فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۴۱ تا ۳۶۰ مورد از کل ۱٬۵۱۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
در این مقاله با بهره گیری از رویکرد نشانه- معناشناسی که گفتمان را فرآیندی جهت مند در راستای ایجاد سازه های معنایی و تاثیر بر نظام تعاملی کنش گران می داند و با تکیه بر نظریات هایدگر، آستین، بودواَن، گرمس و تاراستی به مطالعه و تحلیل سره و نا سره در گفتمان می پردازیم. دراین راستا، جهت تبیین رابطه زبان با سره و یا ناسره بودن آن به بررسی یکی از روایت های عامیانه فارسی به نام ""سزای نیکی بدی است""، می پردازیم تا نشان دهیم چگونه روایت عامیانه می تواند فرآیند بروز و تجلی سره یا ناسره را جابجا نموده و جریان تولید معنا را دستخوش تغییر نماید. منظور از سره در این پژوهش گفته ای است که از لحاظ زبانشناختی و معنا شناختی و با توجه به بافت و موقعیت گفتمان و نگاه هستی شناسانه گفته پرداز مناسب ترین گزینه است و گفتمان را در جهت صحیح پیش می برد. و منظور از ناسره هر آن چیزی است که جریان صحیح تولید و دریافت معنا را دچار تاخیر یا آسیب جدی کند. هدف پژوهش پیش رو کشف شرایط تحقق سره و ناسره در زبان از طریق مطالعه پیکره یک داستان عامیانه و چگونگی شکل گیری و تغییر آن در گفتمان است. پرسش اصلی مقاله حاضر این است که چه عواملی سبب شکل گیری سره و ناسره در زبان می شود و در طول روایت عامیانه مورد نظر چگونه سره و ناسره سبب استحکام نظام گفتمانی و یا اختلال و تغییر در روند روایی تحقق معنا می گردند.
ویژگی های آوایی«ترجمه قرآن کریم به زبان طبری قدیم»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زبان شناسان زبان های ایرانی را از نظر تاریخی به سه دوره «باستان»، «میانه» و «جدید» تقسیم کرده اند. زبان طبری یکی از زبان های دوره جدید است که به طور طبیعی در ادامه زبان های ایرانی میانه قرار دارد. از آثار برجای مانده از زبان طبری، نسخه خطی «ترجمه قرآن به زبان طبری» مکتوب درحدود قرن 9 و 10هجری قمری می باشد. در این مقاله بعضی از ویژگی های آوایی زبان طبری را در کتاب «ترجمه قرآن به زبان طبری» با گزینش حدود 2500 واژه بررسی کرده ایم. بررسی تحولات آوایی با توجه به «بسامد وقوع» و «تنوع نمونه ها» انجام گرفته است. در این بررسی روشن شده که این اثر بعضی از خصوصیات زبان های ایرانی دوره «میانه» را در خود حفظ کرده است. اهمیت این موضوع زمانی مشخص می شود که به این نکته توجه کنیم که «ترجمه قرآن به زبان طبری قدیم» در حدود قرن 9 و 10هجری قمری تألیف شده است، در حالی که دوره «میانه» زبان های ایرانی با سقوط سلسله ساسانی در قرن اول هجری پایان یافته بود و بعد از گذشت حدود 900-800 سال از پایان دوره «میانه»، هم چنان بعضی از خصوصیات این دوره به ویژه ویژگی های آوایی آن در زبان طبری باقی مانده است. ازجمله این تحولات آوایی می توان به برخی از تغییرات آوایی مانند وجود «ج» به جای «ز» مثل: «نماج» به جای «نماز»، وجود «و» به جای «گ» مثل: «وناه» به جای «گناه»، وجود «و» به جای «ب» مثل: «شتاو» به جای «شتاب» اشاره کرد. این ویژگی ها در زبان طبری امروز نیز دیده می شود مانند وجود «و» به جای «پ»، مثل: «چاروا» به جای «چارپا» و... که در متن مقاله به آنها اشاره کرده ایم. بررسی تحولات آوایی نشان می دهد که زبان طبری در طول چند قرن اخیر از نظر آوایی دچار تغییرات زیادی شده است به گونه ای که بعضی از واژگان موجود در این متن برای گویشوران امروزی قابل فهم نیست.
نقد مبانی فصاحت ( رویکردی زبان شناختی )(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
معیار فصاحت نزد بیشتر زبان شناسان و علمای بلاغت در زبان عربی مبتنی بر دو عنصر زبان و مکان بوده و به معیارهای درونی واژه ها، نظم درونی، نوع حروف، هم نشینی، همگنی، تنافر و قدرت تاثیر آن توجه نداشته اند. البته علمای بلاغت با زبان شناسان در کارکرد واژه با هم اختلاف داشتند؛ یعنی زبان شناسان به سلامت و زیبایی واژه توجه داشتند، ولی علمای بلاغت به ترکیبها و روانی واژه ها و سازگاری حروف و کلمات با هم عنایت داشته اند.
مقایسهء صفت در زبان های روسی و فارسی
حوزههای تخصصی:
مقالهء حاضر، به تشریح وجه تمایز صفت در زبان روسى و فارسى مى پردازد. در زبان روسى صفت بخاطر داشتن ویژگى هاى جنس، شمار، حالت و پایانهء صرفى، متمایز از صفت در زبان فارسى است. ابتدا در مقاله، صفت در هر دو زبان از لحاظ صرفى و سپس خصوصیات نحوى آن ها مورد بررسى قرار مى گیرد. چگونگى تشخیص صفت از سایر اجزاء کلام در زبان روسى بررسى مى شود. نظرات زبان شناسان مختلف در مورد صفات و انواع تقسیم بندى صفت مورد بحث قرار مى گیرد. در مقاله ویژگى هاى صفت در زبان روسى بیان مى شود. سپس ویژگى هاى یاد شده دربارهء صفت زبان فارسى نیز مطالعه و بررسى مى شود. گاهى در زبان فارسى، فقط نقش نحوى واژه در جمله مى تواند صفت را از قید متمایز سازد. در مقاله، نظرات زبان شناسان مختلف در مورد زیرمجموعهء صفت، در زبان فارسى نیز، بررسى مى گردد. در پایان، نتیجهء تحقیق و بررسى صفات در زبان روسى و فارسى بیان مى شود.
استعاره های جهتی در قرآن با رویکرد شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به این پرسش اصلی می پردازد که بیان استعاری قرآن تا چه میزان مبتنی بر به کارگیریِ الفاظ جهتی در معنیِ استعاری است. تحلیل های مقاله، مبتنی بر طبقه استعاره های مفهومیِ جهتی در نظریه معاصر استعاره است. ازآنجاکه تجربه و درک مفاهیم مکان و جهت به لحاظِ شناختی از جایگاهی بنیادی برخوردارند، این پرسش مطرح است که این مفاهیم چگونه در قرآن برای دریافت مفاهیم پیچیده تر به کار رفته اند. برای پاسخگویی به این پرسش، در نرم افزار جامع التفاسیر نور (1390)، با کلید واژه های «فوق، تحت، وراء، خلف، امام، یمین، شمال» جست وجو شد و آیاتی که در آن ها این مفاهیم جهتی در ساخت استعاره به کار رفته بود، در کل قرآن مشخص شد. با این شیوه شصت شاهد به دست آمد که در آن ها جهت ها به عنوان حوزه های شناختی مبداء، در بیان استعاریِ قرآن به کار رفته بودند تا مفاهیم انتزاعی و پیچیده ای چون «منزلت، برتری، زمان، خیر و برکت» و جز آن توصیف و قابل درک شوند. تحلیل داده های مقاله حاضر شیوه های کاربرد منحصربه فردی را از واژه های جهت نما، در نقش استعاری در قرآن می نمایاند که می تواند به مثابه یکی از ویژگی های معناشناختی قرآن معرفی گردد. این پژوهش، زمینه ساز پژوهش های آینده خواهد بود که ازآن میان، می توان به پژوهش هایی درباره بررسیِ شیوه های بازنماییِ زمان ازمنظر معنی شناسیِ شناختی در قرآن کریم اشاره کرد.
مطالعه فرایند گفتمانی بیان آرزو در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از کنش های زبانی که در تعاملات اجتماعی و گفت وگوهای روزمره در انواع زبان ها از جمله زبان فارسی نقش پررنگی دارد، آرزوکردن و بیان دعای خیر برای مخاطب است. آرزو ها در زبان فارسی با استفاده از ساختارهای خاص دستوری مانند جمله های فعلی دارای فعل التزامی، جمله های اسمی، شبه جمله ها و اصطلاحات دیگر بیان می شوند و دارای کاربردهای ویژه و گوناگون هستند. این ساخت ها و کاربردهای گوناگون در زبان های مختلف با یکدیگر مطابقت ندارند؛ لذا گویشوران غیر فارسی زبان در هنگام برخورد با این عبارت ها و اصطلاحات هم در فهم مطلب و هم در کاربرد آن ها دچار مشکل می شوند. بدین منظور و نیز برای رفع این مشکل، مطالعه ساختار این عناصر زبانی به نظر ضروری می رسد. آن ها می توانند برای ختم مکالمه، تشکر از مخاطب و واکنش به اظهارات او به کار روند. علاوه بر این در زبان فارسی شاهد آرزوهای غیر مستقیم و نیز گروهی هستیم که این مسئله از دیدگاه فرهنگی شایان توجه است. این مقاله علاوه بر ارائه ساختارهای دستوری آرزوها، به تفکیک آن ها از لحاظ معنایی و نیز کاربردی می پردازد و با ارائه مثال های مختلف می کوشد تا چگونگی کنش زبانی آرزو ها را در زبان فارسی روشن سازد.
ضمیر پنهان در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در بررسیهای دستور زبان فارسی، سازه ها، روابط و ویژگیهایی گروه اسمی هم از لحاظ روابط دستوری درونی آن و هم در ارتباط با دیگر سازه های جمله و همچنین ویژگیها و کارکردها و توزیع ضمیر به طور گسترده و دقیق توصیف شده است. با این حال، پدیده دستوری ضمیر پنهان و ویژگیهای آن به عنوان مقوله پنهان یا تهی در دستور زبان فارسی چندان مورد توجه نبوده، در حالی که مقوله دستوری یاد شده نیز باید بررسی و توصیف شود ؛ زیرا از لحاظ روابط و کارکردهای دستوری به خوبی ظاهر می شود، هر چند که صورت صوتی ندارد و مقوله پنهان است. در این مقاله چهر گونه ضمیر پنهان در دستور زبان فارسی بررسی و توصیف می شود.
الگوهای هماهنگی واکه ای و هم تولیدیِ واکه به واکه در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در هماهنگی واکه ای، واکه( ها) مشخصه(های) واکة مجاور را می پذیرند و به آن شبیه می شوند. در این مقاله، نشان داده ایم که این فرایند در فارسی، درون تکواژی و بین تکواژی است و برخی همخوان ها مانع از هماهنگی و برخی دیگر تسهیل کنندة آنند. در هماهنگیِ درون تکواژی، [i,u,ɑ] آغازگر و [e, o, a] هدفند. در هماهنگیِ بین تکواژی، هر شش واکه آغازگرند، ولی تنها [e] و [a] هدفِ تغییرند. در ادامه، به پدیدة آواییِ هم تولیدیِ واکه به واکه پرداخته ایم که طی آن واکه ها بر یک دیگر تأثیر می گذارند، اما این تأثیرات را شنوندگانِ زبان نمی شنوند و تنها با بررسی های آکوستیکی قابل تشخیص اند. هم تولیدیِ واکه به واکه در گفتارِ آزمایشگاهیِ دو مردِ فارسی زبان، در توالی های بی معنای [CiV1.CiV2]، که در آن ها C شامل شش همخوانِ انسدادیِ دهانی و V شامل شش واکة سادة فارسی بود، بر اساسِ تأثیرِ هر واکه بر سازة دومِ واکة دیگر در این توالی ها، اندازه گیری شد. نتایج نشان داد که در فارسی، [i] کمترین و [e] و [a] بیشترین میزانِ تأثیرپذیری را دارند و واک داری/ بی واکی و جایگاهِ تولیدِ همخوانِ بین واکه ای، در میزانِ هم تولیدیِ واکه به واکه مؤثرند. این ملاحظات ارتباط تنگاتنگی را بین الگوهای واجی و آوایی در زبان فارسی نشان می دهد.
بررسی ساختار مصدرها در زبان اردو و ارائهء مصدرهای جعلی با ریشه های فارسی و عربی
حوزههای تخصصی:
ساختار زبان اردو با توجه به پیشینهء تاریخى آن داراى شکل هاى قابل توجهى است که مطالعه، تحقیق، دقت در این اشکال، به شناخت بیشتر آن کمک مى کند. از سویى، مصدر از عوامل ساختارى زبان است و از آنجا که در زبان اردو بیشتر واژگان از دیگر زبان ها اخذ شده اند، مصدرهاى ساده ترکیبى و جعلى موجود در آن، با توجه به گسترش میزان پذیرش کلمات دیگر زبان ها در این زبان جنبه هاى متفاو تى دارند. بررسى زمینه هاى ساختارى و شکل ساختار آن ها، در شناخت بیشتر این زبان حائز اهمیت است.
افعال وجهی در ترکی آذری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی وجه و وجهنمایی افعال وجهی در زبان ترکی آذری میپردازد. وجه ـ وجهنمایـی طبیعتی نحـوی ـ معنایـی داشته و دیدگاه گوینده را به آنچه بیان میدارد نشان میدهد. افعال وجهی یکی از راههای بیان وجه میباشند. چارچوب این پایاننامه بر پایه آراء و نظرات اف. آر. پالمر پیرامون وجه و وجهنمایی (1986، 2001) بنا نهاده شده است. این تحقیق پیکرهای از دو هزار جمله فراهم آورده که با بررسی آنها سه وجه خبری، امری و التزامی با درجات امکان و الزام به دست آمده است. همچنین تمایز بین وجه و وجهنمایی در این پژوهش به وضوح نمایان داده شده است به طوری که وجه، صورت و ظاهر فعل و وجهنمایی نقش و کاربرد آن میباشد. نیز سه وجهنمایی برداشتی، درخواستی و توانمندی در زبان ترکی آذری یافت شد.
بررسی حوزه های معنایی واژگان زبان فارسی و ارائة معیار های جدید در تعیین حوزه های معنایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در چند دهة اخیر، ارتباطات واژگانی و روابط معنایی میان واژگان، مورد توجه بسیاری از فلاسفه، روانشناسان و زبانشناسان قرار گرفته است. در این تحقیق سعی شده است تا با یک بررسی میدانی و آزمایش های زبانی، چگونگی ارتباطات واژگانی زبان فارسی و حوزه های معنایی که این واژگان می توانند در آنها جای بگیرند مشخص گردد. داده هایی که در این پژوهش مورد استفاده قرار گرفته اند با دقت زیاد و مطابق با اصول نظریه های غالب در باب درک و پردازش واژگان و همچنین بر طبق شیوه های تأیید شدة آزمون سازی گردآوری شده است. افراد شرکت کننده در این پژوهش، تعداد 400 داوطلب دختر و پسر از گروه سنی 25-18 سال می باشند. در این پژوهش، بر اساس یک آزمون گسترده بر روی 400 واژة پرکاربرد زبان فارسی و با شرکت 400 داوطلب، حدود 40000 (چهل هزار) دادة زبان فارسی به دست آمده است که با استفاده از این داده ها و با شیوه های خاصی سعی شده است حوزه های معنایی واژگان زبان فارسی مشخص گردد. از نتایج کاربردی این تحقیق می توان در زمینه های آموزش زبان، آزمون سازی و همچنین در انتخاب مواد درسی، به خصوص در سطوح پایین تر تحصیلی استفاده نمود.
وام واژه های ارمنی در زبان فارسی
منبع:
فرهنگ بهار ۱۳۷۵ شماره ۱۷
حوزههای تخصصی:
تحلیل رده شناختیِ اسم مرکّب در گونه رودباریِ قلعه گنج(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به زعم بسیاری از زبان شناسان، بیشترِ زبان های دنیا از «ترکیب» به عنوان یکی از زایاترین فرایندهای واژه سازی به منظور گسترش دامنه واژگانی خود بهره می گیرند، مدّعایی که در مورد گویش رودباری (استان کرمان) و گونه های جغرافیایی متعدّد آن نیز صادق است. در این فرایند، همنشینیِ دو یا چند تکواژِ واژگانیِ آزاد سبب پیدایش یک واحد زبانیِ مرکّب می گردد. از آنجا که در رودباری اسامیِ مرکّبْ از بسامدِ کاربرد بسیار بالاتری نسبت به دیگر کلمات مرکّب برخوردارند، کانون توجّه پژوهش حاضر بر تحلیل اسامیِ مرکّب این گویش معطوف است. به بیان فنّی تر، پژوهش حاضر می کوشد بر پایه پیکره زبانیِ حاصل از مصاحبه و ضبط گفتار آزاد گویشورانِ مناسب، توزیع پرسشنامه، برگه نویسی و بهره گیری از شمّ زبانی، به تحلیلِ همزمانیِ اسامیِ مرکّبِ رودباری از دیدگاه رده شناختی و بر پایه سه مورد از معیارهای پیشنهادی بائِر (2009: 555-547) شامل هسته داری، ترتیب اجزای ترکیب و معنی شناسیِ ترکیب در گونه رایج در شهرستان قلعه گنج بپردازد. نتایج پژوهش نشان می دهد رودباری همانند بیشتر زبان های دنیا، ویژگی های رده شناختیِ یکدستی نداشته بلکه از این حیث، به صورت پیوستاری عمل می کند و لذا بایستی از اصطلاح «گرایش کلّی» برای توصیف ویژگی های رده شناختیِ مورد مطالعه بهره گرفت. به طور مشخّص، گرایش کلّیِ رده شناختیِ رودباریِ امروز از منظر این سه معیارِ رده شناختی، به ترتیب به سوی اسامیِ مرکّبِ بدونِ هسته، اسامیِ مرکّبِ هسته آغازین و اسامیِ مرکّبِ برونْ مرکز است.
فعلهای ترکیبی، فعلهای بی شخص(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقصود از فعلهای ترکیبی فعل «مرکب» نیست، بلکه فعلهایی است که در بعضی ساختهای آنها از فعلهای دیگر به عنوان فعل معین استفاده می شود. چنانکه ماضی بعید مجهول «گشت»، «گشته بود» می شود. از طرفی نیز گونه ای از فعل بی شخص در فارسی بکار میرود که کار فعل مجهول را می کند: «جیب فلانی را ردند» به جای «جیب فلانی زده شد».
تحلیل گفتمان حقوقی؛ واکاوی نقش کارگفت در بافت حقوقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی و تحلیل نقش نظریه های کاربردشناسی در بافت حقوقی، موضوعی جدید است. این پژوهش در بستری زبان شناختی و با تکیه بر نظریة «کارگفت» جان آر. سرل (1975) به بررسی نقش کارگفت در بافت حقوقی پرداخته است. به همین منظور، متن بیست دادنامة حقوقی صادره از یکی از شعب دیوان عالی کشور به عنوان پیکره انتخاب و از منظر نظریة کارگفت تحلیل شد. هدف اصلی این نوشتار را میتوان بررسی میزان تطبیق پذیری نظریة کارگفت با این متن حقوقی، کارکردهای ویژة نظریة کارگفت در این گونة حقوقی و تحلیل کاربردشناختی این رویداد حقوقی- گفتمانی در دو سطح خرد و کلان از منظر کنش منظوری (غیر بیانی) دانست. نتایج از تراکم بالای کارگفت در پیکره، اهمیت و تأثیر بسزای آن در بافت حقوقی و به ویژه این گونة حقوقی (دادنامه) حکایت می کند. از منظر رویداد گفتمانی و بر اساس برآیندهای مذکور، هر دادنامة حقوقی یک کنش کاربردی- اعلامی در سطح کلان گفتمان حقوقی به شمار می آید که تعداد زیادی کارگفت توصیفی و اعلامی و اندکی کارگفت های دیگر را شامل می شود.
بررسی صوت شناختی فرایند واجی همگونی واکه با همخوان در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به بررسی صوت شناختی فرایند واجی همگونی واکه با همخوان در گفتار فارسی زبانان می پردازد. در این راستا، تحلیل صوت شناختی در حوزه های شدت صوت ، دیرش ، سازه اول (F1)، سازه دوم (F2) ، و سازه سوم (F3) آواهای همجواری انجام می گیرد که در آنها فرایند همگونی اعمال می گردد. بدین منظور، تعدادی گفتار ضبط شده مورد تجزیه و تحلیل صوت شناختی قرار می گیرد. در ابتدا تحلیل ویژگی های صوت شناختی هر یک از آواهای مورد نظر در بافت غیرهمگون در مواضع آغازین ، میان دو واکه و پایانی آمده، و سپس ویژگی های به دست آمده آواهای مورد نظر با ویژگی های صوت شناختی همان آواها در بافت همگونی مقایسه می گردد. در این حال، در مواردی که ارزش میانگین هر یک از مشخصه های صوت شناختی آوای همگون شده به مشخصه های صوت شناختی آوای تاثیرگذار بر فرایند همگونی در بافت همگون نزدیک شود آن متغیر خاص در فرایند مورد نظر نوعی همگونی ایجاد کرده است. نتایج تجزیه و تحلیل ها در این تحقیق نشان می دهد در زیربنای فرایند واجی همگونی واکه با همخوان در فارسی محاوره ای نوعی همگونی صوت شناختی در متغیرهای فیزیکی شدت، دیرش، سازه اول، دوم، و سوم وجود دارد.