بررسی مهم ترین تألیف در حوزه عرفان نظری، یعنی فتوحات مکیه ابن عربی، گویای آن است که مؤلف این کتاب، روی کردهایی مختلف به احادیث پیامبر(ص) داشته است؛ چنان که در بیان موضوع های فقهی، به احادیث کاملاً توجه کرده و کنکاش هایی فقه الحدیثی، اعم از بررسی های سندی و متنی انجام داده است؛ اما درباره روایت های اعتقادی، هرگز چنین دقت هایی صورت نگرفته و مؤلف به انواع احادیث جعلی، ضعیف یا تقطیع و تأویل شده استناد کرده است؛ بدان سبب که از دیدگاه ابن عربی، مکاشفه های عرفانی اصالت دارد؛ تا بدانجا که ملاک تشخیص صحت و سقم احادیث نیز همین یافته های عارفان است؛ حال آنکه اموزه های پیامبر اکرم(ص) درباره راه هدایت از طرفی، مصون نبودن کشف و شهود عرفانی غیرمعصومان از خطا و انحراف از طرف دیگر و نیز شواهد دال بر کارآمد نبودن شیوه عارفان، دیدگاه و عمل کرد ابن عربی را درباره احادیث به چالش کشیده است.
شناخت دقیق نهج البلاغه، در فهم کلام امیرمؤمنان تاثیری شگرف دارد. اگرچه تاکنون در معرفی این اثر جاودانه، تلاش های ستودنی به ثمر رسیده است، اما شناخت ساختار و نحوه طراحی نهج البلاغه، و چگونگی گزارش سید رضی، بر بهره مندی ما میافزاید. شناخت شیوه گزارشی سیدرضی، مانند استفاده از تقطیعات، عناوین رسا و توضیحات او، افزون بر آن که زیبایی ها و کاستی های روش وی را نشان می دهد، در پاسخ گویی به شبهاتی که پیرامون این کتاب مطرح شده است، نیز مؤثر خواهد بود.
"اعتقاد به عدم تغییر و تحریفناپذیری قرآن، از جمله باورهای دیرینه مسلمانان بویژه شیعه است که علیرغم وضوح و صراحت آن، از اتهام مخالفان نیز مصون نمانده است. مقاله حاضر، مجموعه عللی را که در پیدایش و گسترش روایات موسوم به روایات تحریف نقش داشتهاند، بازکاوی میکند و به نوعی آسیبشناسی در این حوزه میپردازد. و از این رهگذر میکوشد تا بر همراهی دیرینه شیعه با سایر فرق اسلامی بر سر عقیده تحریفناپذیری قرآن، پای فشرده و قدمی در مسیر انسجام مذاهب اسلامی بردارد. غالیگری، سطحینگری، اخباریگری، روایات منتقله، دشمنی با تشیع، تفسیر به رأی، شرایط زمانی، و تصحیف و تکرار روایت، از جمله عللی است که در این آسیب شناسی، مورد توجه و دقت قرار میگیرد.
"
پیامبر اعظم که مسئولیت بسیار مهم ختم نبوت و ابلاغ دین اسلام را عهده دار بود تعالیم جامع و انسان ساز اسلام، از جمله موضوع وحدت امت اسلامی، را به گونه ای ملموس و با استفاده از ظرفیت های فکری و اجتماعی جوامع بشری بر آنان ابلاغ نمود. در نتیجه، برخی از این راهبردها در مدتی نه چندان طولانی در قالب فرهنگ اسلامی نمایان گشت. قابلیت ها و خصوصیات فرهنگ اسلامی سبب شد تا در محدودیت مکانی و زمانی خاص قرار نگیرد، از این رو انتظار می رفت با گسترش فرهنگ اسلامی، وحدت امت نیز به عنوان یکی از ارکان این فرهنگ توسعه و استحکام یابد، حال آنکه به محض رحلت پیامبر این بخش از فرهنگ اسلامی همچون اجزای دیگر مورد غفلت قرار گرفت.
این مقاله با استفاده از روش تحلیلی ـ تاریخی ضمن بررسی موضوع وحدت اسلامی در سیره نبوی به بیان محورهای مهم اقدامات آن حضرت در بسترسازی زمینه های اعتقادی، اخلاقی و رفتاری اتحاد در فرهنگ اسلامی می پردازد. آگاهیبخشی به جامعه، مبارزه با تعصبات غیرمنطقی جاهلانه، طرد قومیتگرایی افراطی، ارایة اعتقاد به توحید به عنوان محور وحدت، طرح حقوق مشترک انسانی و به کارگیری اخلاق اسلامی مهمترین محورهای راهبرد پیامبر اعظم در فرهنگسازی وحدت اسلامی بود.
فرآیند تحول ارزش های اجتماعی به جهت مدیریت تغییرهای اجتماعی همواره مورد توجه جامعه شناسان و رهبران جوامع بشری بوده است. جامعه شناسان بر این باورند که با پژوهش در فرآیند دگرگونی ارزش های اجتماعی جوامع، میتوان روند و چگونگی نسخ آن در گذشته و جایگزینی ارزش های اجتماعی جدید و چگونگی تغایر و تضاد آنها را بررسی کرد.
طرح ارزش های اجتماعی از محوریترین موضوع های نهج البلاغه است که امام علی× در بیان آن به چگونگی، زمینه ها، عوامل شکل گیری و علل شیوع و تحول آن، به ویژه در جامعة اسلامی، توجه میکند.
مراحل فرآیند دگرگونی ارزش های اجتماعی در نهج البلاغه، عبارت است از: پیدایش، فراگیری، تثبیت و جایگزینی. همچنین دلایل عمده تحول از نگاه نهج البلاغه را میتوان دین و شریعت، نظارت و مراقبت اجتماعی، حاکمان و فرمانروایان و هواهای نفسانی معرفی کرد.