یُعدُّ الحدیث النبوی ناقلاً للسنه، وهو کأی خبرٍ آخر یحتمل الصدق والکذب؛ لذا فإن الاستفاده منه تحتاج إلى تقییم. ومن أجل توظیف سنه رسول الله صلى الله علیه وسلم المتجلیه فی آثار الحدیث لدى أهل السنه، واستخدام هذا التراث فی سیاق المناظرات العلمیه، یبدو من الضروری التمییز بین الصحیح والسقیم فی طرق إثبات العداله والضبط. والمعیار الأکثر شیوعاً وأهمیه لدى أهل السنه لتقییم الحدیث هو السند. ولإثبات صحه السند، یجب إثبات عداله الراوی. تتناول هذه المقاله، وفق المنهج الوصفی التحلیلی، تحلیل وتقییم وتصنیف الاستراتیجیات المقدمه من قبل أهل السنه لإثبات عداله رواه الحدیث. ومن بین الاستراتیجیات المقبوله فی هذا المجال: الاشتهار بالعداله حسب القراءه المشهوره، وفحص سلوک الراوی وکلامه من قبل معاصریه، وتصریح واحد أو اثنین من العادلین بعداله راوٍ واحد أو عده رواه. فی حین یمکن اعتبار روایه الشیخین عن الراوی، وروایه الأجلاء عن الراوی – حسب قراءه ابن بزّار وابن حبان –، واشتهار الراوی حسب تقریر ابن عبد البر، من بین الاستراتیجیات غیر المقبوله. وأخیراً، تم التطرق إلى تصنیف هذه الاستراتیجیات من حیث عمومیتها أو خصوصیتها، ومن حیث مبانیها الفلسفیه.
مقاله حاضر با روش توصیفی- تحلیلی به نقش، جایگاه و حدود عقل و نقل در شرح روایات توحیدی اصول کافی در سخنان علامه مجلسی و عملکرد او در استفاده از این دو منبع فهم دین می پردازد. روش وی در این موضع سه گونه است: وی در فهم مباحثی نظیر اثبات ذات خداوند و اوصاف کمالی او مانند علم، قدرت و حکمت قائل به روش عقلی است؛ در مباحثی همچون عینیت صفات با ذات و تنزه از جسمانیت، زمان و مکان، قائل به هر دو روش نقلی و عقلی است و در مباحثی نظیر حضوری یا حصولی بودن علم الهی و شبهات قضا و قدر صرفا روش نقلی را می پذیرد. تعریف ها و تبیین های ارائه شده از سوی او علاوه بر این که نظام مندی وی در روش عقلی و نقلی را بازگو می کند، ردی بر نظریاتی است که به نحو مطلق بر عقل گرایی او تاکید دارند و یا نقل گرای افراطیش خوانده اند.
روش شناسی کاشف الغطاءبر شرح نهج البلاغه «محمدعبده» مدلی روش مند در راستای معرفی علمی این اثر است و از آن جهت که نوع نگاه کاشف الغطاء را در تعلیق ها نشان می دهد حائز اهمیت است. گونه های تفسیری و تعلیقی کاشف الغطاء متعدد است، در بخشی از آن به شرح و تبیین کلام علی و یا کلام شارحان پرداخته است، و در شرح خود به سیاق کلام، قواعد ادبی و بلاغی توجه ویژه ای داشته است، نقد گفتار شارحان برمبنای عصبیت شارحان و نیز خروج بی دلیل از دلالت ظاهری کلام جزو اشکال های اساسی است که کاشف الغطاء مطرح کرده است، البته هم سویی با شارحان نیز در مواردی از تعلیق ها قابل ملاحظه است، انتخاب شرح محمد عبده ورویکرد کاشف الغطاء در مواجهه با این اثرگویای نگاه تقریبی وی بوده و می تواند در راستای وحدت فکری مسلمانان اثرگذار باشد.
بازسازی کتب مفقود حدیثی شیعه، اگرچه با اتخاذ الگویی نظام مند، در اغلب موارد به محتوای یک اثر حدیثیِ مفقود منجر می شود، اما گاه به رغم پیاده سازی همه مراحل بازسازی، ممکن است ابهام در نقش تألیفی یا انتقالی مؤلِّف، یا ابهام در عنوان تألیف، تنقیب به اثر مفقودِ مدّنظر را ناتمام یا مجمل بگذارد. این دو معضل که از آنها با عنوانِ «اجمال در تعیین مؤلِّف» و «اجمال در تعیین مؤلًّف» یاد می شود، به طور همزمان در فرایندِ بازسازیِ کتاب الغیبه ابن سماعه، محدث مشهور نسل سوم واقفه، بروز می نماید. این امر در حالی است که ابتدائاً شرایطِ بازسازی غیبت نگاری او تماماً فراهم به نظر می رسد. زیرا اولاً أسانیدِ منتهی به او در باب مهدویت، با سلسله إسناد یکسان، و با بسامد قابل اعتنایی در مهم ترین کتب غیبت متقدم ثبت شده و ثانیاً در برخی موارد، طرق منتهی به او، با طریق یاد شده برای مکتوبات وی در فهرستین، یکسان است. اگر چه دو معضل یادشده، بخش عمده ای از بازسازی اثر مذکور را ناتمام می گذارد، اما با این همه، دقت در أسانید برجای مانده از ابن سماعه، فواید حدیثی و کلامی قابل اعتنایی را دربردارد.
حدیث «إِنَّ اللَّهَ خَلَقَ آدَمَ عَلَى صُورَتِهِ» یکی از پرمناقشه ترین احادیث در حوزه الهیات، انسان شناسی و عرفان اسلامی است که در طول قرون متمادی، تفاسیر و تأویلات گوناگونی را در سنت های فکری مختلف برانگیخته است. پژوهش حاضر با رویکردی تطبیقی و تحلیلی، به بررسی تفسیر این حدیث در دو منظومه فکری برجسته عرفانی فلسفی، یعنی اندیشه محی الدین ابن عربی و روح الله خمینی می پردازد. مسئله اصلی تحقیق، فهم جایگاه انسان و مراتب وجودی او از منظر این دو متفکر است که در چارچوب مفاهیمی چون انسان کامل، خلافت الهی، و ظهور اسماء و صفات الهی، معنا می یابد. پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و با بهره گیری از منابع اصیل عرفانی و کلامی، نشان می دهد که هرچند زبان و قالب های بیانی این دو اندیشمند متفاوت است، اما هر دو در تلقی از حدیث مذکور، به نوعی از حقیقت انسان کامل به مثابه آینه تمام نمای اسماء و صفات الهی رسیده اند. این نگاه، نسبت وثیقی با نظریه تجلی، مراتب وجود و وحدت شهود در عرفان ابن عربی و ساحت های نفس در سلوک عرفانی خمینی دارد. یافته های تحقیق حاکی از آن است که در هر دو نظام فکری، حدیث خلقت بر صورت خدا نه تنها حامل معنایی جسمانی یا ظاهری نیست، بلکه مدخلی برای تبیین جایگاه انسان در هستی شناسی عرفانی و فلسفه وجودی او است.
خطبه فدکیه حضرت زهرا(س) به عنوان یکی از احتجاجات زنده علیه ظلم و طاغوت در طول تاریخ مورد توجه بوده و هست. یکی از مباحث عبارات آغازین خطبه به موضوع نبوت اختصاص دارد. بعضی از تحلیلگران از این عبارات به عنوان مقدمه ای برای ورود به بحث، به طوری که ارتباط چندانی با فضای کلی خطبه ندارد، عبور کرده اند. لذا در این پژوهش برای درک عمیق این عبارات و ارتباط آن با مبحث کلی خطبه، از میان روش های تحلیل گفتمان، نظریه تحلیل گفتمان پدام (PDAM) به عنوان نظریه ای بومی و روشمند بر مبنای بینش اسلامی انتخاب شد. فراز نبوت خطبه با این روش که به کشف روابط پیچیده تولید متن و ناگفته ها و معنای آشکار و پنهان متن می پردازد، در پنج فضای ساختاری، معنایی، ارتباطی، گفتمانی و فراگفتمانی برررسی و تحلیل شد و این نتیجه حاصل گردید که حضرت زهرا(س) یکی از عوامل انحرافات بعد از رحلت پیامبر(ص) را عدم معرفت حقیقی و عمیق به مقام نبی و نبوت و اهداف آن می دیده است. ایشان با بینشی فرانگرانه که برخاسته از علم فوق بشری است، مقام نبی و نبوت را طرح و برنامه خداوند پیش از خلقت بیان می کند و با بیان تحولات عظیمی که با بعثت انجام شد، گفتمان رقیب را که با محوریت حاکمیتی جلوه دادن مقام نبوت و شخصی سازی دستورات نبی است، به حاشیه می راند. همچنین با بیان انتساب خود در این فراز، به تثبیت جایگاه معنوی اش می پردازد که پیامبر(ص) بارها معرفی کرده بود.
معاد جسمانی یکی از مهم ترین اعتقادات دینی در حیات بشری است. در دین اسلام نیز این مسئله به عنوان یکی از مسائل بااهمیت، حجم قابل توجهی از منابع دین را به خود اختصاص داده است. آیات قرآن کریم و روایات معصومان k به معاد جسمانی توجه ویژه داشته و در موارد متعدد به تبیین و تحلیل آن پرداخته اند. با وجود این، کیفیت معاد جسمانی و اینکه مفاد آیات و روایات، معاد جسمانی با جسم عنصری است یا جسم مثالی، مورد اختلاف اندیشمندان اسلامی قرار دارد. یکی از منابع روایی مهم در مسئله کیفیت معاد جسمانی، روایات منقول از امام صادق t است که در این نوشتار به بررسی دلالی آن ها پرداخته شده است. این نوشتار با بررسی دلالی این روایات به این نتیجه می رسد که روایاتی که از امام صادق t درباره کیفیت معاد جسمانی نقل شده، ظهور قوی در معاد جسمانی عنصری دارند و بدن های محشور در قیامت را به نحو عنصری تصویر کرده اند.
گرچه تعاریف فراوانی برای کفر بیان شده است، ولی تفکیک و تبیین دقیق معنای کفر و ارائه تعریفی جامع بر اساس روایات، از نیازهای مطالعاتی است، چه این که «کفر» از واژه های کلیدی است که نقش تعیین کننده ای در سرنوشت فرد و جامعه دارد. کفر در نگاهی کلی، به معنای موضع گیری منفی در قبال دین و آموزه های آن است. شناخت دقیق این اصطلاح، در گرو بررسی مفهوم و کاربرد آن در آیات قرآن و روایات است. این مقاله که به شیوه توصیفی - تحلیلی سامان یافته است به دسته بندی، اعتبارسنجی و تحلیل دلالی و در نهایت، جمع بندی روایات مربوط به تعریف کفر در کتاب «الایمان و الکفر» کافی می پردازد. این جستار تلاش دارد به این پرسش پاسخ گوید که آیا کفر در روایات به معنای ایجابی (کنش منفی فعالانه) است یا به معنای سلبی (عدم واکنش مثبت، بدون لزوماً داشتن واکنش منفی)؟ یافته های پژوهش نشان از آن دارد که «کفر» در کاربرد روایاتِ یادشده بیشتر به کنش منفی فعالانه و آگاهانه در برابر دین، به معنای ترک عمل همراه با استخفاف و به رغم اقرار به درستی آن، عصیان گری و اصرار بر مخالفت با خداوند، ترک عمدی واجبات، تغییر دستورات الهی، انکار ولایت اهل بیت(ع) اشاره دارد. بنابراین، عدم پذیرش دین یا تردید در آموزه های دینی، تا زمانی که موضع گیری فعالانه و آگاهانه ای در برابر آن وجود نداشته باشد، به عنوان کفر محسوب نمی شود.
قاعد ه نفی سبیل بر بسیاری از قواعد فقهی حاکم بوده و بسیاری از روابط فردی و اجتماعی و حتی رابط ه دولت اسلامی با دولت های غیراسلامی در زمینه های مختلف فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و... را تحت پوشش قرار می دهد. برای اثبات این قاعده، ادل ه فراوانی اقامه شده است. مهم ترین مبنای روایی این قاعده، روایت «الْإِسْلَامُ یَعْلُو وَلَا یُعْلَى عَلَیْهِ» است که از مراسیل شیخ صدوق می باشد. پذیرش این روایت ازنظر سندی، نزد برخی مشروط به پذیرش مراسیل شیخ صدوق به عنوان مسانید و نزد برخی دیگر که قائل به پذیرش مراسیل شیخ صدوق نیستند، متکی بر عمل اصحاب است که آن را جبران کنند ه ضعف سند می دانند. بعضی دیگر نیز با ارائ ه راه حل هایی سعی در اثبات حجیت سندی این روایت داشته اند. به نظر می رسد هیچ یک از این امور مفید فایده نبوده و نمی تواند حجیت سندی روایت را اثبات کند؛ هرچند مفاد روایت را ازطریق عقل که از دیگر منابع استنباط است، به راحتی می توان اثبات کرد. ضرورت این پژوهش ازآن روست که نشان می دهد حجیت سندی روایات حتی دربار ه قواعد بسیار مهم و کاربردی مانند قاعد ه نفی سبیل تابع اصول شناخته شده است که در صورت فقدان آن ها نمی توان روایات را حجت دانست. این پژوهش که به روش توصیفی تحلیلی است، درصدد بیان اعتبارسنجی سندی روایت «الاسلام یعلو و لایعلی علیه» است.
عبارت «موتوا قبل أن تموتوا» حدیث مرسلی است که بیشتر نزد عارفان شهرت یافته و مستند آن ها در شکل گیری مفهوم «مرگ ارادی» گردیده و در ادبیات عرفانی اسلامی دارای جایگاه ویژه ای شده است. به رغم انتساب این روایت به رسول خدا(ص)، برخی معتقدند ساخته صوفیه است. در این پژوهش که با روش تحلیلی و شیوه کتابخانه ای صورت گرفته، تلاش شده است بر مبنای قواعد فهم و نقد حدیث، صدور یا عدم صدور این عبارت از رسول خدا(ص) روشن گردد. نگارنده ضمن تحلیل محتوا و فهم مراد و تفاسیر از این حدیث، در مقام اثبات این نتیجه است که گرچه کلیت متن روایتِ مورد بحث، پذیرفتنی است و با معارف قرآنی و روایی سازگاری دارد، اما بررسی های منبع شناسانه، واکاوی های محتوایی، تحلیل های تاریخی و نیز بروز نشانه های تحریف و تصحیف در متن آن، در اعتبار و حتی در حدیث بودن این عبارت تردید جدی ایجاد می کند.
یکی از مسائل مهم در کتب استدلالی رجالی متداول که در دوره های اخیر تدوین می شود، توجه به دلیل و مبنای قبول جرح و تعدیل های رجال شناسان درباره راویان است. از دیرباز، کیفیت مقبولیت و ارزش گذاری گفته های رجالیان متقدم در اعتبار اسانید روایات در میان فقها و رجالیان حائز اهمیت بوده و براین اساس مبانی متعددی در قبال حجیّت گفته های بزرگانی نظیر نجاشی و شیخ طوسی و ابن غضائری در مورد احوال راویان وجود دارد. مشهورترین مبانی میان فقهای معاصر، مسلک حجیّت خبر واحد و مسلک اطمینان است که برای هریک استدلال های متعدد اقامه شده و نقدهای گوناگون نیز بر آن ها وارد شده است. در برخی ادوار افرادی همچون محقق حلّی و شیخ حسن عاملی صاحب منتقی الجمان به سود مسلک و مبنای شهادت استدلال کرده اند. در این نوشتار که تقدیم می گردد، به روش توصیفی، تحلیلی و به صورت کتابخانه ای به بررسی و تحلیل هشت مبنای پذیرش قول رجالی پرداخته شده است.
کتاب های منسوب به سلیم بن قیس، تنها آثار تاریخی کلامی شیعی باقی مانده از قرن اول هجری قمری قلمداد می شوند، که به دلایل مختلفی مورد توجه و اهمیت واقع شده اند. از ویژگی های برجسته این کتاب ها، نقل حوادثی است که همواره میان شیعه و سنّی محلّ اختلاف و کشمکش بوده است. با توجه به مناقشات متعدد و متنوع پیرامون ابعاد گوناگون کتاب های سلیم، به نظر می رسد که اکنون لازم است این کتاب ها از جهات مختلف مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد؛ که یکی از آنها، بررسی گونه های مختلف نسخه های خطی کتاب های سلیم است. به نظر می رسد، بسیاری از مناقشات حول محور شخصیت سلیم و کتاب های منسوب به وی، با بررسی دقیق نسخه های خطی و اصالت آنها، و نیز روشن شدن ابهامات و تناقضات مرتبط در آن، روشن گردد؛ البته از سوی دیگر، حتی ممکن است ابهامات و اشکالات جدیدی را پیش روی محققان قرار دهد؛ که برای رد یا اثبات گزارش های تاریخی کلامی روایات سلیم، ناچار شوند ابتدا تکلیف این ابهامات نسخه شناسی کتاب ها را روشن نمایند. نگارنده در طی چهار مقاله، کلیاتی پیرامون نسخه های خطی کتاب های سلیم و مدل های مختلف آن ها را مطرح می کنیم؛ که مقاله حاضر، دومین آنها است، و به معرفی نسخه های «گروه ب» و شاخصه های این نسخ پرداخته است.
این تحقیق به بررسی نقش عزت در استمرار حکومت اسلامی به ویژه در بعد اقتصادی می پردازد. ابتدا معنای لغوی و اصطلاحی عزت مورد تحلیل قرار گرفته و سپس تأثیر آن در ایجاد استقلال اقتصادی و عدم وابستگی جامعه اسلامی به سایرین مورد تأکید قرار می گیرد. بررسی آیات قرآن نشان می دهد که تحقق عدالت، خدمت به مردم و فقرزدایی به عنوان ارکان اساسی عزت در حکومت اسلامی مطرح هستند. همچنین، به تأثیر مثبت مدیریت اقتصادی و بحران در حفظ و استمرار عزت کشور اسلامی اشاره می شود. یافته ها نشان می دهند که عدم رعایت عدالت و عدم خدمت به مردم می تواند منجر به ذلت و خوار شدن جامعه گردد و در نتیجه عزت و استمرار حکومت اسلامی در هاله ای از ابهام قرار گیرد. لذا، ایجاد نهادهای اقتصادی قوی و فقرزدایی، همراه با رفاه عمومی، می تواند منجر به عزت و شرافت جامعه شود و حکومتی با عزت پایدار ایجاد کند. این مقاله همچنین بر لزوم آگاهی و ایجاد شور و شعور در مردم برای مشارکت در فرآیند تولید و مصرف بهینه تأکید می کند تا رشد و توسعه اقتصادی جامعه اسلامی تسهیل گردد. در نهایت، نتایج تحقیق نشان دهنده ی این است که مدیریت صحیح و کارآمد در حوزه های مختلف اقتصادی، به ویژه در شرایط بحرانی، کلید دستیابی به عزت و استمرار حکومت اسلامی است.
محدث نوری در خاتم ه کتاب مستدرک الوسائل به طرح مباحثی نظیر علل اعتبار برخی کتب حدیثی، بررسی مشیخه الفقیه و التهذیبین می پردازد که می توان از میان آن، به مبانی وی در اعتبارسنجی روایات پی برد. با در نظر گرفتن مجموع مباحث مطروحه در این زمینه، مبانی ایشان در سه حوزه مبانی منبعی، سندی و متنی قابل تقسیم است. برای مثال، اعتقاد به اعتبار کتب حدیثی به دلایلی نظیر مقبولیت آن نزد علما، وجود روایات آن در اصول معتمد، منزلت بالای مؤلف، شهرت کتاب، معلوم الانتساب بودن کتاب، اطمینان از اصالت نسخه ازجمله مبانی منبعی وی به شمار می رود. این پژوهش به روش تحلیلی استنتاجی انجام شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که برخی از موارد مورد استناد وی در کسب اعتبار کتب، مانند شهرت کتاب، توجه به تألیف کتاب در زمان استقامت مؤلف و... واجد اعتبار علمی بوده و درمقابل، برخی دیگر نظیر اعتماد به کتاب به صرف اعتبار مؤلف آن، اعتبار مطلق اصول حدیثی و... از اعتبار علمی کافی برخوردار نبوده و قابل دفاع نیست.
هدف این پژوهش، واکاوی علل ناهمخوانی میان طول مصاحبت راویان معروف به مکثرین حدیث و تعداد روایات ایشان و تحلیل تعامل ساختارهای روایی، زمینه های فرهنگی و نظام فقهی در شکل گیری این پدیده است. این پژوهش در پی پاسخ به سه پرسش محوری است: مهم ترین بن مایه های روایی در روایات مکثرین کدام اند؟ چه نسبتی بین زمینه های فرهنگی-سیاسی قرن دوم هجری و شکل گیری این بن مایه ها وجود دارد؟ و این الگوهای روایی چه تأثیری بر نظام فقهی اهل سنت گذاشته اند؟ روش این پژوهش ترکیبی است و از تاریخ گذاری سندی برای تعیین زمان ظهور روایات، تحلیل بن مایه ها برای شناسایی الگوهای تکرارشونده، و مطالعه تطبیقی سنّت های حدیثی شیعه و اهل سنت استفاده می کند. یافته ها نشان می دهد مکثرین حدیث، نه به عنوان افراد تاریخی، بلکه به مثابه بن مایه های فرهنگی-روایی می باشند که با بهره گیری از محبوبیت اجتماعی آن ها در دوره اموی، به عنوان ابزاری برای انتقال احکام فقهی در قالب داستان های کوتاه مورد استفاده قرار گرفته اند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که این پدیده تحت تأثیر عواملی مانند قدرت ادبیات داستانی، خلأ نظام فقهی دوره اموی، و وارونگی ارزشی شکل گرفته است که از یک سو، به احیای سنّت نبوی و ایجاد وحدت نسبی در احکام فقهی انجامیده و از سوی دیگر، چالش هایی مانند تعارض روایات و کاهش نقش عقل در اجتهاد را به همراه آورده است.
در کتب فهارس به نگاشته های روایی فراوانی اشاره شده که بخش اعظم آن ها در طول زمان از بین رفته است. ازآن جاکه یکی از ملاک های قدما در اعتبار روایات، مصدر روایات است، وجود مصادر و منابعْ اهمیت دارد. ازاین رو مهم ترین گام در این مسیر بازسازی روشمند کتب مفقودشده است. حماد بن عثمان از فقیهان و محدثان طبقه دوم اصحاب اجماع است که کتاب وی مرجع بسیاری از کتب حدیثی شیعه از جمله کتب اربعه و منشأ صدور فتوا در اعصار گذشته تاکنون بوده است. این اثر که در فهرست شیخ طوسی با عنوان «کتاب» آمده است تا زمان ابن طاووس وجود داشته و او از آن با عنوان «اصل» یاد کرده است. لذا محتمل است بازسازی کتاب با احیای اصلی از اصول اولیه همراه باشد. در پژوهش حاضر که به روش فهرستی به بازسازی کتاب حماد برآمده است، مشخص گردید اصطلاح کتاب برای روایات حماد در فهرست شیخ طوسی عنوان عامی است که شامل اصل هم می شود. به علاوه، بنابه شواهد به دست آمده تعدادی کتب حدیثی مانند کتاب صلاه، کتاب زکات و غیره نیز برای حماد تأیید می شود.
در باره جایگاه سنت نبوی، «یُنبُل» معتقداست سنت نبوی خاستگاه وحیانی نداشته ولی فیصله بخش مشکلات بوده است.این نوشتار در صدد بررسی چهارادعای «یُنبُل» است: الف) فقدان خاستگاه وحیانی سنت.ب)مشکلات و فیصله بخشی سنت نبوی سنت.ج)هم عرضی سنت نبوی با قرآن. د)اصل بودن سنت نبوی و فرع شدن قرآن. نویسنده با کاربست روش توصیفی –تحلیلی به این نتیجه رسید که سنت نبوی خاستگاه وحیانی ندارد ولی با این تفاوت که پیامبر(ص) در رهبری مردم از سوی خداوند اختیاراتی به او تفویض شده که طبق آن، دستوراتی داده است.تصور ینبل ازفیصله بخشی سنت پیامبر(ص) صحیح نیست ؛زیرا حجیت سنت نبوی ایده ای است که در سال های پس از رحلت پیامبر(ص) شکل گرفته است. مستند ینبل در هم عرض بودن سنت با قرآن ، خبر واحدی است که به معصوم و صحابه منتسب نیست بلکه اساس آن ایده واجتهاد یکی از تابعین است.بنا بر این نمی توان از یک موردجزئی نتیجه کلی استنباط کرد . اصل بودن سنت و فرع بودن قرآن نیز دیدگاه برخی است و نمی توان آن را به همه مسلمانان نسبت داد و مثل ادعای پیشین نمی توان با یک خبر واحد آن را اثبات کرد.
اعتبارسنجی روایات به روش متاخران بر پایه ی توثیقات خاص و عام استوار است. یکی از این توثیقات عمومی «افتاء و عمل به روایات راوی» یا به تعبیری «تلقی به قبول روایات راوی» است. هدف این نوشته بررسی دیدگاه آیت الله خویی و آیت الله شبیری پیرامون این توثیق عام به عنوان نشانه ای بر وثاقت راوی نزد مفتی است. این مقاله در صدد است از طریق مطالعه ی کتابخانه ای و با روش توصیفی-تحلیلی به نقش «افتاء» در ارزیابی «یاسین ضریر» و به تبع در فتوای فقهی بپردازد. یافته ی این پژوهش نشان می دهد مرحوم خویی افتای مطابق روایات را قرینه ی «اعتماد مفتی به روایات» و یا کاشف از «اعتماد مفتی به راوی» از باب اصالت وثاقت می داند نه «توثیق مفتی نسبت به راوی»، آقای شبیری با شروطی قرینیت افتا بر توثیق را پذیرفته و بر خلاف خویی و از همین راه به وثاقت «یاسین ضریر» نزد «کلینی»، «صدوق»، «طوسی» و ... معتقد شده و بر پایه حجیت خبر عدلین در موضوعات، حجیت اطمینان نوعی و حجیت مطلق ظن قوی در رجال از باب انسداد خود نیز یاسین ضریر را توثیق کرده است، فرجام دیدگاه های پیش گفته، ناهمسویی در برخی فروع بوده است از جمله: محدوده ی طواف، جریان استصحاب برای احراز عدم پرداخت دیون متیقن میت.
از جمله مسائل و مباحثی که در عصر کنونی مورد توجه پژوهشگران حوزه های قرآنی و اسلامی قرار گرفته و اهمیت زیادی دارد، تحقیق و تصحیح و احیای نسخه های خطی بویژه در زمینه تفسیر قرآن کریم و همچنین احادیث گهربار اهل البیت: است. سلیم بن سلیمان گیلانی تنکابنی; عالم، محقق، مفسّر و فقیه شیعی اواخر قرن یازدهم و اوایل قرن دوازدهم هجری است. از ایشان دو اثر فقهی و تفسیری در دسترس است که اثر تفسیری وی با عنوان «تفسیر اهل البیت:» در سال 1107 هجری با رویکرد نقلی روایی تألیف شده و تنها یک نسخه خطی دو جلدی از آن به خط وی وجود دارد و تاکنون تحقیق و تصحیح و چاپ نشده است. لذا با توجه به اهمیت موضوع، در این پژوهش با بهره گیری از مطالعات و بررسی های کتابخانه ای به معرفی مفسّر و همچنین بررسی محتوایی و سبکی این نسخه خطی ارزشمند پرداخته شد.