تعلیم و تربیت با رشد و کمال انسان و زندگى شایسته او سروکار دارد. ازآنجاکه انسان موجودى است پیچیده، تعلیم و تربیت او نیز پیچیده و مستلزم تمهید مقدمات فراوان و بهره گیرى از روش هاى تربیتى مؤثر است. بدین روى، براى سامان دهى به تعلیم و تربیت، باید از منابع غنى و باارزشى همچون قرآن کریم و اولیاى دین و معصومان علیهم السلام استفاده کرد. این تحقیق با هدف بررسى و تبیین روش هاى تربیتى مبتنى بر پرورش بعد عقلانى در «صحیفه سجادیه» و با روش توصیفى تحلیلى صورت گرفته است. نتایج تحقیق بیانگر این است که «صحیفه سجادیه» جایگاه فوق العاده اى براى انسان قایل است. به همین دلیل، برنامه ها و روش هاى تربیتى مطمئنى براى تربیت انسان ها و سعادت و رستگارى بشر معرفى مى کند که با به کاربستن آنها، انسان به سوى سعادت واقعى رهنمون مى شود. در این زمینه، روش هاى تربیت عقلانى از جمله، تزکیه، تعلیم حکمت، مشاهده، عبرت آموزى، تجربه اندوزى، پرسش و پاسخ و مانند آن از این کتاب استخراج گردیده است.
این مقاله با هدف بررسی مفاهیم اخلاقی و ضداخلاقی در پویانمایی ها تهیه شده است. در این پژوهش از روش تحلیل محتوا استفاده شده است؛ به این منظور تعدادی از پویانمایی های ایرانی و خارجی انتخاب شدند و در هنگام تماشای هر یک از آنها پرسشنامه ای تکمیل گردید. نتایج عبارتند از: در پویانمایی های ایرانی و ایرانی خارجی از میان مفاهیم اخلاقی کمک به نیازمندان در رتبه اول؛ تلاشگری در رتبه دوم و کارگروهی در رتبه سوم، در پویانمایی های خارجی از میان مفاهیم اخلاقی کمک به نیازمندان در رتبه اول؛ تلاشگری به همراه کارگروهی در رتبه دوم و خوش اخلاقی در رتبه سوم قرار داشتند. در پویانمایی های ایرانی مفاهیم اخلاقی در مقایسه با پویانمایی های خارجی بیشتر بود. در پویانمایی های ایرانی، خارجی و ایرانی خارجی از میان مفاهیم ضد اخلاقی بی احترامی به حقوق دیگران در رتبه اول؛ دروغگویی در رتبه دوم و افراط و زیاده خواهی در رتبه سوم قرار داشتند. در پویانمایی های ایرانی مفاهیم ضداخلاقی در مقایسه با پویانمایی های خارجی کمتر بود. این تفاوت ها با استفاده از روش آماری آزمونt گروه های مستقل معنی دار نبود. همچنین در پویانمایی های ایرانی و ایرانی خارجی مفاهیم اخلاقی از مفاهیم ضد اخلاقی بیشتر بود و در پویانمایی های خارجی برعکس بود.
حُزن و اندوهِ شدید و مداوم، از جمله بیمارى هاى روحى و اخلاقى است که آسیب هاى گوناگونى را در جسم، جان و رفتار آدمى بر جاى مى گذارد. درمان این بیمارى، از دغدغه هاى اندیشمندان علوم اسلامى و پژوهشگران روان شناسى بوده است. از منظر قرآن و حدیث نیز، یکى از راه هاى از میان بردن حُزن در زندگى، «توکّل به خدا» معرفى شده است.
پرسش اساسى این است که توکّل، چگونه باعث برطرف شدن حُزن و افزایش شادکامى انسان در سختى هاى زندگى مى شود؟ مقاله حاضر با روش کتابخانه اى و تحلیل محتوا، به تبیینِ مفهوم توکّل و کاربرد آن در «حُزن زدایى» مى پردازد و پس از مطالعه و بررسى متون اسلامى (قرآن و حدیث) به این نتیجه مى رسد که توکّل و اعتماد به خداوند، با تغییر و اصلاح شناخت آدمى در حوزه هاى عاطفى و رفتارى انسان تأثیر مى گذارد که حاصل آن، صبر در ناملایمات، زهد در تمایلات و شادابى و تلاش در کارها خواهد بود. نتیجه اینکه براى رهایى از اندوه، باید «توکّل به خدا» را در انسان ها به وجود آورد.