فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰۱ تا ۱۲۰ مورد از کل ۳۶۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
انسان موجودی پژوهشگر، پرسش کننده و پاسخ طلب است . همواره در پی پرسش از علم ، عالم ، معلوم ، اغراض ، نتایج و ارزش گذاری علم است و هنگامی این حالت در او اوج می گیرد که «علم » را با دو صفت متضاد «نور» و «حجاب » متصف می بیند. به همین دلیل می خواهد بداند چگونه حقیقتی که «الظاهر لذاته و المظهر لغیره »اش می دانند، می تواند حجاب ، آن هم حجاب اکبر باشد. در این نوشتار نخست ، از کاربرد علم در دو معنی (علم عام و مطلق ) و (علم خاص و تخصصی ) که همان دانش متکی بر تجربه و آزمون است ، سخن گفته و سپس به آرای برخی از بزرگان اندیشه و معرفت که «علم » را مساوق «وجود» و «نور» دانسته اند، اشاره کرده ایم . محور اصلی بحث ، نظریه های عارفانه امام خمینی (س ) است که «علم » را از شئون فطرت دانسته و آن را به وجهه نورانی وجودِ موجودات منتسب می دانند و بر این باورند که تمام موجودات متناسب با حدود وجودی خود مظهر اسم «علیم » حضرت حقند؛ راز تسبیح موجودات و نیز رمز جاودانگی و ملکوتی شدن انسان را در علم و آگاهی بیان می دارند. علم حقیقی را «طریق جنت » و هر مرتبه ای از این علم را متناسب با مراتب بهشت (افعال ، صفات ، ذات ) می دانند و ازآیات نخستین سوره علق نکات زیبا و تازه ای در بیان ارزش و منزلت علم مطرح می نمایند که به طور مختصر به آن پرداخته ایم .
انسان کامل به روایت ابن عربی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مکاشفه در بستر تاریخ _1
منبع:
پگاه حوزه ۱۳۸۲ شماره ۹۴
حوزههای تخصصی:
سلسله مراتب هستی در مکتب ابن عربی: بر اساس دیدگاه صدرالدین قونوی
حوزههای تخصصی:
شرح آواز پر جبرئیل
منبع:
معارف ۱۳۶۳ شماره ۱
حوزههای تخصصی:
تمام قوس وجود من الله و الی الله است
منبع:
حضور ۱۳۷۴ شماره ۱۱
حوزههای تخصصی:
عروج نفس به مشرق وجود در بینش اشراقی و دیدگاه عرفانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بر کرانه مصباح الانس
منبع:
حضور بهار ۱۳۸۷ شماره ۶۴
حوزههای تخصصی:
نگاهی پدیدارشناسانه به کاربردهای مفهومی عرفان
حوزههای تخصصی:
این جستار بر آن است تا از بازشناخت و وارسی کاربردهای مفهومی عرفان، در رویکردی پدیدارشناختی و با فرض اینکه عرفان در ذات خود پدیده ای است انفسی که عموماً فهم بسیط و مجملی از آن دارند، به ایضاح مفهومی عرفان نزدیک گردد و چنان که مقتضای این رویکرد است، بعد از بازشناسی ابعاد، اجزا و ویژگی های این پدیده پرابهام، فروع و اصول آن را معلوم گرداند، و در نهایت از این همه، به جوهره اصیل و اصلی عرفان عبور کند. از جمله نتایجی که از این بررسی فراهم آمده اینهاست: عرفان را در زبان های گوناگون و با نام های مختلف دست کم به شش مفهوم کلی فهم کرده و به کار برده اند که هر کدام شامل تقریرها و تلقی های مختلفی است.
عرفان را به مثابه آموزه، تجربه علم، راه نجات، نوعی معرفت ویژه، فرآیندی از تغییر و تحول فهم کرده اند. این کاربردها حکایت از وجود دو بعد معرفتی و وجودی ـ انفسی برای عرفان دارد. و نیز معلوم می کند عرفان مشتمل بر مؤلفه هایی همچون، تجربه ای مستقیم از حقیقت، فرآیند سیر و سلوک، آموزه های نظری و عملی، و ویژگی هایی مانند توصیف ناپذیری، گرایش به تفسیر معنوی و وحدانیِ هستی، رازوارگی و مؤلفه ها و ویژگی های فرعی دیگر است. عرفان در ذات و جوهره خود همانا نوعی معرفت مستقیم و تحققی (وجودی) به حقیقت وحدانی هستی می باشد. این بررسی، مؤلفه ها و ویژگی های فرعی و عارضی عرفان را بازشناخته و دورنمایی از شبکه مفهومی عرفان فراهم آورده است.
شیوه ی تعامل قوه نظری و عملی در بینش توحیدی جنید(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جنید بغدادی عارف بزرگ و نظریه پرداز سنت اول عرفانی، یکی از پیشگامان بحث توحید است که سخنان ارزشمندی در باب معرفت و توحید دارد. وی با توجه به سطوح مختلف مخاطبان، مراتبی را برای توحید برمی شمرد. سخنان وی در باب این موضوع، نمایانگر آن است که سیر و سلوک عملی و بینش خاص عرفانی در کنار هم در پیشبرد عارف برای رسیدن به مرتبه ی توحید ایفای نقش می کند. جنید در بیان مراتب معرفت و توحید تعامل سازگاری میان قوه ی عملی و نظری برقرار می کند و عرفان او چنانچه در باب عرفان پیش از سده ی هفتم ذکر شده، عمل صرف نیست. در این پژوهش کوشیده ایم که به بررسی مبحث توحید از نگرگاه جنید با استفاده از الگویی جدید و کارآمد (شیوه ی تعامل قوه نظری و عملی) بپردازیم. رسیدن به مرتبه ی توحید از جهتی روی در قوه ی عملی دارد و با گذشتن از مراتب سیر و سلوک برای عارف حاصل می شود و از طرف دیگر، ارتباط ناگسستنی با بینش ویژه ی عرفانی و به تعبیر دیگر، قوه ی نظری دارد. بدین سان، برای شناخت بهتر توحید توجه به نحوه ی تعامل قوه ی نظری و عملی ضروری است.
استقرار سلطه در فاصله عرفان با شریعت
منبع:
رواق اندیشه ۱۳۸۴شماره ۴۷
حوزههای تخصصی:
تمدن غرب براى برطرف کردن بحران معنویت در دهههاى اخیر، به نوعى عرفان برساخته از هندویسم و بودیسم روى آورده که به علت هماهنگى در برخى از مبانى، امکان جاگرفتن در بافت فرهنگى و اجتماعى تمدن غرب را دارد.
بررسى شاخصهاى این عرفان، نشان مىدهد که چگونه این عرفان در تحملپذیر کردن فشارها و سلطهگرى در حیات طبیعى معاصر به کار مىآید.
بررسی تطبیقی نفس انسان از دیدگاه امام خمینی و غزالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"نوشتار حاضر، بررسی تطبیقی بحث «نفس» از دیدگاه امام خمینی و غزالی را به عنوان یکی از مبانی انسان شناسی اندیشه سیاسی این دو اندیشمند احیاگر برعهده دارد. مباحث این مقاله درباره مدلل نمودن این فرضیه است که: «در حالی که اندیشه سیاسی غزالی در پارادایم اندیشه سیاسی سنتی تحلیل پذیر است، اندیشه امام خمینی از شاخصهای اندیشه سیاسی سنتی فراتر می رود».
"