در این مقاله مطالب زیر بحث و بررسی می شود:
1ـ امام خمینی و جدایی از سنت فکری عارفان؛
2ـ امام خمینی و نحوه ورود به ساحت سیاست.
در این قسمت به گفته امام خمینی، آدمی در پیمودن راه کمال با دو دسته از موانع زیر روبه رو می شود: موانع درونی و موانع بیرونی.
آنچه در پی می آید حاصل بحث و گفتگویی است که در اسفند ماه 1382 در پژوهشکده امام خمینی(س) و انقلاب اسلامی با حضور آقایان دکتر دینانی، حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای دکتر محقق داماد، حضرت حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای دکتر شیخ الاسلامی و جمعی دیگر از محققین برگزار شده است. در این جلسه پرسشهایی راجع به عرفان در اندیشه سیاسی امام خمینی مطرح شده که این بزرگان به آنها پاسخ گفته و آن را مورد بررسی قرار داده اند
نوشتار حاضر عهده دار بررسی تطبیقی بحث ذومراتب بودن آدمیان از دیدگاه امام خمینی و غزالی ، به عنوان یکی از مبانی انسان شناسی اندیشه سیاسی این دو اندیشمند احیاگر است و مباحث آن در راستای مدلل نمودن این فرضیه اند که : « در حالی که اندیشه سیاسی غزالی در پارادایم اندیشه سیاسی سنتی تحلیل پذیر است ، اما اندیشه امام خمینی از شاخصهای اندیشه سیاسی سنتی تحلیل پذیر است ، اما اندیشه امام خمینی از شاخصهای اندیشه سیاسی سنتی فراتر می رود » .
چکیده
مقاله حاضر به بررسی نظریه مولوی درباره عقل میپردازد. وی عقل را دارای انواع مختلف میداند و برای هر کدام کارکرد خاص تعریف میکند. عقل جزئی به مصلحتاندیشی معروف است و چندان با عشق سرسازگاری ندارد اما عقل کلی آدمی را از قید بندگی میرهاند و به مراتب عالی کمال میرساند.
در این مقاله با استناد به اشعار مولوی علاوه بر توضیح مراتب عقل، به تقابل برخی از مراتب آن با عشق هم پرداخته شده است.