فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۱٬۷۹۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: استرس و التهاب ناشی از تزریق LPS می تواند بر محور هورمونی اثر گذاشته و منجر به تغییرات معنادار در سطح هورمون های استرس و جنسی شود. شناسایی راهکارهای مؤثر برای تعدیل این تغییرات اهمیت بالینی و پژوهشی دارد. بنابراین هدف این مطالعه تعیین تأثیر تمرین شنا، داروی دیازپام و فلوکستین بر روی سطح هورمون های کورتیکوسترون و تستوسترون سرمی موش های مواجهه شده با لیپپوپلی ساکارید بود.روش کار: در این مطالعه تجربی که به مدت چهار هفته به طول انجامید، 80 سر موش های نر(Mice) نژاد NMRI با سن تقریبی 80-90 روز و وزن 25-22 گرم از انستیتو پاستور ایران تهیه شد. نمونه ها به 8 گروه ۱- (گروه کنترل یا سالین)۲-(گروه LPS)۳-(گروه شنا + سالین)۴-(گروه شنا + LPS)۵-(گروه دیازپام+ سالین)۶-(گروه فلوکستین+ سالین)۷-(گروه شنا+ دیازپام+ LPS)۸-(گروه شنا+ فلوکستین+ LPS). که در هر گروه 10 سر موش وجود داشت. در این مطالعه گروه های دارو، دیازپام 3 میلی گرم بر کیلوگرم(3mg/Kg) و فلوکستین 10 میلی گرم بر کیلوگرم (3mg/Kg) به صورت خوارکی دریافت کردند و نمونه های گروه های تمرینی تحت یک برنامه چهار هفته ای تمرین شنا قرار گرفتند. پس از چهار هفته درمان دیازپام، قرار گرفتن در معرض ورزش یا ترکیب آنها، حیوانات به صورت تزریق درون صفاقی با LPS آماده شده (830 میکروگرم بر کیلوگرم) یا سالین استریل بدون اندوتوکسین تحت مداخله قرار گرفتند. از آزمون آنالیز واریانس یک طرفه و از آزمون توکی برای مقایسه بین گروهی استفاده گردید. یافته ها: نتایج نشان داد که LPS افزایش کورتیکوسترون و کاهش تستوسترون را به دنبال داشت (05/0>p). ترکیب تمرین شنا و فلوکستین و دیازپام در تغییرات هورمون های کورتیکوسترون و تستوسترون نسبت به گروه های فلوکستین و دیازپام موثرتر بود (05/0>p).نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده، می توان نتیجه گیری کرد که مداخله با LPS باعث افزایش معنادار هورمون کورتیکوسترون و کاهش سطوح تستوسترون در موش ها می شود و این تغییرات نشان دهنده تأثیر منفی استرس التهابی بر محور هورمونی هستند.
تغییرات استقامت قلبی تنفسی و نشانگرهای اکسیداتیو متعاقب مکمل یاری کوآنزیم Q10 در ترکیب با تمرین تناوبی با شدت بالا در سالمندان: یک کارآزمایی بالینی تصادفی دوسوکور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فیزیولوژی ورزشی تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۶
33 - 17
حوزههای تخصصی:
هدف: با افزایش سن، کاهش عملکرد سیستم آنتی اکسیدانی و افزایش استرس اکسیداتیو منجر به افزایش خطر آسیب های سلولی و تسریع فرایند سالمندی می شود. کوآنزیم Q10 (CoQ10) به عنوان یک آنتی اکسیدان ممکن است با تقویت دفاع سلولی، سازگاری های ناشی از تمرینات شدید را بهبود بخشد؛ بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر مکمل یاری CoQ10 بر سازگاری دستگاه آنتی اکسیدانی ناشی از تمرینات تناوبی با شدت بالا (HIIT) در سالمندان انجام شد.
مواد و روش ها: در این مطالعه، ۳۸ سالمند (۲۲ مرد و ۱۶ زن، ۶۵ تا ۷۵ سال) به صورت داوطلبانه شرکت کردند و به طور تصادفی به دو گروه تمرین+مکمل CoQ10 و تمرین+پلاسبو تقسیم شدند. شاخص VO2peak و نشانگرهای استرس اکسیداتیو شامل مالون دی آلدئید (MDA)، سوپراکسید دیسموتاز (SOD)، گلوتاتیون پراکسیداز (GPX) و ظرفیت آنتی اکسیدانی کل (TAC)، پیش و پس از هشت هفته تمرین HIIT و مصرف روزانه ۱۰۰ میلی گرم مکمل یا دارونما اندازه گیری شدند.
یافته ها: نتایج نشان داد، گروه تمرین+مکمل بهبود معناداری را در (0.05>P) VO2peak و شاخص های آنتی اکسیدانی [MDA (0.05>P)، SOD (0.05>P) و TAC (0.05>P)] در مقایسه با گروه پلاسبو نشان داد.
نتیجه گیری: براساس یافته ها، اثر هم افزای مکمل یاریCoQ10 با تمرینات HIIT موجب بهبود بیشتر ظرفیت قلبی تنفسی و سازگاری آنتی اکسیدانی در سالمندان می شود.
تأثیر دوزهای مختلف کافئین، سیترولین مالات و تقویت پس فعالی بر ارتفاع پرش، توان بی هوازی و توان هوازی زنان کیک بوکسینگ کار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فیزیولوژی ورزشی تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۶
103 - 87
حوزههای تخصصی:
هدف: در این پژوهش به بررسی تأثیرات حاد دوزهای مختلف کافئین، سیترولین مالات و تقویت پس فعالی (PAP) بر توان اندام تحتانی، ظرفیت بی هوازی و عملکرد هوازی در زنان کیک بوکسینگ کار پرداخته شد.
مواد و روش ها: هفتاد شرکت کننده به صورت تصادفی در هفت گروه قرار گرفتند: کنترل (Con)، کافئین 4 میلی گرم/کیلوگرم (Caf4)، کافئین 5 میلی گرم/کیلوگرم (Caf5)، کافئین 4 میلی گرم/کیلوگرم+سیترولین مالات (Caf4+CitMal)، کافئین 5 میلی گرم/کیلوگرم+سیترولین مالات (Caf5+CitMal)، کافئین 4 میلی گرم/کیلوگرم+سیترولین مالات+PAP (Caf4+CitMal+PAP) و کافئین 5 میلی گرم/کیلوگرم+سیترولین مالات+PAP (Caf5+CitMal+PAP). یک ساعت قبل از اجرای آزمون مکمل ها استفاده شدند. تمام مکمل ها (شامل دارونما و گروه های مداخله) از نظر ویژگی های حسی (رنگ، طعم و بو) یکسان بودند. پس از ۵۰ دقیقه از مصرف مکمل، آزمودنی ها به مدت ۱۰ دقیقه گرم کردن انجام دادند. به منظور بررسی عملکرد ورزشی از آزمون های عملکردی شامل آزمون پرش سارجنت (برای اندازه گیری ارتفاع پرش عمودی)، آزمون دویدن بی هوازی (RAST) (به منظور سنجش توان بی هوازی) و آزمون شاتل ران 20 متری (برای تخمین حداکثر اکسیژن مصرفی (maxVO2) استفاده شد. PAP از طریق تمرینات پلایومتریک پنج دقیقه قبل از آزمون ها اعمال شد.
یافته ها: نتایج نشان داد، ترکیب کافئین 5 میلی گرم/کیلوگرم با سیترولین مالات و PAP (Caf5+CitMal+PAP) منجر به بهبود معنادار در ارتفاع پرش عمودی (12 درصد) و توان بی هوازی (15 درصد) در مقایسه با گروه کنترل شد (0.05P<). درمقابل، مصرف کافئین 4 میلی گرم/کیلوگرم به تنهایی (Caf4) بهبود معناداری را ایجاد نکرد. درباره عملکرد هوازی، ترکیب کافئین و سیترولین مالات (Caf4+CitMal و Caf5+CitMal) افزایش معناداری را در VO2max ایجاد کرد؛ به طوری که گروه Caf5+CitMal بهبود 10 درصد در مقایسه با گروه کنترل نشان داد (0.05P<)؛ با این حال، افزودن PAP تأثیر بیشتری بر عملکرد هوازی نداشت.
نتیجه گیری: این یافته ها نشان می دهد که دوزهای بالاتر کافئین (5 میلی گرم/کیلوگرم) در ترکیب با سیترولین مالات و PAP، به طور خاص بر بهبود توان انفجاری و ظرفیت بی هوازی در زنان کیک بوکسینگ کار مؤثر است.
بررسی ارتباط ترکیب بدن با طرحواره ناسازگار اولیه در افراد فعال(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فیزیولوژی ورزشی بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۵
134 - 114
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی ارتباط ترکیب بدن با طرحواره ناسازگار اولیه در افراد فعال انجام شد.روش پژوهش: روش اجرای این پژوهش، از نوع توصیفی-همبستگی بود. همه ورزشکاران زن و مرد رشته های مختلف ورزشی با ترکیب بدنی متفاوت در استان گلستان جامعه آماری این پژوهش را تشکیل دادند که با استفاده از جدول مورگان 400 نفر (مرد: 270 نفر، زن: 103 نفر و تمایل به بیان جنسیت نداشتند: 27 نفر) به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه طرح واره یانگ فرم کوتاه (YSQ-S) (1998)، پرسشنامه خودکنترلی تانجی (2004) و شاخص توده بدنی استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های کلموگروف-اسمیرنوف و همبستگی پیرسون استفاده شد. نتایج: خودکنترلی و طرحواره غالب افراد فعال با ترکیب بدن مختلف نسبت به توزیع نرمال تفاوت معناداری وجود داشت (0.05>P). بین طرحواره ناسازگار اولیه با خودکنترلی و شاخص توده بدنی متفاوت (چاق، اضافه وزن، متناسب و لاغر) رابطه معناداری وجود داشت (0.01>P)؛ با این حال، رابطه بین طرحواره و خودکنترلی در افراد چاق و اضافه وزن مثبت بود، ولی در افراد متناسب و لاغر منفی به دست آمد (0.01>P). همچنین بین شاخص توده بدنی با طرحواره و خودکنترلی افراد چاق و لاغر رابطه مثبت وجود داشت؛ درحالی که بین شاخص توده بدنی با خودکنترلی افراد دارای اضافه وزن و نیز بین شاخص توده بدنی و طرحواره افراد متناسب رابطه منفی مشاهده شد (0.01>P). نتیجه گیری: تحلیل کلی این نتایج اهمیت مداخلات روان شناختی در مدیریت وزن را برجسته می کند. همچنین تشویق به رفتارهای سالم و ارتقای اعتمادبه نفس می تواند تأثیر مثبت بر وضعیت بدنی و روانی افراد داشته باشد؛ لذا محرک های روانی و اجتماعی مختلف می توانند بر خودکنترلی افراد تأثیر بگذارند. به طور خاص، تفاوت های جنسیتی و وضعیت ترکیب بدنی نقش مهمی در نحوه تعامل افراد با ورزش به عنوان یک فعالیت برای سلامتی دارند.
پویایی LDH، CPK و CRP در بسکتبال حرفه ای: مطالعه ای بر روی مداخله ذهن آگاهی-موسیقی برای مدیریت خستگی
حوزههای تخصصی:
هدف: این مطالعه با هدف بررسی تأثیر مداخله ترکیبی ذهن آگاهی-موسیقی بر سطوح نشانگرهای بیوشیمیایی LDH، CPK و CRP در بازیکنان بسکتبال حرفه ای و نقش آن در مدیریت خستگی انجام شد. روش پژوهش: پژوهش حاضر به صورت یک کارآزمایی بالینی تصادفی شده با گروه کنترل و طرح پیش آزمون-پس آزمون انجام شد. جامعه آماری شامل 40 بازیکن مرد بسکتبال حرفه ای لیگ برتر ایران بودند که به صورت تصادفی به دو گروه مداخله و کنترل تقسیم شدند. گروه مداخله به مدت 8 هفته تحت برنامه ترکیبی ذهن آگاهی-موسیقی قرار گرفتند، در حالی که گروه کنترل تنها تمرینات معمول خود را ادامه دادند. سطوح LDH، CPK و CRP در سه مرحله اندازه گیری شد و داده ها با استفاده از آزمون های آماری مناسب تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد گروه مداخله کاهش معنی داری در سطوح LDH (15.1%)، CPK (18.6%) و CRP (34.4%) تجربه کردند. همچنین بهبود قابل توجهی در شاخص های روان شناختی شامل کاهش خستگی و استرس ادراک شده مشاهده شد. این در حالی بود که در گروه کنترل تغییرات معنی داری مشاهده نشد. همبستگی مثبت بین کاهش نشانگرهای التهابی و بهبود عوامل روان شناختی نیز به دست آمد. نتیجه گیری: یافته ها حاکی از آن است که مداخله ترکیبی ذهن آگاهی-موسیقی می تواند به عنوان یک روش مؤثر برای کاهش آسیب عضلانی، کنترل پاسخ التهابی و مدیریت خستگی در بازیکنان بسکتبال حرفه ای مورد استفاده قرار گیرد. این رویکرد غیردارویی می تواند در برنامه های تمرینی و بازتوانی ورزشکاران گنجانده شود.
تاثیر تمرینات مقاومتی، استقامتی و تناوبی خیلی شدید بر بیان ژن CTRP12در رت های نر چاق دیابتی نژاد ویستار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فیزیولوژی ورزشی بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۵
33 - 17
حوزههای تخصصی:
هدف: مطالعه حاضر با هدف بررسی تأثیر تمرینات مقاومتی، استقامتی و تناوبی خیلی شدید HIITبر بیان ژن CTRP12در رت های نر چاق دیابتی ویستار بود. روش پژوهش: در این مطالعه تجربی، 48 سر رت صحرایی نر چاق دیابتی و سالم (میانگین سنی شش هفته و میانگین وزنی 16±230 گرم) به شیوه تصادفی به شش گروه هشت تایی تقسیم شدند: 1- گروه شم (HE) ؛ 2- کنترل دیابتی (DI)؛ 3- دیابتی+تمرین مقاومتی با شدت متوسط(DI-MRT) ؛ 4- دیابتی+تمرین مقاومتی با شدت بالا(DI-IRT) ؛ 5- دیابتی+تمرین تناوبی خیلی شدید (DI-HIIT)؛ 6- دیابتی+تمرینات استقامتی با شدت متوسط(DI-AT) . گروه های تمرینی ( مقاومتی، تناوبی و استقامتی) به مدت دوازده هفته و هر هفته پنج جلسه به تمرین پرداختند. بیان ژن CTRP12 با روش RT-Real time PCR اندازه گیری شد. داده ها با استفاده از روش آماری تحلیل واریانس یک طرفه در سطح معناداری 05/0 تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد، متعاقب دوازده هفته تمرین، میزان بیان نسبی ژن CTRP12 بافت چربی آزمودنی گروه های مختلف تمرینی (استقامت، مقاومتی با شدت متوسط و بالا، اینتروال شدید) به طور معناداری از گروه HE کمتر (0.001=P) و از گروه DI بیشتر (0.001=P.) بود. نتیجه گیری: براساس نتایج پژوهش، تمرینات استقامتی، مقاومتی (متوسط و شدید) و تناوبی خیلی شدید موجب افزایش بیان ژنِ CTRP12 در بافت چربی احشایی رت های چاق دیابتی نوع 2 می شوند.
تجزیه و تحلیل سیستمی سازوکارهای مولکولی فعالیت ورزشی در تنظیم بیوسنتز کلسترول: مدل سازی شبکه های مولکولی برای شناسایی اهداف درمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فیزیولوژی ورزشی بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۵
96 - 72
حوزههای تخصصی:
تنظیم بیوسنتز کلسترول فرایندی پیچیده و به شدت کنترل شده است که شامل شبکه ای از ژن ها می شود که سنتز، تنظیم و هومئوستاز سطح کلسترول را هماهنگ و تنظیم می کنند. در این مطالعه به تحلیل ژن های کلیدی مانند Idi1، Fdps، Sqle، Hmgcs1 پرداخته شده است که در بیوسنتز کلسترول، متابولیسم لیپیدها و سیگنالینگ سلولی نقش های اساسی دارند. مدل سازی محاسباتی این شبکه های تنظیمی می تواند تعاملات پیچیده بین این ژن ها و مکانیزم های تنظیمی آن ها را در شرایط مختلف ازجمله رژیم های پرچرب، نمایان کند. تحلیل بیوانفورماتیکی ما تأثیر رژیم غذایی پرچرب و فعالیت ورزشی بر این ژن ها را بررسی کرد و به بررسی تنظیمات دینامیک مسیرهای بیوسنتز کلسترول و قابلیت تنظیم آن ها پرداخت. علاوه بر این، شناسایی اهداف دارویی جدید مانند MicroRNAها می تواند به استراتژی های درمانی نوآورانه برای مدیریت دیس لیپیدمی منجر شود. با ترکیب رویکردهای زیست شناسی سیستمی و ابزارهای محاسباتی، هدف مطالعه حاضر این بود تا درک بهتری از متابولیسم کلسترول به دست آورد و تأثیر فعالیت ورزشی و مداخلات دارویی جدیدی را برای اختلالات لیپیدی شناسایی کند. یافته ها نشان داد، مسیرهای بیوسنتز کلسترول با استفاده از داده های رونویسی تحلیل شده و ژن های هاب درگیر در این مسیرها شناسایی شدند. همچنین تجزیه و تحلیل خوشه ای شبکه نتیجه تحلیل های GO و KEGG را تأیید کرد. نتیجه گیری می شود، این مطالعه فهرستی از ژن های هاب، مسیرهای مهم و بینش های جدید برای توسعه استراتژی های مدیریت بیوسنتز کلسترول را ارائه کرده و مکانیسم های اساسی پاسخ کبد را روشن می کند.
تأثیر حاد غرغره کردن محلول کافئینی بر اکسیداسیون چربی و حداکثر اکسیژن مصرفی در هنگام فعالیت ورزشی در دختران ورزشکار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فیزیولوژی ورزشی بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۵
148 - 135
حوزههای تخصصی:
هدف: غرغره کردن کافئین روشی جدید برای استفاده از کافئین بدون بلعیدن آن است. هدف این مطالعه، بررسی تأثیر غرغره کردن محلول کافئینی بر اکسیداسیون چربی و حداکثر اکسیژن مصرفی هنگام فعالیت ورزشی در دختران جوان ورزشکار بود.
روش ها: دوازده زن جوان ورزشکار (سن: 73/1 ± 42/21 سال، وزن: 15/7 ± 48/58 کیلوگرم، قد: 74/4 ± 50/163 سانتی متر و شاخص توده بدن: 89/2 ± 93/21 کیلوگرم بر مترمربع) با حداقل شش ماه سابقه تمرین، یک بار 250 میلی لیتر آب و یک بار 250 میلی لیتر محلول کافئینی را با فاصله یک هفته از هم در حالت ناشتا غرغره کردند. پس از غرغره کردن محلول کافئینی، در حالی که دستگاه گاز آنالایزر به آن ها وصل بود، فعالیت فزاینده ای را تا حد واماندگی روی نوار گردان انجام دادند. برای هر فرد، زمان رسیدن به واماندگی، میزان حداکثر اکسیداسیون چربی (MFO) و شدتی از فعالیت که MFO در آن روی می دهد (FATmax) محاسبه و ثبت شد. برای تحلیل داده ها از آزمون تی همبسته استفاده شد.
نتایج: تفاوت معناداری در MFO (0.729P=)، vo2max (0.015P=) و FATmax (0.052P=) بین دو شرایط غرغره کردن محلول کافئینی و کنترل وجود نداشت، اما زمان رسیدن به واماندگی به طور معناداری (0.012P=) با غرغره کردن محلول کافئینی بیشتر از آب بود.
نتیجه گیری: به نظر می رسد، غرغره کردن محلول کافئینی در دختران ورزشکار زمان رسیدن به واماندگی را افزایش می دهد، اما بر متابولیسم چربی و ظرفیت هوازی تأثیر معنادار ندارد.
تاثیر یک دوره تمرین مقاومتی، بی تمرینی و بازتمرینی بر سطوح سرمی مایونکتین و FGF-21 مردان میانسال
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: با توجه به سنتز و آزادسازی میوکین ها از بافت عضلانی در جریان اجرای تمرینات ورزشی و ارتباط میوکین ها با توسعه قدرت و افزایش حجم عضلانی، هدف از مطالعه حاضر بررسی یک دوره تمرین مقاومتی، بی-تمرینی و بازتمرینی بر سطح سرمی مایونکتین و FGF-21 مردان میانسال بود. روش ها: در این پژوهش نیمه تجربی تعداد 20 مرد میانسال با دامنه سنی 50-35 سال انتخاب و بطور تصادفی به 2 گروه تمرین (10 نفر) و کنترل (10 نفر) تقسیم شدند. آزمودنی های گروه تمرینی 3 ماه تمرین مقاومتی، 6 ماه بی تمرینی و 3 ماه بازتمرینی را تجربه کردند. خونگیری در دو گروه تمرین و کنترل در 4 مرحله گرفته شد. همچنین، اندازه گیری سطح سرمی مایونکتین و FGF21 با استفاده از روش الایزا انجام شد. داده ها به کمک آزمون آماری آزمون تحلیل واریانس با اندازه مکرر در سطح معنی داری 05/0 P< تجزیه تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد سطوح سرمی مایونکتین و FGF-21 در مرحله بعد از تمرین و بعد از بازتمرینی نسبت به قبل از تمرین و پایان بی تمرینی به طور معنی داری افزایش داشت. علاوه بر این سطوح سرمی مایونکتین وFGF21 بعد از بازتمرینی نسبت به بعد از تمرین افزایش یافت اما معنادار نبود. بعلاوه، در گروه کنترل سطوح سرمی مایونکتین و FGF-21 در هیچکدام از مراحل تغییر معنی دار مشاهده نشد05/0 P<. نتیجه گیری: به نظر می رسد، بازتمرینی ممکن است منجر به تنظیم افزایشی ﺳﺎﯾﺘﻮکاینﻫﺎ شود که می تواند به عنوان ابزاری مناسب برای تسریع فرآیند هیپرتروفی و مهار آتروفی در زمان آسیب یا سالمندی باشد.
تأثیر حاد دوزهای مختلف تائورین بر عملکردهای بدنی و شناختی در مردان سالمند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فیزیولوژی ورزشی بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۵
113 - 97
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی آثار حاد دوزهای پایین و بالای مکمل تائورین بر عملکردهای بدنی و شناختی مردان 60 تا 69 ساله (انحراف استاندارد±میانگین قد، وزن و نمایه توده بدنی به ترتیب 5.6 ± 172.4 سانتی متر، 5.8 ± 67.8 کیلوگرم و 1.6 ± 22.8 کیلوگرم بر متر مربع) انجام شد. مواد و روش ها: در این تحقیق متقاطع دوسویه کور، 15 مرد داوطلب در فواصل یک هفته ای به ترتیب تصادفی در سه شرایط مصرف دارونما، دوز پایین مکمل (1 گرم) و دوز بالای مکمل (6 گرم) قرار گرفتند. آزمودنی ها در هر سه شرایط، آزمون های ارزیابی تعادل، استقامت عضلانی، آمادگی قلبی تنفسی و عملکرد شناختی را یک ساعت پس از مصرف مکمل یا دارونما اجرا کردند. برای تجزیه و تحلیل داده ها، آزمون های آنالیز واریانس با اندازه گیری های تکراری و آزمون بونفرونی با سطح آلفای پنج درصد و توان آماری 80درصد اجرا شد. یافته ها: آمادگی قلبی تنفسی و عملکرد شناختی پس از مصرف دوز بالای مکمل به طور معناداری بهتر از شرایط دارونما (به ترتیب:0.004 = pو 0.001>p) و مصرف دوز پایین مکمل (به ترتیب: 0.005= p و 0.002= p) بود؛ اما، تفاوت معناداری بین دوز پایین مکمل و دارونما وجود نداشت. همچنین، امتیاز تعادل و استقامت عضلانی پس از مصرف دوز بالای مکمل نسبت به شرایط دارونما به طور معناداری بهتر بود (به ترتیب: 0.023= pو 0.009= p)؛ اما، بین دیگر شرایط تفاوت معناداری وجود نداشت. نتیجه گیری: مردان سالمند می توانند برای بهبود عملکردهای بدنی و شناختی، از مکمل تائورین با دوز 6 گرم استفاده نمایند.
تأثیر تمرین به شیوه فعالیت های ورزشی میان وعده ای شدید بر آمادگی قلبی-تنفسی: یک مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فیزیولوژی ورزشی تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۶
129 - 104
حوزههای تخصصی:
هدف: کمبود وقت و دسترسی محدود به امکانات ورزشی، از موانع رایج پیروی از دستورالعمل های توصیه شده درباره فعالیت بدنی منظم، به ویژه در بزرگسالان شاغل است. در سال های اخیر، «اسنک های فعالیت ورزشی» به عنوان رویکردی عملی و کوتاه مدت برای ارتقای سلامت عمومی مدنظر قرار گرفته اند. در مطالعه حاضر، این شیوه شامل انجام وهله های بسیار کوتاه (کمتر از یک دقیقه) و شدید فعالیت بدنی به صورت پراکنده در طول روز تعریف شد. با وجود رشد فزاینده مطالعات در این زمینه، هنوز شواهد نظام مند و یکپارچه ای درباره اثر آن ها بر آمادگی قلبی-تنفسی وجود ندارد؛ ازاین رو، این مطالعه با هدف پر کردن این خلأ و مرور نظام مند شواهد موجود طراحی شد.
مواد و روش ها: این مرور نظام مند براساس دستورالعمل PRISMA 2020 و با ثبت پروتکل در سامانه PROSPERO (کد ثبت: CRD420251081118) انجام شد. جستجو در پایگاه های بین المللی پابمد، اسکاپوس، Web of Science، گوگل اسکولار و پایگاه های داخلی مگیران و جهاد دانشگاهی، بدون محدودیت زمانی تا ژوئن ۲۰۲۵ انجام شد. از 1070 مقاله شناسایی شده، ۹ مطالعه با مجموع ۲۳۲ شرکت کننده (18 تا 59 سال) واجد شرایط ورود بودند (ملاک های ورود براساس چارچوب PICOS تعریف شدند). غربالگری و ارزیابی کیفیت توسط دو پژوهشگر مستقل صورت پذیرفت.
یافته ها: اجرای پروتکل های اسنک فعالیت ورزشی (سه تا شش وهله فعالیت شدید ۲۰ تا ۳۰ ثانیه ای، سه بار در هفته به مدت شش تا هشت هفته) باعث بهبود معنا دار VO₂max/VO₂peak(در بازه 4 درصد تا 27 درصد) در جمعیت های متنوع شد. همچنین این شیوه در مقایسه با تمرینات تداومی با شدت متوسط، عملکرد بهتری در ارتقای آمادگی قلبی-تنفسی داشت.
نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهد که اجرای اسنک های فعالیت ورزشی با شدت بالا، در قالب چند وهله کوتاه و پراکنده در طول روز، رویکردی مؤثر، ساده و ادغام شدنی در زندگی روزمره برای بهبود آمادگی قلبی-تنفسی، به ویژه در افراد کم تحرک است؛ هرچند به انجام مطالعات گسترده تر و بلندمدت برای تأیید نتایج نیاز است.
بررسی ارتباط پلی مورفیسم rs12722 در ژن COL5A1 و مکمل یاری امگا -3 با انعطاف پذیری، قدرت و توان در مردان جوان فعال(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فیزیولوژی ورزشی بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۵
71 - 34
حوزههای تخصصی:
هدف: ارتباط پلی مورفیسم rs12722 با انعطاف پذیری، قدرت و توان نیاز به انجام مطالعات بیشتری دارد و اثر امگا-3 بر این عوامل بررسی نشده است؛ بنابراین هدف پژوهش حاضر، بررسی ارتباط پلی مورفیسم rs12722 در ژن COL5A1 با انعطاف پذیری، قدرت و توان همراه با مصرف یک دوره امگا-3 بود. روش پژوهش: تعداد 85 داوطلب مرد فعال (سن: سال 3/4±4/26، قد: سانتی متر 8/7±7/172، وزن: کیلوگرم 6/9±5/82، درصد چربی: 1/7±3/19) در یک طرح تصادفی، دوسوکور به دو گروه مکمل (43 نفر) و دارونما (42 نفر) تقسیم شدند. شرکت کنندگان طی هشت هفته انجام تمرین مقاومتی روتین خود با شدت 70 درصد یک تکرار بیشینه تواتر سه جلسه در هفته، روزانه سه کپسول پوشیده شده با ژلاتین (1 کپسول در صبح، 1 عدد در ناهار و 1 عدد در شب) حاوی سه گرم n-3 PUFA (2145 میلی گرم EPA و 858 میلی گرم DHA) یا دارونما مصرف کردند. DNA مستخرج از نمونه های خونی، برای پلی مورفیسم rs12722 آزمایش شد. انعطاف پذیری، قدرت و توان عضلانی پایین تنه 48 ساعت قبل و بعد از هشت هفته ارزیابی شد.یافته ها: در شرایط پیش آزمون، پلی مورفیسم rs12722 ارتباط معناداری با انعطاف پذیری داشت (0.39=η2، 0.02=p، 7.56=F) و افراد دارای آلل CC انعطاف پذیری بیشتری نسبت به آلل TT و CT داشتند، اما این ارتباط با قدرت (0.09=η2، 0.22=p، 13/2=F) و توان (0.11=η2، 0.26=p، 0.85=F) مشاهده نشد. همچنین یک دوره مکمل یاری امگا-3 تغییرات معناداری را در انعطاف پذیری، قدرت و توان آلل های مختلف پلی مورفیسم rs12722 ایجاد نکرد (0.05p>). نتیجه گیری: در پلی مورفیسم COL5A1 rs12722، افراد دارای آلل CC انعطاف پذیری بیشتری نسبت به الل TT و CT دارند، اما مطالعه حاضر این دیدگاه را تأیید نمی کند که پلی مورفیسم COL5A1 rs12722 با قدرت و توان ارتباط دارد، یا اینکه پلی مورفیسم rs12722 یک عامل اثرگذار بر مکمل یاری امگا-3 بر انعطاف پذیری، قدرت و توان جمعیت آزمایش شده این مطالعه باشد.
تأثیر هشت هفته تمرین ورزشی ایروبیک بر مقاومت به انسولین، نیمرخ لیپیدی و انکوستاتین M در زنان دارای اضافه وزن و چاق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فیزیولوژی ورزشی تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۶
69 - 50
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف قرار دادن تغییر بافت چربی سفید (WAT)استراتژی مؤثری برای مبارزه با چاقی است. با توجه به نقش انکوستاتین M به عنوان یک سایتوکاین پیش التهابی مرتبط با چاقی و اثرات منفی آن بر فرایندهای متابولیک ازجمله قهوه ای شدن WAT، در این مطالعه به تعیین تأثیر هشت هفته تمرین ایروبیک بر نیمرخ لیپیدی، مقاومت به انسولین و سطوح سرمی OSM در زنان اضافه وزن و چاق پرداخته شد.
مواد و روش ها: روش پژوهش، نیمه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون بود که در آن 25 زن اضافه وزن و چاق به طور تصادفی به دو گروه کنترل (تعداد=13) و ایروبیک (تعداد=12) تقسیم شدند. دوره آماده سازی (دو هفته) و تمرین ایروبیک (هشت هفته) انجام شد. نمونه خون در دو مرحله قبل و 48 ساعت بعد از آخرین جلسه تمرین گرفته شد. داده ها با استفاده از آزمون های t مستقل و t وابسته در س طح معن ا داری 0.05 تجزیه و تحلیل شدند.
یافته ها: نتایج نشان داد، تمرین ایروبیک به کاهش معنا دار مقادیر سرمی OSM (0.001>P)، وزن (0.001>P)، BMI (001/0>P)، درصد چربی بدن (0.001>P)، تری گلیسرید (0.007=P)، کلسترول تام (0.001>P)، LDL (0.001=P)، مقاومت به انسولین (0.001>P) و افزایش معنادار HDL (0.001=P) منجر شد.
نتیجه گیری: براساس یافته ها، هم زمان با کاهش سطح سرمی OSM، بهبودهایی در ترکیب بدن، نیمرخ لیپیدی و مقاومت به انسولین در زنان اضافه وزن و چاق مشاهده شد. این هم زمانی می تواند نقش احتمالی OSM را در فرایندهای متابولیک مرتبط با چاقی برجسته کند؛ هرچند برای اثبات رابطه علیتی، به انجام مطالعات مداخله ای و مولکولی بیشتری نیاز است
تأثیر تمرینات هوازی بر نشانگرهای التهابی و عملکرد شناختی در بیماران دیابتی نوع2
حوزههای تخصصی:
هدف: مطالعه حاضر با هدف بررسی تأثیر ۱۶ هفته تمرین هوازی بر نشانگرهای التهابی و عملکرد شناختی در بیماران مبتلا به دیابت نوع ۲ انجام شد. روش پژوهش: این پژوهش به صورت یک کارآزمایی بالینی تصادفی سازی شده با گروه کنترل و طرح پیش آزمون-پس آزمون بر روی ۴۰ بیمار دیابتی نوع ۲ انجام گرفت. شرکت کنندگان به صورت تصادفی به دو گروه تجربی (تمرین هوازی) و کنترل تقسیم شدند. برنامه تمرینی شامل سه جلسه تمرین هوازی در هفته با شدت ۵۰-۷۰% ضربان قلب ذخیره بود که به مدت ۱۶ هفته اجرا شد. نشانگرهای التهابی (TNF-α، IL-6 و CRP) و عملکرد شناختی با استفاده از آزمون های استاندارد شده اندازه گیری شدند. یافته ها: نتایج مطالعه نشان داد که تمرینات هوازی منجر به کاهش معنی دار سطوح سرمی TNF-α (از ۳٫۸ به ۲٫۵ پیکوگرم در میلی لیتر)، IL-6 (از ۵٫۲ به ۳٫۴ پیکوگرم در میلی لیتر) و CRP (از ۴٫۵ به ۲٫۸ میلی گرم در لیتر) شد. همچنین بهبود قابل توجهی در عملکرد شناختی شامل حافظه کاری (افزایش ۱۲٫۴% در دقت آزمون n-back)، توجه انتخابی (کاهش ۱۷۷ میلی ثانیه در زمان واکنش آزمون استروپ) و عملکردهای اجرایی (کاهش ۳٫۳ حرکت در آزمون برج لندن) مشاهده شد. تحلیل داده ها نشان داد که کاهش سطوح IL-6 با ۳۸% از واریانس بهبود حافظه کاری مرتبط است.نتیجه گیری: این یافته ها نشان می دهد که تمرینات هوازی منظم می تواند به عنوان یک راهکار غیردارویی مؤثر برای کاهش التهاب سیستمیک و بهبود عملکرد شناختی در بیماران دیابتی نوع ۲ مورد استفاده قرار گیرد. مکانیسم های احتمالی این تأثیرات شامل کاهش التهاب، بهبود کنترل گلیسمی و تغییرات نوروپلاستیک در مغز می باشد.
تاثیر مصرف مکمل سیر- لیمو و تمرین هوازی بر نیمرخ لیپیدی مردان داری اضافه وزن
حوزههای تخصصی:
هدف ازاین پژوهش تاثیر 6 هفته مصرف مکمل سیر- لیمو و تمرین هوازی بر سطح پلاسمایی کلسترول، LDL و HDL مردان داری اضافه وزن مورد بررسی قرار گیرد. مواد و روش ها: 33 مرد دارای اضافه وزن غیر ورزشکار دانشگاه قم میانگین سنی 3/5±5/27 سال و شاخص توده بدن 88/4±63/30 کیلوگرم بر متر مربع ، بصورت تصادفی ساده در چهارگروه تمرین (8 نفر)، مکمل(8 نفر)، تمرین+ مکمل (7 نفر)و کنترل (10 نفر) قرارگرفتند. گروه تمرین 6 هفته تمرین هوازی با شدت 60 – 75 درصد ضربان قلب بیشینه را سه جلسه در هفته انجام دادند، گروه مکمل 6 هفته مکمل سیر – لیمو روزانه به میزان 30 سی سی بعد از نهار دریافت کردند و گروه تمرین+ مکمل طی 6 هفته هم مکمل استفاده کردند و هم تمرین هوازی انجام دادند ، نمونه گیری خونی برای اندازه گیری متغییر های پژوهش در دو مرحله قبل و 48 ساعت پس از آخرین جلسه تمرین در شرایط ناشتا به عمل آمد. جهت تجزیه و تحلیل داده های تحقیق از روش اماری تحلیل واریانس یک سویه و آزمون T وابسته با سطح اطمینان (α <0/05) استفاده شد. نتایج: کاهش درصدی این شاخص ها بودیم به نحوی که میزان کلسترول تام در گروه تمرین به مقدار 6/6 درصد، در گروه مکمل به مقدار 4/8 و در گروه تمرین+ مکمل 6/ 8 درصد کاهش یافت. نتیجه گیری: در این تحقیق اجرای پروتکل مکمل سیر-لیمو و تمرین هوازی می تواند در تغییر این شاخص ها احتمال خطر بیماری قلبی – عروقی را کاهش دهد.
مروری نظام مند بر تأثیر انواع تمرینات ورزشی بر شاخص های متابولیک در بیماران مبتلا به دیابت نوع ۲
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: تمرینات ورزشی مختلف می تواند اثرات متفاوتی در کنترل و درمان بیماری دیابت داشته باشد بر این اساس هدف از مطالعه مروری حاضر تحلیل مطالعات اخیر در ارتباط با اثر فعالیت های ورزشی مختلف بر شاخص های مرتبط با دیابت نوع 2 است. مواد وروش ها: جهت انجام این مطالعه، جستجو در بانک های اطلاعاتی فارسی و لاتین PubMed، ScienceDirect ،Google scholar، Magiran و SID با کلید واژه های exercise training، resistance training،High- intensity interval training،diabetes، Insulin sensitivity و HbA1c، تمرین مقاومتی، تمرین تناوبی شدید، تمرین هوازی،تمرین ترکیبی، دیابت نوع 2 و حساسیت به انسولین در بازه زمانی 2010 تا 2022 انجام شد. نتایج : در مجموع 140 مقاله مورد بررسی اولیه قرارگرفت و نهایتا 35 مقاله حائز شرایط لازم انتخاب شده و مورد بررسی قرار گرفتند. تمرینات هوازی و بخصوص تمرینات با شدت بالا (HIIT) می تواند اثرات سریع تری در روند کنترل و کاهش قند خون بیماران داشته باشند، با این حال اثرات مثبت تمرینات مقاومتی برای بازده زمانی طولانی تری باقی می ماند. نتیجه گیری: اثرات سودمند انواع تمرینات ورزشی در کنترل شاخص های گلسیمیک بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 به اثبات رسیده است با این حال مطالعه حاضر نشان داد اثرات مفید تمرینات مقاومتی در مقایسه با تمرینات استقامتی می تواند برای زمان طولانی تری ماندگار باشد، لذا پیشنهاد می گردد متخصصین حوزه پزشکی و ورزشی در هنگام ارائه برنامه های تمرینی به بیماران به اهمیت نوع و شکل تمرینات ورزشی اهتمام لازم را داشته باشند
ارتباط بین فعالیت بدنی و دانش تغذیه ای با نمایه توده بدنی و تبحر حرکتی دختران 10 تا 14 سال مدارس شهر خانقین عراق در دوران کرونا
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: هدف از این تحقیق بررسی ارتباط بین فعالیت بدنی و دانش تغذیه ای با نمایه توده بدنی و تبحر حرکتی دختران 10 تا 14 سال مدارس شهر خانقین در دوران کرونا بود. روش شناسی: این پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی و به لحاظ هدف کاربردی می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی دختران 10 تا 14 سال مدارس شهر خانقین می باشد، که با توجه به نمونه گیری انجام شده به روش خوشه ای با استفاده از جدول مورگان تعداد 350 نفر برای پاسخ به سوالات پرسشنامه انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه های استاندارد دانش تغذیه ای پارامنتر و واردل، پرسشنامه بین المللی فعالیت بدنی کودکان و نوجوانان (IPAQ) و فرم کوتاه آزمون تبحر حرکتی ﺑﺮوﯾﯿﻨﯿﻨﮑﺲ- ازرﺗﺴﮑﯽ (BOT-2) استفاده گردید. به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات جمع آوری شده از تکنیک آماری همبستگی پیرسون استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد فعالیت بدنی با شاخص توده بدنی و تبحر حرکتی دختران 10 تا 14 ساله مدارس شهر خانقین عراق در دوران کرونا رابطه معنادار وجود دارد ( 05/0P<). نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده میتوان نتیجه گرفت که فعالیت بدنی در دوران کرونا باعث بهبود نمایه توده بدنی و تبحر حرکتی در دختران می شود.
تأثیر فعالیت ورزشی بر سطوح آمیلوئید بتای کبدی و سطوح سرمی LRP1 در مدل های حیوانی آلزایمر: نقش فعالیت شناختی حرکتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فیزیولوژی ورزشی تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۶
86 - 70
حوزههای تخصصی:
هدف: تجمع آمیلوئید بتا (Aβ) و اختلال در پاک سازی آن از مغز از ویژگی های بارز بیماری آلزایمر است. این مطالعه با هدف بررسی تأثیر تمرینات فعالیت شناختی حرکتی بر سطوح Aβ کبدی و سطوح سرمی LRP1 در مدل های حیوانی آلزایمر انجام شد.
مواد و روش ها: در این مطالعه تجربی، 40 موش صحرایی نر ویستار به صورت تصادفی به چهار گروه شامل کنترل-سالم (Control)، کنترل-آلزایمر (ALZ)، تمرین پیچیده-سالم (Wheel-C)، تمرین پیچیده-آلزایمر (Wheel-ALZ) تقسیم شدند و مدل آلزایمر از طریق تزریق استرپتوزوتوسین به بطن مغز القا شد. گروه های تمرینی به چرخ های دوار الگوی پیچیده حرکتی دسترسی داشتند. پس از پایان دوره، سطوح آمیلوئید بتا کبدی و sLRP سرمی با روش الایزا سنجش شد.
یافته ها: نتایج نشان داد تزریق STZ به طور مؤثر باعث القای علائم شبه آلزایمر شد. سطوح آمیلوئید بتا در گروه تمرین پیچیده به طور معناداری کمتر و سطوح sLRP بیشتر از سایر گروه ها بود (0.001=P). همچنین تمرین پیچیده در گروه آلزایمری باعث کاهش آمیلوئید بتا نسبت به گروه بدون تمرین شد (0.001=P). تفاوت معنی دار وزن بین گروه ها نیز مشاهده شد (0.001=P). نتایج این مطالعه نشان داد که تمرین پیچیده با تحریک هم زمان فرآیندهای شناختی و حرکتی، موجب کاهش معنی دار سطوح آمیلوئید β در مغز و کبد و افزایش سطح سرمی sLRP در مدل های حیوانی آلزایمر شد.
نتیجه گیری: این تغییرات احتمالاً از طریق فعال سازی مسیرهای نوروتروفیک، بهبود عملکرد میتوکندری، و تقویت مکانیسم های پاک سازی محیطی و مرکزی Aβ به ویژه از طریق LRP1 حاصل شده اند. این یافته ها نقش کلیدی تعامل کبد و مغز در پاتوژنز آلزایمر را برجسته کرده و بر پتانسیل درمانی ورزش پیچیده در تعدیل روند بیماری تأکید می کنند.
پیش آماده سازی ایسکمی دور اثر تمرین هوازی بر استرس شبکه آندوپلاسمی قلب را در موش های صحرایی مدل سکته قلبی تقویت می کند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فیزیولوژی ورزشی تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۶
49 - 34
حوزههای تخصصی:
هدف: استرس شبکه آندوپلاسمی قلب از طریق پروتئین های نادرست تاشده نقش مهمی در بیماری های قلبی عروقی بازی می کند. تمرین ورزشی ممکن است استراتژی مناسبی در تثبیت هموستاز شبکه آندوپلاسمی باشد. از طرفی، پیش آماده سازی ایسکمی اثر محافظتی در مقابل آسیب قلب دارد؛ با این حال، اثر آن به همراه تمرین مشخص نیست. هدف مطالعه حاضر، بررسی اثر تمرین هوازی و پیش آماده سازی ایسکمی بر بیان ژن های PERK و ATF6 قلب موش های صحرایی مدل سکته قلبی بود.
مواد و روش ها: در این مطالعه تجربی، 35 موش صحرایی ویستار به صورت تصادفی به هفت گروه سالم، سکته، سکته ایسکمی یک پا، سکته ایسکمی دو پا، سکته تمرین هوازی، سکته تمرین+ایسکمی یک پا، سکته تمرین+ایسکمی دو پا تقسیم شدند. سکته قلبی با تزریق ایزوپروترنول (mg/kg.day 100) در دو دوز القا شد. پیش آماده سازی ایسکمی شامل سه دور پنج دقیقه ای ایسکمی و پنج دقیقه جریان مجدد متعاقب بود. تمرین هوازی به مدت هشت هفته و پنج روز در هفته انجام شد که شامل دویدن روی نوار گردان با سرعت 10 متر در دقیقه و مدت 15 دقیقه در هفته های اول و دوم بود که در هفته های هفتم و هشتم به سرعت 25 متر در دقیقه و مدت 30 دقیقه رسید. بیان ژن های PERK و ATF6 قلب با روش real-time PCR اندازه گیری شد. از روش آماری واریانس یک طرفه و آزمون تعقیبی توکی در سطح معنا داری 05/0 استفاده شد.
یافته ها: نتایج نشان داد، بیان ژن های PERK و ATF6 افزایش معنا داری در گروه سکته نسبت به گروه سالم داشت. PERK و ATF6 کاهش معنا داری در ایسکمی یک پا (0.0001 P=،0.032 P=)، ایسکمی دو پا (0/003P=،0.004P=)، تمرین (0.0001P=،0.0001P=)، تمرین+ایسکمی یک پا (0.0001P=،0.0001P=) و تمرین+ایسکمی دو پا (0.0001P=،0.0001P=) در مقایسه با گروه سکته داشت. نتیجه گیری: تمرین هوازی، پیش آماده سازی ایسکمی در یک پا و دو پا منجر به بهبود استرس شبکه آندوپلاسمی قلب موش های صحرایی مدل سکته قلبی می شود؛ با این حال، تمرین هوازی به همراه پیش آماده سازی ایسکمی اثر بیشتری بر بهبود استرس شبکه آندوپلاسمی بافت قلب دارد
تعیین سهم نسبی فاکتورهای آمادگی جسمانی در موفقیت کاتاروهای سبک شوتوکان
حوزههای تخصصی:
هدف: شناسایی عوامل موثر در عملکرد ورزشکاران کاراته کار، جهت طراحی بهتر برنامه هاى تمرینى، یکی از مهم ترین اهداف مربیان است. در این راستا، هدف مطالعه حاضر تعیین سهم نسبی فاکتورهای آمادگی جسمانی در موفقیت کاتاروهای سبک شوتوکان شهر کرمان بود. روش: 14 مرد جوان سبک شوتوکان که همگی دارای مدال ملی بودند، به صورت هدفمند انتخاب شده و براساس یک مسابقه رسمی (هدایت شده بوسیله محقق) و تعداد مدال های کسب شده در یک سال اخیر، به دو گروه موفق (5 = n) و ناموفق (9 = n) تقسیم شدند. هر آزمودنی به مدت سه جلسه در تحقیق حاضر شرکت کرد. جلسه اول شامل پر کردن پرسشنامه، سنجش ترکیب بدن، اندازه گیری قدرت پا و پنجه و استقامت عضلانی تنه بود. جلسه دوم شامل اندازه گیری تست های انعطاف، چابکی و توان بی هوازی و جلسه سوم شامل اندازه گیری تعادل، سرعت و توان هوازی بود. برای مقایسه فاکتورهای بین گروه های موفق و ناموفق، از آزمون تی استیودنت و جهت تعیین اینکه آیا عضویت گروهی براساس فاکتورهای جسمانی امکان پذیر هست یا نه، از آنالیز رگرسیون تشخیصی استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که فاکتور استقامت عضلانی (کمربندشانه ای) (5 0/0>P)، استقامت عضلانی (شکم) (5 0/0>P) و فاکتور تعادل پویا (5 0/0>P) بین کاتاروی موفق و ناموفق تفاوت معنی دار داشت. این فاکتورها روی هم رفته 39 درصد از تغییرات واریانس عملکرد گروهی را تعریف نموده و در 76 درصد موارد عضویت گروهی را درست پیش بینی می کرد. نتیجه گیری: به طور کلی نتایج تحقیق حاضر نشان داد که استقامت عضلانی بالاتنه و تعادل پویا، فاکتورهای جسمانی هستند که موفقیت در کاتاروهای سبک شوتوکان را تعریف می کند. لذا تاکید بر بهبود این فاکتورهای آمادگی جسمانی، به مربیان و ورزشکاران این سبک توصیه می شود.