فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰۱ تا ۱۲۰ مورد از کل ۸٬۰۳۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش، مطالعه تطبیقی کتابخانه عمومی جندی شاپور در مرکز تجاری ایران مال با کتابخانه های عمومی مستقر در مراکز تجاری وایت چاپل و ادمونتون گرین در بریتانیا از منظر خدمات، مزیت ها و ویژگی هاست. روش: این تحقیق از نوع کاربردی و با رویکرد تحلیل محتوا انجام شد. جامعه پژوهش شامل کتابخانه های یادشده بود. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته در کتابخانه جندی شاپور (ایران مال) و تحلیل محتوای گزارش های کتابخانه های وایت چاپل و ادمونتون گرین گردآوری شد. مقایسه در زمینه های خدمات، جامعه مراجعه کننده، مجموعه سازی، ارائه خدمات، ساختمان، تجهیزات و مدیریت کتابخانه ها صورت گرفت. تحلیل داده ها با رویکرد پدیدارشناسی توصیفی و در قالب کدگذاری، دسته بندی و تلفیق اطلاعات انجام شد. برای اطمینان از روایی و پایایی، از معیارهای چهارگانه گوبا و لینکلن (اعتبار، قابلیت اعتماد، تأییدپذیری و انتقال پذیری) استفاده گردید. همچنین پرسش های مصاحبه توسط متخصصان حوزه علم اطلاعات بررسی و تأیید شد. یافته ها: نتایج نشان داد حضور کتابخانه ها در مراکز تجاری مزایای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی برای کتابخانه و مرکز تجاری به همراه دارد. هر یک از کتابخانه های مورد مطالعه نیز در زمینه خدمات، مجموعه سازی، مراجعه کنندگان و تجهیزات دارای ویژگی های متمایزی هستند. نتیجه گیری: استقرار کتابخانه های عمومی در مراکز تجاری آثار و منافع مشترکی ایجاد می کند که مهم ترین آن افزایش پاخور مراکز تجاری است. همچنین این کتابخانه ها توانایی ارائه خدمات ویژه متناسب با اهداف سازمان مادر و ویژگی های خاص خود را دارا هستند.
پژوهشی پیرامون همگرایی دیپلماسی علمی و حکمرانی داده علم، فناوری و نوآوری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: دیپلماسی علم و فنّاوری به عنوان یک کاتالیزور در ارتقای جایگاه کشورها در بسیاری از قلمروها محسوب و به مثابه پلی میان همکاری های پژوهشی و فنّاوری لحاظ می شود. حکمرانی داده و اطلاعات، در فرآیندهای سیاست گذاری همچنین الزامات و دستاوردهای این تعاملات نقش داشته و علاوه بر ایجاد آگاهی می تواند موجب راهبری، کنترل و هماهنگی هرگونه اقدام از طرف کشورها، موسسات، متخصصان جهت کسب و تحقق منافع فردی یا مشترک گردد. مدیریت هوشمند عظیم داده ها و سیاست گذاری در این خصوص با واکاوی و بررسی تحلیلی انتشارات بین المللی قلمرو مذکور برای حاکمیت و دولت دارای اهمیت است. در عصر اطلاعات، دیپلماسی علمی و حکمرانی داده نه تنها می توانند به عنوان نیروی محرکه ای برای توسعه ی پایدار و همکاری های بین المللی عمل کنند، بلکه به عنوان بستری برای تبادل دانش و فناوری، زمینه ساز تحولات ژرف در ساختارهای اجتماعی و اقتصادی جهانی نیز هستند. پژوهش حاضر با هدف انجام پژوهشی پیرامون همگرایی دیپلماسی علمی و حکمرانی داده علم، فنّاوری و نوآوری با روش های متداول علم سنجی با روش براساس داده های بین المللی است. هدف این مقاله پژوهش علم سنجی پیرامون همگرایی دیپلماسی علمی و حکمرانی داده قلمرو علم، فنّاوری و نوآوری در سطح بین المللی با دیدگاهی اکتشافی است. روش : پژوهش کنونی، که جنبه ای کاربردی دارد، از طریق به کارگیری روش های علم سنجی (همچون هم استنادی، هم نویسندگی، نمودار راهبردی) و با دیدگاهی اکتشافی، که از تحلیل نمودار راهبردی نشات گرفته، به انجام رسیده است. این دیدگاه اکتشافی، به عنوان ابزاری برای شناسایی زمینه های تازه ای که می توانند در مرکز توجه پژوهش های آتی قرار گیرند، مورد استفاده قرار گرفته است. بنابراین، در این مطالعه، نمودار راهبردی به عنوان مسیری برای کشف و تسهیل درک روندهای جهانی مرتبط با موضوع مورد بررسی عمل کرده است. در این پژوهش تمامی انتشارات با موضوع حکمرانی داده و اطلاعات و دیپلماسی علمی (1996 تا 2023) از پایگاه «مجموعه هسته وب گاه علم» که قدیمی ترین و معتبرترین پایگاه استنادی جهان در سه دهه اخیر محسوب می شود، استخراج شد. با استفاده از راهبرد جستجو تعداد 1367 مدرک بازیابی شد. اطلاعات کتابشناختی رکوردها (نویسندگان و کشورها، عناوین مقالات، استنادات، انتشارات و موضوعات) در قالب بلوک های داده ای و در فرمت تکست استخراج و در نرم افزار مایکروسافت اکسل فراخوانی شد. داده های واکشی شده با استفاده از نرم افزار تخصصی علم سنجی Biblimetrix R، Microsoft Excel و Vosviewer مورد تحلیل و دیداری سازی قرار گرفته است. یافته ها: بر اساس تحلیل های انجام شده، انتشارات از روند رو به رشدی در بازه زمانی مورد بررسی برخوردار است. تعداد 1367 مقاله در این زمینه در پایگاه مجموعه هسته وب گاه علم نمایه شده است و تعداد 5166 نویسنده با یکدیگر همکاری داشته اند. همچنین تحلیل داده ها حاکی از آن است که کشورهای انگلستان، آمریکا، چین، کانادا و استرالیا بیشترین سهم تولید علم را در حوزه مذکور از آن خود کرده است. در این میان سهم ایران با 4 مدرک کمتر از یک درصد تولیدات علمی بین المللی بود. "JONES, KH" فعال ترین پژوهشگر در تولید علمی بوده و بیشترین همکاری بین نویسندگانی با پست های سازمانی مربوط به دانشگاه های آکسفورد، دانشگاه ادینبورگ انگلستان، دانشگاه سوانسی انگلستان انجام شده بود. بیشترین مشارکت در انتشار بروندادهای علمی بین انگلستان با دیگر کشورها شکل گرفته است و مراکز این کشور بیشترین منابع مالی را برای پژوهش های حوزه حکمرانی داده و اطلاعات و دیپلماسی علم، در اختیار پژوهشگران قرار داده اند. کلیدواژه های "data governance" (309 هم رخدادی)، "science diplomacy" (135 هم رخدادی) و "big data" (87 هم رخدادی) سه کلیدواژه ی پربسامد شناسایی شدند. پربسامدترین کلیدواژه مفهومی در بُعد I نمودار راهبردی قرار گرفته است که نشان از بلوغ مفاهیم این خوشه دارد. بررسی دقیق نمودارهای استراتژیک علم سنجی مشخص نمود که تکرار بالای کلیدواژه های مفهومی در یک خوشه خاص، مؤید استحکام و پذیرش گسترده ی آن مفاهیم در اندیشه های علمی است. نتیجه گیری: در این پژوهش چشم اندازی متفاوت به دو موضوع همگرایی دیپلماسی علمی و حکمرانی داده نتایجی در برداشت که به سیاست گذاران جهت مشارکت ، تعامل و نقش آفرینی در امور پژوهشی کمک شایانی می نماید. زیرا نتایج به برنامه ریزان کمک می کند تا با برنامه ریزی براساس یافته های ارائه شده در این پژوهش به ارتقای جایگاه دیپلماسی علمی و فنّاوری درخور با تکیه بر مستندات و یافته های قابل استناد نائل شوند. گسترش همکاری و تعامل فعال، سازنده و الهام بخش در حوزه علم و فنّاوری با سایر کشورها و مراکز علمی و معتبر در سایه نتایج مربوط به دیپلماسی که در این پژ.هش بدان پردخته شد، تسهیل گر و بهبود دهنده است. مدل ها و نقشه های علمی این پژوهش نمایانگر رشد روزافزون فعالیت های علمی و سازماندهی ساختار فکری و علمی تشکیل دهنده قلمرو موضوعی مورد بررسی بود. با استفاده از ابزارهای علم سنجی، ساختار فکری حاکم بر قلمرو موضوعی دیپلماسی علمی و حکمرانی داده در قالب خوشه های موضوعی و مفهومی مشخص شد و میزان بلوغ و انسجام هر یک از خوشه ها در نمودار راهبردی، نشانگر روندهای جهانی جاری مطالعات قلمرو مذکور است. ضمن این که به کشف روابط مفهومی پیچیده حاکم بر پژوهش های معتبر بین المللی قلمرو مذکور پرداخته شد، زوایای مختلف را روشن ساخته، شکاف های موجود در پژوهش ها را برجسته نموده است. نتایج تحلیل، راهگشای برنامه ریزان و سیاست گذاران در سازمان ها و مراکز فعال برنامه های راهبردی علم، فنّاوری و نوآوری، خواهد بود.
تدوین جامع چارچوب ابعاد و مؤلفه های فین تک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: فین تک به عنوان یک صنعت نوظهور با ماهیت نوآورانه و چابک، چالش هایی را برای حکمرانان و مراجع ذی صلاحِ قانونی برای اجرای حکمرانی فین تک به وجود آورده است. بنابراین، تعیین جامع و دقیق ابعاد فین تک یک نیاز اساسی برای حکمرانیِ کارآمد و مؤثر فین تک است. به دلیل وجود خلأ پژوهشی پیرامون ابعاد جامع و چند سطحی برای فین تک، پژوهش حاضر با هدف بررسی مطالعات موجود در مورد ابعاد فین تک و معرفی یک چارچوب جامع از ابعاد و مؤلفه های فین تک به انجام رسید. روش: در این پژوهش از روش آمیخته متشکل از روش های کمّی و کیفی استفاده شد. در بخش کیفی، پژوهش های موجود در پایگاه های اطلاعاتی معتبر مانند Google Scholar، Science Direct، Research Gate و برخی دیگر، با بررسی نظام مند ادبیات و تحلیل محتوا بر اساس کلیدواژه های فین تک، فناوری مالی، حکمرانی فین تک، ابعاد فین تک و مؤلفه های فین تک انتخاب شدند تا کار جمع آوری اطلاعات در مورد ابعاد فین تک به همراه مسائل حیاتی که می توانند ابعاد جدیدی را شکل دهند، انجام گیرد. بنابراین، ابعاد اولیه فین تک و مؤلفه های متناظر آن استخراج و طبقه بندی شد. سپس چارچوبی برای ابعاد و مؤلفه های فین تک ارائه شد. سعی بر آن بوده که ابعاد و مؤلفه ها با بیشترین افراز طبقه بندی شوند و هم پوشانی احتمالی به حداقل رسیده یا کاملاً اجتناب شود. در بخش کمّی، چارچوب، ابعاد و مؤلفه ها به ترتیب با استفاده از دلفی فازی و تحلیل عاملی تأییدی اعتبارسنجی شدند. در این راستا، برای فازی دلفی، نظرات 15 نفر از کارشناسان از طریق پرسش نامه استاندارد جمع آوری شد و از Excel برای محاسبات استاندارد بعدی استفاده گردید. همچنین برای تحلیل عاملی تأییدی، نظرات 220 خبره با استفاده از پرسش نامه استاندارد جمع آوری شد و محاسبات بعدی در SPSS انجام گردید. خبرگان با نمونه گیری تصادفی از بین جامعه خبرگان رشته های مدیریت صنعتی، مدیریت فناوری اطلاعات، مدیریت راهبردی، مدیریت مالی، حسابداری، مدیریت دولتی، مهندسی کامپیوتر، مهندسی برق، مهندسی صنایع دارای مدرک کارشناسی ارشد یا بالاتر و حداقل 5 سال سابقه کار در منصب مدیریت یا معاونت مربوط به صنعت فین تک انتخاب شدند. یافته ها: بر اساس پیشینه پژوهش، سه بُعد پیشنهادی شامل کسب وکاری، فنی، تنظیم و نظارت است که هر کدام دارای مؤلفه های متناظر خود هستند. بُعد کسب وکاری به شرکت ها و مدل های کسب وکاری، بُعد فنی شامل فناوری، تجهیزات/ابزار، محصولات/خدمات و بُعد تنظیم و نظارت به بحث قواعد اسلامی، تنظیم گری و نظارت اشاره دارد. در نهایت، هر سه بُعد و هشت مؤلفه توسط خبرگان اعتبارسنجی و چارچوب پیشنهادی مورد تایید قرار گرفت. نتیجه گیری: تعیین ابعاد و مؤلفه های فین تک با هدف دست یابی به حکمرانیِ مناسب فین تک امری ضروری است. چارچوب اعتبارسنجی شده متشکل از سه بُعد و هشت مؤلفه برای فین تک در این زمینه کمک کننده است. این موضوع را می توان از جنبه های مختلف مورد بحث قرار داد. اول، ادبیات مربوط به ابعاد و مؤلفه های فین تک متنوع بود، اما به قدر کفایت غنی و دارای طبقه بندی جامع نیستند. این به این دلیل است که هر پژوهش، این موضوع را از زاویه نگاهِ خود بررسی می کند و طبقه بندی های تکراری برای ابعاد فین تک ارائه شده است. دوم، در طول سال های اولیه ظهور فین تک، مسائل فنی آن به دلیل نوآوری های مبتنی بر فناوری مانند پیشرفت در ذخیره سازی داده ها و زیرساخت ها، بیشتر مطرح بودند، و از این رو، آنها حجم زیادی از اطلاعات را در مورد ابعاد و مؤلفه های فین تک تشکیل می دهند. با معرفی چارچوب های حکمرانی مدرن مانند حکمرانی تنظیم گری، روند معرفی ابعاد فین تک به سمت مسائل تنظیم گری حرکت کرد و این امر توجه گسترده ای را به تنظیم گری فین تک به عنوان یک الزام ضروری، جلب کرد. بحث پیرامون تنظیم گری فین تک در حال حاضر تعداد زیادی از پژوهش ها را تشکیل می دهد و این امر ما را مجاب به اختصاص یک بُعد مجزا علاوه بر سایر ابعاد رایج مانند کسب وکاری و فنی، تحت عنوان تنظیم به ابعاد فین تک نمود. سوم، نوآورانه بودن و جدید بودن چارچوب پیشنهادی تایید شده است. خبرگان تأیید کردند که طبقه بندی ابعاد و انتساب آنها به مؤلفه های مناسب مربوطه، پژوهش های قبلی را با یکدیگر تلفیق کرده و طبقه بندی جدیدی را برای ابعاد فین تک ارائه نموده است. چهارم، درنظر گرفتن قواعد اسلامی به طور جداگانه حاکی از اهمیت رویکرد اسلامی به تنظیم و نظارت حکمران بود و چارچوب را برای کشورهای اسلامی نیز بومی کرده است. پنجم، این چارچوب به حکمرانان و مراجع ذی صلاح قانونی کمک می کند تا فین تک را با رویکردی کل نگر و جامع درک و بررسی کنند و همچنین فین تک را برای خودِ صنعت شفاف می کند. با تعهد به این چارچوب از سوی مراجع ذی صلاح قانونی و صنعت فین تک، آنها حقوق و مسئولیت متقابل خود را نسبت به یکدیگر کاملاً شفاف خواهند داشت. این ابعاد و مؤلفه ها در سطح بین المللی با صنعت فین تک سازگار است و در عین حال، گنجاندن قوانین و مقررات اسلامی، الزامات کشورهای اسلامی از جمله ایران را برای تنظیم و نظارت بر فین تک در نظر می گیرد.
تدوین هستی شناسی مشاغل علم اطلاعات و دانش شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، تدوین هستی شناسی مشاغل حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی است. این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ روش، از نوع پژوهش های توصیفی است. جامعه پژوهش شامل کلیه مشاغل حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی بود. در این پژوهش برای استخراج و شناسایی لیست مشاغل رشته علم اطلاعات و دانش شناسی ایران، آیین نامه های سازمان استخدامی کشور، کتاب بانک مشاغل ایران، و لیست مشاغل رشته علم اطلاعات و دانش شناسی در کشورهای پیشرفته مورد بررسی قرار گرفت و تعدادی از مشاغل استخراج شد. سپس، بر اساس تحلیلی که بر روی سرفصل دروس رشته علم اطلاعات و دانش شناسی انجام گرفت و مهارت هایی که توسط دانشجویان کسب می شود، تعدادی شغل برای دانش آموختگان رشته علم اطلاعات و دانش شناسی ارائه شد و سرانجام، در لیست مشاغل تهیه شده وارد شد. در پژوهش حاضر برای ایجاد مدل مفهومی حوزه مشاغل علم اطلاعات و دانش شناسی از رویکرد تحلیل حوزه استفاده شد و روایی صوری و محتوایی مدلِ ارائه شده توسط 8 نفر از متخصصان حوزه مطالعات صنفی کشور تأیید شد. سرانجام، هستی شناسی مشاغل حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی با استفاده از نسخه 5 نرم افزار «پروتژه» طراحی شد. در پژوهش حاضر، با بهره گیری از روش هفت-مرحله ای ساخت هستی شناسی «سندلوسکی» که شامل تعیین دامنه و پوشش هستی شناسی، تعیین سلسله مراتب هستی شناسی، تعیین جفت های مفهومی، تعیین رده ها، توصیف ویژگی ها، تعریف چهریزه ها و ایجاد نمونه است، به تدوین هستی شناسی مشاغل حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی ایران پرداخته شده است. در این پژوهش انواع مشاغل و مهارت های مورد نیاز هر شغل شناسایی شده و هستی شناسیِ طراحی شده که دارای 4 کلاس اصلی و 90 زیرکلاس است، قرار گرفت. هستی شناسی ارائه شده می تواند به طرح طبقه بندی مشاغل و ایجاد پایگاه های دانش بنیان کمک شایانی کند و همچنین می تواند به نهادها و سازمان های مرتبط با اشتغال رشته علم اطلاعات و دانش شناسی از جمله انجمن کتابداری و اطلاع رسانی در تعریف ردیف های شغلی کمک کند. گروه های علمی و دانشجویان نیز می توانند از این هستی شناسی در آموزش و یادگیری مهارت های مورد نیاز برای اشتغال یاری گیرند.
طراحی مدل شبکه های اجتماعی دانش محور در کتابخانه های دانشگاه ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: شبکه های اجتماعی در کتابخانه ها به ویژه کتابخانه های دانشگاهی به عنوان نمونه ای جدید و قدرتمندی از ارتباطات میان استادان، کتابداران و کاربران به حساب می آید. این پژوهش درصدد برآمد تا مدل مطلوب شبکه های اجتماعی دانش محور را در کتابخانه های دانشگاهی ایران طراحی نماید.روش: روش تحقیق از نظر هدف، کاربردی است که با روش پیمایشی از نوع طرح های همبستگی و مدل تحلیل مسیر و الگوی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری در این پژوهش شامل تعداد ۶۵ نفر (اعم از مدیر و کتابدار) در کتابخانه دانشگاه های ایران در نظر گرفته شد. در این پژوهش جهت تجزیه وتحلیل داده ها از آمار های توصیفی و استنباطی استفاده گردید.یافته ها: یافته ها نشان داد که از میان مؤلفه های شبکه های اجتماعی دانش محور (بُعد ساختاری، فنی، محتوایی، آموزشی) و فرهنگ سازمانی به عنوان متغیر میانجی، با تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی تحلیل شدند. وقتی ابعاد ساختاری وارد مدل شد، مدل کلی 25 درصد شبکه اجتماعی دانش محور را تبیین کرد، با اضافه شدن ابعاد محتوایی، آموزش و فنی مدل نهایی به 35 درصد رسید.نتیجه : نتایج یافته ها حاکی از آن بود که باتوجه به معنادار بودن اکثر مؤلفه ها (اعم از ساختاری، محتوایی، فرهنگی و فنی) در این پژوهش لازم است در گسترش و پیاده سازی این شبکه در سازمان به این مؤلفه ها توجه ویژه ای شود و ضعف ابعاد دیگر را با برگزاری کارگاه های آموزشی و درس گروهی ها حل کند.اصالت: با توجه به تأکیدی که امروزه بر تحقق جوامع دانش بنیان صورت گرفته است و نظر به نقش محوری دانشگاه ها در این فرایند، به نظر می رسد طراحی مدل شبکه های اجتماعی دانش محور در کتابخانه های دانشگاهی، از اصالت و اهمیت برخوردار است.
همگرایی کتابخانه ها، موزه ها و آرشیوهای ایران: وضعیت موجود و چالش ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : همکاری، همگرایی و تلفیق بین سازمان ها، نهادها و ارگان هایی که اهداف و کارکردهای اجتماعی مشترکی دارند، می تواند در کنار کاهش هزینه ها و افزایش رضایت کاربران، مزایای دیگری نیز برای سازمان ها داشته باشد. کتابخانه ها، موزه ها و آرشیوها به عنوان سه نهاد حفاظت و اشاعه میراث فرهنگی و تاریخی از این قاعده مستثنی نیستند؛ از این رو، هدف پژوهش حاضر تحلیل وضعیت همکاری بین کتابخانه ها، آرشیوها و موزه ها در ایران است. روش : پژوهش حاضر به لحاظ هدف از نوع کاربردی است که با رویکرد کیفی و استفاده از روش داده بنیاد (گراندد تئوری) انجام شده است. ابزار پژوهش مصاحبه نیمه ساختار یافته بوده است. جامعه پژوهش را مدیران و صاحبنظران حوزه کتابداری، موزه داری و آرشیو تشکیل می دهند که از میان آن ها، 24 نفر به روش نمونه گیری گلوله برفی تا حد اشباع انتخاب شده است. تحلیل داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، انتخابی و محوری در قالب روش ساختاریافته داده بنیاد انجام شده است. یافته ها: در پژوهش حاضر 399 کد اولیه از تحلیل محتوای مصاحبه ها استخراج شد که در قالب 53 کد ثانویه و 5 مقوله اصلی شامل «وضعیت کنونی»، «زمینه های موجود برای همکاری»، «عوامل مؤثر بر همکاری»، «مزایای همکاری» و «چالش های همکاری» تلفیق شده و در 6 طبقه اصلی شامل شرایط علی، پدیده مرکزی، شرایط زمینه ای، شرایط مداخله گر، راهبردها و پیامدها بر اساس روش نظریه پردازی داده بنیاد دسته بندی شدند. الگوی نظری پژوهش نیز بر این اساس ترسیم شد. یافته های حاصل نشان دهنده همکاری های محدود، موردی و منقطع بین کتابخانه ها، موزه ها و آرشیوها بوده و این امر متأثر از زیرساخت های فناوری نامناسب، نبود استانداردهای توصیف منابع مشترک و جامع، نبود انجمن ها و نهاد های متولی همکاری مستقل، نبود خط مشی های مشخص و مدون، نبودن قوانین بالادستی پشتیبانی کننده از مسئله همکاری، نبود نیروی انسانی متخصص و کارآمد، عدم شفافیت در مباحث مالی و اختصاص بودجه است. از سوی دیگر، بر اساس نتایج به دست آمده مشخص شد پیاده سازی یک طرح همکاری جامع و پایدار موجب صرفه جویی در منابع مالی، کاهش هزینه های تأمین و سازماندهی منابع، افزایش کارآمدی خدمات و رضایت کاربر، کاهش استفاده از منابع اولیه، افزایش میزان دسترسی به منابع اطلاعاتی و تعمیق فعالیت های پژوهشی خواهد شد. سیاستگذاری های کلان، زیرساخت های فناوری ضعیف، ساختار و فرهنگ سازمانی، تأمین منابع مالی و تأمین نیروی انسانی از جمله چالش های موجود در زمینه همکاری بین کتابخانه ها، موزه ها و آرشیوها شناسایی شد. نتیجه گیری: با در نظر گرفتن یافته های پژوهش، می توان گفت همکاری و همگرایی کتابخانه ها، موزه ها و آرشیوها به عنوان سه نهاد حفظ میراث فرهنگی و تاریخی یک جامعه یک ضرورت بوده و نهادها از این مزایای سازمانی، مالی، نیروی انسانی و رقابتی بسیاری به دست خواهند آورد. در این راستا، لازم است زیرساخت های فناوری، اقتصادی و نیروی انسانی تأمین و استانداردها، آئین نامه ها و خط مشی ها، قوانین و سیاست های لازم طراحی و اجرایی شود.
تحلیل برون دادهای پژوهشی حوزه موضوعی روان شناسی و بررسی حضور آن ها در رسانه های اجتماعی علمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بازیابی دانش و نظام های معنایی سال ۱۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۲
61 - 90
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی وضعیت برون دادهای پژوهشی ده دانشگاه سطح اول ایران در حوزه موضوعی روان شناسی طی سال های 2010-2021 بود. روش این پژوهش از نوع کاربردی بود و با استفاده از شاخص های علم سنجی و آلتمتریکس انجام شد. جامعه پژوهش برون دادهای پژوهشی ده دانشگاه سطح اول ایران در حوزه موضوعی روان شناسی نمایه شده در پایگاه اسکوپوس انتخاب شد. استخراج داده ها از پایگاه اسکوپوس، آلتمتریک اکسپلورر و سای ول انجام گرفت. برای تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزارهای مایکروسافت اکسل (آمار توصیفی) و اس.پی.اس.اس. نسخه 22 (آزمون همبستگی) استفاده گردید. یافته ها نشان داد که دانشگاه تهران ازنظر کمیت و تعداد استنادات دریافتی وضعیت بهتری داشت ولی دانشگاه تربیت مدرس ازنظر کیفیت برون دادهای پژوهشی عملکرد بهتری داشت. یافته ها نشان داد، برون دادهای پژوهشی با همکاری های بین المللی بالا دارای استنادهای مطلوبی بودند. در ادامه ارتباط آماری معنی داری بین نمره آلتمتریک با تعداد استنادات دریافتی برون دادها در اسکوپوس به دست آمد. نتایج نشان داد که برون دادهای پژوهشی حوزه موضوعی روان شناسی حضور مطلوبی در رسانه های اجتماعی نداشتند، بنابراین لازم است سیاستی در دانشگاه ها اتخاذ شود که پژوهشگران با حضور فعال و اشتراک گذاری آثار خود در رسانه های اجتماعی، به رؤیت پذیری بیشتر و افزایش استناد برون دادهای خود کمک کنند.
ارائه مدل مفهومی تجربه کاربری در حوزه تعامل انسان-رایانه با استفاده از روش تحلیل مضمون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با افزایش میزان استفاده از اینترنت و همچنین گسترش وسیع تعامل انسان-رایانه در مصنوعات و اشیای مختلف، نقش مفهوم تجربه کاربری روز به روز در این حوزه برجسته تر می شود. تأثیر این عامل بر مقبولیت محصولات و همچنین خدمات دیجیتال و آنلاین شناخته شده و مورد تأیید متخصصان این حوزه است. با این حال، به رغم کوشش ها و پژوهش های صورت گرفته در خصوص تجربه کاربری، فقدان یک تبیین جامع و معتبر، به طوری که ماهیت تجربه کاربری را تعریف کرده و عناصر مؤثر بر آن را تعیین نماید، در ادبیات پژوهشی حوزه تعامل انسان-رایانه مشهود است.
پژوهش حاضر با هدف شناسایی مؤلفه های تجربه کاربری و ارائه تصویری شفاف از این مفهوم به روش تحلیل موضوعی انجام شد و بر این اساس به لحاظ هدف، یک پژوهش بنیادی است که با استفاده از یک روش تحلیلی بر روی اطلاعات کیفی اجرا شده است.
برای انجام این پژوهش از روش تحلیل موضوعی استفاده شد. این روش در شش فاز به تجزیه و تحلیل داده های پژوهش می پردازد. داده های پژوهش از منابع معتبر دانشگاهی و به روش کتابخانه ای گردآوری شد. تحلیل داده ها بر اساس فازهای تحلیل موضوعی انجام گردید و فرایند کدگذاری در دو مرحله انجام شد و سرانجام، تم های یافت شده پس از دسته بندی تعریف شدند.
یافته های این پژوهش به ترتیب، یک چارچوب مفهومی برای تجربه کاربری در حوزه تعامل انسان-رایانه و همچنین عناصر معرف و سازنده آن است. عناصر سازنده به همراه ویژگی های معرف آن، که خصوصیات ذاتی آن هستند، یک مفهوم چندوجهی می سازند که دارای سه سطح (زیبایی شناختی، عاطفی و معنایی) و سه نوع (ارگونومیک، تأثیری و شناختی) است.
کارکردهای هوش مصنوعی در کتابخانه های عمومی: مروری نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : این پژوهش به منظور شناسایی و معرفی کلیدی ترین کارکردهای هوش مصنوعی در کتابخانه های عمومی انجام شده است. روش : با استفاده از روش مرور نظام مند پس از کاوش پایگاه های اطلاعاتی ایرانی و خارجی، 42 اثر مرتبط با موضوع این پژوهش شناسایی شدند. این آثار مطالعه و کلیدی ترین کارکردهای هوش مصنوعی در کتابخانه های عمومی از تمام متن آنها استخراج شدند. تحلیل داده ها با استفاده از فن کدگذاری انجام شد؛ به این شکل کد به هر یک از کارکردها در متن آثار کدی اختصاص داده شد. یافته ها : کتابخانه های عمومی می توانند در شش حوزه مختلف از ظرفیت های هوش مصنوعی بهره ببرند: (1) مدیریت مجموعه، کمک به شناسایی نیازهای کاربران و بهینه سازی چرخه عمر منابع کمک؛ (2) سازماندهی اطلاعات، کمک به اختصاص اصطلاحات نمایه ای، تهیه خلاصه ها، و دیجیتال سازی آثار؛ (3) بازیابی اطلاعات، کمک به جستجوی چندرسانه ای، کاوش اطلاعات ناهمگون و چندزبانه؛ (4) خدمات کاربران، کمک به بهبود تجربه کاربری از طریق مشاوره اطلاعاتی، ربات های دستیار، و تحلیل احساسات؛ (5) فضا و تجهیزات کتابخانه، کمک به فراهم سازی فضایی دلنشین تر برای کاربران؛ و (6) مدیریت و نگهداری کمک به مدیر برای استفاده بهتر از منابع در دسترس. در مجموع، 66 کارکرد گوناگون برای هوش مصنوعی در کتابخانه های عمومی شناسایی شدند. نتیجه گیری: برای تداوم حیات کتابخانه های عمومی و همراهی با شهرهای هوشمند، این نهادها باید از هوش مصنوعی بهره برداری کنند تا کارایی و جذب کاربران افزایش یابد و خدمات شخصی سازی شوند. این امر با چالش هایی نظیر هزینه ها، حریم خصوصی و آمادگی کتابخانه ها مواجه است، اما تأثیرات مثبت آن بر کیفیت، عدالت، و نوآوری خدمات کتابخانه ها مشهود خواهد بود.
نقش تجارت الکترونیک بر تمایل به خرید و با نقش میانجی نرم افزارهای اجتماعی در خریداران اسنپ فود(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: امروزه تجارت الکترونیک، به سنگ بنای اقتصاد مدرن تبدیل شده است و شیوه فعالیت کسب و کارها و خرید مصرف کنندگان را متحول کرده است. در این راستا، استفاده از پلتفرم های خرید آنلاین نیز منجر به تحولات عمیق در صنایع مختلف شده است. یکی از زمینه های تجارت الکترونیک که بر این بستر رشد کرده است در قالب فروش آنلاین غذا بوده است. یکی از پلتفرم های بسیار فعال در این حوزه، اسنپ فود می باشد که با ارائه خدمات مختلف، امکان سفارش غذا به صورت آنلاین را تسهیل نموده است. لذا، هدف اصلی این تحقیق بررسی نقش تجارت الکترونیک بر تمایل به خرید و با نقش میانجی نرم افزارهای اجتماعی در خریداران اسنپ فود بوده است. روش: روش این تحقیق کاربردی، پیمایشی و توصیفی می باشد. در این تحقیق به منظور گردآوری داده ها از ابزار پرسشنامه استفاده شده است. روایی این پرسشنامه ها از طریق روایی سازه و پایایی با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ ارزیابی و تایید شده است. همچنین، از آزمون میانگین یک جامعه برای بررسی وضعیت شاخص های تحقیق استفاده گردید. در این تحقیق از نرم افزار SPSS22 و ایموس 26 استفاده شده است. روش های مورد استفاده برای تجزیه وتحلیل داده های آماری شامل آزمون t تک نمونه ای و آزمون کولموگروف – اسمیرنف می باشد. علاوه براین، به منظور بررسی برازش الگوی تحقیق از مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شده است. این بخش نشان داد که برازش کلیه شاخص های مورد بررسی در سطح مطلوبی می-باشد. یافته ها: برای شاخص های نرم افزارهای اجتماعی، تجارت الکترونیک و تمایل به خرید، مقدار آماره آزمون به ترتیب، برابر 25/0، 14/0 و 89/0 محاسبه شده است که کمتر از معیار 96/1 می باشد. بنابراین، می توان بیان نمود که وضعیت این شاخص-ها در سطح نرمال ارزیابی می شود. علاوه براین، ارزیابی وضعیت شاخص ها از نظر برازش مدل عاملی تاییدی نشان می دهد که آن ها در وضعیت مطلوبی قرار دارند. مقدار ضریب رابطه بین تجارت الکترونیک بر نرم افزارهای اجتماعی 58/0 محاسبه شده است. عدد معنی داری در این ارتباط مقدار 48/7 محاسبه شده است که بالاتر از معیار 96/1 می باشد. بنابراین، این رابطه تایید می شود. در رابطه با تاثیر نرم افزارهای اجتماعی بر تمایل به خرید مقدار ضریب این ارتباط در سطح 42/0 محاسبه شده است. مقدار ضریب معنی داری نیز در سطح 25/4 محاسبه شده است که نشان از معنی داری این رابطه می باشد. در نهایت، در رابطه بین تجارت الکترونیک و تمایل به خرید مقدار ضریب این ارتباط در سطح 32/0 قرار گرفته است. عدد معنی داری نیز در سطح 12/3 محاسبه شده است. این مقدار نیز نشان دهنده رابطه معنی دار بین این متغیرها می باشد. علاوه براین، بررسی وضعیت شاخص های تحقیق نیز نشان می دهد که کلیه شاخص های مورد بررسی از نظر پاسخگویان بالای متوسط ارزیابی می-شود. نتیجه گیری: بررسی روابط بین متغیرهای تحقیق نشان داد که تجارت الکترونیک بر تمایل به خرید تاثیر مستقیم دارد. همچنین، تجارت الکترونیک بر نرم افزارهای اجتماعی تاثیر مستقیم دارد. علاوه براین، نرم افزارهای اجتماعی نیز بر تمایل به خرید تاثیر مستقیم دارند. همچنین، نتایج این بررسی نشان داده است که نرم افزارهای اجتماعی نقش میانجی را در ارتباط بین تجارت الکترونیک و تمایل به خرید دارند. با توجه به تأیید رابطه بین نرم افزارهای اجتماعی و تجارت الکترونیک، یک پیشنهاد کاربردی می تواند ایجاد یک استراتژی بازاریابی مبتنی بر رسانه های اجتماعی برای ترویج و فروش محصولات یا خدمات باشد که چندین ایده برای پیاده سازی این استراتژی وجود دارد و از مهمترین آن ها می توان به تبلیغات هدفمند در شبکه های اجتماعی، بازاریابی محتوا، برنامه های تحریکی و تخفیفات، ارتباط مستقیم با مشتریان و مسابقات و رویدادهای آنلاین اشاره نمود. علاوه براین، با توجه به تحقیق که رابطه مثبت بین تجارت الکترونیک و تمایل به خرید وجود دارد، در این بخش می توان از استراتژی های بازاریابی دیجیتال و تبلیغات آنلاین استفاده نمود. همچنین، ارائه تجربه خرید آسان و امن و پیشنهاد تخفیف و پاداش نیز می تواند کارآمد باشد.
Advancing Sustainability in IT by Transitioning to Zero-Carbon Data Centers(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه پردازش و مدیریت اطلاعات دوره ۴۰ تابستان ۱۴۰۴ ویژه نامه انگلیسی ۴ (پیاپی ۱۲۵)
583 - 608
حوزههای تخصصی:
Cyber threats are changing constantly and these days more than 560,000 new malware varieties are launched daily, which means that rudimentary measures of protecting networks from attacks cannot be of much help in handling real time threats. Single-static security control and manual intervention are insufficient to address APTs, Zero Day, and high-volume DDoS attacks. This is where the application of AI in network security lays its foundation, where real time threat response programs become possible where they are trained to automatically identify, categorize, and mitigate highly complex attacks without requiring massive amount of time and effort. The changing role of AI in network security is examined in this work since it can contribute to the improvement of threat detection, decrease response time, and minimize reliance on human factors. This research reviews more than 150 AI-based security frameworks, and 25 case studies of different industries including finance, healthcare, telecommunications, to assess the efficiency of machine learning and deep learning algorithms for autonomous threat response. The insights show that in challenging contexts, AI-based solutions provide anomaly detection scores of up to 97%, which are far higher than those obtained by conventional systems with average scores of 80%. The response time increased up to 75% as the AI systems responded under 3 seconds during the large scale cyberattack simulation operations. Significant achievement of scalability was across networks with number of nodes more than ten thousand nodes at 90% reliability in different threat scenarios. These findings underscore the importance of AI as the cornerstone of today’s cybersecurity: delivering accurate and timely threat coverage and demonstrating high resilience to threat evolution. However, issues like, algorithm bias, ethical concerns, and resistance to adversarial perturbation calls the need for research to develop effective measures towards the longevity of banking security systems integrated with AI. This study emphasizes the importance of search for new strategies to strengthen current digital environments against the increasing number of threats.
بررسی رابطه بین هوش مصنوعی و عملکرد کارکنان: نقش میانجی تسهیم دانش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بازیابی دانش و نظام های معنایی سال ۱۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۳
123 - 150
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش بررسی رابطه بین هوش مصنوعی و عملکرد کتابداران پزشکی: نقش میانجی تسهیم دانش در بین مدیران، کارکنان اداری، رؤسای کتابخانه های علوم پزشکی تابعه وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی مستقر در شهر تهران است. روش پژوهش حاضر، توصیفی و از نوع پیمایشی بوده و براساس هدف، کاربردی است. جامعه آماری مدیران، کارکنان اداری، رؤسای کتابخانه های علوم پزشکی تابعه وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی مستقر در شهر تهران بوده و به دلیل محدود بودن حجم جامعه آماری، همه جامعه با استفاده از روش سرشماری لحاظ گردیده است که 176 نفر به کار گرفته شد. ابزار گردآوری اطلاعات این پژوهش برای جهت سنجش هوش مصنوعی از پرسش نامه چن و همکاران (۲۰22) که حاوی 22 گویه ای که طیف گسترده ای از ابعاد هوش مصنوعی را در بر بگیرند، استفاده شد. جهت سنجش عملکرد کارکنان از پرسش نامه استیفن (2005) که حاوی 12 گویه، همچنین جهت سنجش تسهیم دانش از پرسش نامه داماج و همکاران (2016) که حاوی 12 گویه، استفاده شد؛ که پایایی آن از طریق آزمون آلفای کرونباخ و روایی آن از طریق روایی همگرا و روایی واگرا مورد تأیید قرار گرفت. تحلیل داده ها با استفاده از شاخص های آمار توصیفی همچون توزیع فراوانی و آمار استنباطی و روش مد ل سازی معادلات ساختاری با Smart PLS انجام شد. یافته ها نشان داد، هوش مصنوعی بر عملکرد کارکنان تأثیر مثبت و معنی داری دارد و همچنین هوش مصنوعی بر تسهیم دانش تأثیر مثبت دارد. تسهیم دانش بر عملکرد کارکنان تأثیر مثبت و معنی داری دارد. نتایج نشان داد تسهیم دانش به عنوان یک میانجی کامل در رابطه بین هوش مصنوعی و عملکرد کارکنان عمل می کند.
AI-Driven Automation for Transforming the Future of Software Development(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه پردازش و مدیریت اطلاعات دوره ۴۰ تابستان ۱۴۰۴ ویژه نامه انگلیسی ۴ (پیاپی ۱۲۵)
87 - 118
حوزههای تخصصی:
Background : Artificial Intelligence (AI) has recently emerged as a transformative innovation within the software industry, disrupting conventional approaches to application development by automating tasks, refining code, and enhancing resource efficiency. Prior research indicates the effectiveness of AI-powered tools across various domains. However, contemporary studies lack a detailed analysis of the diverse sectors utilizing AI tools for software development. Objective : This article aims to identify the potential benefits and impacts of AI in software development, specifically regarding time-to-market, productivity, code quality, bug-fixing rates, resource flexibility, and developer satisfaction. The goal is to present fact-based information about AI’s impact on multiple industries and scopes of work. Methods : A mixed-methods research design was employed to analyze quantitative data from 40 projects across healthcare, financial services, retail, technology, and e-commerce industries. Data were collected using various project management tools, automated testing environments, and online questionnaires addressed to developers. The study incorporated a comparative evaluation of AI-based projects and traditional projects, with statistical analysis. Results : AI-driven software development projects demonstrated a mean reduction in time-to-market by 34.6%, an improvement in code quality by 70%, and a mean reduction in bug-fixing time by 57.7%. Productivity per sprint increased by over 70%, resource flexibility was higher (90.2% in AI projects vs. 67.8% in traditional projects), and developers reported higher satisfaction levels. These findings reinforce the concept that AI significantly enhances workflow and the achievement of optimal results. Conclusion : AI substantially improves both the speed and quality of software development. Further research should expand to explore the experiences of different sectors, the application of AI-driven tools, their differentiation, and usage, as well as the ethical considerations to promote sustainable and innovative software engineering solutions.
Next-Gen Machine Learning Models: Pushing the Boundaries of AI(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه پردازش و مدیریت اطلاعات دوره ۴۰ تابستان ۱۴۰۴ ویژه نامه انگلیسی ۴ (پیاپی ۱۲۵)
435 - 464
حوزههای تخصصی:
Background: Machine learning (ML) has developed significantly over the years, changing several industries through the use of automation and Big Data. By building better next-generation machine learning models, AI’s future has the potential of improving on existing problematic methods such as scalability, interpretability, and generalization. Objective: This article examines about how new generation of ML models are developed and used to explain about the capabilities of AI in different fields. In particular, it is focused on changes in structural models, certain methods of training them, and the application of brand-new technologies as quantum computing. Methods: A review of the state of the art and several case studies were carried out with regard to the latest work being done on different types of ML algorithms such as transformer models, reinforcement learning, and Neural Architecture Search. Moreover, the given models were tested in experiments concerning the applicability of these models in tasks including image recognition, natural language processing, and in autonomous systems. Results: The next-gen models, thereby outperformed the traditional models in terms of accuracy, computational speed, and flexibility. The identified benefits were decreased training time, better interpretability, and better performance with multi-modal and cross-domain tasks. Conclusion: These new generation of ML models are the game changers in AI development solving previous challenges while providing opportunities across numerous sectors. In this vein, further research in this field is needed to achieve AI’s solving of problems.
5G Deployment in Rural Areas: Advancing Connectivity and Bridging the Digital Divide(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه پردازش و مدیریت اطلاعات دوره ۴۰ تابستان ۱۴۰۴ ویژه نامه انگلیسی ۴ (پیاپی ۱۲۵)
1445 - 1467
حوزههای تخصصی:
Background: Digital literacy, education, and human right of internet are also hampered in rural areas keeping the rural people more backward in the technological advancement and not providing them better chance of socioeconomic development. The opportunity of implementing the new 5G technologies can give the new perspective in the elimination of such disparities manifested through the improvement of the connection, the decrease of latency, and the increase of data transfer rates. This research study established that the adoption of 5G for coverage in rural areas is challenged by technical, economic and policy factors. Objective: The article aims at analyzing the technical, economic, and social aspects of 5G technology in the rural context in order to identify such problem the development of appropriate solutions for infrastructure costs, spectrum availability, and consumers. In pursuing this goal, the research seeks to develop practical recommendations on enhancing deployment strategies to increase Internet access where it is scarce. Methods: The study therefore used an exploratory, theoretical-evaluative, and finally empirical approach that involved quantitative modeling, case studies, and key informant interviews. Latency, data throughput, and coverage stand as the most significant factors which were tested using network simulation. Level of cost was used to determine economic feasibility while data for qualitative analysis were obtained from a survey of policymakers and telecom operators, and focus group discussion with rural community leaders. Results: In the case of 5G, the implementation of the system led to a 75% reduction in latency, a 600% improvement in the data throughput, and a 300% increase in coverage area. This finding revealed that the partnerships as a deployment model were the most effective as they resulted to a 58%ROI and lowered infrastructure costs. Conclusion: The study reaffirms the innovation of 5G to rural areas and develops agriculture, healthcare services, and educational systems. Policies, investments in the right areas, optimal management of the available spectrum and engaging with the communities as required should be a key focus for deployment to be just.
الگوی تحلیل عاملی تأمین منابع کتابخانه های عمومی از دیدگاه کتابداران کتابخانه های عمومی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: مجموعه سازی از مهم ترین و اساسی ترین کارها در کتابخانه ها و به معنای گردآوری منابع اطلاعاتی براساس طرحی تنظیم شده در جهت رفع نیاز مراجعه کنندگان است. با توجه به رشد روزافزون انتشارات در سطح جهان، افزایش سالانه قیمت کتاب ها و نشریات، کمبود بودجه و فضا، هیچ کتابخانه ای هرچند عظیم، قادر به فراهم آوری همه مواد کتابخانه ای نیست؛ بنابراین، انتخاب منابع اطلاعاتی از مهم ترین مراحل مجموعه سازی است و کتابخانه ها باید منابع مالی محدود خود را به تهیه موادی اختصاص دهند که به احتمال زیاد، بیشترین نیاز استفاده کنندگان خود را برآورده سازد. بر همین اساس، هدف پژوهش حاضر ارائه الگوی تأمین منابع کتابخانه های عمومی کشور مبتنی بر دیدگاه کتابداران بود.روش: پژوهش حاضر ازلحاظ هدف کاربردی و ازلحاظ گردآوری داده ها، پیمایشی- تحلیلی بوده و برای ارائه الگو از تحلیل عامل اکتشافی استفاده گردید. جامعه آماری پژوهش، شامل تمامی کتابداران کتابخانه های عمومی وابسته به نهاد کتابخانه های عمومی و روش نمونه گیری، تصادفی خوشه ای بود که از استان های تهران، چهارمحال و بختیاری، گلستان، مازندران، فارس، خوزستان، خراسان رضوی، کرمان، همدان و آذربایجان شرقی در مناطق جغرافیایی مرکز، شمال، جنوب، شرق و غرب انتخاب شدند. تعداد کل کتابداران در شش خوشه 5250 نفر بود. جهت تعیین حجم نمونه پژوهش از روش تصادفی-خوشه ای استفاده و حجم نمونه برابر با 145 کتابدار تعیین گردید. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه بود که از پژوهش رئیسی و همکاران استفاده شد که قبلاً از طریق روش گراندد تئوری به دست آمده بود و مبنای پرسش نامه قرار گرفت. روایی پرسش نامه صوری و محتوایی بود و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ مورد ارزیابی قرار گرفت که میزان آن 0/815 بود.
یافته ها: یافته ها نشان داد مجموعه ای از عوامل مدیریتی، ساختاری، فرهنگی، مالی و عوامل قومیتی بر تأمین منابع در کتابخانه های عمومی کشور تأثیرگذار هستند. نتایج آزمون فریدمن نشان داد که عوامل مدیریتی با میانگین رتبه 4/95 در رتبه اول؛ عوامل ساختاری با میانگین رتبه 3/75 در رتبه دوم؛ عوامل فرهنگی با میانگین رتبه 3/19 در رتبه سوم؛ عوامل مالی با میانگین رتبه 2 در رتبهه چهارم و عوامل قومیتی با میانگین رتبه 1/11 در رتبه پنجم و آخر سیاست گذاری ها و دستورالعمل های نهاد در بهبود تأمین منابع کتابخانه ای از دیدگاه کتابداران قرار داشت.
نتیجه گیری: در راستای بهبود و ارتقای امر مجموعه سازی کتابخانه های عمومی، افزایش منابع و روزآمد نگه داشتن آن ها، توجه به نظرات کتابداران و کاربران در تهیه منابع، تأمین منابع مرتبط با ارزش های جامعه و همچنین بازاریابی و عدم وابستگی بیش ازحد کتابخانه ها به بودجه دولتی ضروری است.
طراحی و ساخت هستی شناسی بیماری «ام اس»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هستی شناسی به عنوان یک ابزار معنایی به دنبال ارائه یک طبقه بندی قطعی و جامع از موجودیت ها در تمام حوزه های هستی و بازیابی دانش از منابع است. هستی شناسی ها در حوزه های پزشکی و شناخت و درمان بیماری ها کاربرد زیادی دارند. از این رو، هدف از انجام پژوهش حاضر، طراحی هستی شناسی حوزه بیماری «ام اس» و مراحل ساخت آن است. این مطالعه با رویکرد کیفی به روش تحلیل محتوا و بر مبنای روش OAsys Bermejo صورت گرفت. مراحلی که برای ساخت هستی شناسی بیماری «ام اس» در نظر گرفته شد، شامل 9 مرحله، 1) تعیین حوزه، دامنه یا هدف هستی شناسی، 2) شناسایی منابع اطلاعاتی شامل کتاب ها، مقالات، متخصصان، و موارد دیگر، 3) شناسایی و جمع آوری اصطلاحات و مفاهیم از متون، 4) تعیین پوشش موضوعی، دامنه و طبقات اصلی هستی شناسی، 5) تعیین سلسله مراتب اصطلاحات و مفاهیم، 6) تعریف و تعیین روابط بین اصطلاحات و مفاهیم، 7) توصیف ویژگی های رده ها و روابط بین آن ها، 8) تعیین روابط بین نمونه ها و کلاس ها، و 9) ایجاد محدودیت ها و قوانین مورد نیاز است. جامعه آماری پژوهش، منابع اطلاعاتی فارسی و انگلیسی تخصصی در حوزه بیماری «ام اس» بود. به همین منظور، کلیه علائم این بیماری، روش های درمانی و تشخیص آن از طریق کتب، مقالات و واژه نامه های تخصصی این حوزه استخراج گردید. چارچوب مفهومی هستی شناسی بیماری «ام اس» بر اساس متون مرتبط تخصصی حوزه و به صورت دستی و به وسیله نرم افزار «پروتژه» نسخه 5/5 انجام شد. هستی شناسی بیماری «ام اس» شامل 6 کلاس اصلیِ 1) انواع بیماری «ام اس»، 2) روش های درمان، 3) روش های تشخیص، 4) علائم بیماری، 5) عوامل ابتلای انسان به این بیماری، و 6) عوارض آن بود و هر یک از آن ها زیرکلاس های مربوط به خود را دارد. همچنین، به منظور تعیین ارتباط بین مفاهیم، 10 رابطه معنایی اصلی شامل 1) علت دارد، 2) علت است، 3) عوارضی دارد،4) عارضه است، 5) علائمی دارد، 6) علامت است، 7) تشخیص می دهد، 8) تشخیص داده می شود به وسیله، 9) درمان، و 10) درمان می شود توسطِ، مشخص گردید. هستی شناسی طراحی شده، به سازماندهی و بازیابی دانش در زمینه بیماری «ام اس» کمک می کند و با توجه به نیاز افراد و متخصصان به سیستم های مبتنی بر دانش کاربردی و معتبر، می تواند در ساخت و طراحی سیستم های توصیه گر و سایر ابزارهای تحلیل دانش پزشکی برای بیماری «ام اس» مورد استفاده قرار گیرد. افزون بر این، این هستی شناسی می تواند برای استفاده در تحلیل و ترسیم ساختار دانش در دیگر حوزه ها نیز به کار رود.
Neuromorphic Computing with a Paradigm Shift in Energy-Efficient and Scalable AI Hardware for Real-Time Applications(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه پردازش و مدیریت اطلاعات دوره ۴۰ تابستان ۱۴۰۴ ویژه نامه انگلیسی ۴ (پیاپی ۱۲۵)
401 - 433
حوزههای تخصصی:
Background: Neuromorphic computing is a newly developed technology that is based on data-flow architectures similar to the brain, which has the potential to power energy-constrained, latency-sensitive, and large-scale applications. The lack of flexibility in energy consumption and response time of traditional systems is a problem where neuromorphic platforms shine in real-time applications like robotics, IoT and autonomous systems. Objective: The article aims to assess the capabilities of neuromorphic computing platforms with respect to conventional schemes, both quantitatively and qualitatively, in terms of energy consumption, response time, modularity, and application-dependent adaptability, and to determine the drawbacks and application prospects for its further development. Methods: The study uses a comparative analysis approach to compare the identified factors and make statistical comparisons of the performance measures. The performance of the neuromorphic platforms as compared to non-neuromorphic platforms like Intel Loihi, IBM TrueNorth, NVIDIA Tesla V100, and Google TPU is compared based on its applications in robotics, IoT, and especially in healthcare. Data is derived from the experimental assessments of knowledge and theoretical paradigms encountered in prior research studies. Results: Neuromorphic systems showed better energy consumption, system size, and delay characteristics. Nevertheless, that the algorithm so excellently solves particular tasks does not mean that it can successfully be used regardless of its purpose, or can be adapted freely to new, further-reaching trends, such as quantum computing. Regression results demonstrate a high degree of dependency between these measures as well as their potential for real time data processing. Conclusion: Neuromorphic computing can be regarded as a new paradigm of energy-efficient and scalable AI and is especially promising for latency-sensitive deployment. Their shortcomings have been discussed earlier, yet it is worth stating that extension of these approaches by hybrid systems and more sophisticated integration frameworks might open new opportunities and eventually promote them as a foundation for new-generation computation models.
Adaptive AI-Driven Network Slicing in 6G for Smart Cities: Enhancing Resource Management and Efficiency(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه پردازش و مدیریت اطلاعات دوره ۴۰ تابستان ۱۴۰۴ ویژه نامه انگلیسی ۴ (پیاپی ۱۲۵)
1541 - 1573
حوزههای تخصصی:
Background: Smart city evolution is fast-paced, and imposes severe demands on telecom infrastructures: it must be highly flexible and scalable for coping with bursty traffic loads and heterogeneous service needs. Legacy network systems are not well suited to handle the changing requirements of smart city environments with autonomous cars, IoT, and public safety systems. Objective : The study to offer an AI-native network slicing framework for 6G smart city networks in order to improve dynamic resource control and management. The framework aims to enhance the delay, energy, and resource performance metrics which are significant for smart city services. Method: To facilitate the real-time network resource orchestration depending on the changing traffic requirements and user preferences, the authors consider moving target defense adapted artificial intelligence with a Deep Reinforcement Learning (DRL) model. Simulations were carried out to compare the AI-native model to conventional and AI-supported slicing methods. Results : Simulation results validate that the AI-native network slicing framework outperforms current 5G solutions with 25% reduction in latency and 20% increase in energy efficiency. Furthermore, the model's online resource allocation scheme can enhance the utilization efficiency of the bandwidth and the energy by 15% compared with the traditional approaches. Such improvements especially in critical applications like traffic management, emergency response, and health care would be important. Conclusion: The presented results demonstrate that AI-native network slicing is a viable, flexible, and scalable solution for 6G smart city networks. The framework is designed to support the future sustainable and high-performance requirements of urban infrastructures, providing both energy-efficient real-time adaptability. This study provides an overarching front-to-end outlook to address the management issues of sophisticated resource systems, and puts AI-native network slicing at the base level of the emerging smart cities.
تأثیر مدیریت ریسک بر پیاده سازی مدیریت دانش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف بررسی تأثیر مدیریت ریسک و مؤلفه های آن بر اجرای مدیریت دانش در شهرداری صحنه انجام شده است. تغییر رویکرد شهرداری ها از خدمت محور به بازارمحور و پروژه محور نیاز به مدیریت مؤثر دانش و اطلاعات جدید را افزایش داده است. در این راستا هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی نقش مدیریت ریسک در بهبود اجرای مدیریت دانش در این سازمان ها است.روش: این پژوهش به روش ترکیبی (کمی و کیفی) انجام شد و جامعه آماری آن شامل 255 نفر از کارکنان شهرداری صحنه بود که از این میان 150 نفر به روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها دو پرسش نامه استاندارد مدیریت دانش چومی تسنگ و مدیریت ریسک صمیمی بود که پایایی آن ها با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ تأیید شد. در بخش کیفی پژوهش، مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ذی نفعان کلیدی و کارشناسان شهرداری صحنه انجام شد تا چالش ها و ریسک های خاص مرتبط با اجرای مدیریت دانش شناسایی شود. در بخش کمی، پرسش نامه های استاندارد به نمونه منتخب توزیع شد و داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزارهای SPSS و AMOS تحلیل شد. فنون آماری شامل تحلیل رگرسیون، ضریب همبستگی و ANOVA برای بررسی روابط بین مؤلفه های مدیریت ریسک و موفقیت مدیریت دانش به کار گرفته شد.یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که مؤلفه های مدیریت ریسک تأثیر معناداری بر موفقیت اجرای مدیریت دانش دارند. مهم ترین چالش های اجرای مدیریت دانش در شهرداری صحنه شامل مقاومت فرهنگی کارکنان در برابر به اشتراک گذاری دانش، کمبود زیرساخت های فنّاورانه و نبود برنامه های آموزشی مناسب بود. تحلیل داده های جمع آوری شده نشان داد که مدیریت ریسک مؤثر می تواند به کاهش این چالش ها کمک کرده و اجرای مدیریت دانش را بهبود بخشد. همچنین، یافته ها حاکی از وجود همبستگی مثبت بین مؤلفه های مدیریت ریسک و موفقیت مدیریت دانش بود. این پژوهش نشان داد که عواملی مانند شناسایی و ارزیابی ریسک ها، ایجاد برنامه های آموزشی منظم در زمینه مدیریت ریسک و دانش و فراهم آوردن زیرساخت های مناسب فنّاورانه می توانند نقش مهمی در بهبود مدیریت دانش داشته باشند. همچنین، فرهنگ سازی مناسب و ترغیب کارکنان به اشتراک گذاری دانش و اطلاعات از طریق سیستم های پاداش دهی و تشویقی می تواند به موفقیت بیشتر مدیریت دانش کمک کند.نتیجه گیری: پژوهش نشان داد که مدیریت ریسک نقش مهمی در موفقیت اجرای مدیریت دانش دارد، به ویژه در محیط های پویا و پروژه محور مانند شهرداری های ایران. توصیه می شود که سازمان ها از چهارچوب های یکپارچه مدیریت ریسک و دانش بهره برداری کنند تا دارایی های دانشی خود را بهینه کرده و عملکرد کلی خود را ارتقا دهند. به کارگیری رویکرد یکپارچه مدیریت ریسک و دانش می تواند به شناسایی و کاهش ریسک ها و افزایش فرصت ها کمک کند. همچنین، پژوهش های آینده می توانند مکانیسم های خاص تأثیرگذاری مدیریت ریسک بر مدیریت دانش در سازمان های مختلف را بررسی کرده و راهبردهای مناسبی برای هر بخش توسعه دهند. این پژوهش نشان می دهد که برای بهبود اجرای مدیریت دانش در سازمان های مشابه، لازم است برنامه های آموزشی و فرهنگ سازی مناسبی جهت ترغیب کارکنان به اشتراک گذاری دانش اجرا شود. تأمین زیرساخت های فنّاورانه مناسب و پیاده سازی سیستم های مدیریت دانش بهینه ضروری است. علاوه بر این، ایجاد سیستم های پاداش دهی و تشویقی برای ترغیب کارکنان به اشتراک گذاری دانش و اطلاعات نیز توصیه می شود.