ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۴۲۱ تا ۴٬۴۴۰ مورد از کل ۴٬۴۹۲ مورد.
۴۴۲۱.

شناسایی مولفه ها و خرده مولفه های برنامه درسی آینده پژوهانه و تحلیل جایگاه آن در اسناد بالا دستی آموزش و پرورش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۵ تعداد دانلود : ۱۱۸
هدف:پژوهش حاضر با هدف شناسایی مؤلفه ها و خرده مولفه های برنامه درسی آینده پژوهانه و تحلیل جایگاه آن در اسناد بالا دستی آموزش و پرورش انجام شد.روش: روش پژوهش توصیفی شامل؛تحلیل اسنادی و تحلیل محتوا و رویکرد ان کاربردی بود. جامعه پژوهش در بخش تحلیل اسنادی کلیه متون مرتبط با برنامه درسی آینده پژوهانه و در بخش تحلیل محتوا چهار سند بالادستی نظام آموزش و پرورش می باشد؛ با توجه به ماهیت موضوع از نمونه گیری صرف نظر و کل جامعه بررسی شد. ابزارهای اندازه گیری فرم، فیش برداری و سیاهه تحلیل محتوای محقق ساخته است.داده های اسنادی به شیوه کیفی و داده های تحلیل محتوا با استفاده از شاخص های توصیفی در فرایند تحلیلی آنتروپی شانون مورد بررسی قرار گرفتند. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد:1. چارچوب مفهومی برنامه درسی آینده پژوهانه را می توان در پنج مولفه تربیت چند فرهنگی، تربیت شهروندی، تربیت فناوری اطلاعات و ارتباطات، تربیت هنری و زیبا شناسانه و تربیت جنسی نشان داد .2. میزان توجه به مؤلفه های برنامه درسی آینده پژوهانه در اسناد بالادستی متفاوت است به طوری که بیشترین تأکید بر مؤلفه «هنر و زیبایی شناسی» و کمترین تأکید بر مؤلفه «فناوری اطلاعات و ارتباطات» و «تربیت جنسی» است.3- در بین اسناد مورد بررسی بیشترین ضریب اهمیت مربوط به سند چشم انداز بیست ساله(439/ ) و کمترین مربوط به سند نقشه جامع علمی کشور (232/ ) بوده است.نتیجه گیری:لازم است مولفان و تدوین کنندگان اسنادبالادستی در ویراست های اتی اسناد، به مولفه ها و خرده مولفه های کمتر مورد تاکید قرار گرفته اند توجه بیشتری داشته باشند.
۴۴۲۲.

دورنمایی از فرایند ایجاد تغییرِ پایدار در اراده، مبتنی بر فلسفه ی تعلیم و تربیت علامه مصباح یزدی (ره)(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۰ تعداد دانلود : ۱۷۷
ایجاد تغییر در اراده انسان و جهت دهی به آن، دغدغه اصلی هر مربی است. اما معمولاً این فرایند ناخودآگاه انجام می شود. تدوین و ترسیم این فرایند و در نتیجه خودآگاه کردن آن اهداف و نتایج مهمی، نظیر انضباط بخشی به فعالیت های تربیتی، تسهیل در آموزش مربیان و امکان ارزیابی فعالیت ایشان را در پی خواهد داشت. پژوهش پیش رو سعی دارد این موضوع را بررسی کند و دورنمایی از فرایند جهت دهی اراده ترسیم نماید. مطابق یافته های این پژوهش، فرایند مذکور مبتنی بر مبانی انسان شناختی اسلامی، نظیر وجود امور فطری مشترک در همه انسان ها، کمال طلبی بی نهایت و قدرت اختیار در او و توقف صدور فعل اختیاری بر سه عنصر «بینش» و «گرایش» و «توانش» در شش مرحله تنظیم می شود: 1. القای تردید نسبت به کمال آورترین بودنِ فعلِ اختیارشده و سوق دادن متربی به سمت یافتن ملاک تعیین فعلِ سودمندتر؛ 2. کمک به متربی برای دستیابی به ملاک تعیین فعل سودمندتر؛ 3. کمک به وی برای تطبیق ملاکِ به دست آمده در افعال هم عرض و تعیین فعل سودمندتر؛ 4. تسهیل صدور اراده با تقویت قدرت اراده و گرایش نسبت به آن فعل؛ 5. تسهیل تحقق خارجی فعل با تقویت قدرت مکلف بر انجام فعل و فراهم کردن شرایط بیرونی؛ 6. یادآوری ملاک تعیین فعل سودمند و تطبیق مدامِ آن بر فعل مذکور و کمک به تکرار صدور عمل تا دستیابی به ملکه.
۴۴۲۳.

ارزیابی کارآمدی نظریه های فطری آموزش دین در سامان بخشی به فرآیند تربیت دینی در نظام تعلیم و تربیت رسمی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۴ تعداد دانلود : ۱۷۴
بیش از دو دهه است که برنامه ریزان در نظام تعلیم و تربیت رسمی تلاش می کنند تا برنامه درسی آموزش دین را مبتنی بر فطرت تدوین و ارائه کنند. پژوهش های متعددی نیز در این دو دهه، با هدف کمک به فراهم کردن بنیان های علمی برای انطباق آموزش دین بر فطرت انجام شده است. این مقاله ضمن ارزیابی میزان توفیق پژوهش های انجام شده در دستیابی به هدف فوق، در صدد شناسایی نظریه کارآمد به منظور پاسخگویی به پرسش هایی در زمینه چیستی، چرایی و چگونگی انطباق آموزش دین بر فطرت در نظام تعلیم و تربیت رسمی بود. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی تحلیلی نشان داد که مطالعات انجام شده را از حیث میزان توانایی در تولید علوم تربیتی مورد نیاز برای انطباق آموزش دین بر فطرت می توان به سه دسته انتزاعی، نسبتاً کاربردی و کاربردی تقسیم کرد. همچنین یافته های پژوهش بیانگر این است که از میان سه دسته مذکور، پژوهش های کاربردی واجد ظرفیت کامل برای پاسخگویی به پرسش هایی است که در نظام تعلیم و تربیت رسمی در زمینه انطباق دین بر فطرت مطرح می گردد.
۴۴۲۴.

بررسی تأثیر آموزش محتوای درس تفسیر موضوعی نهج البلاغه بر هوش اخلاقی دانشجویان دختر دانشگاه ولی عصر(عج) رفسنجان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۷ تعداد دانلود : ۱۲۶
هدف این پژوهش بررسی تأثیرآموزش محتوای درس تفسیر موضوعی نهج البلاغه بر هوش اخلاقی دانشجویان دختر دانشگاه ولی عصر(عج) رفسنجان بود.روش تحقیق شبه آزمایشی بود که جهت دسترسی به اهداف،از طرح پیش آزمون-پس آزمون با یک گروه استفاده شد.جامعه آماری ،شامل دانشجویان دختر مقطع کارشناسی دانشگاه ولی-عصر(عج)در نیمسال اول 1402-1401 بودند.شیوه نمونه گیری هدفمند ودر دسترس بوده است.دانشجویانی که در کلاس درس تفسیر موضوعی نهج البلاغه شرکت داشتند به پرسشنامه هوش اخلاقی پاسخ دادند. بعد از 16جلسه آموزش؛ مجدداً به پرسشنامه پاسخ دادند.تجزیه و تحلیل داده هادر سطح توصیفی واستنباطی انجام گرفت.یافته ها: بین نتایج پیش آزمون و پس آزمون به لحاظ میانگین نمرات خرده مقیاس هوش اخلاقی و در نهایت شاخصِ هوش اخلاقی؛ قبل و بعد از آموزش تفاوت معناداری وجود نداشت.نتیجه گیری: محتوای مناسب و آموزش صحیح از عوامل مهم تاثیر گذار بر تغییرنگرش ها و دیدگاههای افراد می باشد.اصول اخلاقی اکتسابی هستند و افراد یاد می-گیرند که چگونه خوب باشند .نتایج تحقیق نشان دادکه محتوای انتخاب شده برای تدریس درس تفسیر موضوعی نهج البلاغه، از عوامل مؤثر بر تقویت هوش اخلاقی نبود و نتوانست تغییر معناداری را در خرده مقیاسهای آن ایجاد نماید. لذا توصیه می شود نسبت به بازبینی محتوا،تغییرشیوه آموزش و انجام پژوهش در سایر دانشگاهها اقدام شود.
۴۴۲۵.

واکاوی آثار افکار و نیات بر رخدادهای زندگی از منظر قرآن کریم و نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۳۵
بررسی و مداقه در خصوص نسبت افعال انسان و رخدادهای زندگی او از منظر اسلام مسأله ای است که از دیرباز مدنظر متفکرین و پژوهشگران مسلمان و هم چنین اسلام شناسان و اسلام پژوهان بوده است؛ در چنین فضایی جست و جو پاسخی روش مند و مستدل پیرامون مسأله مذکور زمانی ممکن می شود که از طریق واکاوی آیات قرآن کریم و مطالب نهج البلاغه به عنوان دو کتابی که مرجع اصلی مسلمانان محسوب می شوند به جایگاه ارتباط افعال انسان و رخدادهای زندگی پرداخته شود. سوال اساسی در این پژوهش اینست که: « با توجه به متن قرآن کریم و مطالب نهج البلاغه جایگاه افکار و نیات و اثر آن ها در حوادث زندگی فردی و جمعی انسان چگونه بیان شده است؟» در همین راستا نتایج بررسی ما حاکی از این مطلب است که هم در آیات قرآن کریم و هم در مطالب مندرج در نهج البلاغه، افکار و نیات آثار کاملاً مشهودی بر رخدادهای زندگی انسان دارند و این آثار نه تنها در بعد فردی قابل مشاهده ذکر شده اند بلکه آیات قرآن کریم و کلام امیرالمومنین علی علیه السلام مؤید این امر هستند که در بعد اجتماعی نیز تحقق آثار آن ها در رخدادهای زندگی امری محتوم است.
۴۴۲۶.

بسترها و پیامدهای آزاداندیشی از منظر نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۹ تعداد دانلود : ۱۶۵
هدف پژوهش حاضر، تحلیل آزاداندیشی و معرفی بسترها و پیامدهای آن از منظر نهج البلاغه است. پژوهش حاضر با روش تحلیل محتوای جهت دار قیاسی – استقرایی، به جمع آوری گزاره هایی از کتاب نهج البلاغه پرداخت که حاوی واژه های «تفکر و مترادفات آن» بوده و به نوعی با «اندیشه» پیوند خورده بود. پس از مفهوم گیری و مقوله بندی گزاره های منتخب، به آن دسته از گزاره هایی که به نوعی به موضوع آزاد اندیشی پیوند خورده، توجه شد و چهار مولفه مبانی آزاداندیشی، شاخصه و ویژگی آزاداندیشی، زمینه و بسترهای تحقق آزاداندیشی و آثار و نتایج تربیتی آزاداندیشی، استخراج گردید. پس از استنباط مولفه های به دست آمده، تحلیل آزاداندیشی و جنبه های مختلف آن از منظر امیرالمومنین علی علیه السلام مورد توجه قرار گرفت که برخی پیامدهای تربیتی آزاداندیشی نیز حاصل شد. یافته های پژوهش نشان داد که آزاداندیشی برمبنای آزادی انسان و فهم آگاهانه دین پی ریزی شده و ضمن اینکه با انتقاد و بیان صریح حقایق، انتقادپذیری و محوریت عقل و عمل به حکم عقل همراه است، نیازمند زمینه و بسترهای تحقق آن، یعنی استقلال فکر، کاستن از تعلقات بی اساس، واقع بینی و جامع نگری، نفی پیش فرض های ذهنی و مهم تر از همه، در نظر داشتن محدودیت های اندیشه ورزی است. رعایت الگوی آزاداندیشی ارائه شده از سوی نهج البلاغه نیز، پیامدهای تربیتی چون خودداری از رفتار خرافی، دوری از اتهام زنی، اجتناب از انفعال، پرسشگری و مطالبه گری، پاسخگویی و مسئولیت پذیری، انعطاف پذیری و پرهیز از فرو رفتن در شبهات را به دنبال دارد.
۴۴۲۷.

مولفه های تربیتی مکتب شهید حاج قاسم سلیمانی در منظومه بیانات امام خامنه ای (تحلیل مضمون)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۱۳۲
هدف پژوهش حاضر تشریح مولفه های تربیتی مکتب شهید حاج قاسم سلیمانی با تاکید بر پیام مقام معظم رهبری به مناسبت شهادت شهید سلیمانی است. این نوشتار از نوع پژوهش های کیفی با هدف اکتشاف است. قلمرو پژوهش مبتنی بر پیام بر پیام مقام معظم رهبری به مناسبت شهادت شهید سلیمانی و دیگر بیانات معظم له حول محور شهید سلیمانی راجع به مولفه های تربیتی مکتب شهید سلیمانی است. داده ها به روش فیش برداری و اسنادی، جمع آوری شده است. جهت کشف مضمون ها از روش تحلیل مضمون طی مسیر شده است. جهت استخراج مضامین پایه ای، مضامین فراگیر متن پیام رهبری و دیگر بیانات حول محور شهید مورد بررسی واقع شد. مطالب با روش "تحلیل مضمون" مورد بررسی واقع شدند. در نتیجه این بررسی، 104 مضمون پایه ای، 16 مضموم سازمان دهنده که عبارتند از : اخلاص، شجاعت، صدق، زهد، معنویت، تشرع، تخصص، بلند همتی، تربیت مکتبی، دگرسازی، خستگی ناپذیر، درایت، تدبیر، پایبندی به آرمانها، دشمن شناسی و استکبار ستیزی و 3 مضمون فراگیر که عبارتند از مولفه های تربیتی اخلاقی، مولفه های تربیتی مهارتی و مولفه های تربیتی مکتبی استخراج شد.
۴۴۲۸.

تدوین مدل خوش بینی تحصیلی براساس نشاط ذهنی و هوش زیباشناختی با میانجی گری جو عاطفی خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۸ تعداد دانلود : ۱۶۴
پژوهش حاضر با هدف تبیین مدل معادلات ساختاری برای پیش بینی خوش بینی تحصیلی بر اساس هوش زیباشناختی و جو عاطفی خانواده با نقش میانجی جو عاطفی خانواده در نوجوانان انجام شد. مطالعه حاضر از نظر هدف کاربردی و نحوه گردآوری داده ها از نوع همبستگی و توصیفی بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان رده سنی 18-10 سال شهر تهران بود. نمونه پژوهش 380 نوجوان بود که در دو مرحله نمونه گیری خوشه ای و در دسترس در پژوهش شرکت کردند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسش نامه خوش بینی تحصیلی اسچنن موران و همکاران (2013)، پرسشنامه جو عاطفی خانواده هیل برن (1964)، پرسشنامه نشاط ذهنی ریان و فردریک (1997)، پرسشنامه هوش زیباشناسی رشید و همکاران (1396) است. داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS26 و LISREL8.8 تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که مدل تحقیق برازش خوبی دارد (90/0=GFI) و هوش زیباشناختی و نشاط ذهنی پیش بینی کننده خوش بینی تحصیلی در نوجوانان است و جو عاطفی خانواده می تواند این تأثیرات را تعدیل کند. براین اساس، تکیه بر هوش زیباشناختی و بهره گیری از درک زیبایی های جهان در نوجوانان می تواند زمینه افزایش خوش بینی تحصیلی و پدیدایی پیامدهای مثبت تحصیلی را فراهم سازد.
۴۴۲۹.

مؤلفه های هوش هیجانی در سبک زندگی شهید حاج قاسم سلیمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۲ تعداد دانلود : ۱۳۳
تربیت در معنای اصیل خود، ایجاد بستر و زمینه برای شکوفایی استعدادهای بالقوه فرد، به منظور رشد و تکامل او در جهت نیل به اهداف مطلوب است تا با تحول بینش، نگرش و کنش ها، فرد در جهت اهداف تعیین شده، حرکت کند. تربیت اسلامی، تربیت مطلوبی است که از جزئی ترین مسائل زندگی تا مسائل عمده آن را در بر می گیرد و کل شخصیت انسان را پوشش می دهد، زیرا تربیت اسلامی به معنای متخلق شدن به اخلاق الهی است. هدف این پژوهش واکاوی و شناسایی ویژگی های الگوی تربیت اسلامی مکتب شهید حاج قاسم سلیمانی براساس مؤلفه های هوش هیجان است. این پژوهش از نظر روش گردآوری داده ها و طرح تحقیق، پژوهشی کیفی با طرح تحلیل محتوا است، زیرا داده های کیفی این پژوهش از کتاب ها، سخنرانی ها، گزارش ها و مقالات مرتبط با سردار حاج قاسم سلیمانی است. یافته های پژوهش نشان می دهد از میان مؤلفه های هوش هیجانی، به ترتیب هوش میان فردی، سازگاری، درون فردی، خلق عمومی و مدیریت تنیده در زندگی سردار سلیمانی مطرح بود و در ادامه مصادیقی از هوش هیجانی در زندگی سردار حاج قاسم سلیمانی به عنوان الگوی تربیت اسلامی بیان شد.
۴۴۳۰.

نقدی بر ایده های ساختارشکنی دانشگاه و قلمروزدایی نظام تربیت در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۷ تعداد دانلود : ۱۳۰
مقدمه و اهداف: اندیشمندان غربی بسیاری، مانند ایمانوئل کانت، یورگن هابرماس، جان سرل، ژاک دریدا و ژیل دلوز درمورد ایده دانشگاه سخن گفته اند و تحقیق کرده اند. امّا، اندیشمندان ایرانی که شاید این ضرورت را به دلیل جدید بودن دانشگاه حس نکرده اند، به این موضوع وارد نشده اند. درحال حاضر، باتوجّه به گسترش کمّی و کیفی دانشگاه های کشور و تولید علم توسط آنها که در دهه های اخیر رخ داده است، بحث در مورد فلسفه و ایده دانشگاه با اهمیت شده است و یکی از دغدغه های موجود در میان بسیاری از صاحب نظران و همچنین مدیران کشور است، و پرسش هایی نظیر «مفهوم دانشگاه چیست؟» «دانشگاه در ایران چگونه است؟» و «دانشگاه ایرانی چقدر با دانشگاه تراز فاصله دارد؟» مطرح شده اند. هر نوع پاسخی به این پرسش ها مسیری متفاوت برای آینده آموزش عالی کشور ترسیم خواهد کرد. ازآنجایی که منابع داخلی در پرسش از «ایده دانشگاه» ناچیز است، نگاه برخی از پژوهشگران به ایده های متفکّرین غربی است که به تبع آن تأثیرپذیری از آن به وجود می آید. درنتیجه، عملاً دانشگاه های ما در خدمت نظام مدرن و مدرنیته خواهند بود و کارکرد آنها با واقعیت اجتماعی فرهنگی کشور سنخیتی ندارند. در این گونه آثار ملاحظه می شود که برخی از نکات اصلی و پایه ای مورد غفلت قرار گرفته است، مانند نقدها و ایرادهایی که اندیشمندان غربی به نظرات همدیگر وارد کرده اند و همچنین ایرادات ماهوی علوم مدرن. ازاین رو، علاوه بر اینکه نیاز است، خود پژوهشگر در به کارگیری و تجویز نظریات غربی با دقت نظر و منتقدانه عمل نماید، ضروری است که دیگران نیز به نقدِ ایده های مطروحه این پژوهشگران بپردازند. در این مقاله به مطالعه و نقد دو ایده دانشگاه، یعنی «ساختارشکنی دانشگاه» (مصباحیان، 1388) و (مصباحیان، 1398) و «قلمروزدایی از نظام تربیتی کشور» (سجادی، 1399) خواهیم پرداخت. درواقع، پرسش اصلی این مقاله این است که آیا هر یک از دو ایده می توانند ایده دانشگاه در تراز کشور را معرفی نمایند؟ روش: روش پژوهش در این مقاله، روش نقد منطقی فلسفی است. پژوهشگر عدم انسجام منطقی، تناقضات درونی و ایرادات فلسفی ایده های «ساختارشکنی دانشگاه» (مصباحیان، 1388) و (مصباحیان، 1398) و «قلمروزدایی از نظام تربیتی» (سجادی، 1399) را بررسی می کند.   نتایج: در ساختارشکنی تاریخ، دریدا به نفی ارزش های دوران تاریخی یا همان پیش فرض های متون تاریخی می پردازد. هدف از طرح ساختارشکنی، معنازدایی و اعتبارزدایی از ارزش های گذشته و متافیزیکی ایجاد شده است (Derrida, 2002). درواقع، «کاربرد مرسوم، این اصطلاح [ساختارشکنی] به معنای برچیدن انتقادی سنت و شیوه های سنتی تفکر است» (Britannica). با این توضیحات معلوم می شود مقصود دریدا از ساختارشکنی دانشگاه و دانشگاه بدون شرط ایجاد دانشگاهی است که در مقابل ارزش های پیش فرض گرفته شده مقاومت کند و تسلیم ارزش های انسان گرایی باشد. البته، دریدا در این مسیر دچار مغالطات بسیاری شده است. در این مقاله ملاحظه شد، ساختارشکنی دانشگاه توسط دریدا دارای تناقض درونی و عدم انسجام منطقی است. درواقع، نشان داده شد که گزاره «دانشگاه بدون شرط، وجود ندارد» نوعی خطا در تفکر و استدلالی غیرمعتبر است. برای ایجاد خلّاقیت در تفکر لازم است نظام تربیتی در آینه جغرافیا، جایگزین نظام تربیتی در بستر تاریخ شود (سجادی، 1399). بنابراین، گفتمان در آینه جغرافیا، که خود را می بینیم؛ یعنی اکنون و اینجا را ببینیم، به تعبیر فلاسفه پساساختگرا یعنی جیو [1] داشته باشد؛ «جیو»یی به نام دانش آموز، پداگوژی، آموزش وپرورش و غیره، بنابراین در این گفتمان، جغرافیا خود باید دیده شود نه چیزهای دیگر (همان). باید توجّه به توانایی ها و ذات یادگیرنده شود، نه آرمان ها، مذهب و تاریخ (همان). فلسفه دلوز براساس مفاهیم ریاضی و علمی ای بنا نهاده شده است که دانشمندان غربی معتقدند که او برداشت صحیحی از آنها نداشته است (سوکال، 1392، فصل 9). ازاین رو، استفاده دلوز از این مفاهیم مسلماً بدون تناقض نخواهد بود. علاوه بر اینکه بسیاری از چشم اندازهای این گونه ایده های دانشگاه ادعاهای بدون شواهد تجربی و یا اثبات نظری هستند. برخی از ایرادهای ناشی از کاربرد فلسفه دلوز در نقد تعلیم و تربیت کشور در مقاله (سجادی، 1399) ناشی از عدم توجّه به این واقعیت است که قلمروسازی و بازتولید قلمرو، از واژگان دلوز باورمند به مذهب انسان گرایی (اومانیسم) عاریت گرفته شده است که خداباوری جایگاهی ندارد. ازاین رو قلمروزادیی به صورت روشی برای تغییر قلمروی مفاهیم الهی استفاده می شود و نمی توان آن را به عنوان ابزاری برای نقد این مفاهیم به کار برد. ایراد مهم و اساسی دیگر مقاله (سجادی، 1399) این است که خلط مفاهیم در اشتراک لفظی واژگانی مانند «خلّاقیت» و «استعداد» که نزد هر مکتب فکری دارای معنای متفاوت هستند. بحث و نتیجه گیری: در پدیدارشناسی تاریخی دانشگاه در اروپا چهار مدل دانشگاه (مسیحی، دولت ملت، ایدئالیسم، جهانی سازی اقتصادی و خدمت به فرد) در دوران های مختلف تاریخی استخراج شده است که با بررسی نزاع و گفتگو میان آنها، سمت حرکت دانشگاه مشخص می شود (مصباحیان، 1388). از پدیدارشناسی فوق نتیجه می شود که دانشگاه همواره منعطفْ و متأثر از وضعیت های اجتماعی، جغرافیایی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی بوده است. دریدا با ساختارشکنی دانشگاه، به «دانشگاه بدون شرط» می رسد که بدون شروط بودن؛ یعنی دانش نامشروط و مطلق و به معنای بدون پیش شرط بودن و عدم تأثر از شرایط سیاسی و اجتماعی است. دریدا اعتراف می کند که «دانشگاه بدون شرط، درواقع وجود ندارد»! (همان). در این گزاره، دانشگاه بدون شرط (بلاشرط) در جایی با ماهیت «بشرط شیء» (مقارنت با دولت ملت و غیره) مصداق خارجی پیدا می کند و ماهیت مخلوطه است و در جایی دیگر ماهیت «بشرط لا» و ماهیتی مجرده است که با هیچ چیز حتی «وجود» هم مقارنت پیدا نمی کند. این تناقض منطقی فلسفی نهفته در ساختارشکنی دانشگاه توسط دریدا است.  در مقاله (سجادی، 1399) گفتمان نظام تربیتی حاکم در کشور براساس مبناگرایی تاریخی است. در این گفتمان نگاه به گذشته، سپس حرکت به سوی آینده و ساختن آینده براساس گذشته که عامل رکود و رخوت در این نظام است. ازاین رو، بر پایه اندیشه قلمروزدایی ژیل دلوز برای ایجاد خلّاقیت در تفکر نظام تربیتی در آینه جغرافیا، باید جایگزین نظام تربیتی در بستر تاریخ شود (همان). زیرا در آینه، درواقع خود انسان دیده می شود. بنابراین، گفتمان در آینه جغرافیا، که خود را می بینیم؛ یعنی اکنون و اینجا را ببینیم.  در این گفتمان، جغرافیا «خود» باید دیده شود نه چیزهای دیگر. باید توجّه به توانایی ها و ذات یادگیرنده شود، نه آرمان ها، مذهب و تاریخ (همان). برخی از ایرادهای مقاله (سجادی، 1399) عبارت اند از: یک ایراد مقاله (سجادی، 1399) خلط مفاهیم است که در اشتراک لفظی واژه ها در مکاتب گوناگون رخ داده است، مانند واژه «خلّاقیت» در واژگان دلوز معنایی متفاوت از فهم عامه از آن دارد. به طوری که گزاره سجادی (1399): «خلّاقیت را نمی توان در کلیشه آن [رویکرد اسلامی] قرار داد» در تناقض با تعریف دلوزی از خلّاقیت است، زیرا، مفهوم دلوزی خلّاقیت، ایجاد تردید و پرسش در مفهوم «خلّاقیت در قلمرو سرمایه داری» است که یکی از قربانیان این خلّاقیت کدهای اجتماعی سنتی، اعتقادات مذهبی و غیره است (Jeanes, 2016). نمونه دیگر، واژه «پتانسیل» (استعداد) است که مفهوم آن در واژگان دلوز و مطهری کاملاً متفاوت است. «استعداد» در تعریف مطهری ریشه در فطرت دارد و در تعریف دلوز ریشه در عقل خود بنیاد. همچنین، خودسازی نزد مطهری و معارف اسلامی مبتنی بر همان مبناگرایی و حیات طیبه است که مقاله سجادی (1399) در نفی و قلمروزدایی از آن نوشته شده است. به طور کلی عقل خودبنیاد نافی عقل خدابنیاد است و این دو با هم ناسازگارند.   یکی دیگر از ایرادها، در مقاله (سجادی، 1399) التقاط است. ارزیابی یک نظریه بر مبنای وجود فطرت، با نظریه رقیب، انسان گرایی (اومانیسم) که منکر فطرت است؛ به عبارت دیگر، دلوز درون بودگی را در مقابل متعال کانتی استفاده کرده است. اکنون می توان پرسید «چگونه فطرت در فلسفه دلوزی می تواند تعریف شود؟» ایرادی دیگر، محدود ساختن مفاهیم است. به عنوان مثال، در مقاله «سجادی، 1399) «نقل» را فقط معادل «تاریخ» گرفته شده است. در مقاله (سجادی، 1399) مبناگرایی را متصف به تاریخی بودن کرده است؛ یعنی، «حیات طیبه» امری است که در گذشته مطرح شده است و امروزه دیگر مطرح نیست. به بیان دیگر و بر سیاق این مقاله، در زمان حاضر، انواع دیگری از حیات به وجود آمده اند یا می توانند توسط افراد خلق شوند. درحالی که در نگاه دینی حیات طیبه امری فطری است و فطرت انسان «اکنون» است نه «گذشته».   ایرادهای دیگری نیز وجود دارند که در مقاله به آنها پرداخته شده اند. تعارض منافع: تعارض منافع اعلام نشده است.
۴۴۳۱.

مقایسه علم حضوری از منظر علامه طباطبایی و شهود از دیدگاه نل نادینگز و دلالت های تربیتی آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۶ تعداد دانلود : ۱۲۶
«نگاه به درون» آغازی دوباره بر فرآیند تعلیم و تربیت است. علم حضوری از دیدگاه علامه طباطبایی و شهود از دیدگاه نل نادینگز هر دو در حد وسط نگاه به درون بیشترین قرابت مفهومی را دارند. علم حضوری، گونه ای از رؤیت و مشاهده بدون استفاده از ابزارهای حسی است. در این نوع از علم، شیء بدون واسطه نزد ما حاضر است. علامه معتقد است انسان موجودی خالی و تهی نیست، بلکه پُر از ظرفیت های نهفته است که هستی تجلی گاه آن است. از این رو، علامه اصالت را به علم حضوری می دهد و دانش را از طریق علم حضوری محقق می داند. شهود نیز راهی برای شناخت است که در آن نفس ما با ابژه تماس مستقیم برقرار می کند. شهود، مانند دیدن بدون واسطه، واقعیت را مقابل ما به تصویر می کشد. اگر نگاه هستی شناسانه علامه به علم حضوری و نگاه ابزاری نادینگز به شهود در فرآیند تعلیم و تربیت به کار بسته شود، نقطه شروع آموختن، خود فراگیر خواهد بود. در این نوشتار، دیدگاه های دو اندیشمند در حوزه تعلیم و تربیت، با روش تطبیقی-تحلیلی، استخراج و توصیف شد. سپس با بررسی تطبیقی این دیدگاه ها، الگوی منسجم با تأکید بر «نگاه به درون» ساخته شد. هر دو اندیشمند درصدد بودند که انسان را متوجه درون کنند و فرآیند تربیت و آموزش را از درون آغاز کنند. این در حالی است که امروزه تعلیم و تربیت صرفاً در تحمیل انبوهی از داده ها خلاصه شده است. ابزار شناخت بودن، تسهیل گری مربی، کاشفیت و نفس محور بودن ازجمله دلالت های تربیتی علم حضوری و شهود است. این دلالت ها نظام تعلیم و تربیت را از حالت وضع، جعل و تحمیلی بودن خارج می کند و کاربست آن فرآیند علم آموزی و تربیت را برای فراگیر تسهیل می کند.
۴۴۳۲.

الگوی جاری تربیت دینی دانشجویان دانشگاه فرهنگیان: رویکرد نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۲ تعداد دانلود : ۱۵۷
هدف اصلی این پژوهش، صورت بندی الگوی نظری حاکم بر برنامه درسیِ در حال اجرای تربیت دینی دانشگاه فرهنگیان بود. این پژوهش از نوع پژوهش کیفی و با روش نظریه داده بنیاد براساس رویکرد سیستماتیک اشتراوس و کوربین انجام شد. جامعه آماری مورد مطالعه این پژوهش شامل کلیه کارگزاران اصلی دخیل در برنامه درسی تربیت دینی دانشگاه فرهنگیان شامل دانشجومعلمان، اساتید و مدیران گروه های آموزشی دانشگاه فرهنگیان استان خراسان رضوی بودند. نمونه پژوهش حاضر شامل 18 نفر از دانشجو معلمان، 14 نفر از اساتید دانشگاه فرهنگیان و 3 نفر از مدیران گروه های آموزشی بودند که به شیوه هدفمند موارد مطلوب انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته جمع آوری و در طی سه مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری و انتخابی مورد تحلیل قرار گرفتند. برای تأمین روایی و پایایی از معیارهای لینکن و کوبا و رائو و پری استفاده شد. نتایج پژوهش در قالب مدل پارادیمی شامل عدم تجانس و هماهنگی در ابعاد برنامه درسی تربیت دینی دانشگاه فرهنگیان به عنوان مقوله ی محوری و شرایط علی (ضعف بصیرتی دانشجویان، ضعف های آموزشی اساتید، چالش های محیطی دانشگاه)، عوامل زمینه ای (ساختار قانونی و تصمیمات دانشگاه، گروه همسالان، خانواده و جامعه)، شرایط مداخله ای تسهیل گر(حمایت و بسترسازی دانشگاه در زمینه تربیت دینی، توجه به تربیت دینی در برنامه درسی مصوب و استفاده از رویکردهای سازنده گرا در دانشگاه)، شرایط مداخله گر محدودکننده(فرهنگ آموزش محور، نگاه قضاوت گونه به دین و ضعف تخصص اساتید در تربیت دینی)، راهبردهای پیشنهادی (رویکردهای آموزش دینی، طراحی برنامه استراتژیک در زمینه نهادینه سازی تربیت دینی، استفاده از سازوکارهای تشویقی، اعتدال ورزی در تربیت دینی) و پیامدهای جاری (دین دانی به جای دین داری در دانشجو معلمان) سازمان یافت.
۴۴۳۳.

طراحی الگوی تربیت نسل بر پایه دیدگاه های مقام معظم رهبری به شیوه گرندد تئوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۲ تعداد دانلود : ۱۳۴
رهبر انقلاب اسلامی در بیانیه ی گام دوم انقلاب با مرور تجربه ی ۴۰ ساله ی انقلاب اسلامی اعلام کردند: انقلاب «وارد دوّمین مرحله ی خودسازی و جامعه پردازی و تمدّن سازی شده است». گام دومی که باید در چارچوب «نظریه ی نظام انقلابی» و با «تلاش و مجاهدت جوانان ایران اسلامی» به سوی تحقق آرمانِ «ایجاد تمدّن نوین اسلامی و آمادگی برای طلوع خورشید ولایت عظمی (ارواحنافداه)» برداشته شود. در همین راستا پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی تربیت نسل انقلابی برپایه دیدگاه های مقام معظم رهبری به شیوه گرندد تئوری انجام شد.این پژوهش جزء تحقیقات کیفی از طریق تحلیل محتوای کیفی با رویکرد نظریه مبتنی بر گرندد تئوری است. داده ها از طریق سند کاوی فیش های تعلیم و تربیت موجود در دفتر حفظ و نشر آثار معظّم له جمع آوری گردید.جامعه آماری متشکل از فیش های با موضوع تربیت نسل در سایت دفتر مقام معظم رهبری در طی سال های 1368 تا 1397 بود. جهت دستیابی به اشباع نظری تمام فیش ها به تعداد41فیش مورد استفاده قرار گرفت و نمونه گیری انجام نشد.ابزار پژوهش، فرم سندکاوی محقق ساخته بود. داده ها با رویکرد اشتراوس و کوربین طی فرایند کدگذاری، نام گذاری،مقوله-بندی و تحلیل گردید. جهت تحلیل اولیه داده های کیفی از نرم افزار 2020 Maxqda استفاده شد. در نهایت الگوی تربیت نسل انقلابی برپایه دیدگاه های مقام معظم رهبری طراحی شد. نتایج پژوهش حاکی از مقوله های کلی شناسایی شده در قالب مدل پارادیمی شامل شرایط علی(با 39 کد اولیه) شرایط مداخله گر(14 کد)،راهبردها(28 کد) و پیامدها(16کد) در یک زمینه دارای فرصت ها ، تهدیدها و ضعف و قوتها و برای پدیده محوری تربیت اسلامی است که مولفه های طراحی الگوی تربیت نسل اسلامی برپایه دیدگاه های مقام معظم رهبری نمایان می کند.
۴۴۳۴.

نقش زیست بوم مدرسه در هویت یابی نوجوانان ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۰۳
مقدمه و اهداف: شکل گیری هویت یکی از وظایف اساسی رشد در دوران نوجوانی است که تحت تأثیر عوامل مختلف اجتماعی و محیطی قرار دارد. اریکسون [1] (1968) هویت را به عنوان تمایزی که فرد میان خود و دیگران قائل می شود تعریف می کند؛ تمایزی که شامل الگوهای فکری درونی شده، ارزش ها و سبک های ارتباطی است. این سازه روانی - اجتماعی در دوران نوجوانی دچار دگرگونی های چشم گیری می شود، زیرا افراد در این دوره، برداشت های خود از خویشتن، ارزیابی های بیرونی و اهداف زندگی خود را با یکدیگر ادغام می کنند (شوارتز، 2005؛ خباز و همکاران، 1389). در این میان، آموزش نقش مهم و تأثیرگذاری ایفا می کند. مدرسه به عنوان اصلی ترین محیط آموزشی، از طریق برنامه درسی، تعاملات معلم و دانش آموز، ساختارهای مدیریتی و حتی برنامه پنهان، بر هویت نوجوانان تأثیرگذار است (طالب زاده و فتحی، 2003؛ گیدنز، [2] 2011).مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش زیست بوم مدرسه در شکل گیری هویت نوجوانان ایرانی انجام شده است. این پژوهش با تکیه بر دیدگاه زیست بومی، مدرسه را نه به عنوان یک نهاد ایستا بلکه به عنوان محیطی اجتماعی - فرهنگی و پویا در نظر می گیرد. در این چارچوب، عواملی همچون روابط همسالان، رفتار معلمان، فرهنگ مدرسه، فضای فیزیکی و منابع در دسترس از طریق روش های کیفی و تحلیل مضمون منابع فارسی، انگلیسی و عربی بررسی شده اند.هدف پژوهش، شناسایی مؤلفه های کلیدی مدرسه ای است که بر ابعاد مختلف هویت تأثیرگذارند و این پرسش را مطرح می کند که آیا دانش آموزان صرفاً دانش می آموزند یا دگرگونی هویتی را تجربه می کنند؟ این تحقیق در نهایت می کوشد با ارائه راهکارهایی، سیاست گذاران آموزشی، طراحان برنامه درسی و مجریان آموزشی را نسبت به نقش پویای مدرسه در فرآیند هویت یابی آگاه سازد. با اتخاذ رویکردی جامع و چندبعدی نسبت به توسعه هویت، این مطالعه به درک عمیق تری از دوران نوجوانی در بستر آموزش و پرورش ایران کمک می کند. روش: در این تحقیق، به منظور بررسی نقش تعلیم و تربیت رسمی در شکل دهی هویت نوجوان ایرانی از روش تحلیل مضمون بهره گرفته شده است. هدف اصلی این روش، استخراج کدهای توصیفی و تجویزی جهت ترسیم مدل مفهومی روابط علی متغیرها است. این تحلیل به روش داده بنیاد با رویکرد ساختارگرای اشتراوس و کوربن نزدیک شده، بدون اینکه چارچوب نظری اولیه مقولات را تعیین کند، بلکه به خلاقیت محقق در کدگذاری جهت داده و باعث ایجاد حساسیت نظری می شود.در مرحله نخست، 350 منبع فارسی، انگلیسی و عربی بررسی شد که پس از پالایش، 24 منبع نهایی (12 فارسی، 10 انگلیسی، 2 عربی) انتخاب شدند که همگی ارتباط مستقیم با موضوع نقش مدرسه در شکل گیری هویت نوجوانان داشتند. این منابع شامل 6 پایان نامه و 18 مقاله بودند و براساس معیارهایی چون اعتبار، قوت نظری و ارتباط با پرسش تحقیق گزینش شدند.با تحلیل این منابع، 98 کد غنی استخراج شد که براساس جهت تأثیرگذاری به چهار دسته تقسیم شدند: هویت ساز، هویت سوز، بسته به جهت عناصر و فاقد تأثیر. تنها یافته های حاصل از روش شناسی تحقیقات لحاظ شدند و محتوای نظری فاقد پشتوانه تجربی کنار گذاشته شد.مراحل انجام این پژوهش با استفاده از روش تحلیل مضمون عبارتند از:آشنا شدن با داده ها؛ایجاد کدهای اولیه و کدگذاری؛جستجو و شناخت مضامین؛ترسیم شبکه مضامین؛تحلیل شبکه مضامین؛ادغام و یکپارچه کردن مجدد متن.  جهت اثرگذاری سازه هویتی رکن زیست بوم مضمون اولیه بسته به جهت عناصرهویت شغلیبافت مدرسهتأثیر بافت مدرسه بر شغل دانش آموزانهویت سوزهویت اجتماعیبافت مدرسهتأثیر مدرسه بر بازتولید هویت های طبقاتیبسته به جهت عناصرهویت فردیبافت مدرسهتأثیر بافت مدرسه بر نوع نگرش دانش آموزانهویت سازهویت ملیبرنامه پنهانتأثیر برنامه پنهان مدارس بر تقویت هویت ملیفاقد تأثیرهویت دینیبرنامه پنهانعدم تأثیر برنامه پنهان مدرسه در هویت دینیهویت سازهویت ملیفناوری های مدرسهضعف امکانات و برنامه ریزی مناسب مدارس در تقویت هویت ملیهویت سازهویت اجتماعیساختار مدرسهتأثیر مدرسه بر شکل گیری هویت گروهی و اجتماعی دانش آموزانهویت سازهویت سیاسیساختار مدرسهتلاش مدرسه در راستای هویت مذهبی مناسک گرا، جمعی و هم پوشان با پرورش سیاسیهویت سازهویت دینیساختار مدرسهتعارض و تفاوت مدرسه و خانواده در چهار مؤلفه هویتی، تحصیلی، مذهبی، سیاسی و انضباطیهویت سازهویت فردیساختار مدرسهدستیابی مدارس به دانش آموزان مطیع برخلاف خانوادهبسته به جهت عناصرهویت شغلیساختار مدرسهتأثیر مدارس پیش حرفه ای بر هویت یابی شغلی سریع تر دانش آموزان در مقایسه با مدارس پیش آکادمیکهویت سازهویت دینیتعامل بازیگرانتأثیر روابط موجود در مدارس بر تقویت هویت دینیهویت سازهویت فردیتعامل بازیگرانتأثیر نحوه تعامل با همسالان در مدرسه بر هویت اخلاقی دانش آموزانهویت سازهویت اجتماعیتعامل بازیگرانتأثیر فعالیت های گروهی مدرسه بر شکل گیری هویت جمعی دانش آموزانهویت سازهویت شغلیتعامل بازیگرانتأثیر رابطه معلم-دانش آموز بر رشد هویت علمی مثبتهویت سازهویت فردیبازیگران مدرسهتأثیر نحوه برخورد کادر مدرسه بر هویت اخلاقی دانش آموزانهویت سوزهویت فردیبازیگران مدرسهنقش مدارس و معلمان به طور ناخواسته و اغلب منفی در رشد هویت نوجوانانبسته به جهت عناصرهویت دینیبازیگران مدرسهتأثیر معلم و همکلاسی ها بر تربیت اعتقادی، اخلاقی و عبادی دانش آموزانهویت سازهویت ملیبازیگران مدرسهتأثیر نقش راهبری معلم بر هویت ملی دانش آموزانهویت سازهویت شغلیبازیگران مدرسهتأثیر روحیه علم دوستی کادر مدرسه بر موفقیت شغلی دانش آموزانهویت سازهویت ملیجو مدرسهتأثیر جو اجتماعی مدارس بر تقویت هویت ملیهویت سازهویت دینیجو مدرسهتأثیر جو اجتماعی مدارس بر تقویت هویت دینیهویت سازهویت فردیجو مدرسهتأثیر فضای مدرسه بر هویت اخلاقی دانش آموزانهویت سازهویت ملیمعماری مدرسهتأثیر ساختار فیزیکی مدارس بر تقویت هویت ملیهویت سازهویت دینیمعماری مدرسهتأثیر ساختار فیزیکی مدارس بر تقویت هویت دینیبسته به جهت عناصرهویت اجتماعیمعماری مدرسهتأثیر معماری فضا بر هویت جمعی دانش آموزانهویت سازهویت فردیفرآیند تربیتیتأثیر نظام مشاوره مدارس بر ارتقا بهزیستی روانی دانش آموزانهویت سازهویت جنسیفرآیند تربیتیتأثیر مدارس با معرفی الگوها در هویت جنسیتی دخترانهویت سوزهویت شغلیفرآیند تربیتیمدرک گرایی در تحصیل علم برخلاف خانوادهبسته به جهت عناصرهویت فردیفرآیند آموزشیتأثیر ناخواسته فرآیندهای آموزشی بر رشد هویت نوجوانانهویت سوزهویت شغلیفرآیند آموزشیتأثیر منفی راهبردهای تدریس در کلاس های هنری که فضایی برای ابراز وجود نمی گذارد در هویت یابی شغلی دانش آموزانهویت سازهویت جنسیفرآیند آموزشیتأثیر مدارس با آموزش و مشاوره خانواده ها در هویت جنسیتی دختران - تأثیر مدارس با مسئولیت دادن به دختران در هویت جنسیتی دخترانهویت سازهویت ملیفرآیند آموزشیتأثیر برنامه های درسی بر شکل گیری و تعمیق هویت ملیهویت سازهویت اجتماعیفرآیند آموزشیتأثیر برنامه های آموزشی و مهارتی بر رشد اجتماعی دانش آموزانبسته به جهت عناصرهویت فردیمحتوای آموزشیتأثیر برنامه درسی بر رشد هویت نوجوانانهویت سازهویت ملیمحتوای آموزشیتأثیر نقش کتب بر هویت ملی دانش آموزانهویت سازهویت دینیمحتوای آموزشیتأثیر نقش کتب بر هویت دینی دانش آموزان  نتایج: بخشی از جدول تحلیل مضمونتحلیل مضمون منابع نشان می دهد که اجزای مختلف زیست بوم مدرسه تأثیر چشم گیری بر شکل گیری هویت نوجوانان دارند. یافته های اصلی در سه حوزه خلاصه می شوند:ابعاد هویتی تحت تأثیر: در میان ابعاد مختلف هویت، بیشترین تأثیر بر موارد زیر مشاهده شده است:هویت فردی (36 کد)؛هویت ملی (18 کد)؛هویت دینی (14 کد)؛هویت اجتماعی (12 کد)؛هویت شغلی (11 کد)؛هویت جنسیتی و سیاسی (هرکدام 3 کد)؛هویت فرهنگی (1 کد).این نتایج نشان می دهد که نظام آموزش رسمی بیشترین نقش را در شکل دهی به هویت فردی، ملی و دینی دانش آموزان ایفا می کند.اجزای مؤثر مدرسه: مؤلفه های زیر بیشترین تأثیر را بر هویت نوجوانان داشته اند:کنشگران مدرسه (معلمان، کارکنان، دانش آموزان، مدیران): بیشترین تأثیر به ویژه بر هویت فردی، دینی و شغلی (18 کد)؛فرآیند آموزشی: مؤثر بر هویت فردی، شغلی، ملی و اجتماعی (16 کد)؛ساختار مدرسه: تأثیرگذار بر هویت فردی، ملی و اجتماعی (13 کد)؛برنامه پنهان و اقلیم مدرسه: تقویت کننده هویت دینی و ملی؛محیط فیزیکی مدرسه: تأثیرگذار بر هویت اجتماعی، فردی و ملی.عوامل تضعیف کننده هویت: پنج عامل به عنوان موانع احتمالی در مسیر رشد هویتی شناسایی شدند:محیط مدرسه: ممکن است نابرابری را بازتولید کند.فرآیندهای سخت گیرانه آموزشی: می توانند مانع شکل گیری هویت شوند.هنجارهای نهادی: ممکن است آزادی بیان دانش آموزان را محدود کنند.مدرک گرایی: خلاقیت را کاهش می دهد.روش های آموزشی سنتی (به ویژه در حوزه هنر): می توانند مانع ابراز خود شوند.در جمع بندی، اگرچه بیشتر اجزای مدرسه نقش مثبتی در رشد هویت دارند - به ویژه در ابعاد فردی، ملی و دینی - برخی ساختارها و رویه های آموزشی می توانند مانع شکل گیری کامل و چندبعدی هویت شوند. رفع این چالش ها نیازمند انعطاف پذیری و شمول گرایی بیشتر در نظام های آموزشی است. مدل مفهومی نقش زیست بوم مدرسه در هویت یابی دانش آموزان بحث و نتیجه گیری: نوجوانان آینده ساز هر جامعه ای هستند و انسجام شخصیتی و مسیر زندگی آنها تا حد زیادی به هویتی بستگی دارد که در این مرحله شکل می گیرد. یکی از نهادهای اثرگذار در این فرآیند، نظام تعلیم و تربیت رسمی است. نگاهی جامع و نظام مند به این نظام، به عنوان یک زیست بوم اجتماعی - فرهنگی پیچیده، درک عمیق تری از نقش آن در شکل دهی به هویت جوانان ایرانی امروز فراهم می کند.در این پژوهش، با بهره گیری از تحلیل مضمون 24 منبع، تعداد 98 مضمون تفصیلی مرتبط با شکل گیری هویت نوجوانان شناسایی شد. در این میان، 12 مؤلفه اساسی در زیست بوم مدرسه شناسایی گردیدند؛ از جمله فناوری های مدرسه، فرآیندهای آموزشی، معماری، بافت، ساختار، محیط و جو، تعاملات میان کنشگران مدرسه و برنامه پنهان.این مؤلفه ها بر هشت بعد کلیدی هویت شامل هویت فردی، اجتماعی، جنسیتی، شغلی، دینی، فرهنگی، سیاسی و ملی تأثیر می گذارند. شایان توجه است که هویت های امتی تمدنی و مجازی (آنلاین)، علی رغم اهمیتشان، در منابع بررسی شده پوشش نیافته اند و می توانند موضوع تحقیقات آینده قرار گیرند.یافته های این پژوهش نشان می دهد که زیست بوم مدرسه به عنوان یک سیستم پیچیده و چندبعدی، تأثیر عمیقی بر شکل گیری ابعاد مختلف هویتی دانش آموزان دارد. ارکان مختلف زیست بوم مدرسه، از جمله بازیگران مدرسه، ساختار مدرسه، فرآیندهای آموزشی و تربیتی، جو مدرسه، و محتوای آموزشی، به طور معناداری بر هویت فردی، ملی، دینی، اجتماعی، شغلی و سایر ابعاد هویتی دانش آموزان تأثیرگذار هستند. در این میان، بازیگران مدرسه بیشترین تأثیر را بر هویت فردی، دینی و شغلی دانش آموزان داشته اند، درحالی که هویت ملی و دینی به طور گسترده ای تحت تأثیر اکثر ارکان زیست بوم مدرسه قرار گرفته اند. همچنین، برخی از ارکان مانند بافت مدرسه و فرآیندهای آموزشی می توانند هم نقش هویت ساز و هم هویت سوز ایفا کنند. این یافته ها بر اهمیت توجه به زیست بوم مدرسه به عنوان یک خرده سیستم کلیدی در فرآیند هویت یابی نوجوانان تأکید می کنند و نشان می دهند که هویت یابی دانش آموزان نتیجه تعامل پیچیده ی عوامل درونی و بیرونی در محیط مدرسه است.شکل گیری و تقویت هویت ایرانی اسلامی نوجوانان اگر غایتی مهم برای سیاست گذاران باشد مستلزم توجه آنان به این نهاد رسمی است چراکه از بین ابعاد هویتی، هویت ملی و دینی دانش آموزان بیشترین بعد هویتی هستند که در این زیست بوم تحت تأثیر ارکان مختلف قرار می گیرند.این پژوهش، مدل زیست بومی فرهنگی را به عنوان جایگزینی برای رویکردهای سنتی فرهنگی در مطالعات مدرسه پیشنهاد می کند و از پژوهش های آینده دعوت می نماید تا اجزای جدید و تأثیرات متنوع انواع مدارس بر هویت نوجوانان را بررسی کنند.  [1] . Erikson  [2] . Giddens 
۴۴۳۵.

تبیین مبانی فلسفی تربیت انتقادی در قرآن کریم به منظور ارائه چارچوب نظری و استنتاج دلالت های آن در اصول و روش های تربیتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۲ تعداد دانلود : ۱۵۹
مطالعه حاضر با هدف «تبیین مبانی فلسفی تربیت انتقادی در قرآن کریم به منظور ارائه چارچوب نظری و استنتاج دلالت های آن در اصول و روش های تربیتی» و با استفاده از روش تحلیل مفهومی و استنتاجی صورت گرفته است. جامعه پژوهش قرآن کریم، تفسیر المیزان، اسناد و منابع مکتوب دست اول و دوم مرتبط با موضوع است. یافته های پژوهش به شرح؛ 29 مبنای هستی شناختی، 28 مبنای انسان شناختی، 8 مبنای معرفت شناختی و 49 مبنای ارزش شناختی تبیین و چارچوب نظری مشتمل بر ابعاد و مؤلفه ها، صورت بندی شد. دلالت های تربیت انتقادی برای اصول تربیتی شامل؛ توحید، وحدت، عدل، واقع گرایی، آزادی و... همچنین برای روش های تربیتی شامل؛ مناظره، گفتگو، جدال احسن، قیاس منطقی، احتجاج و... استنتاج شد. در مکتب انسان ساز قرآن کریم، ترییت انتقادی؛ مبارزه ای فراگیر در مسیر رهایی و آزادی نوع انسان از قیود طاغوت درون و بیرون، پرورش روح ظلم ستیزی، عدالت خواهی، حق طلبی و تکلیف مداری است. غایت آن تربیت افرادی آگاه، خردمند، نقاد، خلاق و خودفرمان است که ضمن آگاهی به حقوق و مسئولیت های فردی و جمعی خویش، در کمال آزادی به ارزیابی، نقد و اصلاح موانع تحقق کمال جسمی و روحانی خویش پرداخته، همچنین برای شکل گیری جامعه توحیدی، و دست یابی به حیات جاویدان، سعادت دنیوی و اخروی، اهتمام خواهند ورزید.
۴۴۳۶.

شناسایی عوامل سازنده و محدود کننده شادکامی زناشویی مبتنی بر آموزه های اسلامی؛ شادکامی تسهیل گر تربیت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۱۵۱
خانواده به عنوان کانون اصلی تأمین نیازهای مختلف انسان، اساساً بر باورها، رفتارها و عواطف اعضای خانواده تأثیر اجتناب ناپذیری دارد، بنابراین کیفیت عملکرد خانواده، سلامت اعضای خانواده و به تبع آن، اجتماع را تحت تأثیر قرار می دهد (نجفی و همکاران، 1403). در درون نظام خانواده نیز، استحکام و دوام زیرمنظومه همسری، کلید ثبات خانواده محسوب می شود؛ به گونه ای که عملکرد این زیرمنظومه بر سلامت خانواده تأثیر فراوان گذاشته و مشکل آن به همه ی خانواده سرایت می کند (زهراکار و جعفری، 1402). از موضوعات مهم در زندگی، تأمین زندگی ای موفق و کامیاب و همراه با خوشبختی و شادکامی است که در ادبیات دین، از آن به عنوان «حیات طیبه»، و «سعادت» و مانند آن، و در روان شناسی مثبت نگر از آن به عنوان «زندگی خوب» یا «کیفیت زندگی» و یا «سعادت و شادکامی» یاد می شود. شادی و نشاط در قرآن و روایات، دارای ضوابط و معیارهای خاصی است که براساس آن معیارها، به ممدوح و مذموم تقسیم بندی می شوند. در آیات قران کریم به صورت کلی به شادی پرداخته شده، اما در احادیث به صورت مفصل و جزئی به شادی و اسباب آن اهتمام خاص نشان داده شده است (پسندیده، 1397). امروزه میزان زیادی از مشکلات بهداشت روانی ناشی از ارتباط های مختل و تعارض در حل مسائل زندگی است. وجود مشکلات زناشویی علاوه بر ضروری ساختن وجود متخصصین در امر درمان زناشویی، لزوم مداخلات پیشگیرانه برای رفع مشکلات بالقوه قبل از ورود متخصصین در امر درمان زناشویی، لزوم مداخلات پیشگیرانه برای رفع مشکلات بالقوه قبل از حادث شدنشان را نیز ضروری می سازد. ضرورت داشتن شیوه نامه های آموزشی - روانی که مبتنی بر فرهنگ و ارزش های آن جامعه باشد نقش مؤثری در ارتقا بهداشت روانی اعضای خانواده خواهد داشت. ضرورت پژوهش حاضر نیز در راستای این نقش تعریف می شود. روش: پژوهش حاضر از لحاظ رویکرد کیفی، از نظر هدف کاربردی، از لحاظ پارادایم تفسیری و از نظر روش مطالعه اسنادی می باشد. در روش پژوهش اسنادی، محقق به دنبال بررسی اهداف ذهنی و درک مقاصد پنهان یک متن نمی باشد. در روش اسنادی، تلاش پژوهشگر این اس ت که از درک مقاصد و انگیزه های اسناد، یا تحلیل های تأویلی یک متن، بیرون آمده و آن را به عنوان گفتمان نوشتاری نویسنده و زبان مکتوب، قبول کرده و مورد استناد قرار دهد (مهرطلب و همکاران، 1402). در پژوهش حاضر برای مطالعه ی اسنادی، از روش هفت گامی (ساندلوسکی و باروس، 2006؛به نقل از مهرطلب و همکاران، 1402) استفاده شده است. این مراحل عبارتند از: مرحله اول: تنظیم سؤال های پژوهش؛ مرحله دوم: مروری بر پیشینه؛ مرحله سوم: انتخاب متون مناسب؛ مرحله چهارم: استخراج اطلاعات متون؛ مرحله پنجم: تحلیل و ترکیب یافته های کیفی؛ مرحله ششم: کنترل کیفیت. سؤال های مورد بررسی در پژوهش حاضر عبارت بودند از: 1. مؤلفه های اصلی شادکامی مبتنی بر آموزه های اسلامی کدام ها هستند؟ 2. مؤلفه های فرعی شادکامی کدام ها هستند؟ منظور از پیشینه، هم پیشینه نظری و هم پیشینه پژوهشی می باشد. در این مرحله کتاب ها، مقالات، پایان نامه و رساله های مرتبط با شادکامی، کیفیت زتدگی مبتنی بر آموزه های اسلامی توسط پژوهشگر جمع آوری شد. از بین مقالات، پایان نامه، رساله و کتب انتخاب شده، تعداد 29 کتاب و مقاله مورد استفاده قرار گرفت. یافته ها: ازدواج و تشکیل خانواده یک اصل اساسی برای دوام و بقای جوامع است که بستر تربیت اجتماعی و شکل گیری شخصیت فردی را فراهم می کند. ازدواج باید معیارهایی برای سنجش موفقیت یا شکست داشته باشد. در زمینه تهیه برنامه شادکامی اسلامی می توان به پژوهش زارع مبارک آبادی و همکارن (1401) و در زمینه ساخت و پرسشنامه شادکامی اسلامی به پژوهش آذربایجانی و علی محمدی (1389) اشاره نمود. در این پژوهش محققین سعی نمودند با انجام تحلیل استادی، عوامل سازنده و آسیب رسان شادکامی زناشویی براساس آموزه های اسلامی را شناسایی نمایند. با بررسی آیات و روایات و مطالعه متون معتبر، می توان عوامل موثر بر شادکامی زناشویی را در دو حیطه: الف) عوامل سازنده و ایجاده کننده شادکامی زناشویی. ب) عوامل مخرب و محدود کننده شادکامی زناشویی نام برد. نتایج نشان داد که شادکامی زناشویی براساس آموزه های اسلامی دارای دو مفهوم فراگیر به نام: الف) عوامل سازنده شادکامی زناشویی. ب) عوامل محدودکننده شادکامی زناشویی می باشد. عوامل سازنده شادکامی دارای شش مضمون سازمان دهنده (خردورزی، باورهای دینی، کارهای شایسته و اخلاق نیکو، عبادت ها، عناصر مادی و لذت های طبیعی و آیین همسرداری و بهداشت خانه) و دارای 52 مضمون پایه است. بحث: تأثیر شادکامی و سلامت روانی همسران در ثبات و پایداری رابطه زناشویی بسیار ضروری می باشد؛ بخاطر اینکه شادکامی و رضایت زوجین زمینه مواجه شدن مدبرانه و عاقلانه با بسیاری از چالش های زندگی زناشویی را فراهم می نماید که همین امر، تضمین کننده دوام و پایداری رابطه زناشویی می باشد. شادی باعث رشد آگاهی، خلاقیت و فعالیت فرد شده و روابط اجتماعی افراد را تسهیل می کند (لاورنس و همکاران، 2019). عده ای از محققان عقیده دارند انسان های بانشاط و شادکام افرادی هستند که در سنجش اطلاعات سوگیری مثبت دارند (توماس، جی.ان.، آلپر، بی. ا.، و گلیسون، اس، 2017). انسان های بانشاط و شادکام افرادی برونگرا، خلاق، سالم، فرهیخته، دارای روابط انسانی و دوستانه پایدار و با دوام و نگرش های مذهبی محکم هستند (راجپات، 2017). برخی از نظریه پردازان و پژوهشگران، نائل آمدن به نشاط و شادکامی را از طریق توجه به هدف های معنوی، مذهبی، ارزش ها، نیازهای اساسی، معنادار بودن زندگی و علاقه و محبت به خدا امکان پذیر می دانند و عقیده دارند افراد مذهبی با داشتن چنین عقاید و ارزش های متعالی، می توانند نشاط، سلامت و شادکامی خود را ارتقا دهند (وید، جی بی، هیز، آر بی، وید، جی. اچ، بکنشتاین، جی. دبلیو، ویلیامز، ک. دی، و باجاج، جی. اس، 2018). این در حالی است که داشتن ارزش و معنا در زندگی، احساس تعلق به منبعی والا و امید داشتن به خداوند متعال، از راهبردهایی می باشد که این افراد می نوانند در مقابله و برخورد با چالش ها و مشکلات زندگی، استرس کمتری را تجربه کنند. بانشاط بودن و شاد زیستن بلندمدت و کوتاه مدت تحت تأثیر فاکتورهای درونی و برونی فراوانی می باشد و معنویت، دینداری از طریق تقویت عوامل درونی از جمله یافتن معنا در زندگی و مفاهیمی از قبیل: بخشش، صبر، توکل، امیدواری، علاقه اجتماعی، شکرگزاری و قدردانی، مهربانی و تاب آوری می تواند زمینه ساز نشاط و شادکامی در انسان باشد (دب، اس.، توماس، اس.، بوز، ا.، و اسواثی، تی، 2020). خدامحوری از مهم ترین معیارهای شادی و نشاط در قرآن و روایات است. در سبک زندگی اسلامی عمق عواطف، نگرش های فرد و اعتقادات وی سنجیده نمی شوند، بلکه رفتارهای فرد مورد سنجش قرار می گیرند. نخستین گام به منظور بهبود بخشیدن به روابط خانوادگی سالم برنامه های آموزش زودهنگام است. ضرورت پژوهش حاضر نیز در راستای این نقش تعریف می شود. نتایج بدست آمده برای تدوین شیوه نامه آموزشی - روانی شادکامی مبتنی بر آموزه های اسلامی توسط پژوهشگر مورد استفاده قرار خواهد گرفت.
۴۴۳۷.

واکاوی مولفه های تمدن سازی در دانشگاه و آموزش عالی از دیدگاه امام خمینی (ره)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۳۳
در جوامع امروزی دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی به عنوان یکی از کلیدی ترین نهادهای ساختاری، در جهت توسعه و رشد همه جانبه به شمار می رود. چرا که تحول جوامع با آموزش انسان های آن جامعه گره خورده است و بر اساس نظام آموزشی و تربیتی یک جامعه، نظم و انضباط اجتماعی حالت نهادی به خود می گیرد و عامه مردم خصوصا جوانان به طرف فرهنگ ترقی و توسعه حرکت می کنند. در همین راستا هدف پژوهش حاضر بررسی مولفه های تمدن سازی در دانشگاه و آموزش عالی از دیدگاه امام خمینی(ره) می باشد. این پژوهش با روش فراترکیب انجام شد که برای تجزیه و تحلیل اطلاعات، از روش هفت مرحله ای فراترکیب سندلوسکی و باروسو استفاده شد که مبتنی بر راهبرد جستجوی منابع، 29 منبع از 312 منبع برای فراترکیب نهایی مناسب بود. یافته های پژوهش نیز 8 مقوله اصلی شامل استقلال، بصیرت و اقدام آگاهانه، انسان سازی، تخصص علمی، شناخت مبانی دینی، اعتلای کشور، مردم محوری و وحدت می باشد که در قالب یک چارچوب منسجم از بیانات امام خمینی در طول سالهای انقلاب تدوین و در نهایت پیشنهاداتی به سیاست گذاران حوزه آموزش عالی ارائه گردید.
۴۴۳۸.

نقش حوزه علمیه قم در آموزش و پرورش در سده اخیر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۹۰
مقدمه و اهداف: در تاریخ تمدن اسلامی، تفکیک نهادی میان علم دینی و علم بشری سابقه ای طولانی ندارد و تا قرون متمادی، مراکز آموزشی دینی متولی آموزش طیف وسیعی از دانش ها، اعم از علوم نقلی، عقلی و تجربی بوده اند. در ایران نیز، حوزه های علمیه و مدارس دینی نقش محوری در آموزش عمومی و عالی ایفا می کردند و بسیاری از دانشمندان بزرگ، هم زمان صاحب نظر در دین و علوم گوناگون بودند. با این حال، از اواخر دوره قاجار و به ویژه در عصر پهلوی، به تدریج فرایند تفکیک نهاد دین از نظام رسمی آموزش و پرورش شکل گرفت و الگوی آموزشی غرب محور جایگزین الگوی سنتی شد. این تحول، اگرچه موجب گسترش آموزش نوین گردید، اما به تضعیف حضور دین و ارزش های دینی در نظام تعلیم و تربیت انجامید. در چنین بستری، حوزه علمیه قم به عنوان مهم ترین مرکز علمی شیعه، همواره تلاش کرده است نقش تاریخی و تمدنی خود را در عرصه تعلیم و تربیت حفظ و بازتعریف کند. اهمیت بررسی این نقش از آن جهت است که آموزش و پرورش یکی از اصلی ترین عرصه های تحقق تربیت دینی و انتقال ارزش های اسلامی به نسل جدید به شمار می آید. هدف اصلی این پژوهش، ترسیم تصویری جامع و تحلیلی از نقش آفرینی حوزه علمیه قم در آموزش و پرورش ایران در سده اخیر و تبیین سیر تحول این نقش در دوره های مختلف تاریخی است. پژوهش می کوشد نشان دهد که این نقش آفرینی چگونه از فعالیت های پراکنده و فردمحور به تعاملات ساختارمند و نهادمند تبدیل شده و چه فراز و نشیب هایی را تجربه کرده است. روش: پژوهش حاضر از نظر روش شناسی، توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر مطالعات اسنادی و تاریخی است. داده های تحقیق از طریق بررسی اسناد رسمی، تفاهم نامه ها، گزارش های نهادی، مصوبات قانونی، آثار مکتوب، خاطرات و تحلیل های مرتبط با تعامل حوزه علمیه قم و وزارت آموزش و پرورش گردآوری شده است. در این پژوهش، با رویکرد تاریخی-تحلیلی، تحولات نقش حوزه علمیه قم در آموزش و پرورش طی سده اخیر در قالب پنج دوره زمانی متمایز بررسی شده است. این دوره بندی براساس نقاط عطف نهادی، تغییرات ساختاری، و تحولات سیاست گذاری در هر مقطع صورت گرفته است. در مرحله توصیف، مهم ترین اقدامات، نهادها، افراد تأثیرگذار و برنامه های مشترک حوزه و آموزش و پرورش در هر دوره شناسایی و گزارش شده و در مرحله تحلیل، میزان اثرگذاری، سطح نهادمندی، و جهت گیری کلان این تعاملات مورد ارزیابی قرار گرفته است. روش تحلیل داده ها، تحلیل کیفی و مقایسه ای بوده و تلاش شده است ضمن پرهیز از نگاه صرفاً گزارش محور، الگوهای غالب، روندهای صعودی یا نزولی و چالش های پایدار تعامل حوزه و آموزش و پرورش استخراج شود. این روش امکان ارائه تصویری کلان از سیر تطور نقش حوزه علمیه قم و ارزیابی جایگاه کنونی آن در نظام آموزش و پرورش کشور را فراهم ساخته است. نتایج : یافته های پژوهش نشان می دهد که نقش حوزه علمیه قم در آموزش و پرورش طی سده اخیر را می توان در پنج دوره اصلی تبیین کرد. دوره نخست، دوران پیش از انقلاب اسلامی است که نقش حوزه عمدتاً به صورت پراکنده و فردمحور و در واکنش به گسترش نظام آموزشی سکولار شکل گرفت؛ هرچند در سال های پایانی این دوره، با فعالیت های شهیدان بهشتی، باهنر و مطهری، همکاری های مؤثرتری در حوزه تألیف کتاب های درسی و تأسیس مدارس دینی-نوین پدید آمد. دوره دوم، از پیروزی انقلاب اسلامی تا سال ۱۳۸۵، دوره همگرایی ارزشی و تلاش برای اسلامی سازی آموزش و پرورش است. در این مقطع، دین مسئولیت اجتماعی آشکارتری یافت و حضور حوزویان در بازنگری محتوای درسی، ساختارهای تربیتی و نهادهای تصمیم ساز افزایش یافت، هرچند این تعاملات هنوز فاقد انسجام نهادی کامل بود. دوره سوم، با تشکیل ستاد همکاری های حوزه های علمیه و آموزش و پرورش از سال ۱۳۸۵، نقطه عطفی در ساختارمند شدن این تعاملات محسوب می شود. در این دوره، همکاری ها در قالب کمیته های تخصصی، تفاهم نامه ها، همایش ها و برنامه های مشترک در حوزه های نیروی انسانی، پژوهش، تألیف کتب درسی و فعالیت های پرورشی توسعه یافت. دوره چهارم، دوره تثبیت نسبی و تلاش برای نهادینه سازی همکاری ها در سطوح استانی و ملی است و دوره پنجم، از سال ۱۳۹۵ تاکنون، دوره گسترش سیاست گذاری ها و اجرای گسترده طرح های مشترک با رویکرد راهبردی و کلان محسوب می شود. بحث و نتیجه گیری : تحلیل سیر تاریخی نقش حوزه علمیه قم در آموزش و پرورش نشان می دهد که این نقش آفرینی، روندی تدریجی و عمدتاً صعودی داشته است. حوزه علمیه قم توانسته است از جایگاه کنشگری واکنشی و محدود، به یک بازیگر نهادی و اثرگذار در سیاست گذاری، برنامه ریزی و اجرای بخشی از فعالیت های تربیتی نظام آموزش و پرورش ارتقا یابد. شکل گیری ستاد همکاری ها و تدوین اسناد راهبردی را می توان از مهم ترین دستاوردهای این فرایند دانست. با این حال، نتایج پژوهش حاکی از آن است که علی رغم دستاوردهای قابل توجه، فاصله معناداری میان وضعیت موجود و وضعیت مطلوب تعامل حوزه و آموزش و پرورش وجود دارد. چالش هایی همچون محدودیت ظرفیت های اجرایی، ناهماهنگی های نهادی، تغییرات مدیریتی، و عدم بهره برداری کامل از توان علمی و پژوهشی حوزه، مانع از تحقق حداکثری اهداف شده است. بر این اساس، تقویت پیش نیازهای نهادی، بالفعل سازی ظرفیت های بالقوه حوزه های علمیه، تربیت نیروی انسانی متخصص و متناسب با نیازهای آموزش و پرورش، و رفع موانع ساختاری و فرهنگی، از مهم ترین الزامات ارتقای نقش حوزه علمیه قم در این عرصه به شمار می آید. تحقق این اهداف می تواند به تعمیق تربیت اسلامی و ارتقای کیفیت نظام تعلیم و تربیت کشور منجر شود. تقدیر و تشکر: نویسنده بر خود لازم می داند از کلیه اندیشمندان، پژوهشگران و مدیران حوزه علمیه قم و وزارت آموزش و پرورش که اسناد، تجربیات و دیدگاه های آنان در انجام این پژوهش مؤثر بوده است، قدردانی نمایند. تعارض منافع: نویسندگان اعلام می دارند که در انجام این پژوهش هیچ گونه تعارض منافع شخصی یا سازمانی وجود نداشته است.
۴۴۳۹.

بررسی مبانی فلسفی آموزه های تربیتی وصیت نامه شهید حاج قاسم سلیمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۲۴
وصیت نامه شهدا بدلیل معرفت باطنی آن ها مبتنی بر مبانی فلسفی عمیقی است. هدف این مقاله کشف مبانی فلسفی آموزه های تربیتی مندرج در وصیت نامه شهید حاج قاسم سلیمانی جهت ارائه راهکارهای تربیتی است. پژوهش حاضر بنیادی و روش مطالعه از نوع توصیفی و تحلیلی می باشد. بیان مبانی فلسفی آموزه های تربیتی و سیره عملی شهید سلیمانی در کشف اصول تربیتی شاخص و مقابله با تغییرات فرهنگی و شناختی موجود در جامعه ضرورت دارد. یافته های تحقیق نشان می دهد در وصیت نامه شهید سلیمانی به لحاظ هستی شناسی، خداوند مبدأ هستی، یگانه رب موجودات و صرفا وجود او مستقل است و انسان هم چون سایر موجودات، عین فقر و نیاز مطلق به خداوند است. انسان با توجه به فطرت خداجو و اراده خویش و با عنایت به نعمت های الهی، قادر به کسب کرامتی است که با آن می تواند مصداقی از اسوه های الهی در مسیر تعالی و رشد سایر انسان ها قرار گیرد. مسأله معرفت یقینی شهید، نقش امید، و عوامل معرفت بخشی چون گریه بر اهل بیت پیامبر(ص) از مهم ترین مبانی معرفت شناختی آموزه های تربیتی وصیت نامه اوست. توجه ایشان به مسأله حیات طیبه و ارزش های اخلاقی ازجمله مبانی ارزش شناختی تربیت در وصیت نامه ایشان است.
۴۴۴۰.

بررسی میزان تأکید بر شیوه های اندیشه ورزی در پرسش های خود ارزیابی کتاب فارسی پایه نهم، بر اساس سیاست های کلی ایجاد تحول در نظام آموزش و پرورش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۲۰۲
هدف از این تحقیق، سنجش میزان توجه مؤلفین کتب درسی به ارتقاء انواع اندیشه ورزی دانش آموزان و تأکید بر شیوه های آن، متناسب با سن آن ها مبتنی برجزء دو، سه و هفت بند چهارم سیاست های کلی ابلاغی مقام معظم رهبری در زمینه ایجاد تحول در نظام آموزش و پرورش کشور می باشد. در این پژوهش درس های اصلی کتاب فارسی پایه نهم و بخش خود ارزیابی آنها طبق مؤلفه های تفکر خلاق، تفکراستدلالی، حل مسأله، اصلاح تفکر نادرست، تفکر انتقادی و فراشناخت موردبررسی قرار گرفته است. روش پژوهش از نظر هدف تحقیق؛ کاربردی، از نظر رویکرد؛کیفی، از نظر جمع آوری داده ها؛ اسنادی- کتابخانه ای و شیوه بررسی مطالب توصیفی- تحلیلی است. نتایج پژوهش بیانگر آن است که کتاب فارسی پایه نهم در حد قابل قبولی توانسته است در گسترش و آموزش فرهنگ تفکر مطابق با سند یاد شده مؤثر واقع شود. متن درس ها با مفاد سند در زمینه کاربرد روش های یاددهی، یادگیری متنوع و مطلوب، انطباق دارد. بالاترین میزان کاربرد شیوه های تفکر در محتوای دروس، تفکر استدلال تمثیلی با 71/25% و پایین ترین میزان کاربرد آن، تفکر اصلاح باورهای نادرست با 85/2% می باشد. از شیوه تفکر فراشناخت نیز استفاده ای نشده است. در بخش خود ارزیابی نیز از تفکر استدلالی بیشترین استفاده با فراوانی 6/26%، و ازتفکر اصلاح باورهای نادرست با 2/2%، کمترین بهره برده شده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان