاقیت نمایشی/سیلیویا مارتین، ترجمه فرشاد فخاریان
حوزههای تخصصی:
بازتولید اسطوره ای تخت جمشید در دوران معاصر
حوزههای تخصصی:
مطابق نظر اسطوره شناسان جدیدی همچون رولان بارت، اساطیر در دوران معاصر از میان نرفته بلکه فقط تغییر شکل داده اند و با بازتولید خود حتی بارها پایدارتر از قبل به کار خویش ادامه می دهند. یکی از مؤثرترین اسطوره های بازتولید شده در دوران معاصر ایران، به ویژه در ارتباط با آثار هنری و صنایع دستی، تخت جمشید است که هم در دوران پهلوی و هم دوران بعد از انقلاب، هرچند با رویکردهای متفاوت، حضور پررنگی داشته است. در این مقاله پس از بررسی موضوعِ «اسطوره های معاصر» با توجه به آرای نظریه پردازان این حوزه، به اسطوره بازتولید شده تخت جمشید در دوران معاصر پرداخته و کارکردهای ایدئولوژیکِ آن در ایران معاصر نمایانده شده است. در این راستا نمونه های متعددی از آثار هنری و صنایع دستی معاصر نیز بررسی شده است.
تدوین مدل مفهومی پایداری مبتنی بر ارزش آفرینی در صنعت مُد و لباس
حوزههای تخصصی:
ما بخشی از جهان طبیعی هستیم و در یک مسیر مشترک با اقدامات متقابل خود، در حالی که ما بر طبیعت اثر می گذاریم طبیعت نیز ما را تحت تاثیر قرار می دهد. فرم دادن به این ارتباط و اقدامات متقابل، بخش کلیدی طراحی مُد سازگار با طبیعت(پایدار) است. محصولات پوشیدنیبه عنوان زیر مجموعه ای از محصولات مصرفی با طول عمر کوتاه نقش زیادی در نوع این ارتباط و تاثیرات ما بر طبیعت برعهده دارند. می توان با ملاحظلات و راهکارهایی تمامی فعالیت های فرآیند طراحی و تولید، مصرف و پس از مصرف را به نحوی مدیریت کرد که حداقل اثرات نامطلوب را بر محیط زیست و در نتیجه انسان و اقتصادش گذاشت.مقاله حاضر می کوشد از زاویه دید جدیدی(ارزش آفرینی) به راهکارهایی برای رسیدن به توسعه پایدار-با تاکید بر مرحله طراحی و استفاده- در صنعت مد و لباس بپردازد. به جرأت می توان گفت که در چرخه توسعه پایدار، طراحی کمترین سهم را دارد در حالی که که تمام معضلاتی که ممکن است در اثر تولید یک محصول برای محیط زیست بوجود آید، بصورت مستقیم یا غیر مستقیم به تصمیمات طراحی مربوط می شود. نتایج این تحقیق نشان می دهد بهترین شیوه برای حفظ طبیعت، الهام از خود طبیعت و تقلید از سیستم ها و مدل های حاکم بر آن است. این مدل بر استفاده از منابع تمام نشدنی، تعداد اجزای کمتر، چرخه های بسته، ملاحظات زیبایی شناسانه، ایجاد وابستگی به محصول و بازگشت به طبیعت سخن می گوید.
ویدئوهای چندکاناله و ویدئو مراقبت
حوزههای تخصصی:
از دهه 1960 میلادی به بعد، ویدئو وارد قلمروی هنرهای تجسمی شده و در امتداد هنرهایی چون نقاشی و مجسمه سازی قرار گرفت. ویدئو رسانه ای است با قابلیت های چند گانه که با کاربست تصویر، صدا، نور، بازیگر، محیط و... خود را به عنوان ابزاری اثرگذار در بیان ایده های مختلف و متفاوت نیمه دوم قرن به اثبات رسانده است. ویدئو به علت امکانات خاص خود، مورد کاربست هنرمندان با گرایش های مختلف هنری قرار گرفت. در این میان برخی هنرمندان که مجذوب قابلیت های منحصر به فرد این رسانه شده بودند با بیانی خلاقانه تر، با انتخاب ویدئوهای چندگانه فضایی گسترده تر را برای ارائه اثر و بیان منظور هنری خود فراهم آوردند؛ همچنین قابلیت خاص ویدئو در ضبط و پخش هم زمان تصاویر، برخی هنرمندان را بر آن داشت تا مخاطب خود را در وضعیت متفاوتی تحت عنوان ""ویدئو مراقبت"" قرار دهند. این گفتار به بررسی آثار تنی چند از این هنرمندان و به کارگیری خلاقانه آن ها از قابلیت های رسانه ویدئو می-پردازد.
چیدمان گرافیک: تحلیل آثار گرافیتی کنی اسکارف، هنرمندی با گرایش های پاپ و سوررئال
حوزههای تخصصی:
گرافیتی در دهه1980 در نیویورک ظهور کرد. کیت هارینگ، ژان-میشل باسکیا و کنی اسکارف از هنرمندان گرافیتی آن دوره بودند. کنی اسکارف هنرمندی بود که نمادهای برآمده از فرهنگ پاپ را در ناخودآگاه ذهن خود جای داد. اسکارف موجودات تخیلی ذهن ناخودآگاهش را در فضای کیهانی به تصویر کشید. او از پاپ آرت به پاپ لایف رسید و نمادهای هنرپاپ را متعلق به زندگی و درون خود می دانست. او هنرمندی است که برچسب های نقاش، گرافیتیست و هنرمند حوزه چیدمان را با خود دارد؛ در حوزه داستان های کمیک و فرهنگ پاپ فعالیت می کند و نشانه های فرهنگ پاپ و محیطی علمی تخیلی در آثارش دیده می شود. با این وجود این هنرمند برچسب هنرمند گرافیتی را نمی پذیرد او خود را هنرمند پاپ-سوررئال می داند و هدفش زندگی کردن در کنار مردم است. در این مقاله به شناخت سیر تحول آثار وی و تفکراتش از طریق مصاحبه های انجام شده از او می پردازیم.
چیدمان گرافیک: دانشجویان هنر را باید تک تک فهمید؛ گفتگو با استاد ابراهیم حقیقی
حوزههای تخصصی: