فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۸۰ مورد از کل ۱٬۷۹۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
میوکین ها مولکول هایی هستند که توسط عضلات اسکلتی تولید و ترشح می شوند. این مولکول ها می توانند به صورت پاراکرین و اندوکرین عمل کنند و عملکرد فیزیولوژیکی بافت های هدف را تغییر دهند. هدف از مطالعه حاضر مقایسه ی 12 هفته تمرین مقاومتی بر سطوح سرمی مایونکتین و FGF-21 مردان و زنان میانسال غیرفعال بود. مواد و روش ها: در مطالعه ی نیمه تجربی، 40 نفر از مردان و زنان میانسال شهر اراک (20 مرد با میانگین سنی 02/6±27/38 سال و 20 زن با میانگین سنی 12/1±31/38 سال) انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه تمرین مقاومتی (20 نفر (10 مرد و 10 زن)) و کنترل 20 نفر (10 مرد و 10 زن)) قرار گرفتند. گروه تمرینی 12 هفته تمرینات مقاومتی را به صورت 3 جلسه در هفته و با شدت 65 تا 80 درصد قدرت بیشینه اجرا کردند. 48 ساعت قبل و پس از مداخله از تمامی آزمودنی ها خونگیری انجام شد. پس از بررسی نرمال بودن داده ها، به ترتیب از آزمون t همبسته و t مستقل در سطح معنی داری کمتر از 05/0 استفاده شد.یافته ها: سطح سرمی مایونکتین مردان در گروه تمرین مقاومتی نسبت به زنان گروه تمرین مقاومتی با افزایش معناداری همراه بود (002/0=P). علاوه بر این سطح سرمی FGF-21 مردان در گروه تمرین مقاومتی نسبت به زنان گروه تمرین مقاومتی افزایش یافت، اما این افزایش معنادار نبود (005/0=P). نتیجه گیری: از جمله مکانیسم های احتمالی که باعث افزایش سطح سرمی مایونکتین و FGF-21 در مردان نسبت به زنان می شود، می توان به ویژگی های هورمونی و برخورداری از حجم بالای عضلات اسکلتی مردان، اشاره کرد.
مقایسه چهار هفته تمرین هوازی و قدرتی بر میزان کورتیزول و کراتین کیناز سرمی در زنان غیرفعال دارای اضافه وزن
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر مقایسه چهار هفته تمرین هوازی و تمرین قدرتی بر مقادیر کورتیزول و کراتین کیناز سرمی زنان غیرفعال دارای اضافه وزن، با محدوده سنّی 25 تا 40 سال بود. روش: تعداد 36 نفر آزمودنی از میان زنان غیرفعال دارای اضافه به عنوان نمونه پژوهش، و به صورت هدفمند براساس معیارهای ورود به پژوهش که دارای شرایط حضور در پژوهش بودند، به صورت هدفمند انتخاب شدند و سپس به صورت تصادفی به سه گروه تمرین هوازی (12 نفر)، تمرین قدرتی (12 نفر) و گروه کنترل (12 نفر) تقسیم شدند. برنامه تمرینی گروه تمرین هوازی شامل 12 جلسه تمرین (4 هفته و هر هفته سه جلسه تمرین) با شدت 65 تا 70 درصد ضربان قلب ذخیره به مدت 16 الی 22 دقیقه جلسه تمرینی در هفته بود. برنامه تمرین قدرتی شامل چهار هفته و هر هفته سه جلسه با شدت 50 تا 65 درصد یک تکرار بیشینه (1RM) بود. در دو مرحله، قبل از شروع تمرین و 48 ساعت پس از آخرین جلسه تمرینی چهار هفته ای، نمونه های خونی از آزمودنی ها در وضعیت ناشتایی و پایه، جهت اندازه گیری مقادیر کورتیزول و کراتین کیناز سرمی 6 میلی لیتر نمونه خونی از ورید بازویی جهت جداسازی سرم گرفته شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس و آزمون تعقیبی بونفرونی جهت بررسی تفاوت های بین گروهی، در صورت معنی داری، و همچنین از آزمون t همبسته جهت بررسی تفاوت های درون گروهی در سطح معنی داری 05/0 استفاده شد. یافته ها: نتایج مطالعه حاکی از تفاوت معنی داری در مقادیر بین گروهی کورتیزول و کراتین کیناز سرمی زنان غیرفعال پس از چهار هفته تمرین هوازی و قدرتی بود (000/0 P=). تفاوت معنی داری در مقادیر درون گروهی کورتیزول بین مراحل پیش آزمون و پس آزمون در گروه های تمرینی هوازی و قدرتی بدست آمد (05/0P<). تفاوت معنی داری در مقادیر درون گروهی کراتین کیناز بین مراحل پیش آزمون و پس آزمون در گروه تمرینی هوازی نیز حاصل شد (05/0P<). نتیجه گیری: چهار هفته تمرین قدرتی و هوازی منجربه کاهش در مقادیر کورتیزول و کراتین کیناز در زنان غیرفعال دارای اضافه وزن شد. لذا، می توان از هر دو روش تمرینی با شدت متوسط، جهت کاهش استرس و آسیب در زنان غیرفعال دارای اضافه وزن استفاده کرد.
اثر شدت های مختلف تمرین در شرایط هیپوکسی و نرم اکسی بر محتوای چربی کبد، سلول های خونی و عملکرد استقامتی رت های نر دارای رژیم غذایی پر چرب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فیزیولوژی ورزشی بهار ۱۴۰۳ شماره ۶۱
65 - 86
حوزههای تخصصی:
اهداف: در این مطالعه اثر شدت های مختلف تمرین در شرایط هیپوکسی و نرم اکسی بر محتوای چربی کبد و عملکرد استقامتی رت ها مورد بررسی قرار گرفت. مواد و روش ها: 48 رت نر نژاد ویستار با سن تقریبی پنج هفته به صورت تصادفی در گروه های رژیم غذایی نرمال (ND)، رژیم غذای پرچرب (HFD)، رژیم غذای پرچرب و تمرین تداومی با شدت متوسط (HFD-MICT)، رژیم غذای پرچرب و تمرین تداومی با شدت متوسط در شرایط هیپوکسی (HFD-HMICT)، رژیم غذای پرچرب و تمرین تناوبی با شدت بالا (HFD-HIIT)، رژیم غذای پرچرب و تمرین تناوبی با شدت بالا در شرایط هیپوکسی (HFD-HHIIT) قرار گرفتند. پس از تعیین حداکثر سرعت هوازی در شرایط نرم اکسی (ارتفاع معادل 50 متر) و هیپوکسی (ارتفاع معادل 3000 متر) تمرینات به مدت 12 هفته و 3 جلسه در هفته اجرا شدند. نتایج: وزن، محتوای چربی کبد و تعداد لکوسیت ها در گروه HFD نسبت به تمامی گروه ها بالاتر و عملکرد استقامتی پایین تر بود (05/0>p). کمترین میزان افزایش وزن و محتوای چربی و بالاترین عملکرد استقامتی در گروه های HIIT بود (05/0>p). عملکرد استقامتی در گروه های MICT نسبت به گروه-های HIIT کمتر بود. افزایش عملکرد هوازی در گروه های هیپوکسی مستقل از تغییرات RBC و HGB بود. MICT در هیپوکسی در مقایسه با نرم اکسی مزایای بیشتری را در کاهش محتوای چربی کبد به همراه نداشت. نتیجه گیری: افزایش عملکرد استقامتی در گروه HFD-HHIIT مستقل از تغییرات فاکتورهای خونی مرتبط با ظرفیت انتقال اکسیژن بود. احتمالاً مداخله این تحقیق به دلیل قرار گرفتن کوتاه مدت در معرض هیپوکسی تحریک کافی برای تغییرات خونی را القا نمی کند.
مقایسه دو روش کاهش تدریجی حجم تمرین پس از چهار هفته تمرین تخلیه گلیکوژنی بر عامل شبه رشدی-1 و استرسی مردان سالم غیرفعال
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر دو روش کاهش تدریجی حجم تمرین پس از چهار هفته تمرین تخلیه گلیکوژنی بر روی عامل رشدی و استرسی مردان سالم غیرفعال است. روش: تحقیق حاضر از نوع نیمه تجربی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری پژوهش شامل دانشجویان پسر سالم غیرفعال کارشناسی دانشگاه قم که واحد تربیت بدنی را أخذ کرده بودند، بوده که پس از فراخوان، تعداد 30 نفر دانشجوی پسر سالم که فعالیت بدنی منظم نداشتند، انتخاب شده و به طور تصادفی در سه گروه مورد مطالعه قرار گرفتند. گروه اول: کاهش 50% حجم تمرین (11 نفر)؛ گروه دوم: کاهش 75% حجم تمرین (11 نفر)؛ و گروه سوم کنترل (8 نفر). متعاقب چهار هفته تمرین تخلیه گلیکوژنی، یک هفته تعدیل تمرین اجرا گردید. نمونه های خونی در سه مرحله در ابتدای شروع دوره پروتکل تمرینی و ۴۸ ساعت پس از آخرین جلسه تمرینی از سیاهرگ جلوی آرنج گرفته شد. برای ارزیابی غلظت سرمی IGF-1 و کراتین کیناز به ترتیب از تکنیک های الایزا و ایمونورادیومتری استفاده شد. جهت بررسی تفاوت های بین و درون گروهی از آزمون آنالیز واریانس با اندازه گیری های مکرر در سطح معناداری (05/0α =) استفاده گردید. یافته ها: تفاوت معنی داری پس از دوره کاهش حجم تمرین برای مقادیر IGF-1 سرمی و کراتین کیناز بین سه گروه مشاهده نشد. اما مقادیر IGF-1 بین مرحله پیش آزمون با مراحل پس آزمون و پیگیری تفاوت معنی داری مشاهده گردید (05/0P<). نتیجه گیری: کاهش حجم تمرین یک هفته ای متعاقب چهار هفته تمرین تخلیه گلیکوژنی نمی تواند بر میزان IGF-I سرمی و کراتین کیناز مردان غیرفعال اثربخش باشد.
بررسی سطح سرمی آیریزین و بیان ژن و پروتئین فاکتور رشد اندوتلیال عروقی در بافت قلب موش های نژاد NMRI به دنبال تمرین مقاومتی و تزریق آیریزین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فیزیولوژی ورزشی بهار ۱۴۰۳ شماره ۶۱
47 - 64
حوزههای تخصصی:
اهداف: آنژیوژنزیز در عملکرد قلب نقش حیاتی ایفا می کند. آیریزین یک میانجی احتمالی برای اثرات ورزش می باشد. هدف از مطالعه ی حاضر، بررسی سطح سرمی آیریزین و بیان ژن و پروتئین فاکتور رشد اندوتلیال عروقی در بافت قلب موش های نژاد NMRI به دنبال تمرین مقاومتی و تزریق آیریزین بود.مواد و روش ها: 21 عدد موش (NMRI، پنج هفته ای با وزن حدود 2±18 گرم) به صورت تصادفی به سه گروه کنترل، تمرین (مقاومتی) و آیریزین تقسیم شدند. پروتکل تمرین به مدت هشت هفته اجرا شد. وزنه ای معادل 30 درصد وزن موش ها به دم آن ها متصل و روی یک نردبان با ارتفاع یک متر بالا رفتند. وزنه به تدریج به دو برابر وزن موش می رسید. گروه آیریزین به مدت هشت هفته آیریزین با دوز 100 میکروگرم/کیلوگرم/هفته به صورت داخل صفاقی دریافت کردند. بیان ژن VEGFدر قلب با روش real-time PCR، پروتئین VEGF با ایمونوهیستوشیمی و وسترن بلات و غلظت سرمی آیریزین با استفاده از الایزا بررسی شد. یافته ها: در مقایسه با گروه کنترل، سایر گروه های مورد مطالعه افزایش بیان ژن و پروتئین VEGF و همچنین افزایش سطوح سرمی آیریزین را نشان دادند .(P < 0.05) ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین پارامترهای مورد نظر در هر گروه رابطه ی معنی دار مثبتی وجود دارد(P < 0.05 , r > 0 ) .نتیجه گیری: احتمالا آیریزین واسطه ی برقراری ارتباط بین تمرین مقاومتی و آنژیوژنزیز در بافت قلب می باشد.
تأثیر یک دوره برنامه حرکتی با جدول نوری گام برداری بر سطح کورتیزول و اختلالات خواب کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فیزیولوژی ورزشی تابستان ۱۴۰۳ شماره ۶۲
38 - 52
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف تعیین اثر یک دوره برنامه حرکتی با جدول نوری گام برداری بر سطح کورتیزول و اختلالات خواب کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم انجام شد. در این مطالعه نیمه تجربی، 20 کودک مبتلا به اختلال طیف اوتیسم با رده سنی 6 تا 12 سال به صورت تصادفی در دو گروه ده نفری (گروه تمرین با جدول نوری و کنترل) قرار گرفتند. گروه تمرین با جدول نوری و گروه کنترل با صفحه ساده برنامه حرکتی الگوهای گام برداری را به مدت دوازده هفته به صورت چهار جلسه 45 دقیقه ای در هفته زیرنظر مربیان خود دریافت کردند. اندازه گیری کورتیزول به صورت بزاقی و ارزیابی اختلالات خواب با پرسشنامه پیتزبورگ در دو نوبت پیش آزمون و پس آزمون برای هر دو گروه انجام شد. داده ها با تحلیل کوواریانس در سطح معناداری (05/0>P) تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که در پس آزمون میانگین سطح کورتیزول در گروه تمرین با جدول نوری در مقایسه با گروه کنترل کاهش معنا داری داشت (018/0P=). همچنین کاهش معناداری در نمره اختلالات خواب در گروه تمرین با جدول نوری در مقایسه گروه کنترل مشاهده شد (032/0P=). براساس نتایج این پژوهش، در صورت ارائه تمرینات مربع گام برداری همراه با بازخورد دیداری و شنیداری حاصل از فناوری، می توان شاهد تغییرات معناداری در کاهش سطح کورتیزول و اختلالات خواب کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم بود.
ارزیابی روش های مختلف بلند کردن اجسام سنگین به وسیله ویژگی های دامنه و فرکانس سیگنال های الکترومایوگرافی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
برداشتن بدون مهارت اجسام سنگین، خطر بسیار بالایی را به همراه دارد و موجب آسیب دیدگی عضلات کمر می شود. الکترومایوگرافی می تواند بهترین روش بلند کردن اجسام سنگین را ارائه کند. در این مطالعه، چهار خانم (1نفر،40 سال و 3 نفر، 3±20 سال) و شش آقای سالم (2 نفر، 5±50 سال و 4 نفر، 5±20 سال) به صورت داوطلبانه با اخذ چهار سیگنال الکترومایوگرافی مختلف از برداشتن اجسام سنگین شرکت کردند. داده های به دست آمده در فاصله هر 5/15 ثانیه پنجره گذاری شدند و فیلتر باترورث مرتبه 4 روی داده ها اعمال شد. سپس واریانس،RMS و میانگین داده ها محاسبه گردید. بیشترین فعال سازی عضله در انجام حرکت ارگونومیک اتفاق افتاد که نشان می دهد در این حالت کمترین فشار به سایر عضلات وارد می شود. مطالعات آینده می تواند روی تاثیر استفاده از اگزواسکلتون در شناسایی و کمک به حرکت حمل بار تعریف شود.
تاثیر هفت هفته تمرین تناوبی شدید همراه با مصرف مکمل کافئین بر توان انفجاری و چابکی بازیکنان بسکتبال(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
نتایج پژوهش های پیشین نشان داده است که ترکیب تمرین و مکمل می تواند اثرات سودمندی برای سلامتی و عملکرد ورزشی داشته باشد. بنابراین، هدف تحقیق حاضر بررسی تاثیر هفت هفته تمرین تناوبی شدید به همراه مکمل یاری کافئین بر توان انفجاری و چابکی بازیکنان بسکتبال است. جامعه آماری این پژوهش نیمه تجربی، بازیکنان بسکتبالیست جوان در دامنه سنی ۲۰ تا ۲۵ سال استان یزد بود که دارای حداقل دو سال سابقه فعالیت در رشته بسکتبال با سه جلسه تمرین منظم در هفته بوده و تاکنون هیچ مکملی مصرف نکرده و سابقه بیماری قلبی - عروقی نیز نداشتند. تعداد ۳۶ بسکتبالیست به صورت داوطلبانه انتخاب و به چهار گروه مساوی مکمل کافئین و تمرین تناوبی شدید، تمرین تناوبی شدید، مکمل کافئین و کنترل تقسیم شدند. برای تعیین تفاوت های بین گروهی داده ها از تحلیل کواریانس دو راهه با نرم افزار ۲۰ - SPSS در سطح معنی داری ۰۵/۰≥P استفاده شد. هفت هفته تمرین تناوبی شدید همراه با مصرف مکمل کافئین بر توان انفجاری بازیکنان بسکتبال اثر داشت، اما بر چابکی اثری نداشت.
بررسی برخی عوامل آمادگی جسمانی پس از تمرینات قدرتی و سرعتی در کاراته کاران
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از این پژوهش بررسی برخی عوامل آمادگی جسمانی پس از هشت هفته تمرینات قدرتی و سرعتی در کاراته کاران جوان بود. مواد و روش ها: این مطالعه نیمه تجربی، به صورت دوسو کور و با تعداد 33 کاراته کاران مرد، با میانگین سنی 2/2±2/22 سال به طور تصادفی در سه گروه مساوی(گروه تمرین مقاومتی، سرعتی و کنترل) تقسیم شدند. تمرینات قدرتی و سرعتی، سه جلسه در هفته، و به مدت هشت هفته بود. قبل و پس دوره تمرینی، از آزمودنی ها اندازه گیری انعطاف پذیری بر حسب سانتیمتر، قدرت عضله همسترینگ بر حسب کیلوگرم، به عمل آمد. برای توصیف آماری داده ها از میانگین و انحراف معیار استفاده شد. پس از تعیین نرمال بودن داده ها با استفاده از آزمون کولموگراف اسمیرنف، برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش t مستقل برای مقایسه متغیرهای یک گروه و از آزمون تحلیل واریانس یکراهه همراه با آزمون تعقیبی توکی استفاده شد. در سطح معناداری 05/0≥p تجزیه و تحلیل شد. نتایج: یافته ها تفاوت معنی داری بعد از تمرینات قدرتی و سرعتی در فاکتورهای انعطاف پذیری و قدرت را نشان داد (0036/0 =p) هم چنین نتایج تحلیل واریانس یک طرفه نشان داد که بین این دو نوع تمرین از نظر انعطاف پذیری اختلاف معنی داری وجود ندارد (75/0= p)، اما این تفاوت در قدرت معنی دار بود (0024/0 =p). نتیجه گیری: بر اساس نتایج این پژوهش، تمرینات قدرتی و سرعتی می توانند به بهبود انعطاف پذیری و قدرت عضلات همسترینگ کمک کنند. با این حال، به نظر می رسد که تمرینات مقاومتی به عنوان یک روش مؤثرتر برای تقویت این عضلات عمل می کنند.
اثر ترکیبی هشت هفته تمرین در آب و تمرین مقاومتی بر شاخص های سردرد، کیفیت زندگی و کیفیت خواب زنان مبتلا به میگرن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فیزیولوژی ورزشی پاییز ۱۴۰۳ شماره ۶۳
44 - 66
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی اثر ترکیب هشت هفته تمرین در آب و تمرین مقاومتی بر شاخص های سردرد، کیفیت زندگی و کیفیت خواب زنان مبتلا به میگرن بود. تعداد 40 نفر زن مبتلا به میگرن در محدوده سنی 40 تا 50 سال به صورت نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی به چهار گروه تمرین در آب، تمرین مقاومتی، تمرین ترکیبی و گروه کنترل (هر گروه ده نفر) تقسیم شدند. در ابتدا متغیرهای تحقیق با ابزارهای استاندارد ارزیابی شدند. گروه های تجربی در هشت هفته تمرینات ویژه شرکت کردند و در این مدت نیز گروه کنترل صرفاً به فعالیت های روزمره خود پرداختند و از شرکت در فعالیت های ورزشی پرهیز کردند. پس از اتمام تمرینات ورزشی، متغیرهای تحقیق در شرایط یکسان با پیش آزمون، مجدد ارزیابی شدند. نتایج نشان داد که هشت هفته تمرین (ترکیبی و مجزا) بر شدت، مدت و تکرار سردرد زنان مبتلا به میگرن تأثیر معنا داری داشت. هر سه نوع تمرین در آب، تمرین مقاومتی و تمرین ترکیبی باعث کاهش شدت سردرد زنان مبتلا به میگرن شد. همچنین هشت هفته تمرین ترکیبی بر کیفیت زندگی و کیفیت خواب زنان مبتلا به میگرن تأثیر معنا داری داشت. در نتیجه گیری می توان گفت، به نظر می رسد که سه نوع تمرین در آب، مقاومتی و ترکیبی بر کاهش شاخص های سردرد، بهبود کیفیت زندگی و کیفیت خواب بیماران زن مبتلا به میگرن تأثیرگذار باشد.
مقایسه دو روش کاهش تدریجی حجم تمرین پس از چهار هفته تمرین تخلیه گلیکوژنی بر میزان کورتیزول و CRP سرم مردان سالم غیر فعال
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: هدف از این تحقیق بررسی مقایسه دو روش کاهش تدریجی حجم تمرین پس از چهار هفته تمرین تخلیه گلیکوژنی بر روی عامل استرسی کورتیزول و پروتئین واکنشی-سی مردان سالم غیر فعال است. روش تحقیق: تعداد 30 نفر دانشجوی پسر سالم غیر فعال کارشناسی دانشگاه قم به صورت هدفمند انتخاب و بصورت تصادفی در سه گروه شامل: کاهش50 درصد حجم تمرین، کاهش 75 درصد حجم تمرین و کنترل قرار گرفتند. متعاقب چهار هفته تمرین تخلیه گلیکوژنی شامل دوی رفت و برگشتی به مدت 5/2 ساعت دو جلسه در هفته، یک هفته تعدیل تمرین اجرا گردید. نمونه خونی در سه مرحله، پیش از شروع تمرینات، قبل و بعد از تعدیل تمرین گرفته شد. جهت بررسی تفاوت درون گروهی از آزمون اندازه گیری های مکرر و برای بررسی تفاوت های بین گروهی از اختلاف عددی مقدار پیش آزمون - پس آزمون و پس آزمون - پیگیری و روش آماری MANOVA در سطح معنی داری (05/0=α) استفاده شد. یافته ها: نتایج بین گروهی تفاوت معنی داری برای مقادیر کورتیزول و پروتئین واکنشی- C نشان نداد. اما نتایج درون گروهی مقادیر کورتیزول در سه مرحله زمانی در گروه های 50 درصدکاهش حجم تمرین و 75 درصد معنی دار بود (03/0p= و02/0p=). نتایج آزمون تعقیبی بونفرونی حاکی از تفاوت معنی داری فقط بین مرحله پیش آزمون و پیگیری در هر دو گروه بود (01/0p= و 03/0p=). نتیجه گیری: بنظر می رسد، تعدیل تمرین یک هفته ای متعاقب چهار هفته تمرین تخلیه گلیکوژنی نمی تواند بر میزان کورتیزول و پروتئین واکنشی-سی مردان غیرفعال اثر بخش باشد
تغییرات مسیر ژنی TSC2(RAGs)/mTOR /4E-BPs بافت کلیه رت های نر به دنبال یک دوره تمرین مقاومتی و مصرف مکمل اسپیرولینا پلانتسیس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فیزیولوژی ورزشی بهار ۱۴۰۳ شماره ۶۱
31 - 46
حوزههای تخصصی:
هدف: تاثیر تمرینات مقاومتی در کنار مکمل های گیاهی بر مسیر پیام رسان mTOR در بافت های غیرعضلانی کمتر بررسی شده است. هدف از تحقیق حاضر ارزیابی تاثیر یک دوره تمرین مقاومتی و مکمل اسپیرولینا بر مسیر ژنی TSC2(RAGs)/mTOR /4E-BPs بافت کلیه موش های صحرایی نر بود. روش: تعداد 32 موش صحرایی 3ماهه و با میانگین وزن 20±150 گرم به طور تصادفی به چهارگروه کنترل، تمرین مقاومتی، مکمل اسپیرولینا و تمرین+مکمل اسپیرولینا تقسیم شدند. گروه های مکمل هرروز 200 میلیگرم اسپیرولینا مصرف می کردند. پروتکل تمرین مقاومتی به مدت هشت هفته، هفته ای 3 روز و یکبار در روز انجام شد. میزان بیان متغییرهای وابسته تحقیق با روش Real Time_PCR اندازه گیری و با تحلیل واریانس دوراهه مورد تجزیه قرار گرفتند. یافته ها: افزایش معناداری در میزان بیان ژن 4E_PBs در گروه تعاملی مکمل اسپیرولینا و تمرین مشاهده شد (012/0 P=)، ژن TSC2 در هیچ کدام از گروهها نسبت به گروه کنترل افزایش معناداری نداشت. در فاکتور RAGs افزایش معناداری در هر سه گروه مکمل اسپیرولینا (001/0 P=)،گروه تمرین مقاومتی (001/0 P=) و گروه تعامل تمرین مقاومتی و مکمل (001/0 P=) مشاهده شد. همچنین افزایش معناداری در میزان بیان ژن mTOR در گروه مکمل اسپیرولینا (001/0 P=) و گروه تمرین مقاومتی (014/0 P=) مشاهده شد. نتیجه گیری: با توجه به اینکه که در گروه تعامل تمرین مقاومتی با مصرف مکمل اسپیرولینا افزایش معناداری در بیان ژن mTOR مشاهده نشد و همچنین به دلیل نقش بافت کلیه در عملکرد فیزیولوژیکی بدن، انجام تحقیقات بیشتر در این زمینه امری ضروری بنظر می رسد
فرا تحلیل تاثیر تمرینات هوازی خانه محور بر برخی شاخص های فیزیولوژیکی در بیماران مبتلا به آسم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فیزیولوژی ورزشی بهار ۱۴۰۳ شماره ۶۱
87 - 134
حوزههای تخصصی:
اهداف: بهدف این تحقیق فراتحلیل تاثیر تمرینات هوازی خانه محور بر شاخص های حجم بازدمی فشاری(FEV1)، ظرفیت حیاتی فشاری(FVC)، پیک فلومتری(PEFR) ، نسبت حجم بازدم فشاری بر ظرفیت حیاتی فشاری (FEV1 / FVC)، بهبود تهویه ارادی بیشینه فرد(MVV) و حداکثر اکسیژن مصرفی (VO2max)در مبتلایان به آسم بود. مواد و روش ها: روش تحقیق از نوع فراتحلیل بود. جامعه آماری شامل منابع چاپ شده داخلی و خارجی به زبان انگلیسی در بازه زمانی 2010 تا 2022 بود. نتیجه جستجو با توجه به کلیدواژه ها در پایگاه های اطلاعاتی شامل 1848 مورد بود که از این تعداد 87 پژوهش داخلی و 1761پژوهش خارجی بودند. پس از حذف تحقیقات تکراری و غیر مرتبط، 35پژوهش به روش تمام شماری انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از چک لیست مشخصات کتاب شناختی و روش شناختی استفاده شد. محاسبه اندازه اثر با شاخص g هجز در دو مدل اثرات ثابت و تصادفی و از طریق نرم افزار CMA3 صورت گرفت. یافته ها: نتایج آزمون کوکران و مجذور I2 نشان دهنده وجود همگنی در حجم بازدمی فشاری پیک فلومتری ، نسبت حجم بازدمی فشاری ، تهویه ارادی بیشینه فرد، حداکثر اکسیژن مصرفی، و وجود همگنی متوسط ظرفیت حیاتی فشاریبود. همچنین نتایج نشان داد اندازه اثر مطالعات انجام شده طبق طبقه بندی کوهن در شاخص نسبت حجم بازدمی فشاری در حد کم، در شاخص های حجم بازدمی فشاری، ظرفیت حیاتی فشاری، پیک فلومتریدر حد متوسط، و در شاخص های تهویه ارادی بیشینه فرد و حداکثر اکسیژن مصرفی در حد بزرگ قرار دارد. نتیجه گیری: در مجموع نتایج تحقیق نشان دهنده اثربخشی تمرینات هوازی خانه محور بر شاخص های مورد مطالعه بود.
اثر هشت هفته تمرینات منتخب و متغیرهای میانجی کربوهیدرات، آهن و ویتامین D بر شاخص های آنتروپومتری در ورزشکاران تیم ملی قایقرانی روئینگ
حوزههای تخصصی:
هدف: اجزای یک رژیم غذایی می تواند در کنار تمرینات ورزشی مناسب اثر بسزایی بر بهبود ترکیب بدن و افزایش عملکرد قایقرانان و درنتیجه بهبود رکوردهای ورزشی ثبت شده در مسابقات داشته باشد. هدف مطالعه حاضر بررسی اثر 8 هفته تمرینات منتخب و متغیرهای میانجی کربوهیدرات، آهن و ویتامین D بر شاخص های آنتروپومتری در ورزشکاران تیم ملی قایقرانی روئینگ در سال 1401 می باشد. روش : در این تحقیق کارآزمایی بالینی تصادفی، 44 مرد قایقران روئینگ که در اردوی تیم ملی سال 1401 شرکت کرده بودند، به طور تصادفی در 4 گروه 11 نفره تمرین، تمرین و متغیرهای میانجی، متغیرهای میانجی و کنترل قرار گرفتند. برنامه تمرینات منتخب شامل تمرینات تناوبی با شدت بالا (HIIT) به مدت 8 هفته پارو زدن بر روی ارگومتر (به مدت 1 دقیقه با 100% vVO2max) بود. مقادیر دریافت متغیرهای میانجی کربوهیدرات، آهن و ویتامین D رژیم غذایی ورزشکاران، از طریق آنالیز منوی غذایی یک هفته اردوی تیم ملی، پرسشنامه یادآمد خوراک 24 ساعته و بسامد خوراک (FFQ) محقق ساخته و طراحی شده برای ورزشکاران قایقرانی روئینگ به کمک نرم افزار NUTRITION IV اندازه گیری شد. شاخص های آنتروپومتری (وزن و درصد بافت چربی) در همه شرکت کنندگان قبل از شروع اولین جلسه تمرینی و بعد از پایان مطالعه (48 ساعت پس از آخرین جلسه تمرینی) مورد سنجش قرار گرفت. مقایسه متغیرهای کمّی به کمک آزمون آنالیز واریانس یک طرفه ANOVA انجام شد. سطح معنی داری آزمون کمتر از 05/0 در نظر گرفته شد و سپس تحلیل داده ها به کمک نرم افزار SPSS نسخه 24 انجام شد. یافته ها: 44 مرد قایقران روئینگ با میانیگن سنّی 2.18±26.52 سال در این مطالعه شرکت کردند. درصد چربی بدن پس آزمون قایقرانان در همه گروه ها نسبت به پیش آزمون کاهش یافته بود، که این میزان کاهش در همه گروه ها به جز گروه متغیرهای میانجی، معنی دار گزارش شد (P≤0.05). هشت هفته تمرین HIIT بر تغییرات وزن نسبت به گروه کنترل در قایقرانان اثر معنی دار نداشت (P=0.77)، اما بر کاهش درصد چربی، این اثر معنی دار گزارش گردید (P=0.00). در مقابل، اثر متغیرهای میانجی بر کاهش درصد بافت چربی قایقرانان نسبت به افراد گروه کنترل معنی دار نبود (P=0.61). همچنین متغیرهای میانجی اثر معنی داری بر تغییر وزن این ورزشکاران نداشتند (P=0.99). در ادامه یافته های مطالعه نشان داد که تمرینات HIIT به همراه متغیرهای میانجی توانست منجربه افزایش معنی دار وزن (P=0.05) و کاهش قابل توجه درصد بافت چربی در قایقرانان نسبت به گروه کنترل شود (P=0.01). نتیجه گیری: هشت هفته تمرینات منتخب HIIT، به همراه متغیرهای میانجی (کربوهیدرات، آهن و ویتامین D) بر کاهش بافت چربی و بهبود ترکیب بدنی قایقرانان روئینگ مؤثر است.
تأثیر هشت هفته تمرین موازی در زمان صبح و عصر بر روی برخی از شاخص های ضدالتهابی قلبی - عروقی در مردان جوان دارای اضافه وزن
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف مطالعه حاضر بررسی تاثیرهشت هفته تمرین موازی در زمان صبح و عصر بر روی برخی از شاخص های ضد التهابی قلبی- عروقی در مردان جوان دارای اضافه وزن بود. روش: پژوهش حاضر از نوع نیمه تجربی با گروه کنترل و پیش آزمون و پس آزمون بر روی 40 مرد جوان دارای اضافه وزن با میانگین سنّی 12/25 و وزن 78/85 کیلوگرم انجام شد که به صورت تصادفی در چهار گروه تمرین موازی و کنترل در زمان صبح و عصر قرار گرفته و به مدت 8 هفته، سه جلسه در هفته و با شدت 75 تا 85 درصد ضربان قلب بیشینه اجرا گردید. از آزمودنی ها 5 میلی لیتر خون سیاهرگی جهت اندازه گیری شاخص های التهابی (CRP, IL-6) و همچنین آزمون بالک جهت سنجش VO2max2 گرفته شد. جهت تجزیه و تحلیل آماری از آزمون تحلیل واریانس یک سویه (ANOVA) همراه با آزمون تعقیبی LSD با سطح معناداری 0.05 و نرم افزار spss نسخه 27 استفاده گردید. یافته ها: 8 هفته تمرین موازی در زمان صبح و عصر باعث افزایش VO2max2 و کاهش وزن و شاخص توده بدن در گروه های تجربی در مقایسه با گروه های کنترل می شود. این در حالی بود که افزایش VO2maxدر زمان عصر نسبت به صبح بیشتر، و کاهش وزن و شاخص توده بدن در زمان صبح نسبت به عصر بیشتر بود، همچنین 8 هفته تمرین موازی در مردان جوان دارای اضافه وزن منجربه افزایش سایتوکان ضدالتهابی IL-10 در گروه های تجربی نسبت به گروه کنترل شد که این افزایش در زمان عصر بیشتر از صبح بود. نتیجه گیری: تمرین موازی در زمان صبح و عصر بر شاخص های ضدالتهابی سیستم قلبی- عروقی موثر بوده و سبب افزایش عوامل ضد التهابی در نوبت عصر نسبت به نوبت صبح می گردد. لذا احتمالاً تمرین موازی در عصر نسبت به صبح زمان مناسب تری برای افراد دارای اضافه وزن باشد.
اثر 4 هفته بی تمرینی متعاقب 3 ماه تمرین هوازی بر سطوح سرمی TNF-α و مقاومت انسولین در مردان دیابتی نوع2
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف این مطالعه بررسی اثر 4 هفته بی تمرینی متعاقب 3 ماه تمرین هوازی بر سطوح سرمی TNF-α و مقاومت انسولین در مردان دیابتی نوع 2 بود. روش: نمونه آماری این پژوهش 24 نفر مرد مبتلا به دیابت نوع دو 30 تا 40 سال با شاخص توده بدنی 30 تا 34 بودند که داوطلبانه انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه کنترل (12 نفر) و گروه تجربی (12 نفر) قرار گرفتند. گروه تجربی به مدت 12 هفته، و هر هفته سه جلسه تمرین هوازی، تمرینات را با شدت 55 درصد حداکثر بیشینه شروع کرده و در پایان هفته هشتم شدت تمرینات به 75 درصد رسید. 48 ساعت قبل و بعد از اجرای پژوهش و پس از 4 هفته بی تمرینی، شاخص های آنتروپومتریکی اندازه گیری شده و همچنین با هدف اندازه گیری TNF-α، گلوکز و مقاومت انسولین در هر دوگروه درحالت 12 ساعت ناشتا مقدار 4 سی سی خون گرفته شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تی مستقل، و برای بررسی تغییرات بین گروهی و تحلیل درون گروهی از آنالیز واریانس تکرار مکرر به همراه آزمون تعقیبی LSD استفاده شد. سطح معنی داری p<0.05 درصد بوده و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 22 انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد 12هفته تمرین هوازی باعث کاهش معنی دار سطوح سرمی (013/0=P) TNF-α، گلوکز ناشتا (000/0=P) و مقاومت انسولین (013/0=P) در گروه تجربی شده، و این تغییرات پس از 4 هفته بی تمرینی همچنان حفظ شد. در شاخص های آنتروپومتریکی ازجمله وزن بدن (000/0=P)، توده بدن (000/0=P) و درصد چربی بدن (000/0=P) متعاقب 12هفته تمرین هوازی مشاهده شد، این مقادیر پس از 4 هفته بی تمرینی حفظ شد. نتیجه گیری: 3 ماه تمرین هوازی باعث بهبود سطوح TNF-α گلوکز ناشتا، و مقاومت انسولین و نیز کاهش معنی دار شاخص های آنتروپومتریکی در مردان دیابتی نوع 2 شد. سطوح این متغیرها پس از 4 هفته بی تمرینی، همچنان به میزان معنی داری پایین تر از سطوح پایه حفظ گردید.
تحلیل علم سنجی تولیدات علمی مرتبط با تغذیه ورزشی و علم تمرین
حوزههای تخصصی:
امروزه شاخص های علمی مانند انتشارات علمی، پژوهش های بین المللی و نوآوری های علمی از شاخص های تعیین کننده توسعه کشورها در جهان هستند. مطالعه تولیدات علمی می تواند به برنامه ریزی های پژوهشی، سیر تکاملی پژوهش های انجام شده، تصمیم گیری های آگاهانه کمک کند، با توجه به اهمیت تولیدات علمی، این پژوهش در صدد ترسیم نقشه علمی در حوزه حوزه تغذیه ورزشی و علم تمرین است تا تصویری کلی از پژوهش های موجود در این حوزه که به درک عمیق روابط درونی و روشن شدن خلاءها و شکاف های موجود کمک می کند، بپردازد. این تحقیق از نوع کاربردی بوده و با رویکرد علم سنجی انجام شده است. جامعه آماری این تحقیق کلیه تولیدات علمی مرتبط با حوزه تغذیه ورزشی و علم تمرین در پایگاه استنادی وب آو ساینس است. جهت گردآوری داده ها از قسمت جستجوی پیشرفته پایگاه استنادی وب آو ساینس استفاده شده است. در مجموع 1585 رکورد اطلاعاتی در این پایگاه نمایه شده است. داده ها پس از پالایش، وارد نرم افزارهای علم سنجی شدند و نقشه های علمی ترسیم شد. جهت ترسیم نقشه ها از نرم افزارهای ووز ویوور، یوسی نت و بایب اکسل استفاده شد. بررسی داده های بازیابی شده نشان داد که Burke, Louise M از موسسه ورزشی استرالیا با تولید 95 رکورد اطلاعاتی 2744 استناد دریافتی و اچ ایندکس 27 در رتبه اول قرار دارد، بیشترین مقالات نمایه شده به زبان انگلیسی و پرکارترین کشورها در این حوزه آمریکا است. سال 2024 با تعداد 165 رکورد اطلاعاتی بالاترین رشد علمی را داشت. از ایران نیز16 مقاله در این زمینه چاپ شده است.
اثرات هشت هفته تمرین تناوبی و مکمل کازئین بر ناقل اسید چرب FATCD 36 در زنان چاق(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
فرآیندهای تنظیمی بسیاری در اکسیداسیون اسیدهای چرب در عضلات اسکلتی صورت می گیرد. از آن جمله، می توان به انتقال این سوبسترا به درون سلول عضلانی اشاره کرد؛ زیرا سهم زیادی از اسید چرب اکسید شده از اسیدهای چرب استریفیه نشده پلاسمایی فراهم می شود. تفاوت های هورمونی مرتبط با جنسیت، تأثیر چشمگیری بر اکسیداسیون سوبستراها دارد، به گونه ای که پاسخ هورمون های مؤثر بر لیپولیز، انتقال و اکسیداسیون اسیدهای چرب در فعالیت ورزشی در زنان متفاوت از مردان است. تمرین تناوبی از طری ق اف زایش مص رف انرژی در طول فعالیت و پ س از آن و نی ز تغیی ر سوبس ترا ب ه سمت اس تفاده از چرب ی ه ا، ممکن است مزایای متابولیکی براب ر یا بیشتری نسبت به سایر اشکال تمرینات داشته باشد. هدف پژوهش حاضر، مقایسه اثرات اجرای هشت هفته تمرین تناوبی و مکمل کازئین بر ناقل اسیدچرب FATCD 36 در زنان چاق بود. نمونه آماری این تحقیق نیمه تجربی و کاربردی شامل 40 نفر از زنان چاق داوطلب بود که به صورت تصادفی ساده به چهار گروه مساوی تمرین، تمرین و مکمل کازئین، مکمل کازئین و کنترل تقسیم شدند. گروه های تمرینی هشت هفته و سه جلسه در هفته برنامه تمرین تناوبی دویدن را انجام دادند. آزمودنی ها، مسافت 20 متری را در مدت 30 ثانیه با نهایت سرعت به صورت رفت و برگشت دویدند؛ که در ادامه با 30 ثانیه راه رفتن همراه بود. تمرین در هفته اول، شامل چهار تکرار فعالیت و چهار استراحت بود که در هفته های آتی، هر هفته یک فعالیت و یک استراحت اضافه شد. به صورت روزانه، 20 گرم پودر مکمل کازئین شرکت پگاه، محلول در 200 سی سی آب همراه با غذای ظهر مصرف شد. سطح ناقل اسیدچرب FATCD 36آزمودنی ها با استفاده از کیت شرکت زلبیو آلمان اندازه گیری شد. نتایج آزمون های آماری آنالیز واریانس دو طرفه و آزمون تکمیلی توکی نشان داد که بین میانگین میزان ناقل اسید چرب FATCD 36 در تمام گروه ها نسبت به گروه کنترل تفاوت معنی دار وجود دارد. بنابراین، هم اجرای هشت هفته تمرین تناوبی، هم مصرف هشت هفته مکمل کازئین و هم ترکیب اجرای تمرین و مصرف مکمل بر ناقل اسیدچرب FATCD 36 در زنان چاق اثر دارد.
فعالیت ورزشی و سلامت مغز در سالمندی: نقش محور عضله-مغز در بهبود عملکردهای شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فیزیولوژی ورزشی پاییز ۱۴۰۳ شماره ۶۳
67 - 94
حوزههای تخصصی:
سالمندی با افزایش خطر زوال شناختی همراه است. فعالیت های ورزشی نقش مهمی در حفظ و بهبود سلامت شناختی سالمندان دارند. شواهد موجود نشان می دهند که فعالیت های ورزشی مختلف ازجمله فعالیت های مقاومتی، هوازی و تمرینات ذهن- بدن می توانند موجب بهبودی درخور توجهی در حافظه، یادگیری و سایر توانایی های شناختی در سالمندان شوند. فعالیت های ورزشی با افزایش سطوح عوامل رشد عصبی مرتبط هستند که این عوامل در شکل پذیری سیناپس ها و بقای نورون ها نقش کلیدی ایفا می کنند. علاوه بر این، محور عضله- مغز به عنوان یک مسیر حیاتی در ارتباط بین فعالیت های ورزشی و عملکرد شناختی مطرح است. میوکاین های ترشحی از عضلات به مغز می توانند از طریق بهبود جریان خون مغزی، کاهش التهاب عصبی، افزایش سلامت میتوکندری و تقویت انعطاف پذیری عصبی به حفظ و ارتقای عملکردهای شناختی در سنین بالا کمک کنند. این مقاله مروری، تأثیر انواع فعالیت های ورزشی بر عملکردهای شناختی و برخی سازوکارهای سلولی و مولکولی مربوط را در سالمندان بررسی کرد. درمجموع به نظر می رسد که فعالیت های ورزشی ترکیبی می تواند به عنوان رویکردی پیشگیرانه و مؤثر در برابر زوال شناختی و بیماری های تخریبی عصب ناشی از سالمندی مؤثر باشد؛ بااین حال، هنوز نوع، شدت و حجم بهینه فعالیت های ورزشی برای دستیابی به حداکثر آثار شناختی مشخص نیست و به انجام تحقیقات بیشتری برای تعیین دستورالعمل های ورزشی بهینه نیاز است. علاوه براین، بررسی عمیق تر سازوکارهای سلولی، مولکولی و عصبی مرتبط با اثرات فعالیت ورزشی بر عملکردهای شناختی در سالمندان نیازمند پژوهش های بیشتری است تا برنامه های ورزشی بهینه به منظور بهبود کیفیت زندگی سالمندان توسعه یابد.
تأثیر 8 هفته تمرین تناوبی با شدت متوسط بر ترکیب بدنی و استقامت قلبی-تنفسی دانش آموزان دختر نوجوان چاق(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف از این تحقیق، مطالعه تأثیر هشت هفته تمرینات تناوبی با شدت متوسط بر ترکیب بدنی و استقامت قلبی- تنفسی دانش آموزان دختر چاق دوره متوسطه دوم بود. بنابراین 20 دختر دانش آموز چاق، به طور داوطلبانه در این تحقیق شرکت کردند. پس از کسب رضایتنامه از والدین، آزمودنی ها به صورت تصادفی در دو گروه تمرین (10 نفر) و کنترل (10 نفر) قرار گرفتند. آزمودنی های گروه کنترل به زندگی عادی خود ادامه داده و گروه تمرینی تحت مداخله تمرین تناوبی با شدت متوسط قرار گرفتند. دوره تمرینی به مدت هشت هفته و با توالی سه جلسه در هفته انجام گرفت. پروتکل تمرینی شامل دو نوبت با شش تکرار بود. آزمودنی ها در نوبت اول 6 زمان 30 ثانیه ای را با 70 درصد ضربان قلب بیشینه اجرا کردند و بین وهله ها، 30 ثانیه استراحت فعال (دویدن با 50 درصد ضربان قلب بیشینه) داشتند. قبل و پس از هشت هفته، ترکیب بدنی با دستگاه آنالیز بدن و توان هوازی از طریق آزمون 1600 یارد اندازه گیری شد. تمام تحلیل ها با آزمون کواریانس و با در نظر گرفتن معنی داری کمتر از 05/0 انجام گرفت. نتایج نشان داد که درصد چربی و شاخص توده بدن در گروه تمرین کاهش معنی داری؛ و در مقابل، توان هوازی و توده خالص بدنی افزایش معنی داری داشت. با توجه به نتایج به نظر می رسد تمرین تناوبی با شدت متوسط در بهبود ترکیب بدنی و توان هوازی دختران نوجوان چاق موثر باشد.