آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۶۵

چکیده

هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی ارتباط ترکیب بدن با طرحواره ناسازگار اولیه در افراد فعال انجام شد.روش پژوهش: روش اجرای این پژوهش، از نوع توصیفی-همبستگی بود. همه ورزشکاران زن و مرد رشته های مختلف ورزشی با ترکیب بدنی متفاوت در استان گلستان جامعه آماری این پژوهش را تشکیل دادند که با استفاده از جدول مورگان 400 نفر (مرد: 270 نفر، زن: 103 نفر و تمایل به بیان جنسیت نداشتند: 27 نفر) به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه طرح واره یانگ فرم کوتاه (YSQ-S) (1998)، پرسشنامه خودکنترلی تانجی (2004) و شاخص توده بدنی استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های کلموگروف-اسمیرنوف و همبستگی پیرسون استفاده شد. نتایج: خودکنترلی و طرحواره غالب افراد فعال با ترکیب بدن مختلف نسبت به توزیع نرمال تفاوت معناداری وجود داشت (0.05>P). بین طرحواره ناسازگار اولیه با خودکنترلی و شاخص توده بدنی متفاوت (چاق، اضافه وزن، متناسب و لاغر) رابطه معناداری وجود داشت (0.01>P)؛ با این حال، رابطه بین طرحواره و خودکنترلی در افراد چاق و اضافه وزن مثبت بود، ولی در افراد متناسب و لاغر منفی به دست آمد (0.01>P). همچنین بین شاخص توده بدنی با طرحواره و خودکنترلی افراد چاق و لاغر رابطه مثبت وجود داشت؛ درحالی که بین شاخص توده بدنی با خودکنترلی افراد دارای اضافه وزن و نیز بین شاخص توده بدنی و طرحواره افراد متناسب رابطه منفی مشاهده شد (0.01>P). نتیجه گیری: تحلیل کلی این نتایج اهمیت مداخلات روان شناختی در مدیریت وزن را برجسته می کند. همچنین تشویق به رفتارهای سالم و ارتقای اعتمادبه نفس می تواند تأثیر مثبت بر وضعیت بدنی و روانی افراد داشته باشد؛ لذا محرک های روانی و اجتماعی مختلف می توانند بر خودکنترلی افراد تأثیر بگذارند. به طور خاص، تفاوت های جنسیتی و وضعیت ترکیب بدنی نقش مهمی در نحوه تعامل افراد با ورزش به عنوان یک فعالیت برای سلامتی دارند.

Investigating the Relationship Between Body Composition and Early Maladaptive Schemas in Physically Active Individuals

تبلیغات